لیلیان دیانا گیش (14 اکتوبر 1893 – 27 فبروری 1993) یک هنرپیشه، کارگردان و فیلمنامه نویس امریکایی بود.
گیش یک ستاره نامدار فلم از 1912 تا به دهه 1920 بود، که مخصوصاً با فلم های کارگردان دی دبلیو گریفیث سروکار داشت.
او همچنان فعالیت قابل ملاحظه تلویزیونی از اوایل دهه 1950 تا دهه 1980 انجام داده است، و دوران حرفه‌ای خود را با نقش منفی در مقابل بیت دیویس در 1987 در فلم کوسه‌ای اگست تمام کرد.
چندین نسل نخست گیش‌ها وزراء دنکارد بودند.
مادر آنها ماجیستیک کیندی کیچین را باز کرد، و دختران در فروش پاپ کُرن و شیرینی به مشتریان تیاتر قدیمی ماجیستیک که نزدیک خانه واقع بود کمک میکردند.
لیلیان هفده ساله به شیونی، اوکلاهما سفر نمود، جاییکه برادر جیمز، الفرید گرنت گیش و خانم اش، ماودی، زندگی میکردند.
پدرش در نورمان، اوکلاهما در 1912 وفات نمود، مگر او چند ماه قبل از این به اوهایو برگشته بود.
زمانیکه لیلیان و دوروثی بزرگسال شدند، آنها به تیاتر رو اوردند، و اکثراً در تولیدات مختلف سفر میکردند.
گیش روی صحنه ادامه به کار داد، و در 1913، در زمان یک دوش برای فلم یک شیطان کوچک، او بخاطر کمخونی افتید.
عملکرد او در این شرایط نابسامان سبب آسیب دوامدار به عصب اش در چندین انگشت شد.
او از استعدادهای بیانی او به گونه کامل استفاده کرد، که او را درحالیکه مبتلا به عذاب بود تبدیل به یک شیرزن کرد.
زمانیکه دی دبلیو گریفیث تیم خود را جابجا کرد او خواهر اش دوروثی را در یک فلم به نام عوض کردن شوهرش (1920)کارگردانی کرد.
او از گرفتن پول انکار کرد، درخواست یک مزد و فیصدی خیلی کمتر کرد تا استدیو بتواند کیفیت فلم ها را بالا برده — بهترین هنرپیشه ها، فلمنامه نویس ها و غیره را استخدام نمایند.
بسیاری از خانم های پیشتاز عصر خاموشی، مانند گیش و پیکفورد، شاداب و معصوم بودند، مگر در اوایل دهه 1930 (قبل از بکار بردن کامل صدا و قبل از انفاذ قانون تولید ویدیو) این نقش ها قدیمی پنداشته میشدند.
"لوئیس مایر می خواست رسوایی را به راه بیندازد ("او را  ضربه بزند و اساس اش را تخریب نماید") تا همدردی عمومی را برای گیش جلب کند، اما لیلیان نمی خواست هم روی پرده و هم در  عقب پرده  بازی کند و او به عشق اولش، تئاتر بازگشت. "
با برگشت به فلم ها، گیش برای جایزه بهترین هنرپیشه حمایوی اکادمی در 1946 برای فلم نبرد در آفتاب کاندید شد.
او برای نقش های متفاوت در فلم با باد رفت از ایلن اوهارا، مادر سکارلیت (که به باربارا اونیل داده شد)، تا فاحشه بیلی واتلینگ (که به اونا مونسون داده شد) در نظر گرفته شده بود.
او بحیث دیوجر ایمپریس ماریا فیودورونا در برادوی انیای موسیقی کم عمر 1965 ظاهر شد.
با او در مستند تلویزیونی هالیوود مصاحبه صورت گرفت : فلم یک جشن فلم خاموش امریکایی (1980).
او یک ستاره در محل هالیوود واک اُف فیم در 1720 سرک واین دارد.
در جشنواره کنز، گیش برنده یک تشویق ایستاده پا 10 دقیقه‌ی تماشاچیان شد.
"قسمت ""ازدواج برای قتل"" در 9 سپتمبر 1943 بدست نشر سپرده شد."
به او یک جایزه افتخاری اکادمی در 1971 داده شد و در 1984 یک جایزه دست آورد ماندگار  AFI را بدست آورد.
روز بعدی اش پوهنتون به گیش سند افتخاری دوکتورا هنرهای زیبا تفویض کرد.
به دنبال مرگ گیش در 1993، پوهنتون وجوه جمع آوری نمود تا گالری اش را وسعت بخشیده تا خاطرات دریافت شده از مالکیت گیش را نمایش دهد.
رابطه بین او و دی دبلیو گریفیث چنان نزدیک بود که بعضی ها گمان میکرد عاشقانه است، یک مسله‌ای که هیچ وقت توسط گیش تائید نشد، درحالیکه تعداد از همکاران اش یقین داشتند که آنها حداقل برای مدت کمی چنین رابطه داشتند.
در دهه 1920، رابطه گیش با دویل مانند یک رسوایی روزنامه شد زمانیکه او بالای گیش اقامه‌ای دعواء کرد و جزئیات رابطه اش را با مردم شریک ساخت.
جورج جیان نثان هنر گیش را با الینورا دوس درحال درخشش توصیف کرد.
در جریان آشفتگی سیاسی در ایالات متحده که از شیوع جنگ دوم جهانی در اروپا تا حمله پیرل هاربور نشأت گرفت، او یک حالت رک و راست غیر-مداخله‌گر را بخود گرفت.
جوزف فرانک کیتون (4 اکتوبر 1895 – 1 فبروری 1966)، که بگونه مسلکی به اسم بوستر کیتون شناخته میشود، یک هنرپیشه امریکایی، گرداننده فلم، تهیه کننده، فلمنامه نویس، و اجراء کننده هنرنمایی میباشد.
زمانیکه او با گولدوین-مایر امضاء کرد مسلک اش رو به رکود شد و استقلال هنری اش را از دست داد.
بسیاری از فلم های کیتون از دهه 1920 بسیار معتبر باقی مانده است، مانند فلم شیرلوک جونیور (1924)، فلم جنرال (1926)، و فلم گرداننده کمره (1928).
"پدر او جوزف هالی ""جو ""کیتون، کسیکه صاحب یک برنامه سفر با هری هودینی به اسم کمپنی ادویه هندی موهاوک یا شرکت نمایش ادویه کیتون هاودینی بود، که روی صحنه اجراء میکرد و در کنار اش معجون میفروخت."
در بازنویسی کیتون، او شش ماه سن داشت زمانیکه واقعه اتفاق افتید، و هاری هاودینی به او این لقب را داد.
این عمل فقط یک طرح کمیدی بود.
یک دسته بکس به لباس های کیتون دوخته شده بود تا در انداختن مداوم کمک کند.
اما، بوستر همیشه قادر به این بود تا به مقامات نشان دهد که او هیچ کبودی یا استخوان های شکسته ندارد.
بارهای متعدد من اگر قادر به افتیدن و نشستن مانند پشک نمیبودم شاید کُشته میشدم.
متوجه شدن به این که این سبب شد تماشاچیان کمتر بخندند، او از قیافه شناخته شده خشک و بی روح اش در زمان اجراء کردن کار میگرفت.
بدون در نظر داشت گرفتار شدن با قانون و سفر فاجعه بار اش از صالون ها در بریتانیا، کیتون یک ستاره در حال ظهور در تیاتر بود.
"در فبروری 1917، او با روسکو ""فاتی"" اربکل در استدیوهای تالمیج در شهر نیویارک دیدار کرد، جاییکه اربکل تحت قرارداد با جوزف ایم شینک قرار داشت. "
بوستر در فلم اولی اش، بچه‌ای قصاب، چنان طبیعی بود، که در همانجا استخدام شد.
بعداً کیتون ادعاء کرد که زود پس از آن او کارگردان دومی اربکل در تمام دیپارتمنت شوخی اش بود.
این مبتنی بر یک نمایش مؤفق، د نیو هینریتا، بود که از قبل تحت عنوان بره با دوگلاس فیربنکس که نقش اصلی را داشت یکبار فلمبرداری شده بود.
او یک سلسله از فلم های کوتاه کمیدی، بشمول یک هفته (1920)، دی پلی هاوس (1921)، پولیس ها (1922)، و خانه برقی (1922) ساخت.
«لئو مک‌کری» کارگردان کمیدی، با یادآوری روزهای بی‌نتیجه ساخت کمیدی‌های بی‌نظیر، گفت: «همه ما سعی کردیم تا کرکتر هایی کمیدی یکدیگر را بدزدیم».
در جریان صحنه تانکر-آب خط آهن در شیرلوک جونیور، کیتون گردن خود را زمانیکه یک جریان آب روی از یک برج آب او افتید شکست، مگر او تا سال های بعد از‌ ان واقعه متوجه این موضوع نشده بود.
بخاطر یک کلکین باز، شخصیت کیتون بدون هیچ آسیبی ظهور کرد.
جدا از ستیم بوت بیل، جونیور (1928)، فلم های متداوم طولانی کیتون شامل مهمان نوازی ما (1923)، هدایتگر (1924)، شیرلوک جونیور (1924)، هفت چانس (1925)، گرداننده کمره (1928)، و جنرال (1926) میگردد.
درحالیکه این بزرگترین دست آورد کیتون شاید شمرده شود، فلم بازدیدهای مختلط را در آن زمان دریافت کرد.
توزیع کننده او، یونایتید ارتیستس، روی مدیر تهیه کسی که هزینه ها را نظارت می کرد و در عناصر مشخص داستان مداخله می کرد اصرار میکرد.
هنرپیشه ها متون نمایشنامه به زبان های خارجی را بصورت فونتیکی چند سطر در یک وقت حفظ و زود بعد از آن فلم را ضبط میکردند.
کارگردان معمولاً جولیس وایت بود، که اصرار او در این فلم ها روی فلم های از نظر زمان طولانی و نمایش های خنده اور سبب شد تا این فلم ها شبیه فلم های کوتاه مشهور سه دست نشانده وایت باشد.
اما، اصرار گرداننده وایت روی شخصیت های خشن و رُک منتج به این شد که فلم های کوتاه کولمبیا فلم هایش باشد که دارای کمترین نوآوری بوده است.
او اخرین فلم از نظر زمان طویل اش El Moderno Barba Azul (1946) را در مکسیکو ساخت؛ این فلم یک محصول با بودیجه کم بود، و شاید هم در ایالات متحده تا انتشار اش روی VHS در دهه 1980، تحت عنوان نعمت های الهی در مهتاب دیده نشده باشد.
در (در روزهای خوب سابق تابستان)، کیتون شخصاً ستاره های مانند جودی گارلند و وان جانسن را در نخستین صحنه شان یکجا کارگردانی کرد، جاییکه آنها روی سرک با هم تصادم کردند.
عکس العمل به یک مرکز محلی در لاس انجلس خیلی مثبت بود تا به کیتون برنامه خودش را اهداء نماید و همچنان بصورت زنده در 1950 پخش نماید.
خانم بوستر کیتون الیانور در سلسله (بصورت نمایان بحیث جولیت به رومیوی بوستر در یک شکل کوچک-تیاتر ) دیده شده بود.
ظاهرشدن های تلویزیونی دوره‌ای کیتون در جریان دهه 1950 و 1960 کمک کرد تا علاقه را به فلم های ساکت او را زنده کند.
در دهه پنجم زندگی اش، کیتون بشکل مؤفقانه روش های قدیم اش را بازسازی کرد، بشمول یک عمل هنری که در آن یک پا را زیر یک میز گذاشت، بعد پا دومی را در نزدیک اولی چرخش داد و حالت عجیب را برای مدت کوتاه قبل از اینکه به زمین صحنه بیافتد اختیار کرد.
"کیتون نشانه های روی فلم های سه سنین، شیرلوک جونیور، کشتی بخار بیل، جونیور، و College (با فقدان یک حلقه)، و فلم های کوتاه ""کشتی"" و ""روابط خانم من"" میشود، که کیتون و روهاور بعد سلولوز اسیتیت را به انبار فلم نایتریت تبدیل کردند. "
در یک سلسله‌ای از اعلانات تجارتی ساکت تلویزیونی برای سیمون بیر که در 1962 توسط جیم موهر در بفلو، نیویارک ساخته شد، کیتون بعضی از شخصیت های فلم های طنزی از روزهای فلم های کوتاه را دید.
"در دسمبر 1958، کیتون یک ستاره مهمان در ""یک کریسمس بسیار خوش"" از برنامه دونا رید در ABC بود. “
در 1960 او به MGM برای بار نهایی برگشت، بازی کردن در نقش یک رام کننده شیر در اقتباس 1960 مارک توین در ماجراهای هکل بری فین بود.
"او با کمیدین ایرنی کواکس در یک پیلوت تلویزیونی به گونه آزمایشی نام نهاده ""مرد ادویه"" ، در فلمبرداری صحنه های یک فلم در 12 جنوری 1962—روزیکه قبل از آن کواکس در یک تصادم موتر بقتل رسید کار کرد. """"
او از یک سمت کانادا به سمت دیگرش روی یک موتر دستی ماشین‌دار سفر کرد، که کلاه معمول گِرد را پوشیده و کارهای شوخی امیز مشابه به فلم که او 50 سال قبل ساخته بود انجام میداد.
همچنان در 1965، او به ایتالیا سفر کرد تا نقش را در دو مارینس ای اون جنرالی بازی کند، که با فرانکو فرانچی و سیچو اینگراسیا یکچا بازیگران اصلی بودند.
یکی از طعنه امیز ترین تقلید مسخره امیز اش شمال منجمد (1922) بود، یک نظر طنز آمیز روی ویلیام این هارت ملودرام غربی بود، مانند هنجر جهنم (1916) و راه باریک (1917).
تماشاچیان دهه 1920 طنز را شناختند و فکر کردند که فلم خنده آور فوق احساساتی است.
این فلم کوتاه همچنان ادراک اجراء شادی را در بر داشت که احتمالاً از یک قانون کوبیلر (به اسم پیتر کبیر) اشتقاق شده بود.
یادداشت: منبع نام و تخلص کیتون را مکرراً نادرست به این شکل ""صورت بزرگ بدون احساس"" مینویسند."
کیتون با هنرپیشه دوروثی سباسشین قرار میگذاشت که در دهه 1920 آغاز شد و در اوایل دهه 1930 با کاثلن کی قرار میگذاشت.
او از یک جاکت ویژه بسته نمودن مجرمین با ترفندهای که از هری هودینی یاد گرفته بود فرار نمود.
او برای طلاق در 1935 بعد از دیدن کیتون با لیا کلمپیت، خانم میلیونر بارتون سیویل، در یک هوتل در سانتا باربارا درخواست داد.
او برای پنج سال نوشیدن را توقف داد.
عروسی تا زمان مرگ اش دوام نمود.
در روزهای اخیر اش که در یک شفاخانه بستری بود، کیتون ناراحت بود و به امید اینکه به خانه برگردد اطاق را به گونه پایان ناپذیر می‌پیمود.
فلمنامه، توسط سیدنی شیلدن، کسیکه همچنان گرداننده فلم بود، محراق توجه اش کماکان زندگی کیتون بود مگر دارای بسیار اشتباهات حقیقی بود و سه زن او را در یک شخصیت یکجا نموده بود.
متعهد به اینکه توجه عامه بیشتر را به زندگی و کار کیتون بیاورد، عضویت در برگیرنده بسیاری از افراد از صنعت تلویزیون و فلم؛ هنرپیشه ها، تهیه‌کنندگان، مؤلفین، هنرمندان، رومان نویسان گرافیک، نوازندگان، و طراحان، و همچنان کسانیکه فقط علاقمند جادوی بوستر کیتون بودند بود.
"هیرشفیلد گفت که ستارگان مدرن فلم برای بتصویر کشیدن مشکل بودند، و کمیدین های فلم های ساکت مانند لاورل و هاردی و کیتون ""مانند کاریکاتور های آنها بودند""."
"منتقد فلم راجر ایبرت نگاشته است، ""بهترین شوخی های خاموش از بوستر کیتون میباشد، نه تنها بخاطر چیزیکه او انجام داده است، بلکه بخاطر اینکه چگونه آنرا انجام داده است. "
"سازنده فلم میل بروکس بوستر کیتون را منحیث یک اثر بزرگ توصیف کرده است، او میگوید: ""من بسیار مدیون (بوستر) در دو سطح میباشم: یکی منحیث بهترین استاد من بحیث سازنده فلم، و دیگر فقط بحیث یک انسان، دیدن این انسان خوش ذوق در حال انجام دادن کارهای شگفت انگیز."
هنرپیشه و هنرنما جونی نوکسوایل از کیتون منحیث یک الهام در زمان ساختن نظریات برای پروژه های ادم کله خر یاد کرده است.
لویس بطور مخصوص توسط این حقیقت که الینور گفته بود چشمان او شبیه چشمان کیتون است متأثر شده بود.
"در 1964، او به یک مصاحبه کننده گفت که در ""ساختن این پای گوشت خوک مشخص""، او ""با یک کلاه نمدی خوب شروع کرد و آنرا قطع کرد""، که لبه را با آب شکر سخت‌تر نمود. "
نیاکان پدری پدرش از ویلز بودند.
لوید با روک کسیکه استدیوی خودش را در 1913 ساخت شروع به همکاری کرد.
در 1919، او از لوید جدا شد تا خواسته های دراماتیک خودش را دنبال نماید.
گزارش شده است، هر قدر که لویس دیوس را مشاهده میکرد به همان اندازه خوش اش میامد.
هارولد لوید از شخصیت های فلمی کمدی و تراژدی دور میشد، و یک نقش شخص عادی را با اعتماد و خوش بینی غیرمتزلزل بازی میکرد.
"برای ساختن شخصیت جدید اش لوید یک جوره عینک بدون لینز دارای قاب از جنس شاخ پوشیده مگر لباس عادی میپوشید؛ قبلاً، او سبیل مصنوعی و لباس های نامناسب مانند چاپلینسک ""لینسم لوک"" پوشیده بود. """
"آنها طبیعی بودند و عشق ممکن قابل باور بود. """
به یکشنبه، 24 اگُست 1919، زمانیکه برای چند عکس تبلیغاتی در استدیوی فوتوگرافی ویتزل در لاس انجلس ایستاده بود، او چیزی را که فکر میکرد یک بمب است را بالا کرد و با سگرت روشن اش کرد.
لوید در جریان عمل روشن کردن سگرت از فیوز بمب بود که انفجار کرد، که همچنان بگونه فاجعه بار صورت و سینه اش را سوختاند و به چشم اش آسیب رساند.
لوید و روک در 1924 از هم جدا شدند، و لوید تبدیل به تهیه کننده مستقل فلم های خودش شد.
تمام این فلم ها به گونه قابل ملاحظه مؤفق و سودآور بودند، و لوید بالاخره در دهه 1920 هنرپیشه که گیرنده بالاترین مزد بود شد.
اما، شخصیت فلمی فعال و هوشیار اش با تماشاچیان فلم رکود بزرگ اقتصادی اش در دهه 1930 بی سابقه بود.
در 23 مارچ 1937، لوید زمین استدیو اش، شرکت فلم هارولد لوید، را به کلیسای عیسای مسیح لیتر-دی سینتس به فروش رساند.
او برای یک اجراء دیگر در گناه هارولد دیدلبوک، که یک احترام موجب بدبختی به مسلک لوید بود، و توسط پریستون سترجس کارگردانی و توسط هوارد هوفس حمایه مالی شده بود بازگشت.
"لوید و سترجس دیدهای مختلف راجعه به مواد داشتند و بشکل گاه و بیگاه در جریان فلمبرداری با هم جنگ کردند؛ لوید مخصوصاً نگران بود درحالیکه سترجس سه تا چهار ماه روی فلمنامه فلم وقت صرف کرده بود، ""دو حصه اخر از سه حصه این فلمنامه را او در یک هفته یا کمتر نوشت"". "
بعضی ها  تیاتر کمیدی طلایی قدیمی را منحیث یک نسخه ساده تر تیاتر رادیوی لوکس  میدانستند، و برخی از شناخته شده ترین شخصیت هایی رادیویی و سینمایی آن زمان از جمله فرِد الن، جون الیسن، لوشایل بال، رالف بیلامی، لیندا دارنیل، سوسن هیوارد، هیربرت مارشال، دیک پاول، ایدوارد جی روبینسن، جین ویمن، و الن یانگ را شامل میشد.
چندین سال بعد، دیسک های استیت 29 برنامه در خانه لوید کشف شدند، و آنها فعلاً بین گردآورنده های رادیوی زمان-سابق در دوران است.
او یک پست پوتنتیت قبر الملائیکه در لاس انجلس بود، و بالاخره بحیث امپریال پوتنتیت شراینرس در امریکای شمالی برای سال 1949–50 انتخاب شد.
به لوید رتبه و مدال افتخاری میدان فرمانده شوالیه در 1955 داده شده و منحیث بازرس عمومی افتخاری با درجهء 33، در 1965 تاجگذاری شد.
این گفت، منحیث قدم اول، لوید قصه زندگی اش را برای سیمون و سکوستر خواهد نوشت.
او بخاطر عکس های برهنه مادل ها مانند بیتی پیج و رقاص برهنه دیکسی ایوانس برای یک تعداد مجلات مرد مشهور شد.
"ما هیچگاه آنها برای اینکه با پیانو ها نواخته شود در نظر نداشتیم. """
"آنها به این نزدیک بودند، مگر آنها تا آخر راه نیامدند"". "
در اوایل 1960، لوید دو فلم تلفیقی ساخت، که در بر دارنده صحنه ها از فلم های کمیدی اسبق اش، زندگی کمیدی هارولد لوید و بعد خنده دار زندگی بود.
تایم-لایف بعضی از فلم های اصلی را کم و بیش دست نخورده نشر کرد، همچنان بعضی از نمایش های شارف که توسط لوید سفارش داده شده بود را بکار برد.
مستند گیل و برونلو منحیث بخش از سلسله PBS امریکن ماسترس نمایش داده شده بود، و یک علاقه جدید را در ایالات متحده به کار لوید بوجود آورد، مگر فلم ها تا حد زیاد وجود نداشتند.
"آنها همچنان گلوریا فریمن (1924–1986) در سپتمبر 1930 بکار گرفتند، کسیکه آنها او را دوباره الیزابیت لوید نام گذاری کرده مگر تا حدی زیاد در زندگی اش به اسم ""پیگی"" شناخته میشد. "
داویس دو سال قبل از مرگ لوید از یک حمله قلبی در 1969 فوت کرد.
در 1925، در سطح بالای مسلک فلم اش، لوید به فریماسنری به داخله شماره الکساندر همیلتون داخل شد.
در 1926، او یک 32° Scottish Rite Mason در دره لاس انجلس کلیفورنیا بود.
یک بخش از فهرست شخصی فلم های ساکت لوید (که بعد به ارزش 2$ میلیون تخمین شده بود) در اگُست 1943 زمانیکه ذخیره فلم اش آتش گرفت از بین رفت.
آتش حویلی اصلی و بیرون های تعمیرات را از بین نبرد.
از لوید در 1960 بخاطر همکاری اش به فلم ها با یک ستاره در صالون Hollywood Walk of Fame در 1503 در واین ستریت قدردانی شد.
استناد دومی یک سرزنش کردن چاپلین بود، کسیکه در آن زمان معلون مکارتیزم شده و ویزه دخولی اش به ایالات متحده لغو شده بود.
گلادیس ماری سمیث (8 اپریل 1892 – 29 می 1979)، که در مسلک اش به اسم ماری پیک فورد شناخته میشود، یک هنرپیشه کانادایی-امریکایی فلم و یک تولیده کننده با یک مسلک که پنج دهه دوام داشت بود.
پدر او، جان چارلیس سمیث پسر مهاجرین میتودیست انگلیسی بود، و یک سلسله وظایف عجیب را انجام داده بود.
برای خرسند ساختن اقارب شوهرش، مادر پیک فورد او را منحیث یک میتودیست غسل تعمید که دین پدرش بود، داد.
گلادیس، مادر او و دو پسر و خواهر جوان اش از ایالات متحده با خط آهن دیدار کردند، و در کمپنی ها و نمایش های سطح-سومی اجراء کردند.
گلادیس بالاخره یک نقش حمایوی را در نمایش برادوی، The Warrens of Virginia در 1907 از آن خود ساخت.
بعد از تکمیل نمودن کار برادوی و دیدار نمایش، پیک فورد، اما، باز هم بدون کار بود.
او بزودی درک نمود که هنرپیشه بودن در فلم ساده تر از بازی کردن روی صحنه که در آن زمان ستایل بود است.
طوریکه پیک فورد در بیوگراف از مؤفقیت اش چنین گفته است: من نقش زن صفاکار و وزراء و خانم های تمام ملیت ها را بازی کرده ام... من تصمیم گرفته بودم که اگر من بتوانم به هر اندازه عکس که ممکن باشد بتوانم به ان داخل شوم، من شناخته خواهم شد، و برای کار من تقاضا وجود خواهد داشت.
در جنوری 1910، با یک گروه کارمندان بایوگراف به لاس انجلس سفر کرد.
هنرپیشه ها در اعتبارات در کمپنی گریفیث لیست نشده بودند.
پیک فورد از بایوگراف در 1910 جدا شد.
او به برادوی در تهیه دیوید بیلاسکو در فلم A Good Little Devil (1912) برگشت.
در 1913، او تصمیم گرفت که تنها و تنها در فلک کار نماید.
پیک فورد صحنه را برای یکجا شدن با لیست ستارگان ذکور ترک نمود.
درامه های-کمیدی، مانند In the Bishop’s Carriage (1913)، Caprice (1913)، و مخصوصاً Hearts Adrift (1914)، او را به سینماروان خواستنی ساخت.
فلم Tess of the Storm Country پنج هفته بعد انتشار یافت.
فقط چارلی چاپلین، کسیکه بگونه خیلی کم بالاتر از شهرت پیک فورد در 1916 بود، یک جاذبه همسان مجذوب کننده برای منتقدین و تماشاچیان داشت.
او همچنان معاون رئیس شرکت فلم پیک فورد شد.
بخاطر فقدان طفولیت عادی اش، او از ساختن این تصاویر لذت میبرد.
در اگُست 1918، قرارداد پیک فورد به اتمام رسید و، زمانیکه شرایط ذکور را برای تجدید رد میکرد، به او 250,000$ پیشنهاد داده شد تا کار فلم را ترک نماید.
از طریق یونایتید ارتیستس، پیک فورد به اجراء و تهیه فلم های خودش ادامه داد؛ او اگر انتخاب میکرد میتوانست آنها را توزیع نماید.
"در جریان این دوره، او همچنان Little Annie Rooney (1925) را ساخت، یک فلم دیگر که در آن پیک فورد نقش یک طفل را بازی کرد، Sparrows (1926)، که دیکنشین را با شیوه اظهاری تازه بوجود آمده جرمنی ترکیب کرد، و My Best Girl (1927)، یک کمیدی عاشقانه که شوهر آینده او چارس ""بدی"" روجرس را نمایش میداد. "
او یک نقش غیرمحتاط مقتدر در جامعه را در Coquette (1929) بازی کرد، یک نقش که برای آن حلقه های موی مشهور اش به یک موی چتری مانند دهه 1920 تبدیل شد.
در نقش های بیشتر مغلق که او بازی کرد مردم عام واکنش نشان ندادند.
هنرپیشه گان مشهور هالیوود توسط رسید قریب الوقوع فلم دارای صدا سراسیمه شده بودند.
او از هنرپیشه گی اش در فلم در 1933 به دنبال ناکامی های سرسام آور اش که فلم نهایی اش Secrets بود کنار رفت.
در جریان جنگ جهانی اول او فروش اوراق قرضه آزادی را ترویج داد، که صحبت های مفصل جمع آوری وجوه انجام داد، که در واشنگتن دی سی آغاز شده بود جاییکه او در کنار چارلی چاپلین، دوگلاس فایربنکس، تیدا بارا، و ماری دریسلر اوراق قرضه بفروش رساند.
در یک سخنرانی در شیکاگو، او به ارزش تخمینی پنج میلیون دالر اوراق قرضه فروخت.
در پایان جنگ جهانی اول، صندوق کمک فلم را ساخت، یک سازمان که به هنرپیشه گان که از نظر مالی نیازمند بود کمک میکرد.
در نتیجه، در 1940، صندوق قادر بود تا زمین خریداری نماید و خانه Motion Picture Country را و همچنان شفاخانه در وودلند هیلس کلیفورنیا بسازد.
او خواسته بود و این قدرت ها را در 1916 (و بدست آورد)، زمانیکه با Famous Players ذکور در Famous Play (که بعد پارامونت شد) قرارداد داشت.
شرکت ماری پیکفورد بشکل کوتاه مدت کمپنی تهیه فلم های پیک فورد بود.
توزیع کنندگان (همچنان بخش از استدیو) برای تولیدات کمپنی ترتیبات روی دست گرفتند تا در مراکز فلم کمپنی نشان داده شوند.
این فقط و فقط یک کمپنی توزیع بود، که به تهیه کنندگان مستقل فلم به پرده های خودشان دسترسی میداد و همچنان کرایه سینماهای بشکل مؤقت ریزرو نشده که مالکیت اش با کمپنی های دیگر بود را فراهم میساخت.
بحیث یک بنیانگذار، همچنان تهیه کننده و ستاره فلم های خودش، پیک فورد قوی ترین زن که تا حالا در هالیوود فعالیت داشته بوده شد.
او و چاپلین برای دهه ها در کمپنی همکار باقی ماندند.
این شایعه است که او از مور در اوایل دهه 1910 حمل دار شد و بعد یک سقط غیرعمدی جنین یا سقط عمدی جنین را شاهد بود.
این دو برای چندین سال گاه یکجا و گاهی هم جدا باهم زندگی کردند.
در این زمان، در جریان همه گیری 1918 انفلونزا به انفلونزا مبتلا شده بود.
آنها برای ماه عسل شان به اروپا رفتند؛ علاقمندان برای اینکه به این دو برسد در لندن و پاریس سبب شورش شدند.
پیک فورد به اینکه مثال خوب دختر پاکدامن مگر تندخو همسایه باشد ادامه داد.
رهبران خارجی دول و اشخاص بزرگ که از قصر سفید دیدن کردند معمولاً میخواست که اگر آنها بتوانند پیک فیر، قصر این دو را در بیوری هیلس همچنان ببینند.
مهمانان دیگر شامل جورج شاو، البرت انشتین، الینور گلین، هیلن کیلر، ایچ جی ویلس، لورد مونت بیتن، فریتز کریسلر، امیلیا ایرهارت، ایف سکات فیزت جیرالد، نوول کوارد، مکس رینهارت، بارون نیشی، ولادیمیر نیمیروویچ، سیر ارتور کونان دویل، اوستن چمبرلین، سیرهاری لودر، و مهر بابا، در جمله دیگران بودند.
آنها همچنان روی سفراء غیررسمی امریکا به جهان، نمایش های باشکوه پیشتاز، قطع کردن های نوارها، و سخنرانی ها بشکل دوامدار روی صحنه بودند.
آنها در 10 جنوری 1936 از هم طلاق گرفتند.
او نقصانات فزیکی آنها را، بشمول قامت کوچک رونی و دندان های کج روگزانی مورد انتقاد قرار داد.
خواهر و برادر او، لوتی و جک از سبب موارد مرتبط به الکول در 1936 و 1933 بترتیب فوت نمودند.
پیک فورد کنار کشید و بشکل تدریجی به یک منزوی تبدیل شد، که بصورت کامل در پیک فیر میماند و فقط به دیدار لیلیان گیش، نواسه اش دوگلاس فیربانکس جونیور و یک تعداد افراد دیگر اجازه دیدار میداد.
او در 1959 بخاطر یک موضوع یک موضوع مرتبط به مالکیت مشترک یک چینل تلویزیونی کرولینای شمالی WSJS-TV در محکمه ظاهر شد.
چارلیس بدی روجیرس معمولاً مهمانان را با اطراف و داخل پیک فیر آشنا میساخت، که این شامل منظره های یک مشروب فروشی اصیل غربی که پیک فورد برای دوگلاس فیربانکس خریده، و یک عکس پیک فورد در اطاق پذیرایی میشد.
او همچنان مالک یک خانه در تورنتو، اونتاریو، کانادا بود.
اثرات دست و اثرات پا او در یک تیاتر چینایی گرامن در هالیوود کلیفورنیا نمایش داده میشود.
تیاتر ماری پیک فورد در تعمیر یادگاری جیمز مادیسون در کتابخانه کانگرس به افتخار او نامگذاری شده است.
یک تیاتر فلم های تازه نشر شده در شهر کتیدرال، کلیفورنیا به اسم تیاتر ماری پیک فورد نامیده میشود، که در 25 می 2001 تأسیس شده بود.
در بین آنها یک چپن با مهره های کم یافت و تماشایی وجود دارد که او در فلم Haddon Hall (1924) دوروثی ویرننن که پوشیده بود که توسط میچیل لیزن، اوسکار مخصوص اش، و بکس جواهر طراحی شده بود.
خانه خانواده در 1943 از بین رفت، و بسیاری از خشت ها به پیک فورد به کالیفورنیا انتقال داده شد.
در 1993،‌ یک ستاره گولدن پام در Palm Springs Walk of Stars به او اختصاص یافته بود.
از جنوری 2011 تا به جولای 2011، جشنواره بین المللی فلم تورنتو یک مجموعه از یادگارهای ماری پیک فورد را در گالری فلم کانادا در تعمیر TIFF Bell LightBox روی نمایش بود.
این به کالج ایالت کین اهداء شده بود و در حال حاضر تحت ترمیم توسط کتابخانه کانگرس برای اینکه نمایش داده شود قرار دارد.
جورج دودل از 8 اپریل 2017، یادبود 125مین سالگره ماری پیک فورد را تجلیل کرد.
گلوریا جوزفین می سوانسن (27 می 1899 – 4 اپریل 1983) یک هنرپیشه، تهیه کننده، و زن تجارت پیشه امریکایی بود.
دلدادگی دختر مکتب اش هنرپیشه استدیوهای ایسانی فرانسیس ایکس بوشمن به عمه او رسید که او را به دیدار استدیو شیکاگو هنرپیشه برد.
شروع اجراء اش در فلم دارای صدا در 1929 The Trespasser، سبب شد تا او نامزد جایزه دوم اکادمی شود.
پدر او یک امریکایی سویدنی بود و مادر اش از نیاکان جرمنی، فرانسوی و پولندی بود.
در هر نسخه، او زود منحیث یک اضافی استخدام میشد.
نقش نخست اش فقط یک قدم زدن کوتاه با هنرپیشه جیردا هولمس بود، که او به یک مبلغ بالای (آن روز ها) 3.25$ تادیه کرد.
در 1915، او در فلم Sweedie Goes to College یکجا با شوهر آینده اش والاس بیری نقش بازی کرد.
ویرنون و سوانسن یک ترکیب پرده عالی را به نمایش گذاشت که برای تماشاچیان مشهور ثابت شد.
باجر به اندازه کافی توسط سوانسن متأثر شده بود تا که او را به کارگردان جک کون وی برای فلم های اش Her Decision و You Can’t Believe Everything در 1918 سفارش کرد.
1920)، Something to Think About (1920)، و فلم The Affairs of Anatol (1921) زود بدنبال فلم قبلی آمدند.
او در 1921 برای نمایش اش در فلم The Four Horsemen of the Apocalypse تبدیل به یک ستاره شد، مگر سوانسن او را روزهای که او منحیث یک هنرپیشه مشتاق که نقش های کوتاه را بدون امید روشن برای آینده کاری اش اجراء میکرد میشناخت.
فلمبرداری کردن برای بار نخست در بسیاری از سایت های تاریخی مرتبط به ناپلیون اجازه داده شد.
در این زمان، به سوانسن به حیث یک ستاره قابل پرداخت عصر اش دیده میشد.
تهیه با اینکه پارک دو دل بود و هنرپیشگان تجربه کافی جهت ارائه چیزیکه او میخواست نبودند یک فاجعه بود.
اعضاء اقدامات دیگر را روی دست گرفتند اینکه نارضایتی خود را با ویل ایچ هیس، رئیس تهیه کنندگان و توزیع کنندگان فلم امریکا اظهار کردند.
هیس در مورد اصل داستان علاقه‌مند بود، مگر موضوعات مشخص داشت که قبل از انتشار فلم به آن رسیدگی صورت گرفت.
او پیشنهاد داد که عکس بعدی اش را شخصی حمایه مالی نماید و یک بررسی کامل از سوابق مالی اش را انجام داد.
کینیدی، اما، به او توصیه کرد تا اریک ون ستروهیم را برای کارگردانی فلم دیگر ساکت، The Swamp که متعاقباً اسمش به Queen Kelly تبدیل شد استخدام نماید
ستروهیم برای چندین ماه جهت نوشتن فلمنامه اولیه کار کرد.
فلمبرداری در جنوری متوقف شد، و ستروهیم از وظیفه بعد از شکایت های سوانسن در مورد او و جهت عمومی که فلم در آن قرار داشت کنار کشیده شد.
فلم The Trespasser در 1929 یک تولید دارای صدا بود، و سبب شد تا سوانسن بار دوم نامزد جایزه اسکار گردد.
نمایش اول جهانی در لندن برگزار شد،‌ اولین تولید دارای صدا از امریکا بود که چنین نمود.
Perfect Understanding، یک پرودکشن صوتی کمیدی 1933 یگانه فلم بود که توسط این کمپنی تولید شده بود.
او شروع به ظاهر شدن در تولیدات روی صحنه و اینکه روی WPIX-TV در The Gloria Swanson Hour نقش اصلی را ایفاء کند در 1948 کرد.
داستان فلم روی یک هنرپیشه ضعیف فلم ساکت به اسم نورما دیسموند (سوانسن)، که عاشق یک فلمنامه نویس نامؤفق به اسم جوی گیلیس (ویلیام هولدن) میباشد میچرخد.
"نورما یک بازی قطعه پُل را با یک گروه از هنرپیشگان که به اسم ""the Waxworks"" شناخته میشدند بازی میکرد. "
خواب های نورما در مورد بازگشت برعکس شده بودند، و زمانیکه گیلیس میخواهد با او قطع رابطه کند، او هشدار میدهد که خود را بقتل برساند، مگر بجای این عمل او را بقتل میرساند.
درحالیکه سوانسن تحمل یک امتحان پرده را برای فلم مورد انتقاد قرار داد، او خرسند بود که پول بدست میاورد که بیشتر از چیزی بود که او در تلویزیون یا روی صحنه بدست میاورد.
سوانسن بعد یکجا با گلوریا سوانسن میزبان کرون تیاتر، یک مجموعه سریال هایی منتخب تلویزیونی که در آن او بعضی اوقات نقش بازی میکرد بود.
"او در برنامه ""What’s My Line"" یک مهمان دارای راز و رمز بود. "
او یک نمایش قابل توجه در 1966 در یک قسمت The Beverly Hillbillies داشت، که در آن با خود بازی میکند.
"هنرپیشه و نمایش‌نامه نویس هارولد جونیور کینیدی، کسیکه اساسات را در یل در تیاتر میرکوری اورسن ویلس آموخت، پیشنهاد نمود سوانسن یک گشت سرک فلم کمیدی ""Reflected Glory"" که در صحنه برادوی با تولولا بانک هید که ستاره اش بود وجود داشت را انجام دهد. "
بعد از مؤفقیت اش با سنسیت بولیوارد، او در برادوی در یک احیای قرن بیستم با جوزی فیرر، و نینا با دیوید نیون نقش بازی کرد.
منحیث یک جمهوریت خواه او کمپاین های 1940 و 1944 را برای رئیس جمهور ویندیل ویکی و کمپاین های ریاست جمهوری 1964 باری گولدواتر را حمایه میکرد.
خوردن ادویه که به او توسط بیری داده شده بود، گزارش شده بود که برای مریضی صبحانه بود، او جنین را سقط کرد و بیهوش به شفاخانه انتقال داده شد.
در 1923، او سونی سمیث 1 ساله را به فرزندی گرفت، کسیکه توسط او دوباره نامگذاری و اسمش جوزف پاتریک سوانسن بخاطر پدرش انتخاب شد.
او قبل از اتمام طلاق گرفتن اش از سومبورن یک کودک او را در شکم داشت، وضعیت که شاید منتج به رسوایی عامه و اتمام احتمالی مسلک فلم اش میشد.
به دنبال التیام چهار-ماهه بعد از سقط کردن اش، آنها به ایالات متحده منحیث اشراف اروپایی برگشتند.
او یک مدیر فلم شد که از پاث (USA) در فرانسه نمایندگی میکرد.
"سوانسن خود را یک ""خون اشام روانی"" توصیف کرد، کسیکه دارای کنجکاوی جستجوکننده در مورد اینکه چگونه همه چیز کار میکند بود، و کسیکه احتمالات تبدیل نمودن آن نظریات را به حقیقت دنبال میکرد. "
آنها تصادفی زمانیکه سوانسن توسط یک چینل کوکو برای فلم Tonight or Never اش در 1931 در شرف پیوستن بود در پاریس دیدار کردند.
دوستان او، که بعضی شان اشکارا او را خوش نداشت، فکر میکرد که او دچار یک اشتباه میشود.
سوانسن در اوایل فکر میکرد که او قرار است که قادر باشد تا از هنرپیشگی کنار بکشد، مگر ازدواج توسط الکولی بودن دیوی از شروع دچار مشکل شده بود.
او مؤلف مشترک (نویسنده ارواح) Lady Sings the Blues زندگینامه Billie Holiday بود،‌ مؤلف Sugar Blue، یک کتاب چاپی راجع به صحت که بهترین فروش در 1975 داشت، و همچنان مؤلف نسخه انگلیسی کتاب You Are All Sanpaku جورجس اوهساوا بود.
سوانسن و شوهرش نخست جان لینن و یوکو را بخاطر که آنها علاقمند کار دوفتی بودند شناختند.
او سوختانده شد و خاکسترش به کلیسای ایپیسکوپل که مربوط هیونلی ریست در فیفد اوینیو در شهر نیویارک میشود برده شد، که در آن فقط یک حلقه کوچک از خانواده اش اشتراک نموده بودند.
در 1974، یکی از دریافت کننده افتخارات جشنواره اول فلم تیلوراید بود.
بخاطر طبع شهوت انگیز اجراآت اش، فلم های نیلسن در ایالات متحده سانسور میشد، و کار او به تماشاچیان امریکایی نسبتاً مجهول باقی ماند.
در جریان طفولیت او خانواده نیلسن چندین بار تغییر مکان کردند درحالیکه پدرش در جستجوی شغل بود.
نیلسن چهارده ساله بود زمانیکه پدرش فوت نمود.
در 1901، نیلسن 21 ساله حامله شد و دخترش جیستا را بدنیا آورد.
نیلسن از مکتب تیاتر در 1902 فارغ شد.
ستایل هنرپیشگی مینیمالیستی نیلسن در تصویربرداری مؤفق اش از یک زن ساده جوان که به یک زندگی فاجعه بار وسوسه شده بود مشاهده شده بود.
نیلسن و گد با هم ازدواج کردند، بعد چهار فلم دیگر با هم ساختند.
من درک کردم که عصر فلم های کوتاه گذشته بود.
این فروشات جهانی فلم بود که به اتحایه در سال هشت فلم نیلسن را فراهم میکرد.
"من از هر وسیله موجود استفاده کردم – و بسیاری موارد دیگر را هم اصلاح کردم – تا اینکه فلم های استا نیلسن را به دنیا بیاورم. """
در یک نظرسنجی شهرت روسی در 1911، به نیلسن منحیث بهترین هنرپیشه زن دنیا رای داده شده، که به تعقیب لیندر و بالاتر از هموطن دنمارکی اش ویلادیمیر سیلاندر قرار داشت.
در 1921، نیلسن، از طریق کمپنی توزیع فلم خود اش استا فیلمس، در فلم های Svend Gade و Heinz Schall که توسط هاملیت کارگردانی شده بود ظاهر شد.
اما، کارهای علمی مانند فلمبرداری معتبر که توسط Filmarchiv Austria در 2010 منتشر شد هیچ یادآوری از چنین فلم نکرده است.
او تا به شروع فلم های دارای صدا در فلم های جرمنی کار میکرد.
بعد از آن، نیلسن فقط روی صحنه نقش بازی میکرد.
با درک نمودن نتایج، نیلسن فعالیت را کم و در 1936 جرمنی را ترک گفت.
آنها در 1919 زمانیکه نیلسن با یک کِشتی ساز سویدنی به اسم فریدی ویندگراث ازدواج کرد از هم طلاق گرفتند.
آنها یک ازدواج قانونی طویل المدت را آغاز کرد که از 1923 تا به اواخر دهه 1930 دوام آورد.
فرید استری (متولد شده فریدریک اوسترلیتز؛ 10 می 1899 – 22 جون 1987) یک رقاص، هنرپیشه، خواننده، رقصنده، و چهره تلویزیونی امریکایی بود.
او در بیش از 10 برادوی و موزیکال ویست ایند نقش بازی کرده است، 31 فلم موزیکال، چهار مخصوص تلویزیون، تعداد زیاد ضبط ها را ساخته است.
مادر استایر در ایالات متحده در مهاجرین لوتری جرمنی که از پروشیا شرقی و الساس بودند زاده شده است.
فریتز در جستجوی کار در کاروبار امیختن بود و به اوماها، نبراسکا رفت جاییکه او توسط کمپنی امیختن به اسم ستورز استخدام شد.
"جوهانا یک ""قانون برادر و خواهر"" را برای دو طفل اش برنامه ریزی کرد که در آن زمان در وادویل معمول بود. "
آنها شروع به تمرین کردن در مکتب تیاتر الوین ماستر و اکادمی هنرهای کلتوری کردند.
به آنها رقص، سخنرانی، و خواندن برای آمادگی جهت انجام نقش بازی کردن تدریس شد.
در یک مصاحبه، دختر استایر، ایو استایر مکینزی، مشاهده کرد که آنها همیشه به فرِد یک کلاه بالا میپوشاند تا او قد بلند بنظر برسد.
در نتیجه فروشنده بودن پدر شان، فرید و ادلی یک قرارداد بزرگ دریافت نموده و در اورفم سرکیت در شهرهای باختر میانه، غربی و بعضی شهرهای جنوبی ایالات متحده نقش بازی کرد.
در 1912، فِرد تبدیل به یک اسقف بزرگ شد.
از رقاص ودیوایل اوریلیو کوکچیا، آنها تانگو، والتز و دیگر رقص های صالون که توسط ویرنن و ایرنی کاسل به شهرت رسیده بود یاد گرفت.
او در نخست با جورج گریشوین،‌ کسیکه منحیث مروج کننده آهنگ برای کمپنی انتشار موسیقی جیروم ایچ ریمیک در 1916 کار میکرد.
"از کار آنها در The Passing Show در 1918 هیود برون نوشت: ""در یک شب که رقص خوب به قدر کافی وجود داشت، فرِد استایر از دیگران متمایز بود... او و همکارش، ادلی استایر، سبب شدند تا نمایش در اوایل شب با یک رقص زیبای بدن نرم شان متوقف شود. """
مگر در این وقت، مهارت رقص استایر در مقایسه با خواهرش شروع به برتری نمود.
رقص قدم زدن استایر در آن زمان بهترین رقص پنداشته میشد.
بعد از بسته شدن فنی فیس، استایرها برای یک امتحان پرده (که حالا نیست) به هالیوود به پارامونت پیکچرس رفتند، مگر پارامونت آنها را برای فلم ها نامناسب شناختند.
آخر همکاری برای استایر طاقت فرسا بود مگر او را تحریک نمود تا حد اش را توسعه ببخشد.
آنها او را برای چند وقت به MGM در 1933 بخاطر شروع قابل ملاحظه‌ای هالیوود اش در فلم موزیکال Dancing Lady قرض دادند.
"او به نماینده اش نوشت، ""برای من ساختن یک تصویر دیگر با او مهم نیست، اما برای نظر این تیم، 'منتشر شده است!'"
همکاری، و هنر رقص استایر و هیرمیس پن، کمک کرد تا رقص یک عنصر مهم فلم موزیکال هالیوود شود.
شش از نه موزیکال های استایر–روجرس به بزرگترین جمع کننده پول برای RKO تبدیل شده بودند؛ تمام فلم ها یک اعتبار و هنرمندی مشخص را بالا آورد که تمام استدیوها در آن زمان آرزوی مالکیت اش را میکرد.
این یک خیال تقریباً یک کمره ثابت که تمام رقص را در یک بار فلمبرداری میکرد میداد.
ستایل ترادف رقص استایر به بیننده اجازه میداد تا رقاص ها و رقص را به تمام معنی اش دنبال نمایند.
دومین نوآوری استایر شامل متن رقص میشد؛ او علاقمند بود که تمام روش های موسیقی و رقص عنصر اساسی داستان فلم باشند.
"یک شاید اجراء انفرادی توسط استایر باشد، که او آنرا ""ساک سولو نام نهاده است. """
من فکر میکنم جینجر روجرس بود.
او این را خیلی زیاد جعل میکرد.
در 1976، میزبان برنامه بریتانیایی سیر مایکل پارکینسن از استایر پرسید که در پارکینسن همتای دلخواه رقص اش کی است.
بدون در نظر داشت مؤفقیت اش، استایر راضی نبود تا مسلک خود را به گونه انحصاری به هیچ همکاری وابسته نماید.
در تمام این دوران، استایر به نظریات همکاران رقصنده ارزش قایل میشد.
"آنها در میلودی برادوی در 1940 نقش بازی کردند، که در آنجا آنها یک روش رقص تمدید شده مشهور را به ""بیگوین را شروع کن"" کول پارکر اجراء کردند. "
او در کنار بینگ کروسبی در مسافرخانه رخصتی در (1942) و بعداً در آسمان های ابی در (1946) نقش بازی کرد.
"فلم اخری نشان دهنده ""پوتین در ریتز""، یک روش غیرقابل محو شدن موسیقی-و-رقص که او در ان دخیل بوده است. "
فلم نخست، شما هیچ گاهی ثروتمند نخواهید شد (1941)، هایورث را به شهرت ستارگان رساند.
"این در برگیرنده یک اجراء دو نفره به فلم "من اسبق هستم" کِرن بود، که بخش اساسی بزرگداشت باله شهر نیویارک در 1983 جیروم روبینس به استایر شد. "
استایر این فلم را به تنهایی برنامه ریزی و کنترول کرد و مؤفقیت متوسط را در درآمد پولی از آن خود کرد.
فانتزی یولاندا د دزد (1945) دارای ویژگی یک باله عجیب پیشرو و موجد بود.
همیشه درخطر و به این باور که مسلک اش شروع به اُفت خواهد کرد، ستایر بینندگان خود را با اعلان کردن کنار رفتن اش در جریان تهیه فلم بعدی اش آسمان های ابی در (1946) حیران کردند.
هر دو این فلم ها شهرت استایر را احیا کرد و او در 1950 در دو موزیکال نقش بازی کرد.
درحالیکه سه کلمه کوچک از نقطه نظر عاید کردن خیلی خوب بودند، بیایید برقصیم از نظر مالی ناامید کننده بود.
مگر بخاطر هزینه بالا اش، قادر نشد تا در نخستین نشر اش سودی بدست آورد. 
بعد، خانمش فیلیس مریض شد و سریعاً بخاطر سرطان شش فوت نمود.
پاهای طولانی ددی از نقطه نظر عاید کردن در حد اوسط بود.
مشابهاً، پروژه بعدی استایر – موزیکال آخری اش در MGM، فلم جوراب ساق بلند ابریشمی (1957) در فلم که او با سید چاریس هر دو نقش بازی کردند، همچنان از نقطه نظر عاید پول را از دست داد.
اول این پروگرام ها، یک شب با فرِد استایر در 1958، برنده نه جایزه ایمی شد، بشمول جایزه بهترین اجراء انفرادی توسط یک هنرپیشه و جایزه عالیترین پروگرام انفرادی سال شد.
"این انتخاب یک عکس العمل منفی بحث برانگیز داشت بخاطریکه بسیاری باور داشتند که رقص او در تهیه نوع از ""نقش بازی نمودن"" نبود که جایزه برایش طراحی شده است. "
آنها نوار ویدیویی اصلی را بحالت اولی برگرداند، محتویات آنرا به یک فارمت عصری منتقل نموده و خلاءها جاییکه نوار خراب شده بود با ویدیوی کینسکوپ پُر کردند.
استایر در نقش های غیر-رقص در سه فلم دیگر و چندین سلسله های تلویزیونی دیگر از 1957 تا 1969 ظاهر شد.
همکار رقص استایر پیتولا کلارک، کسیکه دختر مشکوک شخصیت اش را بازی کرد بود.
استایر شروع به بازیگری در دهه 1970 کرد.
در منظومه دومی، که سن اش هفتاد و شش بود،‌ او تسلسل های ارتباطی مختصر را با کیلی اجراء کرد، که این‌ اجراء رقص نهایی او در فلم موزیکال بود.
در 1978، او یکجا با هیلن هیس در یک فلم تلویزیونی با استقبال خوب به نام خانواده زیر و رو همبازی شد که در آن آنها نقش یک زوج مُسن را که با مشکلات صحی تقلاء مینمودن، بازی کردن.
استایر از نماینده اش خواست تا یک نقش در گالکتیا برای او بخاطر اشتیاق نواسه هایش به این برنامه بدست بیاورد و تهیهکنندگان خرسند بودند بخاطر این فرصت تا یک قسمت کامل بخاطر نمایش دادن وی بسازند.
"خیلی بعد از فلمبرداری رقص انفرادی شماره ""من میخواهم یک مرد رقاص باشم"" برای فلم بیلی نیویارک در 1952 تکمیل شد، این تصمیم گرفته شده بود که لباس متواضع استایر و مجموعه کهنه صحنه کافی نبوده و تمام سلسله دوباره فلمبرداری شد. "
چارچوب برای چارچوب، دو اجراء با هم تا به ماهرانه ترین حرکات یکسان هستند.
ستایل او بگونه بی همتا متمایز بود که ستایل نرم امریکایی رقص صالون را متأثر ساخته و برای اینکه کدام فلم متعاقب رقص موزیکال قضاوت خواهد شد ستندردها را بوجود آورده بود.
او خاطرنشان مینماید که ستایل رقص استایر با فلم های متعاقب که با پن یا بدون آن ساخته شده بودند همخوان بود.
"اما، این تقریباً دایم محدود به ساحه تسلسل های فانتزی تمدید شده، یا  بود""Dream ballets""
"بعدتر در زندگی، او قبول کرد، ""من باید که بسیاری از اینرا خودم انجام میدادم. """
"بسیاری از روش های رقص دور یک ""تدبیر"" اساس نهاده شده بودند مانند رقص کردن روی دیوار در ازدواج های شاهی یا رقص در سایه ها در سوینگ تایم. "
آنها با یک پیانو نواز تمرین کننده (معمولاً هال بورن) کار خواهد کرد کسیکه به نوبه اش اصلاحات به اکستراتورهای موزیکال را تفهیم خواهد کرد.
با تکمیل تمام آمادگی ها، فلمبرداری حقیقی سریع خواهد بود که هزینه ها را پایین نگه خواهد داشت.
"او حتی برای دیدن عجله هایش نخواهد رفت... او همیشه فکر میکند که او هیچ خوب نیست. """
مایکل کید، رقاص همکار استایر در فلم 1953 باند واگن، یافت که نگرانی خودش در مورد تشویق احساسی در پُشت رقص در استایر وجود نداشت.
"بیاید که دیدها را بعداً اضافه بکنیم.' """
ایروینگ بیرلین استایر را مساوی با هر مترجم مرد آهنگ های خود تلقی کرد- به اندازه جولسن، کروسبی یا سیناترا خوب بود، نه لزوماً بخاطر صدایش، بلکه بخاطر تصور نمایش آهنگ اش.
در اوج خوشبختی اش، به استایر در اشعار آهنگ نویسان کول پورتر، لورینز هارت و اریک ماسک ویتز اشاره میشد و همچنان به تشویق آهنگ نویسان عصری ادامه میدهد.
در جریان 1952، استایر داستان استایر را ضبط کرد، یک البوم که دارای چهار بخش بود و با یک آهنگ پنج نوازنده که توسط اوسکار پیترسن رهبری میشد.
بوگارت شروع به نقش بازی کردن در برنامه های برادوی نمود، که مسلک خود را در فلم ها با فلم (1930) بالای دریا برای فاکس آغاز و در نقش های حمایوی برای دهه بعدی ظاهر شد، که بعضی اوقات در نقش های اشخاص بد هم ظاهر میشد.
مامورین شخصی بوگارت، سم سپید (در مالتیس فالکان) و فلیپ مارلو در (خواب بزرگ 1946)، در فلم های دیگر غم انگیز الگو گشته بود.
زود بعد از فلمبرداری اصلی برای خواب بزرگ (1946، فلم دوم اش با هم یکجا)، او برای طلاق از زن سومش درخواست داد و با باکال عروسی کرد.
او آن شخصیت های ناامیده شده، بی ثبات را منحیث قومندان یک کشتی بحری در جنگ دوم جهانی در سوگواری کاین (1954) تکرار کرد، که یک واقعه حیاتی و تجاری بوده و سبب شد که او نامزد یک جایزه بهترین بازیگر گردد.
"اسم ""بوگارت"" از تخلص هالندی بوگایرت مشتق شده است"". "
ماود یک اسقف بزرگ میراث انگلیسی بود، و از فرزندان پیامبر میفلوور جان هاولند بود.
"کلیفورد مکارتی نوشته که دیپارتمنت شهرت برادران وارنر‌ آنرا به 23 جنوری 1900 تبدیل کرد ""تا دید را که یک مرد که روز کریسمس تولد شده باشد نمیتواند به قدر شریر باشد که او روی پرده ظاهر میشود را ترویج نماید""."
لاورن بیکال در زندگینامه اش نوشته است که روز تولد بوگارت همیشه در روز کریسمس تجلیل میشد، گفت که او در مورد اینکه هر روز همین سال او فریب خورده است شوخی نموده بود.
ماود یک تصویرگر تجارتی بود که آموزش هنر خود را در نیویارک و فرانسه بدست آورد، که این شامل مطالعه با جیمز ابوت مک‌نیل ویسلر هم میگردد.
او سالانه بیشتر از 50,000$ در بهترین زمان مسلک اش بدست میاورد – یک مبلغ خیلی هنگفت پول در آن زمان، و این رقم بطور چشمگیر از مقدار که شوهرش بدست میاورد 20,000$ بالا بود.
"او دو خواهر جوان داشت: فرانسیس (""پت"") و کاثرین الیزابیت (""کی""). "
یک بوسه، در خانواده ما،‌ یک واقعه بود.
او اشتیاق اذیت کردن، علاقه به ماهیگیری، یک عشق مدام العمر به کشتی رانی، و یک علاقه به زنان قدرتمند از پدرش را به ارث برده بود.
بوگارت بعداً شامل اکادمی فلیپس شد، یک مکتب راه اندازی که او از طریق روابط فامیلی اش آنجا قبول شد.
دلایل متعدد ارائه شده است؛ نظر به یکی، او بخاطر انداختن سرمعلم (محافظ وسایل ورزشی) به رابیت پوند در تعمیر اخراج شده بود.
او بعد برای برگشت مؤقت گارد ساحلی در 1944 رضاکار شد، که خط ساحلی کلیفورنیا را در قایق، سانتانا، را پاسبانی میکرد.
در یک، لب او توسط یک گلوله انفجاری زمانیکه کشتی (اش) گلوله باران شد.
درحالیکه تغییر ریل میکرد در باستون، گزارش شده است که زندانی دست بسته از او یک سگرت خواست.
وقتیکه بوگارت توسط یک داکتر درمان میشد،‌ یک لکه تشکیل شده بود.
"بجای اینکه آنرا بخیه بزند او آنرا پیچاند. """
شخصیت و ارزش هایش جدا از خانواده اش در جریان روزهای ارتش بحری اش تشکیل شد،‌ و او شروع به شورش کرد.
بوگارت دوستی خود را با بیل برادی جونیور (پدر کسیکه ارتباطات تجارت-نمایش داشت)، و یک وظیفه دفتری را با شرکت جدید ورلد فیلمز ویلیام ای برادی بدست آورد.
او شروع اجراء روی صحنه را یک چند ماه بعد بحیث خدمتکار جاپانی در نمایش 1921 الایس دریفتینگ (بشکل عصبی فقط یک خط را ارائه میکرد)، و در چندین نمایش دیگر خود بعد از آن ظاهر شد.
یک نزاع در صالون نوشابه فروشی در این زمان گزارش شده است که سبب آسیب به لب بوگارت شده بود،‌ که سبب پیوستن به حساب لوزی بروک شد.
"بوگارت بخش های اولیه مسلک اش که کوچک و زن صفت را دوست نداشت و آنها را نقش های ""وایت پنتس ویلی"" نامیده بود. ""
مینکین در درج درخواست طلاق اش گفته است که بوگارت به مسلک اش بیشتر از ازدواج ارزش قایل بود، و از بی توجهی و سوءاستفاده یادآوری کرده است.
آنجا او با سپنسر تریسی ملاقات کرد، کسیکه یک بازیگر برادوی بود و بوگارت او را خوش داشت، و آنها دوستان نزدیک و یاران نوشیدن شدند.
تریسی صورت حساب های بالا بدست میاورد، مگر بوگارت روی پوسترهای فلم ظاهر شد.
یک چهارم یک قرن بعد، برنامه ریزی کردند تا فلم ساعت های ناچاری را با هم بسازند.
بوگارت گاهی در هالیوود و گاهی هم در صحنه نیویارک از 1930 تا 1935 بدون کار برای دوران زیاد قرار داشت.
"درحالیکه لیزلی هوارد یک ستاره بود، منتقد نیویارک تایمز بروکس اتکینسن گفت که نمایش ""یک ناک بود ... یک میلودرامه غربی پرشور بود ... همفری بوگارت بهترین کار زندگی مسلکی اش را انجام میدهد. """
برادران وارنر حقوق پرده جنگل سنگ فرش شده را در 1935 خرید.
هوارد، که دارنده حقوق تولید بود، این را واضح اشکار ساخت که او میخواهد بوگارت با او بازیگری نماید.
زمانیکه برادران وارنر دید که هوارد تکان نخواهد خورد، آنها تسلیم شدند و بوگارت را منحیث هنرپیشه برگزید.
"به گفته ورایتی، ""تهدید بوگارت هیچ چیز را ناقص نماند""."
آنجا چیزی باید در لحن صدای یا این صورت مغرور من باشد—یک چیزیکه سبب خصومت هر شخص میگردد.
بدون در نظر داشت مؤفقیت اش، برادران وارنر هیچ علاقمندی به بالا بردن حساب بوگارت نداشتند.
بوگارت این سالها را برای توسعه شخصیت فلمی اش بکار برد: یک شخص تنها جراحت برداشته، شکایت نکننده، بدبین، جذاب، آسیب پذیر، مسخره کننده-خودی با عزت بود.
منازعات او با برادران وارنرس روی نقش ها و پول مشابه به آنهای بود که توسط استدیوها با ستارگان سابقه دار و انعطاف پذیر مانند بیت دیویس و جیمز کگنی پیش برده میشد.
یگانه نقش پیشتاز او در جریان این دوره در فلم پایان مرگ (1937، بشکل قرضه به سامویل گولدوین)، منحیث عضو گروه اشخاص بد توسط بیبی فیس نیلسن متأثر شده بود.
"فلم در لژیون سیاه (1937)، فلم که گراهام گرین چنین تعریف کرده است ""مستعد و هیجان انگیز، اگر دلگرم باشد""، او نقش یک مرد خوب را بازی میکرد کسیکه با یک سازمان نژادپرست درگیر (و توسط اش از بین رفت) بود. "
مشکل این بود که آنها از مرا مینوشیدند و من مصروف ساختن این فلم متعفن بود.
در 21 اگُست 1938 بوگارت وارد یک ازدواج آشفته دیگر سومی که با بازیگر مایو میتوت بود شد، یک زن سرزنده، دوستانه در حالت هوشیاری و عصبی و خشن در حالت نیشه.
او خانه آنها را به آتش کشید، او را با یک چاقو زد، و بندهای دست اش را چند بار قطع کرده است.
"به گفته دوست اش، جولیس ایپستین، ""ازدواج بوگارت-میتوت دنباله جنگ مدنی بود"". "
اثر میتوت بشکل فزاینده مخرب بود، اما، بوگارت همچنان به نوشیدن ادامه داد.
زمانیکه او فکر میکرد که یک بازیگر، کارگردان یا استدیو چیزی پست انجام داده است، او در مورد اش بشکل عام صحبت میکرد.
پاول مونی، جورج رفت، کاگنی و روبیرت سن نقش اصلی را رد کردند، و به بوگارت فرصت اینرا میدادند تا یک شخصیت با عمق بیشتر را بازی نماید.
او با ایدا لوپینهو خوب کار کرد، که سبب شد بخل مایو متوت تحریک گردد.
او میتوانست بیشتر از یک هزار سطر شکسپیر را از افلاطون، پاپ، رالف والدو ایمرسن نقل قول نماید، و به مشترک مجله حقوقی هاروارد شد.
بر اساس رمان داشیل هامیت، این برای بار نخست در مجله مبتذل به اسم ماسک سیاه در 1929 بشکل سریال درآورده شد و اساس دو نسخه فلم قبلی بودند؛ دوم ستاتین با یک زن ملاقات کرد (1936) بود که در آن بیت دیویس نقش بازی میکرد.
هوستون بعد مشتاقانه بوگارت را بحیث سم سپید اش تائید کرد.
فلم، که توسط مایکل کورتیز کارگردانی و توسط هال والیز تهیه میشد، اینگرید برگمن، کلاودی رینس، سیدنی گرینستریت، پاول هینرید، کونارد ویدت، پیتر لور و دولی ویلسن را در بر داشت.
گزارش شده است که بوگارت مسؤل مفهوم بود که ریک بلین باید منحیث بازیکن شطرنج نمایش داده شود، که این یک کنایه برای روابط که او با دوستان دشمنان و متحدین اش داشت بود.
بوگارت نامزد بهترین بازیگر در یک نقش اصلی بود، مگر این جایزه را به پاول لوکاس بخاطر اجراء او در فلم دید راین باخت.
بوگارت همراه با میتوت در یونایتد سرویسز آرگنایزیشن و سفر های وار باند در 1943 و 1944 ادامه داد، که سفرهای خسته کننده را به ایتالیا و افریقای شمالی (بشمول کاسابلانکا) انجام داد.
"زمانیکه آنها ملاقات کردند، بیکال 19 سال و بوگارت 44 ساله بود؛ بوگارت به او لقب ""عزیز"" را داد. "
"ما وقت خوب خیلی زیاد با هم خواهیم داشت""."
بواسطه خودم و بعد بعضی، هارپیر کولینس، نیویارک، 2005.
او خود را محافظ و مشاور باکال خطاب میکرد و باکال این نقش را غصب میکرد.
"همچنان، او این حس شوخ طبعی را داشت که شامل صدای پایین دلخراش تحقیر بود. """
دیالوگ، مخصوصاً در صحنه های اضافه شده توسط هاوکس، مملو از اشاره های جنسی بود، و بوگارت فلیپ مارلو را منحیث مامور شخصی ترغیب میکرد.
ازدواج با نگرانی ها بخاطر تفاوت های آنها یک ازدواج خوشحال بود.
"به گفته زندگینامه نویس بوگارت، ستیفن کانفر، ""این یک فلم مجهول تهیهی بدون هیچ تمایز مشخص بود""."
با فقدان علاقه عشق یا یک پایان خوش، این یک پروژه خطرناک بنظر میرسید.
"جیمز اجی نوشته، ""بوگارت با این شخصیت یک وظیفه عالی انجام داده است ... خیلی از کارهای خوب که او قبلاً انجام داده است فاصله دارد. """
بوگارت برای فلم های اخیرش زنجیره رعد و برق (1950) و اجرا کننده (1951) برای وارنرها ظاهر شد.
ستانتا همچنان بدون او دو فلم ساخت: و بچه سه تا میسازد (1949) و راز خانواده (1951).
چندین زندگینامه نویس بوگارت، و بازیگر-نویسنده لوزی بروکس، احساس کردند که این نقش به بوگارت اصلی نزدیکترین نقش است.
یک تقلید مضحک از نوع مالتیز فالکان، شکست شیطان آخرین فلم برای بوگارت و جان هاستن بود.
عشق هاستون به ماجراجویی، دوستی (و مؤفقیت) عمیق، و دوامدار اش با بوگارت، و فرصت کار کردن با هاپ بورن بازیگر را ترغیب کرد تا هالیوود را برای یک فلمبرداری مشکل در یک مکان در بیلجین کانگو ترک کند.
باکال برای مدت بیشتر از چهار ماه آمد که پسر جوان اش را در لاس انجلس ترک کرد.
"او مسایل پوشیدنی های زیر مرا در تاریک ترین افریقا لوکس کرد. """
هیپ بورن (یک منصرف الکول) اوقات مشکل برای او سخت گذشت، وزن باخت و در یک نقطه خیلی مریض شد.
بدون در نظر داشت ناراحتی پریدن از کشتی به مرداب ها، دریاها، و باتلاق ها، ملکه افریقایی ظاهراً عشق اولی بوگارت نسبت به کشتی ها را دوباره زنده کرد؛ زمانیکه او به کلیفورنیا برگشت، او یک کشتی دوش چوب ماهی هکر-کرفت را خرید که تا زمان مرگ اش آنرا نگه داشت.
"زمانیکه بوگارت برنده شد، اما، او گفت: ""از بلجین کانگو تا صحنه این تیاتر این یک راه طویل است. "
همانند که در تینس است، شما به یک رقیب یا همکار خوب نیاز دارید تا بهترین نسخه شما را ارائه کند.
درحالیکه بخشی از تلخی اش را برای اینکه این چنین انجام دهد را حفظ کرده بود، او یک عملکرد عالی در نقش اصلی داشت؛ او نامزدی نهایی اوسکار اش را دریافت و در 7 جون 1954 موضوع داستان پوش مجله تایم بود.
او نوع کارگردان است که من نمیخواهم با آن کار کنم ... تصویر یک کوزه از چرندیات است.
"برعلاوه عصبانیت، فلم مؤفق بود: نظر به یک بازدید در نیویارک تایمز، بوگارت ""خیلی ماهر بود ... مهارت که با آن چنین یک بازیگر تغییرناپذیر شخصیت های شوخی آمیز را با چنین دوگانگی با یک سبک مردانه ذوب کردن ترکیب مینماید یکی از مسرت های ناممکن برنامه است"". "
او با اوا گاردنر در نقش مؤنث ناراحت بود؛ او از دوست رت پک اش فرانک سیناترا چند مدت قبل جدا شده بود، و بوگارت از اجراء بی تجربه او ناراحت بود.
زمانیکه باکال آنها را یکجا دید، او یک سرخوشی دور و دراز خریداری را با شوهرش انجام داد؛ این سه بعد از فلمبرداری با هم یکجا سفر کردند.
او همچنان در برنامه جک بینی ظاهر شد، جاییکه کینسکوپ زنده نشر زنده از راه دور از او در یگانه اجراء طرح کمیدی تلویزیونی اش (25 اکتوبر 1953) عکس گرفت.
ستیفن یک مؤلف و زندگینامه نویس شد و میزبان یک برنامه تلویزیونی در مورد پدر اش درباره فلم های ترنر کلاسیک شد.
بخاطر سانتانا، بوگارت یک کمپنی جدید را تشکیل داد و برای یک فلم (میل وایل گودوین، U.S.A) برنامه داشت که در آن فلم او نقش یک جنرال و باکال نقش یک شخص ثروتمند مطبوعاتی را بازی خواهد کرد.
او در مورد صحت اش صحبت نکرد و با یک داکتر بعد از ترغیب قابل ملاحظه توسط باکال در جنوری 1956 ملاقات کرد
او عملیات دیگر در نومبر 1956 زمانیکه سرطان به دیگر اعضای بدن سرایت کرد انجام داد.
"روی این نوشته شده بود، ""اگر شما هر چیزی میخواهید، فقط سوت بزنید. """
او که با ستیلا ادلر در دهه 1940 درس خوانده بود، او بخاطر اینکه نخستین بازیگر است که سیستم ستانیسلاسکی بازیگری و میتود بازیگری را آورد کریدت دریافت کرد، که این میتود از سیستم ستانیسلاسکی اشتقاق شده، تا تماشاچیان را به جریان اصلی دخیل نمایند.
او جک های یک-چشم دارای ایین دینی غربی را کارگردانی و در آن نقش بازی کرد، که این یک ناکامی مهم و تجارتی بود، که بعد از آن هم او چندین محصول دیگر که از نظر عاید کردن ناکام بودند را عرضه کرد، که این محصولات با سوگواری سخاوت (1962) آغاز شد.
او جایزه را بخاطر رفتار نامناسب گزارش شده و بتصویر کشیدن خراب امریکایی های بومی توسط هالیوود از جایزه انصراف کرد.
به اساس کتاب گینس ریکاردهای جهانی، به براندو یک مبلغ ریکاردی 3.7$ میلیون ($ میلیون به دالر وفق داده شده با انفلاسیون) و 11.75% از فواید ناخالص برای 13 روز کار در سوپرمن تادیه شده بود.
نیاکان او اکثراً جرمنی، هالندی، انگلیسی و ایرلندی بودند.
براندو منحیث یک ساینسدان عیسوی بزرگ شد.
اما، او یک الکولی بود و معمولاً باید توسط شوهرش از شراب خانه های شیکاگو به خانه اورده میشد.
"براندو خصومت خیلی بیشتر را برای پدرش در سر داشت، میگوید که، ""من همنام او بودم، مگر هرکاری که من انجام دام نه او را خرسند ساخت و نه هم حتی علاقمند اش بود. "
در حدود سال 1930، والدین براندو به ایوانستون، ایلینویز کوچ کردند، زمانیکه که کار پدرش سبب شد او به شیکاگو باشد، مگر در 1935 زمانیکه براندو 11 سال داشت از هم جدا شدند.
"براندو، که لقب دوران طفولیت اش ""بد"" بود یک تقلید از جوانی او بود. "
در فلم TCM مرتبط به زندگینامه براندو در 2007: مستند، دوست دوران طفولیت جورج انگلند بازیگری سابق براندو را بخاطر میاورد و میگوید مانند تقلید کردن از گاوها و اسپ ها در فارم خانوادگی بود تا مادر خود را از نوشیدن دور نماید.
خواهر براندو فرانسیس کالج را کلیفورنیا ترک تا در نیویارک مطالعه نماید.
براندو در تیاتر عالی و در مکتب هم خوب بود.
فاکولته رأی داد تا او خارج شود،‌ درحالیکه او توسط شاگردان حمایه میشد و فکر میکرد که اخراج عمل خیلی خشن است.
"در یک مستند 1988، مارلون براندو: یک دانه وحشی، خواهر براندو جوسلین بیاد میاورد که، ""او در یک نمایش مکتب بود و از آن لذت میبرد ... و او تصمیم گرفت که او به نیویارک برود و بازیگری را بخواند بخاطریکه این یگانه چیزی بود که او از آن لذت میبرد. "
برای یک زمان که او با روی سوملیو زندگی کرد، کسیکه بعد بحیث تهیه کننده برادوی چهار مرتبه جایزه ایمی را تصاحب کرد.
از همان اول بینش عالی و حس واقع گرایی او نمایان بود.
به گفته دوستین هوفمن در ماسترکلاس آنلاین اش، براندو معمولاً‌ با گرداننده کمره و دیگر بازیگران در مورد آخر هفته شان حتی بعد از اینکه کارگردان میگفت شروع کنید صحبت میکرد.
رفتار او منجر به این شد تا او از گروه بازیگران محصول نیو سکول در سایوایل بیرون کشیده شود، مگر زود بعد از آن او در یک برنامه محلی در همانجا دریافته شد که موجود است.
کورنیل به او همچنان منحیث پیامبر در محصول انتیگون جان انولیه در همان سال نقش داد.
بانک هید نقش بلنچی دوبویس در فلم یک موتر سرک بنام علاقه را رد نموده بود، که ویلیامس برای او نوشته بود، تا برنامه را برای فصل 1946-1947 سفر نماید.
"ویلسون تا اندازه زیاد رفتار براندو را تحمل میکرد، مگر این عمل به حد نهایی زمانی رسید که براندو زود بعد از بازگشایی 28 نومبر 1946 از طریق یک تمرین لباس خندید. """
""""یک عضو گروه بازیگران گفت""، این شگفت آور بود. "
اما، منتقدین این چنین مهربان نبودند.
"او بازدیدهای بهتر را در توقف های سفر متعاقب دریافت کرد، مگر چیزیکه همکاران اش بخاطر میاورد فقط اشاره‌های کم به استعداد او که او بعد آنرا به رخ کشید بود. """
براندو بی علاقگی خود نسبت به محصول را با ارائه کردن چندین رفتار شوک دهنده روی صحنه نشان داد.
بعد از چندین هفته بودن روی سرک، آنها به بوستون رسیدند، که در آن زمان بانک هید آماده بود تا او را بکشد.
"پایرپونت مینویسد که جان گارفیلد نخستین گزینه برای این نقش بود، مگر ""خواست های ناممکن داشت. """
"این شخصیت ستانلی را نرم میکند  زیرا تبدیل به شخصیت ظالم و بی رحم جوانی میشود نه آن مرد مُسن شریر ... یک ارزش جدید از خواندن براندو بیرون آمد که تا حد بالا بهترین خواندن بود که من تا حالا شنیده ام. """
"او گفت، ""پرده بالا رفت و روی صحنه آن بچه‌ای سگ که از کلب ورزشی بود است، و او با من بازی میکند. """
نخستین نقش پرده ای براندو یک نقش تلخ سرباز پاراپلیجیک در فلم مردان (1950) بود.
نظر به قول خود براندو، این شاید هم بخاطر این فلم بود که حالت نوشته او از 4-F به 1-A تبدیل شد. روی زانو او عملیات صورت گرفت، او این دیگر بشکل فزیکی به اندازه کافی مخرب نبود تا از نوشته سبب خروج شود.
بشکل تصادفی، داکتر روانشناس یک داکتر رفیق براندو را میشناخت.
به این نقش منحیث بهترین نقش های بازی شده براندو نگریسته میشود.
این فلم توسط ایلیا کازن کارگردانی و انتونی کوین در آن با دیگران نقش بازی کرد.
یکجا در جریان صحنه ها، من یک تلخی را نسبت به خودم حس کردم، و اگر من درخواست یک نوشیدنی را بعد از کار میدادم، او این کار را یا رد و یا هم در قیافه کج خُلق خیلی کم میگفت.
بعد از بدست آوردن اثر خواسته شده، کازان هیچ وقت به کوین نگفت که او را به گمراهی کشیده است.
گیلگود چنان متأثر شده بود که به براندو پیشنهاد یک فصل کامل را در تیاتر همرسمیث داد، پیشنهاد که توسط او رد شد.
این مانند باز کردن دروازه یک کوره بود—گرما از صفحه بیرون آمد.
"با در نظر داشت همه موارد، براندو از خاطر تصمیم مربی اش خفه بود، مگر او با مربی باز هم در فلم در کنار آب کار کرد. """
واردکنندگان ترایمف در مورد در معرض قرار گرفتن مطمئین نبودند، طوریکه موضوع گروه اشخاص بد موترسایکل سوار خشن بودند که یک شهر کوچک را میگرفتند.
زمانیکه در اول به او این نقش پیشنهاد داده شد،‌ براندو–که تا حالا هم متأثر از شهادت کازن به HUAC بود–تردید کرد و نقش تیری مالوی نزدیک بود که به فرانک سیناترا داده شود.
براندو جایزه اسکار اش را برای نقش کشتی گیر ایرلندی-امریکایی تیری مولی در فلم در کنار آب برد.
"در بازدید 29 جولای 1954 اش، منتقد نیویارک تایمز ای ایچ ویلر از فلم توصیف کرده است، ""و آنرا یک کاربرد بسیار قوی، هیجان آنگیز و تخیلی پرده توسط حرفه ای های با استعداد نامیده است. """
او در فلم 1954 دیزایری نقش ناپلیون را بازی کرده است.
براندو بطور مخصوص به گرداننده هینری کوستر اهانت امیز بود.
"روابط بین براندو و هنرپیشه پیشتاز فرانک سیناترا همچنان سرد بود زمانیکه ستیفن کانفیر گفت: ""این دو مرد مخالفین شدید بودند: مارلون خواستار چندین وظایف بود؛ فرانک از تکرار کردن نفرت داشت. """
"فرانک سیناترا براندو را ""بازیگر بیش از حد اهمیت داده شده جهان"" عنوان کرد، و به او به عنوان ""زیر لب سخن گفتن"" راجع شد."
"پاولین کایل مشخصاً توسط فلم متأثر نشده بود، مگر اذعان کرد ""مارلون براندو میمرد تا در نقش مترجم گرد و غبار ساکینی نقش بازی کند، او طوری معلوم میشود که گویا از هنرمندی–صبحت با یک لهجه قهر، پوزخند زدن بچه گانه، قات شدن رو به جلو، و از انجام دادن حرکات با پاهایش لذت میبرد. "
"نیوزویک فلم را یک ""قصه پوچ از ملاقات دوقلو یافت""، مگر این فلم از نظر عاید کردن یک مؤفقیت بود. "
فلم رفت تا چهار جایزه اکادمی را بدست بیاورد.
"با در نظر داشت همه موارد، براندو با مردن او تباه شد، با زندگینامه نویس پیتر مانسو که زندگینامه A&E’s میگوید، ""او کسی بود که کارهای او را تائید میکرد که هیچکس دیگر نمیتوانست، و بعد از اینکه مادرش فوت کرد، طوری معلوم میشود که مارلون مراقبت را توقف داده است. """
در فلم شیرهای جوان همچنان دارنده یگانه نمایش براندو است در یک فلم با دوست و رقیب مونتگومری کلیفت (درحالیکه در هیچ صحنه یکجا نبودند).
"براندو نقش اساسی ریو را بازی، و کرل مالدین نقش همکار او را ""دد"" لنگورث را بازی کرد. "
به تجربه بودن براندو منحیث یک ویرایشگر همچنان موارد بعد از تولید را بتأخیر انداخته و پارامونت نهایتاً کنترول فلم را بدست گرفت.
"در آن زمان، من در مورد تمام پروژه خسته بودم و از اش کنار رفتم. """
تنفر شدید براندو علیه صنعت فلم گزارش شده است که در بسته فلم بعدی اش، بازسازی فلم سوگواری سخاوت توسط میترو-گولدوین مایر، که در تاهیتی فلمبرداری شده بود بیشتر غلیان کرد.
گرداننده موتینی لویس مایل ستون ادعاء‌کرد که مدیران زمانیکه بازیگران بد، طفل ترشرو را میاورند، یا کنترول کامل یک تصویر قیمتی را میگیرند سزاوار چیزیکه دریافت میکنند هستند.
فلم امریکایی بدقواره (1963) نخستین این فلم ها بود.
تمام فلم های دیگر یونیورسل براندو در این دوره، بشمول فلم داستان وقت خواب (1964)، اپالوسا (1966) یک کونتس از هانگ کانگ (1967) و فلم شب روز آینده (1969)، همه انتقادآمیز و از نظر تجارتی ناکامی کامل بودند.
براندو همچنان در تریلر موری توری 1965 منحیث یک جاسوس ظاهر شد؛ آن فلم همچنان در جذب کردن تماشاچیان ناکام شد.
کاندی برای بسیاری مخصوصاً موجب هراس و انزجار بود؛ یک فلم نمایش خنده آور سکس 1968 که توسط کریستین مارکواند کارگردانی شده بود و بر اساس رومان 1958 توسط تیری سوثرن بود، فلم داستان های محرک احساسات جنسی را از طریق ماجرا جویی هیرویین تازه اش به مسخره میگیرد، نقش کاندی که توسط ایوا اولین بازی شد.
"در مارچ 1966 موضوع فلم اتلانتیک، پایٔولین کایٔل نوشت که در روزهای سخت زندگی اش، ""براندو غیر اجتماعی بود بخاطریکه او میدانیست که جامعه مزخرف است؛ او به جوانان یک قهرمان بود بخاطریکه او به قدر قوی بود  که این مزخرفات را تحمل نکند""، مگر حالا براندو و دیگران که مانند او هستند ""دلقک ها گشته اند، که بدون شرم، به طور دیوانه وار احترام عامه علیه خود شان را به مسخره میگیرند. """
"من در حالت بی تفاوتی ام خیلی باور انگیز بودم، مگر من خیلی احساساتی بودم و این خیلی دردآورد است. """
فلم در کل بازدیدهای مختلط دریافت کرد.
براندو در یادگار خود یک فصل کامل را به فلم اختصاص داده بود، ذکر کرده بود که گرداننده، گیلو پونتیکوروا، بهترین گرداننده در کنار کازان و بیرناردو بیرتولوچی که او تا حالا کار کرده است بود.
در 1971، مایکل وارنر در فلم وحشت بریتانیایی به اسم نایت کمرس او را با ستیفانی بیچمن، ثورا هیرد، هاری اندریوس و انا پالک کارگردانی کرد.
او در جوایز حلقه منتقدین فلم نیویارک 1972 از براندو تفوق جست.)
براندو همچنان در فلم جک های یک-چشم علیه او کار میکرد، یک محصول دارای مشکلات که برای پارامونت سبب از دست رفتن پول شد زمانیکه در 1961 به دست نشر سپرده شد.
"کوپولا براندو را به یک امتحان فلمبرداری شده ""آرایش"" تشویق کرد، که در آن براندو آرایش خود را خودش انجام داد (او از توپ های نخ جهت همسان سازی صورت تحت چشم متورم شخصیت استفاده کرد). "
"براندو خودش هم مشکوک بود، در زندگینامه خود تذکر داده بود که، ""من هیچ وقت یک نقش ایتالیایی را قبلاً بازی نکرده ام، و من فکر نکنم که من آنرا بشکل مؤفقانه اجراء نمایم. """
با براندو با فیس کم 50,000$ قرارداد امضاء شد، مگر در قرارداد اش، به او یک فیصدی خیلی کم عاید ناخالص داده شده بود: 1% عاید ناخالص برای هر 10$ میلیون در یک حد 10$ میلیونی، تا به 5% در صورتیکه تصویر از 60$ میلیون تجاوز نماید.
"در یک مصاحبه 1994 که میشود روی ویب سایت اکادمی دست آوردها یافت گردد، کوپولا اسرار می ورزد، ""که فلم گاد فادر یک فلم بود که زمانی ما آنرا می ساختیم به اندازه که سزاوار اش بود قدردانی نشد."
طوریکه من آنرا فلمبرداری میکردم آنها انرا خوش نداشتند.
در 2010 در یک مصاحبه تلویزیونی با لاری کینگ، الپاچینو همچنان در مورد این صحبت کرد که چگونه حمایه براندو کمک کرد تا او نقش مایکل کورلیون را در فلم—بدون در نظر داشت این حقیقت که کوپولا میخواست او را بکشد حفظ نماید.
"او یخ را با انداختن یک گیلاس شراب به گروه شکست. "" '"
"کان اضافه کرد، روز اول که ما براندو را دیدیم همه در هیبت بودند. '"""
"همچنان، بخاطر او قدرت و صلاحیت بسیار زیاد داشت، من فکر کردم این یک علاقه جالب خواهد بود که به او نقش مرد نرم داده شود، برخلاق الکاپون، کسیکه مردم را با چوب بیزبال میزدند. """
آنجا واقعاً هیچ آغاز نبود.
او از مراسم جایزه انکار ورزید، بجایش فعال حقوق امریکایی های بومی ساچین لیتل فیدر را فرستاد، برای اینکه دلایل براندو را بگوید و او در لباس کامل اپاچی ظاهر شد، که دلایل اش بر اساس انتقاد او از بتصویر کشیدن امریکایی های بومی توسط هالیوود و تلویزیون بودند.
طوریکه با فلم های قبلی شد، براندو حفظ نمودن سطرهای خود را برای صحنه ها رد کرد؛ بجایش، او سطرهای خود را روی کارت های یادآوری نوشت و آنها را در اطراف اش برای مراجعه آسان گذاشت، که این سبب شد بیرتولوچی آنها را بیرون از چوکات تصویر نگه دارند.
معامله اشتراک ناخالص اش به او 3$ میلیون عاید کرد.
پاولین کایل، در بازدید نیویارک نوشت، پیشرفت غیرمنتظره فلم بالاخره رسید.
در 1973، براندو با مرگ بهترین دوست دوران طفولیت اش والی کوکس گیچ و سراسیمه شد.
کلیتون که بعد روی اسپ ظاهر شد، برای یک ساعت نخست مفقود بود، و بالا و پایین خم میشد، و اسپ توسط موارد پشتی سفید زین و برگ شده بود به ستایل لیتل فیدر.
"پین، کسیکه به اجازه دادن بازیگر تا هر عمل را انجام دهد باور داشت، در تمام این مدت به میل مارلون پیش رفت. """
در 1978، براندو نسخه انگلیسی روانی که یک فلم مستند فرانسوی-بلجیمی بود را روایت کرد که توسط جیان-پیری دوتیلکس و لویز کارلوس سالدانها کارگردانی شده بود که این فلم روی زندگی روانی میتوکتایر و موضوعات مرتبط به زنده ماندن قبیله های هندی بومی شمال برازیل مرکزی بود.
در 1979، او یک بار بطور نادر در برنامه قسمت دار ریشه ها در تلویزیون ظاهر شد: نسل های بعدی،‌که نشان دهنده جورج لینکن راکویل بود؛ او یک جایزه پرایم تایم ایمی را برای بازیگر حمایوی شگفت آنگیز در برنامه قسمت دار یا فلم بخاطر ظاهر شدن اش دریافت کرد.
به براندو در هفته 1$ میلیون برای کار 3 هفته ای داده شد.
در مستند، کاپولا در مورد این صحبت میکند که او به چه اندازه حیرت زده شده بود زمانیکه یک مرد چاق به اسم براندو جای او را در صحنه هایش گرفت، چگونه احساس بیچارگی میکرد، و تصمیم گرفت که کورتذ را بتصویر بکشاند، کسیکه در داستان اصلی لاغر بنظر رسیده، کسیکه منحیث یک مرد هر بعد خود را فزونکاری کرده بود.
اما، او در 1989 در فلم یک فصل سفید و خشک که اساس اش روی رومان ضد اپارتاید 1979 اندره برینک نهاده شده بود دوباره برگشت.
براندو بخاطر اجراآت اش تعریف و توصیف دریافت، برای بهترین بازیگر حمایوی نامزدی جایزه اکادمی را بدست آورده و از جشنواره فلم توکیو جایزه بهترین بازیگر را بدست آورد.
"ورایتی همچنان اجراآت براندو را توصیف طوریکه سباتینی این چنین تذکر داده است، ""اجراآت والای کمیدی براندو فریشمن را از ادم کمیدی عجیب و غریب به یک جایگاه عجیب در فلم تاریخ بالا میبرد. """
فلمنامه نویس فلم جزیره داکتر موریو، رون هاچینسن بعد در یک یادگار اش میگوید، که به لبه قله یخ چسپیده بود: فلم در انتظار برای زندگی روی صحنه و در هالیوود (2017)، و براندو تهیه فلم را با حسد کردن و رد کردن همکاری با همکاران و گروه کاری فلم به خطر کشید.
این آخرین نقش او و یگانه نقش او بحیث کرکتر مونث بود.
"پسر بازیگر، مایکو محافظ شخصی و دستیار جکسن برای چندین سال بود، و دوست خواننده بود. """
پدر در روزهای اخیر زندگی اش به سختی نفس میکشید، و خیلی وقت او از اکسیجن استفاده میکرد.
از اینرو مایکل به پدر یک کراچی گلف با یک ذخیره قابل انتقال اکسیجن خرید تا او بگردد و از نیورلند لذت ببرد.
او همچنان از شکر و سرطان شش رنج برد.
یگانه سطر ضبط شده او در آخرین بازی منحیث یک ادای احترام به بازیگر شامل شده بود.
براندو ناراحت به مالدن گفت او همچنان می افتد.
اندکی قبل از مرگ وی،‌ او ظاهراً‌ برای تیوب های حاوی اکسیجن اجازه داخل کردن به شش هایش نداده بود،‌ چیزیکه برایش گفته شده بود که تنها راه برای طولانی ساختن حیاتش بود.
"در 1976 او به یک ژورنالیست فرانسوی گفت،‌ ""همجنسگرایی در فیشن بسیار زیاد است و به همین دلیل دیگر ذکرش در اخبار نیست."
او همچنان رومانس های متعددی دیگری را ادعا کرد اگرچه او از ازدواج ها، خانم ها، یا از اولاد های خود در آتوبیوگرافی خود چیزی ذکر نکرد.
براندو با ریتا مورینو در 1954 ملاقات کرد و آنها رابطه عشقی را آغاز کردند.
سالها بعد از اینکه شما جدا شدید، مورینو علاقه عشق خود را در فلم شب روز بعدی بازی کرد.
گفته میشود که او دختر یک فلزکار ولزی که از نسل ایرلندی است، ویلیام اوکالافان سرپرست راه های آهن ایالت هندی بود.
براندو و کشفی یک پسر داشتند، کریستین براندو، در 11 می 1958؛ آنها در 1959 از هم جدا شدند.
آنها با هم دو پسر داشتند: مایک کاستانیدا براندو (متولد 1961) و ریبیکا براندو (متولد 1966) بود.
بخاطریکه تیریپایا یک گوینده بومی فرانسوی بود، براندو در این زبان روان صحبت میکرد و مصاحبه های زیادی به این زبان انجام داده است.
براندو و تیریپایا در جولای 1972 طلاق گرفتند.
براندو همراه با خدمتگار خانه خود ماریا کریستینا رویز رابطه طولانی مدت داشت، که از او سه اولاد داشت: نینا پریسیلا براندو (متولد 13 می 1989)، مایلس جوناتان براندو (متولد 16 جنوری 1992)، و تیموتی گاهان براندو (متولد 6 جنوری 1994).
چندین نواسه های او شامل پرودینس براندو و شانی براندو، اولاد های مایکو سی. براندو؛ اولاد های ریبیکا براندو؛ و از جمله دیگران سه اولاد تیهیتو براندو اند.
رفتار او در جریان فلمبرداری فلم سوگواری در سخاوت (1962) معلوم شد که حیثیت او را منحیث یک ستاره مشکل تقویت بخشید.
گالیلا براندو را تعقیب کرده بود، کسیکه توسط میزبان برنامه صحبت دیک کاویت بعد از ضبط کردن برنامه دیک کاویت در شهر نیویارک همراهی میشد.
فلمبرداری فلم سوگواری در سخاوت زندگی براندو را به گونه عمیق متأثر ساخت، چونکه او عاشق تاهیتی و مردم اش شد.
طوفان 1983 بسیاری از ساختمان ها به شمول تفریحگاه او را از بین برد.
او در سوابق کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) بحیث مارتین براندوکس بخاطر حفظ حریم او ثبت شده بود.
او با چندین گردآورنده پول برای جان ایف کینیدی در انتخابات ریاست جمهوری 1960 شد.
در خزان 1967، براندو از هلیسنگی، فنلند در یک محفل خیریه که توسط یونسیف در تیاتر شهر هلیسنگی راه اندازی شده بود دیدار نمود.
او در حمایه از حقوق اطفال و کمک توسعه‌ای در کشورهای درحال توسعه صحبت کرد.
"براندو در یک برنامه صحبت ناوقت شب ABC برنامه اسقف جوی گفت، "من احساس کردم من باید خودم بروم که کجا است؛ این چه است که در کشور سیاه است؛ این خشم در مورد چه است"".
"این یکی از عمل های خیلی ناممکن جرأت بود که من دیده بودم، و منظورم بسیار و خیلی انجام داد. """
"در 1964 براندو در یک ""ماهیگیری"" دستگیر شد که بخاطر تظاهرات علیه یک پیمان شکسته که به امریکایی های بومی وعده حقوق ماهیگیری در پگیت سوند داده بود برگزار شده بود".
براندو حمایه مالی خود برای گروه زمانی به پایان رساند زمانیکه رادیکالی بودن فزاینده آنها را درک کردند، مخصوصاً زمانیکه یک متن در یک رساله چاپی پانثر توسط ایلدریج کلیاور به نشر رسید که از خشونت بدون تبعیض برای تحول حمایت کرده بود.
سچین لتل فیدر در مراسم از او نمایندگی کرد.
این مراسم توجه مطبوعات ایالات متحده و جهان را به خود جلب کرد.
او یک فعال برضد اپارتید بود.
او توسط انستیتیوت فلم امریکا منحیث چهارمین عالیترین ستاره مرد لیست شده بود آغاز کار روی پرده‌ای شخصیکه در جریان یا قبل از 1950 (در 1950 واقع شده است) اتفاق افتیده است.
"در 19 اگست 2009 بازیابی شد. دایرة المعارف بریتانیکا او را چنین تعریف کرده است "بااستعداد ترین بازیگر میتود، و گفتار خراب و مبهم نشان دهنده عدم پذیرش آموزش دراماتیک کلاسیک توسط او بود."
او یک نماد رهبر گروه اشخاص بد و قانون شکن بود.
رول رهبر گروه بدان جانی ستابلر در فلم یک وحشی یک تصویر نمادین گشت، که منحیث نشان شورشی بودن و یک وسیله فیشن که دارای یک ستایل جاکت موتورسایکل پرفیکتو، یک کلاه دور خورده، پتلون و عینک بود.
"صحنه "من میتوانستم یک حریف باشم" از فلم کنار دریا، به گفته مؤلف بروکلین بومر، مارتین ایچ لیوینسن، ""یکی از مشهورترین صحنه ها در تاریخ ویدیو است، و سطر خودش بخش از قاموس کلتوری امریکا گردیده است. """
"شما باید آنها را قانع بسازید که شما میمیرید ... کوشش کن در مورد صمیمی ترین لحظه که تا حالا در زندگی ات داشته ای فکر کنید. """
در 1999 انستیتیوت فلم امریکا به او در لیست عالیترین ستارگان مرد عصر طلایی هالیوود مقام هشتم را داد.
او چندین سال را واودویل منحیث یک رقاص و کمیدین صرف کرد، تا وقتیکه نخستین نقش مهم اش را در بازیگری در 1925 بدست آورد.
بعد از نقدهای بسیار تمجیدآمیز، برادران ورنر با او یک قرارداد ابتدائیه 400$ در هفته برای سه هفته امضاء کرد؛ زمانیکه مدیران استدیو نسخه های چاپ شده اولیه فلم را دیدند، قرارداد کاگنی بزودی بعد از آن تمدید شد.
او برای بار سوم در 1955 با دوریس دی به فلم مرا دوست بدار یا مرا ترک کن نامزد شد.
کاگنی از شرکت برادران ورنر چندین بار در طول مدت مسلک اش خارج شده است، هر بار با شرایط هنری و شخصی بهتری برگشته است.
او برای یک کمپنی مستقل فلم برای یک سال درحالیکه قضیه تأسیس کمپنی خودش، تولیدات کاگنی، در 1942 قبل از برگشت به ورنر هفت سال قبل حل میشد کار کرد.
کاگنی دومین بچه هفت پسر بود که دو تن اش فقط ماه ها پس از تولد اش فوت کردند.
درحالیکه او هنوز هم جوان بود خانواده دو بار کوچ کرد، بار نخست به سرک شرقی 79م، و بار دوم به سرک شرقی 96م.
من برای طفلی که زنده گی بسیار آسان و راحت دارد متأسفم.
او مبارز خیابانی خیلی خوبی بود و در مواقع لزوم از برادر بزرگترش هری که محصل طب بود دفاع مینمود.
او در نمایشنامه های غیرمسلکی دخیل شد، که منحیث یک پسر صحنه‌آرا برای یک نمایش ساکت چینایی در لینوکس هیل نایبورهود هوس (یکی از نخستین حویلی های اسکان ملت) آغاز به کار کرد جاییکه برادر او هری بازیگری کرد و فلورنس جیمز کارگردانی کرد.
نمایش همکاری 10 ساله کاگنی با واودایل و برادوی را آغاز کرد.
بالاخره، آنها یک مقدار پول قرض گرفتند و به طرف نیویارک از طریق شیکاگو و میلواوکی، با تحمل اینکه در راه تلاش کردند تا با اجراء روی صحنه پول پیدا کنند که نامؤفق بود رفتند.
همانند پیتر پتر، کاگنی به هنرآزمایی با اعتماد که مؤفق خواهد شد رفت.
این یک سلسله حوادث ویرانگر برای کاگنی بود؛ جدا از مشکلات لوژستیکی که وجود داشت—وسایل زوج در محل نگهداری کشتی بود و آنها از اپارتمان خود گذشته بودند.
"او تصمیم گرفته بود که با انجام دادن چیز دیگری وظیفه خواهد گرفت. ""
کاگنی همچنان یک مکتب رقص را برای افراد مسلکی تأسیس نمود، و بعد یک نقش بازیگری را در نمایشنامه زنان برای همیشه پیش میروند بدست آورد که توسط جان کروم ویل کارگردانی شده و برای چهار ماه دوام نمود.
این نمایشنامه نقدهای تمجیدآمیز دریافت نموده و به دنبال اش گرند ستریت فولیس در 1929 آمد.
فلم رخصتی گنهکاران دوباره نام نهاده در 1930 انتشار یافت.
اما، قرارداد به وارنرها اجازه میداد تا هر زمان در پایان دوره 40 هفته‌ای او را بکشد، که به او در یک وقت فقط تضمین عاید 40 هفته ای را میداد.
بخاطر نقدهای سخت که او در جریان مسلک کوتاه فلم اش دریافت کرد، کاگنی در نقش مرد خوب مت دویل، مخالف ادوارد وودس بحیث تام پاورس بازی کرد.
تولید کننده داریل زانوک ادعا کرد که او در مورد این در یک کنفرانس متن نمایشنامه فکر کرد؛ ویلمن گفت این نظریه زمانی به ذهن او رسید که او در جریان فلمبرداری یک گریپ فروت را روی میز دید؛ و نویسندگان گلسمن و برایت ادعا کردند که این روی زندگی حقیقی هایم ویس عضو گروه اشخاص بد کسیکه یک خاگینه را به روی دوست دختر اش زده بود اساس نهاده شده بود.
من هیچگاه خواب اش را ندیده بودم که این در فلم نشان داده شود.
"او فلم را مکرراً مشاهده کرد فقط بخاطر اینکه صحنه را ببیند، زمانیکه صدای خنده او بسیار بالا میشد او بارها توسط مشوقین خشمگین به ساکت شدن دعوت شد. """
برادران ورنر در یکجا کردن دو ستاره گروه اشخاص بد—ادوارد جی روبینسن و کاگنی—برای فلم پول هوشیار 1931 سریع عمل کرد.
طوریکه او فلمبرداری را تکمیل نمود، فلم دشمن عامه تمام شب ها در تمام سینماها پخش میشد.
سران استدیو اصرار کردند که کاگنی به ترویج فلم های آنها ادامه دهند، حتی فلم های که او حتی در آن نیست که این مورد توسط او رد شد.
مؤفقیت فلم های دشمن عامه و دیوانه موی زرد برادران ورنر را مجبور ساخت تا دست به عمل شود.
بزودی به دنبال این فلم، فلم های غوغاهای جمعیت و برنده همه را میگیرد آمدند.
تاریخ نویسان همچنان در مورد ذات تاریخ منحیث یک اتمام در خودش، همچنان در مورد مؤثریت اش در مورد دادن نظر در مورد مشکلات حاضر مناظره میکنند.
اما، اثرات کلتوری باستانی کمک کرده است که تفسیرهای از هم متفاوت از ذات تاریخ ایجاد گردد که در طول صده ها تکامل یافته است و امروز هم در حال تغییر است.
"هرودت یک تاریخ نویس یونانی صده 5م قبل المیلاد بارها در کلتور غرب ""پدر تاریخ"" گفته شده است، درحالیکه از او منحیث ""پدر دروغ‌ها"" انتقاد شده است. "
"در انگلیسی میانه معنی تاریخ در کُل ""قصه"" بود".
"در جرمنی، فرانسوی و دیگر زبان های جرمنی و لاتینی عصری که بصورت کُل ترکیبی و خیلی تعدیل شده اند، همان کلمه یکسان حالا هم برای افاده معنی هر دو ""تاریخ"" و ""قصه"" استفاده میگردد".
"به گفته بیندیتو کروس، ""تمام تاریخ، تاریخ معاصر است""."
"از اینرو، ساختار آرشیف تاریخ نتیجه محدود کردن یک تاریخ بیشتر عمومی بواسطه غیرمعتبر کردن کاربرد متون و اسناد معین (با تزویز کردن ادعاهای شان تا اینکه ""گذشته واقعی"" نمایان شود) است".
مطالعه تاریخ بعضی اوقات منحیث بخش از علوم بشری و بعضی اوقات هم بخش از علوم اجتماعی صنف بندی شده است.
در قرن 20م، تاریخ نویس فرانسوی فیرنارد براودیل مطالعه تاریخ را با استفاده از چنین رشته های تحصیلی مانند اقتصاد، انسان شناسی، و جغرافیه در مطالعه تاریخ جهانی دچار دگرگونی کرد.
عموماً، منابع دانش تاریخی میشود که به سه کتگوری تقسیم گردد: چیزیکه نوشته شده است، چیزیکه گفته شده است، و چیزیکه به شکل فزیکی حفاظت شده است، و تاریخ نویسان بارها به هر سه منبع رجوع میکنند.
یافته های باستان شناسی کمتر وقت مستقل میباشند که توسط منابع روایتی این اکتشافات تکمیل میگردند.
بطور مثال، مارک لیون، کاوشگر و مفسر اناپولیس، میریلند، ایالات متحده امریکا تاریخی در جستجوی این بوده است تا تضاد بین اسناد متنی که آزادی را بی نقص نشان میداد و ریکارد ماده‌ای که نشان دهنده مالکیت برده ها و نامساوات در ثروت که توسط مطالعه محیط کُلی تاریخی واضح شده است.
درحالیکه گرایش عصری به طرف تخصص است، این برای تاریخ نویسان ممکن است تا خود را با بسیار مشخص و بسیار عمومی نگران بسازند.
سوم، این شاید به اینکه چرا تاریخ بوجود آمده است اشاره نماید: فلسفه تاریخ.
این توسط کی بوجود آمد (منبع)؟
ارزش مدرکی این محتویات چه است (اعتبار)؟
میتود تاریخی در بردارنده تخنیک ها و رهنمودهای است که توسط آن تاریخ نویسان از منابع اولیه و مدارک دیگر جهت تحقیق و بعد نوشتن تاریخ استفاده میکنند.
توسیدید، برخلاف هیرودت، به تاریخ منحیث محصول انتخاب ها و اعمل انسانها میدید، و به علت و معلول میدید، نه اینکه آنرا منحیث داخله خدایی (درحالیکه هیرودت خودش هم به این نظریه کاملاً متعهد نبود) بپندارد.
رواج های تاریخی و کاربرد پیچیده میتود تاریخی در چین باستان و چین قرون وسطی وجود داشت.
تاریخ نویسان چینایی از دوره های سلسله‌ی حکمرانی متعاقب در چین از شیجی خود منحیث فارمت رسمی برای متون تاریخی، و همچنان ادبیات وابسته به شرح زندگی استفاده میکرد.
در حدود 1800، فلیسوف و تاریخ نویس جرمنی جورج ویلیام فریدریک هیگل فلسفه و یک روش خیلی سیکولر را به مطالعه مرتبط به تاریخ آورد.
خلاقیت ابن خلدون این بود که ادعا نماید اینکه تفاوت کلتوری یک عصر دیگر باید ارزیابی مواد تاریخی مرتبط را کنترول نماید، تا اینکه اصول که نظر به آن تلاش ارزیابی کردن ممکن باشد را متمایز سازد، و در اخیر، تا نیاز به تجربه را، بر علاوه اصول منطقی احساس نماید، تا کلتور گذشته را ارزیابی نمایند.
"میتود تاریخی او همچنان اساس را برای مشاهده نقش حکومت، ارتباطات، پروپاگندا و تبعیض سیستماتیک در تاریخ نهاده است، ایچ مولانا (2001)."""
"داکتر ایس دبلیو اختر (1997). """
برای رنکی، معلومات تاریخی باید با احتیاط جمع آوری، بدون در نظر داشت طرفانه مشاهده و با دقت زیاد منتقدانه با هم یکجا شوند.
در قرن 20م، تاریخ نویسان علمی کمتر روی داستان های ملت گرا حماسی تمرکز کردند، که غالباً در مورد ملت یا اشخاص عالی گزافه گویی میکرد، و یک تحلیل بیشتر بیطرف و مغلق نیروی اجتماعی و فکری میباشد.
بسیاری از طرفداران تاریخ منحیث یک علم اجتماعی برای روش چندین-رشته‌ی شان شناخته میشوند
تا این لحظه تنها یک تیوری تاریخ از قلم یک مورخ مسلکی در دست است.
تاریخ نویسان فکری مانند هیربرت بترفیلد، ارنست نولت و جورج موسی برای اهمیت نظریات در تاریخ با هم بحث کرده اند.
دانشمندان مانند مارتین بروسات، ایان کیرشاو و دیتلیف پوکارت در جستجوی این بودند که ببینند زندگی روزمره برای مردم عادی در جرمنی قرن 20م، مخصوصاً در دوره نازی چگونه بود.
تاریخ نویسان طرفدار حقوق زن مانند خوان والاک سکات، کلاودیا کونز، نتالیا زیمون داویس، شیلا روبثم، جیسلا بوک، جیردا لیرنر، الیزابیت فوکس-جینوویس، و لین هنت برای اهمیت مطالعه کردن تجربه زن در گذشته با هم بحث کرده اند.
دفاع دیگر تاریخ از انتقاد پسا عصرگرایی کتاب 1994 کُشتن تاریخ مؤرخ استرالیایی کیث وینشوتل است.
برداشتن های تاریخی میتواند به چندین طریقه صورت گرفته و میتواند روی سوابق تاریخی اثر عمیق از خود بجا بگذارد.
تاریخ باستانی: مطالعه از شروع تاریخ بشر تا به اوایل قرون وسطی است.
تاریخ مقایسوی: تحلیل تاریخی سازمان های اجتماعی و کلتوری که به سرحدات ملی محدود نبودند است.
تاریخ کلتوری: مطالعه کلتور در گذشته است.
تاریخ فکری: مطالعه نظریات در متن کلتورهای که آنها را بوجود آورده و سبب رشد آنها به مرور زمان شده است میباشد.
تاریخ مدرن: مطالعه عصر مدرن، بعد از قرون وسطی است.
پالیوگرافی: مطالعه متون باستانی است.
سایکوهیستوری: مطالعه انگیزه های روانی حادثات تاریخی است.
تاریخ زن: تاریخ انسان های مؤنث است.
قرن ها و دهه ها مدت زمان های معمول هستند که استفاده میشوند و وقت را که قرن و دهه نشان میدهد ارتباط به سیستم تاریخ گذاشتن میشود که بکار برده میشود.
برای انجام دادن این،‌ مورخین اکثراً به جغرافیه رجوع می کنند.
بطور مثال،‌ برای تشریح نمودن اینکه چگونه مصری ها یک تمدن موفق را انکشاف دادند، مطالعه جغرافیای مصر ضروریست.
تاریخ امریکا تاریخ جمعی امریکای شمالی و جنوبی، بشمول امریکای مرکزی و جزایر کارابین میشود.
تاریخ جزایر کارابین با سابقه ترین شواهد آغاز میشود جاییکه بقایای دارای قدامت 7000 ساله یافت شدند.
تاریخ یوروشیا تاریخ جمعی چندین منطقه ساحلی غیرمرکزی است: شرق میانه، آسیای جنوبی، آسیای شرقی، آسیای جنوب شرقی، و اروپا که توسط کتله داخلی جلگه آسیای مرکزی و اروپای شرقی با هم وصل میشوند.
تاریخ آسیای شرقی مطالعه موارد از گذشته مانده از نسل به نسل در آسیای شرقی میباشد.
تاریخ آسیای جنوب شرقی منحیث تعامل بین بازیگران منطقوی و قدرت های خارجی توصیف شده است.
تاریخ ""کهن"" اجتماعی قبل از دهه 1960 یک ترکیب سردرگم موضوعات بدون نمای اصلی بود، و غالباً شامل حرکات سیاسی، مانند پوپولیسم که در یک جهت خارجی از سیستم نخبه ""اجتماعی"" بودند.
این سوابق و توضیحات روایتی دانش،‌ رواج ها، و هنرهای گروه از مردم را بررسی میکند.
این نوع تاریخ سیاسی مطالعه اجراء روابط سیاسی بین دول یا در سراسر سرحدات یک دولت به گذشت زمان میباشد.
این نوع تاریخ در ایالات متحده، جاپان و کشورهای دیگر بعد از دهه 1980 با درک اینکه شاگردان طوریکه جهانی شدن رو به جلو در حرکت است نیاز به در معرض قرار گرفتن سرحدات دارند.
با وجود اینکه یک رشته جدید است، تاریخ جندر یک اثر مهم روی مطالعه کُلی تاریخ داشته است.
در اکسفورد و کمبریج، بورسیه ها دارای اهمیت کم نشان داده شدند.
مربیان در مناظره تا به جنگ دوم جهانی غالب بودند.
در ایالات متحده بعد از جنگ جهانی اول، یک حرکت قوی در سطح پوهنتون بوجود آمد تا کورس های راجع به مدنیت غربی تدریس گردد تا به شاگردان یک میراث مشترک با اروپا بدهند.
بسیاری این رشته را از هر دو نظر میبینند.
در ایالا متحده، کتاب های که توسط یک کمپنی چاپ شده اند از ایالت به ایالت تفاوت دارند.
مؤرخین علمی بارها علیه سیاسی سازی کتاب ها بعضی اوقات با مؤفقیت جنگیده اند.
یک مدنیت (یا مدنیت) یک جامعه مغلق است که دارای ویژگی توسعه شهری، طبقه بندی اجتماعی، و یک نوع حکومت، یک سیستم سمبولیک ارتباطات (مانند نوشتن) باشد.
در این مفهوم وسیع، یک مدنیت با جوامع قومی غیرمتمرکز تفاوت پیدا میکند، بشمول کلتورهای دهقانان کوچی حیوانات، جوامع عصر حجر یا شکارچیان جمع کننده میباشند؛ اما، بعضی اوقات این همچنان با کلتورهای که در داخل مدنیت ها وجود دارند فرق میداشته باشد.
رساله اساسی پروسه مدنیت (1939) از نوربیرت الیاس است، که رسوم اجتماعی را در جامعه با وقار قرون وسطی تا به اوایل دوره مدرن ریشه یابی میکند.
"کلمات مرتبط مانند ""رفتار مؤدبانه"" در بین قرن 16م بوجود آمد".
"در اواخر قرن 1700 و اوایل قرن 1800، در جریان انقلاب فرانسه، ""مدنیت"" بشکل در گونه انفرادی، نه جمعی استفاده میشد و به معنی پیشرفت کُلی انسانیت بود. "
"تنها در این مفهوم کُلی میتوان از"" تمدن قرون وسطایی"" صحبت کرد، که به معنی الیاس یک امر  ضد و نقیض بود."
"اینجا، مدنیت که بیشتر منطقی و ریشه اجتماعی دارد کاملاً با طبیعت انسان مطابقت ندارد، و ""وحدت انسان فقط از طریق بهبود تقرب به یک سازش طبیعی پراتیک یا استدلالی بدست میاید"" (وحشی نجیب را ببینید). "
مدنیت ها از هم بوسیله وسایل معیشت، نوع معیشت، طروق اسکان، اشکال حکومت، طبقه بندی اجتماعی، سیستم های اقتصادی، سواد و خاصه های دیگر کلتوری از هم متمایز میشوند.
تمام مدنیت ها بخاطر معیشت روی زراعت اتکاء داشته اند، به استثاء احتمالی چند مدنیت اسبق در پیرو که شاید متکی به منابع دریایی بودند.
مازادهای غله خاصاً مهم بود بخاطریکه غله ها برای مدت زمان زیاد ذخیره میشدند.
اما، در بعضی جاها شکارچیان جمع آوری کننده به مازادهای غذا دسترسی داشتند، مانند بین بعضی از مردم بومی طرف شمال غربی پاسفیک و شاید در جریان کلتور مردم ده تا هشت هزار سال قبل ناتوفیان.
"کلمه ""مدنیت"" بعضی اوقات فقط به معنی زندگی در شهر معنی گردیده است"". "
جوامع حکومتی در مقایسه با دیگر جوامع خیلی طبقه بندی شده اند؛ تفاوت خیلی بزرگ بین صنوف اجتماعی وجود دارد.
مدنیت با زینه‌‌ بندی مغلق اجتماعی و حکومت های تنظیم شده و سازمانی.
بعضی از مردم همچنان دارنده ملکیت زمینی، یا مالکیت شخصی زمین میشوند.
از اوایل عصر آهن مدنیت های معاصر پول را منحیث تبادله برای معاملات بشکل فزاینده مغلق بوجود آورده است.
این مردم شاید بشکل شخصی با یکدیگر آشنا نباشند و نیازهای شان شاید همه در یک وقت واقع نشوند.
انتقال از اقتصادهای ساده تا بسیار مغلق لزوماً به معنی پیشرفت در ستندردهای زندگی مردم نیست.
قامت اوسط یک جمیعت یک اندازه گیری خوب دسترسی کافی آنها به ضروریات مخصوصاً غذا میباشد.
مانند پول، نوشتن بخاطر اندازه جمیعت شهر و مغلقیت تجارت آن در بین مردم که شخصاً با یکدیگر آشنا نیستند نیاز شد.
این شامل مذهب منظم، توسعه در هنر، و پیشرفت های بی حساب دیگر در ساینس و تکنالوژی میگردد.
"این کلتورها را بعضی ها ""اولیه"" مینامند یک اصطلاح که توسط دیگران تحقیر امیز پنداشته شده است. """
"انسان شناسان امروزه اصطلاح ""بی سواد"" را برای تعریف این مردم استفاده میکنند. "
مگر مدنیت همچنان توسط تفوق تخنیکی، مادی و اجتماعی که توسط مدنیت بوجود میاید پخش میشود.
مدنیت ها گرایش به ایجاد کلتورهای پیچیه دارد، که شامل موارد مانند یک دستگاه تصمیم گیری حکومتی، ادبیات، هنر مسلکی، نقاشی، مذهب منظم و رسوم مغلق یادگیری، اجبار و کنترول که مرتبط به حفظ طبقه نخبه میشود.
در مدنیت که کسی زندگی مینماید آن مدنیت گسترده ترین هویت کلتوری آن شخص میباشد.
هدف حفظ میراث کلتوری بشریت و همچنان هویت کلتوری، مخصوصاً در قضیه جنگ و درگیری مسلحانه میباشد.
"فلیسوف اوایل قرن بیستم اوسوالد سپینگلر،سپینگلر، اوسوالد، زوال غرب: دیدگاه های تاریخ جهان (1919) از کلمه جرمنی Kultur ""کلتور"" که بسیاری ""مدنیت"" میگویند استفاده میکند".
"سپینگلر تذکر میدهد که مدنیت آغاز زوال کلتورها است ""طوریکه حالت های بسیار خارجی و مصنوعی یک نوع بشریت توسعه یافته قادر به آن است"". "
مدنیت ها عموماً زوال نموده و از بین میروند، به گفته توینبی، بخاطر ناکامی یک اقلیت خلاق، از طریق زوال اخلاقی یا دینی، تا اینکه بعضی از چالش های مهم را از سر راه بردارند، نه فقط عوامل اقتصادی و محیطی.
بطور نمونه، شبکه های تجارت تا قرن نزده هم از قلمرو کلتوری و هم سیاسی خیلی بزرگ بودند.
در جریان دوره اوروک، گولیرمو الگاز ادعا نموده گفته که روابط تجاری مصر، بین النهرین، ایران و افغانستان را با هم وصل نموده اند.
مدنیت ها و جوامع متفاوت در سراسر جهان از نظر اقتصادی، سیاسی و حتی کلتوری در بسیاری موارد از هم مستقل اند.
مدنیت مرکزی بعد توسعه یافت تا تمام شرق میانه و اروپا را شامل شود، و بعد به یک مقیاس جهانی با استعمار اروپایی توسعه یافت، که امریکای شمالی و جنوبی، استرالیا، چین و جاپان را در قرن نزدهم در خود مدغم نمود.
این یک انقلاب محصولات دومی را تقویت بخشید که در آن مردم از حیوانات اهلی شده نه تنها برای گوشت، بلکه برای شیر، پشم، کود زراعتی و قلبه کردن و کش کردن کراچی استفاده میکردند – یک پیشرفت که از طریق اکومنی ایروشیایی پخش شد.
"این ساحه منحیث اینکه به ""بعضی از پیشرفت های مهم در تاریخ بشر بشمول کشف چرخ، بذر کردن نخستین محصول غله‌ای و بوجود آوردن متن ناقص الهام بخشیده است شناخته میشود""."
این تغییر اقلیمی نسبت سود تشدد بومی را بین جوامع تغییر مسیر داد، جوامع که شاهد واگذاری جوامع قریه‌ای بدون دیوار و ظهور شهرهای دیواردار، که مرتبط به مدنیت نخست است بوده است.
انقلاب مدنی شهری در نفس خود متکی به توسعه اسکان در یک محل، اهلی نمودن غله ها و حیوانات، بقاء شهرک ها و توسعه روش زندگی که اقتصادها را در نوع میزان و تجمع محصول مازاد با سکتورهای معین اجتماعی تسهیل نموده است میباشد.
بعضی ها روی نمونه های تاریخی تمرکز نموده، درحالیکه دیگران روی تیوری عمومی تمرکز میکنند.
"برای گیبون، ""زوال روم اثر طبیعی و غیرجلوگیری شونده بزرگی زیاد بود. "
تیدور ممسن در تاریخ روم اش پیشنهاد نموده است روم با سقوط امپراطوری روم غربی در 476 CE سقوط کرد و او همچنان به یک تشابه بیولوژیکی ""پیدایش""، ""رشد""، ""سالخوردگی""، ""سقوط"" و ""تخریب"" تمایل داشت. "
ارنولد جی توینبی در مطالعه تحقیق اش پیشنهاد نموده است که تعداد خیلی بزرگ مدنیت ها، بشمول یک تعداد مدنیت های دستگیر شده وجود داشت ، و اینکه تمام مدنیت ها تمایل داشتند که از دوران که توسط ممسن معرفی شده است بروند.
در جریان فاز متوسط، رشد فزاینده جمعیت منجر به کاهش تولید سرانه و سطوح مصرف میگردد، جمع آوری مالیات بیشتر و بیشتر مشکل میگردد و رشد عواید حکومت متوقف میگردد، درحالیکه مصارف حکومت بخاطر رشد جمعیت که توسط حکومت کنترول میشود بالا میرود.
چرخه های سیکولر و گرایش های هزارساله.
حقیقت اینکه روم نیاز داشت عواید بیشتر بوجود بیاورد تا ارتش های که برای بار نخست بطور مکرر در میدان شکست داده شده بودند را مجهز و مجدداً مجهز نماید، منتج به تقسیم بندی امپراطوری شد.
او ادعا میکند که سقوط مایا درس های برای مدنیت های امروز دارد.
انرژی هزینه شده برای تناسب حاصل انرژی برای محدود ساختن بقاء مدنیت ها نقش مرکزی دارد.
کوژنی ادعا کرده که مدنیت ها نمیشود در مدنیت های ترکیبی یک نوع مدنیت ضعیف تر زمانیکه در یک مدنیت توسعه یافته حقوق همه مساوی داده میشود غالب میشود مخلوط گردند.
مؤرخین کلتوری موریس بیرمن در عصر تاریک امریکا پیشنهاد میکند: پایان امپراطوری که در ایالات متحده شرکتی مصرف گرا، فاکتورهای که یک زمان سبب سوق امریکا به عظمت شد―فردگرایی بیش از حد، توسعه زمینی و اقتصادی، و به دنبال بودن ثروت مادی―ایالات متحده را به یک حد نگران کننده رسانده که سقوط دیگر اجتناب ناپذیر است.
جکوب ادعا میکند، فرسایش این ستون ها به زیان های اجتماعی مانند بحران محیطی، نژادپرستی و یک شکاف در حال رشد بین غریب و ثروتمند لینک شده است.
او ادعا میکند، نیاز به مدنیت ها جهت وارد کردن منابع از هر زمان بیشتر، از بهره برداری بیش از حد و تقلیل منابع محلی خود شان سرچشمه میگیرد.
"در گرافیک، معنی ما ""میلیون ها سال قبل"" است.)"
بسیاری از زمین بخاطر تصادم های مکرر با اجسام دیگر ذوب شده بود که سبب حالت بیش از حد اتش فشانی شده بود.
انسان های قابل شناخت حد اکثر 2 میلیون سال قبل، که در مقیاس جیولوژیکی یک دوره کوچک کوتاه معدوم است ظهور کردند.
تخمین شده است که 99 فیصد تمام نوع ها، بیشتر از پنج میلیارد، که تا حالا در روی زمین زندگی نموده اند، منقرض شده اند.
قشر زمین بطور ثابت از زمان شکل گیری آن به طور مداوم تغییر نموده است، همان طوریکه زندگی از ابتدأ تا حال تغییر نموده است.
مهتاب در حدود این زمان شاید بخاطر یک تصادم پروتوپلاین با زمین تشکیل شده باشد.
اتموسفیر از گازهای اتش فشانی و گلخانه ای تشکیل شده است.
باکتریا شروع به تولید اکسیجن کرد، که منتج به تشکیل به اتموسفیر سومی و فعلی زمین شد.
خشکه های بزرگ کلمبیا، رودینیا و پانوتیا، به این ترتیب،‌ شاید در این دوره زمانی طولانی و نامعلوم تشکیل شده باشند.
"بتدریج، زندگی به زمین و اشکال مشابه سیاره ها توسعه یافت، حیوانات و فنجی، بشمول کرم های حلقوی، حشرات و خزندگان شروع به ظهور نمود، از اینرو نام دوره طولانی نامعلوم که به معنی ""زندگی اشکار"" است. "
این از هایدروجن تشکیل شده بود و هیلیوم زود بعد از بیگ بانگ 13.8 Ga (میلیاردها سال قبل) تشکیل و عناصر سنگین‌تر توسط سوپرنوا خارج شد.
طوریکه ابر شروع به تند شدن کرد، نیروی فزاینده زاویه‌ای اش، جاذبه، و قوه جبری اینرا به یک دیسک پروتوپلاکتی روی مدار دوران اش تسطیح کرد.
بعد از انقباض بیشتر، یک ستاره T تاوری روشن شد و به آفتاب تکامل یافت.
زمین به این شکل حدود 4.54 میلیارد سال قبل (با تردید 1%) تشکیل شد و عمدتاً در 10–20 میلیون سال تکمیل شد.
زمین اولی با چسپیدگی تا وقتیکه داخل اش به اندازه کافی گرم بود تا فلزات سنگین سیدروفیل را ذوب کند رشد کرد.
از حساب های دهانه اتش فشان روی اجسام دیگر سماوی، این اقتباس شده است که یک دوره اثرات شدید شهاب سنگ به اسم بمباردمان ناوقت سنگین، در حدود 4.1 Ga اغاز و در حدود 3.8 Ga، در پایان هادین خاتمه یافته است.
با شروع اوایل دوره پرکامبرین، زمین به اندازه کافی سرد شده بود.
شواهد جدید پیشنهاد میکند که مهتاب حتی بعدتر، 4.48 ± 0.02 Ga، یا 70–110 میلیون سال بعد از شروع نظام شمسی تشکیل شد.
تصادم در حدود 100 برابر انرژی بیشتر در مقایسه با اثر اخیر چیکسولوب داشت که باور میشود سبب انقراض دیناسورهای غیر-پرنده ای شده است.
فرضیه اثر بسیار بزرگ پیش بینی مینماید در تشریح ترکیب غیرعادی اش مهتاب عاری از مواد فلزی بود.
قشر اولی زمانی تشکیل شد که سطح زمین، بصورت کامل از ترکیب این تکتونیک صفحات سریع هادین ناپدید و اثرات شدید بمباردمان ناوقت سنگین، نخست جامد شد.
این قطعات از پوستهء هادین اخیر و پوستهء آرکیٔن اولیه هسته هایی را تشکیل میدهند که قاره هایی امروزی در اطراف آن رشد نموده اند.
کراتون اساساً از دو نوع ترنج متناوب تشکیل یافته است.
برای این دلیل، سنگ های سبز بعضی اوقات منحیث اسناد برای حرکت جلوی قشر زمین در جریان ارکیان دیده میشود.
حالا این ممکن در نظر گرفته شده است که بسیاری از متغیرها در جریان چسپیدگی توسط یک پروسه که بنام اثر گاز زدایی یاد میشود که در آن اجسام آمدنی روی اثر بخار میشوند ارائه شده اند.
اجسام کوچک دور افتاب در فاصله 1 واحد نجومی (AU)، فاصله زمین از آفتاب، شاید هیچ آب به زمین کمک نکرده است بخاطریکه سحاب شمسی برای تشکیل یخ خیلی گرم بود و هایدرت کردن سنگ ها توسط بخار آب شاید وقت خیلی زیاد را در بر میگرفت.
شواهد اخیر پیشنهاد میکند که ابحار شاید شروع به تشکیل شدن در 4.4 Ga نموده باشند. با شروع دوره طولانی نامعلوم ارکیان، ابحار بسیاری از زمین را پوشش داده بودند.
از اینرو، آفتاب در 4.5 میلیارد سال اخیر 30% بیشتر روشن شده است.
مادل های زیادی ولی توافق کم وجود دارد، روی اینکه زندگی از مواد کیمیاوی غیرزنده ظهور نموده است؛ سیستم های کیمیاوی که در لابراتوار بوجود میایند مغلق بودن شان از موجودات زنده بسیار پایین تر است.
درحالیکه ترکیب اتموسفیر شاید از چیزیکه توسط میلر و یوری استفاده شده است متفاوت بود، بعداً ازمایش ها با ترکیب های بیشتر واقع بینانه همچنان توانستند تا مالیکول های عضوی را با هم ترکیب نمایند.
RNA بعداًبا DNA جایگزین  میشود که پایدار است و بنابر این میتواند جینوم هایی طولانی تری را بسازد و دامنهء قابلیت هایی را که یک ارگانیزم میتواند داشته باشد را گسترش دهد.
یک مشکل در سناریوی نخست میتابولیزم یافتن یک را برای موجودات زنده است تا تکامل پیدا بکنند.
در 2003 تحقیقات گزارش داده است که مونتموریلونیت همچنان شاید قادر به تبدیل اسیدهای چربی به ""حباب ها"" بوده و حباب ها شاید RNA متصل به گِل را در محفظه های خود قرار داده باشد.
این حجره LUA مقدم تمام زندگی روی زمین است.
تغییر به یک اتموسفیر مملو از اکسیجن یک پیشرفت حیاتی بود.
آنها از تخمیر، تجزیه مرکبات بسیار پیچیده به مرکبات کمتر پیچیده با انرژی کم استفاده کردند و آنها از انرژی تجزیه شده برای رشد و تکثر استفاده میکردند.
بسیاری از زندگی که سطح زمین را پوشش داده است بشکل مستقیم یا غیرمستقیم متکی به ترکیب ضیایی است.
برای عرضه الکترون ها در جریان، هایدروجن از آب گرفته میشود، که اکسیجن منحیث یک تولید نابکار میماند.
شکل ساده بدون اکسیجن در حدود 3.8 Ga زود بعد از نمایان شدن زندگی ظهور کرد.
در نخست، اکسیجن منتشر شده سنگ آهک، آهن، و منرال های دیگر محاط شده بود.
درحالیکه هر حجره مقدار خیلی کم اکسیجن تولید کرد، میتابولیزم کُلی حجرات بیشتر در یک مدت زمان زیاد اتموسفیر زمین را به حالت فعلی اش تغییر داد.
لایه اوزون یک مقدار حایز اهمیت اشعه فرابنفش را که یک زمان از اتموسفیر میگذشت را جذب میکرد و حالا هم میکند.
در نتیجه، در دوره طولانی و نامعلوم پروتوزویک زمین شروع به دریافت گرمای بیشتر از آفتاب کرد.
ذخایر یخبندان که در آفریقای جنوبی پیدا شده بودند بر میگردد به 2.2 Ga، که در آن زمان، بر اساس شواهد پالیومگنیتکی، این ذخایر باید که در نزدیک خط استواء قرار میداشت.
عصر یخ هرونیان شاید عامل اش غلظت افزایش یافته اکسیجن در اتموسفیر بود، که سبب کاهش میتان (CH4) در اتموسفیر شد.
اما، اصطلاح زمین گلوله برف بیشتر به گونه عام بیشتر برای توضیح عصرهای بعدی خیلی شدید یخ در زمان دوره کراینوجینیان استفاده میشود.
کاربن دای اکساید با باران میشود تا سنگها را تغییر رنگ دهد تا کاربونیک اسید را تشکیل نماید، که بعد توسط آب باران به بحر برده میشود، که سبب میشود گازات گلخانه ای از اتموسفیر خارج گردد.
قلمرو باکتریا شاید در نخست از انواع دیگر زندگی جدا شد باشد (که بعضی اوقات نیومورا یاد میشود)، مگر این حدس بحث برانگیز بوده است.
اولین ترین فوسیل های که دارنده ویژگی های نوع فنجی است بر میگردد به عصر پایوسپروتوزویک، در حدود 2.4 قبل؛ این موجودات زنده کثیرالحجروی بنتیک ساختارهای رشته ای قادر به بهم پیوستن میباشد.
ممکن حجره بزرگ تلاش نموده تا حجره کوچک را ببلعد که نتوانسته (احتمالاً بخاطر تکامل دفاع شکار).
با استفاده از اکسیجن، این حجره از مواد فاضله حجره بزرگ را میتابولیز نموده و انرژی بیشتر کسب میکرد.
زود، یک همزیستی ثابت بین حجره بزرگ و حجرات کوچک داخل حجره بزرگ بوجود آمد.
یک حادثه مشابه با سیانو باکتریا دارای ویژگی ترکیب ضیایی که به حجرات بزرگ برای غذا متکی به دیگران داخل میشدند و به کلوروپلاست تبدیل میشدند اتفاق افتیده است.
در کنار تیوری تائید شده اصلیت حجروی مایتوکاندریا و کلوروپلاست رابطه همزیستی یک موجود زنده داخل دیگر، تیوری های دیگری وجود دارد که حجرات منتج به پیروگزیسوم میشود، باکتریای مارپیچ به سیلیا و فلاجیل تبدیل و اینکه شاید ویروس DNA تبدیل به هسته حجره شده درحالیکه هیچ یکی از اینها بطور وسیع پذیرفته شده نیستند.
در حدود 1.1 Ga خشکه بزرگ رودیانا در حال بسته بندی بود.
درحالیکه تقسیم بین جامعه حجرات مخصوص و موجود زنده چندین حجروی همیشه واضح نیست، در حدود 1 میلیارد سال قل، نخستین نبات کثیرالحجروی، شاید الجی سبز ظهور کرد.
قطب های پالیومگنتیک توسط شواهد جیولوژیکی مانند تمسه های اوروجینک، که نشان دهنده لبه های قاب های قدیمی، و توزیع سابقه حیوانات و نباتات میباشد تکمیل شده است.
در حدود 1000 تا 830 Ma، بسیاری از کتله براعظمی در خشکه عظیم رودیانا با هم یکپارچه بود.
به این خشکه عظیم خیالی بعضی اوقات پانوتیا یا ویندیا میگویند.
شدت و میکانیزم هردو یخ زدگی تا حالا هم تحت تحقیق قرار دارد و در مقایسه با گلوله برف زمین پروتیروزویک واضح کردن اش سخت است.
بخاطریکه CO2 یک گاز مهم گلخانه ای است، اقلیم ها به گونه جهانی سرد شدند.
فعالیت های افزایش یافته اتش فشانی ناشی از تجزیه رودیانا در حدود همان وقت بوده است.
اشکال جدید زندگی که بنام ایدیاکارا بیوتا یاد میشود، نسبت به هر زمانی دیگری بزرگتر و متنوع تر بود.
این از سه عصر تشکیل یافته است: دوران اول، دوران میانه، و دوران نو، و وقت است که زندگی کثیرالحجروی به اندازه زیاد به تقریباً تمام موجواد زنده که امروز شناخته میشود متنوع شد.
این سبب میشود تا سطح بحر بالا بیاید.
آثار یخ زدگی این دوره فقط روی گوندوانای قبلی یافت میشود.
لاورینشیا و بالتیکای این خشکه عظیم در حدود 450 و 400 Ma با هم در جریان تشکیل کوه های جزایر سکاتلندی تصادم کردند، تا لاوروشیا (که همچنان به نام ایورومرشیا یاد میشود) را تشکیل دهد.
تصادم سایبریا با لاوروشیا سبب پروسه تشکیل کوه های یورالیان شد، تصادم گوندوانا با لاوروشیا به اسم تشکیل کوه واریسکان یا هیرسینیان در اروپا یا تشکیل کوه الیغینیان در امریکای شمالی شده است.
درحالیکه اشکال زندگی ایدیاکاران تا حالا اولیه بنظر میرسد و آسان نیست تا در هیچ گروه مدرن قرار داده شود، در اخیر کامبریان بسیاری از قبل موجود بودند.
بعضی از این گروه های کامبریان مغلق بنظر میرسند مگر ظاهراً کاملاً از زندگی مدرن متفاوت است؛ نمونه هایش انومالوکاریس و هایکوچتیس اند.
یک موجود که ممکن جد ماهیان بوده باشد،‌ یا شاید هم وابسته نزدیک اش بوده پیکایا بود.
ماهی اولین مهره داران، در بحرها در حدود 530 Ma تکامل یافتند.
کهنه ترین فوسیل فنجی زمین و نباتات به 480-460 Ma بر میگردد، درحالیکه شواهد مالیکولی پیشنهاد میکند که فنجی شاید در حدود 1000 Ma و نباتات در حدود 700 Ma در زمین ساکن شده باشند.
پره های ماهی تکامل یافتند تا اندام باشند که تیتراپودها از آن جهت بالا کردن سر شان از آب بخاطر تنفس هوا استفاده کردند.
بالاخره، بعضی شان چنان خوب با زندگی در زمین سازگار شدند که آنها زندگی بزرگسالی شان را روی زمین صرف کردند، درحالیکه آنها در آب تخم گذاشتند و برای تخم کردن برمیگشتند.
نباتات تخم‌ها را بیرون کرد، که پخش آنها را بگونه غیرقابل باور در زمین، در حدود این وقت (در حدود 360 Ma) سرعت داد.
  30میلیون سال دیگر(310 ميليون سال) شاهد انشعاب سناپسید ها(به شمول پستانداران) وسایٔوروپسید ها(از جمله پرندگان و خزنده گان) بودیم. 
حادثه انقراض تراسیک-جوراسیک در 200 Ma بسیاری از دیناسورها را بقتل نرساند، و این دیناسورها بزوردی در بین مهره داران مسلط شدند.
60% از مهره داران بحری از 25% فامیلی ها منقرض شدند.
سومین انقراض جمعی پرمین-تریاسیک یا کشتار عظیم بود، که احتمالاً به دلیلی ترکیبی از رویداد هایی آتشفشانی تلهء سایبریایی، تأثیر یک شهاب سنگ، تبدیل شدن میتان هایدریت به گاز، نوسانات سطح بحر و  حادثهء عظیمی بدون آکسیجن  ایجاد شده باشد.
این در مقایسه با دیگران مرگبارترین حادثه انقراض بود، که در حدود 57% تمام فامیلی ها و 83% تمام جنس ها در آن بقتل رسیدند.
در اوایل دوران پالیوسین زمین از انقراض بهبود یافت و تنوع پستانداران افزایش یافت.
صحراهای بدون سبزه شروع به گرفتن تمام اطراف کرد، و پستانداران مانند اندریواسکروس ظهور یافت تا یکی از بزرگترین شکارچی پستاندار روی زمین شود، و وهیل های مانند باسیلوساروس کنترول ابحار را بدست گرفت.
جانوران سم دار مانند پاراسیراثیروم و دینثیروم بوجود آمدند تا روی چمنزارها حکمرانی نماید.
بحر تیثیس توسط یک تصادم افریقا و اروپا بسته شده بود.
پُل زمینی به موجودات منزوی شده امریکای جنوبی اجازه دادند تا به امریکای شمالی و برعکس آن مهاجرت نمایند.
عصر یخ منجر به تکامل و توسعه مرد مدرن در صحرای افریقا شد.
باور بر این است که یک مهاجرت بزرگ در کنار بیرینجیا صورت گرفت که به همین دلیل است امروز شترها (که تکامل یافتند و در امریکای شمالی منقرض شدند)، اسپ ها (که تکامل یافتند و در امریکای شمالی منقرض شدند)، و بومی های امریکایی هستند.
اندازه عصب به صورت سریع افزایش یافت، و در 2 Ma نخستین حیوانات صنف بندی شده در جنس هومو ظاهر شدند.
توانایی کنترول آتش غالباً که در هومو ارکتوس (یا هومو ارگستر) شروع شد، شاید حداقل در حدود 790,000 سال قبل مگر شاید در حدود 1.5 Ma.
این خیلی سخت است که اصل پیدایش زبان را مشخص نماییم؛ این واضح نیست که آیا هومو ارکتوس صبحت میتوانستند یا اینکه این قابلیت در زمان هومو ساپینس شروع شد.
مهارت های اجتماعی بسیار پیچیده شدند، زبان بیشتر مغلق شد، و وسایل بیشتر مغلق شدند.
نخستین انسان های که علائم روحانیت را از خود ابراز کردند انسان های غار نشین (که معمولاً منحیث یک نوع جدا که هیچ زادگان زنده ندارد) بودند؛ آنها مرده اش را معمولاً بدون علائم از غذا یا وسایل دفن میکردند.
نظر به تیوری که ریچارد داوکینس در یک تکرار کننده جدید ارائه کرده است: طوریکه زبان بیشتر مغلق شد، این منجر به توانایی به یاد داشتن و تفهیم معلومات شد. تقلید.
بین 8500 و 7000 قبل المیلاد، انسان ها در هلال حاصلخیز در شرق میانه شروع به پرورش سیستماتیک نباتات و حیوانات کرد: زراعت.
اما، در بین این مدنیت ها که زراعت را اختیار کردند، ثبات نسبی و حاصلخیزی افزایش یافته که توسط زراعت فراهم شد اجازه داد تا نفوس گسترش یابد.
این منجر به نخستین مدنیت زمین در سومر شرق میانه بین 4000 و 3000 قبل المیلاد شد.
انسانها دیگر نیاز نداشتند که تمام وقت خود را صرف کار کردن برای بقاء نمایند، این انسانها را قادر به نخستین شغل های تخصصی کرد (بطور مثال صنعتگران، تجاران، کشیش ها، وغیره).
در حدود 500 قبل المیلاد، مدنیت های پیشرفته در شرق میانه، ایران، هند، چین، و یونان وجود داشته اند، که این مدنیت ها بعضی اوقات گسترش میافتند و بعضاً‌ هم رو به زوال میرفتند.
این مدنیت جنگ، هنرها، ساینس، ریاضیات و نقاشی را بوجود آوردند.
امپراطوری روم توسط امپراطور کنستانتین در اوایل قرن 4م مسیحی شد و در اواخر قرن 5م رو به زوال شد.
کتابخانه بزرگ در عصر عباسیان در بغداد عراق تأسیس شد.
در قرن 14م، رینسانس در ایتالیا با پیشرفت های در دین، هنر، و ساینس آغاز شد.
مدنیت اروپا در 1500 شروع به تغییر کردند، که منتج به انقلاب های ساینسی و صنعتی شدند.
از 1914 تا 1918 و 1939 تا 1945، ملت های دور دنیا دچار جنگ های جهانی بودند.
بعد از جنگ، چندین دول جدید تشکیل شدند، که در یک دوره استعمارگرایی یا استقلال گرفتند یا داده شد.
پیشرفت های تکنالوژیکی شامل اسلحه های هستوی، کمپیوترها، انجینری ژنتیک، و نانوتکنالوژی میشود.
طوریکه نفوس جهان رو به افزایش است نگرانی ها و مشکلات عمده مانند مرض، جنگ، فقر، تندروی و افراط خشن، و اخیراً تغیر اقلیم که علت اش انسان بوده بالا کشیده است.
تاریخ بشر، یا تاریخ ثبت شده یک روایت گذشته بشریت است.
عصر حجر شاهد آغاز انقلاب زراعتی بین 10,000 و 5000 قبل المیلاد، نزدیک شرق هلال حاصل خیز بود.
طوریکه زراعت رونق یافت، زراعت غله ها بیشتر مغلق شد و یک بخش کار را واداشت تا بین فصول کاشتن غذا را ذخیره نماید.
هندویزم در عصر برونز در شبه جزیره هند بوجود آمد.
"تاریخ پسا-کلاسیک (""عصر متوسط""، 500 c.-1500CE،) شاهد ظهور عیسویت بود، عصر طلایی اسلام (c. 750CE – c. 1258CE)، و عصر تیموریان و رینسانیس ایتالیا (از حدود 1300 CE). "
در قرن 18م، تجمع دانش و تکنالوژی به یک کتله حیاتی رسید که سبب انقلاب صنعتی رسید و عصر مدرن را آغاز کرد، که در حدود 1800 آغاز و تا حالا هم ادامه دارد.
از نظر اناتومی انسان های مدرن در افریقا در حدود 300,000 سال قبل بوجود آمدند، و نوینگرایی رفتاری را در حدود 50,000 سال قبل بدست آوردند.
شاید در حدود 1.8 میلیون سال قبل، مگر یقیناً 500,000 سال قبل انسانها شروع به استفاده از آتش برای گرما و پختن نمود.
انسانهای بخش اوایل عصر حجر منحیث شکارچیان جمع آوری کننده زندگی نموده و در کُل کوچی بودند.
گسترش سریع بشریت به امریکای شمالی و اوشیانا در اوج نزدیکترین عصر یخ بوقوع پیوست.
دره دریای زرد در چین ارزن و دیگر محصولات غله‌ای در حدود 7000 قبل المیلاد کشت؛ دره یانگ تسه در حدود 8000 قبل المیلاد برنج را اهلی ساختند.
فلزکاری، نخست در بوجود آوردن وسایل مسی و تزئینات در حدود 6000 قبل المیلاد بکار برده شد.
شهرها مراکز تجارت، تولید و قدرت سیاسی بودند.
توسعه شهرها مترادف با ظهور مدنیت بود.
این کلتورها بطور متنوع چرخ، ریاضیات، کار با برونز، کشتی های بادی، چرخ سفالگر، لباس دوخته شده، تعمیر تعمیرات یادگاری، و نوشتن را بوجود آوردند.
نماد عصر حجر تمایل به پرستش خدایان شبیه انسان بود.
این مساکن در دره های حاصلخیز دریا متمرکز شده بودند: رود دجله و فرات در بین النهرین، نیل در مصر، رود سند در شبه قاره هند، و یانگ تسه و دریاهای زرد در چین.
نوشته خط میخی منحیث یک سیستم حروف تصویری که نمایش تصویری اش بالاخره خیلی ساده و بسیار خلاصه شد آغاز شد.
ترانسپورت توسط راه های آبی—توسط دریاها و ابحار تسهیل بخشیده شده بود.
این پیشرفت ها منتج به ظهور دول و امپراطوری های ارضی شد.
در کرت مدنیت میونوان به عصر برونز در 2700 قبل المیلاد داخل شد و منحیث نخستین مدنیت در اروپا شناخته میشود.
در هزار سال بعدی، مدنیت ها در سراسر جهان بوجود آمدند.
در هند، این دوره دوران ودیک (قبل المیلاد1750-600 )، بود که برای هندویزم و دیگر بعد های قدیمی جامعه هندویزم زمینه را فراهم ساخت و در قرن 6م قبل المیلاد به پایان رسید.
در جریان مرحله شکل دهنده در میزوامریکا‌ ( در حدود 1500 قبل المیلاد تا به 500 میلادی)، مدنیت های بیشتر پیچیده و تمرکز یافته شروع به روی کار آمدن نمود، که اکثریت شان در مکسیکو فعلی، امریکای مرکزی، و پیرو بودند.
تیوری عصر-محوری کارل جاسپرس همچنان شامل زردشت گرایی فارسی میگردد، مگر علمای دیگر خط زمان او را برای زردشت گرایی مورد تردید قرار داده اند.)
اینها تاویزم، لیگلیزم، و کونفوسیانیزم بودند.
امپراطوری های بزرگ روی ضمیمه سازی جنگی زمین اتکاء و همچنان روی تشکیل اسکان دفاع شده تا مراکز زراعتی گردند متکی بودند.
یک تعداد امپراطوری های محلی در جریان این دوره وجود داشت.
امپراطوری ماد به امپراطوری های دیگر متواتر ایرانی راه را باز نمود، که این امپراطوری ها شامل امپراطوری اکامنید (550–330 قبل المیلاد)، امپراطوری پارسیان (247 قبل المیلاد–224 میلادی)، و امپراطوری ساسانیان (224–651 میلادی) میشود.
بعداً، سکندر کبیر(356–323 قبل المیلاد)، از مقدونیه، یک امپراطوری کشور گشأ اساس نهاد، که از یونان امروزی تا هند امروزی توسعه داشت.
از قرن 3م میلادی، سلسله گوپتا شاهد دوره که به آن عصر طلایی تاریخ هند گفته میشود بودند.
ثبات متعاقب به خبر دادن عصر طلایی کلتور هندو در قرون 4م و 5م کمک کرد.
در زمان اگوستوس (63 قبل المیلاد – 14 میلادی) نخستین امپراطور روم، روم بر بیشتر از منطقه مدیترانه تسلط داشت.
امپراطوری غربی بدست جرمن ها تحت حکمرانی اودواسیر در 476 میلادی سقوط کرد.
سلسله هان در قدرت و نفوذ با امپراطوری روم که در آن طرف جاده ابریشم قرار داشت قابل مقایسه بود.
همانند امپراطوری های دیگر در دوره کلاسیک، هان چین در عرصه حکومت، تعلیم، ریاضیات، نجوم، تکنالوژی، و موارد بیشتر دیگر بگونه حایز اهمیت پیشرفت داشت.
امپراطوری های منطقوی مؤفق در امریکای شمالی و جنوبی هم تأسیس شدند، که از کلتورهای که در 2500 قبل المیلاد بوجود آمده بودند نشأت گرفت.
دول شهر بزرگ مایان بتدریج تعدادش افزایش و تسلط اش رونق یافت، و کلتور مایا در یوکاتان و مناطق اطراف گسترش یافت.
در آنجا، اما، در بعضی ساحات، دوره های پیشرفت سریع تکنالوژیکی وجود داشت.
سلسله هان چین در 220 میلادی دچار درگیری شد، و دوره سه امپراطوری آغاز شد ، درحالیکه همتای رومی اش بصورت فزاینده غیرمتمرکز و تقسیم شد البته در همان زمان که منحیث بحران قرن سوم یاد میشود این واقعات اتفاق افتاد.
بوجود آمدن رکاب و پرورش اسپ های که قادر به انتقال یک تیرانداز بود صحرانشینان را قادر ساختند تا خطر دوامدار به مدنیت های ساکن باشد.
قسمت باقیمانده امپراطوری روم، در منطقه شرقی مدیترانه، بحیث امپراطوری بیزانس ادامه داد.
این عصر معمولاً از قرن 5م سقوط امپراطور روم غربی گرفته شده، که به چندین پادشاهی جدا پارچه، پارچه شد، که بعضی از این پادشاهی ها بعد تحت اثر امپراطوری مقدس روم دوباره با هم متفق شدند.
آسیای جنوبی شاهد یک سلسله پادشاهی های سطح متوسط هند بود که متعاقب اش امپراطوری های اسلامی در هند آمد.
این به افریقا اجازه داد تا با سیستم تجارت آسیای جنوبی یکجا شود، که سبب ارتباط آنها با آسیا شد؛ این، در کنار کلتور اسلامی، منتج به کلتور سواحیلی شد.
این همچنان یک مبارزه کلتوری بود، که کلتور یونان باستان و کلتور عیسویت بیزانس با رسوم فارسی ایرانی و دین زردشتیان مبارزه میکرد.
از مرکز شان در شبه جزیره عرب، مسلمانان از اوایل عصر بعد از دوره کلاسیک شروع به گسترش شان نمودند.
بسیاری از این آموزش و پیشرفت میشود به جغرافیه ارتباط داده شود.
نفوذ که در دست تجاران مسلمان در مسیرهای افریقایی-عربی و عربی-آسیایی بود شگفت آنگیز بود.
رهبران اروپایی که دین و خواب های پیروزی آنها را تشویق کرده بودند یک تعداد قتل های عام را جهت تلاش برای دوباره مسلط شدن بر قدرت مسلمانان و پس گرفتن زمین مقدس به راه انداختند.
تسلط عرب برای منطقه در اواسط قرن 11م با فرارسیدن سلجوقیان ترک به پایان رسید، که از جنوب از میهن ترکی شان در آسیای مرکزی مهاجرت کردند.
این منطقه بعد به اسم ساحل بربر یاد شده که میزبان دزدان دریایی و کشتی های دیگر جنگی بوده کسانیکه از چندین بندر افریقای شمالی برای یورش های شان علیه شهرهای ساحلی چندین کشور اروپایی در جستجوی برده ها تا در بازارهای افریقای شمالی بحیث بخش از تجارت برده بربر بفروشند استفاده میکردند.
در قرن 8م، اسلام شروع به نفوذ در این ساحه نمود و زود یگانه عقیده اکثریت نفوس شد، درحالیکه بودایزم در شرق قوی بود.
بعد از اینکه چنگیزخان در 1227 فوت کرد، بسیاری از آسیای مرکزی توسط حکومت جانشین، خاندان چنگیز حکمرانی میشد.
این منطقه بعد به چندین خاندان های که توسط ازبیک ها بوجود آمده بودند تقسیم شد.
مهاجمین بربر پادشاهی جدید خود شان را در بقایای امپراطوری غربی روم تشکیل داد.
عیسویت در اروپای غربی گسترش یافت، و صومعه ها بوجود آمدند.
مانوریالیزم، سازماندهی دهقانان به قریه هاییکه که مدیون کرایه ها و خدمات کار به اشراف بود، و فیودالیزم، یک ساختار سیاسی که شوالیه ها و اشراف درجه پایین مدیون خدمات نظامی به جنگ سالاران شان در مقابل حق کرایه ها زمین و خانه های بزرگ بودند، این دو شیوه سازماندهی جوامع قرونی وسطی که در قرون وسطی بوجود آمدند بود.
تجاران ایتالیایی برده ها را برای کار در خانه ها یا در پروسس نمودن شکر وارد میکردند.
قحطی، طاعون، و جنگ نفوس اروپای غربی را ویران کرد.
آنها بالاخره به سلسله زاگوی راه دادند کسانیکه بخاطر نقاشی روی سنگ شان در لالایبالا شهرت یافتند.
آنها تجارت در سراسر صحرا که شامل طلا، عاج، نمک و برده ها بود را کنترول کرد.
افریقای مرکزی شاهد بوجود آمدن چندین دولت، بشمول پادشاهی کانگو بود.
آنها ساختارهای بزرگ سنگی دفاعی بدون هاون ساختند مانند زیمبابوی کبیر، پایتخت پادشاهی زیمبابوی، خامی، پایتخت پادشاهی بوتوا، و داننگومبل (دلو-دلو)، پایتخت امپراطوری روزوی.
قرن نهم شاهد تقلاء سه جانبه برای کنترول هند شمالی، در جمله امپراطوری پراتیهارا، امپراطوری پالا، و امپراطوری راشتروکوتا بود.
"سلسله تانگ بالاخره از هم متلاشی شد، اما، و بعد از یک قرن آشفتگی سلسله سانگ چین را که نظر به گفته ویلیام مک نیل ""غنی ترین ماهرترین و پرنفوس ترین کشور روی زمین"" را دوباره با هم یکجا ساخت. "
بعد از تقریباً یک قرن حکمرانی سلسله مغول یوان، نژاد چینی کنترول را دوباره با تأسیس سلسله مینگ در (1368) بدست آوردند.
دوره نارا در قرن 8م نشان از ظهور یک دولت مستحکم جاپانی بود و بارها همانند عصر طلایی نمایش داده میشود.
دوره فیودالی تاریخ جاپان، که توسط اربابان قوی منطقوی (دایی مایوها) و حکمرانی نظامی جنگ سالاران (شوگان ها) مانند اشیکاگا شوگنت و توکوگاوی شوگنت حکمرانی میشد، و از 1185 تا به 1868 ادامه داشت.
سیلا بایکی را در 660، و گوگوریو را در 668 فتح کرد که نشان دهنده شروع دوره دول شمالی و جنوبی (남북국시대) در جنوب و باهی با سیلا متحد شده، یک حکومت جانشین به گوگوریو در شمال بود.
با آغاز اش در قرن 9م، پادشاهی باگان در مایانمار مدرن به برتری رسید.
پابلوهای اجدادی و جانشینان شان (قرون 9م – 13م) محلات ثابت وسیع سکونت اعمار کردند، بشمول ساختارهای سنگی که بزرگترین تعمیرات در امریکای شمالی تا قرن 19م باقی ماندند.
در امریکای جنوبی، قرون 14م و 15م شاهد ظهور اینکا بود.
انقلاب ساینسی از معرفی چاپ، استفاده از نوع قابل تحرک، به اروپا توسط جوهانیس گوتنبرگ و همچنان از اختراع تلیسکوپ و مایکروسکوپ انگیزه گرفت.
عصر مدرن اخیر یا تا به اخیر جنگ جهانی دوم، در 1945 یا تا به اکنون ادامه دارد.
ساینس، پیشرفت سریع تکنالوژیکی، سیاست های سکولری مدنی، و حکومت ملت از شاخصه های عصر مدرن اولیه اند.
در جریان عصر مدرن اولیه، اروپا قادر به دوباره بدست آوردن تسلط اش بود؛ مؤرخین تا حالا هم روی عوامل اش اتفاق نظر ندارند.
یک اقتصاد پولی پیشرفته را تا به 1000 میلادی بوجود آورده بودند.
از یک برتری تکنالوژیکی سود میبرد و انحصار تولید شکل دادن آهن، سلیندرهای پیستون، اعمار پُل های معلق در هوا، چاپ، و قطب نما را با خود داشتند.
یک تیوری ظهور اروپا میگوید که جغرافیه ارویا نقش مهم را در مؤفقیت اروپا بازی نموده است.
این تا یک حد به اروپا علیه مهاجمین آسیای مرکزی محافظت میدهد.
عصر طلایی اسلام توسط مغول در 1258 در بغداد به پایان رسید.
جغرافیه به تفاوت های مهم جیوپولیتیک کمک کرده است.
با تفاوت، اروپا تقریباً همیشه به یک تعداد دول جنگجو تقسیم شده بود.
تقریباً تمام مدنیت های زراعتی بشکل سنگین توسط محیط های شان محدود شده بودند.
پیشرفت تکنالوژیکی د ثروت که توسط تجارت بوجود آمده بتدریج یک سلسله فرصت های گسترده را بوجود آورد.
توسعه بحری اروپا بدون حیرت—با در نظر داشت جغرافیه براعظم—کار حکومت های اتلانتیک اش بود: پرتگال، اسپانیا، انگلیس، فرانسه، و هالند.
در افریقای شمالی، سلطنت سادی بحیث یک حکومت مستقل بربر تا به 1659 باقی بود.
ساحل سواحیلی بعد از اینکه تحت امپراطوری پرتگال و بعداً امپراطوری عمانی آمد رو به زوال نمود.
پادشاهی زیمبابوی در افریقای جنوبی راه را به پادشاهی های کوچکتر مانند موتاپا، بوتوا، و روزوی باز نمود.
دیگر مدنیت ها در افریقا در جریان این دوره توسعه یافتند.
جاپان دوره ازوکی-مومویاما اش را در (1568–1603) تجربه میکرد، که به دنبال آن دوره ایدو (1603–1868) بود.
سلطنت جوهر، که در لبه جنوبی شبه جزیزه مالی تمرکز داشت، تبدیل به قدرت مسلط تجاری در منطقه شد.
روسیه به سواحل شمال غربی امریکای شمالی، که در آنجا قبیله الاسکا امروزه در 1784 و به پایگاه مرزی فورت رویس در کلیفورنیای امروزه در 1812 حمله کرد.
انقلاب صنعتی در بریتانیای کبیر آغاز و از حالت های جدید تولید—فابریکه، تولید جمعی،‌ و میکانیزه—برای تولید سریع یک سلسله وسیع کالا و در مقایسه با گذشته با استفاده از کار کم تولید نماید.
بعد از اینکه اروپایان کنترول امریکای شمالی و جنوبی را بدست آوردند، فعالیت های شاهی به زمین های آسیا و اوشیانا برگشت.
بریتانیه همچنان استرالیا، زیلاند جدید و افریقای جنوبی را تحت استعمار در آورده و یک تعداد بزرگ استعمارگران بریتانیایی به این مستعمره ها مهاجرت کردند.
در اورپا، چالش های اقتصادی و نظامی یک سیستم حکومت های ملیتی را بوجود آورد، و گروه بندی های قومی-زبانی شروع شد تا خود را منحیث ملت های متمایز با خواسته های برای آزادی کلتوری و سیاسی مشخص نمایند.
در ضمن، آلودگی صنعتی و زیان محیطی، که از زمان اکتشاف آتش و شروع مدنیت حضور دشات، به شدت سرعت گرفت.
اکثر متباقی جهانی تا حدی زیاد توسط ملت های اروپایی شده متاثر شدند: ایالات متحده و جاپان.
جنگ جهانی اول منتج به سقوط چهار امپراطوری – اتریش-هنگری، امپراطوری جرمنی، امپراطوری عثمانیه، و امپراطوری روسیه شده – و انگلستان و فرانسه را ضعیف ساختند.
رقابت های جاری ملی، که توسط آشفتگی اقتصادی بحران بزرگ اقتصادی وخیم تر شد، کمک کرد تا جنگ جهانی دوم جلو انداخته شود.
جنگ سرد به صورت صلح آمیز در 1991 بعد از گردش دسته جمعی مربوط به اروپا، سقوط متعاقب پرده آهنین و دیوار برلین، و سقوط بلاک شرقی و پیمان وارسا به پایان رسید.
در دهه های اول بعد از جنگ، مستعمره های مربط به بلجیم، بریتانیه، هالند، فرانسه، و دیگر امپراطوری های اروپای غربی در آسیا استقلال رسمی شان را بدست آوردند.
مؤثریت اتحادیه اروپا توسط نارسایی نهادهای عامه اقتصادی و سیاسی اش نقض شد، که تا حدی قابل مقایسه با نارسایی نهادهایی تحت مواد کنفدراسیون ایالات متحده قبل از روی دست گرفتن قانون اساسی ایالات متحده که در 1789 نافذ شد است.
در دهه های بعد از جنگ دوم جهانی، این پیشرفت ها منتج به سفر جیت، ستلایت های مصنوعی با کاربردهای بی حساب بشمول سیستم موقیعت یابی جهانی (GPS)، و انترنت شد.
رقابت جهانی برای منابع طبیعی بخاطر رشد نفوس و صنعتی شدن، مخصوصاً در هند، چین، و برازیل بالا رفته است.
یک آرشیف تجمع سوابق تاریخی – به هر شکل – یا ساختمان که در آن قرار داده شده است میباشد.
آنها بطور کنایه آمیز چنین تعریف نموده است ""ترشحات یک موجود زنده""، و از اسناد که بصورت فهمیده برای تفهیم یک پیام مشخص به نسل های آینده نوشته یا بوجود آمده باشد.
این به این معنی است که آرشیف ها بطور کامل از کتابخانه ها با در نظر داشت وظایف و سازمان دهی اش متمایز هستند، درحالیکه گردآوری های آرشیفی ممکن است در تعمیرات کتابخانه یافت گردد.
باستان شناسان آرشیف های صدها (و بعضی اوقات هزارها) تخته گِلی را که به هزار ساله های سوم و دوم قبل المیلاد برمیگردد در سایت های مانند ایبلا، ماری، امارنا، هاتوساس، یوگاریت، و پیلوس کشف نموده است.
اما، آنها از بین رفته است، بخاطریکه اسناد نوشته شده روی مواد مانند پایپروس و کاغذ برخلاف همتا هایشان یعنی تخته های سنگی به سرعت تخریب میشوند.
انگلیس بعد از 1066 آرشیف ها و میتودهای تحقیق مرتبط به آرشیف را بوجود آورد.
درحالیکه انواع گوناگون آرشیف ها وجود دارد، آخرین احصائیه اشخاص مرتبط به آرشیف در ایالات متحده پنج نوع آرشیف را مشخص میسازند: علمی، تجارتی، (برای سود)، حکومتی، غیرانتفاعی، و دیگر.
دسترسی به مجموعه ها در این آرشیف ها فقط از طریق ملاقات های قبلی تنظیم شده ممکن است؛ بعضی ها ساعت ها سفر کردند برای پرس و جو سفر کرده اند.
نمونه های آرشیف های مشهور تجارتی در ایالات متحده شامل کوکا کولا (که همچنان مالک موزیم جدا جهان کوکا کولا میباشد)، پرکتر و گامبیل، آرشیف ها و خدمات میراث موتورولا، و شرکت لیوی ستراس میگردد. این آرشیف های شرکتی نگهدارنده اسناد و مواد تاریخی مرتبط به تاریخ اداره کمپنی های شان میباشد.
کارمندان این نوع آرشیف ها شاید هر نوع ترکیب از آموزش و اسناد تحصیلی ، یا از پیشینه تاریخی یا کتابخانه داشته باشند.
در ایالات متحده، اداره آرشیف های ملی و سوابق (NARA) از ساختمان های مرکزی مربوط به آرشیف در منطقه کولمبیا و کالج پارک، میریلیند حفاظت میکند، که ساختمان های منطقوی این آرشیف در تمام ایالات متحده پخش شده اند.
در انگلستان، آرشیف های ملی (که قبلاً بنام دفتر ضبط عامه یاد میشد) آرشیف حکومت برای انگستان و ویلز میباشد.
در کُل، حجم مجموعی آرشیف ها تحت نظارت اداره آرشیف های فرانسه در دنیا نظیر ندارد.
اسقف های اعظم، اسقف ها، و واحدهای کوچک اداری کلیساها نیز در کلیساهای رومان کاتولیک و کلیساهای مرتبط به انگلیس نیز آرشیف دارند.
غالباً این نهادها متکی به وجوه کمکی از طرف حکومت و همچنان سکتور خصوصی میباشند.
بسیاری موزیم ها آرشیف ها را برای ثابت ساختن منشاء قطعات خود نگهداری میکنند.
این یک رقم جدا از 1.3% که خود را دارای شغل ازاد خوانند میباشد.
ماموریت آرشیف جمع نمودن داستان ها از زنان است که میخواهند اظهار نظر کنند و میخواهند داستان شان شنیده شود است.
آرشیف های یک سازمان (مانند یک شرکت یا حکومت) سوابق دیگری هم میداشته باشد، مانند اوراق اداری، سوابق تجارتی، یادداشت ها، مراسلات رسمی، و سوابق خلاصه شده ملاقات ها.
بسیاری از این اهداءها حالا هم نیاز است تا فهرست بندی شوند، مگر در حال حاضر در پروسه این قرار دارند که باید بشکل دیجیتلی حفاظت شوند و بشکل آنلاین به دسترس مردم عام قرار بگیرد.
همکارهای جهانی آرشیف ها یونسکو و بلو شیلد انترنشنل است البته در مطابقت با قانون هاگ برای محافظت ملکیت کلتوری از 1954 و پروتوکول 2م اش از 1999 است.
پیج مورگن ایم. """یکی از جعبه های محفوظ: شایعه، دسترسی،‌ تاریخ ترنس-میگوید. """
یک نمونه این متن توضیحی مورگن ایم پیچ از انتشار تاریخ همجنس بودن مستقیماً به افراد همجنسگرا از طریق رسانه های متفاوت اجتماع و پلت فورم های شبکه کاری مانند تمبلر، تویتر،‌ و انستاگرام، همچنان از طریق پادکست است.
"با گزینه های که از طریق ضد-آرشیف کردن وجود دارد، احتمال این وجود دارد که ""مفاهیم مرسوم تاریخ را به چالش کشید"" طوریکه آنها در آرشیف های معاصر چنین ملاحظه شده اند، که برای داستان های که در بسیاری از مواد مرتبط به آرشیف وجود ندارد فضا ایجاد میکند. "
یک زندگینامه،‌ یا ساده یک بایو،‌ یک نوشته مفصل از زندگی یک شخص است.
کارهای مرتبط به نوشتن زندگینامه معمولاً غیرتخیلی اند، مگر تخیل همچنان جهت نمایش زندگی یک شخص ممکن است بکار برده شود.
"یکدیگر از مجموعه های مشهور زندگینامه های باستانی دی ویتا کایساروم (""در مورد زندگی قیصرها"") است که توسط سوتونیوس در حدود 121 AD در زمانه امپراطور هادریان نوشته شده است. "
زاهدان، راهبان، و کشیش ها از این دوره تاریخی برای نوشتن زندگینامه ها استفاده نموده است.
یکی از نمونه های حایز اهمیت سیکولر زندگینامه این دوره زندگی شارلمان توسط درباری اش اینهارد میباشد.
آنها مشمول معلومات بیشتر اجتماعی برای یک بخش عظیم جمیعت به نسبت کارهای دیگر ان دوره میباشد.
در اخر عصر نو، زندگینامه ها در اروپا کمتر متمرکز به کلیسا شدند طوریکه زندگینامه های شاهان، شوالیه ها، و ستمگران ظهور نمود.
به دنبال مالوری، تأکید جدید روی انسان گرایی در جریان رینسانس تأکید روی موضوعات سیکولر مانند نقاشان و شعراء را ترویج داد، و نوشتن به زمان محلی را تشویق کرد.
دو پیشرفت دیگر قابل یادآوری هستند: پیشرفت طبع چاپ نمودن در قرن 15م و افزایش تدریجی در سواد.
یک تاریخ عمومی دزدان دریایی (1724)، توسط چارلیس جانسن که در شکل دادن مفاهیم مشهور دزدان دریایی موثر بود، عالیترین منبع زندگینامه های بسیاری از دزدان مشهور دریایی است.
کارلیل ادعاء نموده است که زندگی انسان های عالی در درک جامعه و نهادهایش حایز اهمیت بود.
کار باسویل در سطح تحقیق اش بی نظیر بود، که شامل مطالعه آرشیفی، حکایت ها و مصاحبه های شاهدان عینی،‌ حکایت دشوار و جذاب اش، و تصویر راستین تمام ابعاد زندگی و شخصیت جانسن – یک فورمول است که منحیث اساس ادبیات مربوط به زندگینامه تا امروز بکار برده میشود.
اما، تعداد زندگینامه های چاپ شده رشد سریع را با توسعه در میزان خواندن توسط مردم عام تجربه کرد.
نشریات شروع به نشر یک سلسله طرح های بایوگرافیکی نمود.
زندگینامه های"جامعه شناسی"" اعمال سوژه هایی شان را نتیجهء محیط میدانستند و میخواستند که فردیت را کم اهمیت جلوه بدهند."
مفهوم مرسوم قهرمانان و حکایات مؤفقیت در وسواس کاوش هایی روانشناختی شخصیت ناپدید شدند.
"تا حالا، طوریکه ستراشی در مقدمه اشاره نموده است، بایوگرافی های موفق همانند ""پی روندگان انجام دهنده کار کفن و دفن"" است، و هوای یکسان ""جنازه آهسته بربریت"" را پوشیده بود. "
کتاب شهرت جهانی را بخاطر ستایل بی ادب و شوخ طبع اش، طبیعت خلص و حقیقتاً درست، و نثر هنری اش بدست آورد.
"روبرت گراویس (من، کلاودیس، 1934) در بین آنهاییکه مدل ""کم ارزش کردن زندگینامه های"" ستراشی را دنبال میکرد متمایز بود. "
در جنگ جهانی اول، چاپ مجدد پوش سخت کم هزینه مشهور شد.
در کنار فلم های مستند بایوگرافیکی، هالیوود فلم های تجارتی بیشماری مبتنی بر زندگی اشخاص مشهور ساخته است.
برخلاف کتاب ها و فلم ها، آنها همیشه یک داستان از نظر زمانی منظم را نمیگویند: برخلاف آنها آرشیف های چندین عنصر مخفی رسانه بوده که به یک شخص متعلق میباشد، بشمول کلیپ های ویدیوی، تصاویر، و مقاله های متنی.
"تخنیک های عامه ""نوشتن زندگی"" موضوع مطالعه علمی است. "
"معلومات میتواند از ""تاریخ شفاهی، داستان شخصی، زندگینامه و زندگینامه خخودی یا دفتر خاطرات، نامه ها، یادداشت یا مواد دیگر"" بدست بیاید. "
قلعههای استایل اروپایی که در قرون 9م و 10م بوجود آمدند، بعد از سقوط امپراطوری کارولینگهام منجر به این شد تا اراضی اش بین اربابان و شاهزاده ها تقسیم گردد.
قلعههای شهری جهت کنترول مردم حل و مسیرهای مهم سفر استفاده میشدند، و قلعههای دهاتی نزدیک به امکانات که بخش مهم زندگی در اجتماع بود مانند آسیاب ها، زمین حاصلخیز، یا منبع آب قرار داشت.
در اواخر قرن 12م و اوایل قرن 13م یک روش ساینسی برای دفاع قلعهها ظهور نمود.
این تغییرات دفاع به ترکیب از تکنالوژی قلعه از جنگ های صلیبی مانند استحکامات متمرکز، و الهامات از دفاع های گذشته مانند قلعه های روم نسبت داده شده بود.
درحالیکه باروت در قرن 14م به اروپا معرفی شد، ولی تعمیرات قلعهها را تا به قرن 15م، زمانیکه توپ خانه چنان تقویت شد که دیوارهای سنگی را بشکند، بطور حایز اهمیت متأثر نساخت.
فیودالیزم رابطه بین ارباب و رعیت بود جاییکه در مقابل خدمات نظامی و توقع وفاداری، ارباب به رعیت زمین اعطاء میکرد.
قلعهها دارای مقاصد زیاد بود، که مهمترین اش نظامی، اداری و داخلی بود.
طوریکه ویلیام فاتح از انگلستان گذشت، او مکان های کلیدی را استحکام بخشیده تا زمین را که گرفته حفظ نماید.
یک قلعه میتوانست منحیث یک سنگر و زندان بکار برده شده مگر همچنان مکان بود جاییکه یک شوالیه یا ارباب میتوانست همتاهای خود را سرگرم سازد.
در ساحات مختلف جهان، ساختارهای مشابه دارای ویژگی های مشترک استحکامات و دیگر ویژگی های تشکیل دهنده مرتبط به مفهوم قلعه بودند، درحالیکه آنها در دوره ها و شرایط متفاوت بوجود آمده و تحولات و اثرات متفاوت تجربه نموده اند.
در قرن 16م، زمانیکه کلتورهای جاپانی و اروپایی با هم یکجا شدند،‌ استحکامات در اروپا فراتر از قلعهها بودند و روی نوآوری ها اتکاء داشتند مانند ترس ایتالینی و قلعه های ستاره.
حفر کردن زمین برای ساختن تپه یک خندق را در اطراف بیشه‌ی کوچک گذاشت، بنام خاکریز یاد میشود (که ممکن تر یا خشک باشد).
این یک ویژگی مشترک قلعهها بوده که اکثر شان حداقل یکی از این ویژگی ها را داشته.
آب از چاه یا مخزن آب فراهم میشد.
درحالیکه غالباً با نوع قلعههای موت-و-بیلی نسبت داده میشود،‌ بیلی همچنان ممکن است بحیث ساختارهای مستقل دفاعی یافت شوند.
""Keep" کلمه نبود که در دوره قرون وسطی استفاده میشد – این اصطلاح بعد از قرن 16م بکار گرفته شد – بجایش ""donjon"" برای رجوع به برج های بزرگ یا توریس در لاتین بکار برده میشد. "
درحالیکه غالباً مستحکمترین بخش قلعه و آخرین محل پناه بردن که اگر دفاع های خارجی سقوط نماید، برج مرکزی در حالت حمله خالی گذاشته نمیشد بلکه بحیث محل اقامت توسط ارباب کسیکه مالک قلعه بود، یا نمایندگان و مهمانان اش استفاده میشد.
راهرو ها در کنار نوک دیوارهای پرده ای به مدافعین اجازه میداد تا در پایین روی دشمن گلوله پرتاب نماید، و بخش جان پناه دیوار به آنها محافظت بیشتر میداد.
جلو دروازه یک نقطه‌ی ضعف بود تا روی این مسلط شود،‌ برج های برآمده روی هر سمت دروازه به ستایل مشابه به رومی ها اضافه شده بودند.
راهرو دروازه طولانی شده بود تا زمان را که باید یک مهاجم تحت حمله مدافعین در یک فضای بسته که قادر به عقب نشینی نباشد صرف کند زیاد گردد.
اینها به احتمال زیاد جهت انداختن اشیاء روی مهاجمین بکار برده شد بود، یا تا اجازه دهد آب را جهت خاموش کردن روی آتش بریزد.
یک دریچه افقی کوچک میتوانست اضافه گردد تا به یک تیرانداز دید خوب برای نشان گرفتن دهد.
استحکامات قدیمی در هلال حاصلخیز، دره سند،‌ مصر و چین بوجود آمدند جاییکه اسکان مردم توسط دیوارهای بزرگ محافظت میشد.
بسیاری از سنگرهای خاک، در کنار شواهد پنجره های چوبی جهت همراهی خندق ها امروز هم وجود دارند.
درحالیکه اولیه بودند، ولی باز هم غالباً موثر،‌ و فقط میشد با محاصره های طولانی و دیگر تخنیک های جنگی محاصره، مانند جنگ الیسیا بالایش فایق آمد.
بحث ها معمولاً ظهور قلعهها را عکس العمل به حملات مجارستانی ها، مسلمانان، و وایکینگ ها و بخاطر نیاز به دفاع شخصی نسبت داده است.
یک تراکم بالای قلعهها در مکان های بی خسر واقع شده است، درحالیکه بعضی ساحات سرحدی قلعههای نسبتاً کمتری داشت.
اعمار صالون با سنگ لزوماً انرا در مقابل آتش مصون نمی ساخت بخاطریکه در چنین حالت هم کلکین ها و دروازه چوبی داشت.
قلعه ها فقط سایت های دفاعی نبودند بلکه کنترول یک ارباب را روی زمین هایش افزایش میداد.
در 864 پادشاه فزانسه غربی، چارلس بی مو، اعمار قلعه را بدون اجازه خودش منع قرار داده و حکم داد که همه اش ویران گردند.
سويس یکی از مثال های مفرط بخاطر اینکه حکومت هیچ کنترول روی اینکه کی قلعه ها را اعمار کرده وجود نداشت است ، و در نتیجه در کشور 4,000 قلعه وجود داشت.
در 950 در پرووینس 12 قلعه وجود داشت، در 1000 این رقم به 30 بالا رفته بود، و در 1030 این رقم بیشتر از 100 قلعه بود.
در اوایل قرن 11م،‌ قلعه و برج مرکزی – یک تپبه مصنوعی که بالایش یک برج و پنجره چوبی وجود داشت – معمول ترین نوع قلعه در اروپا، و‌ هرجا به استثناء اسکاندیناویا بود.
درحالیکه ممکن بعداً اعمار سنگ در دیگر جاها عام میشد، از قرن 11م به بعد اساسی ترین مواد اعمار کردن برای قلعه های عیسوی در اسپانیا بود، درحالیکه در عین زمان چوب هم مواد عمده تعمیر در اروپای شمال-غربی بود.
قبل از قرن 12م قلعه ها مانند انگلستان در دنمارک قبل از فتح نورمان غیرمعمول بود.
تزئین آنها تقلید از معماری رومانسک بود، و بعضی اوقات کلکین های دوگانه مشابه به آنهاییکه در برج های زنگ کلیسا دیده میشود نصب میگردید.
درحالیکه توسط جانشینان سنگی شان معلق شده بودند، قلعه های چوبی و گِلی به هیچ گونه بیکاره نبودند.
تا به اواخر قرن 12م قلعه ها در کُل برج های کمتری داشتند؛ یک دروازه با امکانات محدود دفاعی مانند شکاف های تیراندازی یا محجر؛ یک برج مرکزی یا برج مستحکم عالی، معمولاً مربع و بدون شکاف های تیراندازی؛ و شکل هم تابع پستی و بلندی زمین بود (نتیجه غالباً ساختارهای غیرمنظم یا منحنی میبود).
برج ها از دیوارها بالا کشیده بود در هر سطح شکاف های تیراندازی داشت تا به تیرانداز اجازه دهد هرکسی که نزدیک میشود یا در کنار دیوار وصل کننده برج ها قرار دارد را هدف قرار دهد.
جاییکه برج های مرکزی وجود داشتند، دیگر مربع نه بلکه چندضلعی یا استوانه ای بودند.
برج ها که ممکن در قرن 12م بوجود آمده باشند، کاربرد حمله از جناحین را داشت.
معلوم میشد که فاعلین جنگ های صلیبی خیلی زیاد در مورد استحکامات از مبارزات شان با سارسین ها و مواجه شدن با معماری بیزانس دانسته بودند.
به اسطوره ها اعتبار داده نمی شد، و در قضیه جیمز سنت جورج این ثابت شد که او از سنت-جورجس-دی ایسپرنچی، فرانسه آمده است.
"معماران قلعه اروپای غربی از طرح رومی خبر و از آن متاثر بودند؛ قلعه های اخیر ساحلی رومی روی ""ساحل ساکسون"" انگلیس دوباره استفاده شده بود و در اسپانیا دیوار که پیرامون شهر اویلا بود از معماری رومی زمانیکه در 1091 اعمار میشد تقلید نموده بود. "
یک نمونه این شیوه کیرک است.
قلعه های که آنها برای حفاظت اکتسابات شان بوجود آورده بودند اکثراً توسط معماران سوری طرح ریزی شده بودند.
درحالیکه قلعه ها برای گرفتن یک سایت و کنترول حرکات ارتش استفاده میشد،‌ در زمین مقدس بعضی موقیعت های ستراتیژیک بدون استحکامات بودند.
طرح نه تنها بین فرمان ها، بلکه بین قلعه های انفرادی تفاوت داشت، درحالیکه این برای آنهاییکه در این دوره پیدا میشد معمول بود که استحکامات دفاعی متمرکز داشته باشند.
اگر مهاجمین از خط نخست دفاع میگذشتند آنها در زمین کشنده بین دیوارهای داخلی و خارجی گیر میافتیدند و باید که به دیوار دومی حمله میکردند.
بطور مثال، این در قلعه مربوط به جنگ صلیبی معمول بود تا دروازه عمومی در کنار برج قرار داشته باشد و این بخاطر بود که در راه عبور دو بار باید دور خورده شود، که وقت که برای یکی جهت رسیدن به محفظه بیرون نیاز بود طولانی گردد.
درحالیکه در حدود صدها قلعه در پروشیا و لیونیا وجود داشت، استفاده خشت و هاون در این منطقه قبل از جنگ های صلیبی شناخته نشده بود.
شکاف های تیراندازی قوت دیوار را به طر نمی انداخت، مگر تا وقت پروگرام تعمیر قلعه ادوارد اول قضیه همین طور بود که بشکل گسترده در اروپا روی دست گرفته شد.
درحالیکه مزغل سازی همانند گالری های چوبی برای یک مقصد بودند، آنها احتمالاً یک اختراع شرقی بود نه تکامل شکل چوبی.
درگیری و تعامل بین دور گروه منتج به تبادله نظریات معماری میشد، و عیسویان اسپانیایی کاربرد برج های جدا را روی دست گرفتند.
مؤرخ فرانسوی فرنکویس گیبلین نوشته است: بزرگترین احیاء در معماری نظامی توسط،‌ طوریکه یکی شاید به گونه طبیعی توقع اش را داشته باشد، توسط پادشاه ها و شاهزاده های قدرتمند وقت؛ توسط پسران ویلیام فاتح و اولادهای شان، پلانتیجینیت ها، زمانیکه آنها دوک های نورماندی شدند رهبری میشد.
قلعه های جدید دارای ساختار سبکتر نسبت به ساختارهای قبلی بوده و دارای نوآوری های کمتری بودند، درحالیکه سایت های قوی هنوز هم ساخته میشدند مانند راگلان در ویلز.
برای یک مرد خیلی سخت بود تا اسلحه را انتقال داده یا با ان فیر نماید، مگر اگر او طرف سفلی را حمایه و پوزه را روی لبه مخرج اسلحه میگذاشت میتوانست توسط اسلحه فیر نماید.
این کارگیری در سراسر اروپا یافت میگردد، و درحالیکه چوپ کمتر بقاء دارد، نمونه های دست نخورده در قلعه دورنینبرگ هالند وجود دارد.
انواع دیگر مخارج، درحالیکه کمتر معمول بودند، شکاف های افقی بودند – که فقط به حرکات جانبی اجازه میداد – و دریچه های بزرگ مربع بودند که به حرکت بیشتر اجازه میداد.
ژامبون نمونهء از  گرایش قلعه های جدید برای رهایی از ویژگی های قبلی مانند مزغل سازی، برج های بلند،‌ و میادین جنگ قلعه بودند.
در یک تلاش برای اینکه آنها موثرتر شوند، اسلحه ها حتی بزرگتر شدند، درحالیکه این قابلیت دسترسی آنها به قلعه های دور دست را محدود میسازد.
درحالیکه این برای قلعه های جدید کافی بود، ساختارهای از قبل موجود باید راه می یافت تا در مقابل ضربه های توپ ایستادگی نماید.
یک راه حل برای این طوری بود که باید بالای برج پایین اورده شده و بخش پایینی با پارچه های سنگ پُر میشد تا برای اسلحه ها مکان فراهم میشد تا از آنجا شلیک گردد.
ازین قلعه های تکامل یافته ستاره ای که به عنوان تریس ایتلاینی نیز شناخته میشوند.
انتخاب دوم بهتر ثابت گردید زیرا آشکار شد که در تلاش برای ساختن ساحه واقعاً قابل دفاع در مقابل توپ نقطه کمتری وجود داشت.
بعضی از قصر های واقعی در قاره امریکا توسط مستعمرات هسپانوی و فرانسوی ساخته شده بود.
در میان سایر ساختار های دفاعی (بشمول قلعه ها و پایگاه ها)، قصر ها نیز در فرانسه جدید در پایان قرن 17 ساخته شده بودنند.
کاخ اربابان و طویله ها در داخل حویلی مستحکم خارج از قصر بود که در هر کنج دارای یک برج بود.
اگرچه ساختن قصر ها در پایان قرن 16 کمرنگ گردید، قصر ها، تمام قصر ها از استفاده خارج نشدند.
در سایر موارد آنها در دفاع نقش داشتند.
در منازعات بعدی، مانند جنگ داخلی انگلیس (1641–1651)، بسیاری از قصر ها مجدداً مستحکم گردید اگرچه، سپس کوچک شدند تا از استفاده مجدد آنها جلوگیری گردد.
قصر های احیای شونده یا تقلیدی در قرون وسطی یا نظام سرمایه داری به عنوان مظهر علاقه رومانتیک مشهور گردید و به عنوان بخشی گسترده احیای گوتیگ در معماری.
این به علت صادق بودن به طراحی قرن وسطی ممکن خانه ها توسط معیار های معاصر سرد و تاریک میکرد.
سازه های تزئینی باهم مشابه بودنند، اگرچه با ویرانه های مصنوعی تفاوت داشتند زیرا آنها بخشی از منظره پلان شده نبودند مگر طوری معلوم میشد که هیچ دلیلی برای ساخت اش موجود نبود.
یک قصر دارای دیوال های دفاعی گلی، تپه، چارتراش دفاعی و تعمیر ها توسط نیروی کاری بی تجربه ساخته شده میتوانستند.
هزینه ساخت قصر با در نظرداشت عوامل مختلف مانند پیچیدگی و هزینه ترانسپورت مواد متفاوت بود.
در قرون وسطی قصر ها مانند آرفورد بود که در اواخر قرن 12 به هزینه UK£1,400 ساخته شده بود و قسمت نهایی بالای اش مانند دوور بود که در میان سالهای 1181 و 1191 UK£7,000 هزینه داشت.
هزینهء یک قصر بزرگ که در این مدت ساخته شده است( از 1000 پوند تا 10000 پوند انگلستان) درآمد حاصل از چندین خانهء مسکونی را خواهد گرفت و به شدت به امور مالی یک لارد تأثیر میگذارد.
ماشین آلات و اختراعات قرون وسطی مانند کرین دستی در جریان ساختن ضروری گردید و تخنیک های ساختن داربست های چوبی نسبت به زمان باستانی بهتر گردیده بود.
بسیاری از کشور دارای هر دو قصر های چارتراش و سنگ بودنند، اگرچه دنمارک دارای تعداد کمی کان سنگ بود که به علت آن بیشترین قصر های آن از خاک و چارتراش ساخته شده اند و بعداً از خشت ساخته شده است.
بطور مثال، زمانیکه قصر تترشال میان 1430 و 1450 ساخته شد در مناطق نزدیک سنگ های زیادی وجود داشت مگر مالک آن لارد کرومویل خشت را انتخاب کرد.
او بالای حمایت افراد زیر دست خود اتکار کرد زیرا بدون حمایت کرایه نشینان قدرتمند اش یک ثروتمند توقع ضعیف شدن قدرت خود را داشته میباشد.
این مخصوصاً بالای اعضای خانواده سلطنتی که یک زمان در کشور های مختلف زمین داشتند قابل تطبیق است.
خانواده های سلطنتی در اصل مانند خانواده بارونی شکل گرفتند اگرچه به مقیاس بزرگ و موقعیت های بیشتر معتبر بودند.
زیرا قصر های مراکز اجتماعی ساحات مهم نمایش بودند.
قصر ها به عنوان افتخارات معماری با کلیسا های جامع مقایسه شده اند و بعضی از قصر ها دارای باغ ها و ویژگی های زینتی بودند.
محبت درباری تحریک محبت میان شرافت بود.
افسانه ترستان و ایزولت یک مثال داستان های محبت درباری گفته شده در قرون وسطی است.
هدف ازدواج میان نخبگان قرون وسطی ایمن سازی زمین بود.
این از تصویر قصر به عنوان یک نهاد رزمی نتیجه گیری میگردد، مگر اکثریت قصر ها در انگلستان، فرانسه، آیرلند و سکاتلند هیچگاهی در منازعات و محاصره دخیل نبودند، بنابراین زندگی داخلی یک جنبه نادیده گرفته شده است.
طور مثال اکثریت قصر ها در نزدیکی جاده های رومی موقعیت دارند، که در قرون وسطی به عنوان راه های مهم ترانسپورتی باقی مانده بود یا زمینه را برای تغییر یا ایجاد سیستم های جدید جاده در ساحه مساعده کرده میتوانست.
قصر های شهری در کنترول مراکز جمعیت و تولید مهم بود، بویژه با نیروی های متجاوز، بطور مثال در عواقب بعدی تسلط نورمانی ها بالای انگلستان در قرن 11 که اکثریت قصر های سلطنتی در شهر ها یا نزدیک آنها اعمار گردیده بودند.
قصر های دهاتی معمولاً به علت نقش آنها در مدیریت دارائی ثروتمندان کلان که برای آنها نفوذ بیشتر بالای منابع را فراهم میکرد مربوط به سیستم های آسیاب و مزرعه می شدند.
آنها نه تنها اینکه در مطمئن فراهم ساختن آب و ماهی تازه سودمند بود، بلکه آنها یک سمبول وضعیت بود زیرا اعمار و نگهداری آنها پرهزینه بود.
مزایای اعمار قصر در ساحات مسکونی به اروپا محدود نبود.
ساحات مسکونی نیز بطور طبیعی در اطراف یک قصر به عوض اینکه پلان شده باشند به علت مزایای نزدیکی به یک مرکز اقتصادی در یک منظره دهاتی و ایمنی فراهم شده توسط موارد دفاعی، توسعه یافته میتواند.
آنها معمولاً نزدیک یکی از موارد دفاعی شهر مانند دیوال های رومی موقعیت داشتند، اگرچه بعضی اوقات باعث تخریب ساختار های که ساحه متذکره را احاطه کرده است می شود.
هنگامیکه نورمانی ها بالای آیرلند، سکاتلند و ویلز در قرون 11 و 12 حمله کردند، سکونت در کشور های مذکور عمدتاً در ساحات غیر-شهری بودند و بنیاد شهر ها معمولاً با ایجاد یک قصر ارتباط داشت.
این بالای یک ارتباط نزدیک میات فیودال ها و کلیسا که یکی از مهمترین نهاد های جامعه قرن وسطی بود دلالت میکرد.
مثال دیگری آن قصر بودیم قرن 14 است که این قصر هم در انگلستان موقعیت دارد؛ اگرچه این قصر یک ایالت هنرها معلوم میشود، که یک قصر پیشرفته است این ساحه دارای ارزش کمتری ستراتیژیک است و خندق کم عمق بود و به احتمال بیشتر این ساحه را نسبت به دفاع در مقابل استخراج کان متاثر کننده جلوه میدهد.
گارنیزون ها قیمت بودنند و در نتیجه معمولاً کوچک مگر اینکه قصر مهم میبود.
در 1403 یک نیرو 37 کماندار قصر کیرنارفون را در مقابل دو حمله توسط اوین گلندور در جریان یک محاصره طولانی دفاع کرد و نشان دادند که یک نیروی کوچک مفید بوده میتواند.
تحت او نجیب زاده گان بودنند که به نفع آموزش نظامی آنها به عنوان صنف افسران فعالیت خواهم کرده باشند.
گرسنه نگهداشتن گارنیزون نسبت به حمله کردن بالای آن بسیار مؤثر بود بویژه برای ساحات دفاعی شدید.
محاصره طولانی اردو را آهسته کرده میتواند تا زمینه را برای رسیدن کمک مساعد سازد یا برای دشمن که در آینده یک نیروی بزرگتری را آماده سازد.
اگر مجبور می شدند تا بالای قصر حمله کنند، گزینه های مختلف برای حمله کننده گان موجود بود.
آله پرتاب مزایل، که احتمالاً از پتراریا در قرن 13 تکامل یافت، یکی از مؤثرترین سلاح محاصره قبل از انکشاف توپ ها بود.
سنگ انداز ها یا غولک ها ماشین های محاصره بودنند که به اساس قوانین کمان ها کار میکرد.
آنها عموماً به عوض تعمیرات یک قصر در مقابل گارنیزون استفاده می شدند.
یک راه زیر زمینی که بطرف دیوال میرود حفر میگردد و زمانیکه هدف رسید، موارد حمایوی چوبی که مانع تخریب تونل میگردد خواهم سوخت.
یک راه زیر زمینی حمله بطرف تونل حمله کننده گان حفر میگردد؛ با فرض کردن دو نقطه، که باعث جنگ دست به دست زیر زمین میگردد.
آنها برای باز کردن اجباری دروازه های قصر استفاده می شدند، اگرچه آنها بعضی اوقات در مقابل دیوال ها با تاثیر کمتر استفاده می شدند.
یک گزینه مصؤن برای آنهاییکه بالای قصر حمله میکردند استفاده از برج محاصره بود که بعضی اوقات بنام برج زنگ یاد می شود.
دارائی های مملکت یا سه دارائی ترتیبات گسترده سلسله مراتب اجتماعی بودند که در جامعه مسیحیت (اروپایی عیسوی) از قرون وسطی تا اروپا عصری اولیه استفاده شده اند.
رژیم سلطنتی شامل پادشاه و ملکه بود در حالیکه نظام از روحانیون (دولت اول)، اشراف (دولت دوم)، دهاقین و سرمایه داران (مردم عامه) بود.
"در انگلستان، یک سیستم دو دولت تکامل یافته که اشراف و روحانیون را در یک دولت بزرگ با ""مردم عامه"" به عنوان دولت دوم یکجا میکند."
"در اسکاتلند، سه دولت روحانیون (دولت اول)، اشراف (دولت دوم)، و کمشنر های ایالت یا ""شهرنشینان"" (دولت سوم) بودند که از طبقه متوسط جامعه، طبقه متوسط و طبقه پایین نمایندگی میکردند."
اینکه روحانیون ازدواج کرده نمی توانستند، این گونه تحرک از لحاظ نظری محدود به یک نسل می شد.
هیوزنگا زوال قرون وسطی (1919, 1924:47).
مردم عامه بصورت جهانی پایین ترین ترتیب در نظر گرفته می شدند.
در اکثر ساحات و قلمرو ها گروه های جمعیت تولد شده بیرون از این کشور ها موجود بودند.
تغییر اقتصادی و سیاسی حومه شهر در آن زمان با رشد بزرگ جمعیت، تولید زراعتی، ابتکارات تکنالوجیکی و مراکز شهری پر شدند؛ حرکت های اصلاحی و تجدیدی تلاش کردند تا تمایز بین وضعیت روحانی و عامه و قدرت شناخته شده کلیسا را که هم تاثیر داشت، کمتر کند.
ترتیب دوم، آنهاییکه جنگ میکنند طبقه از افراد قدرتمند سیاسی، مقام طلب و خطرناک بودند.
برعلاوه، دولت های اول و دوم بالای کارگران سوم متکی شدند، که وضیعت طبقهء پایین را بیشتر از پیش آشکار نمود.
بسیاری آنها درین گروه تولد شدند و همچنان به عنوان بخشی آن فوت کردند.
در ماه می 1776، وزیر مالیه تورگوت بعد از عدم توانایی اجرای اصلاحات از وظیفه اش برکنار شد.
هنگامیکه او نتوانست آنها را تشویق کنند تا 'برنامه ایدیال' اش را با مهر رابری تاپه کند، لویس شانزدهم تلاش کرد تا جرگه یا Estates-General را منحل کند، مگر مردم عامه جهت نمایندگی از حق آنها ایستاد شدند.
اینکه پارلمان اسکاتلند دارای یک مجلس مقننه بود، تمام اعضای آن در یک اتاق می نشستند برخلاف خانه جداگانه ثروتمندان کلان و خانه مردم عامه انگلستان.
"مانند انگلستان، پارلمان آیرلند از مگنم کنسیلیم ""شورای بزرگ"" تکامل یافته که توسط رئیس والیان آیرلند فراخوانده می شود و شورا های (curia regis)، نجیب زاده گان (فیودال ها) و کشیش های ارشد (روحانیون بزرگ عیسوی و روساء راهب) در آن اشتراک کرده بود.
در 1297، ابتداء نجیب زاده گان منتخب ایالت از شهرک ها نمایندگی کردند (ولسوالان قبلاً از آنها نمایندگی کرده بودند).
هر کدام آنها مرد آزاد بود و حقوق و مسؤلیت های مشخص داشت و دارای حق فرستاندن نمایندگان به ریکسدگ دولت ها بودند.
قبل از قرن 18، اگر دولت ها بطور مساویانه تقسیم می شدند، پادشاه دارای حق رای دادن سرنوشت ساز بود.
اگرچه، بعد از رژیم غذایی Porvoo رژیم غذایی فنلند دوباره در سال 1863 مطرح گردید.
تقریباً در 1400، حکم اعطای امتیاز انحصاری معرفی گردید، در 1561 رتبه های کونت و بارون اضافه شدند و خانه اشراف به عنوان دولت اول این سرزمین در سال 1625 کود گذاری گردید.
روساء خانه های اشراف اعضای سلسله مراتب جرگه اشراف بودند.
این باعث نفوذ سیاسی بیشتری برای اشراف بالاتر گردید.
در قرون بعدی، دولت شامل اساتید پوهنتون ها و پوهنتون های مشخص دولتی بود.
تجارت فقط در شهر ها مجاز بود هنگامیکه ایدولوژی مرکانتيليستیکی بدست بالا رسید و شهرنشینان دارای حق انحصاری انجام تجارت در داخل چوکات اتحادیه ها بودند.
بمنظور ساکن شدن برای تبدیل شدن به شهر، یک منشور شاهی که حق مارکیت را اعطا میکرد مورد نیاز بود و تجارت خارجی مستلزم حقوق اصلی منشور شاهی بندر بود.
اینکه بیشترین جمعیت تا قرن 19 فامیل های مستقل دهاقین بودند، نه برده و نه بنده، تفاوت قابل توجهی در مقایسه با رسوم سایر کشور های اروپایی وجود داشت.
نمایندگان رژیم غذایی آنها بصورت غیر مستقیم انتخاب می شدند: هر شاروالی انتخاب کنندگان را بمنظور انتخاب نماینده یک ولسوالی انتخاباتی می فرستاد.
آنها حقوق سیاسی نداشتند و رای داده نمی توانستند.
در سویدن، ریکسدگ دولت تا زمانیکه به ریکسدگ دارای دو مجلس مقننه در 1866 تبدیل گردید وجود داشت که به هر کس که دارای عاید یا دارای مشخص بود حقوق سیاسی اعطاء کرد.
در فنلند، این بخش سیاسی تا 1906 وجود داشت که هنوز هم بالای قانون اساسی 1772 سویدن استوار است.
بر علاوه، کارمندان صنعتی که در شهر کار میکنند در سیستم چهار-استیت نماینده نداشتند.
بعداً در قرون 15 و 16 بروکسل جای شد که جرگه States General ایجاد گردید.
به عنوان پیامد اتحادیه اتریخ در 1579 و رویداد های بعد از آن، جرگه States General اعلام کرد که آنها بعد ازین از پادشاه فیلیپ دوم هسپانیه که فرمانروا هالند نیز بود، اطاعت نمیکنند.
این سطح دولت بود که به همه امور در آن رسیدگی میشد که نگرانی تمام هفت ولایات که به بخشی از جمهوری متحده هالند مبدل گردیده بودند، بود.
در هالند جنوبی، جلسات اخر جرگه States General وفادار به هبسبرگز در جرگه 1600 و جرگه 1632 صورت گرفت.
این دیگر شامل نمایندگان ایالات نبود، دارائی ها را به حالت خود رها کرد: طبق قانون اساسی 1798 تمام مردان باهم مساوی محسوب می شدند.
در 1815، هنگامیکه هالند با بلجیم و لوگزامبورگ متحد بود، جرگه States General به دو اتاق تقسیم شده بود: اتاق اول و اتاق دوم.
از 1848 به بعد، قانون اساسی هالند میگوید که اعضای اتاق دوم توسط مردم انتخاب میشوند (در ابتداء توسط تعداد محدود جمعیت مردان؛ حق رای دادن جهانی مرد و زن از 1919 بدینسو وجود دارد)، در حالیکه اعضای اتاق اول توسط اعضای ولایتی انتخاب میگردند.
روحانی توسط شهزاده اسقف، شهزاده اعظم و شهزاده راهب مستقل صومعه های مختلف پیش می شد.
بسیار از مردم که زمین های شان در داخل امپراطوری مقدس رومی برای قرن ها مستقل در رژیم غذایی شاهنشاهی نمایندگان نداشتند و این ها شامل نجیب زاده گان شاهنشاهی و روستا های مستقل بود.
چهار مجلس اساسی عبارت بودند از: اشراف (دیوریانستول)، روحانی، روستایان و شهرنشینان با طبقه بندی بیشتر دقیق در آن.
سرمایه داری نظر به مفهوم اصلی آن با موجودیت شهرها مرتبط است که توسط منشور شهری آن شناخته می شود (مثلاً منشهور های شاروالی، امتیازات شهر، قانون شهری آلمان)، بناءً سرمایه داری از شهرنشینی جدا نبود.
"از نظر تاریخی، کلمه فرانسوی قرون وسطی bourgeois ساکنین بازار شهر (بازار دیواری شهر)، صنعت کاران، هنرمندان، تاجران و سایرین که ""the bourgeoisie"" را تشکیل کرده اند، نشان میدهد."
اتحادیه ها زمانی بوجود آمدند که تاجران انفرادی (مانند صنعتگران، هنرمندان و تاجران) با فیودال های اجاره ای خود که متقاضی کرایه بیشتر نسبت به مقدار موافقت شده قبلی بودند درگیر شدند.
آنها متعلق به فامیل هستند که از سه یا بیشتر نسل عضوه طبقه متوسط جامعه هستند.
نام های این فامیل های بصورت عمومی در شهر که آنها زندگی میکنند شناخته شده است و اجداد آنها در تاریخ منطقه سهیم بوده اند.
این مردم با این حال در عشرت زندگی میکنند و از همراهی هنرمندان بزرگ وقت لذت میبرند.
در زبان فرانسوی، خود اصطلاح bourgeoisie یک طبقه را مطرح میکند، حتی اگر تحرک اجتماعی درین گروپ اقتصادی-اجتماعی ممکن باشد.
هتلر برای نامطمئن بودن به علت خودپسندی آن بالای رژیم سرمایه داری باور نداشت و او به اقتصاد رهبری شده توسط دولت را که تابع منافع Volk بود ترجیح میداد.
"هتلر همچنان گفت که طبقه متوسط تجارت ""جز فایده خود چیزی دیگری نمیدانند."
مفیدیت این چیز ها در کارکرد عملی آنها ذاتی بود.
بیلی دی جور (زیبایی روز، 1967) داستان یک خانم طبقه متوسط را بیان میکند که از ازدواج خود خسته شده و تصمیم میگیرد که خود را فاحشه کند.
در اروپا، لقب امپراطور از قرون وسطی بدینسو استفاده شده است، که در آن زمان برابر یا تقریباً برابر در وقار با پاپ به علت موقف او به عنوان رئیس قابل دید کلیسا و رهبر روحانی بخش کاتولیک اروپای غربی بود.
اینکه یک تعریف دقیق امپراطور وجود دارد، این است که یک امپراطور هیچ ارتباط با دلالت برتری کدام حاکم دیگر ندارد و معمولاً بالای بیشتر از یک ملت حکمرانی میکند.
وضعیت آنها رسماً توسط امپراطور مقدس رومی در 1514 شناخته شد، ااگرچه تا سال 1547 توسط پادشاهان روسیه رسماً مورد استفاده قرار نگرفت.
لقب های قبل از رومی مانند پادشاه کبیر یا پادشاه پادشاهان که توسط پادشاهان ایران و دیگران استفاده شده اند، معمولاً باهم مساوی در نظر گرفته شده اند.
امپراطور به عوض لقب فرمانروا آن به دلیل داشتن اراضی وسیع در نیمه قرن 18 شناخته شد.
"رومیان باستان از نام ریکس (""پادشاه"") متنفر بودنند و برای نظم سیاسی بسیار مهم تا اشکال و تظاهر حکومت جمهوری را حفظ کنند."
اگستوس که اولین امپراطور رومی شمرده میشود، تسلط خود را توسط جمع آوری دفاتر، لقب ها و افتخارات جمهوری روم بنام خود که بطور سنتی به مردم مختلف تقسیم شده بودند تاسیس کرد که بالای توزیع قدرت به یک شخص تمرکز میکند.
"اگرچه، شرح غیر رسمی امپراطور (""فرمانده"") بود که به لقب مورد پسند جانیشینان وی تبدیل شد."
این یکی از ماندگار ترین لقب ها است: قیصر و نویسه گردانی های آن از زمان قیصر اگستوس تا تسار سیمون دوم حذف بلغاریا از تخت در1946 هر سال ظاهر گردید.
استثنأت شامل لقب تاریخچه اگستن است که یک مجموعه نیمه تاریخی بایوگرافی های امپراطور قرن 2-دوم و 3-سوم است.
با این به بعضی ها لقب اعطاء گردید و این یقیناً قانون نبود که تمام خانم های امپراطور های حکمفرما آنرا بدست خواهم آورد.
در اواخر جمهوریت، مانند سالهای اولی رژیم سلطنتی جدید، امپراطور لقب اعطاء شده به جنرال های رومی از طرف نیرو های آنها و مجلس سنا رومی بعد از یک پیروزی بزرگ بود که تقریباً قابل مقایسه با مارسال بود (رئیس یا قوماندان تمام اردو).
ناروان-انتونین دیناستی متعاقب که در بیشترین وقت قرن 2-دوم حکومت کرد، امپراطوری را پایدار کرد.
سه تلاش کوتاه مدت جدایی طلب امپراطور های جداگانه خود را داشتند: امپراطور گالیک، امپراطور بریتانوی و امپراطور پلمیرین اگرچه بعدی آنها ریکس را بیشتر استفاده کردند.
در آن زمان، پنج شرکاء قدرت مطلقه وجود داشت (حکومت چهار نفری را مشاهده کنید).
این شهر معمولاً بیشتر قسطنطنیه نامیده می شد و امروز بنام استانبول یاد می شود).
"این امپراطور های بعدی ""بیزنتین"" تغییر شکل از نظریه امپراطور نیمه جمهوری رسمی به امپراطور به عنوان پادشاه مکمل تکمیل کردند.
"امپراطور های دوره بیزنتین نیز کلمه یونانی""autokrator"" را استفاده کرده اند که بمعنی ""کسیکه خودش حکومت میکند""، یا پادشاه است که بطور سنتی توسط نویسندگان یونانی برای ترجمه دیکتاتور لاتین استفاده شده است."
در حقیقت، هیچ یکی ازین ها (و دیگر) صفت های اضافی و لقب ها هیچگاهی هم کاملاً کنار نگذاشته شده اند.
"به تعقیب تراژدی وحشتناک غارت شهر، فاتحین ""امپراطور جدید رمانیا"" را اعلام کردند که مؤرخین او را به عنوان امپراطور لاتین قسطنطنیه می شناسند، که بالدوین نهم، کونت آف فلندرز را به عنوان امپراطور منصوب کردند."
از زمان اوتو کبیر به بعد، قسمت بیشتری از پادشاهی قدیم کارولینگی فرانک شرقی به امپراطوری مقدس رومی تبدیل شد.
این پادشاه جوان بعداً لقب پادشاه رومی (پادشاه رومیان) را کسب کرد.
امپراطور مقدس رومی در میان آنها اولین در قدرت شمرده می شد.
جغرافیه معمولاً به اساس دو شاخچه تعریف می شود: جغرافیه بشری و جغرافیه فزیکی.
بطور سنتی، جغرافیه مربوط نقشه کشی و نام های جای است.
اینکه فضا و جای بالای موضوعات مختلف مانند اقتصاد، صحت، اقلیم، نباتات و حیوانات تاثیر دارد، جغرافیه بسیار مربوط به رشته های مختلف علمی است.
تشکیل دهنده تا حد زیادی بالای محیط ساخته شده و چگونگی ایجاد، دیدن، مدیریت و تأثیرگذاری انسان ها بر فضا متمرکز است.
این نیاز به دانستن جنبه های سنتی جغرافیه فزیکی و بشری دارد مانند روش های که جوامع انسانی محیط را تصور میکنند.
مطالعه سیستم های بزرگتر از خود زمین معمولاً بخشی از علم نجوم یا کیهان شناسی را تشکیل میدهد.
ساینس ساحوی: در دهه 1950، حرکت ساحوی ساینس رهبری شده توسط والتر ایسارد برخلاف تمایلات توصیفی برنامه های سنتی جغرافیه، به سوالات جغرافیوی اساس بیشتر کمی و تحلیل فراهم کرد.
نقشه کشی از مجموعه تخنیک های پیش نویس شده به علم حقیقی بوجود آمده است.
برعلاه تمام دسپلین های فرعی دیگر جغرافیه، متخصصین GIS باید کمپیوتر ساینس و سیستم های دیتابیس را بدانند.
احصاییه زمین بصورت گسترده بشمول هایدرولوجی، جیولوجی، کشف نفت، تحلیل آب وهوا، پلانگذاری شهری، لوجستیک و اپیدمیولوژی در بخش های مختلف استفاده می شود.
"نقشه مجدداً ساخته شده توسط ایکهارد انگر بابل را در رودخانه فرات نشان میدهد که توسط یک کتله زمین دایروی احاطه گردیده است و کشور اشور، اورورتا و چندین شهر را نشان میدهد که به نوبه خود توسط یک ""دریا تلخ"" (خدای دریا) با هفت جزیره تنظیم شده در اطراف آن احاطه گردیده است تا یک ستاره هفت نقطه را تشکیل دهد."
برخلاف امیگو موندی، یک نقشه جهانی قبلی بابل که به قرن 9 قبل از میلاد منسوب میشود بابل را در شمال مرکز جهان نشان میدهد، اگرچه این یقینی نیست که آن مرکز باید چه را ارایه میکرد.
تالس نیز دارای امتیاز پیش بینی خسوف یا کسوف است.
در مورد اینکه کی برای اولین بار گفت که زمین کروی شکل است بعضی از مباحث وجود دارد که امتیاز آن به پرمندیس یا فیثاغورث منسوب است.
یکی از اولین تخمین های شعاع زمین توسط اراتوستینز ارایه گردیده است.
دایره های نصف النهار به 360° فرعی تقسیم شده اند که هر درجه آن به 60 (دقیقه) فرعی دیگر تقسیم شده است.
او کار هیپارچس را با استفاده از یک سیستم شبکه ای در نقشه های خود توسعه داد و به یک درجه 56.5 مایل طول قبول کرد.
در جریان قرون وسطی، سقوط امپراطور رومی زمینه را برای تغییر در تحول جغرافیه از اروپا به جهان اسلام مساعد ساخت.
برعلاوه، علماء اسلام کارهای رومی ها و یونانی ها را ترجمه و تفسیر کردند و به این منظور بیت الحکمه را در بغداد تأسیس کردند.
ابو ریحان البیرونی (976–1048) برای اولین بار طرح مساوی قوس افق قطبی کره آسمان را تشریح کرد.
او همچنان تخنیک های مشابه را در مورد اندازه گیری ارتفاعات کوه ها، اعماق وادی ها و وسعت افق توسعه داد.
مشکل که هر دو جستجوگران و جغرافیه دان ها با آن روبرو هستند پیدا کردن عرض البلد و طول البلد موقعیت جغرافیوی است.
قرن های 18 و 19 زمان بود که جغرافیه به عنوان یک رشته عملی جداگانه شناخته شد و بخشی از نصاب تحصیلی پوهنتون در اروپا (بویژه در پاریس و برلین) گردید.
در جریان دو قرن گذشته، انکشافات در تکنالوژی با کمپیوتر زمینه را برای انکشاف در بخش زمین شناسی و روش های جدید مانند مشاهده اشتراک کننده و احصاییه زمین مدغم شده در پورتفولیو ابزار های جغرافیه مساعد ساخته است.
ارنولد هنری گویوت(1807–1884) - به ساختار یخچال ها و درک پیشرفته حرکت یخچال ها بویژه در جریان سریع یخ اشاره کرد.
ویلیم موریس دیویس (1850–1934) – پدر جغرافیه امریکا و توسعه دهنده دوران فرسایش است.
ایلین چورچیل سیمپل (1863–1932) – اولین رئیس زن اتحادیه جغرافیه دان های امریکایی بود.
والتر کرستلر(1893–1969) – جغرافیه دان بشری و مخترع نظریه مکان مرکزی.
دیوید هروی (متولد 1935) – جغرافیه دان مارکسیست و نویسنده نظره های جغرافیه فضایی و شهری و برنده جایزه واترین لود.
در بعضی از موارد، یک تمایز میان پایتخت رسمی (قانونی) و چوکی دولت که مکان دیگری است بمیان می آید.
مثال ها بابل باستان، بغداد عباسی، آتن باستان، روم، براتیسلاوا، بوداپیست، کنستنتینپول، چنگن، کسکو باستان، کیوف، مادرید، پاریس، پودگوریکا، لندن، بیجینگ، پراگو، تالین، توکیو، لیسبان، ریگا، ویلنیوس و وارسا اند.
در بعضی از کشور ها، پایتخت به علت دلایل جغرافیه سیاسی تغییر کرده است؛ اولین شهر فنلند، تورکو که تحت حکومت سویدن از قرون وسطی بدینسو پایتخت کشور بود که حق خود را در جریان قلمرو دوک فنلند در 1812 از دست داد هنگامیکه هیلسنکی پایتخت کنونی فنلند توسط امپراطور روسیه تعین گردید.
در کانادا، یک پایتخت فدرال وجود دارد، درحالیکه ده ولایات و سه سرزمین هر کدام دارای ساحات پایتخت اند.
"در استرالیا، اصطلاح ""ساحات پایتخت"" بطور منظم برای اشاره به آن شش پایتخت ایالت برعلاوه پایتخت فدرال کنبیرا و داروین پایتخت اراضی شمالی استفاده شده است."
برخلاف فدراسیون ها، معمولاً یک پایتخت ملی جداگانه وجود ندارد، مگر پایتخت یک کشور که دارای قانون اساسی باشد پایتخت عمومی نیز میباشد مانند لندن که پایتخت انگلستان و پادشاهی متحده است.
پایتخت های ملی جرمنی و روسیه (ستدستات برلین و شهر فدرال مسکو) نیز ایالت های قانون اساسی هر دو کشور در حقوق آنها اند.
فرانکفورت، کینتوکی، راه وسطی میان لویس وایل و لیگزینگتن.
تلاهسی، فلوریدا، میان پنساکولا و St. Augustine، فلوریدا به عنوان خط وسطی تعین شد – بعداً دو شهر بزرگ در فلوریدا.
تغییرات در رژیم سیاسی یک کشور بعضی اوقات باعث تعیین یک پایتخت جدید میگردد.
هنگامیکه جزایر قناری در 1982 به یک جامعه مستقل تبدیل شد، در آن وقت سنتا کروز دی تینیریف و لاس پلماس دی گران کناریا هر پایتخت بودند.
استونیا: ستره محکمه و وزارت معارف و تحقیق در تارتو موقعیت دارند.
در صورت اضطراری، چوکی قدرت های قانون اساسی به یک شهر دیگر منتقل شده میتواند تا خانه پارلمان در عین موقعیت به عنوان رئیس و کابینه بنشیند.
تمام ماشین آلات ایالت هر شش ماه بعد از یک شهر به شهر دیگر منتقل میشود.
دارامشاله، که مرکز اداره مرکزی تیبت است، پایتخت دوم زمستانی کشور است.
خود شهر به عنوان اراضی اتحادیه اداره می شود.
اوتاراکند: دهرادون پایتخت مدیریتی و مقننه است، در حالیکه ستره محکمه در نینیتال موقعیت دارد.
اعمار آن در 1960 آغاز و در 1966 تکمیل گردید.
کاخ ریاست جمهوری (کاخ مالاکاننگ) و ستره محکمه در داخل پایتخت موقعیت دارند، مگر دو خانه کانگرس در حومه های مختلف شهر موقعیت دارند.
"سریلانکا: سری جایاواردینپورا کوت پایتخت اداری تعیین گردیده است و موقعیت پارلمان، درحالیکه پایتخت قبلی، کولمبو حالا به عنوان ""پایتخت تجاری"" تعیین گردیده است."
افریقای جنوبی: پایتخت اداری پریتوریا است و پایتخت مقننه کیپ تاون است و پایتخت قضایی بلوم فونتین است.
سویس: برن شهر فدرال سویس است و به عنوان پایتخت فعالیت میکند.
همچنان مشابه به ایالت های ایلینایز و نیویارک، بیشترین مقامات منتخب رسمی و افسران که در پنسلوانیا جنوب شرقی (شهر فیلادیلفیا، بکس کونتی، مونت گومیری کونتی، دلاور کونتی و چیستر کونتی) مستقر اند اکثراً به کار کردن در فیلادیلفیا ترجیح میدهند.
اسرائیل و فلسطین: دولت های هر دو اسرائیل و فلسطین ادعا دارند بیت المقدس پایتخت آنها است.
جابجا شدن سمبولیک شهر پایتخت در یک موقعیت جغرافیوی یا جمعیتی ممکن دارای دلایل اقتصادی یا ستراتیژیک (که بعضاً به عنوان پایتخت پیشرو یا پایتخت پیشگام شناخته می شود) باشد.
امپراطور های مینگ پایتخت خود را از ننجینگ مرکزی به بیجینگ انتقال دادند تا در نظارت مرز با مغول ها کمک کنند.
دهلی بلاخره بعد از تاج گذاری دربار پادشاه-امپراطور جورج پنجم در 1911 به پایتخت استعمار شد که از 1947 پایتخت مستقل شد.
بعضی اوقات، موقعیت پایتخت جدید برای پایان منازعات واقعی یا احتمالی بین نهادهای مختلف، مانند موارد کانبیرا، اتاوا، واشنگتن، ولینگتون و ماناگوا انتخاب می شد.
در سه دوره پادشاهی، هر دو Shu و Wu با سقوط پایتخت های مربوطه آنها چینگدو و جینیی سقوط کردند.
بعد از سقوط سلسله چینگ، غیر متمرکز سازی صلاحیت و ترانسپورتیشن اصلاح شده و تکنالوژی های افهام و تفهیم هر دو نشنلست های چینایی و کمونست های چینایی را اجازه دادند تا پایتخت ها را عاجل به جای دیگر انتقال دهند و ساختار های رهبری خود را در جریان بحران کبیر تهاجم جاپان سالم نگهدارد.
این به عنوان یک مکان دایمی و پرجمعیت با مرز های اداری تعریف شده میتواند که اعضای آن عمدتاً در وظایف غیر زراعتی کار میکنند.
از نظر تاریخی، شهر نشینان عموماً بخشی کوچک از بشریت است، مگر بعد از دو قرن شهرنشینی بی سابقه و سریع، بیشتر از نصف جمعیت جهان در شهر ها زندگی میکند که پیامد های عمیق برای ثبات جهانی داشت.
این نفوذ افزایش یافته به معنی این است که شهر بالای موضوعات جهانی تاثیر مهم دارد مانند انکشاف پایدار، گرم شدن جهانی و صحت جهانی.
بنابراین شهر های فشرده معمولاً به عنوان یک عنصر مهم در مبارزه با تغییر اقلیم در نظر گرفته میشوند.
بطور مثال پایتخت های کشور ها مانند بیجینگ، لندن، شهر مکسیکو، مسکو، نایروبی، دهلی جدید، پاریس، روم، آتن، سیول، توکیو و واشنگتن دی سی هویت و اوج ملت های مربوطه اش را منعکس میکند.
این شهر ممکن به اساس یک داستان، نمونه ارتباطات میان گروپ های بشری، یک فضا تولید و توزیع ، بخشی از قوه فزیکی، مجموعه از تصامیم باهم مرتبط یا عرصه یک منازعه در نظر گرفته شود.
سرشماری های ملی تعاریف مختلف را استفاده میکند – فکتور های درخواست کننده مانند جمعیت، تراکم نفوس، تعداد ساکنین، فعالیت اقتصادی و زیربنا – تا جمعیت را به عنوان شهری طبقه بندی کند.
اتکا دو جانبه بالای یکدیگر شهر و کشور دارای پیامد بسیار آشکار است که به آسانی از آن چشم پوشی میشود: به سطح جهانی، شهر ها معمولاً محدود به ساحات است که دارای توانایی حمایت از جمعیت دایمی زراعتی است.
اینکه شهر ها در پیچیدگی رشد کرده اند، نهاد های مدنی عمده، از کرسی های دولت تا تعمیرات مذهبی، نیز ممکن بالای این نقاط همگرایی تسلط داشته باشند.
محیط فزیکی بصورت عمومی شکلی را محدود میسازد که یک شهر در آن اعمار گردیده باشد.
و این با در نظرداشت محیط چهار اطراف آن برای دفاع مطلوب تنظیم خواهم گردیده باشد.
این شکل از رشد دوامدار طولانی مدت تکامل یافته میتواند، با بقایای متمرکز دیوال های شهر و پایگاه ها که مرز های قدیمی شهر را نشانی میکند.
در شهر ها مانند مسکو، این نمونه هنوز هم قابل دید است.
حفریات درین ساحات ویرانه های شهر ها را دریافتند که برای تجارت، سیاست و مذهب اماده شده بودند.
شهر های پلانگذاری شده چین به اساس اصول مقدس اعمار گردیده اند تا به عنوان دنیای کوچک سماوی عمل کند.
طوری معلوم میشود که این سایت ها با اطاق های مینمالیستیکی برای کارگران و اطاق های بیشتر بیچیده برای افراد طبقه بالا به صورت بسیار منظم و سبک طبقه ای پلانگذاری شده اند.
در قرون ذیل ایالت های مستقل شهری یونان بویژه آتن شهر پالیس را ایجاد کرد که یک انجمن شهروندان مالک زمین است که بصورت دسته جمعی قانون شهر را ساخته اند.
تحت صلاحیت امپراطور آن، روم بسیاری شهر ها (مستعمره ها) را تغییر و ایجاد کرد و با آنها اساسات ساختار های معماری شهری، طراحی و جامعه را آوردند.
تمدن نورت چیکو شامل 30 مرکز بزرگ جمعیت بود چیزی که در حال حاضر ساحه نورت چیکو ساحل شمال مرکزی پیرو است.
محل قدرت در غرب به قسطنطنیه و تمدن اسلامی در حال صعود با شهر های بزرگ آن بغداد، کیرو و کوردوبا منتقل شد.
در قرون سیزدهم و چهاردهم، بعضی از شهر های بزرگ به ایالت های قدرتمند مبدل شدند که ساحات چهار اطراف را در کنترول خود گرفتند یا امپراطور های بزرگ دریایی تاسیس کردند.
پایتخت های بزرگتری اروپای غربی (لندن و پاریس) بعد از ظهور تجارت اتلانتیک از رشد تجارت مستفید شدند.
انگلستان پیشقدم شد زیرا لندن پایتخت یک امپراطور جهانی شد و شهر های کشور در موقعیت های ستراتیژیکی تولید رشد کردند.
رهبریت کارآفرینانه از طریق رشد ایتلاف ها متشکل از اعمار کنندگان، راهنما معاملات، توسعه دهندگان، رسانه ها، بازیگران دولتی مانند شاروال ها و شرکت های برجسته اشکار گردید.
"نتایج تلاش ها در بخش احیای مجدد مراکز شهر؛ جابجا کردن مردم ثروتمند در داخل شهر؛ تبدیل CBD به مشاغل پیشرفته خدمت؛ سرگرمی، موزیم ها و مکان های کلتوری؛ اعمار استدیوم های ورزشی و مجتمع های ورزشی؛ و انکشاف آب نما ها بود.""
تا قرن 18م، یک تعادل میان جمعیت زراعتی دهاتی و شهری موجود بود که شامل مارکیت ها و تولیدات سطح کوچک بودند.
جنبه های کلتوری شهر ها نیز در جذب ساکنین نقش دارند.
بتم، اندونیزیا، موگادیشو، سومالیا، زایمین، چین و نیامی، نیگر به عنوان شهر های رشد کننده سریع جهانی با میزان های رشد سالانه 5–8% در نظر گرفته شده اند.
ملل متحد تا سال 2050 به سطح جهان 2.5 بیلون شهرنشینان اضافی (و 300 میلیون ساکنین کشور) را با %90 رشد جمعیت شهری در آسیا و افریقا پیش بینی میکند.
یک خلیج عمیق مردم ثروتمند و فقیر را درین شهر ها از هم جدا می سازند، که معمولاً دارای نخبگان بسیار ثروتمند که در خانه های دارای دروازه زندگی میکنند و تعدادی زیادی از مردم دیگر در خانه های غیرمعیاری با زیربناء ناکافی و در غیر آن در شرایط ناگوار زندگی میکنند.
"با این حال شاروالی ها بصورت معمول قوانین جامع وضع میکنند که در تخلفات باز (نامشخص) راهنمایی می گردند مانند تنبلی و ممانعت، ضرورت به جواز برای مظاهره یا مستلزم کردن ساکنین محل و مالکین خانه برای پاک کاری برف از پیاده رو ها.""
این بصورت بیشتر یا کمتر منظم به سبک بیشتر یا کمتر مساوی فراهم میگردد.
"این معیار های تولید محور اکثر اوقات باعث"" ارایه قوانین خدمات"" میگردد، پروسه های منظم شده برای ارایه خدمات که عبارت از تلاش های کودگذاری اهداف بهره وری بیروکراسی خدمات شهری است."
""روبرت ایل لاین بیری، ""اجرای مساوات شهری: توزیع خدمات عامه شاروالی""؛ در هان و لیوین (1980)."
اگرچه، تمویل مالی خدمات شاروالی و همچنان تجدید شهری و سایر پروژه های انکشافی یک مشکل چندین ساله است که شهر ها آنرا از طریق درخواست با حکومت های بلندتر، ترتیبات با سکتور خصوصی و تخنیک ها مانند خصوصی کردن (خدمات فروش در سکتور خصوصی)، شرکت سازی (ایجاد شرکت های مشابه نیمه خصوصی شاروالی) و مالی سازی (بسته بندی دارای های شهر به ابزار های مالی قابل تجارت و مشتقات) مطرح میکند.
تاثیر جهانی شدن و نقش شرکت های چند ملیتی در دولت های محلی در سراسر جهان زمینه را برای تغییر در دیدگاه نظارت شهری، دور از ""نظریه رژیم شهری"" که در آن یک ائتلاف منافع محلی را عملاً نظارت میکند، بطرف نظریه خارج از کنترول اقتصادی که بصورت وسیع با فلسفه نیوبرالیزم اکادمیک ها ارتباط دارد، مساعد ساخته است."
ابزار های پلانگذاری، فراتر از طرح اصلی خود شهر، شامل سرمایه گذاری عامه در زیربنا و کنترول های استفاده از زمین مانند زون بندی است.
"همچنان قابل دسترس برای شهر ها در تطبیق اهداف پلانگذاری آنها قدرت های شاروالی زون ها، بخش های فرعی کنترول و تنظیم تعمیرات، خانه ها و اصول بهداشتی است.""
مردم که نسبتاً با هم نزدیک زندگی میکنند ممکن است در مناطق جداگانه زندگی، کار و بازی کنند و با مردم مختلف در ارتباط باشند که احاطه های نژادی یا سبک زندگی یا در ساحات فقر متمرکز شده، ساحات محدود شده را تشکیل میدهند.
"حومه های شهری در غرب، بطور زیاد شونده جوامع دارای دروازه و سایر اشکال ""خانه های شخصی"" در جهان به نخبگان محلی اجازه میدهد تا در همسایگی های امن و انحصاری خود را از آنها جدا کنند."
این مردم کارگر رانده شده—ممکن 1.5میلیون امروز و 2.5 بیلیون در 2030—یک طبقه سریعاً رشد کننده و جدیدترین طبقه در سیاره است.
از نظر علم موجودات این هر دو مشابه و غیر مشابه به اداره تاریخی تشریح شده در اعلامیه کمونست است.
از انجایکه مراکز تجاری شهر ها از طریق خریداری از مدت طولانی بدینسو خانه پرچون فروشان و مصرف کنندگان است.
بازار کار انبوه زمینه را برای مهارت بهتر میان شرکت ها و افراد مساعد می سازد.
نخبگان کلتوری میل دارند تا در شهر ها زندگی کنند، توسط سرمایه کلتوری مشترک باهم ارتباط داشته باشند و خود آنها در حکومتداری یک نقشی را بازی کنند.
"گریگ کر و جسیکا اولیور، ""فکر مجدد در مورد هویت های مکان ها""، در کواراتزیس، وارنابی، و ایشورت (2015)."
تورستان میهن پرست از آگرا بمنظور دیدن تاج محل و از شهر نیویارک بمنظور دیدن مرکز تجارتی جهانی دیدن میکنند.
مردم نامعلوم—فقرا، محرومین، افراد بی ارتباط—چرا معمولاً زندگی کردن را تحت شرایط بدبخت در اپارتمان های کرایی نسبت به نظم صحی و آسودگی شهر های کوچک یا بخش های فرعی بهداشتی پیشرفت های نیمه روستایی ترجیح میدهند؟
آنهاییکه آمدند تا در آن زندگی کنند این کار را انجام دادند تا در هر سطح قابل دستیابی شرکت و رقابت کنند.
ورزش ها نیز نقش مهمی را در برندسازی شهر و معلومات هویت محلی بازی میکند.
مهمتر از همه اینکه، یک ظرفیت دراز مدت بزرگ برای هر دو سیاحت و سرمایه گذاری وجود دارد (کاسیماتی، 2003).
"جنگ تمرکز رهبری اجتماعی و قدرت سیاسی را بدست اقلیت مسلح داد که توسط شخصیت های روحانی که قدرت های مقدس را استفاده میکنند تشویق شده و دارای معلومات مخفی مگر علمی و جادویی با ارزش اند.""
در جریان جنگ جهانی دوم، دولت های ملی هنگام لزوم شهر های معین را باز اعلام کردند که آنها را بصورت مؤثر به دشمن پیشرفت کننده تسلیم میکردنند تا از تخریب و خونریزی جلوگیری گردد.
اینگونه جنگ که به عنوان ضد شورش شناخته میشود شامل تخنیک های نظارت و جنگ روانی و همچنان جنگ نزدیک است که عملاً جلوگیری عصری جرایم شهری را توسعه میدهد و قبلاً از مفاهیمی مانند فضا قابل دفاع استفاده میکند.
بخاطر تعداد بیشتر موانع برای ورود، این شبکه ها به عنوان انحصارات طبیعی طبقه بندی شده اند به این معنی که منطق اقتصادی به نفع کنترول هر شبکه توسط یک سازمان واحد، دولتی یا خصوصی است.
"کت ویلمن و فریدریک پریتوریوس، ""زیربنا شهری: بهره وری، ارزیابی پروژه و امور مالی""؛ در ویلمن و سپیلر (2012)."
بهداشت که در شرایط ازدحام برای صحت خوب مهم است نیاز به تامین آب و مدیریت فاضلاب و همچنان حفظ الصحه فردی دارد.
زندگی عصری شهری عمدتاً برای فعالیت ماشین های برقی (از لوازم خانگی گرفته تا ماشین های صنعتی و سیستم های برقی که حالا در همه جا موجود اند و در مخابرات، تجارت و دولت استفاده می شوند) و برای چراغ های ترافیکی، چراغ های روی جاده و روشنی داخل خانه بالای انرژی منتشر شده از طریق برق اتکا میکند.
"تام هارت، ""ترانسپورت و شهر""، در پدنسن (2001)."
اکثر شهر های بزرگ امریکایی هنوز هم حمل و نقل معمولی عامه توسط ریل انجام میدهند که مثال آن توسط سیستم مترو شهر مشهور نیویارک واضح گردیده است.
تعمیرات و زباله های بشری، همچنان کشت در باغات محیط های فزیکی و کیمیاوی را ایجاد میکنند که در دشت ها هیچ معادلی ندارد و در برخی از موارد تنوع حیات استثنایی را ممکن می سازد.
از یک دیدگاه شهر ها از نظر ایکولوجیکی به علت ضرورت های منابع آنها باثبات نیستند.
شهر های عصری برای ایجاد اقلیم های کوچک آنها به علت سطوح کانکریت، قیر ریزی شده و دیگر سطوح مصنوعی که در روشنی آفتاب گرم میشوند و آب باران را به مجرا های زیرزمینی هدایت میدهند، مشهور اند.
ذرات هوایی میزان بارندگی را 5–10% افزایش میدهد.
بطور مثال، در داخل اقلیم کوچک شهری، همسایگی های کمتر سرسبز دارای حرارت بیشتر (مگر دارای وسایل کمتری مبارزه با آن هستند) اند.
عموماً انها بنام فضا باز شهری (اگرچه این کلمه همیشه معنی فضا سبز ندارد)، فضا سبز، سبزی شهری یاد میشوند.
در این مطالعه از معلومات تقریباً 20,000 نفر را انگلستان شده است.
افرادی که حد اقل دو ساعت وقت بدست نه آورند — حتی اگر آنها یک ساعت بهتری در هفته داشته باشند — مزایا را بدست نه آوردند.
"این مطالعه گذراندن وقت را در حویلی یا باغ خود شخص به عنوان وقت در طبیعت محسوب نکرد، مگر بیشترین بازدید ها طبیعی این مطالعه در فاصله دو مایل از خانه صورت گرفته اند.""
"سساکی سسین اصطلاح ""شهر جهانی"" را در کار 1991 اش استفاده کرده است، شهر جهانی: نیویارک، لندن، توکیو تا به عوض اندازه یک شهر به قدرت، حالت و سيستم " جهان وطنى" آن اشاره کند."
3 (1982): 319 شهر های جهانی با تطبیق قومانده و کنترول از طریق نفوذ اقتصادی و سیاسی آنها اساس سلسله مراتب جهانی را تشکیل میدهد.
انتقاد کنندگان این تصور به قدرت های مختلف و مبادله اشاره میکنند.
شرکت ها و بانک های چند ملیتی مراکز خود را در شهر های جهانی اعمار میکنند تا بیشتر تجارت خود را در داخل این زمینه انجام دهد.
"نینسی دکسبرگ و شرون جینوت، ""پالیسی نظارت کلتوری جهانی""؛ فصل 21 در تحقیق آش گیت همراه تحقیق آش گیت به پلانگذاری و کلتور؛ لندن: آش گیت، 2013."
"کنفرانس زیستگاه I در 1976 "اعلامیه ونکوور را در مورد مسکن های بشری"" قبول کرد که مدیریت شهری را به عنوان یک جنبه اساسی پیشرفت مشخص میکند و اساسات مختلفی را برای نگهداری زیستگاه های شهری تاسیس میکند."
در جنوری 2002 کمیسون ملل متحد در مورد مسکن های بشری به یک اداره چتری مبدل شد که بنام برنامه زیستگاه های بشری ملل متحد یا زیستگاه ملل متحد یاد میشود، و یک عضوه گروپ انکشافی ملل متحد است.
پالیسی های بانک تمایل داشته است تا بالای تقویت مارکیت های املاک از طریق فراهم ساختن قرضه و کمک تخنیکی تمرکز کند.
شهر ها در کلتور سنتی غربی برجسته هستند که در انجیل در هردو شکل بد و مقدس ظاهر میگردنند که توسط بابل و بیت المقدس نشان داده شده اند.
شهر ها به اساس افراط یا متضاد درک کرد: همزمان آزاد کننده و متجاوز، ثروتمند و فقیر، سازمان یافته و آشفته.
این و دیگر ایدئولوژی های سیاسی شدیداً بر روایت ها و موضوعات در مباحث در مورد شهرها تأثیر می گذارد.
ادبیات کلاسیک و قرون وسطی شامل یک نسل تشریحات است ویژگی ها و تاریخ شهر را مورد بحث قرار میدهد.
سایر نمایش های سینمایی اولیه شهر ها در قرن بیستم بصورت عمومی آنها را به عنوان فضا های مؤثر از نظر تکنالوژی با سیستم های درست فعالیت کننده ترانسپورت موتر ها نشان داده است.
یک کشور یک جسم اراضی یا نهاد سیاسی مشخص (مثلاً یک ملت) است.
این بطور ذاتی حاکم نیست.ُ
کلانترین کشور جهان از نظر ساحه جغرافیوی روسیه است درحالیکه پرجمعیت ترین کشور جهان چین است و به تعقیب آن هندوستان، ایالات متحده، اندونیزیا، پاکستان و برازیل اند.
در بشترین کشور های اروپایی این کلمات برای بخش های فرعی اراضی ملی استفاده میشوند مانند در Bundesländer آلمانی و همچنان یک کلمه کمتر رسمی برای حکومت مستقل دارای پادشاه.
"در مورد تعداد ""کشورها"" جهان هیچ موافقت جهانی وجود ندارد چونکه بعضی از دولت ها در مورد وضعیت حاکمیت مناقشه کرده اند."
درجه خودمختاری کشور های بدون حاکمیت بصورت گسترده متفاوت است.
این راپور انکشاف کشور را به اساس عاید ناخالص سرانه ملی (GNI) طبقه بندی میکند.
راپور سال 2019 فقط کشور های توسعه یافته در امریکای شمالی، اروپا، آسیا و اقیانوس آرام به رسمیت شناسد.
بانک جهانی ساحات خود را آسیا شرقی و اقیانوس آرام، اروپا و آسیا مرکزی، امریکای لاتین و کارابین، شرق میانه و افریقای شمالی، امریکای شمالی، آسیای جنوبی و افریقای زیر صحرایی تعریف میکند.
اکتشاف عبارت از عمل جستجو هدف کشف معلومات یا منابع بویژه در شرایط جغرافیه یا فضا است نه تحقیق و توسعه که معمولاً بر علوم زمین یا علم نجوم متمرکز نباشد.
یگانه چیزی که توسط امپراطور نیرو انجام شده بود به نظر میرسید که آمادگی برای فتح ایتوپیا یا نوبیا بود: در 62 بعد از میلاد دو سرباز هنگ منابع دریای نیل را کشف کردند.
رومیان همچنان چندین اکتشافات را در شمال اروپا ترتیب کردند و در آسیا تا چین اکتشاف کردند.
100 بعد از میلاد-166 بعد از میلاد ارتباطات رومیان-چینی ها آغاز گردید.
اختراع کلیدی اکتشاف آنها چوب جلوی کشتی بود که یک سطح پایدار برای انتقال لوازم و مردم فراهم می کرد.
مطالعات 2011 در ویریو بار در زیلاند جدید احتمال بلند را نشان میدهد که یک منشاء جزیره رواهین در جزایر سوسایتی بود.
شباهت های کلتوری و لسانی میان مردم جزایر کوک و موری زیلاند جدید وجود دارد.
در جریال 1328-1333 او در امتدار بحر جنوبی چین کشتی رانی کرد و از بسیاری از مناطق در آسیا جنوب شرقی دیدن کرد و تا آسیا جنوبی رسید و در سریلانکا و هندوستان فرود آمد و او حتی به استرالیا رفت.
پورتگال و هسپانیه در مراحل اول اکتشاف غالب شدند در حالیکه کشور های دیگر اروپایی مانند انگلستان، هالند و فرانسه بعد از آن غالب شدند.
شرایط شدید در بحر عمیق برای تحمل آنها نیاز به استفاده میتود ها و تکنالوژی ها دارد.
در عوض یک بخش فرعی اداری به حیث یک بخش مناسب دولت دانسته میشود.
اراضی های متکی که در حال حاضر در جهان باقی مانده اند بصورت عمومی یک درجه بلند استقلالیت سیاسی را حفظ میکند.
وضعیت جزایر کوک برای اهداف قانون بین المللی معادل مستقل در نظر گرفته شده است و این کشور بالای امور داخلی و خارجی خود حاکمیت کامل دارد.
تحت شرایط موافقت اتحادیه آزاد، زیلاند جدید مسؤلیت روابط خارجی و دفاع نیو را حفظ میکند.
این لست بصورت عمومی محدود به نهاد های است که یا مشروط بر یک پیمان بین المللی در مورد وضعیت آنها است، آباد شده نباشد یا دارای استقلالیت ویژه باشد و به حد زیادی به استثنای امور بین المللی در تمام امور دیگر مستقل باشند.
آنها صلاحیت های اداره شده خودمختار هستند، اگرچه حکومت بریتانیا تنها مسؤلیت دفاع و نمایندگی بین المللی را به عهده دارد و مسؤلیت نهایی مطمئن ساختن دولت خوب را به عهده دارد.
هیچ وابستگی به تاج در پارلمان انگلستان نمایندگی ندارد.
زیلاند جدید و وابستگی های آن دارای عین ولسوال-جنرال اند و یک قلمرو پادشاهی را تشکیل میدهند.
پیمان مذاکره شده دوجابنه برای تاسیس کشور های مشترک المنافع جزایر ماریانا شمالی (CNMI) در اتحادیه سیاسی با ایالات متحده در سال 1976 تایید شد.
این یک منبع ثابت ابهام و اغتشاش هنگام تلاش برای تعریف، دانستن و تشریح روابط سیاسی پورتو ریکو با ایالات متحده است.
"اگرچه، وضعیت ""کشور های متشکله"" آن در کارابین (اروبا، کیوراسو و سینت مارتین) مشابه به وابستگی ها یا ""ایالت های مرتبط غیرمستقل"" در نظر گرفته شده میتواند.
سرحدات مرز های جغرافیوی اند که یا توسط ویژگی های جغرافیوی مانند ابحار اعمال میشون و یا هم توسط گروپ های استبدادی نهاد های سیاسی مانند دولت ها، ایالت های مستقل، ایالت های فدراسیون شده و دیگر نهاد های فرعی ملی اعمال میشوند.
بسیاری از مرز های خارجی بصورت جزئی یا کامل کنترول میشوند و فقط در پوسته های مربوطه بصورت قانونی از آن عبور میشود و زون های مرزی کنترول میشوند.
بسیاری از کشور ها دارای یکنوع کنترول مرزی است تا حرکت مردم، حیوانات و وسایل را در داخل و خارج کشور تنظیم یا محدود کند.
جهت ماندن یا کار کردن در مرز های کشور اشخاص بیگانه نیاز به اسناد مخصوص مهاجرت یا جواز خواهند داشت؛ مگر داشتن اینگونه اسناد ضامن این نیست که به یک شخص اجازه عبور از مرز داده شود.
بیشترین کشور ها مانع انتقال مواد مخدر غیرقانونی یا حیوانات در معرض خطر از مرز های آنها میشوند.
در جای های که قاچاق، مهاجرت و نفوذ یک مشکل است، بسیاری از کشور های مرز ها را با حصار ها و موانع مستحکم میکنند و پروسه های رسمی کنترول مرز را وضع میکنند.
این در کشور های داخل ساحه شینگن اروپا و بخش های دهاتی مرز کانادا با ایالات متحده معمول است.
دریاها: بعضی از مرز ها در امتداد مرز های طبیعی توسط دریا ها رسمی شده اند.
در انجیل عبری موسی وسط دریا ارنون را به عنوان مرز میان قبیله های موآب و اسرائیل که در شرق اردن مستقر بودند، تعریف کرده است.
مثال های آن جهیل تنگنایکا، با جمهوری دیموکراتیک کانگو و زامبیا در ساحل غربی آن و تانزانیا و بورندی در شرق؛ و جهیل کبیر که قسمت مهمی مرز میان کانادا و ایالات متحده را تشکیل میدهد است.
سلسله کوه ها: بسیاری از کشور ها دارای مرز های سیاسی است که در امتدار سلسله کوه، اکثراً در امتداد تقسیم ذهکشی تعریف میشوند.
یک مثال آن جنگل دفاعی ایجاد شده توسط خاندان پادشاها سونگ چین در قرن یازدهم است.
به عنوان مثال، مرز میان آلمان شرقی و غربی اکنون یک مرز بین المللی نیست، مگر هنوز هم به علت نشان های تاریخی در زمین دیده میشود و هنوز هم یک بخش کلتوری و اقتصادی در آلمان است.
مرز های دریایی در شرایط اراضی آبی، مناطق مجاور و زون های اقتصادی انحصاری وجود دارد؛ اگرچه این اصطلاح شامل مرز های جهیل یا دریا نیست که در داخل شرایط مرز های زمینی در نظر گرفته میشوند.
فضای هوایی 12 مایل دریایی از ساحل یک کشور امتداد دارد و دارای مسؤلیت حفاظت از فضایی هوایی خود را بر عهده دارد مگر اینکه تحت حفاظت صلح ناتو باشد.
اگرچه، یک موافقت عمومی فضای هوایی عمودی که در نقط خط کرمان به پایان میرسد وجود دارد.
مقررات عمومی مرزی توسط دولت های مرکزی و محلی جابجا میشوند و نظر با کشور و شرایط کنونی سیاسی و اقتصادی تفاوت کرده میتواند.
کار کردن در مرز ها – استفاده از پوتانسیل فعالیت های آنسوی مرز برای بهبود امنیت معیشت در هارن زمین های خشک افریقا.
قاچاق اقتصادی انسانی در امتداد مرز ها (بدون ادم ربایی) ممکن شامل مفاهمه بزرگ میان مکان های کاری و مسکن های رهایشی باشد.
این حرکت را در امتداد و همچنان مرز های طولانی فعال و متوقف کند.
بسیاری از ساحات آنسوی مرز نیز در تشویق مفاهمه بین کلتوری و گفتگو و همچنان ستراتیژی های توسعه اقتصادی آنسوی مرز فعال اند.
از زمان آغاز آن در وسط دهه 80 بدینسو، این روش هنری در توسعه سوالات سرزمین مجاور، مرز ها، نظارت، هویت، نژاد، قومیت و منشاء ملی کمک کرده است.
مرز ها میتواند شامل لسان، کلتور، صنف اجتماعی و اقتصادی، مذهب و هویت ملی باشد مگر محدود به آن نیست.
"خود این هنرمندان معمولاً ""عبور کنندگان از مرز"" هستند."
بصورت عمومی، یک ساحه دهاتی یا حومه شهر عبارت از یک ساحه جغرافیوی است که خارج از بازار و شهر ها موقعیت دارد.
مناطق معمول روستایی دارای تراکم کم جمعیت و مناطق مسکونی کوچک اند.
جمعیت کمتر از 15 فیصد مناطق برجسته شهری در جوامع شهری زندگی میکنند.
مناطق شمالی دهاتی بطور برجسته بخش های سرشماری دهاتی اند که بطور کامل یا بیشتر بالای خطوط ذیل موازی در هر ولایت یافت میشوند:نیوفوندلند و لیبرادر، 50م؛ کویبیک 54م؛ انتاریو، 54م؛ منیتوبا، 53م؛ سسکتچیوان، البرتا و کولمبیا بریتانیا، 54م.
اداره سرشماری ایالات متحده، خدمات تحقیق اقتصادی USDA و دفتر مدیریت و بودجه (OMB) باهم یکجا شدند تا در تعریف ساحات دهاتی کمک کند.
بل مزرعه 2002 (P.L. 107–171, Sec.
"به اساس کتاب راهنما، تعاریف دهاتی: یک کتاب راهنما برای پالیسی سازان صحی و محققین، " تصور میشود که ساکنین شهر های پایتخت عموماً به خدمات صحی نسبتاً متمرکز شده ساحات مرکزی شهر دسترسی آسان دارند."
"این تعریف دهاتی گولدسمت مودیفیکیشن شد.""
"حکومت رئیس جمهور ایمانویل مکرون در سال 2019 یک پلان عمل را برای ساحات دهاتی که ""اجندا رورل"" نامیده میشد آغاز کرد."
در سکاتلند یک تعریف مختلف دهاتی استفاده میشود.
RBI ساحات دهاتی را به عنوان ساحاتی تعریف میکند که دارای جمعیت کمتر از 49,000 (شهر های طبقه -3 تا طبقه-6) باشد.
ساحات دهاتی در پاکستان که نزدیک شهر ها هستند به عنوان ساحات حومه ای یا حومه شهر محسوب میشوند.
حومه های شهر دارای حوزه های سیاسی یا حقوقی خود اند، بویژه در ایالات متحده، مگر این همیشه این طور نیست بویژه در انگلستان جاییکه بیشترین حومه های شهر در داخل مرز های اداری شهر ها موقعیت دارند.
در موارد دیگر، مانند مراکش، فرانسه و بیشترین قسمت های ایالات متحده اکثر حومه های شهر شاروالی های جداگانه باقی میماند یا به عنوان بخشی از ساحه شهر بزرگ مانند شهرک، ولسوالی یا ناحیه بصورت محلی اداره میگردد.
اصطلاحات حومه شهر داخلی و حومه شهر خارجی برای تمایز میان ساحات دارای تراکم زیاد در مجاورت به مرکز شهر (که در بیشترین کشور های دیگر به عنوان 'حومه شهر' در نظر گرفته نمیسود) و حومه های شهر دارای تراکم کمتر در مورد دور بودن از مرکز ساحه شهری استفاده میشود.
در زیلاند جدید بیشترین حومه های شهر بصورت قانونی تعریف نشده اند که منجر به مغشوش شدن شروع و ختم آنها شده میتواند.
واژه ساکن حومه برای اولین بار توسط سیاستمدار رومی سیسرو در ارتباط با ویلا های بزرگ و املاک ساخته شده توسط نجیب زاده گان ثروتمند روم در قسمت های دور از مرکز شهر ها ساخته شده بودند به کار برده شد.
در وسط قرن 19، اولین ساحات مهم حومه شهر در اطراف لندن بوجود آمدند زیرا شهر (بعداً بزرگترین در جهان) بیش از حد شلوغ و غیربهداشتی گردید.
این خط در 1880 به هارو رسید.
"دیپارتمنت بازاریابی میت اصطلاح ""سرزمین مترو"" را در 1915 هنگامیکه راهنما توسعه خط به راهنما سرزمین مترو تبدیل گردید به قیمت 1روز اختراع کرد."
"تا یک اندازه، این پاسخ به عدم موجودیت تناسب اندام تکان دهنده در میان بسیاری از سربازان در جریان جنگ جهانی اول بود که به شرایط ناگوار زندگی نسبت داده میشود؛ یک اعتقاد خلاصه شده در پوستر خانه دوره ""شما توقع جمعیت A1 را از خانه های C3 کرده نمیتوانید""-که به طبقه بندی تناسب اندام نظامی اشاره میکند."
این راپور همچنان معیار های لازم و حد اقل مورد نیاز برای اعمار حومه شهر را وضع کرده است؛ این شامل مقررات تراکم حداکثر خانه سازی و ترتیب آنها بود و این حتی دارای توصیه ها در مورد تعداد ایده ال اتاق های خواب و دیگر اتاق ها در هر خانه بود.
اندازه حومه های شهر فقط در یک دهه بصورت چشمگیری افزایش یافت.
لیوی تاون به عنوان نمونه ازمایشی اولیه مسکن تولید شده انبوه توسعه یافت.
خرید لوازم و خدمات در یک موقعیت مرکزی بدون سفر به موقعیت های مختلف در حفظ مراکز خرید به عنوان جزء این حومه های جدیداً طراحی شده که در حال رشد جمعیت بودند، کمک کردند.
قانون 1956 شاهراه با داشتن 26 هزار ملیون دالر امریکایی برای اعمار 64,000 کیلومتر در سراسر کشور کمک کرد، که در اتصال آسان بسیاری از مراکز خریداری دیگر با این مراکز خریداری کمک کرد.
بعضی از حومه های شهر در اطراف شهر های بزرگ توسعه یافته بودند جاییکه ترانسپورت ریل برای رفتن به کار در مرکز شهر موجود بود.
این محصول رونق بزرگ خانه سازی بود.
با داشتن 16 ملیون سرباز واجد شرایط، فرصت خرید خانه ناگهان در دست بود.
توسعه دهندگان زمین خالی را بیرون از شهر خریداری کردند، خانه ها را به اساس طراحی های مختلف ساختند و سرک ها و تسهیلات را فراهم کردند و مقامات عامه محلی در اعمار مکاتب با هم رقابت کردند.
سربازان توانستند که یک خانه را با پیش پرداخت بسیار کم خریداری کنند.
توسعه حومه های شهر توسط توسعه قوانین زون بندی، خط سرخ و ابتکارات متعدد در ترانسپورت تسهیل شده بود.
امریکایی های افریقایی و مردم رنگ دیگر تا حدی بیشتر در مراکز فقر شهری متمرکز مانده بودند.
بعد از جنگ جهانی دوم، موجودیت قرضه های FHA رون خانه سازی را در حومه های شهری امریکا رون دادند.
رشد اقتصادی در ایالات متحده ساکن شدن در حومه شهر های امریکا را توسعه داد که نیاز به سرمایه گذاری های وسیع برای زیربناء جدید و خانه داشت.
"یکی از ستراتیژی های بدیل طرح سنجیده شده "" شهر های جدید"" و حفاظت کمربند های سبز در اطراف شهر ها است."
سبسیدی های فدرال برای توسعه حومه های شهری این پروسه را سریع کرد و عمل خط قرمز کشیدن را توسط بانک ها و سایر نهاد های قرض دهنده انجام داد.
ویرجینیا بیچ در حال حاضر کلانترین شهر در تمام ویرجینیا است که از مدت زیاد بدینسو از جمعیت شهر اصلی همسایه اش نارفالک فراتر رفته است.
فیصدی بیشتر سفید پوستان (هر دو غیرهسپانوی و در بعضی ساحات هسپانوی) و فیصدی کمتر سایر گروپ های نژادی نسبت به ساحات شهری.
در مقایسه با ساحات دهاتی، حومه های شهر معمولاً دارای تراکم بیشتر جمعیت، معیار های بلند زندگی، سیستم های پیچیده تر جاده، فروشگاه ها و رستورانت های دارای امتیازات بیشتر و زمین زراعتی و حیات وحش کمتر است.
"اگرچه، تقریباً نصف این جمعیت شهری در 2001 در همسایگی های تراکم کم زندگی میکرد که در هر پنج نفر یکی آن در همسایگی ""شهری"" زندگی میکرد.
در سراسر کانادا، پلان های جامع برای جلوگیری از روئیدن گیاه هرزه وجود دارد.
قسمت بیشتر رشد کنونی جمعیت در سه بزرگترین ساحه شهری کانادا (گریتر تورنتو، گریتر مونت ریل و گریتر وانکور) در شاروالی های غیراصلی واقع شده است.
این به علت ضمیمه سازی و ردپای جغرافیای بزرگ در داخل مرز های شهر است.
در سرشماری سال 2016، شهر کالگری 1,239,220 جمعیت داشت در حالیکه ساحه شهری کالگری 1,392,609 جمعیت داشت که نشان دهنده این است که اکثریت مردم در کالگری CMA در داخل محدوده های شهر زندگی میکردند.
در انگلستان، دولت تلاش دارد تا تراکم های حد اقل را در طرحه های جدیداً تایید شده خانه سازی در بخش های جنوب شرقی انگلستان اعمال کند.
حومه های شهری در گوادالاحارا، شهر مکسیکو، مونتیری و بیشترین شهری های بزرگ یافت شده میتواند.
"اینکه رشد حومه های شهری طبقه متوسط و طبقه بالا افزایش یافت، ساحات اشغال شده غیرقانونی طبقه پایین بیشتر شد، بویژه ""شهر های گمشده"" در مکسیکو، کمپینتوس در چیلی، بیریادس در پیرو، ویلا میزریس در ارجنتاین، ایسنتامنتوس در گواتیمالا و فاویلس برازیل."
خانه RDP در یک قضیه توضیحی افریقای جنوبی ساخته شد.
در ساحات معین مانند کلنگ، سوبنگ جایا و پیتلینگ جایا، حومه های شهر مرکز این شهر ها را تشکیل میدهد.
در سیستم حومه شهر، بیشترین سفر ها از یک جزء به جزء دیگر مستلزم داخل شدن موتر ها به جاده جمع کننده است، مهم نیست که فاصله چقدر کم یا زیاد است.
اگر حادثه ترافیکی در جاده جمع کننده رخ دهد، یا اگر اعمار جاده مانع جریان گردد، بعداً تمام سیستم جاده تا زمان برطرف کردن موانع بی فایده خواهم بود.
این زمینه را برای سفر های موتر برای فاصله های کمتر به اندازه چندین صد یارد یا متر (که به علت شبکه جاده تا چندین مایل یا کیلومتر رسیده باشد) مساعد ساخته است.
این دو گروپ مالیه دهندگان یک منبع استفاده ناشده عاید بالقوه است که شهر ها ممکن به شدت بیشتری هدف گیری را آغاز کند، بویژه اگر آنها تلاش کنند.
آهنگ های هسپانوی لا زون توسط فریهیل (1933)، اکس کواتری کواینز دی لا بنلیو توسط دامیا (1936)، ما بنلیو توسط ریدا کیری (1937)، یا بنلیو توسط روبرت لاموریکس (1953)، حومه های شهر پاریس را از دهه 1930 بدینسو واضح میکند.
اگرچه سینما هسپانوی به زودی در تغییرات شهری در حومه های شهر علاقمند شده بود، با اینگونه فلم های مانند مون اونکل توسط جکویس تاتی (1958)، لامور ایگزیست توسط مورایس پیالت (1961) یا تو اور تری تینگز آی نو اباوت هر توسط جین لوک گودارد (1967).
"آهنگ 1962 ""لیتل باکسیز"" توسط مال وینا رینولدز توسعه حومه شهر و طبقه متوسط درک شده و ارزش های همنوایان را استهزا میکند، در حالیکه آهنگ 1982 سب دیویژنز توسط گروه کانادایی رش نیز حومه شهر را مورد بحث قرار میدهد مانند روکین حومه های شهر توسط بین فولدز."
Over the Hedge یک کارتون استریپی است که توسط مایکل فرای و تی لویٔیس نوشته و رسامی شده است.
سریال های تلویزون بریتانوی مانند The Good Life ،Butterflies and The Fall and Rise of Reginald Perrin حومه های شهر را به عنوان خوب آراسته شده مگر بسیار خسته کن نشان داده است و باشندگان آن بیش از حد سازگار یا آماده دیوانه شدن هستند.
یک قریه عبارت از مجموعه از مسکن های یا جامعه بشری است که بزرگتر از دهکده مگر کوچکتر نسبت به یک شهر (اگرچه این کلمه معمولاً برای تشریح هردو دهکده و شهر های کوچک استفاده میشود) است معمولاً دارای جمعیت از چند صد تا چند هزار نفر است.
این همچنان تخصص کار و صنعت دستی و توسعه بسیاری از تجارت ها را ممکن می سازد.
اندازه این قریه جات بصورت قابل ملاحضه متفاوت است.
دیسا عموماً در ساحات روستایی موقعیت دارند درحالیکه کیلوراهان عمومی در بخش های فرعی شهری موقعیت دارند.
یک دیسا یا کیلوراهان بخش فرعی یک کیکامتن (ولسوالی فرعی) است که به نوبه خود بخش فرعی یک کباپتان (ولسوالی) یک کوتا (شهر) است.
در مالیزیا، کمپونگ به عنوان یک محل دارای 10,000 نفر یا کمتر از آن است.
تمام مسلمانان در مالی یا قریه اندونیزیایی میخواهند نماز بخوانند و بعد از مرگ رضا خداوند را بدست آورند.
سرزمین اصلی سنگاپور دارای تعداد زیاد قریه جات کمپونگ بود مگر کار های پیشرفت های عصری و شهری شدن سریع در آنها دیده شده است؛ کمپونگ لورنگ بوانگکوک آخرین قریه بازمانده در سرزمین اصلی کشور است.
قریه ویتنام یک سمبول تولید زراعتی آسیایی است.
در سلووینیا کلمه selo برای قریه جات بسیار کوچک (دارای کمتر از 100 نفر) استفاده میشود و در لهجه ها؛ کلمه سلووینیایی vas در تمام سلووینیا استفاده میشود.
این میتواند مربوط سانسکریت مانند کله افغان ده و کلمه اندونیزیایی desa باشد.
تقریباً 46% تمام مردم مهاجر مسکن های خود را از یک شهر به شهر دیگر تغییر داده اند.
پایین ترین واحد اداری امپراطوری روسیه یک volost یا جانشین شوروی یا عصری روسی آن، یک selsoviet، در یک selo مستقر بود و چند قریه همسایه شامل آن بود.
در حالیکه دهاقین روسیه مرکزی در یک قریه اطراف خانه ارباب زندگی میکردنند، یک فامیل Cossack معمولاً در مزرعه خود زندگی میکرد که بنام khutor یاد میشد.
اگرچه، یک نوع دیگری مسکن کوچکتری که در یوکراین به عنوان selysche (селище) انتخاب گردیده است وجود دارد.
آنها یک نوع محل دهاتی کوچکتری را ارایه میدهند که ممکن یک زمان یک khutir، مسکن ماهی گیر یا dacha بود.
اگرچه، در ارتباط با مسکن های شهری معمولاً از ابهام با مراجعه به آنها با استفاده از مخفف سه حرفی smt جلوگیری میگردد.
آنها در جریان اصلاحات ستولیپین در اوایل قرن 20 بسیار مشهور شدند.
به قریه جات بزرگتر با در نظرداشت ساحه نیز به عنوان یک فلیکن یا مارکت اشاره شده میتواند.
بطور مثال، در ساحات مانند لینکولن شایر ولدز، قریه جات معمولاً در امتداد نیمه راه خط چشمه در پایین تپه های یافت میشوند و با سیستم های اصلی باز زمین در اطراف قریه به عنوان مسکن های خط چشمه منشاء میگیرند.
بعضی قریه جات ناپدید شده اند (بطور مثال، قریه جات که در قرون وسطی به دشت تبدیل گردیده اند) که بعضی اوقات یک کلیسا یا خانه یک ارباب را پشت سر میگذارد و بعضی اوقات هیچ چیزی مگر در مزرعه قرار داشته میباشند.
قریه جات دیگر رشد کرده و ادغام شده اند و معمولاً در داخل حومه شهر یک شبکه را تشکیل میدهند – مانند همپستید، لندن و دیدسبری در مانچستر.
دیده شده به عنوان دور از زندگی عصری، این به عنوان آرام و خوش آهنگ ارایه گردیده است، اگر به داخل آن یک کمی دیده شود، آرام و خوب به نظر میرسد.
این ها (مانند مورتن، کونتی دورهام) از دهکده ها رشد کرده هنگامیکه غرق شدن کان ذغال سنگ در اوایل قرن 20 باعث رشد سریع جمعیت آنها گردید و مالکان کان ذغال سنگ خانه ها، دکاکین، میخانه ها و کلیسا های جدید را اعمار کردند.
مالتبی تحت توجه شرکت ذغال سنگ و آهن شیپ بریج اعمار گردید و شامل فضا های باز و باغ ها بود.
قریه معمولی یک میخانه یا مهمانخانه و یک آهنگر داشت.
اگرچه، بعضی از شهرک های مدنی نه دارای کلیسا، شهر یا شورای شهر فعال اند و نه هم دارای محل فعال برای جلسات است.
در سکاتلند، معادل آن همچنان شورای جامعه است اگرچه باوجود اینکه نهاد های قانونی هستند آنها هیچ قدرت اجرائیوی ندارند.
ولسوالی دانیه متشکل از سی و شش قریه کوچک است که شامل المراه، کفیرچلان، کفیرچباب، هاکل ال عظیما، سییر، بکوهون، میریاتا، اسوون، سفییری، خرنوب، کاتیین، کفیرهابو، ذگرتیگرین، این قیبیل است.
دینیا دارای محیط عالی ایکولوجیکی و پر از جنگلات، باغ ها و درختچه ها است.
قریه جات جنوب سوریه (هاوران، جبل ال دروز)، قسمت شمال شرقی (جزیره سوریه) و حوزه رودخانه اورونتس وابستگی بیشتر به زراعت عمدتاً غله جات، سبزیجات و میوه جات دارد.
شهر های مدیترانه ای در سوریه مانند تارتس و لتاکیا دارای عین انواع قریه جات اند.
"هر شهری شدن یک ""دهکده سرخ پوستان" است مگر اینکه توسط یک فرمان به کتگوری بعدی ارتقا یافته باشد."
اگرچه، این عمومیت است؛ در بسیاری از ایالت ها قریه جات وجود دارد که از کوچکترین شهر های ایالت بزرگتر اند.
در بعضی از موارد، قریه ممکن با شهر یا شهرک هم مرز باشد که درین صورت ممکن این دو دارای یک دولت قوی باشند.
همپستید که بزرگترین قریه است دارای 55,000 ساکنین است؛ که آنرا نسبت به بعضی از شهر های ایالت پرجمعیت کرده است.
نظر به سرشماری سال 2010 قریه ارلینگتن هیتس الینایز دارای 75,101 باشنده بود.
قریه جات میتواند در چندین شهرک ها و حتی چندین شهرستان ها زمین داشته باشند.
بزرگترین قریه مینومونی فالز است که دارای بیشتر از 32,000 باشنده است.
"در میریلند یک محل که ""قریه..."" تعیین گردیده است ممکن یک شهر ثبت شده یا ولسوالی مخصوص مالیه بوده میتواند."
در آن زمان حاکمان سنتی در ساحات اداری خود دارای قدرت کامل بودند.
قریه ایوری هاسا توسط مگاجی (رئیس قریه) که به حکیمی (شاروال) خود پاسخگو بود به سطح شهر اداره میشد.
آنها خانه های گلی با بام های گاهکلی دارند، مانند بسیاری از قریه جات در شمال، بام های فلزی معمول میشوند.
دیگران برای داشتن چاه در داخل فاصله قدم زدن خوشبخت اند.
یک اطلس مجموعه از نقشه ها است؛ این معمولاً یک بندل نقشه های زمین یا یک ساحه از زمین است.
این لقب تعریف میرکاتر این کلمه را به عنوان تشریح ایجاد و ساختن تمام کاینات فراهم می سازد، نه فقط به عنوان یک مجموعه نقشه ها.
اطلس میز مشابه به کتاب مرجع ساخته شده است.
"در نقشه کشی خط فاصل (که معمولا بنام ""کانتور"") یاد میشود نقاط دارای ارتفاع مساوی بالا یک سطح معین مانند میانگین سطح بحر را باهم وصل میکند."
شیب تابع همیشه عمود به خطوط فاصل است.
خطوط فاصل منحنی، مستقیم یا مخلوط هر دو خطوط در یک نقشه اند که نقطه تقاطع یک سطح واقعی یا فرضی را با یک یا بیشتر سطح افقی تشریح میکند.
در 1701، ایدموند هالی اینگونه خطوط (خطوط هم شیب) را در یک چارت انحراف مقناطیسی استفاده کرد.
در 1791، یک نقشه فرانسه توسط J. L. Dupain-Triel از خطوط فاصل در انتروال های 20متری، هاشور ها، ارتفاعات نقاط و یک بخش عمودی استفاده کرد.
ایزوبات ها از 1834 روسیه و 1838 بریتانیا معمولاً در نقشه های دریایی استفاده نمی شدند.
تا 1944 جان کی رایت به ایزوگرام ها ترجیح میداد، مگر هیچگاه دارای استفاده وسیع نبود.
باوجود تلاش ها برای انتخاب یک استندرد، تمام این بدیل ها تا اکنون باقی مانده اند.
مراکز هوا شناسی ندرتاً بصورت دقیق در یک خط فاصل (این یک اندازه گیری را دقیقا مساوی به ارزش فاصل نشان میدهد) قرار میگیرند.
در هوا شناسی فشار های بارومتریکی نشان داده شده نظر به سطح دریا کاهش یافته نه فشار های سطح در موقعیت های نقشه.
ایزالوبار ها عبارت از خطوط وصل کننده نقاط تغییر فشار مساوی در یک انتروال زمانی معین اند.
شیب های ایزالوباریکی اجزاء مهم شمال اند زیرا آنها باد کره زمین را افزایش یا کاهش میدهند.
یک خط حرارت در 0 °C بنام سطح انجماد یاد میگردد.
ازین فاصل ها یک مفهوم عمومی اراضی مشخص شده میتواند.
در نقشه کشی، انتروال فاصل عبارت از ارتفاع تفاوت میان خطوط فاصل مجاور است.
یکجا شدن دو یا بیشتر خطوط فاصل سنگ را نشان میدهد.
انتروال های فاصل معمولاً در سرتاسر یک نقشه ثابت اند مگر درین زمینه بعضی از استثنأت وجود دارد.
اینکه عبور از یک خط دارای قوه مساوی صعود یا تنزیل قوه را ارایه میکند از لیبل های چارج ها استنباط میشود.
رسوب تیزاب با ایزوپلید ها در نقشه نشان داده شده است.
خطوط فاصل همچنان برای نمایش معلومات غیر جغرافیوی در اقتصاد استفاده میشوند.
اینگونه ایزولین ها برای ارائه بیشتر از دو ابعاد (یا مقادیر) در گراف های دو بعدی مفید هستند.
در تفسیر تصاویر رادار، یک ایزودب عبارت از خطی است که دارای سرعت مساوی داپلر است و یک ایزوایکو عبارت از خطی انعکاس مساوی رادار است.
خط رنگ عبارت از انتخاب تعداد پگمنت های است که مناسب نشان دادن باشد.
نوع خط مربوط میشود که آیا خط فاصل اساسی در نمونه دیگر یک رنگ، چین، نقطه ای یا شکسته است تا تاثیر مربوطه را ایجاد کند.
علامت عددی عبارت از نشان ارقام حسابی خطوط فاصل است.
اگر خطوط فاصل بصورت عددی نشان داده نشده باشند و خطوط مجاور دارای عین سبک باشند (دارای عین وزن، رنگ و نوع) درینصورت سمت شیب فقط از خطوط فاصل مشخص شده نمیتواند.
یک نقشه درست لیبل شده فاصل با خواننده کمک میکند تا شکل اراضی را به سرعت تفسیر نماید.
بعداً کوردینات های جا های دیگر از نزدیکترین نقاط کنترول از طریق انجام سروی اندازه گیری میشوند.
این پدیده بنام datum shift یاد میشود.
تعهدات بیشتر بلند همت مانند قوس جیودتیک ستروف در اروپای شرقی (1816-1855) و سروی بزرگ مثلثاتی هند (1802-1871) بسیار طول کشید، مگر منجر به تخمین های بیشتر دقیق شکل کره زمین گردید.
یک تعریف تقریبی سطح بهر عبارت از دیتم WGS 84 بیضوی شکل است در حالیکه تعریف دقیق عبارت از مادل 2008 قوه جاذبه زمین (EGM2008) با استفاده حد اقل 2,159 هارمونیک های کروی است.
هنگام استفاده بدون توصیف استفاده شود، اصطلاح عرض البلد مربوط عرض البلد جیودتیک میشود.
datum shift میان دو دیتم مشخص میتواند از یک جای به جای دیگر در یک کشور یا منطقه متفاوت باشد و از صفر تا صد ها متر (یا چندین کیلومتر برای بعضی از جزایر دور) بوده میتواند.
بطور مثال، در سیدنی 200 متر (700 فوت) تفاوت میان کوردینات GPS تنظیم شده در GDA (به اساس معیار جهانی WGS 84) و AGD (که برای بیشترین نقشه های محلی استفاده شده است) وجود دارد که برای برخی از تطبیقات یک خطا بزرگ غیرقابل قبول است مانند سروی یا موقعیت سایت برای غواصی اسکوبا.
اینکه دیتم های مرجع میتوانند شعاع ها و نقاط مرکز مختلف داشته باشند، یک نقطه مشخص زمین میتواند با در نظرداشت دیتم استفاده شده برای اندازه گیری کوردینات های مختلف داشته باشد.
معمولترین دیتم های مرجع استفاده شونده در امریکای شمالی NAD27، NAD83 و WGS 84 اند.
"این دیتم طرح شده به عنوان NAD 83 ... به اساس عیار 250,000 نقاط بشمول 600 ستلایت مرکز های داپلر است که سیستم را به منشاء مرکزی زمین محدود میکند.""
این مرجع چارجوب استفاده توسط وزارت دفاع ایالات متحده (DoD) است و توسط اداره اطلاعاتی فضایی زمینی ملی (NGA) (اداره نقشه کشی دفاع قبلی، بعداً اداره تصویری و نقشه کشی ملی) تعریف شده است.
این به عنوان چارجوب مرجع برای پخش GPS Ephemerides (مدارها) استفاده شده بود که در 23 جنوری، 1987 آغاز گردید.
این چارجوب مرجع برای پخش مدارها در 28 جون، 1994 گردید.
WGS 84 (G873) به عنوان چارجوب مرجع پخش مدارها در 29 جنوری 1997 قبول شد.
WGS 84 دیتم معیاری اصلی برای کوردینات های ذخیره شده در واحد های GPS تفریحی و تجارتی است.
بطور مثال، تفاوت طولی میان یک نقطه در خط استوا در یوگاندا، در پلیت افریقایی و در یک نقطه در ایکوادور، در پلیت امریکای جنوبی، سالانه به اندازه 0.0014 ارک ثانیه افزایش می یابد.
بیشتر نقشه کشی مانند در داخل یک کشور، پلیت ها را اندازه نمیکند.
بطليموس او را به عوض انداره گیری عرض البلد برحسب طول روز در اوسط تابستان با قبول کامل عرض بلد و طول بلد اعتبار داد.
نقشه کشی ریاضیکی در اروپا به تعقیب کشف متن بطلیموس توسط مگزیموس پلندس یک کمی قبل از 1300 از سرگرفته شد؛ این متن در فلورینس توسط جکوبس انجیلس حدود 1407 به لاتین ترجمه شده بود.
بعداً آنها در آن بیضوی مناسب ترین نقشه سیستم کوردینات کروی را انتخاب کردند که بنام سیستم مرجع زمینی یا جیودتیک دیتم یاد میشود.
φ یا phi) یک نقطه در سطح زمین عبارت از زاویه میان سطح استوایی و خط مستقیم که از طریق نقطه مذکور و از طریق (یا نزدیک به) مرکز زمین عبور میکند.
همه نصف النهارها نصف بیضوی های بزرگ (که معمولاً دایره های بزرگ نامیده می شوند) هستند که در قطب های شمالی و جنوبی به هم نزدیک می شوند.
نصف النهار های مخالف گرینویچ هر دو 180° غرب و 180° شرق هستند. این نباید با خط تاریخ بین المللی که به علت دلایل سیاسی و آسودگی بشمول میان روسیه شرقی دور و جزایر ایلیوتین غربی دور در چندین جا ها از آن دور میشود، یکجا شود.
کوردینات ها در یک نقشه معمولاً به اساس برآمدگی های عرض شمالی N و عرض شرقی E نسبی به مبداء مشخص اند.
در جغرافیه، عرض البلد یک کوردینات جغرافیوی است که موقعیت شمال-جنوب یک نقطه را در سطح زمین مشخص میکند.
عرض البلد با طول البلد یکجا استفاده میشود تا موقعیت دقیق ویژگی ها را در سطح زمین مشخص کند.
مرحله دوم تخمین کردن شکل زمین توسط یک سطح مرجع ساده تر ریاضیکی است.
خطوط عرض البلد و طول البلد ثابت باهم یکجا در سطح مرجع یک شبکه نصف النهارات و مدارات را می سازد.
"اینکه بیضوی های مرجع مختلف وجود دارند، عرض البلد دقیق یک ویژگی در سطح بی همتا نیست: این امر در معیار ISO تاکید شده است که میگوید ""بدون مشخصات کامل کوردینات ها سیستم مرجع، کوردینات ها (که عرض البلد و طول البلد اند) در بهترین حالات مبهم و در بدترین حالات بی معنی اند""."
این سطح از طریق مرکز زمین و عمودی بر محور چرخش با سطح در یک دایره بزرگ که بنام خط استوا یاد میشود تقاطع میکند.
انحراف زمانی بیشتر در مقاله در مورد کج شدن محوری مورد بحث قرار گرفته است.
این حالت در راس الجدی و راس السرطان ماه جون هنگامیکه آفتاب بالای خط سرطان واقع میگردد معکوس میشود.
اینکه عرض البلد با در نظرداشت یک بیضوی تعریف شده است، موقعیت یک نقطه مربوطه در هر بیضوی متفاوت است: بدون مشخص کردن بیضوی استفاده شده، عرض البلد و طول البلد یک ویژگی جغرافیوی بصورت درست مشخص شده نمیتواند.
عرض البلد جغرافیوی باید محتاطانه استفاده شود.
ارزیابی انتیگرال فاصله نصف النهار برای بسیاری از مطالعات در جیودیزی و نقشه کشی است.
دو میتود ادامه وجود دارد.
هنگامیکه تبدیل کردن از ایزومتریک یا کنفرمل به جیودتیک، دو تکرار نیوتن-رافسون دقت دو برابر را فراهم می سازد.
تفاوت نشان داده شده در پلات به ارک دقیقه است.
تبدیلی میان کوردینات های جیودتیک و کارتسیان ممکن در تبدیل کوردینات جغرافیوی پیدا شود.
بصورت عمومی عمودی حقیقی در یک نقطه بالای یک سطح با حالت نورمال بیضوی مرجع یا حالت نورمال شکل فرضی زمین مطابقت دقیق ندارد.
طول البلد یک کوردینات جغرافیوی است که موقعیت شرق-غرب یک نقطه را در سطح زمین یا سطح یک جسم آسمانی مشخص میکند.
نصف النهار اولیه که نزدیک رایل ابزرویتوری، گرینویچ، انگلستان میگذرد، به عنوان 0° طول البلد تعریف شده است.
وقت محلی (بطور مثال از موقعیت آفتاب) با طول البلد متفاوت است یک تفاوت 15° طول البلد که مطابق یک ساعت تفاوت در وقت محلی است.
این اصل آسان است، مگر در عمل پیدا کردن یک میتود قابل اطمینان مشخص طول البلد قرن ها را در بر گرفت و نیاز به تلاش بعضی از اذهان بزرگ عملی داشت.
نصف النهار های اولیه او از طریق اسکندریه عبور کرد.
او نصف النهار اولیه را از طریق جزایر کنری استفاده کرد تا تمام ارقام طول البلد مثبت باشد.
ستاره شناشان هندو و مسلمان ادامه دادند تا این نظریات را بوجود بیاورند، مکان های جدید اضافه کردند و بارها معلومات تولمی را بهبود بخشیدند.
در اواخر قرون وسطی، علاقه در غرب به جغرافه احیاء شد، طوریکه سفر کردن افزایش یافت، و دانش عرب از طریق تماس با اسپانیا و افریقای شمالی شروع به شناخته شدن نمود.
کریستوفر کولمبوس دو بار تلاش کرد تا به استفاده از خسوف طول جفرافیایی را، نخست اش در جزیره ساونا، در 14 سپتمبر 1494 (سفر دوم)، و دوم در جامیکا در 29 فبروری 1504 (سفر چهارم) کشف نماید.
اولاً که یک دستگاه مشاهده بود، پیشرفت ها در نیمه دوم قرن این دستگاه را به یک وسیله دقیق اندازه گیری تبدیل کرد.
در زمین، دوره که از بوجود آمدن تلیسکوپ و ساعت های ریگی شروع میشود تا به نیمه قرن 18م شاهد یک افزایش یک نواخت در تعداد مکان های بود که طول جغرافیایی اش با دقت مناسب با اشتباهات کمتر از یک درجه و همیشه نزدیک به 2-3 درجه مشخص شده بود.
ترتیب مشاهدات دقیق در موج های پیوسته بحری نسبت به زمین خیلی سخت است، و ساعت های ریگی در این شرایط درست کار نمیکنند.
این برای راه حل های که بین 1° و 0.5° قرار دارند، در دو سطح پاداش ارائه میکند.
این کار حمایه شده بود و بوسیله هزارها پوند از طرف هیئت طول جغرافیایی پاداش گرفت، مگر او برای دریافت بیشترین مفاد تا به 20,000£ مبارزه کرد، و بالاخره یک پرداخت اضافی را در 1773 بعد از مداخله پارلمان دریافت کرد.
فواصل قمری بعد از 1790 عام شد.
سریعاً پی برده شد که تلگراف ممکن است برای ارسال سیگنال وقت برای تعیین نمودن طول جغرافیایی استفاده گردد.
سروی زنجیره از موقیعت های نقشه برداری شده را در امریکای مرکزی و جنوبی، و ویست اندیز بوجود آورد، و همچنان کشورهای دور دست مانند جاپان و چین در سال های 1874–90 بوجود آورد.
این زمان تغییر کرد که تلگراف نمودن بیسیم در اوایل قرن 20م بوجود آمد.
سیستم های جهت یابی رادیویی بعد از جنگ جهانی دوم معمول گردید.
با در نظر داشت استثناء لغزش مقناطیسی، تمام این میتودها میتودهای عملی ثابت شدند.
طول جغرافیایی در یک نقطه شاید با محاسبه تفاوت زمانی بین موقیعت اش و زمان هماهنگ شده جهانی (UTC) معین گردد.
کلمه نزدیک بخاطر استفاده میگردد که شاید نقطه مورد نظر در مرکز منطقه زمان نباشد؛ همچنان مناطق زمانی بشکل سیاسی نیز تعریف میگردد، از اینرو مراکز و سرحدات اش روی خط نصف النهار در مضرب های واقع 15° نمیگردند.
پیمان جهانی ستندرد (ISO 6709)-که شرق مثبت است-با سیستم دست-راست دکارت، با بالا بودن قطب شمال، در توافق است.
از آن زمان آنها به شیوه ستندرد تغیر داده اند.
ژوید شکل است که سطح بحر شاید آنرا تحت اثر جاذبه زمین، بشمول جاذبه گرایشی و دوران زمین قرار دهد، البته در صورتیکه اثرات دیگر مانند بادها و جزر و مدها غایب باشند.
اینرا فقط میتوان از طریق سنجش ها و محاسبه های مفصل گرایشی شناخت.
درحالیکه زمین فزیکی انحرافات دارد +8,848 متر (کوه ایورست) و – 10,984 (گودال ماریاناس)، انحراف ژوید از بیضوی از +85 متر در (ایسلند) تا – 106 متر در (هند جنوبی)، در کُل کمتر از 200 متر میباشد.
اگر از کتله های زمین در براعظم ها یک سلسله تونل ها و کانال ها بشکل متقاطع بگذرد، سطح بحر در این کانال ها همچنان ممکن خیلی نزدیک با ژوید یکجا گردد.
این به این معنی است که هنگام سفر با قایق، متوجه موجهای زمین نمی شوید. عمودی محلی (خط شاقول) همیشه مستقیم به ژئودها است و افق محلی به سمت آن است.
این امر به دلیلی است که ماهواره های GPSکه به دور مرکز ثقل زمین میچرخند، تنها میتوانند ارتقاع را نسبت به شکل بیضوی ژئوسنتتیک اندازه گیری کنند.
گیرنده های GPS مدرن دارای نرم افزار شبکه مخصوص خود هستند، که به آنها اجازه می دهد، که از ارتفاع زمین (مانند Geovid EGM-96 ) در سیستم زمین شناسی بیضوی زمین (WGS) استفاده کنند.
اگر این ساحه دوباره با آب پوشانده شود، آب هیج جا به این ارتفاع نخواهد بود.
به همین دلیل اکثر گیرنده های GPS دستی دارای میز های حرکت های موجی برای تشخیص ارتفاع بلند میباشد.
اولین محصولات به اساس اطلاعات ماهواره ای (GOCE)در جون 2010 به شکل آنلاین برای مشاهده زمین توسط نماینده گی فضایی اروپا (ESA) در دسترس قرار گرفت.
جیود یک سطح مجهز ویژه است و تا حدودی در محاسبات دخیل است.
کره زمین یک طرح کروی از زمین است، از هر جسم آسمانی یا کره آسمانی دیگر.
مدل جهان کره آسمانی را آسمان جهانی می نامند.
ممکن است قبایل و شهرهای بزرگ و شبکه ای از خطوط عرض و جغرافیایی را نشان دهد.
معمولاً، کره آسمانی را نیز به ستارگان تقسیم می کند.
اولین یادگار شناخته شده جهان مربوط به سترابو است که کره را در حدود 150 قبل از میلاد توصیف می کند.
اکثر کره ها با قاب یک متری ساخته می شوند، بنابر این، این مدل های زمینی در مقیاس 1:40 میلیون هستند.
بسیاری از کره های مدرن نیز موازی به مدار ها هستند ، بنابراین می توان گفت هماهنگی نزدیک یک مکان خاص.
اولین کره های زمینی نماینده جهان قدیم در سراسر جهان در جهان اسلام شکل گرفت.
بهیم نقشه نگار، دریا نورد و تاجر آلمانی بود.
قبل از خلقت جهان، بهیم سفرهای زیادی انجام داده بود.
یکی دیگر اوایل کره زمین، the Hunt–Lenox Globe, ca.
این ممکن است قدیمی ترین دنیایی باشد که جهان جدید را نشان می دهد.
دنیایی فاکسیملی نشان میدهد که امریکا در 1507 توسط مارتین والدسیمیولر ساخته شده است.
. Globes IMP ، دستگاه های الکترومکانیکی شامل کره های پنج اینچی از 1961 تا 2002 به عنوان وسایل ناوبری در فضاپیماهای شوروی و روسیه مورد استفاده قرار گرفت.
این روش ساخت کره در سال 1802 توسط جورج کرسلی در نقاشی در دائرةالمعارف انگلیسی نشان داده شد.
در دستگاه قرار داده می شود که دیسک را به نصف برش می دهد.
این کره ها "بسیار بزرگ" و بسیار گران بودند.
دومی دارای سوراخ گلوله شوروی از طریق آلمان است.
یک دایره بزرگ که به ارتودروم نیز معروف است، محل تلاقی میدان و صفحه ای است که از نقطه مرکزی میدان عبور می کند.
این مورد خاص از حلقه میدان در تقابل با یک دایره کوچک است، این تقاطع میدان و صفحه ای است که از مرکز عبور نمی کند.
استثناء یک جفت نقطه ضدپودل است که تعداد بیشماری دایره برتر برای آنها وجود دارد.
طول یک قوس کوچک از یک دایره بزرگ به عنوان فاصله بین دو نقطه در سطح یک میدان در هندسه ریمان در نظر گرفته می شود که در آن همان دایره های بزرگ را دایره های ریمانین می نامند.
دایره بزرگ دیگر، دایره ای است که زمین و نیم دایره آب را تقسیم می کند.
در نقشه نگاری، طرح نقشه راهی برای صاف کردن سطح جهان در یک صفحه برای ایجاد نقشه است.
بسته به هدف نقشه است، برخی تحریف ها قابل قبول هستند و برخی دیگر نیستند; بنابراین، برآوردهای متفاوتی از نقشه وجود دارد که نشان می دهد بدن، مانند سایت، خواص خاصی را در ازای خواص دیگر حفظ می کند.
پیش بینی موضوع بسیاری از اجزای محض ریاضی از جمله هندسه دیفرانسیل، هندسه پیش بینی شده و چند بعدی است.
در عوض ، هرگونه فعالیت ریاضی که مختصات را از سطح حل شده به وضوح و به آسانی به صفحه تبدیل کند، یک تجسم است.
زمین و سایر ارگان های آسمانی بزرگ به طور کلی به عنوان کروی های پخت بهترین مدل سازی را دارند، در حالی که اجسام کوچکتر مانند استروئیدها اغلب دارای اشکال نامنظم هستند.
از آنجا که سطح حل شده زمین نسبت به صفحه ایزومتریک نیست، حفظ شکلها ناگزیر منجر به سطوح متغیر و در نتیجه ارائه نامتناسب مکانها می شود.
هدف نقشه تعیین می کند که کدام طرح باید اساس نقشه را تشکیل دهد.
مجموعه اطلاعات جغرافیایی هستند و جمع آوری آنها به اطلاعات (مدل) انتخابی زمین بسته گی دارد.
مانند تیسواندوتریکس، گولد بیرگ گات اندوتریکس بر اساس بی نهایت ها است و انعطاف پذیری و انحرافات پیچی (حرکتی و ناخوشایند) را از خود نشان می دهد.
گاهی اوقات از مثلث کروی استفاده می شود.
روش دیگر بررسی تجزیه و تحلیل فضایی، طبقه بندی رنگ یا رنگ سفید است که در آن سایه اختلال زاویه یا افراط فضایی را نشان می دهد.
از آنجا که شکل فعلی زمین نامنظم است، اطلاعات در این مرحله از بین می رود.
برای مقایسه، نمی توان پوست نارنج را بدون کوبیدن و آویزان کردن پوست کند.)
مماس به این معناست که سطح جهان را لمس می کند اما از آن عبور نمی کند. دنباله به این معنی است که سطح از جهان عبور می کند.
اگر این خطوط موازی با عرض جغرافیایی باشند، مانند پیش بینی های مخروطی، به آن موازی ستاندارد می گویند.
این امر در مورد هرگونه طرح استوانه ای یا شبه پروژه در سمت عادی صدق می کند.
مقیاسها در امتداد تمام خطوط مستقیم که از یک موقعیت جغرافیایی خاص امتداد دارند ثابت شده اند.
چه کروی و چه بیضوی، اصول مورد بحث بدون از دست دادن عمومیت حفظ می شوند.
مدل بیضوی معمولاً برای نقشه برداری توپوگرافی و سایر نقشه های بزرگ و متوسط ​​که نیاز به نشان دادن دقیق سطح زمین دارند استفاده می شود.
در مقایسه با بیضی مناسب، مدل جیودال ویژه گی های مهم مانند فاصله، هماهنگی و یکنواختی را تغییر می دهد.
برای اجسام سیاره ای نامنظم مانند استروئیدها، گاهی اوقات از مدلهای مشابه Geod برای ایجاد نقشه استفاده می شود.
برآوردهایی از نظر قرار دادن یک سطح بزرگ در تماس با زمین و سپس عملیات اندازه متصل انجام شد.
"جایی که منبع نور در امتداد خط میبرآید در آخرین مانع ظاهر می شود، چیزی است که تفاوت بین پیش بینی های مختلف" "طبیعی استوانه را ایجاد می کند."
استوانه به دور زمین پیچیده شده، بیرون زده و سپس جدا می شود.
"فاصله شمال به جنوب نه گسترش می یابد و نه فشرده می شود (1): طرح ریزی موازی یا" "حمل صفحه" "."
از آنجا که این پیش بینی فاصله شمال-جنوب را با تعامل امتداد شرق-غرب اندازه گیری می کند ، منطقه را با هزینه اشکال حفظ می کند.
دیگر نصف النهارها طولانی تر از نصف النهار مرکزی هستند و بیرون از آن، دور از نصف النهار مرکزی قرار دارند.
بنابراین، نصف النهار ها به موازات یک متوازی الاضلاع مشخص فاصله دارند.
نقشه مخروطی بدست آمده دارای تحریف پایین در مقیاس، شکل و مساحت نزدیک به این موازی ستاندارد است.
می تواند از نقطه نظر فاصله نامحدود از نقطه تانجنت ایجاد شود. r (d) = c sin.
نمای نزدیک، که نمای فضا را در فاصله محدود تنظیم می کند و بنابراین کمتر از یک نیم دایره کامل را نشان می دهد، همانطور که در Blue Marble 2012 استفاده شده است).
پیش بینی ها یا نقاط خاصی ممکن است در طول پیش بینی بر روی خط یا قسمتی از منحنی ترسیم شود.
فاصله مساوی آزیموتل: فاصله از مرکز و لبه حفاظت.
بنابر این، پیش بینی های زیادی برای ارائه بیشترین استفاده از نقشه ها و محدوده وسیع آنها وجود دارد.
نقشه های مرجع جهانی اغلب در پیش بینی های مشترک ظاهر می شوند.
طرح مرکیتور یک طرح نقشه استوانه ای است که در سال 1569 توسط جغرافیه دان و نقشه بردار فلاندری جرارد مرسر معرفی شد.
به عنوان یک عارضه جانبی، برآمده گی طرح میرکتور اندازه اجسام را از خط استوا دورتر می کند.
با این حال، با توجه به هندسه خورشید، این نقشه ها ممکن است بر اساس پیش بینی های استوانه مرکزی، یک مورد محدود از پیش بینی ضرب المثلی، که اساس خورشید است باشد.
با این حال، این یک مورد ساده و رایح از تشخیص.
مرکتور عنوان نقشه را اینگونه بیان کرد: "توصیف جدید بهبود یافته این سرزمین برای استفاده گردشگران تغییر یافته است" "."
فرضیه های متفاوت طی سال ها ارائه شده است، مگر در هر حالت دوستی میرکتور به پدرو نونیس و دسترسی او به میزهای لوکسودرومیک که نونیس بوجود اورده بودند احتمالاً به تلاش های او کمک کرده است.
اما، ریاضیات که در آن بکار رفته بود بوجود آمده بود مگر هیچگاه توسط ریاضیدان توماس هاریوت از 1589 منتشر نشد.
دو مشکل عمده از کاربرد سریع اش جلوگیری کرد: ناممکن بودن تعیین نمودن طول جغرافیایی در بحر با دقت کافی و حقیقت اینکه جهت های مقناطیسی، بجای جهت های جغرافیایی، در جهت یابی استفاده شده بودند.
اما، این تا قرن 19م وقتیکه تشخیص نمودن موقیعت تا حدی زیادی حل شد جهت تسلط بر نقشه های جهان آغاز نشد.
بخاطر این فشارها، نشرکنندگان بتدریج اندازه نقشه کشی را در طول قرن 20م کاهش دادند.
در تکمیل نمودن این، توسعه دادن اجتناب ناپذیر نقشه شرق-غرب، که با افزایش از استواء این هم افزایش میابد، و این در نقشه کشی میرکاتور توسط یک توسعه دادن دیگر شمال-جنوب همراهی میگردد، تا در هر نقطه مکانی مقیاس شرق-غرب همانند مقیاس شمال-جنوب گردد، که اینرا یک نقشه همشکل میسازد.
در عرض جغرافیایی بیشتر از 70° شمال یا جنوب نقشه کشی میرکتور در عمل بیکاره است، بخاطریکه مقیاس خطی در قطبین بطور نامحدود بزرگ میشود.
جزیره ایلیسمیر در شمال مجمع الجزایر ارکتیک کانادا به مانند اندازه یکسان با استرالیا معلوم میشود، درحالیکه استرالیا 39 مرتبه بزرگتر از ان است.
اندازه واقعی گرینلند تنها قابل مقایسه با جمهوری دیموکراتیک کانگو است.
الاسکا طوری معلوم میشود که به اندازه استرالیا باشد، درحالیکه استرالیا معمولاً 4½ مرتبه بزرگتر است.
سویدن در مقایسه با ماداگاسکار خیلی بزرگ بنظر میرسد.
"یک نقشه جهان روی یک بیست وجهی منظم توسط نقشه کشی مبهم. """
در نتیجه این انتقادات، اطلس های مدرن دیگر از نقشه کشی میرکتور برای نقشه های جهانی یا برای ساحات دور از استواء استفاده نمیکنند، و از نقشه کشی های استوانه‌ی، یا انواع نقشه کشی های مساوی-ساحه استفاده میکنند.
در شروع 1972 ارنو پیترس سبب یک بحث شد زمانیکه او چیزیکه حالا معمولاً نقشه کشی گال-پیترس برای درمان مشکلات میرکاتور یاد میشود را پیشنهاد کرد، ادعاء کرد که این کار شخص خود اش بوده بدون اینکه به کار قبلی نقشه کش گال در 1855 اشاره داشته باشد.
حد برای الف در بین گزینه های ممکن در حدود 35 کیلومتر است، مگر برای یک کاربردهای مقیاس کوچک (ساحه بزرگ) تفاوت شاید در نظر گرفته شود، و ارزش های وسطی 6,371 کیلومتر و 40,030 کیلومتر شاید برای شعاع و محیط بترتیب استفاده گردد.
یک نقشه کشی نقشه استوانه ای توسط فورمول متوصل کننده مختصات جغرافیوی عرض φ و طول λ به و مختصات دکارت روی نقشه با اصل روی استواء و محور ایکس در کنار استواء مشخص میگردد.
بخاطریکه استوانه در استواء به کره مماسی است، ضریب مقایس بین کره و استانه روی استواء‌ نه جایی دیگری پیوسته است.
این تفاوت (λ − λ0) در رادیان است.
حتی تصحیح خیلی بیشتر زوایا بکار برده شده است: اطلس یک مکتب فنلندی در تقریباً 76°‌ شمال 56° جنوب، و نسبت ابعاد 1.97 تصحیح شده است.
نوارهای باریکتر بهتر هستند: 8° ثانیه = 1,01، یک نوار با عرض 16° (متمرکز روی استواء) در 1% یا 1 بخش در 100 درست است.
ارزش e2 در حدود 0.006 برای تمام برای تمام بیضوی های پس‌گشت.)
برای مدل بالا 1 سانتی متر برابر با 1,500 کیلومتر در عرض جغرافیایی 60° است.
وتر شامل یک زاویه در مرکز مساوی به 2کوساین (کوساین φ ساین) و فاصله دایره بزرگ بین الف و بی 2a کوساین (کوساین φ ساین).) است.
برای اجسام دیگر دارای ویژگی سطح ثابت معمولاً داده میشود، که برای مریخ خط نصف النهار که از دهانه Airy-0 میگذرد است.
توسط کنوانسیون زمین، مهتاب، و آفتاب این به درجه که از −180° شروع تا +180° است میباشد برای اجسام دیگر یک حد 0° تا به 360° استفاده میشود.
مقیاس یک نقشه نسبت فاصله در نقشه به فاصله مطابقت کننده روی زمین است.
راه نخست نسبت اندازه بوجود آوردن کره به اندازه زمین است.
بسیاری نقشه ها مقیاس اسمی را ذکر و حتی ممکن مقیاس میله (که بعضی اوقات فقط 'مقیاس' یاد میشود) را برای نشان دادن ان تذکر دهد.
در این صورت مقیاس به معنی ضریب مقیاس است (= مقایس نقطه = مقایس مشخص).
نقشه کشی نقشه در فهمیدن اینکه مقایس در سراسر نقشه چگونه تغیر میکند حیاتی است.
این یک سروی از تقریباً تمام نقشه کشی از دوران قدیم تا به 1993 است.
مقیاس کوچک به نقشه های دنیا یا نقشه های ساحات بزرگ مانند براعظم یا کشورهای بزرگ اشاره میکند.
نقشه های مقیاس-بزرگ نشان دهنده ساحات کوچک یا بسیار به جزئیات است مانند نقشه های اداری مناطق اداری یا ممکن نقشه های شهر.
"اما، طوریکه در بالا تشریح شده است، نقش کش ها اصطلاح ""مقیاس بزرگ"" را جهت اشاره به نقشه های کمتر توسعه یافته نقشه های که یک ساحه کوچکتر را نشان میدهد بکار میبرد. "
این معمولاً توسط ناممکن بودن هموار کردن یک پوش نارنج روی یک سطح هموار بدون پاره کردن یا تغیر شکل دادن نشان داده میشود.
برعکس ضریب های مقیاس ایزوتروپیک روی نقشه به معنی یک نقشه کشی همشکل است.
قید کوچک به معنی این است که در یک حد معیین دقد اندازه گیری هیچ تغیر در ضریب مقایس در عنصر تشخیص شده نمیتواند.
ما میگوییم که این مختصات نقشه، نقشه کشی را که باید بگونه منطقی از نقشه های (دیده شده) در حقیقت چاپ شده متمایز گردد تعریف میکند.
بخاطریکه مقایس چاپ با موقیعت و جهت تغیر میکند نقشه کشی دایره روی نقشه شاید تخریب گردد.
قرار دادن این بیضوی تخریب کننده روی نقشه کشی راه را معنی راه را میدهد که در آن مقیاس نقطه روی نقشه تغیر میکند.
نسبت محور بزرگ در برابر محور کوچک است.
مقیاس (k=1) روی استواء درست است از اینرو ضرب کردن طول آن روی یک نقشه چاپ شده با برعکس ساختن RF (یا مقیاس اساسی) محیط حقیقی زمین را ارائه میکند.
طرح بالا وظیقه مقایس میرکتور ایزوتروپیک را نشان میدهد: مقایس روی موازی همانند مقیاس روی نصف النهار یکسان است.
از اینرو، نقشه کشی مماس میرکتور در یک نوار با عرض 3.24 درجه که روی استواء متمرکز است خیلی درست است.
این مشاهدات بوجود آوردن نقشه کشی های تقاطعی میرکتور را سرعت بخشید که در این نقشه کشی ها با خط نصف النهار همانند استواء نقشه کشی برخورد صورت میگیرد از اینرو است که ما یک نقشه دقیق را در یک فاصله نزدیک نصف النهار بدست میاوریم.
چهار جهت اساسی، یا نقاط اساسی، چهار جهت مهم قطب نما است: شمال، شرق، جنوب، و غرب، که معمولاً توسط حروف اول شان N، E، S، و W بترتیب نشان داده میشود.
زمانیکه به شرق یا غرب سفر میکنیم، این روی استواء ممکن است که روی همان شرق و غرب باشیم و مستقیم برویم (بدون اینکه رهنمایی گردد).
قطب شمالی عقربه مقناطیسی به سمت قطب شمالی جغرافیوی زمین و برعکس اشاره میکند.
در بین روز، در نیمکره شمالی برای بینندگان جنوب است، کسانیکه در شمال مدار راس السرطان زندگی میکنند، و شمال برای آنهاییکه در نیمکره جنوبی هستند، کسانیکه در جنوب مدار راس الجدی زندگی میکنند.
در این مکانها، یکی باید با دیدن تشخیص دهد که آیا آفتاب از شرق به غرب از طریق شمال یا جنوب درحرکت است—چپ به راست به معنی این است که آفتاب از جنوب میرود درحالیکه راست به چپ به معنی این است که آفتاب از جنوب میرود: یا اینکه هیچکس نمیتواند سایه های آفتاب را ببیند.
بخاطر کجی محوری زمین، بدون در نظر داشت موقیعت بیننده، فقط دور روز در هر سال وجود دارد که آفتاب دقیقاً از شرق بالا میشود.
برای اینکه این میتود در نیمکره جنوبی کار کند، 12 به سمت آفتاب تنظیم شده و نقطه بینی بین دست و 12 بجه نشان دهنده جوب خواهد بود.
محور کره سماوی را از وسط در قطب های سماوی شمال و جنوب قطع میکند، که به بیننده طوری معلوم میشود که در افق مستقیماً روی شمال و جنوب بترتیب واقع است.
تصویر بدست آمده یک تعداد بزرگ قوس ها (بخش از دایره های کامل) را نمایان میکند که از ان مرکز دقیق به آسانی میشود بدست آید، و در قطب سماوی برابر است، که مستقیماً روی موقیعت قطب حقیقی (شمال یا جنوب) در افق واقع است.
موقیعت دقیق قطب در طول هزارها سال بخاطر انحراف مسیر نقطه اعتدالین تغییر میکند
"صورت فلکی ""بیگ دیپر"" ممکن بخاطر یافتن ستاره قطبی استفاده گردد. "
بخاطریکه این شمال را دقیق، نه مقناطیسی پیدا میکند، این برای مداخله توسط میدان مقناطیسی محلی یا کشتی مصون است.
بسیاری از نقشه ها در اروپای قرون وسطی، بطور نمونه، شرق (E) را در بالا قرار داده بود.
نقشه های توپوگرافیکی شامل ارتفاع، معمولاً بوسیله خطوط حد فاصل میباشد.
نقطه شمالی بعد شاید نقطه به طرف اندام باشد که به قطب سماوی شمال نزدیک باشد.
رفتن در امتداد دایره در مطابقت با عقربه ساعت از نقطه شمال، گردش گر بترتیب با نقطه غرب، نقطه جنوب، و بعد با نقطه شرق مواجه خواهد شد.
بطور عموم در اروپای پیش مدرن بین هشت و 32 نقاط قطب نما – جهت های اساسی و نیمه اساسی – اسم گذاری شده بودند.
سیستم هایی با پنج نقطهء اصلی(چهار جهت و مرکز) شامل سیستم هایی از چین قبل از مدرن شدن و همچنین فرهنگ هایی سنتی ترکیک، تیبیتان و آینو میشوند.
"بعضی همچنان شاید شامل ""بالا"" و ""پایین"" منحیث جهت ها باش، و ازینرو روی کیهان شناسی هفت جهت تمرکز میکند. "
شمال به همالیا و بهشت نسبت داده شده درحالیکه به جنوب با دنیای بدکارارن یا زمین پدران (پیتر لوکا) نسبت داده میشود.
شمال یکی از چهار نقطه قطب نما یا جهت های اساسی است.
سیپتین تریونالیس از سیپتین ترویوس است، ""هفت گاو قلبه کردن""، اسم که برای اورسا مجور است. "
"بطور مثال، در لیزجین، کافر هم میتواند ""بی عقیده"" و هم ""شمال"" معنی دهد، بخاطریکه بخاطر میهن مسلمانان لیزجین ساحات هستند که قبلاً آنجا مردم غیرمسلمان قفقازی و ترک مسکن گزین بودند. "
روی هر شی نجومی، شمال غالباً‌ به معنی سمت خلاف دوران عقربه ساعت است البته زمانیکه از دور در امتداد محور دوران دیده شود.
مگر تعریفات ساده در مورد موضوع باید منحیث نادرست تلقی گردد، و ممکن منعکس کننده تصورات غلط در مورد مقناطیسی بودن زمینی باشد.
این عقیده از استفاده قطب نما بوجود آمده است، که شمال را در بالا قرار میدهد.
95% شمال جهانی غذا و پناه‌گاه کافی و سیستم کارای تعلیمی دارد.
استفاده کلمه جنوب شاید مرتبط-کشور باشد، مخصوصاً‌ در قضایای تقسیم اقتصادی و کلتوری قابل ملاحظه.
این معنی را کمتر میشود به بولیویا توسعه داد، و در محدودترین مفهوم فقط چیلی، ارجنتاین و یوروگوای را پوشش میدهد.
غرب جهت است که خلاف گردش دوران زمین روی محور اش قرار دارد، و از اینرو در کُل سمت است که آفتاب به سمت اش میرود و بالاخره غروب میکند.
در مصر قدیم، طوری فکر میشد که غرب دریچه‌ی به هلند است، و سمت اساسی است که با مرگ ارتباط داده میشود، درحالیکه همیشه نه به یک مفهوم منفی.
در یهودیت، به غرب طوری دیده میشود که به سمت شیکناه (حضور) خدا قرار دارد، از اینرو در تاریخ یهودی تبرنکل و به دنبالش عبادتگاه بیت المقدس به طرف شرق، با حضور خدا در هالی هالیس در نزدیک غرب است.
دایره ارکتیک یکی از دو دایره های قطبی است و شمالی ترین از بین دایره های مهم عرض جغرافیایی طوریکه روی نقشه های زمین نشان داده شده است میباشد.
یک دایره عرض جغرافیای یا خط عرض جغرافیایی روی زمین یک دایره کوچک غیرقابل لمس شرق-غرب است که تمام اماکن روی زمین را (بدون در نظر داشت ارتفاع) در یک خط مختصات عرض جغرافیایی داده شده وصل میسازد.
دایره های عرض جغرافیایی خلاف دایره های طول جغرافیایی است، که دایره های بزرگ با مرکز زمین در وسط میباشند، دایره های عرض جغرافیایی با فاصله گرفتن از استواء کوچک میشود.
یک دایره عرض جغرافیایی روی تمام خطوط نصف النهار عمود است.
خط استواء طولانی ترین دایره طول بلد است و تنها دایره طول بلد است که یک دایره عالی گفته میشود.
در نقشه، دایره های عرض جغرافیایی ممکن موازی باشند ممکن نباشند، و فاصله بندی شان ممکن بر اساس چه نقشه کشی برای نقشه کشیدن سطح زمین روی یک سطح هموار فرق کند.
بطور مثال، روی یک نقشه کشی میرکاتور دایره های میرکاتور بیشتر از هم دور تر نزدیک قطبین جهت حفاظت مقیاس ها و اشکال محلی واقع شده اند، درحالیکه در یک نقشه کشی گال-پیترس دایره های عرض جغرافیایی خیلی نزدیکتر قطبین بخاطر اینکه مقایسه ساحات دقیق باشد واقع شده است.
اصطلاحات کوچک خیلی زیاد وجود دارد، که منجر به تغییرات متغیر چند متر روزانه در هر جهت میگردد.
54°40'N سرحد بین مناطق روسیه قرن 19م به سمت شمال و ادعاهای زمین های تحت مباحثه امریکایی و بریتانیایی در غرب امریکای شمالی.
43°30'N در ایالات متحده، سرحد بین مینوسوتا و لوا.
42°N اصلاً حد بطرف شمال اسپانیای جدید.
41°N در ایالات متحده، بخش از سرحد بین وایمینگ و یوتا، سرحد بین وایمینگ و کولرادو، و بخش از سرحد بین نبراسکا و کولرادو.
38°N سرحد بین زون های تحت استعمار شوروی و امریکا در کوریا، و بعد بین کوریای شمالی و کوریای جنوبی، از 1945 تا به جنگ کوریا (1950-1953).
از نظر جغرافیه این یک ضمیمه سرحد بین ویرجینیا و کارلینای شمالی به طرف غرب است و بخش از سرحد بین کیتکی و تینیسی است.
همچنان، بخش از سرحد بین کارولینای شمالی و جورجیا است.
32°N در ایالات متحده، بخش از سرحد بین مکسیکو جدید و تکزاس است.
25°N بخش از سرحد بین موریتانیا و مالی است.
17°N تقسیم بین جمهوری ویتنام (ویتنام جنوبی) و جمهوری دیموکراتیک ویتنام (ویتنام شمالی) در جریان جنگ ویتنام.
8°N بخش از سرحد بین سومالیا و ایتوپیا.
7°S یک بخش کوچک از سرحد بین جمهوری دیموکراتیک کانگو و انگولا است.
هنرها یک طیف بزرگ از کارهای انسان در بیان خلاق، قصه گفتن و اشتراک کلتوری انسان است.
میتواند مهارت و تخیل را برای تولید اشیا، عملکردها، بوجود آوردن مفاهیم و تجربیات،‌ و اعمار محیط ها و فضاهای جدید بکار ببرد.
همچنان میتوانند به بعضی از ابعاد مغلق نوع از هنر کمک نموده یا بوجود بیاورد، بطور مثال، در هنر فلمبرداری.
معنی نخست کلمه هنر » طریقه انجام دادن « است.
در تعریف بسیار ساده چکیده اش، هر یک بیان استناد شده یک درک کننده دخیل یا روی یک وسیله قابل دسترس است تا هر کس ببیند، بشنود یا تجربه اش کند.
چنین رتبه بندی متکی به چندین فکتور فردی است.
در یونان باستان، به تمام هنر و کسب به همان کلمه تکنی رجوع میشد.
هنر قدیمی روم خدایان را منحیث انسان های دلخواه، که ویژگی های متمایز از دیگران را نشان داده بودند، بتصویر کشیده بودند (بطور مثال زیوس رعد و برق).
یک ویژگی نمایان این ستایل این است که رنگ محلی اغلباً توسط یک طرح (یک معادل معاصر اش کارتون است) تعریف میشود.
در محیط علمی، هنرها معمولاً با یا بحیث بخش فرعی علوم انسانی دسته بندی شده است.
"کلمه معماری از کلمه یونانی ارخیتکون، بمعنی ""سازنده ماستر، رئیس کارگران""، از αρχι - (ارخی) ""رئیس"" τεκτων + (تیکتون) ""سازنده، نجار"" گرفته شده است. "
در کاربرد مدرن، معماری هنر و رشته بوجود آوردن ، یا استنتاج یک پلان ضمنی یا ظاهری یک شی یا سیستم پیچیده است.
معماری برنامه ریزی شده فضا، حجم، ترکیب، نور،‌ سایه، یا عناصر غیرقابل لمس را برای بدست آوردن زیباگرایی خرسندکننده با مهارت بکار میبرد.
درحالیکه بعضی از محصولات سرامیک هنرهای زیبا شمرده میشوند، بعضی شان تزئینی، صنعتی،‌ یا اشیای هنر کاربردی محسوب میشوند.
در فابریکه ظروف یا سرامیک، یک گروه افراد طرح ریزی میکنند، و ظروف را تزئین میکنند.
این در کُل شامل بوجود آوردن نشانه های روی سطح با علاوه کردن فشار از یک وسیله، یا یک وسیله محرک روی یک سطح میباشد.
تخنیک اساسی که در نقاشی استفاده میگردد خط نقاشی، سایه زنی، بطور مایل سایه زدن، سایه زنی تصادفی، بد نوشتن، نقطه زدن، و ترکیب کردن اند.
نقاشی ها میتوانند طبیعی گرا و نمایانی (بطور مثال، در یک زندگی ساکن یا نقاشی منظره)، فوتوگرافیک، غیرلمس شونده، روایتی، سمبولیک گرا (مانند در هنر سمبولیست)، احساسی (در بیانگرایی)، یا در طبیعت سیاسی (مانند در ارتیویزم).
"اسم ""ادبیات"" از کلمه لاتین لیترا که معنی اش ""یک حرف انفرادی نوشته (حرف) "" است. "
هنر رشته‌ی در هنرهای کاربردی در طبیعت موقتی است، به معنی اینکه محصول در یک دوره زمانی بوجود آمده است.
رقص همچنان جهت تعریف میتودهای ارتباطات غیرکلامی (زبان بدنی را ببینید) بین انسانها یا حیوانات (بطور مثال، رقص زنبور، رقص جفت گیری)، حرکت در اشیای غیرحیه (بطور مثال،‌ برگ ها در باد رقص میکند)، و اشکال یا ژانرهای مشخص موسیقی استفاده میشود.
ایجاد، اجراء، اهمیت، و حتی تعریف موسیقی نظر به کلتور و متن اجتماعی تفاوت میکند.
"کمپوزر ریچارد واگنر ادغام این تعداد رشته را به کار یک اوپیرا را با انگشتر خود دیر رینگ دیس نیبلوجن (""انگشتر نبلونگ"") مثال داده است. چنین به مثال کشیده است. "
کارهای دیگر در اواخر قرن 19م، 20م و 21م دیگر رشته ها را به یک شیوه بی نظیر و خلاق، مانند هنر کاربردی مدغم نموده است.
جان کیج را خیلی ها هنرمند اجراکننده میشناسند نه یک کمپوزر، درحالیکه او کلمه کمپوزر را ترجیح میداد.
هنرهای کاربردی شامل رشته های مانند طرح صنعتی، تصویر، و هنر بازرگانی میشود.
در علوم اجتماعی، اقتصاد دانان کلتوری نشان میدهند که چگونه بازی نمودن بازی های ویدیویی چگونه شرایط مساعد برای دخیل شدن در اشکال هنر بیشتر مرسوم و شیوه های کلتوری دارد، که بین بازی های ویدیویی و هنرها متمم بودن را پیشنهاد میکند.
"معماری (لاتین ارکیتیکچورا، یونانی ارخیتکتون ""معمار""، از - ἀρχι ""رئیس"" و τέκτων ""خالق"") هم پروسه و محصول برنامه ریزی، طرح ریزی، و اعمار کردن تعمیرات یا ساختارها میباشد. "
این شیوه، که در عصر ماقبل التاریخ آغاز شده، منحیث یک شیوه بیان کلتور برای مدنیت های در تمام هفت براعظم استفاده شده است.
"در قرن 19م، لویس سولیوان اعلام کرد که ""شکل تابع وظیفه است"". """
معماری منحیث یک معماری دهاتی، شفاهی بومی که از ازمایش و خطا تا به تکثیر موفق آغاز شده بود.
در جریان قرون وسطی اروپا، ستایل های مرتبط-اروپایی کلیساها و خانقاه های گوتیک و رومانیسک ظهور کرد درحالیکه رینسانس اشکال کلاسیک تطبیق شده توسط معماران که با نام شناخته میشدند را می پسندید.
تاکید روی تخنیک ها، مواد و اشکال ساده هندسی بوده، که زمینه را برای ساختارهای عظیم بلند فراهم میساخت.
یک ساختار یا شکل متحد و منسجم.
مهمترین بعد زیبایی از اینرو بخش ذاتی یک جسم است، نه چیزیکه بشکل مصنوعی اضافه گردیده است، و روی حقایق جهانی و قابل شناخت اساس نهاده شده است.
در قرن 16م، معمار ایتالیوی مانریست، نقاش و نظریه پرداز سباسشیانو سیرلیو نوشته توت لی اوپری دی ارکتیتورا ایت پروسپوتیوا (کارهای کامل روی معماری و جنبه فکری).
"معماری گوتیک، پوجین باور داشت، معماری گوتیک ""یگانه شکل حقیق معماری عیسوی بود. """
از بین فلسفه های که معماران مدرن و روش آنها در طرح ساختمان متاثر ساخته اند عبارت اند از عقل گرایی، تجربی، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، تخریب و پدیده شناسی.
معماری و شهرسازی مدنیت های کلاسیک مانند یونان و روم از مدل های مدنی تکامل یافتند نه از مدل های دینی و تجربوی و انواع جدید تعمیرات ظهور نمود.
در باره معماری متون از دوران قدیم نوشته شده است.
معماری بودایی تنوع عالی منطقوی را نشان داد.
نقش معمار معمولاً یک شخص است که استابنا است، یا هم طوریکه در اسناد معاصر تعریف شده است ماجیستر لاثوموروم است.
ساختمان ها به معمارهای مشخص نسبت داده شده اند – برونلیسکی، البرتی، مایکل انجلو، پالادیو – و مکتب فرد شروع شده بود.
آموزش معماری رسمی در قرن 19م،‌ بگونه مثال، هنرهای ایکول دیس باوکس در فرانسه، بیشتر تمرکز اش روی تولید نقاشی های مقبول و کمتر روی متن و امکان پذیری بود.
در بین اینها قابل توجه دسکر ویرک بوند است، که در 1907 برای تولید اشیای با کیفیت بهتر ماشینی تشکیل شد.
زمانیکه معماری مدرن برای بار اول بکار برده شد، این یک حرکت جدید با پایه های اخلاقی، فلیسوفی، و زیبایی بود.
رویکرد معمار های مدرنسیت این بود که ساختمان را به اشکال خالص کاهش دهند، و منابع و زیورآلات تاریخی را به نفع جزئیات کاربردی حذف کند.
معماران مانند میس دیر روه، فیلیپ جانسون و مارسل برویر برای ایجاد برای مواد ساختمانی و تخنیک های عصری ساختمانی بر اساس مشخصات طبیعی کار کرده است، توسط صنعتی انقلاب، از جمله ساخت قاب های فولادی که سازه های بلند را بوجود آورد.
دیزاین آماده سازی هر گونه طراحی ساختمانی جدید روز به روز مغلق میشود،و نیاز به مطالعات اولیه در مورد مسائل مشابه مانند پایداری، دوام، کیفیت، هزینه و انطباق با قوانین محلی دارد.
پایداری محیط زیستی با تأثیر عمیق بر حرفه معماری به یک مسئله اصلی تبدیل شده است.
این تغییر عمده در معماری، معماری مکتب را نیز تغییر داده تا تمرکز بیشتری بر محیط داشته باشد.
آیالات متحده آمریکا سیستم رتبه بندی شورا ساختمانی سبز LEED (رهبری در طراحی انرژی و محیط زیست) نقش مهم را در این زمینه ایفأ میکند.
این همچنان میتواند یک طرح و برنامه اولیه برای استفاده،‌ سپس بعد دوباره طرح شود تا با مقصد تغییر یافته سازگار گردد، و یا تا اندازه زیاد تصحیح گردد یا یک طرح تا حدی زیاد تصحیح شده برای استفاده مجدد تطبیقی بدنه ساختمان باشد.
طرح اولیه کشتی، طرح مفصل اش، تعمیر، آزمایشات، عملیات و نگهداری، براه انداختن و گذاشتن کشتی در محل تعمیر عمده ترین فعالیت های مشمول است.
برعکس، معماری مقدس منحیث یک محل برای فرا صمیمیت شاید یکپارچه، کوتاه مدت و شدیداً خصوصی، شخصی و غیرعامه باشد.
با ظهور عیسویت و اسلام، تعمیرات دینی به شکل گسترده مراکز عبادت، دعا کردن و تفکر کردن گشتند.
راه های تجارتی تجاران از محلات دور مانند سراف و چین از هند بشکل متقاطع میگذشت همچنان در آنجا حملات ضعیف مهاجمین خارجی وجود داشت که منتج به تاثیرات متعدد عناصر خارجی روی ستایل های بومی میشد.
یک مثال موجود نالاندا (بیحار) است.
در مطابقت با تغییرات در روال دینی، گنبدها بطور تدریجی به چاتیا-گراهیس (صالون های گنبد) ملحق شدند.
عبادتگاه های بودایی بعد ترجیحاً بیرون از آسیای جنوبی بوجود آمدند،‌ جاییکه آیین بودایی بتدریج از قرون اولیه میلادی رو به زوال آورد، درحالیکه یک نمونه اولی عبادتگاه ماهابودی در بودا گایا در بیحار است.
در باور هندو، عبادتگاه نشان دهنده عالم کیهان و موارد کوچک فضای داخلی را نشان میدهد.
این در طی بیشتر از 2000 سال تکامل نموده است.
برعلاوه، خشت جایگزین سنگ شد، نظم کلاسیک کمتر تطبیق میشد، موزایک جایگزین تزئین حکاکی شده شد، و گنبدهای پیچیده بالا شدند.
قدیمی ترین ستایل ها در اسلام برنامه-عرب یا مساجد دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون در زمان سلسله امویان بوجود آمدند.
در مساجد ایوان، یک یا بیشتر ایوان ها رو به صحن حویلی هستند که وظیفه اش صالون نماز است.
بالای منار همیشه بالاترین نقطه در مساجد است که منار دارد، و غالباً بلندترین نقطه در چهار طرف نزدیک است.
در نتیجه، معماران مسجد شکل برج زنگ را برای منارها اقتباس کردند، که آنها نیز اساساً برای هدف مشابه استفاده میشدند – برای صدا زدن مردم با ایمان به نماز.
درحالیکه گنبدها به شکل عادی شکل نیمکره را داشت، مغول ها در هند گنبدهای پیاز شکل را در آسیای جنوبی ایران مشهور ساختند.
معمولاً خلاف دخولی نمازگزاران به صالون نماز دیوار قبله است، که بشکل بصری داخل صالون نماز تاکید میگردد که باشد.
در دیوار قبله، معمولاً در مرکز اش، محراب است، یک جایگاه یا فرو رفتگی بود که نشان دهنده دیوار قبله بود.
محراب مکان است که از آنجا امام پنج وقت نماز را بشکل منظم رهبری میکند.
از یک ناف، جناحین، و محراب که در اخر طرف شرقی (دیاگرام کلیسا را ببینید) واقع است تشکیل میشود.
اکثریت مؤرخین معماری طرح سنت پیتر قصر سلطنتی در روم مایکل انجلو را پیشگام ستایل بوراق میدانند؛ این میشود توسط فضاهای داخلی وسیع (که جاگزین ناف های طولانی و باریک شد)، توجه بیشتر سرزنده به نور و سایه، تزئین کاری گسترده، نقاشی های دیورای بزرگ، تمرکز روی هنر داخلی، و بطور گاه گاهی یک برآمدگی خارجی داخلی دراماتیک میشود که شناسایی گردد.
درحالیکه ساختارهای سیکولر بوضوح روی توسعه معماری مدرن تاثیر زیادی داشته، چندین نمونه عالی معماری مدرن میشود که در ساختمان های مذهبی قرن 20م یافت گردد.
"این اینطوری تعریف شده است ""دیواره‌ی نظامی مبارزین"" که به عقب برگشتند به سوی بهشت. "
عبادتگاه استقلال، میزوری توسط معمار جاپانی گیو اوباتا بعد از تصور چامبرد ناتیلوس به فکر خطور کرد.
قصر سلطنتی خانم ما لیچن در طرف دیگر یک عمارت بیشتر سنتی است.
یک ستایل معماری یک مجموعه ویژگی ها و خصوصیات است که یک تعمیر یا ساختار را قابل توجه یا به لحاظ تاریخی قابل شناسایی مینماید.
بسیاری از معماری را میتوان در یک زمانبندی ستایل ها که به مرور زمان تغیر نموده که انعکاس دهنده مدها، باورها و مذاهب در حال تغیر، یا ظهور افکار جدید، تکنالوژی، یا مواد که ستایل های جدید را ممکن میسازد صنفبندی کرد.
در هر زمان چندین ستایل شاید مد روز باشد، و زمانیکه ستایل تغییر میکند این عمل به تدریج صورت میگیرد، که این طور معماران افکار جدید را یاد گرفته و با آنها وفق میکنند.
بطور مثال، نظریات رینسانس در ایتالیا در حدود 1425 ظهور کرده و به تمام اروپا در طی 200 سال آینده گسترش یافت، که رینسانس های فرانسوی، جرمنی، انگلیسی، و اسپانیایی ستایل شناسایی شونده مشابه را نشان دادند، مگر با ویژگی های بی نظیر.
یکبار که یک ستایل معماری از مد رفت، احیاء کردن و تفسیر کردن مجدد ممکن اتفاق بیافتد.
ستایل ماموریت اسپانیایی 100 سال بعد منحیث ماموریت احیاء شدن احیاء شد،‌ و بزودی به احیاء استمعاری اسپانیا تکامل یافت.
یک نمونه معماری مانریست ویلای فارنیس در کاپرارولا در منطقه ناهموار بیرون شهر روم است.
درحالیکه ستایل های انتویرپ، رینسانس و مانریست بشکل گسترده در انگلستان، جرمنی،‌ و در کُل در اروپای شمالی و شرقی معرفی شدند.
تناسب و توازن هارمونی رینسانس به ریتم های آزادتر و بیشتر خیالی راه را باز نمود.
تیوری معماری تفکر، بحث، و نوشتن در مورد معماری است.
تیوری معماری غالباً تعلیمی بوده و نظریه پردازان تمایل دارند تا به مکاتب نزدیک یا داخل مکاتب کار نمایند.
این، اما، به این معنی نیست که حالا که بسیاری از کارها از دوران سابق بقاء ننموده است چنین کارهای وجود نداشت.
این یگانه منبع مهم معاصر در مورد معماری معاصر است، که شاید بین 27 و 23 قبل المیلاد نوشته شده، که از بین نرفته است.
این همچنان سه قانون اساسی را که معیاری باید تابع آن باشد را پیشنهاد میکند، تا چنین در محسوب گردد: فیرمیتاس، یوتیلیتاس، وینوستاس، که در قرن 17م توسط سیر هنری وتون به شعار، استحکام، متاع و خوشی انگلیسی (به معنی بسندگی ساختاری، بسندگی کاری، و زیبایی است) ترجمه شده است.
بخاطریکه نظریات معماری روی ساختارها بود، کمتر اش رونویسی شده است.
این نظریات توسعه کاراگرایی را در معماری مدرن پیش بینی نموده بود.
این به نوبه خود اساس هنر نوویا در انگلستان را نهاد، که کار چارلیس رینی مکینتاش نمونه‌ی خوب آن بود، و جانشین وینا را متاثر ساخت.
نسل متولد در اواسط سوم قرن 19م که شیفته فرصت های ارائه شده توسط سیمپر ترکیب هدف نفس گیر تاریخی و یک دانه-دانه بودن میتودولوژیک بودند.
جنبش مدرن این افکار را رد نموده و لی کوربوسیر به شدت این کار را رد نمود.
یک نظریه پرداز تأثیر گذار برنامه ریزی این زمان ایبینزر هوارد بود، کسیکه جنبش شهر سبز را تأسیس نمود.
یک کاربرد قدیمی اصطلاح معماری مدرن در چاپ در عنوان یک کتاب توسط اوتو واگنر واقع شده است، کسیکه مثال های از کار خود را که نمایانگر جانشینی وینا بود با تصاویر هنر نوویا، و تخنیک های تعلیمی به شاگردان خود داده است.
فرنک لوید رایت درحالیکه در رد نمودن احیاء نمودن تاریخی تازه بود، نظریات اش منحصر به فرد بود، که او این نظریات را در نوشته های فراوان ارائه نموده بود.
رایت بیشتر شاعرانه بود و شدیداً باورمند به دید هنرمند خلاق مانند یک جنس بینظیر قرن 19م بود.
قضیه آموزگاران در محیط علمی مانند دالیبور یا البرتو پیریز گومیز همچنان همینگونه بود، و در سال های اخیر این مقدمه فلیسوفی از طریق تحقیق یک نسل جدید از نظریه پردازان (ای جی جیفری کیپنیس یا سنفورد وینتر) تقویت بخشیده شده است.
دیگران، مانند بیاتریز کولومنیا و ماری مک لیود، فهم تاریخی معماری را به شامل ساختن گفتگوهای خوردتر یا کوچکتر گسترش داده است که توسعه نظریات معماری را در طی زمان متاثر ساخته است.
در نظریات شان، معماری به زبان مقایسه شده است که میشود کشف و کشف مجدد نمود البته هر زمانی که استفاده میگردد.
از 2000، نظریه معماری همچنان باید با ظهور سریع شهرسازی و جهانی سازی روبرو میشد.
"در دهه گذشته، ظهور به اصطلاح معماری ""دیجیتل"" بوجود آمد. "
معماران همچنان ساختمان های عضوی مانند را در تلاش بوجود آوردن یک زبان رسمی جدید طرح نموده است.
از وقتیکه این گرایش های معماری ظهور نموده است، چندین نظریه پرداز و معمار روی این مسایل کار میکند، تیوری ها و نظریات ایجاد میکنند مانند پارامتریزم پاتریک سکوماکر.
معماری بیزانس معماری امپراطوری بیزانس، یا امپراطوری روم شرقی است.
موزایک های باشکوه طلایی با سادگی گرافیکی شان به قلب های کلیساها روشنی و گرما آورد.
بعضی از ستون ها همچنان از مرمر ساخته شده بودند.
فرنیچر چوبی گران قیمت، مانند تخت خواب، چوکی، فرش، میز، الماری کتاب و وسایل راحتی زیبا و وسایل راحتی زیبا پیاله های نقره ای و یا طلایی فضای داخلی بیزانس را آراسته بود.
برای معابد کلاسیک، فقط پرچم مهم بود، زیرا فقط کشیشان وارد فضای داخلی شدند، جایی که مجسمه خدایی اختصاص داده شده به معبد نگهداری میشد.
کسانیکه در کلیسای جامع سنت مارک، وانیس (1071) بودند، به ویژه شیفته ی جان رسکین بودند.
عقاب ها، شیر ها گاهی در ستون های شرقی نقاشی میشوند، اما به طور سنتی درمان میشوند.
ستون های مرکب محل اصلی دریا را می نویسند.
ستون ها در هر تنوع مملو از شاخسار و اختلاف هستند.
بنأ های دیگر شامل خرابه های کاخ بزرگ قسطنطنیه، دیوار های جدید قسطنطنیه (با 192 برج) و ذخیره آب قصر سلطنتی (با صدها ستون بازیافتنی) است.
دوره پیالوولوان در ده ها کلیسای باستانی در استانبول به ویژه سنت نجات دهنده در چورا و سنت ماری پاماگارستوس به خوبی نشان داده شده است.
کلیسای مقدس حواریون (تسالونیکی) به عنوان یک بنای باستانی در اواخر دوره با دیوار های بیرونی آن با نقوش پیچیده از اجرا کاری یا سرامیک لعاب دار تزئین شده است.
در سنت سرجیوس، قسطنطنیه و سان ویتال، راونا در کلیسا های نوع مرکزی، فضای زیر گنبد با افزودن یک اپیدورال به هشت ضلعی گسترش یافته است.
این ساحه ناشکن، حدود260 فوت (80متر) طول، که بیشتر آن بیش از 100 فوت (30 متر ) عرض دارد، به طور کامل توسط سیستم سطحی غالب پوشیده شده است.
پنج گنبد در حواریون مقدس (قرن 6م) بلند ترین گنبد مرکزی بودند که برای طرح مصلوب شده مورد استفاده قرار گرفتند.
بعضی اوقات قسمت مرکزی مربع، گاهی مستطیل یا حداقل هشت پایه بود که بجای چهار گنبد را پشتیبانی میکرد ناف و جناحین کلیساها در تناسب باریک بودند.
هنوز هم یک مربع در جلو محکمه بگذارید.
دقیقآ در زیر مرکز گنبد آمبو قرار دارد که انجیل از آنجا اعلام شده است و در طبقه هم محلی برای خواننده گان زیر آمبو قرار داشت.
قطارهای چوکی های بالا شونده پیرامون قوس ساختمان با تاج پدرشاه در بین نقطه شرقی سیتورون را تشکیل داده بود.
نما بیرونی گنبد ها و خزانه به خارج با سرب و یا با کاشی کاری نوع رومی پوشانده شده است.
تاثیر بیزانس قابل توجهی وجود دارد که میتوان در برخی از قدیمی ترین آثار اسلامی در سوریه (709-715) یافت.
خشت 70 سانتی x 35 سانتی x 5 سانتی استفاده شده، و این خشت ها با استفاده از 5 سانتی هاون با هم یکجا شده است.
شاید متمایز ترین ویژه گی هاگیا ایرن تضاد شدید بین طراحی داخلی و خارجی باشد.
این سبک بر ساخت بسیاری از ساختمانهای دیگر مانند کلیسای پیتر تأثیر گذاشته است.
ایجاد آخرین نسخه از ایاصوفیه ، که هنوز هم پابرجا است ، توسط امپراتور جاستین نظارت میشد.
معماری گوتیک (یا معماری مشخص) سبکی از معماری است که از قرن 12 تا 16 در اروپا، در قرون وسطی بالا و اواخر قرن 17 و 18 ، در برخی مناطق در اروپا بسیار مشهور بود.
در آن زمان این سبک گاهی به اسم اپس فرانسگینم شناخته می شد.
یک نوآوری انجینیری است و یکی دیگر از قطعات طراحی تخصصی، بیت های پروازی است.
با این حال، هیچ اسنادی وجود ندارد که نشان دهد بین معماری ارمنیایی و توسعه سبک گوتیک در اروپای غربی ارتباط وجود دارد.
بنا بر این ستایل گوتیک ، در تقابل با معماری کلاسیک ، از این نقطه نظر با نابودی پیشرفت و پیچیده گی همراه بود.
اصطلاح "سرسین" هنوز در قرن 18 استفاده می شد و معمولاً به همه فاتحان مسلمان، از جمله مور ها و اعراب ، شامل میشود.
نفرت او از ستایل به قدری شدید بود که از گذاشتن سقف گوتیک در محراب جدید خودداری کرد. پاول، تا اینکه تحت فشار قرار گرفته بود.
بسیاری از نویسندگان در برابر این اتهام موضع گیری کرده و مدعی شده اند که ستایل گوتیک احتمالاً به روش های دیگر به اروپا منتقل شده است، به عنوان مثال از طریق اسپانیا یا سیسیلی.
همچنین تحت تأثیر ایده های الهیاتی بود که نور زیادی را می طلبید و به دلیل پیشرفت های فنی در طاق ها و باطری هایی که پنجره های بسیار بالاتر و بزرگتر را امکان پذیر می کند.
گنبدهای قوسی در بعضی از بخش های کلیسا در دورهم (1093–) و لیسی ابی در نورمندی (1098) بکار رفته بودند.
دوچی نورماندی،‌ بخش از امپراطوری انجوین تا به قرن 13م،‌ نسخه گوتیک خودش را بوجود آورد.
یک مثال سابق گوتیک کلیسای بایوکس (1060–70) است جاییکه کلیسای رومانیسک ناف و نوازندگان در ستایل گوتیک اعمار مجدد شدند.
کلیسای کوتانیس به گوتیک در حدود 1220 ترتیب مجدد شد.
سوجیر بخش های از کلیسای کهنه رومانیسک را با گنبد قبرغه مانند برای برداشتن دیوارها و جهت ایجاد فضای بیشتر برای کلکین ها اعمار مجدد کرد.
ضمناً، او یک کلکین دایروی ایستاده روی دریچه بر نمای خارجی نصب کرد.
کلیسای دورهام، که در بین 1093 و 1104 اعمار گردیده نخستین کلیسای بود که گنبد قبرغه مانند را بکار برد.
ویلیام سینس، یک از کارگران که باور میشود در کلیسای سینس کار نموده است،‌ بعداً به انگلستان سفر نمود تا معمار گردد که در بین 1175 و 1180 صالون اوازخوانان کلیسای کنتربری را به ستایل جدید گوتیک اعمار مجدد نمود.
کلیسای فرانسوی گوتیک تا حدی زیاد توسط محل قدم زدن و نمازخانه های کوچک کنار کلیسا که در اطراف صالون اوازخوانان در سنت-دینس موقیعت داشت، و توسط برج های جوره‌ی و دروازه های سه گانه در نمای خارجی غربی متاثر شده بود.
معماران نوتر-دام از این هم جلو رفتند و پایه پشتیبان را، ستون های سنگین حمایه کردن بیرون که توسط قوس ها به دیوارهای بالایی وصل بودند را معرفی نمودند.
کار او را ویلیام انگیشمن کسیکه جاگزین همنام فرانسوی اش در 1178 شد.
تایسیرونس – گنبدهای قبرغه مانند تزئینی – معلوم میشود که نخست در گنبدسازی در کلیسای لینکن در 1200c. نصب شدند.
تعمیر نخست در گوتیک بالا کلیسای کارتیس،‌ یک کلیسای مهم زایرین در جنوب پاریس بود.
دیوارها با شیشه رنگ آمیزی شده پُر گردید، که عمدتاً داستان مریم باکره را بتصویر کشیده بود، مگر در یک گوشه هر کلکین، صنایع دستی انجمن کسانیکه این کلکین ها را هدیه نموده بودند بتصویر کشیده شده بود.
در اروپای مرکزی،‌ ستایل بالای گوتیک در امپراطوری مقدس روم،‌ نخست در تول (1220–) ظاهر شد، که کلیسای رومانیسک اش به ستایل کلیسای ریمس اعمار مجدد شد؛ بعد کلیسای محلی لیبفرانکیرک تایر (1228–)، و بعد در سراسر ریک، که با الیزابیتکیرک در ماربورگ در و در کلیسای در میتز (1235–) در (c.1235–) بازسازی آغاز شد.
کلکین لانسیت با چندین چراغ که توسط بار-تریسی هندسی از هم جدا میشد جایگزین شد.
خصوصیات دیگر های گوتیک ایجاد کلکین های بزرگتر گلدار، استفاده از بار-تریسی، پایه های پشتیبان هوایی بالاتر و طویل تر، که میتوانست به ارتفاع کلکین برسد، و دیوارهای مجسمه که داستان های انجیل را به تصویر کشیده بود و نمای خارجی و جلو جناح را میپوشانید بود.
دیوارهای بالا و باریک گوتیک رایونات فرانسوی که توسط پایه های پشتیبان هوایی اجازه داده شده بود هزینه کردن خیلی بالا و جاه طلب شیشه و بخش سنگ پشتیبان که توسط اهن الات تقویت شده بود را ممکن ساخته بود.
معمارها یک سلسله نقشه های سنگ پشتیبان را برای کلکین بزحمت ساخته بود – از اشکال ساده هندسی گرفته تا به تنظیم شده و منحنی – که کلکین لنسیت را فراتر گذاشته بود.
کلیساهای با ویژگی های این ستایل شامل صومعه ویست منستر (1245–)، کلیسای در لیچفیلد (بعد از 1257–) و اکستار (1275–)، صومعه بث (1298–)، و صالون تقلیدی در کلیسای ویلس (c.1320–).
استفاده از اوگیس مخصوصاً معمول بود.
نمونه های از تعمیر زرق و برق دار شامل نمای خارجی غربی کلیسای روین میگردد، و مخصوصاً نماهای خارجی سنت-چاپیل دی وینسینس (1370s) و صالون اوازخوانان صومعه کلیسای مونت-سنت مایکل (1448) میباشند.
اینها نخست در صومعه ها و محل ملاقات کلیسا (c. 1332) کلیسای اولد سنت پاول در لندن توسط ویلیام دی رمزی ظاهر شد.
به عمودی بعضی اوقات سه نقطه‌ی گفته و در طی سه قرن بکار برده شد؛ زینه با گنبد پکه شکل در کلیسای کریست،‌ اکسفورد در حدود 1640 اعمار شد بود.
بخاطر کمپاین نظامی چارلس هشتم به ناپل و میلان در (1494)، ‌و مخصوصاً‌ کمپاین های لویس دوازدهم و فرانسیس اول در(1500–1505) برای بازگرداندن کنترول فرانسه بر میلان و جینوا، پادشاهان فرانسه دانش دست اول راجع به ستایل جدید ایتالیا داشتند.
شاتو دی بلویس را در (1515–24) راهرو پله و گالری سرپوشیده رینسانس را معرفی نمودند.
تحت سلطه هنری هشتم و الیزابیت اول، انگلستان تا حدی زیاد از پیشرفت های معماری در براعظم منزوی شده بود.
شوت نخستین کتاب در مورد معماری کلاسیک را در 1570 به انگلیسی نشر نمود.
قوس نوک تیز در معماری گوتیک بوجود نیامد؛ اینها برای قرنها در معماری نزدیک به شرق در معماری پیش از اسلام و همچنان اسلامی برای قوس ها، مسابقات، و گنبدهای قبرغه شکل بکار برده شده بودند.
آنها همچنان بعضی اوقات برای مقاصد بیشتر عملی، بطور مثال، برای اوردن گنبدهای متقاطع به ارتفاع همسان مانند گنبدهای قطری استفاده شده بود، بطور مثال، در ناف و راه های کلیسای دورهام، که در 1093 اعمار شده بود.
برخلاف گنبد نیمه دایروی نیمه استوانه‌ی تعمیرات رومی و رومانیسک، جاییکه وزن مستقیماً به پایین فشار آورده بود، و نیاز به دیوارهای ضخیم و کلکین های کوچک بود، گنبد قبرغه مانند گوتیک از دنده های قوسی متقاطع ساخته شده بود.
فشار خارجی علیه دیوارها با وزن پایه های پشتیبان و بعد پایه های هوایی پشتیبان دفع میشد.
اعمار اینها خیلی سخت بود،‌ و فقط میتوانست از یک فاصله محدود بگذرد.
دوره های متناوب پایه های متناوب و ستون که وزن گنبدها روی آنها بود با ستون های کوچک تبدیل شدند، که هرکدام شان وزن مساوی را حمل میکردند.
اولین نمونه های این گنبدها یک دنده اضافی داشت، که به اسم تیررسن یاد میشد که از وسط گنبد میگذشت.
این گنبدها اغلب اوقات شکل های از سنگ پشتیبان پیچیده ستایل های اخیر گوتیک را کاپی میکرد.
نوع دوم اش به اسم گنبد تنظیم شده یاد میشد، که یک شبکه از دنده های تزئینی اضافی داشت که شکل مثلث و دیگر اشکال هندسی را داشته و روی دنده های متقاطع قرار گذاشته شده بودند.
یک نمونه اش صومعه کلیسای گلویستر (c. 1370) بود.
انها بعداً در سینس، در نوتر-دام دی پاریس و کانتربری در انگلسان بکار برده شدند.
در دوره های گوتیک، یک شکل جدید معرفی شد که از هسته مرکزی که چند ستون باریک، یا ستون باریک تزئینی که تا به گنبدها بالا میرفت را احاطه نموده بود تشکیل یافته بود.
در انگلستان، ستون های بسته بندی شده با حلقه های آهنی تزئین، و همچنان دیگر ستون ها با برگ های حک شده تزئین شده بودند.
بجای پایتخت کورینتیان، در بعضی از ستون ها از طرح برگ سخت استفاده شد.
در ساختارهای بعدی، پایه های پشتیبان دارای چندین قوس بود، که هر یک به یک سطح متفاوت ساختمان میرسید.
قوس ها یک مقصد کاری اضافی داشت؛ دارای کانال های سرب بودند که آب باران را از سقف میکشید؛ از دهانه راه های سنگی آب کشیده در دوره ها روی پایه پشتیبان قرار داده شده بودند.
انها همچنان یک مقصد عملی داشتند؛ اینها اغلب اوقات منحیث برج های زنگ حمایه کننده برج ناقوس کلیسا عمل میکردند، که از آتش یا حمله دشمن خبر میداد، و مراسم خاص مانند پیروزی های نظامی و تاج گذاری را تجلیل مینمود.
بخاطر اینکه اعمار کلیسا معمولاً چندین سال را در بر میگرفت و خیلی هزینه بار بود، وقتیکه زمان اعمار برج میرسید از انگیزه عامه کاسته میشد، و ذوق ها تغییر میکرد.
اگر پلان دوم دنبال میشد چارترها هنوز بیشتر اغراق آمیز بود؛ این به هفت برج دور جناحین و پناه‌گاه صدا میزد.
کلیسای اول لون های گوتیک یک برج مربع روی جناح متقاطع دارد؛ دو برج در طرف غرب؛ و درو برج در اخر جناحین داشت.
در نورماندی، کلیساهای جامع و کلیساهای مهم اغلب اوقات برج های متعدد داشت که در طی قرن ها اعمار شده بودند؛ ابایی اوکس هومیس (که در 1066 اغاز شد)، کایین نه برج و منار مخروطی داشت که در نمایی بیرونی، جناحین و مرکز واقع بودند.
یک تغییر منار مخروطی منارچه بود، یک منار باریک نیزه مانند، که معمولاً‌ روی جناحین جاییکه جناحین از ناف میگذشت واقع بود.
کلیسای امینس یک منارچه دارد.
این در 1786 در جریان یک پروگرام برای مدرن سازی کلیسا از بین برداشته شد، مگر در یک شکل جدید اش که توسط یوجین وایولیت-لی-دوک طرح شده بود دوباره جاگزاری شد.
در گیوتیک انگلیسی، برج مهم همیشه در محل تقاطع جناح و ناف قرار داده میشد، و از دیگران بسیار بالا بود.
یک برج متقاطع در کلیسای کنتربری در 1493–1501 توسط جان واستیل اعمار شد، کسیکه قبلاً در کینگ کالج در کمبریج کار کرده بود.
یک قوس جوره‌ی غیرمعمول باید که در مرکز تقاطع برای حمایه بیشتر برج اگر نیاز باشد اعمار میشد.
پروسه اعمار دوباره در 1724 با طرح نیکولاس هاوکسمور آغاز شد،‌ بعد از اینکه نخست کریستوفر رین یک طرح را در 1710 پیشنهاد کرد، مگر دوباره در 1727 متوقف گردید.
کلیسای کالونی در قرن 13م در مطابقت با پلان کلیسای امین اغاز شد، مگر فقط برآمدگی و اساس یک برج در دوره گوتیک تمام شد.
برج الم مینستر یک تاریخچه مشابه دارد، که در 1377 اغاز شد، در 1543 تمام شد،‌ و تا به قرن 19م تکمیل نشد.
کلیسای بورگوس بیشتر از اروپای شمالی الهام گرفته بود.
قاب سنگ پشتیبان نخستین نوع سنگ پشتیبان بود که بوجود آمد، که در فاز اخری گوتیک اولی یا اشاره شده نخست ظهور کرد.
سنگ پشتیبان عملی و تزئینی است، بخاطریکه کلکین های بزرگ تعمیرات گوتیک در مقابل باد به حداکثر حمایه نیاز داشت.
"قاب سنگ پشتیبان به نهایت پیچیدگی اش با کلکین های کلیسای کارتیس در قرن 12م در ""دینس ای"" کلکین های گلدار در کلیسای لینکن رسید. "
سنگ پیشتبان میله سنگی، یک عنصر مهم تزئینی ستایل های گوتیک، زود بعد از 1211، نخست در کلیسای ریمس توسط کاویت بیلت توسط جیان دی‌اوربیتس بکار برده شد.
سنگ پشتیبان میله بعد از 1240c.، با پیچیدگی فزاینده و وزن در حال کاهش معمول شد.
رایونانت همچنان دو نوع قالب سازی را به سنگ پشتیبان علاوه کرد،‌ جاییکه ستایل های قبلی از قالب سازی یک اندازه انفرادی، با اندازه های متفاوت چوب عمود استفاده میکرد.
چوب های عمود که ستایل جغرافیایی داشتند معمولاً سرستون های با میله های قوسی داشتند که از آنها برامده بود.
چوب های عمود بترتیب به طرح های دارای شکل Y که بیشتر با نوک تیز تزئین شده بودند دسته بندی شده بودند.
دوم پاینتد (قرن 14م) شاهد سنگ پشتیبان متقاطع بود که با اشکال حباب مانند، یک دیزاین مکمل تنظیم شده (جال-مانند) که به اسم سنگ پشتیبان تنظیم شده شناخته میشود.
این اشکال به اسم خنجرها، تیغ های ماهی، یا ماشیت ها شناخته میشوند.
تلاش عمودی برای عمودی کردن و رهایی یافتن از خطوط پیچ خورده ستایل منحنی به مفاد چوب های عمود ناشکسته مستقیم از بالا به پایین است، که توسط سردرب ها و میله های افقی بطور افقی قطع شده باشند.
تیرهای کوچک اغلب اوقات روی میله های افقی نمای خارجی قرار میگیرند.
این معمولاً نمای خارجی را پوشش میدهد، و دیوارهای داخلی نافو و صالون اوازخوانی با گذرگاه های طاقدار تاریک پوشش داده شده بودند.
2 گنبد نیمه استوانه‌ی یا گنبدهای طاق ضربی در عصر رومانیسک ظاهر شدند و در عصر گوتیک پیشرفت کرد.
اینها یک ناف طویل که بدنه کلیسا را میسازد دارد جاییکه از فرستگان اطاعت میگردد؛ یک بازوی متقاطع که جناح یاد میشود، فراتر از این بطرف شرق، صالون اوازخوانان، که همچنان بنام کانال یا محل جلسات کشیش یاد میشود که معمولاً برای روحانیت برگردانده میشود.
یک راهرو به اسم محل قدم زدن صالون اوازخوانان را محاط نموده است.
کلیساهای قدیم مانند روتردام، شش گنبد قبرغه مانند داشت با ستون و پایه های متناوب، درحالیکه کلیساهای بعدی دارنده چهار-بخش قویتر و ساده تر با ستون های مشابه بودند.
جناحین معمولاً‌ در معماری قدیمی گوتیک فرانسوی کوتاه بودند، مگر در دوره رایونانت طولانی شدند و کلکین های گل دار به آن اضافه شد.
در انگلستان، جناحین بیشتر مهم بودند، و چهار پلان معمولاً‌ نسبت به کلیساهای فرانسه خیلی بیشتر پیچیده بودند، به اضافه لیدی چاپلس، که منحیث خانه عبادتگاه هشت ضلعی روحانیون ضمیمه شده بود، و دیگر ساختارها (پلان های کلیسای سالیسبری و یورک مینستر را در پایین ببینید).
یک ارتقاع معمولاً چهار سطح داشت.
بالای آن یک گالری باریکتر بود، که بنام تریفوریم یاد میشد، و کمک کرد که ضخامت و حمایه اضافی ارائه نماید.
از این سیستم در کلیسای نویون، کلیسای سینس، و در دیگر ساختارهای سابقه استفاده شده بود.
تربیون ناپدید شد،‌ که به معنی این بود که گذرگاه طاقدار بالاتر بود.
یک تنظیم نمودن مشابه در انگلستان، در کلیسای سالیسبری، کلیسای لینکن، و کلیسای ایلی روی دست گرفته شد.
این را توسعه پایه پشتیبان هوایی ممکن ساخت، که فشار وزن سقف را به بخش های حمایوی خارج از دیوار انتقال داد.
کلیسای بیاوایس حد را که با تکنالوژی گوتیک ممکن بود به آن رسید.
نماهای خارجی گوتیک از مدل نماهای خارجی رومانیسک گرفته شده است.
مجسمه پرده مرکزی به قضاوت نهایی اختصاص داده شده بود،‌ که به چپ به مریم باکره و به راست به ادم های پرهیزگار که در یک کلیسای مشخص به آنها احترام شده است.
"آنها دکتورین را که توسط سنت توماس اکویناس بیان شده بود که زیبایی ""هارمونی تفاوت ها"" است را دنبال کرد. "
در انگلستان چندین کلکین نیشتر جاگزین کلکین های گلدار شدند.
دریچه ها با دیوار کناری دارای قوس مانند بالا پوشانده شد که از قوس های متمرکز که از مجسمه ها پُر بود ترکیب شده بود.
برج ها با قوس های خودشان تزئین شده بود که اغلب اوقات با قله نوک تیز پوشش داده شده بود.
درحالیکه کلیساهای فرانسوی روی ارتفاع نمای خارجی تاکید میکردند، کلیساهای انگلیسی، مخصوصاً در گوتیک قدیم، اغلب اوقات روی عرض تاکید میکردند.
او از حلقه تمرکز فرانسوی بر ارتفاع بیرون کشید و مقررات ستون و مجسمه سازی را دخولی های قوس مانند را از بین برد، و نمای بیرونی را با موزاییک های رنگارنگ صحنه های انجیل‌ (موزاییک های فعلی از تاریخ قدیم هستند) پوشاند.
مجسمه ساز اندریا پیسانو دروازه های مشهور فلورنس باپتیستری (1330–1336) را ساخت.
انجا معمولاً راه قدم زدن انفرادی یا جوره‌ی، یا راهرو در دور و بر صالون اوازخوانان و قسمت اخر شرقی وجود دارد، تا فرشتگان و زایرین میتوانند بشکل ازاد دور و بر قسمت اخر شرقی قدم بزنند.
"ابوت سوجیر از ترکیب جدید گنبدهای قبرغه مانند و پایه های پشتیبان برای جاگزین کردن بجای دیوارهای ضخیم بکار برد و آنها را با شیشه رنگ آمیزی شده جابجا کرد و آن بخش کلیسا را که ""نور خدایی"" محسوب میشود باز نمود. "
سه چنین کلیسای کوچک در کلیسای کارتیس وجود دارد، هفت تا در نوتردام دی پاریس، کلیسای امینس، کلیسای پراگ، و کلیسای کولونی، و نه در قصر سلطنتی سنت انتوننی در پادوا ایتالیا وجود دارد.
"یک حکم شورای دوم نیکایا در 787 اعلام شده بود: ""ترکیب تصاویر مذهبی قرار نیست که به الهامات هنرمندان رها گردد؛ این از اصول که توسط کلیسای کاتولیک و رسوم مذهبی برجا بود اشتقاق شده بود. "
مانند کلیسای ویلس، مجسمه ها در جایگاه ها تمام نمای خارجی را تا به جناحین پوشش داد، و همانند کلیسای امینس، حتی تا به داخل نمای خارجی، بتدریج، طوریکه ستایل تکامل یافت، مجسمه بیشتر و بیشتر تکامل یافت، جایگزین ستون های دریچه شد و بتدریج جای دریچه ها را گرفت تا وقتیکه مجسمه ها در طاقچه ها تمام نما را پوشاندن.
این یک دسته از نقشه پیچیده نماد هنر را که در کلیساهای دیگر دنبال شد ایجاد کرد.
پرده روی دریچه مرکزی در نمای خارجی غربی نوتردام دی پاریس بشکل زنده قضاوت اخر را، با اشکال گناهکاران که به دوزخ رانده شده بودند، و عیسویان به بهشت برده شده بودند بتصویر میکشاند.
عذاب های دوزخ حتی بیشتر بوضوح بتصویر کشیده شده بود.
اینها بخش از پیام برای عبادت کنندگان بیسواد،‌ نشانه های بد و خطر که انهایی که توصیه های کلیسا را رعایت نکرده بود تهدید میکرد بود.
اشکال ستایل گوتیک جاگزین اینها شد، که این اشکال که توسط یوجین وایولیت-لی-دوک در جریان ترمیم قرن 19م طرح شده بودند.
توصیه های دینی در قرون وسطی، مخصوصاً نوشته های سیدو-دیناسیوس د ایروپاجیت، یک عارف قرن 6م کسیکه کتاب اش،‌ دی کویلیستی هیرارکیا در بین راهبین فرانسه که تدریس میکرد تام نور خدایی است مشهور بود.
کلکین در طرف شمالی که غالباً در سایه بود کلکین داشت که کتاب عهد عتیق را بتصویر کشیده بود.
جزئیات روی شیشه مینا رنگارنگ چاپ شده بعد در یک کوره تا مینا روی شیشه انداخته شود پخته شود.
سنت-چاپیل مادل کلیساهای دیگر در سراسر اروپا شد.
شیشه پاک در شیشه رنگارنگ فرو برده شد بعد قسمت های از شیشه رنگارنگ دورا دور پیچیده شد تا دقیقاً سایه مورد نظر بدست آید.
یکی از مشهورترین تعمیرات زرق و برق دار سنت-چاپیل دی وینسینس (1370s) بود، که دیوارهایش از سقف پایین تا به سقف بالا شیشه بود.
کلکین های شیشه رنگ آمیزی شده خیلی پیچیده و پُرهزینه بود که بوجود بیاید.
گلاب یک نشانه از مریم باکره بود، و آنها بخصوص در کلیساها بشمول کلیسای نوتردام دی پاریس به او اختصاص داده شده بود.
در پاریس پالایس دی لا سایت که نزدیک نوتردام دی پاریس بود در 1119 شروع شدکه اقامتگاه اساسی پادشاهان فرانسوی تا به 1417 بود.
اما، با ایجاد توپخانه این بزودی منسوخ و از کار افتید، و در قرن 15م به یک قصر سکونت راحت تبدیل شد.
قدیمی ترین نمونه های زنده در انگلستان شاید موب کواد در میرتون کالج در پوهنتون اکسفورد باشد که در 1288 و 1378 اعمار شد.
یک صومعه علمی مشابه در کوین کالج، اکسفورد در دهه 1140 بوجود آمد که احتمالاً توسط رینارد ایلی طرح ریزی شده بود.
بعضی از کالج ها، مانند کالج بالیول، اکسفورد یک ستایل نظامی را از کلیساهای گوتیک با میدان های نبرد و دیوارهای با برج و بارو اقتباس کرد.
"او در 1447 نوشت که او کلیسای کوچک خود را ""میخواست که بشکل بزرگ، پاک و مهم پیش رود، که افراط کارهای خیلی کنجکاو شمولیت و قالب سازی مصروف."""
دیوارها دو سطح راهرو در داخل داشت، یک جان پناه مستحکم شده با دیوارپایه ها، و ماشین کاری های برامده که از آنها میشد روی محاصره کنندگان گلوله پرتاب کرد.
قلعه ها توسط یک خندق عمیق محاط شده بودند، که فقط توسط یک پول متحرک هر دو طرف را وصل نموده بود.
یک مثال خوب زنده شاتو دی دوردن نزدیک نیمورس است.
مبادله راه را برای توافق به عنوان کلیسا های لاتین در شرق و مساجد به مکه باز کرد.
مسجد لالا مصطفی، در فاماگستا در قبرس شمالی.
ستایل گوتیک به عنوان قدیمی، زشت و حتی وحشی توصیف شد.
آیرلند در قرن های 17 و 18 جزیره از معماری گوتیک بود، که ساخت کلیسای جامع دیری کتیدرل (تکمیل شده در 1633)، کلیسای جامع سلیگو کتیدرل (حدود1730) و کلیسای جامع داون کاتدرل (1790-1818) نمونه های دیگر بودند.
دو برج غربی ویست منستر ابی که توسط نیکولاس هاکسومور بین سالهای 1722 تا 1745 ساخته شده است، دوره جدید از گوتیک ریوایول را باز میکند.
این دوره از جذابیت بین المللی بزرگ، که از 1855-1885 ادامه داشت، در انگلستان به عنوان های ویکتورین گوتیک شناخته می شد.
پس از نیمه دوم قرن 19-نزدهم، استفاده از نیوگوتیک در طراحی انواع ساختمانهای غیر کلیسایی و غیر دولتی در انگلستان رایج شد.
"معماران منظر بر روی ساختار ها و فضا های بیرونی در نمای چشم انداز دیزاین-بزرگ یا کوچک، شهری، حومه ای و روستایی و با مصالحه "سخت" (ساخته شده) و "نرم" (کاشته شده) در ضمن ادغام، کار می کنند، در ضمن ادغام پایداری ایکولوژیکی."
آنها همچنان میتوانند پیشنهادات مربوط به اختیار و نظارت بر قرارداد های کار ساختمانی را در نظر بگیرند.
شخص نخست که در مورد تشکیل منظره نوشته جوزف ادیسون در 1712 بودږ
در جریان اواخر قرن 19م، اصطلاح معماری منظره استفاده اش توسط طراحان مسلکی منظره ها آغاز شد، و بعد از فریدریک لاو اولمستید، جونیور و بیاتریکس جونیس (مرحوم فراند) جایش را مستحکم کرد با دیگران که معماری منظره جامعه امریکا (ASLA) را در 1899 ایجاد کردند حیثیت اش را بخوبی مستحکم ساخت.
پروژه های آنها از سروی های سایت شروع تا به ارزیابی ایکولوژیکی ساحات وسیع برای مقاصد برنامه ریزی یا مدیریت بود.
کار آنها در بیانیه های نوشتاری پالیسی و ستراتیژی مجسم شده است، و مسؤلیت پذیری آنها شامل برنامه ریزی اصلی برای پیشرفت های جدید،‌ ارزیابی ها و بررسی های منظره و اماده کردن مدیریت یا پلان های پالیسی دهات است.
در سال های اخیر نیاز و علاقه باغ های درمانی بشکل گسترده در حال افزایش است.
در بین اینها پارک مرکزی در شهر نیویارک، پروسپیکت پارک در بروکلین، سیستم پارک گردنبند زمرد نیویارک و باستن است.
او مشاور طرح ریزی برای ده ها پوهنتون بوده است بشمول: پرنستون در پرنستون، نیوجرسی؛ یل در نیو هیون، کینتیکیت؛ و ارنولد اربورتمب هاوارد در باستن، مسچوستس.
برنامه ریزان شهری که برای اجراء وظایف مستقل معماری منظره واجد شرایط هستند، و در کُل نصاب پروگرام های معماری منظره شاگردان برای اینکه برنامه ریزان شهری باشند آماده نمی سازد.
روبرتو بورل مارکس در برازیل ستایل جهانی و نباتات و کلتور بومی برازیلی را برای زیبایی جدید ترکیب کردند.
او یک سیستم تحلیل لایه های سایت را مشهور ساخت تا یک درک کامل ویژگی های کیفی محل را تألیف نماید.
معماران منظره که یک زمان توسط AILA شناسایی شده بودند عنوان 'معمار ثبت شده منظره' را در شش ایالت و منطقه در استرالیا بکار میبرد.
در بین نیوزیلند، اعضای NZILA زمانیکه حالت مسلکی شان را دست میاورند، ‌میتوانند عنوان معمار ثبت شده منظره NAILA را بکار ببرد.
ماموریت ILASA این است که مسلک معماری منظره را پیشرفت داده و ستندردهای بالای خدمات مسلکی را در مقابل اعضایش ارج گذاشته و در هر موضوع از مسلک معماری منظره که ممکن علایق اعضای انستیتیوت را متأثر سازد نمایندگی نماید.
در حال حاضر پانزده پروگرام معتبر در انگلستان موجود است.
"در 2008 یک حرکت بزرگ استخدام به اسم ""من میخواهم یک معیار منظره باشم"" را آغاز کرد تا مطالعه معماری منظره را ترویج نماید."
چندین ایالت سپری نمودن یک امتحان ایالتی را نیز لازم دانسته است.
در قرن 6م قبل المیلاد، ریگ از قبل مجسمه های عبادتگاه اصلی را تا به زانوهایشان پوشانده بود.
یک طرح برای اینکه عبادتگاه ها نجات داده شود روی یک نظریه توسط ویلیام مک کویتی اساس نهاده شده بود تا یک بند آب تازه و صاف را در دور و بر عبادتگاه اعمار نماید تا آب را در داخل مساوی با ارتفاع نیل نگهداری نماید.
آنها فکر میکردند که بالا کردن عبادتگاه ها اثر فرسایش سنگ های ریزه توسط بادهای صحرا را مد نظر نگرفته است.
بین 1964 و 1968 تمام سایت محتاطانه به بخش های بزرگ تقسیم شد (تا به 30 تن، با اوسط 20 تن)،‌ این بخش ها پارچه شد، بالا شد و دوباره در یک مکان جدید 65 متر بالاتر و 200 متر در عقب دریا تنظیم شد که این یکی از عمده ترین چالش های انجینری باستان شناسی در تاریخ است.
بسیاری از بینندگان از طریق هواپیما در یک میدان هوایی که مخصوصاً برای کمپلکس عبادتگاه اعمار شده بود می آمدند،‌ یا هم از طریق سرک از اسوان که نزدیکترین شهر است می آمدند.
مجسمه های عظیم در کنار دیوار دست چپ تاج سفید مصر بالایی را دارد، درحالیکه آنهاییکه در جهت مخالف اند دارنده تاج جوره‌ی مصر بالا و پایین (سینت) است.
مشهورترین برجسته کاری نشان دهنده پادشاه بر تیرانداز کمان های ارابه علیه دشمن در حال فرار اش که اسیر گرفته شدند است.
تصاویر رامسیس و نیفیرتاری با کشتی های مقدس امون و را-هوراختی وجود دارد.
این تاریخ ها به اساس گزارشها بترتیب روز تولد و روز تاجگذاری پادشاه است.
در حقیقت، بر اساس محاسبات که بر اساس ظهور شمسی ستاره سیریوس (سوثیس) و کتیبه های که توسط باستان شناسان ایجاد شده است انجام شده است، این تاریخ باید که 22 اکتوبر بوده باشد.
این در حقیقت بار دوم در تاریخ مصر بود که یک عبادتگاه به یک ملکه اختصاص داده شده بود.
بطور مرسوم، مجسمه های ملکه نزدیک به مجسمه فرعون بود، مگر هیچگاهی از زانو او بالاتر نبود.
مراکز ستون ها نشان دهنده صورت الهه هاثور بود؛ این نوع ستون بنام هاثوریک نامیده میشود.
روی دیوارهای شمالی و جنوبی این کانال دو نقشه برجسته برازنده و شاعرانه پادشاه و گروه اش که پیپروس را به هاثر نشان میدهد وجود دارد،‌ کسیکه روی یک گاو بر یک کشتی در یک درختزار انبوه پاپیرو سفر میکند نشان داده شده است.
باور بر این است که هیچ یک از تعمیرات کنونی به قرن 17م بر نمیگردند، مگر آنها احتمالاً‌ با میتودها و طرح های همسان تعمیر اعمار گردیده همانطوریکه این میتودها و طرح ها برای قرن ها قبلاً استفاده شده بودند.
دیگر کسبه ها و کسور تماماً در مسیر این راه واقع شده بودند، مانند تمدت نزدیک به شمال.
تعمیرات ساختمان یکجا در یک دیوار دفاعی که شامل برج های کناری و دروازه میشد گروه بندی شده بودند.
قریه همچنان یک تعداد تعمیرات عامه یا اجتماعی مانند مسجد، کاروانسرای، کسبه (استحکامات قلعه مانند) و مارابوت سیدی علی یا امیر را دارا میباشد.
این از خاک و گِل فشرده، که معمولاً‌ با مواد دیگر جهت کمک به چسپندگی مخلوط شده بود.
بند اسوان، یا بطور مشخص از دهه 1960 بند بالای اسوان، بزرگترین بند خاکریز است که روی نیل در اسوان، مصر بین 1960 و 1970 اعمار شده بود.
مانند اجراآت دیگر، بند بالا اثر مهم روی اقتصاد و کلتور مصر داشت.
اما، این سیلاب های طبیعی تفاوت میکرد، بخاطریکه سال های آب زیاد میتوانست تمام محصولات را از بین ببرد، درحالیکه سالهای کم آب میتوانست خشکسالی گسترده و در نتیجه سبب قحطی گردد.
در عوض پلان دره نیل توسط هایدورلوجیست بریتانیایی ادوین هرست پسندیده میشد، کسیکه پیشنهاد کرد آب در سودان و ایتوپیا، جاییکه تبخیر خیلی کم است ذخیره گردد.
اولاً، هم ایالات متحده و هم USSR در همکاری به توسعه بند علاقمند بودند.
در آن زمان ایالات متحده هراس داشت که کمونیزم به خاور میانه گسترش خواهد یافت، و ناصر را منحیث یک رهبر طبیعی ضد کمونیست طرفدار سرمایه داری اتحادیه عرب شناخت.
بعد از انتقاد ملل متحد به علت یک حمله توسط اسرائیل در مقابل نیروی های مصری در غزه در 1955، ناصر درک کرد که او خود را به عنوان رهبر نشنلیزم پان-عرب معرفی کرده نیمتواند اگر او کشور خود را از نگاه نظامی در مقابل اسرائیل دفاع کرده نتواند.
ناصر این شرایط را قبول نکرد و با USSR برای حمایت مشورت کرد.
دولیز به علت به رسمیت شناخته شدن دیپلوماتیکی چین توسط ناصر، که با پالیسی جلوگیری کمونیزم دولیز در تضاد مستقیم قرار داشت بسیار عصبانی شد.
او همچنان از بی طرفی ناصر و تلاش های او برای بازی هر دو طرف جنگ سرد عصبانی بود.
بند بزرگ سنگی و گلی توسط مؤسسه پروژه آبی شوروی با بعضی از انجینران مصری طرح شده بود.
برعکس، بند یک ساحه بزرگ را برد که باعث جابجایی بیشتر از 100,000 مردم گردید.
ارزیابی مصارف و مزایای بند ده ها سال بعد از تکمیل آن بحث انگیز است.
بدون در نظرداشت تاثیرات منفی محیطی و اجتماعی بند، هزینه های آن بطور تخمینی در جریان فقط دو سال جبران میشود.
ناظر دیگر مخالفت کرد و او توصیه کرد که بند باید از بین برده شود.
بند سطح تاثیرات سیلاب ها را مانند سیلاب های 1964، 1973 و 1988 کاهش داد.
یک شرکت صنعتی جدید ماهیگیری در اطراف جهیل ناصر ایجاد گردیده است، اگرچه به دلیل فاصله بیشتر از مارکیت های مهم با مشکلات مواجه است.
تقریباً نیم میلیون خانواده ها در این زمین های جدید مستقر شده بودند.
در دیگر زمین های قبلی آبیاری شده حاصلات افزایش یافت بخاطریکه آب در زمان جریان بسیار کم نیز قابل دسترس بود.
در سودان از 50,000 الی 70,000 نوبیایی سودانی از شهر کهنه وادی هلفا و قریه جات چهار اطراف آن بیجا شدند.
دولت یک پروژهء آبیاری را که بنام طرح جدید توسعه زراعتی هلفا یاد میشود برای کشت پنبه، غله جات، نیشکر و سایر محصولات زراعتی توسعه داد.
خانه و تسهیلات برای 47 واحد روستایی ساخته شد که رابطه آنها با یکدیگر تقریباً مشابه به نوبیا قدیم بود.
ارزش غذایی اضافه شده به زمین توسط رسوب فقط 6,000 تن پوتاشیم، 7,000 تن فاسفورس پنت اکساید و 17,000 تن نایتروجن بود.
شوری خاک نیز افزایش یافت بخاطریکه فاصله میان سطح زمین و سطح آب زیر زمینی بسیار کم (1–2 متر با در نظرداشت حالات خاک و درجه حرارت) بود تا زمینه را برای کش کردن آب بطرف بالا توسط تبخیر مساعد سازد تا غلظت های نسبتاً پایین نمک در آب زیرزمینی در سطح خاک در طول سالها انباشته شود.
در دهه 1950 فقط قسمت کوچک از مصر بالا از حوضه دریا (انتقال کم) به آبیاری سالانه (انتقال بلند) تبدیل نشده بود.
S. haematobium از آن زمان بدینسو بصورت کامل ناپدید شده است.
به این معنی که حجم مرده ذخیره بعد از 300–500 سال پر خواهم شد اگر رسوب به همین اندازه در سرتاسر ساحه جهیل تجمع میکرد.
بعد از اعمار بند، گیاه هرزه آبی با کمک بقایای کود کیمیاوی در آب روشن بسیار سریع رشد کرد.
ماهیگیری مدیترانه ای و ماهیگیری جهیل شور بعد از ختم بند کاهش یافت بخاطریکه مواد غذایی که از دریای نیل به مدیترانه جریان پیدا میکرد پشت سر بند، بند میماند.
یکی از نگرانی قبل از اعمار بند بلند عبارت از سقوط بالقوه بستر دریا در نتیجه تخریب به علت جریان آب بدون رسوب بطرف پایین بند بود.
صنعت اعمار خشت سرخ که شامل صدها شرکت بود که از رسوبات دریای نیل در طول دریا استفاده میکرد، نیز بصورت منفی متاثر گردیده است.
به علت گل آلودی کمتر دیوال، روشنی آفتاب عمیق تر در آب نیل نفوذ میکند.
کار ساختمانی در 1995 آغاز گردید و بعداً تقریباً 220 ملیون دالر امریکایی مصرف شده است و این مجمتع بصورت رسمی بتاریخ 16 اکتور سال 2002 افتتاح گردید.
ایجاد مجدد کتابخانه باستانی نه تنها توسط افراد و ادارات دیگر قبول شد، بلکه حمایت سیاستمداران مصری را نیز بدست آورد.
دخالت یونیسکو که در 1986 آغاز گردید برای پروژه یک فرصت خوبی را ایجاد کرد تا واقعاً در تمرکز بین المللی باشد.
این گروه معماری دارای ده عضوه بود و از شش کشور نمایندگی میکرد.
تعهدات اولی برای تمویل مالی این پروژه در یک کنفرانس برگزار شده در اسوان در 1990 صورت گرفت: 65 ملیون دالر امریکایی، بیشتر از ایالت های MENA.
در 2010، این کتابخانه کمک 500,000 کتاب را از کتابخانه ملی فرانسه، Bibliothèque nationale de France (BnF) بدست آورد.
اطاق اصلی مطالعه زیر یک چت دارای 32 متر ارتفاع با صفحه شیشه ای قراردارد که مانند یک ساعت آفتابی بطرف بحر کج شده است و تقریباً 160 متر قطر دارد.
با داشتن تقریباً 1,316 محصول مصنوعی، مجموعه موزیم آثار باستان یک نگاه را برای تاریخ مصر از عصر فرعونیان تا فتح اسکندر مقدونی و تمدن های رومی قبل از ظهور اسلام در سراسر مصر فراهم میسازد.
مایکروفلم: این بخش تقریباً دارای 30,000 نخسه مایکروفلم های کمیاب و 50,000 اسناد و هچنان مجموعه از کتابخانه بریتانوی تقریباً دارای 14,000 نخسه عربی، فارسی و ترکی است که بزرگترین مجموعه در اروپا محسوب میگردد.
اگرچه، در 2010 این کتابخانه 500,000 کتاب دیگر را از Bibliothèque nationale de France. دریافت کرد.
مسجد جامع دجین یک تعمیر کلان خشت خام است که به نظر بسیاری از معماران یکی از بزرگترین دستاورد های سبک معماری Sudano-Sahelian محسوب میشود.
اولین سند ذکر این مسجد عبد الصادی تاریخ ال-سودان است که تاریخ ابتدایی را احتمالاً از دستور شفاهی قسمیکه در وسط قرن هفدهم وجود داشت ارائه میکند.
جانشین بعدی او منار های مسجد را ساخت درحالیکه سلطان بعدی چهاردیواری را ساخت.
این ممکن تعمیر باشد که کیلیی آنرا دیده بود.
مسجد جدید تعمیر بزرگ و پایین بود که هیچ منار یا تزئین نداشت.
بازسازی آن در سال 1907 با استفاده از کارگران اجباری تحت رهبری اسماعیلیه تروری که رئیس اتحادیه معماران دجین بود تکمیل شد.
مناقشات در مورد اینکه طراحی مسجد بازسازی شده تا کدام اندازه تحت نفوذ فرانسه بود، وجود داشت.
او فکر کرد که مخروط های که تعمیر را شبیه معبد سبک باروک میکند به خدای شیاف اهدا شده است.
او همچنان میگوید که مردم محل به اندازه از تعمیر جدید ناراضی بودند که آنها پاک کردن آنرا رد کردند و این کار را فقط در صورت انجام دادند که تهدید به زندان شدند.
قبر بزرگ بطرف جنوب دارای بقایای المنی اسماعیل است که یک امام مهم قرن 18 بود.
در برخی از موارد، سطوح اصلی یک مسجد حتی کاشی کاری شده اند که نمای تاریخی آنرا از بین میبرد او در برخی از موارد تمامیت ساختمانی تعمیر را در خطر می اندازد.
در 1996، مجله وگیو در داخل مسجد تصویر برداری فیشن گرفت.
به این توسط شش سیت زینه ها دسترسی پیدا میشود که هر یکی آن با مناره ها تزئین گردیده است.
دیوال نماز یا قبله مسجد کیبر بطرف شرق مکه واقع شده است و بازار شهر از آن دیده میشود.
گنبذ های مخروط شکل بالای هر مناره با تخم شتر مرغ پوشانده شده است.
کلکین های کوچک و دارای موقعیت غیرمنظم در دیوال های شمال و جنوب اجازه میدهد تا کمی نور طبیعی به صالون داخلی برسد.
امام نماز ها را از محراب در برج مرکزی بزرگ اداء میکند.
بطرف راست محراب در برج مرکزی یک طاقچه دوم، منبر است که امام از آنجا وعظ میکند و خطبه روز جمعه میخواند.
دیوار های گالری بطرف حویلی با مجرا های طاقدار نقطه گذاری شده اند.
به عوض یک طاقچه واحد مرکزی، برج محراب در ابتداء دارای یک جوره طاقچه بود که شکل طاق های ورودی در دیوار شمالی را منعکس میکرد.
این مستلزم چند روز برای تداوی است مگر نیاز به مخلوط کردن دوره ای دارد، یک وظیفه که مربوط بچه های جوان که در مخلوط کردن بازی میکنند، بدین گونه محتویات را مخلوط میکند.
در شروع جشن یک مسابقه دوش برگزار میشود تا دیده شود که اولین نفر کی خواهد بود که گچ را به مسجد برساند.
در 1930، یک کاپی نادرست مسجد دجینی در شهر فریجوس در فرانسه جنوبی ساخته شد.
مسجد اصلی که توسط یکی از مهمترین مراکز آموزش اسلامی در افریقا در جریان قرون وسطی رهبری میشد، صدها دانش آموزان آن برای خواندن قرانکریم به مدرسه های دجینی می آمدند.
در 20 جنوری 2006 دیده شدن یک تیم از مردان که چت مسجد را قطع میکردنند در شهر باعث بوجود آمدن بی نظمی گردید.
در مسجد گروه از مردم هواکش های از طرف سفارت ایالات متحده در زمان جنگ عراق هدیه داده شده بود کشیدند و بعداً در شهر وحشیگری کردند.
ابوالهول بزرگ غزه، که معمولاً به عنوان ابوالهول غزه یا فقط ابوالهول یاد میشود، یک مجسمه خوابیده سنگ آهک ابوالهول و یک مخلوق افسانه ای است.
برعلاوه، زاویه و موقعیت دیوال جنوبی چهاردیواری به این اشاره میکند که گذرگاه که حرم خفری را با دره معبد وصل میکند قبل از پلان شدن ابوالهول وجود داشت.
هنگامیکه ستون سنگی یادبور در سال 1925 دوباره حفر گردید، خطوط متن که به خاف راجع میشود پاک و تخریب گردید.
آیین مذهبی ابوالهول تا زمان قرون وسطی ادامه یافت.
حرم های اسکندریه، روزیتا، دامیتا، کیرو و گیزه بصورت مکرر تشریح شده است، مگر لزوما جامع نه.
" هفت سال بعد از ملاقات گیزه، اندری تیویت (Cosmographie de Levant, 1556) ابوالهول را به عنوان""یک سر عظیم الجثه که توسط ایسیس دختر اناچوس که بسیار محبوب خدای بزرگ رومی ها بود ساخته شد"" تشریح کرد."
ابوالهول جوهنیز هیلفریچ (1579) یک زن دارای روی نیشگون، سینه گرد با گیسو مستقیم است؛ یگانه لبه بالای تیویت این است که موی دامن شعله ور روسری را نشان میدهد.
اگرچه بعضی از رشته ها در ستون سنگ یادبود احتمالاً دقیق اند، این گذرگاه توسط شواهد باستانی تنقیض میشوند و به این ترتیب به عنوان تجدید نظر طلبی دوره اخیر در نظر گرفته میشوند و یک دروغ هدفمند است که توسط روحانیون محلی به عنوان تلاش برای الهام بخشیدن معبد ایسیس معاصر با یک تاریخ باستانی که هیچگاه آنرا نداشت، است.
"اگرچه، کشفیات کنونی شدیداً نشان میدهد که این واقعاً قبل از سلطنت خفری در سلسله چهارم ساخته نشده است.""
"میسپیرو عقیده داشت که ابوالهول ""باستانی ترنی یادبود در مصر"" بود."
برخی از روسری آن در سال 1926 به علت تخریب که عمیقاً گردن آن را نیز بریده بود افتیده بود.
لایه که سر در آن مجسمه سازی گردیده بسیار سخت است.
داستان های دیگر آنرا به کار مملوک ها نسبت میدهند.
به اساس المقریزی بسیاری از مردم هاییکه در ساحه زندگی میکنند عقیده دارند که ریگ افزایش یافته که جلگه گیزه را پوشانده بود مجازات عمل تخریب الدهر بود.
المینوفی بیان کرد که جنگ صلیبی اسکندریه در 1365 یک مجازات الهی برای یک صوفی شیخ برای شکستن بینی خانقا سعید بود.
این نظریه توسط باستان شناسان کاذب در نظر گرفته شده است، بخاطریکه هیچ شواهد متنی یا باستان شناسی ازین حمایت نمیکند که این دلیلی برای تمایل بر ابوالهول باشد.
یک تاریخ طولانی تفکر در مورد پنهان بودن اتاق ها زیر ابوالهول توسط چهره های مانند ایچ سپنسر لیویس وجود دارد.
اعتقاد بر این است که این دومین ساحه تاریخی بیشتر بازدید شونده در مصر است؛ فقط هرم مجتمع گیزه نزدیک قاهره دارای بیشترین بازدید ها است.
سه بخش دیگر، محوطه مت، محوطه مونتو و معبد امنهوتیپ چهارم نزدیک به مردم عامه واقع شده اند.
معبد اصلی تخریب و تا یک اندازه توسط هتشیپسوت بازسازی شد، اگرچه در اطراف آن یک فرعون دیگر ساخته شد تا تمرکز یا تمایل ساحه مقدس را تغییر دهد.
اعمار معبد ها در دوران پادشاهی متوسط آغاز و تا زمان بطلمیوس ادامه یافت.
خدایان سلسله را از بعضی های که در ابتداء پرستش میشدند تا آنهاییکه بسیار دیر در تاریخ فرهنگ باستانی مصر پرستش میشدند نشان داده است.
این پوشش های بدون انحنا ممکن با استفاده از اهرام ها به اندازه این ارتفاعات بلند شده باشند.
اگر برای زینه از سنگ ها استفاده شده باشد، آنها ممکن دارای توانایی استفاده از مواد کمتر داشته باشند.
حکاکی نهایی بعد از گذاشتن درم ها اجرا میشد تا در جریان گذاشتن تخریب نشوند.
بنظر میرسد که شهر تیبز قبل از سلسله یازدهم دارای اهمیت زیادی نبود و تعمیر معبد قبلی نسبتاً کوچک بود که دارای مقبره های خدایان قبلی تیبز، الهه موت زمین و مونتو بود.
امون (که بعضی اوقات امین گفته میشود) خدای سرپرست طولانی محلی تیبز بود.
کار اعمار اساسی در محوطه امون-ری در جریان سلسله هژدهم هنگامیکه تیبز پایتخت متحد مصر قدیمی گردید صورت گرفت.
پروژه دیگری او در محل، کلیسای کوچک سرخ کرناک یا کپبیل روگ بود که به عنوان مقبره باروکی در نظر گرفته شده بود که اصلاً ممکن میان دو ستون هرمی شکل او ایستاد شده باشد.
شناخته شده به عنوان ستون هرمی شکل ناتکمیل، این شواهد را فراهم میسازد که ستون های هرمی چگونه کنده شده بودند.
تغییر اساسی آخر در طرح محوطه امون-ری عبارت از اضافه شدن راهرو اولی و چهار دیوالی های بزرگ که تمام محوطه را احاطه میکند بود که هر دو آن توسط نیکتانیبو یک سلسله سی وم اعمار گردیده اند.
مجتمع معبد کرناک برای اولین بار توسط یک ونیسی نامعلوم در 1589 تشریح شده است اگرچه گزارش او هیچ نامی را برای این مجتمع نداده است.
نوشته پروتایی ها در مورد سفر آنها توسط میلچیسیدیچ تیوینوت (Relations de divers voyages curieux نخسه های 1670s–1696) و جوهان مایکل وانسلیب (دولت فعلی مصر، 1678) منتشر شد.
به تعقیب کار های حفاری و بازسازی توسط تیم پوهنتون جانز هوپکینز که توسط بیتسی براین رهبری میشد (زیر را مشاهده کنید) محوطه مت برای مردم عامه باز شد.
در 2006، بیتسی براین دستاورد های یک جشن خود را که شامل آزادی ظاهری افراطی الکول بود ارائه کرد.
این دستاورد ها در معبد مت بمیان آمدند زیرا زمانی که تیبز به برتری بیشتر رسید، مت خدای جنگجو، سیخمت و بست را به عنوان بعضی از جنبه های خود جذب کرد.
در افسانه بعدی که در نزدیکی جشن سالانه مستی سیخمت بمیان آمده بود، را، بعداً خدای آفتاب مصر علیا، او را از یک چشم آتشین که از مادرش بدست آمده بود خلق کرد تا آنهایی را که در مقابل او دسیسه سازی کرده بودند (مصر سلفی) از بین ببرد.
معبد لکسر یک مجتمع معبد بزرگ قدیمی مصری است که در حوزه شرق دریای نیل در شهر که امروز لکسر (تیبز قدیم) نامیده میشود موقعیت دارد و تقریباً در 1400 قبل از میلاد اعمار گردیده بود.
چهار معبد بزرگ که توسط بازدید کنندگان اولیه دیده میشد شامل معبد سیت اول در گورنا، معبد هتشیپسوت در دیر ال بهری، معبد رامسیس دوم (یعنی رامیسیوم) و معبد رامسیس سوم در میدینت هبو است.
در عقب معبد کلیسا های کوچک وجود دارد که توسط آمنهوتیپ سوم سلسله 18 و اسکندر ساخته شده اند.
این سنگ ریگی به عنوان سنگ ریگی نوبیایی شناخته میشود.
"اسکندر بداوی، ""وهم گرایی در معماری مصری، ""مطالعات در تمدن شرق قدیم، 35 (1969): 23."
در امتداد جاده ها مراکز برای بعضی از مراسم مانند فیست آف اوپیت که برای معبد ارزش داشت تنظیم شده بودند.
لالیبیلا یک شهر در ولسوالی شمالی وولو زون در منطقه امهارا، ایتوپیا است.
برای عیسوی ها، لالیبیلا یکی از مقدس ترین شهر های ایتوپیا است، دوم فقط برای اکسوم و یک مرکز زیارت.
گفته میشود که نام های چندین جای در شهر عصری و نقشه عمومی خود کلیسا های سنگ بریده شده نام ها و نمونه های تقلیدی است که توسط لالیبیلا در جریان وقت که او آنرا به عنوان یک جوان در بیت المقدس و زمین مقدس سپری کرده است مشاهده شده است.
ایمان عیسوی بسیاری از ویژگی ها را با نام های انجیلی الهام می بخشد – حتی دریا لالیبیلا به عنوان دریای اردن شناخته میشود.
ملا پورتگالی فرانسیسکو الویرس (1465–1540) سفیر پورتگال را در دیدار او به داویت دوم در دهه 1520 همراهی کرد.
بازدیدکننده اروپایی بعدی گزارش شده از لالیبیلا، میگیول دی کاستانهوسو بود که به عنوان سرباز تحت فرمان کریستووا دا گاما خدمت کرد و ایتوپیا را در سال 1544 ترک کرد.
"ستون های آن نیز از کوه قطع شده بودنند."")،"
در مورد زمان اعمار بعضی از کلیسا ها اختلاف وجود دارد.
گزارش او دو نوع خانه های بومی که در ساحه مذکور یافت میشوند تشریح کرده است.
صومعه سینت کترین، که صومعه رسمی مقدس کوه سینا است، یک صومعه ارتودکس شرقی است که در شبه جزیره سینا به عنوان دهن یک دره کوچک در پا کوه سینا در نزدیکی شهر سینت کترین مصر موقعیت دارد.
"صومعه سینت کترین در سایه یک گروپ سه کوه؛ راس سفسفی (احتمالاً ""کوه هوریب"" c.1 کیلومتر غرب)، جبل ارینزیاب و جبل موسی، ""کوه انجیلی سینا"" (قله c.2 کیلومتر جنوب) موقعیت دارد.
خود کترین امر آغاز کردن اجرأت را صادر کرد.
"صومعه به امر امپراطور جستینین اول (سلطنت 527–565) ساخته شد، که محوطه کلیسای کوچک بوته سوزان (که به عنوان ""کلیسای کوچک سیت هیلین"" نیز شناخته میشود) امر شد که توسط ملکه همسرهیلینا، مادر کاستنتین کبیر در ساحه ساخته شود که موسی در آنجا بته سوزان را دیده بود."
این ساحه به عیسویت، اسلام و یهودیزم اهداء گردیده است.
در قرن هفتم، لنگر های گوشه مسیحی سینا از بین رفتند: فقط صومعه مستحکم شده باقی ماند.
از زمان جنگ صلیبی اول، موجودیت صلیبی ها در سینا تا سال 1270 علاقمندی عیسویان اروپایی را تحریک کرد و تعداد حجاج باجرأت که از صومعه زیارت کرده بودند را افزایش داد.
وضعیت درست اداری کلیسا در داخل کلیسا اورتودکس شرقی مبهم است: توسط بعضی ها که خود کلیسا را شامل آن میسازند مستقل محسوب میشود، توسط دیگران یک کلیسای مستقل تحت محاکمه کلیسای ارتودکس یونانی بیت المقدس محسوب میگردد.
مگر در 2003 علماء روسی قانون اهداء نسخه خطی را کشف کردند که توسط شورای قاهره میتوچواین و اسقف اعظم کالیستراتس در 13 نومبر 1869 به امضا رسید.
نسخه ها خطی دست نوشته به علت استفاده مجدد یک چند بار در قرن ها قابل توجه هستند.
بررسی اجمالی هر صفحه تقریباً هشت دقیقه وقت گرفت.
مجموعه بزرگ آیکن که چند آنها با قرون 5-پنجم (احتمالاً) و 6-ششم آغاز میگردد، که دارای بقا های ویژه هستند؛ صومعه توسط ایکانوکلازم بزنتین لمس نشده و هیچگاه اخراج نشده اند.
حفاظت از ساختار های معماری، نقاشی ها کتاب های آن شامل بیشترین اهداف بنیاد میشود.
اندازه آن شگوفایی نسبی وقت را منعکس میسازد.
این در ساحه یک معبد قدیمی و کوچک ساخته شده بود که به هوروس نیز اهداء گردیده بود، اگرچه ساختار قبلی به عوض شمال-جنوب مانند مکان فعلی بطرف شرق-غرب تمایل داشت.
معبد ایدفو بعد از شکنجه کافران و فرمان مانع عبادت غیرعیسویان در داخل امپراطوری رومی در 391 به عنوان یک یادبود مذهبی غیرقابل استفاده گردید.
در طول قرن ها، این معبد تا عمق 12 متر (39 فوت) در زیر ریگ های دشتی و طبقات گلی دریای نیل دفن گردید.
در اگست 1860 میرتی، یک باستان شناس فرانسوی کار پاک سازی معبد ایدفو را از ریگ ها آغاز کرد.
زیمباوی بزرگ یک شهر قرون وسطی در تپه های جنوب شرقی زیمباوی نزدی جهیل موتیریکوی و شهر ماسوینگو است.
اعقتاد بر این است که زیمباوی بزرگ به عنوان یک قصر شاهی برای پادشاهان محلی فعالیت کرده است.
آنها بدون هاوان (سنگ خشک) ساخته شده بودند.
اولین بازدید های تایید شده توسط اروپایی ها در اواخر قرن 19 با تحقیقات محل که در 1871 آغاز گردیده بودند، صورت گرفته بودند.
ساحه زیمباوی بزرگ در قرن 4-چهارم پس از میلاد مسکونی گردید.
دیوید بیچ باور دارد که شهر و ایالت آن، پادشاهی زیمباوی، از 1200 تا 1500 رونق یافت، اگرچه تاریخ ابتدایی فوت او توسط یک شرح انتشار یافته در اوایل دهه 1500 به جو دی باروس تاکید گردیده است.
آنها به عنوان مجتمع تپه، مجتمع دره و محوطه بزرگ شناخته میشوند.
مجتمع دره به مخروبه های دره بالا و پایین با دوره های مختلف وظیفه تقسیم شده اند.
تمرکز قدرت از مجتمع تپه در قرن 12-دوازدهم به محوطه بزرگ، دره بالا و بلاخره به دره پایین در اوایل قرن 16-شانزدهم انتقال یافت.
سایر لوازم تاریخی شامل مجسمه های سنگ صابون (که یکی آن در موزیم بریتانوی است)، ظروف گلی، زنگ های فلزی، عاج های ماهرانه ساخته شده، سیم های فلزی و مسی، دسکاله های فلزی، نوک نیزه های برونجی، قالب ها مسی و ظروف مخصوص ذوب فلز، مهره های طلایی، دست بند ها، آویزه ها و غلاف ها است.
تجارت بین المللی برعلاوه تجارت زراعتی محلی بود که گاو ها در آن دارای ارزش مخصوص بودند.
تاجران پورتگالی در مورد بقایای شهر قرون وسطی در اوایل قرن 16 شنیدند و ریکارد های باقی ماندن مصاحبه ها و یادداشت ها ساخته توسط بعضی از آنها که زیمباوی بزرگ را با تولید طلا و تجارت فاصله طولانی وصل میکردند.
او تأکید کرد که این مجسمه سفالی در عوض به عصر بعد از بطلمیوس (323–30 c. قبل از میلاد) معلوم میگردد، هنگامیکه تاجران مستقر در اسکندریه یونان آثار قدیمی مصری و آثار قدیمی جعلی را به افریقای جنوبی صادر میکردند.
بینت هیچ گونه آموزش باستان شناسی را بدست نیاورده است، مگر درعربستان، یونان و آسیا صغیر بسیار سفر کرده است.
آنها دارای رسم و رواج یهودی های قدیمی یا نژاد عربی جنوب از طریق خط مردانه آنها داشتند.
ادعای لیمبا همچنان توسط ویلیم بولتس (در 1777، مقامات هبسبرگ اتریش) و توسط یک A.A اندرسن (که در مورد سفر های شمالی دریا لیمپاپو در قرن 19 نوشته است) گزارش داده شده است.
او ابتداء سه گودال آزمایشی را در چیزی که اتاق های رد در تراس های بالای مجتمع تپه است غرق کرده است که یک ترکیب قابل ملاحضه ظروف گلی و آهنگری را تولید میکند.
کاتن تامپسن فوراً نظریه منشاء بانتو خود را در یک جلسه اتحادیه بریتانوی در جوهانزبرگ اعلام کرد.
شواهد رادیو کاربن عبارت از مجموعه 28 اندازه گیری ها است که تمام آنها مگر چهار اولی آن از روز های اول استفاده آن میتود که حالا نادرست دیده میشوند، وقایع نگاری قرون 12 تا 15 را حمایت میکند.
حذف طلا و آثار باستانی در حفر کردن توسط مستعمیرین اولیه باستانی باعث تخریب گسترده بویژه حفر کردن توسط ریچارد نیکلین هال گردیده است.
پریبین کارشولم می نویسد که هر دو گروپ های استعماری و قوم پرست سیاه پوست از ماضی زیمباوی بزرگ خواستند تا دید کنونی کشور آنها را از طریق رسانه تاریخ مشهور و داستان حمایت کند.
پیکیرایی و کارشولم پیشنهاد میکنند که این ارائه زیمباوی بزرگ در تلاش تشویق کردن به مسکون شدن و سرمایه گذاری در ساحه بود.
در 1980 کشور جدید خودمختار برسمیت شناخته شده بین المللی برای این محل تغییر نام شد و حکاکی های مشهور طلق پرنده گان آن از پرچم رودزی و نشان ملی به عنوان یک سمبول ملی حفظ گردیده بودند و در پرچم جدید زیمباوی مجسم گردیده است.
یکی از مثال های قبلی رساله کین مفوکا است، اگرچه کار شدیداً مورد انتقاد صورت گرفته است.
این برای حفظ تاریخ غنی این کشور که به علت جهانی شدن با آینده تاریک روبرو بود ایجاد گردیده بود.
این محل تعداد زیادی از سبک های معماری به نمایش میگذارد که یادآور سبک های است که در مکسیکو مرکزی و در Puuc و چینیس زمین های پایین مایا شمالی دیده شده اند.
این شهر ممکن است متنوع ترین جمعیت در جهان مایا داشته باشد یک فکتور که با سبک های مختلف معماری در محل کمک کرده میتواند.
"یکی از ترجمه ممکن برای ایتزا "افسونگر (یا جادو) آب است"" از (itz) آن، ""جادوگر""، و ha، ""آب""."
این شکل تفاوت پدیده ای میان chʼ و ch را حفظ میکند، زیرا کلمه اصلی chʼeʼen (که اگرچه در مایا بالای آن فشار وارد نمیشود) با یک حرف بیصدای مدغم شده خروجی آغاز میگردد.
"ازاین مخزن های طبیعی آب، ""مخزن های طبیعی آب سارگادو"" یا مخزن طبیعی مقدس آب (که به عنوان چاه مقدس یا چاه قربانی نیز شناخته میشود) مشهورترین آنها است."
"در عوض، سازمان سیاسی شهر توسط یک سیستم ""ملتیپل"" ساخته شده میتوانست که از طریق شورای که توسط اعضای نخبه حاکم اجدادی ساخته شده است، به عنوان فرمانروایی شناخته شده باشد."
اگرچه این بطرف پایان دوره پسا کلاسیک و بخش ابتدایی کلاسیک نهایی بود که این ساحه یک پایتخت بزرگ ساحوی شد و در زمین های پایین شمالی مایا بالای زندگی سیاسی، فرهنگی اجتماعی، اقتصادی و ایدیولوژیکی متمرکز و مسلط شد.
هونک سیل بطور فرضی به قدرت رسیدن خود را پیش بینی کرد.
در حالیکه بعضی از شواهد باستان شناسی وجود دارد که نشان میدهد که چیچن ایتزا یک بار غارت و چور گردیده، به نظر میرسد که شواهد بزرگتری وجود داشته باشد که این کار توسط مایاپن انجام شده نمیتواند، حد اقل زمانی که چیچن ایتزا یک مرکز فعال شهری بود.
بعد ازینکه فعالیت های نخبه چیچن ایتزا متوقف شدند، این شهر ممکن ترک نشده باشد.
مونتیجو در 1531 با نیرو ها به یکوتان برگشت و پایگاه اصلی خود را در کمپیچ در ساحل غربی تاسیس کرد.
مونتیجو جوان بلاخره به چیچن ایتزا رسید که او نام آنرا به سیوداد ریل تغییر داد.
ماه ها گذشت، مگر هیچ نیرو نرسیدند.
در 1535، تمام هسپانوی ها از جزیره یوکاتان کشیده شده بودند.
در 1860، دیزایر چارنی در چیچن ایتزا سروی کرد و عکس های زیادی گرفت که در Cités et ruines américaines (1863) نشر شد.
" Augustus Le Plongeonکه "" Chaacmo"" نامیده میشد (بعداً نام به ""Chac Mool""تغییر کرد که عبارت از اصطلاح بود که تمام انواع مجسمه های که در میزوامریکا یافت میشدند را تشریح میکرد.."
در سال 1894 قنسل ایالت متحده در یوکاتان، ایدوارد هربرت تامپسن، هاسیندا چیچن را خریداری کرد که شامل ویرانه های چیچن ایتزا بود.
تامپسن برای لایروبی سینوت سگرادو (سینوت مقدس) 1904 تا 1910 بیشتر مشهور بود جاییکه او صنایع طلا، مس و پشم تراشیده و همچنان اولین نمونه های چیزی که باور بر این بود که تکه قبل از مایای کولمبیایی و اسلحه چوبی باشد کشف کرد.
انقلاب مکسیکو و بی ثباتی دولت بعدی و همچنان جنگ جهانی اول این پروژه را به مدت یک دهه تعطلیل کرد.
در عین زمان، دولت مکسیکو El Castillo (معبد کوکولکان) و گریت بال کورت را حفاری و بازسازی کرده است.
تامپسن، کسیکه در عین زمان در ایالات متحده بود هیچگاهی به یوکاتان برگشت نکرده.
در 1944 ستره محکمه مکسیکو حکم کرد که تامپسن هیچ قانون را نشکسته و چیچن ایتز را به وارثین اش تسلیم کرده است.
اولین آن توسط نشنل جیوگرافیک و دوم آن توسط منافع شخصی از نگاه مالی تمویل شده بود.
این شهر بر اراضی شکسته ساخته شده بود، که بطور مصنوعی لیول شده بود تا گروپ های اساسی معماری را با بیشترین تلاش مصرف شده در لیول کردن ساحات برای هرم کاستیلو و لاس مونجس، اوساریو و گروپ های اصلی جنوب غرب، بسازد.
تعدادی زیاد این تعمیرات سنگی در ابتداء به رنگ های سرخ، سبز، آبی و ارغوانی رنگ آمیزی شده بود.
مانند کلیسا های جامع در اروپا، رنگ ها یک حس بهتر کامل بودن را فراهم می ساخت و در تاثیر سمبولیک تعمیرات بسیار کمک کرده است.
تعمیر دارای سبک Puuc دارای نما ها بالایی موزائیک دیکور شده موزائیک است، مگر از معماری Puuc نقطه مرکزی در بلاک دیوار های معماری آن متفاوت است، قسمیکه با روکش های منطقه Puuc مخالف است.
در پایه بازو های شمال شرقی زینه ها عبارت از سر های تراشیده شده مار بزرگ است.
بعد از چندین آغاز نادرست، آنها یک زینه را تحت سمت شمال هرم کشف کردند.
دولت مکسیکو یک تونل را از پایه زینه شمالی بطرف بالا هرم قبلی راه زینه حفر کرد تا معبد را پنهان کند و آنرا به سیاحین باز کرد.
در یک صفحه، سر یکی از بازیکنان بریده شده؛ زخم جویبار های خون را به شکل مار های پیچ و خم شونده منتشر می سازد.
در قسمت پایان جنوب یک معبد بزرگتر دیگری وجود دارد مگر در ویرانه قرار دارد.
در داخل یک نقاشی بزرگ دیواری وجود دارد که قسمت بیشتر آن تخریب شده و صحنه جنگ را نشان میدهد.
این به اساس ترکیب مایا و سبک های تولتیک با یک زینه صعودی در هر چهار طرف آن ساخته شده است.
در قسمت داخل آن باستان شناسان مجموعه از مخروط های بزرگ را که از سنگ تراشیده شده اند و هدف آن معلوم نیست، کشف کرده اند.
نام آن از سلسله از محراب ها در قسمت بالای ساختمان که توسط اشکال تراشیده کوچک مردان با بازو های بالا شده که ""اتلانتیس"" نامیده میشود محکم گردیده اند.
این مجتمع مشابه معبد B در تولتیک پایتخت تولا است و میان این دو ساحات نوعی از ارتباط کلتوری را نشان میدهد.
این معبد یک ساختمان قدیمی که دی تیمپل آف دی چاک مول نامیده میشود پوشانده یا زیرخاک کرده است.
بطرف جنوب گروپ ستون های هزاری یک گروپ از تعمیرات کوچکتری با هم وصل شده قرار دارد.
یک بخش از نمای بالایی با نقش و نگار x و o در جلوی ساختمان به نمایش گذاشته شده است.
معبد ایکس تولوک یک معبد اخیراً بازسازی شده در قسمت بیرون پلیت فارم اوساریو است.
میان معبد ایکس تولوک و اوساریو چندین ساختار های هم تراز وجود دارد: پلیت فارم آف وینوس، که در طراحی مشابه به ساختار دارای عین نام همجوار کوکولکان (El Castillo) است، پلیت فارم آف تامبز و یک ساختار کوچک گرد بی نام.
"دی کاسا کولورادو (هسپانوی برای ""خانه سرخ"") یکی از تعمیرات بهترین محافظت شده در چیچن ایتزا است."
در سال 2009، INAH یک حیاط کوچک که با دیوار پشت کاسا کولورادو متصل بود بازسازی کرده بود.
نام این تعمیر برای مدت طولانی توسط مایا محلی استفاده شده است و بعضی از نویسندگان ذکر کرده اند که این بعد از نقاشی یک آهو بالای گچ کاری که حالا وجود ندارد نامیده شده است.
"هسپانوی ها این مجتمع لاس مونجاس را (""The Nuns"" یا ""The Nunnery"") نامیده اند، مگر این یک قصر دولتی بود."
این متن ها غالباً یک فرمانروا به نام Kʼakʼupakal را ذکر میکند.
این نام خود را از سنگ پیچاپیچ زینه در داخل میگیرد.
نمایی غربی دراز دارای هفت راهرو ها است.
پایان جنوبی تعمیر یک دخولی دارد.
داخل یکی از اتاق ها نزدیک چت یک چاپ دستی نقاشی شده است.
موقعیت غار در زمان های عصری مشهور است.
ای وایلیس اندریوز چهارم نیز این غار را در دهه 1930 کشف کرد.
در 15 سپتمبر 1959، جوز همبیرتو گومیز یک راهنما محلی، یک دیوار نادرست را در غار کشف کرد.
حتی قبل از نشر کتاب، بنجمن نورمان و بارون ایمانویل ون فریدریچستل بعد از ملاقات با ستیفنز به چیچن سفر کرد و هر دو آنها نتایج چیزی را که آنها دریافت کرده بودند نشر کرد.
در 1923، ولسوال کاریلو پورتو رسماً شاهراه را به چیچن ایتزا باز کرد.
هوتل مایالند در1930 افتتاح شد که در شمال هسیندا چیچن موقعیت داشت، که توسط مؤسسه کارنیگی گرفته شده است.
در 1972، مکسیکو Ley Federal Sobre Monumentos y Zonas Arqueológicas, Artísticas e Históricas (قانون فدرال در مورد یادبودها و ساحات باستانی، هنری و تاریخی) را تصویب کرد که تمام یادبود های قومی قبل از یادبود های کولمبیایی را بشمول آنهاییکه در چیچن ایتزا بود را تحت ملکیت فدرال قرار دارد.
راهنما های سیاحتی نیز یک تاثیر ویژه شنوایی را در چیچن ایتزا نشان خواهم داد: چکچک در مقابل زینه هرم El کاستیلو یک صدای یک پرنده را تولید میکند و قسمیکه توسط Declercq بررسی شده است مشابه به صدای پرنده رنگارنگ است.
INAH، که ساحه را مدیریت میکند تعدادی از یادبود ها را برای دسترسی مردم عامه بند کرده است.
اصلاً به عنوان یک پروژه توسعه دهنده راهنما معاملات و سناتور پیشین ایالت نیویارک ویلیم ایچ رینولدز، این تعمیر توسط والتر چریسلر، رئیس شرکت چریسلر ساخته شده بود.
یک ضمیمه در 1952 تکمیل شد و این تعمیر توسط فامیل چریسلر در سال بعدی فروخته شد که دارای مالکین متعدد بعدی بود.
این عصر توسط تغییرات عمیق اجتماعی و تکنالوژیکی شناخته میشد.
"سال بعدی، چریسلر توسط مجله تایم به عنوان ""شخص سال"" نامیده شده بود."
به تعقیب پایان جنگ جهانی اول، معماران اروپایی و امریکایی طراحی ساده را به عنوان بهترین مثال عصر مدرن و آسمان خراش ها ارت دیکو را به عنوان پیشرفت نماد، نوآوری و مدرن بودن نگاه کردند.
قبل از دخیل بودن او در پلانگذاری تعمیر، رینولدز برای توسعه پارک تفریحی Coney Island's Dreamland بهترین همه شناخته شده بود.
در 1927، بعد از چندین سال تأخیر، رینولدز معمار ویلیم وان الین را استخدام کرد تا در آنجا یک تعمیر چهل طبقه را طراحی کند.
وان الین و سیویرنس مکمل یکدیگر بودند که وان الین یک معمار اصلی و تخیلی بود و سیویرنس یک تاجر زیرک بود کسیکه امور مالی شرکت را برعهده داشت.
پروپوزل با داشتن پلان های رسمی برای تعمیر 63 طبقه ایی دو هفته بعد دوباره تغییر کرد.
تعمیر 56 طبقه ای مجاور چنین نیز تحت اعمار بود.
این پلان ها در جون 1928 تایید شدند.
او درعوض یک طرح بدیل را برای تعمیر رینولدز طراحی کرد که در اگست 1928 به نشر رسیده بود.
یک قرارداد در 28 اکتوبر اعطاء گردیده بود و تخریب در 9 نومبر تکمیل شده بود.
از اواخر 1928 تا اوایل 1929، اصلاحات در طرح گنبد ادامه یافت.
پایین، این طرح توسط قصد والتر چریسلر برای تبدیل کردن تعمیر به دفتر مرکز شرکت چریسلر متأثر شده بود و به این ترتیب بسیاری از جزئیات معماری بعد از محصولات موتر چریسلر مودل سازی شد مانند تزئینات پلیموت بانت (مشاهده کنید).
اعمار واقعی تعمیر در 21 جنوری 1929 آغاز شد.
باوجود فولاد کاری عجولانه تقریباً چهار فرش در هفته، هیچ کارگر در جریان فولاد کاری آسمان خراش فوت نکرد.
"40 وال ستریت و تعمیر چیسلر برای تفکیک ""بلندترین تعمیر جهان"" باهم رقابت کردن را آغاز کردند."
در 23 اکتوبر 1929، یک هفته بعد از انتخاب بهترین ارتفاع تعمیر ول ورت و قبل از آغاز تصادم فاجعه انگیز 1929 وال ستریت، منار مخروطی جور شد.
حتی تربیون هرالد نیویارک که دارای پوشش دوامدار کار اعمار برج از راه دور بود، نصب منار مخروطی را تا چند روز بعد از بلند شدن منار مخروطی گزارش نداده است.
"در لابی تعمیر، از صفحه برونزی که در آن ""برسمیت شناخته شدن سهم آقای چیسلر در پیشرفت مدنی"" نوشته شده بود، پرده برداشته شد.
ارزش تعمیر چیسلر 14 میلون دالر امریکایی ارزیابی شده بود، مگر از مالیات شهری طبق قانون 1859 مستثنی بود که طبق آن محل مذکور که ملکیت اتحادیه کوپر بود از پرداخت مالیات مستثنی بود.
رضایت وان الین در این دستاورد ها احتمالاً توسط امتناع بعدی والتر چیسلر برای پرداخت فیس بیلانس معماری اش خاموش شد.
اگرچه، شکایت قانونی علیه چیسلر شهرت وان الین را به عنوان یک معمار بصورت قابل توجهی کاهش داد، که با تاثیرات افسردگی عمده و انتقاد منفی، مقام او را خراب کرد.
در 1944، این شرکت پلان های را برای اعمار یک ضمیمه 38 طبقه ای در شرق تعمیر در چهارایی 666 سوم ارائه کرد.
سنگ ساختمان اصلی دیگر ساخته نمیشد و باید به صورت مخصوص جور میشد.
این فامیل این تعمیر را در سال 1953 به ویلیم زیکیندورف در بدل 18 میلیون دالر امریکایی فروخت.
در آن زمان، این یکی از بزرگترین فروش املاک در تاریخ شهر نیویارک گزارش داده شده بود.
در 1961، عناصر ضد زنگ فولادی این تعمیر بشمول سوزن، تاج، ناوه ها و دروازه های دخولی برای اولین بار پالش شدند.
شرکت این تعمیر را در بدل 35 میلیون دالر امریکایی خریداری کرد.
بازسازی این منار مخروطی در 1995 تکمیل گردید.
پاک کاری آن جایزه سال 1997 محافظت لوسی جی موسیس منار نیویارک را بدست آورد.
در جون 2008، گزارش داده شده بود که شورای سرمایه گذری ابوظبی در حال مذاکره خریداری 75% سود اقتصادی TMW، 15% از تیشمان سپیر پراپرتیز در تعمیر و یک سهم ساختار پرچون ترایلونز نزدیک دروازه به ارزش 800 میلیون دالر امریکایی بود.
این باعث 21% کاهش در مصرف انرژی مجموعی تعمیر، 64% کاهش در مصرف آب و81% اندازه فاضلاب دوباره به دوران انداخته شده گردید.
"اصول اخلاقی تمرین فلسفی.""
""فلسفه عبارت از تفکر انتقادی منطقی یک نوع بیشتر یا کمتر سیستماتیک در مورد ماهیت عمومی جهان (میتافزیک یا نظریه موجودیت)، توجیه اعتقاد (معرفت شناسی یا نظریه علم و دانش) و اخلاق زندگی (اصول اخلاقی یا نظریه ارزش) است.
میتافزیک فرضیه های بدون استدلال تجسم یافته در یک ادراک با مجموعه از عقاید منطقی و ترتیب شده در مورد جهان را بصورت عمومی عوض میکند.
در قرن 19-نوزدهم، رشد پوهنتون های تحقیقاتی مدرن زمینه را برای مسلکی شدن و تخصصی شدن فلسفه اکادمیک و سایر رشته ها مساعد ساخت.
در مقابل منطق دان ها فیلسوف فلسفه یونانی سیکستوس ایمپیریکس راه های مختلف را توضیح داد که در آن فیلسوف های قدیمی یونان فلسفه را تقسیم کرده بودند و تذکر داد که این تقسیم سه بخش توسط افلاطون، ارسطو، زینوکریتس و راقیون قبول شده بود.
سایر عنعنات قدیمی فلسفی متاثر شده از سقرات شامل فلسفه مکتب کلبیون، سایرینایسیزم، فلسفه رواقیون و فلسفه شکاکی و بدبینی اکادمیک بود.
بعضی از مفکرین کلیدی قرون وسطی شامل St. اگستین، تامس اکویناس، بوایتیس، انسیلم و روگر بکون هستند.
فیلسوف های مدرن بزرگ شامل سپینوزا، لیبنیز، لوکی، برکیلی، هیوم و کانت هستند.
علم نجوم بابلی همچنان شامل تفکر و تعمق های بیشتر فلسفی در مورد عالم شناسی است که ممکن بالای یونانی های قدیمی نیز تاثیر میداشت.
بعد ها فلسفه یهودی تحت تاثیرات قوی ذهنی غربی در آمد و شامل کار های موسی مندلسون میشود کسیکه در هسکالا (روشنگری یهودی) راهنمایی میکرد، وجودنگری یهودی و اصلاح آیین یهودی اند.
فلسفه اسلامی عبارت از کار فلسفی است که از عنعنات اسلامی سرچشمه میگیرد و بیشتر به لسان عربی انجام میگردد.
فلسفه ابتدائی اسلامی عنعنات فلسفی یونانی را در سمت های جدید ابتکاری توسعه داد.
کار ارسطو در میان فیلسوف های ماننند الکیندی (قرن 9-نهم)، ابو علی سینا (980 – جون 1037) و اویروس (قرن 12-دوازدهم) بسیار تاثیرگذار بود.
ابن خلدون یک متفکر بانفوذ در فلسفه تاریخ بود.
عنعنات فلسفه هندی مفاهیم و نظریات مختلف کلیدی را شریک میسازد که به روش های مختلف تعریف شده و توسط عنعنات مختلف قبول یا رد گردیده اند.
فلسفه هندی معمولاً به اساس ارتباط آن با ویداس یا کتاب مقدس باستانی هندی و نظریات موجود در آن گروپ بندی شده است.
"مکاتب که خود را مفکوره اوپانیشاد ها که ""ارتودکس"" نامیده میشود یا با عنعنات ""هندی"" همتراز میکنند معمولاً به شش درسنا یا فلسفه های طبقه بندی شده اند: سانکیا، یوگا، نیایا، واشیشیکا، میمامسا و ویدانتا طبقه بندی شده اند."
آنها همچنان تحمل را برای تفسیر های مختلف فلسفی در هندویزم منعکس می سازد در حالیکه عین بنیاد را شریک میسازد.
"همچنان مکاتب فکری دیگر نیز وجود دارند که اغلب به عنوان ""هندو"" دیده میشوند، اگرچه لزوماً ارتدوکس نیستند (اینکه آنها ممکن کتاب های مقدس مختلف را به عنوان هنجاری قبول کند مانند شایوا اگاماس و تنتراس)، این ها شامل مکاتب مختلف شاویزم مانند پشوپاتا، شایوا سیدانتا، شاویزم غیر دوگانه تانتریکی (مثلاً تریکا، کاولا وغیره) اند."
"انکار که یک انسان دارای ""نفس"" یا ""روح"" است احتمالاً یکی از مشهورترین آموزه های بودایی است.
"فلسفه جین یکی از عنعنات فقط دو ""ارتودکس"" باقی مانده (با بودایزم) است."
اندیشه جین میگوید که همه زندگی دورانی، ابدی و غیرخلق شده است.
درین ساحات، اندیشه بودایی به عنعنات مختلف فلسفی توسعه یافته که لسان های مختلف (مثلاً تبتی، چینایی و پالی) را استفاده میکرد.
فلسفه مکتب تیراوادا در کشور های جنوب شرق آسیا مانند سریلانکا، برما و تایلند غالب است.
بعد از مرگ بودا، گروه مختلف شروع به سیستم بندی آموزه های اصلی او کردند و بلاخره سیستم های فلسفی جامع را توسعه دادند که ابی درما نامیده میشدند.
مکاتب، مکاتب فرعی و عنعنات متعدد فلسفه بودایی در هند قدیم و قرون وسطی وجود داشت.
این عنعنات فلسفی به نظریه های میتافزیکی، سیاسی و اخلاقی مانند تیو، ین و یانگ، رین و لی توسعه یافتند.
نیو-کنفیوکیانیزم در جریان سلسله سونگ (960–1297) بالای سیستم تحصیلی مسلط شد و نظریات آن به عنوان اساس فلسفی امتحانات سلطنتی برای صنوف رسمی علماء عمل کرد.
در جریان سلسله های بعدی چینایی مانند سلسله مینگ (1368–1644) و همچنان در سلسله کوریایی جوسیون (1392–1897) یک نیو-کنفیوکیانیزم طغیان کننده که توسط مفکرین مانند وانگ ینگ مینگ (1472–1529) رهبری میشد به مکتب فکری غالب تبدیل شد و توسط دولت سلطنتی توسعه داده شد.
در عصر مدرن، مفکرین چینایی نظریات فلسفه غربی را مدغم کردند.
طور مثال، نیو-کنفیوکیانیزم رهبری شده توسط چهره های مانند شینانگ شیلی یک کمی تاثیرگذار شد.
"تمایل دیگر در فلسفه مدرن جاپانی ""مطالعات ملی"" عنعنه (کوکوگاکو) بود."
در جریان قرن 17-هفدهم، فلسفه ایتوپیایی عنعنه قوی ادبی را توسعه داد که مثال آن زارا یعقوب است.
یکی از ویژگی های دیگری جهان بینی امریکایی بومی عبارت از توسعه اخلاقیات آنها به حیوانات غیر انسانی و نباتات بود.
نظریه تیوتل به عنوان یک نوع پانتیزم دیده شده میتواند.
با این وجود، گزارشات وزارت معارف ایالات متحده از دهه 1990 نشان میدهد که تعداد کمی زنان در فلسفه به پایان رسیده اند و فلسفه مذکور یکی از رشته‌ های با کمترین تناسب جنسیتی در علوم انسانی است که نظر به بعضی از مطالعات زنان بین 17% و 30% فاکولته فلسفه را تشکیل میدهد.
"همچنان ""ویژگی ها و رفتار های اساتید و کارمندان تدریسی در علوم انسانی"" را مشاهده کنید.
تحقیقات اولیه آن شامل چگونگی زندگی خوب و مشخص کردن معیار های اخلاقی است.
معرفت شناسان منابع مورد قبول همه دانش را بشمول تجربه ادراکی، دلیل، حافظه و تقدیر را بررسی میکنند.
این در ابتداء فلسفه قبل از سقراط پدید آمد و با پیرهو بنیانگذار اولین مکتب غربی فلسفه شکاکی و بدبینی رسمی شد.
تجربه گرایی بالای شواهد مشاهده ای از طریق تجربه حسی به عنوان منبع دانش تأکید میکند.
عقل گرایی مربوط دانش قیاسی است که یک تجربه مستقل است (مانند منطق و ریاضیات).
میتافزیک شامل عالم شناسی یا مطالعه جهان در تمامیت و هستی شناسی و مطالعه بودن آن است.
ذات مجموعهء صفاتی است که یک شی را اساساً آن چیزی که هست میسازد و بدون آن هویت خودرا از دست میدهد حال آنکه تصادف خاصیتی است که شی دارا میباشد و بدون آن خاصیت شی همچنان میتواند هویت خودرا حفظ نماید.
اینکه دلیل خوب یکی از عنصر مهم تمامی علوم است، علوم اجتماعی و علوم انسانی، منطق به علوم رسمی تبدیل شدند.
نیویارک: انتشارات پوهنتون اکسفورد
اگرچه، بیشترین تعداد محصلین فلسفه اکادمیک بعداً با حقوق، ژورنالیزم، مذهب، علوم، سیاست، تجارت و هنر های مختلف کمک میکنند.
در فلسفه تحلیلی فلسفه لسان ماهیت لسان، روابط میان لسان، استفاده کنندگان لسان و جهان را بررسی میکند.
لودویگ ویتجینستن (تکرتاتوس لوجیکو فیلاسافیکس)، دایره ویانا و همچنان مثبت گرایان منطقی، و ویلارد وان اورمان کوین به دنبال این نویسندگان بودند.
او از رسوم گرایی انتقاد کرد بخاطریکه این منتج به عواقب عجیب میشود که هر چیز میتواند توسط هر اسم تعریف گردد.
برای انجام چنین کاری، او اشاره کرد که کلمات و عبارات مغلق یک سلسله درستی دارند.
اما، با اتمام کراتایلوس، او قبول کرد که بعضی عقاید اجتماعی هم دخیل بودند، و اینکه در نظریه که میگوید اصوات معانی منحصر به فرد دارد اشتباهات وجود داشت.
او تمام چیزها را به دسته های نوع و جنس جدا کرد.
"اما، بخاطریکه ارسطو این مشابهت ها را میگفت که توسط یک ویژگی مشترک بودن شکل تشکیل شده است، او اغلب اوقات یک طرفدار ""واقع گرایی متعادل"" محسوب شده است. "
لیکتون معنی (یا مفهوم) هر اصطلاح بود.
چندین فلیسوف زبان قابل توجه در دوره قرون وسطی وجود داشتند.
تحصیلکرده های دوره اخیر قرون وسطی، مانند اوخم و جان دونس سکوتس، منطق را یک ساینشیا سرمونسیلاس (علم زبان) میدانستند.
پدیده‌ی مبهم یا ابهام بشکل شدید تحلیل شد، و این منتج به یک علاقه فزاینده در مشکلات مرتبط به استفاده کلمات سینکاتیگورماتیک مانند و، یا، نه، اگر و هر شد.
سپوزیتو یک اصطلاح تفسیر آن است که در متن مشخص داده شده است.
چنین یک طرح دسته بندی پیشگام تمایزات مدرن بین استفاده و تذکر، و بین زبان و فوق‌زبان است.
یک بخش از جلمه عامه کلمه لغوی است، که از اسماء، افعال، و صفات تشکیل شده است.
معنی شناسی فلسفوی تمایل به تمرکز روی اصل ترکیب دارد تا رابطه بین بخش های معنی دار و تمام جملات را تشریح نماید.
آین ممکن است تا مفهوم وظایف را برای واضح ساختن بیشتر از اینکه معانی لغوی چگونه کار میکند بکار ببریم: همچنان میتواند برای تشریح معنی یک جلمه بکار برده شود.
"یک وظیفه نسبتی یک عملیه زبان است که یک جسم (در این صورت، اسپ) را مانند ورودی گرفته و یک حقیقت معنایی (بطور مثال، نسبت که توسط ""اسپ سرخ است"" نشان داده شده است) را منحیث محصول خارج میسازد. "
آیا اکتساب زبان یک استعداد مخصوص در ذهن است؟
نخست دید رفتارگرا است، که میگوید نه تنها بخش اعظم زبان یاد گرفته میشود، بلکه از طریق شایسته سازی یاد گرفته میشود.
مدل های بومی گرا ادعا میکند که دستگاه های مخصوص در عصب وجود دارد که به اکتساب زبان اختصاص داده شده اند.
"زبان شناسان ساپیر و هورف پیشنهاد کرده است که زبان حد که یک ""جامعه زبانی"" میتواند در مورد موضوعات مشخص (یک فرضیه که در رومان نوزده هشتاد و چهار جورج اورویل مقایسه شده است) فکر نماید را محدود ساخته است. "
مخالف واضح موقیعت ساپیر ورف این مفهوم است که میگوید فکر (یا، بطور گسترده، محتوای ذهنی) روی زبان تقدم دارد.
بحث دیگر این است که تشریح نمودن اینکه چگونه نشانه ها و سمبول ها روی کاغذ میتواند هر چیزی معنی دار را نمایان نماید تا وقتیکه یک نوع معنی به آنها توسط محتوای ذهن تزریق نشده باشد.
دسته دیگر فلیسوفان تلاش نموده اند نشان دهند که زبان و فکر همسطح اند – و اینکه هیچ راه وجود ندارد که یکی بدون دیگری تشریح گردد.
تا یک حدی، اساسات تیوریکی معانی شناختی (بشمول مفهوم ساخت زبانی) اثر زبان بر فکر را نشان میدهد.
مطالعات وجود دارند که ثابت میسازد اینکه انسانها چگونه خاصیت سببی را میداند زبان انرا شکل میدهد.
"اما، گویندگان اسپانیایی، یا جاپانی احتمال بیشتر وجود دارد بگوید ""گلدان خود را شکست""."
گویندگان اسپانیایی و جاپانی نمایندگان رویدادهای اتفاقی و همچنان گویندگان انگلیسی را به یاد نمی آورند.
در یک مطالعه از گویندگان جرمنی و اسپانیایی خواسته شد تا اشیای که در آن دو زبان جندر تعیین شده مخالف دارند را شناسایی نمایند.
"برای تعریف کردن یک ""پُل""، که در جرمنی مونث و در اسپانیایی مذکر است، گویندگان جرمنی گفت ""زیبا""، ""ظریف""، ""شکننده""، ""صلح آمیز""، ""قشنگ""، و ""باریک""، و گویندگان اسپانیایی گفت ""بزرگ""، ""خطرناک""، ""طویل""، ""قوی""، ""محکم""، و ""بلند"". "
اینکه آیا هر بیگانه دوستانه یا خصومت آمیز بود توسط ویژگی های ظریف مشخص تعیین شده بود مگر اشتراک کنندگان در مورد این ویژگی چیزی دریافت نکرده بودند.
برای باقیمانده، بیگانگان بدوم نام باقی ماندند.
این نتیجه گیری شد که اسمگذاری اشیا به ما کمک میکند این اشیا را دسته بندی و به یاد بسپاریم.
در این ساحه، موضوعات شامل این موارد میشود: ذات ترادف، پیدایش خود معنی، درک ما از معنی، و ذات ترکیب (پرسش اینکه بخش های زبان به چه میزان معنی دار از بخش های کوچک معنی دار ترکیب شده اند، و چگونه معنی کُلی از معنی اجزاء بدست میاید).
تیوری اندیشه‌ای معنی، که بطور معمول با تجربه گراء بریتانیایی جان لاک، استدلال میکند که معانی نمایش های ذهنی اند که توسط نشانه ها تحریک میشوند.
(همچنان تیوری تصویر زبان ویتجینستین را ببینید.)
کمبریج، مسچوستس: مطبعه پوهنتون هاروارد.
تیوری ریفرنس معنی، که همچنان بطور جمعی خارجی گرایی معنایی یاد میشود، معنی را به چیزهای که در دنیا وجود دارند که در حقیقت به نشانه ها ارتباط دارند معادل می‌پندارد.
تشکیل مرسوم چنین یک تیوری این است که معنی یک جمله میتود تصدیق کردن یا تحریف اش است.
در این نسخه، درک (و از اینرو معنی) یک جمله متشکل از توانایی شناخت یا نشان دادن (ریاضیکی، تجربوی یا دیگر) حقیقت جمله شنونده میباشد.
یک تیوری عملگرا معنی تیور است که در ان معنی (یا فهمیدن) یک جلمه توسط عواقب کاربرد اش تعیین گردیده باشد.
گاتلوب فریج یک طرفدار تیوری وساطت کننده ریفرنس بود.
چنین یک فکر صریح، جهانی و واقعگرایانه است.
ارجاعات اشیای در جهان هستند که کلمات انتخاب میکنند.
"او این نوع اسمهای خاص را ""تشریحات معلومدار اختصار شده"" (تیوری تشریحات را ببینید) تعریف کردند. "
چنین عبارات به معنی این میشود که یک چیز وجود دارد که برای تشریح کافی است.
به حساب فریج، هر اظهار راجع کننده هم یک مفهوم و هم یک ارجاع دارد.
با وجود تفاوت ها بین نظریات فریج و رسل، آنها در کُل منحیث توصیف گراها روی اسمهای خاص باهم یکجا شده اند.
"اسم ارسطو و توضیحات عالیترین ""شاگرد افلاطون""، ""بنیان گذار منطق"" و ""استاد اسکندر"" را در نظر بگیرید. "
او ممکن وجود داشته ولی نسل‌های آینده هیچ نشناخته یا ممکن در کودکی فوت نموده است.
مگر این عمیقاً بر خلاف روال معمول است.
پرسش ها بطور اجتناب ناپذیر در مورد موضوعات دور و بر ظهور میکند.
دیوید کیلوگ لویس یک پاسخ ارزشمند را به پرسش نخست با تفصیل شرح دادن این دید که رسم یک نظم خود ادامه دهنده منطقی در رفتار است پیشنهاد کرد.
نوام چامسکی پیشنهاد کرد که مطالعه زبان ممکن از لحاظ I-Language، یا زبان داخلی اشخاص مطالعه گردد.
یک منبع موثر تحقیق شامل بررسی در شرایط اجتماعی است که سبب بوجود آمدن معانی یا زبان ها شده یا هم با اینها ارتباط داشته باشد.
فرضیه های ظهور میکند هر دید تیوریکی برای فلیسوف زبان جالب است.
علم بدیع مطالعه کلمات مشخص که مردم برای بدست آوردن اثر احساسی خاص منطقی در شنونده، جهت ترغیب، تحریک، گِران کردن، یا تدریس استفاده میکنند.
همچنان کاربردهای برای مطالعه و تفسیر قانون دارد، که کمک میکند به مفهوم حوزه سخن فهم بدهیم.
"نظریه زبان در مفهوم یونانی ""لوگوس"" که به معنی سخن یا بحث است اغلب اوقات مرتبط به منطق میباشد. "
هیجر پدیده شناسی را با علم تفسیر ویهلم دیلتی ترکیب مینماید.
بطور مثال، سین (وجود)، خود کلمه با معانی متعدد مشبوع شده است.
"هیجر ادعا میکند که نوشتن یک مکمِل گفتار است، بخاطریکه حتی خوانندگان میتوانند در زمان خواندن ""گفتار"" خود شان را ترکیب مینمایند. "
"در حقیقت و میتود، گادامیر زبان را منحیث ""وسیله که در آن فهم و توافق بنیادی بین دو شخص واقع میشود"" تشریح مینماید. "
"پاول ریکویر، در دست دیگر، علم تفسیر را پیشنهاد کرد که متصل کردن مجدد با مفهوم اصلی یونانی اصطلاح است، کشف معانی پنهان شده در اصطلاحات متضاد (یا ""سمبول ها"") زبان معمولی را تاکید کرد. "
این به آنها اجازه میدهد تا از دنیای خارجی استفاده نموده و آنرا بشکل موثر بخاطر ایجاد معنی برای خود شان و انتقال معنی به دیگران دستکاری نماید.
بعضی از شخصیت های مهم در تاریخ نشانه شناسی، چارلیس سندرس پیرس، رولاند بارثیس، و رومان جکسن میباشند.
خیال پرستی قرن 19م صلاحیت و اراده آزاد انسان را در ساخت معنی تاکید کرد.
دیدهای علم تفسیر توسط تیوری های بیولوژیکی زبان به چالش کشیده شده است که زبان ها را پدیده های طبیعی محسوب میکنند.
در داروین گرایی نوین، ریچارد داوکینس و دیگر طرفداران تیوری های تکرار کننده کلتوری را ویروس های ذهن جمیعت ها محسوب میکنند.
"بعضی ها گفته بیان معنی یک راه حل صریح جهانی را در دنیا میدهد که ""سنگها"" نامیده میشود. "
"موضوع اینجا میشود اگر ما نسبت ""سقراط یک مرد است"" را بررسی کنیم روشن میگردد. "
این دو چیز به یک طریقه با هم وصل شده یا روی هم قرار میگیرند.
"دید دیگر در نظر گرفتن مرد منحیث ملکیت یک جسم است، ""سقراط"". "
بعضی از اعضای نهایت والا این رسم معانی شناسی رسمی شامل تارسکی، کارناپ، ریچارد مونتاگ و دونالد دیویدسن میشود.
آنها معتقد نبودند که ابعاد اجتماعی و عملی معنایی زبانی را میتوان با هر نوع کوشش برای رسمی سازی و با استفاده از ابزار منطق به دست آورد.
بسیاری از نظریات این توسط نظریه پردازان مانند کنت باچ، روبرت براندوم، پاول هورویچ و ستیفن نیال جذب شده اند.
در کلمه و شی، کوین از خوانندگان میخواهد تا یک وضعیت را تصور نماید که در ان آنها با یک گروه از قبل ثابت نشده مردم بومی مقابل میشوند جاییکه آنها باید تلاش نمایند تا از گفتارها و حرکات بدنی اعضا اش فهم بدست بیاورند.
تمام چیزی که میشود انجام داد بررسی گفتار منحیث بخش از رفتار زبانی فرد است، و بعد ان مشاهدات برای تفسیر کردن معنی تمام گفتارهای دیگر استفاده گردد.
برای کوین، مانند برای ویتینگستین و اوستین، معنی چیزی نیست که وابسته به یک کلمه انفرادی یا جمله باشد، بلکه در عوض چیزی است که اگر نسبت داده شود، میشود فقط به یک زبان کُلی نسبت داد.
نمونه های مشخص مبهم که خیلی فلیسوفان زبان را به خود علاقمند میسازند انهایی است در جاییکه وجود قضایای خط سرحدی گفتن اینکه آیا یک خبر درست است یا اشتباه را ناممکن میسازد.
فلسفه ریاضیات یک بخش از فلسفه است که فرضیه ها، اساسات، و آثار ریاضیات را مطالعه میکند.
امروز، بعضی فلیسوفان ریاضیات هدف دارند تا شرح این نوع بررسی و محصولات اش را ارائه نماید، درحالیکه دیگران روی یک نقش خود شان که فراتر از تفسیرات ساده برای تحلیل منتقدانه است تمرکز میکنند.
فلسفه یونانی ریاضی توسط مطالعه هندسه آنها عمیقاً متاثر شد.
"از اینرو، 3، بطور مثال، یک تعداد مشخص واحدها را بیان نمود، و از اینرو ""واقعاً"" یک شماره نبود. "
این نظریات سابق یونانی اعداد با اکتشاف ابهام جذر مربع دو راست نشانده شد.
به گفته این اسطوره، همکاران فیثاغورت با این اکتشاف خیلی شوکه شدند که انها هیپاسوس را کشتند تا او را از انتشار نظریه مربوط به ارتداد اش منع نماید.
"این یک معما عمیق است که در یک دست حقیقت های ریاضیکی معلوم میشود که یک اجتناب ناپذیری قانع کننده دارد، مگر در دست دیگر منبع ""حقیقت بودن"" اش هنوز هم گیچ کننده است. "
سه مکتب، رسمی گرایی، شهودگرایی، و منطق گرایی در این وقت ظهور کردند، تا حدی در پاسخ به نگرانی فزاینده گسترده اینکه ریاضیات و مشخصاً تحلیل برای ستندردهای یقین و سختی که از نظر افتیده بودند کافی نیستند.
طوریکه قرن رو به جلو رفت، تمرکز اولیه نگرانی به یک اکتشاف باز قواعد اساسی ریاضیات توسعه یافت، شیوه بدیهی از زمان ایوکلید در حدود 300 قبل المیلاد منحیث اساس طبیعی ریاضیات از نظر انداخته شده است.
در ریاضیات، در فزیک مشخصاً، نظریات جدید و نامتوقعه ظهور نموده و تغییرات مهم میامد.
"من فکر نمیکنم مشکلات که فلسفه با ریاضیات کلاسیک دارد مشکلات اصلی باشند؛ و من فکر میکنم تفسیرات فلسفوی ریاضیات که هرجا ارائه شده بودند درست نبود، و ""تفسیر فلسفوی"" فقط چیزی است که ریاضیات نیاز ندارد. "
بسیاری ریاضیدانان فعال واقع گرایان ریاضیکی بودند؛ آنها خود را کشف کنندگان اشیای بطور طبیعی واقع شونده میدانند.
اصول مشخص (بطور مثال، برای هر دو شی، یک مجموعه اشیاء متشکل از دقیقاً ان دو شی وجود دارد) میشود که مستقیماً دیده شود که درست اند، مگر حدس فرضیه تداوم ممکن بر اساس چنین اصول ثابت نشدنی ثابت شود.
هم مغاره افلاطون و افلاطون گرایی ارتباطات نه تنها سطحی بلکه معنی دار دارند، بخاطریکه نظریات افلاطون توسط فیثاغورث مشهور یونان قدیم دنبال و تحت تاثیر قرار گرفته بود، فیثاغورث باور داشت که جهان کاملاً توسط اعداد بوجود آمده بود.
این نظریه شباهت با چیزهای زیاد دارد که هسلر در مورد ریاضیات گفته است، و نظریه کانت را که ریاضیات یک پیشبینی ترکیبی است حمایت میکند.)
افلاطون گرایی اصیل یک تغییر مدرن افلاطون گرایی است، که پاسخ به حقیقت اینکه دسته های مختلف اجسام ریاضیکی میشود که ثابت شود که وجود دارد البته با در نظر داشت قواعد و اصول نتیجه گیری (بطور مثال، قانون بین از بین برده شده، و قاعده انتخاب) که بکار برده شده است.
مجموعه‌ای نظری واقع گرایی (همچنان مجموعه‌ای نظری افلاطون گرایی) یک وضع که توسط پینیلوپی مادی دفاع شده است، یک دید است که نظریه ست در مورد یک جهان انفرادی ست ها است.
"آنها این گفته‌ی متناقض نما را به ""دوران شریر"" نسبت داد و برای مقابله با این تیوری نوع منشعب را بوجود آوردند. "
حتی رسل گفت که این قاعده واقعاً به منطق بستگی ندارد.
فریج از قانون اساسی پنجم خواست تا قادر ارائه کردن یک تعریف واضح اعداد باشد، مگر تمام خواص اعداد میشود که از اصل هوم اشتقاق شود.
مگر این به ریاضیدانان فعال اجازه میدهد تا در کار خود شان ادامه دهند و این چنین مشکلات را یا به فلیسوف یا ساینسدان بگذارد.
"هیلبرت اراده داشت که ثبات سیستم های ریاضیکی را نشان دهد البته از فرضیه هاییکه ""ریاضی فینیتاری"" (یک سیستم فرعی ریاضی معمول اعداد صحیح مثبت بود، انتخاب شده بود تا از نظر فلسفه بحث برانگیز نباشد) ثابت بود. "
از اینرو، برای اینکه نشان دهیم هر سیستم بدیهی ریاضیات در حقیقت ثابت است، یکی نیاز دارد تا نخست ثبات یک سیستم ریاضیات را فرض کند که از یک لحاظ قویتر از سیستم است که قرار است نامتناقض ثابت گردد.
دیگر رسمی گرایان مانند رودولف کارنپ، الفرِد تارسکی، و هسکیل کوری ریاضیدانان محسوب میشوند که بررسی سیستم های رسمی قاعده اند.
هر قدر بازیهای بیشتری مطالعه کنیم، بهتر است.
نقد اصلی رسمی گرایی این است که نظریه های اصلی ریاضیکی که ریاضیدانان را اشتغال نموده اند از بازیهای دستکاری رشته که در بالا ذکر شدند خیلی قبل حذف شده اند.
بروور اساس گذار این حرکت، میگفت که اشیای ریاضیکی از اشکال پیشبی شده ویلوشینس ظهور میکنند که درک اشیای تجربوی را اذعان میکند.
قاعده انتخاب هم در بسیاری از مجموعه نظریات شهود گرایی رد شده اند، درحالیکه در بعضی نسخه ها قبول شده است.
در این نظریه، ریاضیات یک تمرین بینش انسان است، نه یک بازی که با سمبول های عاری از معنی بازی میشود.
همینگونه تمام اعداد صحیح دیگر توسط موقیعت شان در ساختار، خط اعداد، تعریف شده اند.
اما، ادعای اصلی اش فقط به اینکه چه نوع یک جسم یک شی ریاضیکی است ارتباط میگیرد، نه به اینکه چه نوع یک وجود اشیا یا ساختارهای ریاضیکی دارند (نه، به عبارت دیگر، به هستی شناسی شان).
ساختار ها دارای وجود  واقعی اما انتزاعی و غیر مادی هستند.
گفته میشود که ساختارها تا حدی وجود دارند که سیستم های واقعی با نمونه آنها را نشان دهند.
مانند فلسفه صوری، شیوه رم گذشته وجود اشیای غیرجسیم ریاضیکی با اجزای غیر از جای خود در یک ساختار نسبی را رد میکنند.
گفته میشود که ریاضیات جهانی نیستند و در یک مفهوم واقعی وجود ندارند، مگر در عصب انسانها.
اما، ذهن انسان هیچ دعوه خاص بر حقیقت یا شیوه های به حقیقت که بیرون از ریاضی ساخته شده اند ندارد.
قابل دسترس ترین، مشهورترین، و درمان بدنام این دید کتاب ریاضیات از کجا میاید توسط جورج لاکوف و رافایل ای نونیز است.
"فرانکلین جیمز (2014)، ""یک فلسفه ریاضیات واقع گرا ارسطویی""، پالگریف مکمیلیان، باسینگستوک: فرانکلین جیمز (2021)، ""ریاضیات منحیث علم حقیقت جسیم: فلسفه های واقع گرا ارسطویی ریاضیات،"" اساسات ساینس 25. "
حساب ایوکلیدین که توسط جان پین میبیری در کتاب اش اساسات ریاضیات در تیوری ست ها همچنان در دسته واقع گرا ارسطویی قرار دارد.
"ادموند هسلر، در جلد نخست بررسی های منطقی اش، ""بنام پیش گفتار منطق خالص""، از روانگری انتقاد کرد و در جستجوی فاصله گرفتن از ان بود. "
این بود بخاطریکه فزیک نیاز دارد تا در مورد الکترون ها صحبت نماید تا بگوید چرا چراغ های میله‌ای اینگونه عمل میکنند، پس باید الکترون ها موجود باشند.
این برای اجسام ریاضیکی منحیث بهترین تشریح تجربه استدلال میکند، که بعد ریاضیات را از منقرض شدن از علوم دیگر تهی میکند.
این از ادعاء بطور فزاینده مشهور اواخر قرن 20م رشد کرد اینکه هیچ یک اساس ریاضیات هیچوقت ثابت نشده که وجود داشت.
یک بحث ریاضیکی میتواند از یک نتیجه گیری کذب را به فرضیه انتقال دهد طوریکه میتواند حقیت را از فرضیه به نتیجه گیری انتقال دهد.
او یک مبحث مفصل این را در کتاب جهت های جدید ارائه کرده است.
اگر ریاضیات مانند دیگر علوم فقط تجربوی باشد، پس این پیشنهاد میکند که نتایج ریاضیات میتواند مانند دیگر علوم جایزالخطا و اتفاقی باشند.
برای یک فلسفه ریاضیات که تلاش میکند روی بعضی از کمبودات شیوه های کوین و گودیل با روی دست گرفتن ابعاد هر دو موفق شوند کتاب واقع گرایی در ریاضیات پینیلوپی مادی را ببینید.
"او با ""وسط گرفتن"" قواعد هیلبرت برای مشخص ساختن فضا بدون هماهنگی ساختن آغاز نمود، و بعد روابط اضافی را بین نقاط که کار را که قبلاً ساحات وکتور انجام میداد انجام دهد. "
با این شرح، هیچ مشکلات میتافزیکی یا معرفت شانسی مخصوص ریاضیات وجود ندارد.
با این حال، در حالیکه ارزیابی از دیدگاه تجربه گرایانه نوعی مقایسه با ""واقعیت"" است، ساخت گرایان اجتماعیی اصرار میکنند که جهت گیری تحقیق ریاضی توسط رویکرد هایی اجتماعی انجام دهندهء آن یا نیاز هایی تأمین مالی جامعه دکته میشود.
مگر سازنده گران اجتماعی استدلال میکنند که ریاضیات توسط عدم قطعیت بیشتر از این محدود شده است: طوریکه تمرین ریاضیکی تکامل پیدا میکند، حالت ریاضیات قبلی به دامن شک انداخته میشود، و تا درجه‌ای درست میگردد که برای نیازها یا خواهش های جامعه فعلی ریاضیکی نیاز باشد.
ذات اجتماعی ریاضیات در کلتورهای فرعی برجسته شده است.
"سازنده گران اجتماعی پروسه ""انجام ریاضیات"" را در واقیعت بوجود آوردن معنی میبینند، درحالیکه واقع گرایان اجتماعی کمبود هم ظرفیت انسان برای غیرتجسیم کردن، یا تبعیض شناختی انسان، یا استعداد جمعی ریاضیدانان جهت درک یک جهان اشیای ریاضیکی واقعی میبینند. "
در همین اواخر پاول ارنست بطور واضح یک فلسفه سازنده گرای ریاضیات را بوجود آورده است.
بطور مثال، وسایل زبان شناسان در سیستم های سمبول بکار برده نمیشوند، با این ریاضیات با یک شیوه کاملاً متفاوت از زبان های دیگر مطالعه میگردد.
اما، میتودهای که توسط فریج و ترسکی برای زبان ریاضیکی بوجود آمده است توسط شاگرد ترسکی ریچارد مونتاگ و زبان شناسان دیگر که در معانی شناسی رسمی کار میکردند خیلی گسترش داده شده است تا نشان دهند که تمایز بین زبان و زبان طبیعی طوریکه دیده میشود ممکن آنقدر زیاد نباشد.
فرضیه اینکه تمام اجسام قیاس شده در تیوری های ساینسی، بشمول اعداد باید درست قبول شوند که این توسط تائیدی هولیزم تصدیق شده است.
فیلد نظریات خود را در فرقه گرایی ترتیب کرد.
این مبحث روی نظریه که میگوید یک شرح طبیعی گرا و مورد رضایت پروسه های فکری به لحاظ پروسه های عصب را میشود به استدلال ریاضیکی با تمام چیزهای دیگر داد استوار است.
خط دیگر دفاع حفظ این است که آن اشیای غیرجسیم به یک شیوه غیرعلتی مرتبط به استدلال ریاضیکی است و مشابه درک نیست.
بطریقه مثال، دو شواهد ابهام را ارائه کردند.
"پاولو ایردوس برای مفهوم ""کتاب"" فرضی دارنده ظریف‌ترین یا زیباترین شواهد ریاضیکی بود، خوب مشهور بود. "
به همان شیوه، اما، فلیسوفان ریاضیات در تلاش بودند تا موارد را که یک سند را نسبت به دیگر بیشتر مطلوب مینمود توصیف نماید درحالیکه هر دویش از نظر منطق درست باشند.
فلسفه ذهن یک شاخه فلسفه است که هستی شناسی و ذات ذهن روابط اش را با جسم مورد مطالعه قرار میدهد.
دوتایی گرایی و یکتاگرایی هر دو مکاتب مرکزی فکر روی مشکل ذهن و جسم است، درحالیکه دیدهای منحصر به فرد ظهور کرده که بشکل درست به هیچ یک کتگوری سازگار نیست.
"هارت دبلیو دی (1996) ""دوتا گرایی""، در کتاب سامویل گوتینپلن (سازمان) یک قرینه فلسفه ذهن، بلکویل، اکسفورد، 265-7. "
پانیل جی سایکوبیولوژی، (1990) شرکت پرنتیس هال، لی دوکس جی (2002) خود سیناپتیک: چگونه عصب چیزی میگردد کسیکه ما هستیم، نیویورک:وایکینگ پینگوین.
"پیش گویی های روانشناختی""، درW. H. کپیتان وD. D. میریل ایدس."
دوم، حالت ارادی هوشیاری هیچ مفهوم را در فزیکالیستی غیرقابل انعطاف افاده نمیکند.
خواست یکی برای یک توته پیزا،‌ بطور مثال، برای ان شخص سبب این خواهد شد که او بدن خود را به یک شیوه یا سمت مشخص برای بدست آوردن چیزی که میخواهد حرکت خواهد داد.
"روبینسن، ایچ (1983): ""دوتاگرایی ارسطویی""، مطالعات اکسفورد در فلسفه باستانی 1، 123-44. "
آنها ممکن بطور کامل رد نمایند که ذهن حقیقتاً عصب و همچنان برعکس است، یافتن نظریه که در بازی فقط یک کُلیت هستی شناسی وجود دارد که غیرقابل درک یا خیلی مکانیکی است.
پس، بطور مثال، یک بطور مناسب گفته میتواند که انگشت سوخته چه احساس میداشته باشد، یا آسمان آبی چگونه بنظر میرسد، یا موسیقی خوب به گوش یک شخص چگونه میرسد.
کیفیت در این رویدادهای ذهنی وجود دارد که تبدیل کردن اش به یک شی فزیکی مشخصاً مشکل بنظر میرسد.
دوتاگرایی از اینرو باید واضح سازد که چگونه هوشیاری واقیعت فزیکی را متاثر میسازد.
دانش، اما، توسط استدلال از زمین به بر ایند درک میگردد.
نظریه اساسی این است که یک شخص میتواند جسم اش را تصور نماید، و ازینرو میتواند بدن اش را بدون هر حالت هوشیاری که با بدن ربط داشته باشد تصور نماید.
دیگران مانند دینیت استدلال نموده است که مفهوم مرده محرک فلسفوی یک مفهوم ناسازگار و غیراحتمالی است.
دیدگاه این است که حالت های ذهنی، مانند باورها و خواهشات، به شکل سببی با حالات فزیکی تعامل دارند.
"بحث دکارت روی فرضیه اینکه سیث فکر میکند که نظریات ""پاک و تمیز"" در ذهن او لزوماً درست است. "
کامبریج، ایم ای: مطبعه ایم ای تی (بردفولد) بطور مثال، جوزف اگاسی پیشنهاد میکند که چندین کشفیات علمی از اوایل قرن 20م نظریه دسترسی خاص یکی به نظریات خودش را تضعیف کرده است.
این دید بشکل چشمگیر توسط گوتفرید لیبنیز محافظت شد.
این ویژگی های ظاهر شونده یک حالت مستقل هستی شناسی دارد و نمی شود به لایه فزیکی تبدیل یا از لحاظ لایه فزیکی که از ان ظهور کرده تشریح گردد.
هم‌پدیده گرایی یک اصلی است که نخست توسط توماس هنری هگزلی بوجود آمد.
این دید توسط فرانک جکسن محافظت شده است.
روانشناسی دید است که تمام ماده یک بعد ذهنی دارد، یا، بطور متبادل، تمام اشیا یک مرکز تجربه یا نقطه نظر متحد دارد.
"یک مثال این درجات متفاوت ازادی توسط الان ولاس داده شده است کسیکه تذکر میدهد این ""بشکل تجربه‌ای نمایان است که یکی شاید از نظر فزیکی ناراحت باشد—بطور مثال، در زمان اشتراک کردن در یک کار فزیکی طاقت فرسا—در زمان خرسندی ذهنی: برعکس، یک شخص شاید از نظر ذهنی ناامید باشد ولی درحال تجربه راحتی فزیکی باشد"". "
حالت های ذهنی میتواند در شکل فزیکی تغییر ایجاد نماید و برعکس.
دوتاگرایی تجربه‌ای منحیث چارچوب مفهومی بوداییزم مادایماکا قبول شده است.
در رد نمودن وجود خودی مستقل تمام پدیده ها که جهان تجربه ما را تشکیل میدهد، دید مادایماکا هم متفاوت از دوتاگرایی مادی کارت و هم یگانه گرایی مادی است – بطور مثال، فیزیکالیستی – که شاخصه از ساینس مدرن است.
در حقیقت، فیزیکالیستی، یا نظریه که ماده یگانه چیز اساسی حقیقت است، بطور واضح توسط بوداییزم رد شده است.
درحالیکه قبلی اش دارنده کتله، موقیعت، سرعت، شکل، اندازه، و ویژگی های بیشماری دیگری است، این عموماً شاخصه های پدیده های ذهنی نیست.
طبیعت اساساً متفاوت حقیقت برای اشکال فلسفه های شرقی برای بیشتر از دو هزارسال نقش مرکزی را داشته بود.
یکتاگرایی فیزیکالیست ادعا میکند که یگانه ماده موجود در یک مفهوم ان اصطلاح که توسط بهترین دانش ما واضح گردد فزیکی است.
درحالیکه ایدیالیزم خاص، مانند ایدیالیزم جورج بیرکلی، در فلسفه معاصر غربی غیرمعمول است، یک متغییر بیشتر پیچیده بنام روانشناسی یاد میشود، که بر اساس ان تجربه و ویژگی های ذهنی مرکز تجربه و ویژگی های ذهنی باشد، این روانشناسی توسط بعضی از فلیسوفان مانند الفرِد نورث وایت هید و دیوید ری گریفین حمایت شده است.
احتمال سوم قبول کردن وجد یک ماده اساسی است که نه فزیکی است و نه ذهنی است.
گزارش های درون گرایی روی زندگی ذهنی یک شخص که مورد بررسی دقیق برای دقت قرار ندارد و برای کلیات پیشگویانه نمیشود بکار برده شود.
موازی با این پیشرفت ها در روانشناسی، یک رفتارگرایی فلسفه‌ای (بعضی اوقات رفتارگرایی منطقی نامیده میشود) بوجود آمد.
این فلیسوفان ادعا میکردند که اگر حالت های ذهنی چیزی مادی باشد، نه رفتاری، پس حالت های ذهنی مشابه حالت های درونی عصب اند.
نظر به تیوری های هویت مشابه، حقیقت اینکه یک حالت مشخص عصب فقط به یک حالت ذهنی وابسته است ضرور نیست تا معنی اش این باشد که یک رابطه مطلق بین انواع حالت های ذهنی و نوع حالت عصب موجود است.
بالاخره، نظریه معنی ویتینگستین که استفاده اش منجر به یک نسخه کارکردگرایی منحیث یک تیوری معنی شده است، بیشتر توسط ویلفرید سیلارس و جیلبرت هارمن توسعه داده شد.
از اینرو، پرسش این میخیزد که آیا حالا هم میتواند یک فیزیکالیستی غیرقابل انعطاف وجود داشته باشد.
"دیویدسن تیزس رویداد ناگهانی را بکار میبرد: حالت های ذهنی بعد از حالت های فزیکی واقع شده، مگر قابل تبدیل شدن به یکدیگر نیستند. """
دماغ از یک لحظه زمان به دیگر میرود؛ از اینرو دماغ در زمان هویت دارد.
یک وجه تشابه خود یا ”من“ میتواند دود یک شمع باشد.
دود یک نوع تداوم را نشان میدهد این درحالیکه شمع تمام نمیشود این میسوزد، مگر در حقیقت با گذشت زمان یک هویت دود از یک لحظه به دیگری وجود ندارد.
بطور مشابه، این یک وهم است که یک شخص همان است که امروز صبح به صنف رفت.
این با مشخصات فزیکی عصب که سبب بوجود آمدن حالت ذهنی میگردد مشابه است.
چرچلندس اغلب اوقات سرنوشت دیگران، تیوری های مشهور اشتباه و هستی شناسی هاییکه که در طول تاریخ ظهور نموده است را فرا میخواند.
بعضی فلیسوفان استدلال میکنند که این بخاطر یک پریشانی اساسی مفهومی است.
در عوض این باید واقعاً‌ قبول گردد که تجربه انسان میشود به شیوه های متفاوت تشریح شود – بطور مثال، در یک فرهنگ لغات ذهنی یا بیولوژیکی.
عصب حقیقتاً متن نادرست برای استفاده فرهنگ لغات ذهنی است – جستجو برای حالت های ذهنی عصب پس یک اشتباه دسته یا یک نوع اشتباه استدلال است.
و این یک مشخصه یک حالت ذهنی است که تا حدی کیفیت تجربه‌ای دارد، بطور مثال درد، که درد میکند.
وجود رویدادهای مغزی، که در آنها است نمیتواند واضح نماید که چرا توسط این تجارت کیفی متناظر همراهی میشوند.
این بدنبال یک فرضیه در مورد احتمال توضیحات تقلیل دهنده پیش آمده است.
فلیسوف جرمنی قرن 20م مارتین هیجر فرضیه های هستی شناسی اساسی مانند مدل تقلیل دهنده را مورد انتقاد قرار داد، و ادعا کرد که مفهوم گرفتن از تجربه به این لحاظ ناممکن است.
مشکل واضح ساختن شخص نخست درون گرا ابعاد حالت های ذهنی و هوشیاری در کُل به لحاظ علوم اعصاب کیفی شخص سوم بنام خلاء توضیحی یاد میشود.
دو کتگوری جدا دخیل اند و نمیشود یکی را به دیگری تبدیل کرد.
برای نیجل، ساینس تا حالا قادر به واضح ساختن تجربه فاعلی نیست بخاطریکه تا حالا به سطح دانش نرسیده است که به این نیاز است.
این خصوصیت حالت های ذهنی شامل این است که آنها محتوا و ارجاعات معنایی دارند و میشود ارزش های حقیقت را به آنها نسبت داد.
مگر نظرات یا قضاوت های ذهنی درست یا اشتباه است، پس چگونه حالت های ذهنی (نظرات یا قضاوت ها) میتوانند پروسه های طبیعی باشند.
اگر حقیقت درست باشد، پس نظریه درست است؛ در غیر آن، اشتباه است.
بخاطر اینکه روال های ذهنی به صورت نزدیک به روال های بدنی بستگی دارد، توضیحات اینکه علوم طبیعی مجهز کردن انسانها در فلسفه ذهن یک نقش مهم را ایفاء میکند.
در رشته عصب شناسی خیلی رشته های فرعی وجود دارند که بحث مورد نظر اش ارتباطات بین حالت ها و روال های ذهنی و فزیکی است: نوروفیزیولوژی حسی رابطه بین روال های ادراکی و انگیزشی را بررسی میکند.
اخیراً، بیولوژی تکاملی پیدایش و رشد سیستم عصبی انسان را مطالعه میکند و طوریکه این اساس فکر است، همچنان رشد انتوجنتیک و فیلوژنتیک پدیده ذهنی که از مراحل خیلی ابتداییه شروع میشود را تشریح مینماید.
یک نمونه ساده ضرب زدن است.
این پرسش به خط مقدم خیلی مناظرات فلسفوی بخاطر تحقیقات در رشته هوش مصنوعی (AI) کشانده شده است.
هدف هوش مصنوعی قوی، برعکس،  کمپیوتری است با هوشیاری مشابه به انسانها است.
تست تیورینگ از طرف خیلی ها مورد انتقاد گرفته، که در بین شان مشهورترین آنها شاید ازمایش فکر اطاق چینایی است که توسط سیرل تدوین شده است.
روانشناسی قوانین را مورد بررسی قرار میدهد که این حالت های ذهنی را با یکدیگر یا با موارد دخولی و خروجی انسان ارتباط میدهد.
یک قانون روانشناسی اشکال میگوید که اشیای که در یک سمت حرکت میکنند طوری پنداشته میشوند که با یکدیگر ربط دارند.
این شامل تحقیق روی ذکاوت و رفتار میگردد، مخصوصاً روی اینکه چگونه معلومات ارایه میگردد، پروسس میگردد، و در سیستم عصبی (انسان یا حیوان دیگر) و دیگر ماشین ها (بطور مثال کمپیوتر) تبدیل (در بخش های مانند ادراک، زبان، حافظه، استدلال، و احساس) میشود تمرکز مینماید.
به هر حال، کار هیجل بطور اساسی از ستایل فلسفه ذهنی انگیسی امریکایی خیلی متفاوت است.
علم پدیده شناسی، که توسط ایدموند هسلر بوجود امد روی محتوای ذهن (نویما را ببینید) انسان و اینکه روال ها چگونه تجربیات ما را شکل میدهد تمرکز مینماید.
قضیه جبرگرایان وابسته به مادیات این چنین است.
بعضی ها این استدلال را یک قدم جلو میبرد: مردم خودشان تصمیم گرفته نمیتوانند که آنها چی میخواهند و چی میکنند.
"کسانیکه این موقیعت را اختیار میکنند پیشنهاد میکنند که پرسش """آیا ما آزاد هستم؟"""
این مناسب نیست که آزادی را با نامصمم بودن تشخیص دهیم.
از مهمترین کسانیکه در تاریخ فلسفه باور داشتند انسانها اراده آزاد ندارند دیوید هوم بود.
این فلیسوفان تصدیق میکنند که مسیر جهان یا اول) کاملاً توسط قوانین طبیعی تعیین نمیگردد جاییکه در قانون طبیعی توسط قدرت مستقل فزیکی تداخل صورت میگیرد، دوم) یا هم فقط توسط قانون غیراطمینانی طبیعی تعیین، یا سوم) توسط قانون طبیعی غیراطمینانی تعیین میگردد در مطابقت با تلاش فردی قدرت بشکل فزیکی غیرقابل کاهش دادن تعیین میگردد.
آنها بحث میکنند میگویند: اگر اراده شما توسط هیچ چیز تعیین نگردد، پس ما با چانس خالص خواستار چیزی هستیم که ما میخواهیم.
نظریه یک خود منحیث یک هسته ذاتی غیرقابل تقلید از نظریه یک روح غیرمادی مشتق شده است.
منترنگا سازمان اصلی اداره کننده این ایالات از پادشاه، صدراعظم، رئیس اعلای ارتش، کشیش عالی پادشاه تشکیل شده است.
ارتاشاسترا شرح از علم سیاست را برای حاکم هوشیار، همچنان پالیسی های مسایل و جنگ های خارجی، سیستم جاسوسی و نظارت و ثبات اقتصادی حکومت را فراهم مینماید.
فلسفه های حایز اهمیت این دوره، کنفوسیزم، لیگالیزم، موهیزم، اگرارینیزم و تائو گرایی هر کدام یک بعد سیاسی در مکاتب فلسفوی شان داشتند.
لیگالیزم طرفدار یک حکومت بسیار مستبد بر اساس مجازات و قوانین سخت گیرانه بود.
"در اخیر دوره قدیم، اما، دید اشاریت ""مرسوم گرای"" اسلام در کُل موفق شد. "
اما، در مفکوره غربی، عموماً فرض میگردد که این یک ساحه مشخص بود که فقط به فلیسوفان عالی اسلام عجیب بود: الکیندی (الکیندوس)، الفارابی (ابونصر)، ابن سینا (اویسینا)، ابن باجه (اویم پیس) و ابن روشد (اویروس).
بطور مثال، نظریه خوارج در سال های بسیار اول تاریخ خلیفه و امت اسلام، یا در مذهب شیعه اسلام در مورد مفهوم امامه مدارک فکر سیاسی پنداشته میشوند.
زمانیکه عصر طلایی اسلام شاهد ظهور مکرر فلیسوفان وابسته به فلسفه ارسطو کسانیکه نظریه های ارسطو را در متن جهان اسلام تطبیق کردند ارسطوگرایی رونق یافت.
"دیگر فلیسوفان سیاسی قابل توجه ان زمان شامل نظام الملک یک دانشمند ایرانی و ویزر از امپراطوری سلجوقیان بود، آنها سیاست نما، یا ""کتاب حکومت"" به انگلیسی را ترتیب کردند. "
ممکن تأثیرگزارترین فلیسوف سیاسی اروپای قرون وسطی سنت توماس اکویناس بود کسیکه کمک کرد تا کارهای ارسطو دوباره معرفی گردد، که فقط از طریق اسپانیای مسلمان به اروپای کاتولیک با توضیحات ابن رشد رسید.
دیگران، مانند نیکول اورسیم در لیور دی پولیتیکس، بطور قطعی این حق که یک حاکم ناعادل سرنگون شود را رد مینمود.
ان کار، همچنان بحث ها که یک تحلیل دقیق قدیم کلاسیک است در متأثر ساختن فکر مدرن سیاسی در غرب حایز اهمیت است.
در هر میزان، ماکیاولی یک دید عملگرا و تا حدی نتیجه گرا سیاست را ارائه میکند، جاییکه خوب و بد فقط وسیله استفاده برای بدست اوردن یک نتیجه است—بطور مثال، اکتساب و حفظ قدرت مطلق.
این نظریه پردازان را دو پرسش ساده انگیزه میداد: یک، مردم با کدام حق یا نیاز حکومت تشکیل میدهند؛ و دوم، بهترین حالت یک حکومت چی بوده میتواند.
"اصطلاح ""حکومت"" به یک گروه مشخص مردم که نهادهای حکومت را اشتغال نموده اند، و قانون و دستورالعمل های را میسازند که مردم به شمول خود شان محکوم به اطاعت از آنها است اطلاق میشود. "
همچنان میتوان آنرا به عنوان بازار آزاد  که در تجارت بین المللی اعمال میشود درک کرد.
رُک ترین منتقد کلیسا در فرانسه فرانسیوس ماری اروت دی ولاتایر، یک شخصیت نماینده روشن فکری بود.
"یک پشیمانی من از مردن این است که بیشتر نمیتوانم شما را در این پروژه نجیب کمک کنم، بهترین و قابل احترام ترین پروژه که ذهن انسان میتواند به ان اشاره کند. """
لوک ایستاد تا نظریه بوجود امده پدرانه سیاسی سیر روبرت فیلمر را در مقابل یک سیستم طبیعی که اساس اش در یک سیستم مشخص روی طبیعت نهاده شده بود رد نماید.
برخلاف دید برتر اکویناس در مورد نجات روح از گناه اصلی، لوک به این باور است که ذهن انسان به این دنیا منحیث یک لوح سفید امده است.
درحالیکه یکی شاید در مورد محدودیت ها از طرف حکمرانان خیراندیش یا اریستوکرات بر آزادی نگران باشد، نگرانی معمول این است که زمانیکه حکمرانان از نظر سیاسی در مورد اتباع مسؤلیت پذیر نباشد این حکمرانان برای منافع خود حکمرانی خواهند نمود نه بخاطر منافع اتباع.
عدالت شامل وظایف است که وظایف کامل باشد—یعنی وظایف که با حقوق رابطه داشته باشد.
او از یک آزادی برای بحث کردن در مورد مساوات جندر در جامعه بحث میکند.
آزادی افراد قدیم آزادی اشتراکی جمهوریت بود که به شهروندان حق متأثر ساختن مستقیم سیاست را از طریق مناظرات و آراء در مجلس عوام میداد.
آزادی قدیم همچنان محدود به جوامع نسبتاً کوچک و متجانس بود که در آن افراد میتوانستند به شکل راحت دور هم در یک مکان بخاطر معاملات مسایل عامه جمع شوند.
در عوض، رأی دهندگان نمایندگان را انتخاب میکردند که در پارلمان به نمایندگی از آنها تعمق میکردند و شهروندان را از مداخله سیاسی روزانه نجات میدادند.
در لیویتان، هابس اصول تهداب دول و حکومت های قانونی و ایجاد یک ساینس بیطرف اخلاقیات را مشخص نمود.
که در ان صورت هر شخص حق یا جواز هر چیز در جهان را داشت.
این یکی از تأثیرگزارترین کار فلسفه‌ی سیاسی در رسوم غربی شد که در 1762 به چاپ رسید.
آنهاییکه خود را استادان دیگران میدانند در حقیقت از آنها برده گان بزرگتر هستند.
انقلاب صنعتی یک انقلاب موازی را در تفکر سیاسی بوجود آورد.
در نیمه قرن 19م، مارکسیزم بوجود آمد و سوسیالیزم حمایت فزاینده عمومی را بدست آورد که بیشتر ای حمایه از طرف قشر کاری شهری بود.
برخلاف مارکس که به ماده گرایی تاریخ باور داشت، هیجل به علم پدیده شناسی روح باور داشت.
در دنیای انگلیسی امریکایی، ضد امپریالیزم و پلورلیزم در شروع قرن 20م اعتبار بدست آورد.
این وقت بود که جیان پاول سارتری و لویس الثوسر، و موفقیت های ماو زیدونگ در چین و فیدل کاسترو در کیوبا، همچنان حادثات می 1968 منتج به علاقه فزاینده در ایدلوژی انقلابی مخصوصاً در چپ جدید شد.
سیاست مستعمراتی و نژادپرستی موضوعات مهم بودند که ظهور نمودند.
ظهور فمینزم، جنبش های اجتماعی LGBT و پایان حکمرانی استعماری و محروم نمودن سیاسی این چنین اقلیت ها مانند امریکایی های افریقایی و اقلیت های جنسی در جهان توسعه یافته منجر به این شد که فکر فمینیست، پسا استعماری، و چندکلتوری مهم گردد.
راولیس از یک ازمایش تفکر استفاده کرد موقیعت اصلی جاییکه طرف های نماینده اصول عدالت را برای ساختارهای اساسی جامعه از پُشت پرده‌ی جهالت انتخاب کردند.
همزمان با ظهور اخلاقیات تحلیلی در تفکر انگلیسی امریکایی، در اروپا، چندین سطر جدید فلسفه منتقدین جوامع موجود را که بین دهه های 1950 و 1980 ظهور کرده بودند مخاطب قرار دادند.
"در کنار سطرهای تا حدی متفاوت، یک تعداد متفکرین قاره‌ای—که حالا هم تا حدی زیادی از مارکسیزم متأثر اند روی—ساختارگرایی و روی ""برگشت هیجل"" اکیداً تاکید میکنند. "
بحث دیگر پیرامون انتقادهای (متمایز) نظریه سیاسی ازاد توسط مایکل والزر، مایکل سندل و چارلس تایلر بوجود آمد.
کمونیست ها مایل اند کنترول گسترده محلی و همچنان پالیسی های اقتصادی و اجتماعی که رشد سرمایه اجتماعی را تقویت میبخشد حمایت کنند.
یک جفت دیدهای روی هم افتیده سیاسی که در اواخر قرن 20م ظهور کرد جمهوریت گرایی (یا جمهوریت گرایی مدنی یا نوین) و شیوه ظرفیت است.
به یک جمهوریت خواه فقط حالت بودن منحیث یک برده بدون در نظر داشت اینکه با این برده چگونه رفتار صورت میگیرد ناعادلانه است.
شیوه ظرفیت و جمهوریت گرایی هر دو انتخاب را مانند یک مورد که باید فراهم گردد می پندارند.
برای نظریه پردازان که فکر میکنند انسانها حیوانات اجتماعی اند و اینکه پولیس (حکومت شهر یونان قدیم) برای این موجود بود تا سبب شود این چنین حیوانات زندگی خوب مناسب داشته باشند.
بروک یکی از بزرگترین حامیان انقلاب امریکایی بود.
چومسکی یکی از منتقدین پیشتاز پالیسی خارجی، لیبرالیزم نوین و سرمایه گذاری معاصر حکومت، درگیری اسرائیل و فلسطین، و رسانه خبری متداول ایالات متحده بود.
ویلیام ای کونولی: کمک کرد تا فلسفه پسا مدرن به نظریه سیاسی معرفی گردد، و نظریات های پلورلیزم و دیموکراسی مشاجره‌ای را ترویج داد.
توماس هیل گرین: متفکر مدرن لیبرال و حامی سابق ازادی مثبت.
کارهای سابق او تا حدی زیاد توسط مکتب فرنکفورت متأثر شده بود.
او طرفدار سرمایه داری بازار ازاد بود که در این بازار نقش عمده حکومت حفظ نقش قانون بود و اجازه بدهد نظم خود انگیز بوجود بیاید.
دیوید هوم: هوم نظریه قرارداد اجتماعی جان لاک و دیگران را که اتکاء روی داستان چند قرارداد واقعی بود رد میکرد.
مشهورترین برای اعلام استقلال ایالات متحده.
استدلال میکرد که یک سازمان جهانی نیاز است تا صلح را در جهان تأمین نماید.
او در این موضوع از هابس جدا بود، بر اساس فرضیه جامعه که در ان ارزش های اخلاقی از صلاحیت حکومتی مستقل است و بطور گسترده پخش شده است، او از یک حکومت که برای ملکیت شخصی قدرت محدود داشته باشد حمایت میکرد.
یکی از اساس گزاران ماکسیزم غربی.
یک شرح حکومتداری را به یک نظر واقعی به عوض اتکاء روی ادیالیزم ارائه داد.
منحیث یک نظریه پرداز سیاسی، او به جدایی قدرت ها باور داشت و پیشنهاد یک بسته مفصل چک ها و صورت حساب ها را داد که برای محافظت از حقوق یک فرد از ستم اکثریت نیاز است.
"مفهوم ""عکس تصعید سرکوب کننده"" را معرفی کرد که در آن کنترول اجتماعی نه تنها که میتواند از طریق کنترول مستقیم عمل کند بلکه با دستکاری خواهش هم میتوان انجام اش داد. "
مفهوم ایدیولوژی را در یک جهت باورهای (درست یا اشتباه) که فعالیت های اجتماعی را شکل داده و کنترول میکند ایجاد کرد.
مینسیوس: یکی از مهمترین متفکر در مکتب کنفوسیوس، او نخستین نظریه پرداز است که یک بحث منسجم برای تعهد حاکم در برابر رعیت را ترتیب کرد.
"مونتسکو: حفاظت مردم توسط ""تعادل قدرت ها"" را در تقسیمات حکومت تحلیل کرد. "
مفسرین او محتوای فلسفه سیاسی او را مورد بحث قرار داده است.
افلاطون: یک دیالوگ طولانی نوشت به نام جمهوریت که در ان فلسفه سیاسی خود را نوشته کرده است: شهروندان باید به سه کتگوری تقسیم باشند.
این راند: اساس گزار انتقادگرایی و محرک اصلی جنبش های انتقادگرا و ازادیخواه در اواسط قرن بیستم در امریکا بود.
حکومت باید همان گونه و همان دلیل که از دین جدا شده بود باید از اقتصاد جدا میگردید.
ادم سمیت: بارها گفته میشود که اساس اقتصاد مدرن را نهاده است؛ ظهور فواید اقتصادی از رفتار (دست نامرئی) علاقه به خود صنعتگران و تجاران را توضیح داد.
سقراط: به طور وسیع، از طریق تاثیر گفتاری روی همتایان اتنی اش اساس گذار فلسفه سیاسی غربی محسوب میگردد؛ بخاطر اینکه سقراط هیچ چیزی نوشته ننموده است، بسیاری از چیزی که ما در مورد او و توصیه هایش مدانیم از طریق مشهورترین شاگرد اش افلاطون به ما رسیده است.
ماکس ستیرنر: متفکر مهم در انارشیزم و نماینده اصلی جریان انارشیست که بنام انارشیزم فردی یاد میشود بود.
اشکال دیگر فلسفه اجتماعی شامل فلسفه سیاسی و فقه میگردد که بطور گسترده مرتبط به جوامع دولت و حکومت و کارایی شان شمرده میشود.
فلسفه قبل از سقراط که همچنان به نام فلسفه یونان قدیم یاد میشود، فلسفه یونان قدیم قبل از سقراط میباشد.
کار و نوشته های آنها تقریباً تماماً از بین رفته است.
فلسفه قبل از سقراط در قرن 6م قبل المیلاد در سه ملیسین آغاز شد: تالس، اناکسیماندر، و اناکسی مینیس.
زینوفیسن بخاطر انتقاد انسان پنداری خدا مشهور است.
مکتب ایلیاتیک (پارامیندیس، زینو از ایلا، و میلیسوس) در قرن 5م قبل المیلاد دنبال کردند.
اناگزاگورا و امپیدوکلس یک شرح پلورلیستیک که چگونه کاینات ساخته شدند را ارائه کرد.
"این نخست توسط فلیسوف جرمنی جی ای ایبرهارد بنام ""ویروسکراتیسک فیلاسفی''' در اواخر قرن 18م بکار برده شد. "
این اصطلاح مشکلات هم دارد، طوریکه بسیاری از افراد بعد از سقراط بسیار در اخلاقیات و اینکه چگونه به بهترین شکل زندگی کنیم.
به گفته جیمز وارن، تمایز بین فلیسوفان قبل از سقراط و فلیسوفان عصر کلاسیک انقدر هم توسط سقراط نه بلکه توسط جغرافیه و کدام متون که ناتخریب شده ماندند تعریف شده است.
دانشمند اندره لکس دو رسم جدا کردن پیش از سقراط را از سقراطی ها که عصر کلاسیک برگشته و تا کنون ادامه دارد متمایز میسازد.
بسیاری از کارها پیری فیسوس، یا بر طبیعت نامگذاری شده است ، یک عنوان که بعداً توسط مؤلفین دیگر نسبت داده شده است.
اضافه کردن پیچیدگی بیشتر به تفسیر آنها زبان مبهم است که آنها استفاده میکردند.
تیوفراستوس جانشین ارسطو یک کتاب دایرة المعارف نوشت بنام نظریه فزیکدان که کار ستندرد در مورد موارد پیش از سقراط در زمانه های قدیم بود.
دانشمندان حالا از این کتاب برای رجوع به پارچه ها با استفاده از یک طرح کودگذاری بنام شماره گذاری دیلس-کرنز استفاده میکنند.
"بعد از ان یک کود است در مورد اینکه ایا پارچه یک گواهی نامه است، مانند ""A"" یا ""B"" کودگذاری شده است اگر یک نقل مستقیم از فلیسوف باشد. "
عصر قبل از سقراط در حدود دو قرن دوام پیدا کرد، که در آن زمان امپراطوری درحال گسترش فارسیان به طرف غرب در حال توسعه بود، درحالیکه یونانیان در تجارت و مسیرهای آبی پیشرفت میکردند که به قبرس و سوریه رسیدند.
یونانی ها در 499 قبل المیلاد شورش کردند، مگر بالاخره در 494 قبل المیلاد شکست داده شدند.
چندین فکتور به ظهور فلسفه پیش سقراطی در یونان باستان کمک کرد.
فکتور دیگر که اسانی سفر بین یونان بود که منتج به ترکیب و مقایسه نظریات شد.
سیستم سیاسی دیموکرات پولییس مستقل همچنان به ظهور فلسفه کمک کرد.
نظریه فلیسوف تا یک حد معین پاسخ ها به پرسش های بود که بشکل ماهرانه در کار هومر و هیسوید موجود بودند.
آنها پیشتازان موارد پیش از سقراط محسوب میگردند بخاطریکه آنها در جستجوی رسیدگی به مشکل پیدایش زمین و تنظیم کردن فولکلور مرسوم و اسطوره ها به شکل سیستماتیک هستند.
نخستین فلیسوف قبل از سقراط بشکل گسترده به زمین های دیگر سفر کرد به معنی اینکه تفکر قبل از سقراط ریشه های هم در داخل و هم در خارج داشت.
فلیسوفان قبل از سقراط در این بینش که برای چندگانگی و یگانگی همه یک تعریف انفرادی وجود دارد – و این تعریف اعمال مستقیم خدایان نخواهد بود همنظر بودند.
بسیار در جستجوی اصل ماده گراء (پرکامبرین) اشیاء، و میتود پیدایش و ناپدید شدن شان بود.
در تلاش آنها برای دادن معنی به کیهان آنها اصطلاحات و مفاهیم جدید مانند ریتم، تناظر، تشبیه، دیدکشنیزم، ریدکشنیزم، ماتیماتکژان طبعیت و دیکران را بوجود آوردند.
این ممکن به معنی آغاز یا پیدایش باشد با ته صدای اینکه روی چیزهاییکه که باید دنبال شود یک اثر وجود دارد.
این شاید بخاطر فقدان وسایل بود، یا بخاطر تمایل به دید جهان منحیث یک یگانگی، غیرقابل اعمار، پس مشاهده کسرات کوچک طبیعت تحت کنترول تجربوی ممکن برای یک چشم خارجی ناممکن بود.
سیستماتیک بخاطریکه آنها تلاش کردند تا یافته های شانرا جهانی سازند.
فلیسوفان قبل از سقراط بی خدا نبودند؛ مگر، آنها حد مداخله خدایان را در پدیده طبیعی مانند رعد را حداقل نموده یا خدایان را از جهان طبیعی دور کردند.
مرحله نخست فلسفه قبل از سقراط، عمدتاً میلیسیانس، زینوفنس، و هیراکلیتوس متشکل از رد کردن کیهان شناسی مرسوم و تلاش کردن برای توضیح دادن طبیعت بر اساس مشاهدات تجربوی و تفاسیر بود.
ایلیاتیک ها همچنان یکتا پرست بودند (باور داشتند که فقط یک چیز وجود دارد و دیگران فقط تغییرشکل آن است).
او نخستین فلیسوف غربی محسوب میشود بخاطریکه او فرد نخست بود که از استدلال، شواهد استفاده کرد و به کلیات پرداخت.
تالس شاید یکی از نیاکان فینیقه بود.
تالس در دست دیگر با استدلال استنباطی صریح اش به هندسه پیشرفت داد که به کلیت بخشی جهانی رسید.
تالس با ساردیس بعد همانند بیشتر یونانیان دید، جاییکه سوابق نجومی حفاظت میشد و مشاهدات نجومی برای مسایل عملی (برداشت روغن) استفاده میشد.
او پیدایش زمین را به عوض یک وجود خدایی به یک عنصر نسبت داد.
او یک عضو نخبگان ملیتوس، ثروتمند و دولتمرد بود.
در پاسخ به تالس، او اصل نخست را یک ماده تعریف نشده و نامحدود بدون ویژگی ها (اپیریون) فرض کرد، که از ان مخالفین اولیه، سرد و گرم، مرطوب و خشک، متمایز شدند.
او همچنان برای حدس زدن در مورد پیدایش بشر مشهور است.
او همچنان یک کتاب را در نثر در مورد طبیعت نوشت.
او یک شاعر خوب سفر کرده بود که علایق اولیه اش الهیات و معرفت شناسی بود.
او بطور معروف گفته که اگر گاو، اسپ ها، یا شیرها میتوانستند رسامی بکنند، انها خدایان خود را گاو، اسپ ها، یا شیرها ترسیم مینمودند.
زینوفینس همچنان تشریحات طبیعت گرایانه را برای پدیده های مانند آفتاب، کمان رستم و آتش سنت ایلمو ارائه کرد.
درحالیکه زینوفینس در مورد ظرفیت انسانها در رسیدن به دانش خوش بین بود، او همچنان به توسعه تدریجی از طریق تفکر منتقدانه باور داشت.
هیراکلیت فرض میکرد که تمام اشیاء در طبیعت در حالت تغییر ابدی قرار دارند.
آتش آب و زمین میشود و همچنان برعکس.
انجا، هیراکلیت ادعاء میکرد که ما در یک دریا دوبار ایستاد شده نمیتوانیم یک موقیعت که با شعار تا پانتا رهی (همه چیز در جریان است) خلاصه شده است.
یکدیگر از مفاهیم کلیدی هرکلیت این است که موارد مخالف بطوری یکدیگر شانرا انعکاس میدهند، اصول که اتحاد موارد مخالف یاد میشود.
اصول هیراکلیت در مورد اتحاد موارد مخالف پیشنهاد میکند که اتحاد جهان و بخش های مختلف اش از طریق نگرانی که توسط جهت های مخالف بوجود آمده است حفظ شده است.
یک نظریه اساسی در هیراکلیت عقل کُل است، یک کلمه قدیمی یونان که معانی متفاوت دارد؛ هیراکلیت ممکن از معانی مختلف کلمه با هر کاربرد در کتاب اش استفاده میکرد.
چندین دهه بعد او باید از کروتون فرار کرده و در میتاپونتوم جابجا میشد.
آنها نظریات او را پیشرفت دادند، و به این ادعاء رسید که همه چیز از کلمات ساخته شده است، کاینات با اعداد ساخته شده و هر چیز یک انعکاس از تشابهات و روابط هندسی است.
شیوه زندگی آنها زهدانه بود، خود را از لذت های گوناگون و غذا پرهیز میکردند.
دیگر فلیسوفان قبل از سقراط فیثاغورث را بخاطر باور اش بر تجدید تجسم مسخره میکردند.
فیثاغورث گرایی جریانات بعدی عیسوی مانند افلاطون گرایی را متأثر ساخت، و میتودهای وابسته به تعلیم و تربیه اش از افلاطون گرفته شده بودند.
به گفته ارسطو و دیوجینیس لایرتیوس، زنوفان استاد پارمیند بود، و او بحث میکرد اینکه آیا زنوفان باید یک ایلیاتیک دانسته شود یا خیر.
او نخستین کسی بود که استنباط کرد زمین کروی است.
پارمیند یک سخت بنام بر طبیعت یا روی چی است نوشت تا شعر را تفسیر نماید، این بطور حایز اهمیت بعد فلسفه یونانی را متأثر ساخت.
شعر از سه بخش تشکیل یافته است، شعر (بطور مثال، مقدمه)، شیوه حقیقت و شیوه نظریه.
شیوه حقیقت همه در آن زمان و هم امروز خیلی حایز اهمیت دانسته میشد و میشود.
از اینرو، تمام چیزهاییکه که ما فکر میکنیم درست اند، حتی خود ما تجسم هایی اشتباه هستند.
الاهه به کوروس تعلیم میدهد تا از استدلال خود برای دانستن اینکه ایا ادعاهای گونان درست یا اشتباه هستند بکار بردد، و حواس را اشتباه محسوب نماید.
زینو و ملیسس به تفکر پارمیند در مورد کیهان شناسی ادامه داد.
او تلاش میکرد توضیح دهد که چرا ما فکر میکنیم اشیای ناموجود وجود دارند.
اناگزاگورا در لونیا بدنیا امد، مگر نخستین فلیسوف بزرگ بود که به اتن مهاجرت کرد.
اناگزاگورا همچنان تأثیرگذار بزرگ روی سقراط بود.
اینکه ان چه معنی میرساند تفاسیر متفاوت وجود دارد.
تمام اشیاء مخلوط های عناصر گوناگون بود، مانند هوا،‌ آب، و دیگران.
ناوس همچنان یک قسمت سازنده کیهان شناخته محسوب میشد، مگر این فقط در اشیای زنده وجود دارد.
اناگزاگورا تفکر میلیسان را در مورد معرفت شانسی پیشرفت داد، تلاش میکرد تا یک وضاحت را که برای پدیده های طبیعی معتبر باشد بوجود بیاورد.
به گفته دیوجینس لایریتوس، ایمپیدوکلیس دو کتاب به شکل شعر نوشت: پیری فیسوس (روی طبیعت) و کاثارموی (خالص سازی ها).
"او همچنان به تفکر اناگزاگورا در مورد چهار ""ریشه"" ادامه داد (بطور مثال، عناصر کلاسیک)، که با مخلوط کردن آنها تمام چیزهای اطراف ما را میسازد. "
این دو قوه مخالف همدیگر هستند و با عمل کردن روی مواد چهار ریشه در هماهنگی یکجا میشوند تا چهار ریشه را از هم پاره کند، که در نتیجه مخلوط بدست میاید که همه چیز از ان ساخته شده است.
آنها خیلی مشهور برای کیهان شناسی اتومی شان مشهور هستند درحالیکه تفکر آنها شامل خیلی رشته های دیگر فلسفه مانند اخلاقیات، ریاضیات، زیبایی شناسی، سیاست ها، و حتی جنین شناسی میگردد.
دماکریتوس و لیوسیپوس در مورد معتبر بودن حواس ما مشکوک بودند، مگر آنها باور داشتند که حرکت وجود دارد.
اتوم ها در داخل خلاء حرکت کرده، با یکدیگر تعامل میکنند، و تعدد جهان را تشکیل میدهد که ما در آن زندگی میکنیم، به یک شیوه خالصاً میخانیکی.
دماکریتوس جمع بندی کرد بخاطریکه همه چیز اتوم و خالی اند، چندین حواس ما حقیقی نیستند مگر مرسوم اند.
آنها تفکر مرسوم را جذب را از خدایان به مرگ جذب نمود، که زمینه را برای پیشرفت های بیشتر فلسفه در دیگر رشته ها مانند درامه، علوم اجتماعی، ریاضیات، و تاریخ مساعد ساخت.
صوفی ها لفاظی فکر میکردند و اینکه چگونه از دیدهای مختلف به موضوعات رسیدگی نمایند.
گورجیاس یک کتاب نوشت بنام روی طبیعت، که در این کتاب او به مفاهیم چی است و چی نیست ایلیاتیک ها حمله کرد.
انتیفون قانون طبیعی را در مقابل قانون شهر قرار داد.
او تلاش نمود تا هم نوعیت و هم بهم بستگی کیهان را وضاحت دهد.
دیوجینیس از اپولینا میلیسیان مونیزم برگشت، مگر با یک فکر بیشتر موزون.
درحالیکه فیثاغورث و امپیدوکلس عقل خود اعلام شده شانرا به حالت خدایی الهام شده ربط دادند، آنها تلاش کردند تا انسان های فانی را تشویق نمایند یاد دهند تا حقیقت در مورد قلمرو طبیعی را—فیثاغورث بوسیله ریاضیات یا هندسه و امپیدوکلس با در معرض قرار دادن تجربیات جستجو کنند.
آنها تجسم های مرسوم خدایان را که هومر و هیسیود ایجاد نموده بودند حمله نموده و مذهب مشهور یونان را تحت بازبینی دقیق قرار دهند، که این تفرقه بین فلسفه اجتماعی و الهیات را آغاز میکرد.
تفکر وابسته به علوم الهی با فلیسوفان میلیسیان آغاز میشود.
زینوفینس سه پیش شرط برای خدا نهاد: او باید که تماماً خوب، فناناپذیر، و در ظاهر شبیه انسانها نباشد، که اثر بزرگ روی تفکر مذهبی غربی داشت.
اناگزاگورا استدلال میکرد که استعداد کیهانی (نوس) به اشیاء زندگی میدهد.
این بقراط بود‌ (که بارها پدر ادویه نامیده شده است) کسیکه دو حوزه را از هم جدا کرد، ولی به شکل مکمل.
طبیعت دایم در حال تغییر توسط قاعده کُلی هیراکلیت پانتا رهی (همه چیز در حالت تغییر اند) جمع بندی شده است.
اشخاص قبل از سقراط بوسیله عقل گرایی، مشاهدات، و ارائه کردن توضیحات که ممکن علمی محسوب میشد، تلاش کرد تا ابعاد گوناگون طبیعت را بداند، که این سبب بوجود آمدن عقل گرایی غربی شد.
اناگزیمندر اصل استدلال کافی را ارائه کرد، یک بحث انقلابی که همچنان شاید سبب بازدهی این اصل که هیچ چیز از هیچ چیز بوجود میاید شود.
زینوفینس همچنان یک نقد مذهب انسان گرایی را با تاکید کردن روی ناهنجاری تجسم خدایان در مذهب مشهور یونان به یک شیوه عقلانی پیشرفت داد.
دیگر کسان قبل از سقراط همچنان جستجو کردند تا پرسش ارک را با ارائه کردن پاسخ های گوناگون پاسخ دهد، مگر قدم نخست بطرف تفکر علمی از قبل برداشته شده بود.
تفکر فلسفه‌ی که توسط افراد قبل از سقراط بوجود امد بشدت فلیسوفان، مؤرخین و نمایشنامه نویسان بعدی را متأثر ساخت.
طبیعت گرایان سقراط جوان را متأثر ساخت و او در تحقیق بخاطر ماده کیهان علاقمند بود، مگر طوریکه او بطور ثابت بیشتر در عوض جهان طبیعی روی معرفت شناسی، تقوا، اخلاقیات متمرکز شد، علاقه او افول نمود.
"سیسرو دیدهای خود راجع به اشخاص قبل از سقراط را در اختلافات توسکولانی تحلیل نموده است، طوریکه او ذات تیوریکی تفکر قبل از سقراط را از ""حکیمان"" قبلی که به موضوعات عملی علاقه داشتند را از هم جدا کرد. "
ارسطو اشخاص قبل از سقراط را در کتاب نخست میتافزیک، منحیث یک مقدمه به فلسفه خود اش و جستجوی پرکامبرین مورد بحث قرار داده است.
فرانسیس بیکن یک فلیسوف قرن 16م که بخاطر پیشرفت دادن میتود ساینسی مشهور است، ممکن نخستین فلیسوف عصر مدرن بود که از قاعده های کُلی قبل از سقراط بطور گسترده در متون اش کار گرفت.
فریدریک نیچه به اشخاص قبل از سقراط احترام داشته آنها را مستبدین روح می نامیدند تا تضاد آنها و ارجحیت او علیه سقراط و جانیشینان اش را خاطر نشان سازد.
بر اساس داستان او، که در بسیاری از کتابها اش رسم شده است، عصر قبل از سقراط پُرافتخارترین عصر یونان بود، درحالیکه عصر به اصطلاح طلایی که بعد امد به گفته نیچه یک عصر زوال بود.
درحالیکه این دوره – در قسمت های اولش بنام دوره بهار و خزان و دوره دول جنگنده مشوره است – در بخش بعدی اش مملو از آشوب و جنگ های خونین بود، این همچنان به نام عصر طلایی فلسفه چینایی یاد میشود بخاطریکه یک طیف وسیع تفکرات و نظریات بشکل آزاد بوجود امده و مورد بحث قرار گرفتند.
تویزم (که همچنان داویزم نامیده میشود)، یک فلسفه که روی سه جواهرات تاو تمرکز میکند: شفقت، تعدیل، و تواضع، درحایکه تفکر تاویست عموماً روی طبیعت، رابطه بین بشریت و کیهان؛ صحت و طولانی بودن زندگی؛ و وو وی (عمل از طریق ناعمل) تمرکز میکند.
اگراریانیزم، یا مکتب اگراریانیزم که از سیستم اشتراکی صنعتگران ایتوپیایی و مکتب مساوات بشر طرفداری میکرد.
عالمان این مکتب سخنرانان، داوران، و ماهر در فنون بودند.
مکتب گفتارهای کوچک، که یک مکتب بی نظیر تفکر نبود، بلکه یک فلسفه بود که از تمام افکار که توسط مردم عام مورد بحث قرار گرفته و از مردم عادم در سرک ها بوجود امده بود.
کنفوسیزم مخصوصاً در دوره سلسله هان قوی بود، که عالیترین مفکر اش دونگ شونگژو بود، کسیکه کنفوسیزم را با افکار مکتب شونگژو و نظریه پنج عنصر مدغم ساخت.
مخصوصاً، آنها پنداشت اینکه کنفوسیوس یک شخصیت خدا گونه بود و او را عالیترین حکیم محسوب میکرد را رد کرد، و گفتند که فقط یک انسان و پناه شدنی است.
بودایزم در چین در حدود قرن 1 AD رسید، مگر تا زمان رسیدن به شمال و جنوب، سوی و سلسله های تنگ نبود که تاثیر و قبولیت قابل ملاحظه بدست اورد.
این منتج به پرس و جو در مورد یکی که اساس تنوع پدیده تجربوی و پیدایش تمام چیزها را نهاده است میشود.
هفت ریشس — اتری، باراواجا، گواتما، جماداگنی، کاسیاپا، واسیشتا، ویسوامیترا.
فلسفه یونان قدیم در حدود قرن 6م قبل المیلاد ظهور کرد که نشانه از اتمام عصر سیاه یونان بود.
با یک طیف وسیع موضوعات سروکار داشت، بشمول نجوم شناسی، معرفت شناسی، ریاضیات، فلسفه سیاسی، اخلاقیات، میتافزیک، هستی شناسی، منطق، بیولوژی، الفاظی و زیبایی شناسی.
خطوط واضح و بهم پیوسته تأثیر از فلیسوفان یونان قدیم و هیلیسیتیک به فلسفه روم، فلسفه اوایل اسلام، شیوه تعلیم فلسفه مذهبی قرون وسطی، رینسانس اروپا و عصر روشن فکری رسید.
مگر آنها به خود یاد دادند تا استدلال نمایند.
"تالس مکتب فلسفه میلیسیان را متأثر ساخته و جایگزین اش اناگزاگورا بود، کسیکه استدلال میکرد که پیرکامبرین یا لایه زیر نمیتوانند آب یا هر عنصر کلاسیک باشد در عوض چیزی ""نامحدود"" یا ""بی حد"" (در یونانی، اپیرون) بود. "
برخلاف مکتب میلیسیان، که یک عنصر ثابت مانند پیرکامبرین فرض میکند، هیراکلیت فکر میکرد که پانتا رهی (""همه چیز تغییر میکند"")، نزدیک ترین عنصر به این تغییر ابدی آتش است.
او استدلال میکرد که بینگ در تعریف به معنی ابدیت است، درحالیکه این تنها چیزی است که میشود در مورد اش فکر کرد؛ یک چیزیکه، علاوه بر این، نمیشود بیشتر یا کمتر باشد، و پس ترقیق و تراکم میلیسیان ها با در نظر داشت بینگ ناممکن است؛ در اخیر، طوریکه حرکت جدا از چیزیکه در حال حرکت است نیاز دارد تا وجود داشته باشد (viz.
در حمایت از این، شاگرد پارمنید زینو از الیا تلاش کرد تا ثابت کند که مفهوم حرکت پوچ بوده و به چنین میزان حرکت وجود نداشته است.
لوسیوپوس همچنان یک پلورالیزم هستی شناسی پیشنهاد کرد با اینکه کیهان شناسی روی دو عنصر اصلی اساس نهاده شده است: خلاء و اتومها.
"درحالیکه قبل از سقراط فلسفه یک حرفه پا بر جا بود، سیسرو او را کسی میداند که ""نخست فلسفه را از بهشت ها پایین اورد، در شهرها قرار اش داد، به خانواده ها معرفی اش نمود، و مجبور اش ساخت تا در زندگی و اخلاقیات، و خوب و بد امتحان گردد. """
حقیقت اینکه بسیاری از بحث ها در ارتباط به سقراط (طوریکه افلاصون و زینوفون حکایت میکند) بدون اینکه یک نتیجه داشته باشد، یا بطور قطعی بحث در مورد معنی میتود سقراط را تحریک نموده باشد به اتمام میرسد.
سقراط یاد میداد که هیچکس خواهان چیزی که بد است نیست، و از اینرو اگر هرکسی چیزی انجام میدهد که واقعاً بد است، این عمل باید یا ناخواسته یا از جهالت باشد؛ در نتیجه، تمام تقوا دانش است.
دولتمرد بزرگ پریکلس با این یادگیری جدید خیلی وابسته بوده و یک دوست اناگزاگورا بود، اما، و مخالفین سیاسی اش به او توسط مفاد بردن از یک عکس العمل محافظه کار علیه فلیسوفان ضربه میزد؛ این یک جرم میشد که چیزهای فوق بهشت ها یا تحت زمین را در مورد اش تحقیق میکردیم، انجام دهندگان این اعمال کافر شمرده میشدند.
سقراط، اما، یگانه شخص است که تحت این قانون متهم ثبت شده است، محکوم شده بود، و با کشتن در 399 قبل المیلاد مجازات شد (محکمه سقراط را ببینید).
افلاطون سقراط را همسخن اصلی در دیالوگ هایش میداند، که از این دیالوگ ها اساس افلاطون گرایی (و با تمدید کردن افلاطون گرایی) مشتق شده است.
زینو از سیتیوم به نوبه خود اخلاقیات بدبینی را برای بیان کردن رواق گرایی بکار برده است.
در کنار زینوفون، افلاطون منبع اصلی معلومات در مورد زندگی و عقاید سقراط است و این اکثراً اسان نیست تا بین این دو فرق قایل شد.
درحالیکه حکمرانی توسط یک شخص عاقل شاید نسبت به حکمرانی توسط قانون ارجحیت داده شود، شخص عاقل نمیتواند از اینکه توسط شخص غیرعاقل قضاوت گردد جلوگیری نماید، و پس در عمل حکمرانی توسط قانون لازمی بنظر میاید.
دیالوگ های افلاطون همچنان نماهای میتافزیکی دارد، که مشهورترین اش نظریه اشکال است.
این بسیاری از انسانها را به کسانیکه در غارها بسته شده بودند مشابه میسازند، کسانیکه فقط به سایه های روی دیوار میبینند و دیگر هیچ تصور از حقیقت ندارند.
اگر این سفر کنندگان بعداً مجدداً‌ داخل غاز میشدند، مردم داخل (کسانیکه حالا هم فقط با سایه ها اشنایی دارند) ممکن آماده این نبودند که گزارش های این 'دنیای بیرون' را باور بکنند.
بیرترند رسل، تاریخ فلسفه غربی (نیویارک: سیمون و سکوستر، 1972).
"او رژیم های را که در کتاب جمهوریت و قوانین افلاطون تعریف شده اند را مورد انتقاد قرار میدهند و تیوری اشکال را ""کلمات خالی و کنایه های شاعرانه"" می پندارد. "
انتی ستن را اصول ریاضت سقراط الهام کرد، و افلاطون را به غرور و خودبینی متهم کرد.
این توسط اقلیدس از مگارا، یکی از شاگردان سقراط اساس گذاری شده بود
شک گرایی مفرط بدست آوردن اتاراکسیا (یک حالت متانت) را راه بدست آوردن سعادت قرار داده بود.
"اخلاقیات او روی ""دنبال کردن لذت و جلوگیری از درد اساس نهاده شده بودند"". "
همکاری های منطقی آنها حالا هم در حسابداری معاصر بیانی نمایان است.
این دوره متردد افلاطون گرایی قدیم، از ارسیسیالوس تا به فیلو از لارسیا، به اسم اکادمی جدید شهرت یافتند، درحالیکه بعضی مؤلفین قدیمی بخش های فرعی دیگری علاوه کردند، مانند اکادمی وسطی.
درحالیکه هدف شک گراهای مفرط بدست آوردن اتارکسیا بود، بعد از ارسیسیالوس مترددین علمی اتارکسیا را منحیث هدف مرکزی حفظ نکردند.
در امپراطوری بیزانس نظریات یونانی نگهداشته و مطالعه شد، زود بعد از نخستین گسترش اسلام، اما، خلیفه عباسیان اجازه جمع آوری نسخه های خطی یونانی را داد و ترجمانان را استخدام کرد تا اعتبار آنها را افزایش دهد.
فلسفه قرون وسطی فلسفه است که در قرون وسطی وجود داشت، این دوره تقریباً‌ از سقوط امپراطوری روم غربی در قرن 5م تا به رینسانس در قرن 15م دوام داشت.
با استثناءات احتمالی ابن سینا و ابن رشد، مفکرین قرون وسطی خود را اصلاً فلیسوفان نمی دانستند: برای انها، فلیسوفان نویسندگان کافر قدیمی مانند افلاطون و ارسطو بودند.
یکی از چیزهای این دوره که شدیداً‌ مورد بحث قرار گرفته بود ایمان علیه دلیل بود.
در کُل توافق وجود دارد که این در زمان اگوستین (354–430) آغاز شد کسیکه به دوره کلاسیک تعلق دارد، و با احیاء متداوم یادگیری در اواخر قرن یازدهم، در اوایل دوره قرون وسطی به اتمام رسید.
در دوره های بعدی، راهبان برای آموزش اداره کنندگان و اعضای کلیسا بکار برده شدند.
بسیاری از کار ارسطو در این دوره در غرب نامعلوم بود.
اگوستین منحیث بزرگترین پدران کلیسا محسوب میگردد.
برای بیشتر از هزار سال، خیلی سخت یک کار لاتین الهیات یا فلسفه وجود داشت که نوشته های او را نقل قول ننماید، یا درخواست صلاحیت او را نمیکرد.
او در 510 در پادشاهی استروگوت کنسول شد.
او روی این کارها و روی آشناسازی توسط پورفیری نظریات (یک تقریظ در مورد کتگوری ها) نوشت.
دور این دوره چندین جنجال دکتورین ظهور کرد، مانند پرسش اینکه آیا خدا همه را برای نجات و بعضی را برای لعنت مقدر کرده است.
آیا میزبان همانند جسم تاریخی مسیح است؟
این دوره همچنان شاهد احیاء دانش بود.
بعد، تحت سنت ابو فلوری (در حدود 988–1004)، رئیس مکتب خانقاه اصلاح شده، فلوری از عصر طلایی دوم لذت برد.
اوایل قرن 13م شاهد نقطه اوج بازگشت فلسفه یونان بود.
پادشاهان قومی نورمان مردم دانشمند را از ایتالیا و دیگر نواحی به محاکم خود منحیث نشان اعتبار جمع آوری کردند.
پوهنتون ها در شهرهای بزرگ اروپا در جریان این دوره ایجاد شدند، و احکام شبیه روحانی در درون کلیساها شروع شده تا برای کنترول سیاسی و فکری روی این مراکز تعلیمی زندگی برزمند.
عالیترین نماینده تفکر دومنیکین در این دوره البرتوس ماگنوس و (مخصوصاً) توماس اکویناس بودند، کسیکه ترکیب هنری عقل گرایی یونانی و دکتورین عیسوی اش بالاخره فلسفه کاتولیک را معرفی کرد.
"اکویناس نشان داد که چگونه این ناممکن است که بخش اعظم از فلسفه ارسطو را بدون اینکه دچار ""اشتباهات"" نظریه دهنده اویروس شویم مدغم بسازیم. "
مشکل بد: فلیسوفان کلاسیک در مورد ذات بد حدس زده بودند، مگر مشکل اینکه چگونه یک خدای دوست داشتنی، با قدرت کُل، با دانش کُل میتواند یک سیستم اشیاء را ایجاد کند که در ان بد وجود دارد در دوره قرون وسطی ظهور کرد.
اما، از قرن چهاردهم به بعد، کاربرد فزاینده استدلال در فلسفه راه را برای ظهور ساینس در اوایل دوره مدرن فراهم ساخت.
در دوره قبلی، نویسندگان مانند پیتر ابیلارد در مورد کارهای منطق سابق (دسته بندی های ارسطو، روی تفسیر کردن، و آشناسازی پورفیری) نظریات نوشت.
(کلمه 'عمدی بودن' توسط فزنر برینتانو احیاء شد، کسیکه اراده داشت تا کاربرد قرون وسطی را منعکس نماید).
"نامگذاری ""فلسفه رینسانس"" توسط دانشمندان با تاریخچه فکری برای اشاره کردن به دوره که تقریباً بین 1355 و 1650 (تاریخ ها برای اروپای مرکزی و شمالی و ساحات مانند امریکای اسپانیایی، هند، جاپان، و چین تحت اثر اروپا رو به جلو تغییر میکرد) در جریان بود استفاه گردیده است. "
فرضیه اینکه کارهای ارسطو برای درک فلسفه بنیادی بود در جریان رینسانس افول نکرد، که شاهد رونق ترجمه ها، نظریات، و دیگر تفاسیر جدید کار اش هم در لاتین و هم در بومی بود.
بعدی اش، که در بعضی ابعاد مشابه مباحث مدرن است، فواید و نقصانات موقیعت ها و تفاسیر مشخص فلسفوی را تحت بررسی قرار داد.
افلاطون، که مستقیماً از طریق دو و نیم دیالوگ عصر قرون وسطی شناخته میشود، توسط ترجمه های بیشمار لاتین در قرن پانزدهم در ایتالیا شناخته شد، که در ترجمه خیلی تأثیرگذار کارهای مکمل افلاطون توسط مارسیلیو فیچینو در فلورانس در 1484 به اوج رسید.
تمام انسان شناسان رینسانس مثال او را در تمام چیزها دنبال نکرد، مگر پترارک به توسعه دادن معیار (شعر کافر از قبل فریبنده و خطرناک تلقی میشد) زمان اش کمک کرد، چیزیکه در فلسفه هم رخ داد.
دیگر جنبش ها از فلسفه باستانی هم به جریان اصلی مجدداً داخل شدند.
این موقیعت در رینسانس تحت تقلا فزاینده امد، طوریکه چندین مفکر ادعاء کرد که دسته بندی های توماس نادرست است، و اصول اخلاق مهمترین بخش اخلاقیات اند.
طوریکه ما دیده ایم، آنها باور داشتند که فلسفه را میشود که تحت محافظت فن خطابه بیاوریم.
در 1416–1417، لیوناردو برونی، والاترین انسان شناس وقت اش و صدراعظم فلورنس، اصول اخلاق ارسطو را مجدداً به یک لاتین کلاسیک بیشتر روان، مصطلح نوشت.
عقیده محرک این بود که فلسفه باید از زبان تخنیکی اش آزاد شود تا شود که بیشتر مردم قادر به خواندن اش شوند.
دیسیدریوس ایراسموس، انسان شانس بزرگ هالندی، حتی یک نسخه یونانی ارسطو را تهیه کرد، و بالاخره کسانیکه فلسفه را در پوهنتون ها تدریس مینمود باید که حداقل طوری نمایان میکردند که یونانی بلد هستند.
یکبار که مشخص شد، اما، که زبان ایتالیایی یک زبان با شایستگی ادبی است و میتواند وزن بحث های فلسفوی را انتقال دهد، تلاش های بیشمار در این مسیر آغاز شدند، مخصوصاً از دهه 1540 به بعد.
ما میدانیم که مباحث در مورد آزادی اراده ادامه به شعله ور شدن نمود (بطور مثال، در گفتگو مشهور بین ایراسموس و مارتین لوتر)، که مفکرین اسپانیایی بطور فزاینده با مفهوم نجابت درگیر بودند، و اینکه مبارزه یک شیوه بود که ادبیات خیلی را در قرن شانزدهم (آیا مجاز بود یا نه؟) بوجود اورد.
ما باید فراموش نکنیم که اکثر فلیسوفان ان زمان حداقل عیسویان اسمی بودند، اگر متدین نبودند، اینکه قرن شانزدهم شاهد اصلاحات پروتستانت و کاتولیک بود، و فلسفه رینسانس با دوره سی ساله جنگ (1618–1648) به نقطه اوج رسید.
در کُل، مانند هر لحظه دیگر در تاریخ تفکر فلسفه رینسانس چنین پنداشته شده نمیتواند که یک چیزی بسیار جدید را ارائه داده یا هم برای قرون ادامه پیدا نموده باشد تا جمعبندی های پیشتازان اش را تکرار نموده باشد.
فلسفه مدرن فلسفه است که در عصر مدرن بوجود آمده و به مدرنیت نسبت داده میشود.
تا به قرون 17م و 18م اشخاص مهم در فلسفه ذهن، معرفت شناسی، و میتافزیک تقریباً به دو گروه عمده تقسیم بودند.
تجربی، با تفاوت، می پنداشتند که دانش باید با تجربه حسی آغاز گردد.
اشخاص مهم دیگر در فلسفه سیاسی شامل توماس هابس و ژان ژاک روسو میگردد.
کانت یک طوفان کار فلسفوی را در جرمنی در اوایل قرن نزدهم موجب شد، که با ایدیالیزم جرمنی آغاز شد.
کارل مارکس هم فلسفه تاریخ هیجل و اصول تاریخ غالب تجربوی در بریتانیا را برای خود برداشت، و نظریه های هیجل را به یک شکل مطلقاً ماده گراء تبدیل کرد، و زمینه ها را برای ایجاد جامعه ساینس مساعد ساخت.
ارتور شوپنهاور ایدیالیزم را به جمعبندی که جهان چیزی نیست جز یک نمایش هرزه بی پایان داخلی تصاویر و خواهشات، و طرفدار الحاد و بدبینی بود.
دکارت استدلال میکرد که چندین دکتورین استادانه برجسته میتافزیک بی معنی یا اشتباه بودند.
او تلاش میکند تا به هر اندازه که بتواند باورهای خود را کنار بگذارد، تا مشخص سازد که اگر او چیزی را یقینی میداند.
از این اساس او دانش خود را دوباره از شروع میسازد.
درحالیکه تاریخی گرایی همچنان نقش تجربه را تصدیق مینماید، از تجربه گرایی با فرض اینکه معلومات حس نمیشود بدون در نظر داشت شرایط تاریخی و کلتوری که در آن مشاهدات انجام میشود فهمیده شود از تجربه گرایی فرق دارد.
"چنانکه چنین تجربه گرایی اولاً و مهمتر اینکه توسط ایده‌آل اینکه باید به معلومات مشاهدوی اجازه داده شود ""تا خود سخن بگوید"" تعریف شده است، درحالیکه دیدهای رقابتی در مقابل این دید رد میشوند. "
به عبارت دیگر: تجربه گرایی مانند یک مفهوم باید که در کنار مفاهیم دیگر ایجاد شود، که یکجا این را ممکن میسازد تا فرق گذاری های مهم را بین ایده‌آل های گونان که اساس ساینس معاصر اند انجام دهیم.
از نظر معرفت شناسی، ایدیالیزم بشکل شک گرایی در مورد احتمال دانستن هر چیز ازاد از ذهن خود را نمایان میسازد.
پروسه را تشریح میکند جاییکه تیوری از عمل کشیده شده است، و دوباره به کار انداخته شده تا چیزی که عمل هوشمند گفته میشود را تشکیل دهد.
بریان لیتر (2006) صفحه انترنتی فلسفه ”تحلیلی“ و ”قاره ای“.
فلسفه معاصر دوره حاضر در تاریخ فلسفه غربی است که در اوایل قرن 20م با مسلک گرایی فزاینده نظم و ظهور فلسفه تحلیلی و قاره ای آغاز شد.
جرمنی کشور نخست بود که فلسفه را حرفه‌ای ساخت.
علاوه بر این، برخلاف بسیاری از دانش ها که برایش صنعت سالم کتاب ها، مجلات، و برنامه های تلویزیونی بخاطر مشهور ساختن ساینس وجود دارد و تا نتایج تخنیکی یک رشته ساینسی را به مردم عامه تفهیم نماید، کار فلیسوفان حرفه‌ای که بیرون از حرفه فلسفه مخاطبین داشته باشد کم باقی مانده است.
هر بخش یک کنفرانس بزرگ سالانه را تنظیم مینماید.
در بین کارهای زیاد دیگر اش، اتحادیه مسؤل راه اندازی بسیاری از تشریفات امتیاز ویژه این حرفه میباشد.
"این پیشرفت تقریباً با کار گوتلوب فریج و بیرتنارد رسل که یک میتود جدید فلسفوی بر اساس تحلیل زبان از طریق منطق مدرن (از اینرو اصطلاح ""فلسفه تحلیلی"") را تجلیل میکرد همزمان بود. "
"بعضی از فلیسوفان مانند ریچارد روتری و سیمون گلیدننینگ، استدلال میکنند که تقسیم ""تحلیلی-قاره ای"" در کُل در این رشته مضر است. "
بعد از این، فلیسوفان تحلیلی و قاره ای روی اهمیت و تاثیر شان روی فلیسوفان بعدی بترتیب در رسوم شان فرق داشتند.
درحالیکه، بخاطریکه فلسفه تحلیلی و قاره ای چنین دیدهای بگونه واضح متفاوت بعد از کانت در مورد فلسفه دارند، فلسفه قاره ای همچنان بعضاً در یک دید فراتر طوری دانسته میشود که شامل فلیسوفان بعد از کانت و جنبش های مهم به فلسفه قاری ای است نه به فلسفه‌ی تحلیلی.
پس فلسفه قاره ای به جهت تاریخ گرایی تمایل دارد، جاییکه فلسفه تحلیلی تمایل دارد تا برخورد اش با فلسفه مشکلات گسسته باشد، که قادر به تحلیل شدن جدا از پیدایش تاریخی اش باشد.
مکاتب مهم ارتدوکس بین شروع عصر مسیحیت و امپراطوری گوپتا ظهور کرده است.
این رسوم مذهبی فلسفوی بعد تحت نشان هندویزم با هم گروه بندی شدند.
دانشمندان غربی هندویزم را یک ادغام یا ترکیب کلتورها و رسوم گوناگون هندی، با ریشه های متنوع و هیچ اساس گذار مشخص میدانند.
فلیسوفان هندی یک سیستم استدلال معرفت شناسی (پرامنا) و منطق را بوجود آوردند و موضوعات مانند هستی شناسی (میتافزیک، براهمان اتمان، سونیاتا اناتا)، وسایل قابل اعتبار دانش (معرفت شناسی، پرامناس)، سیستم ارزشها (ارزش شناسی) و موضوعات دیگر را مورد بحث قرار دادند.
پیشرفت های بعدی شامل ایجاد تانترا و تأثیرات ایرانی اسلامی بودند.
نیایا بشکل مرسوم چهار پرامناس را منحیث وسایل معتبر بدست آوردن دانش قبول میکند – پراتیاکسا (ادراک)، انومانا (استنباط)، اوپامانا (مقایسه و تشبیه) و سبدا (کلمه، گواهی ماهرین قابل اعتبار گذشته یا حال).
این فلسفه می پنداشت که کاینات قابل خورد کردن به پارامنو (اتومها) است، که غیرقابل تخریب اند (انیتیا)، غیرقابل تقسیم، و یک نوع بعد خاص دارد، که ”خورد“ (انو) نامیده میشود.
ویشیکاس بعدی (سریدهارا و اوداینا و سیوادیتیا) یک دسته دیگر ابهاوا (نا موجود) را اضافه کردند.
بخاطر تمرکز شان روی مطالعه و تفسیر خارجی، میمامسا هم تیوری های علم زبان و فلسفه زبان که مکاتب دیگر هندی را متأثر ساخت بوجود آورد.
ویژگی های متمایز فلسفه جاین شامل دوگانگی ذهن جسم، رد نمودن یک خدای خلاق و قادر مطلق، سرنوشت، و جهان داخلی و ایجاد نشده، عدم خشونت، و تیوری چندین بعد حقیقت، و اخلاقیات بر اساس آزادی روح میشود.
این همچنان بخاطر تأکید اش که حقیقت نسبی و چند بعدی است و برای رضایت اش در بکار گرفتن هر دید ممکن فلسفه های رقیب مادل لیبرالیزم فلسفوی نامیده شده است.
فلیسوفان کارواکا مانند بریهاسپتی خیلی منتقد مکاتب دیگر فلسفه وقت خود اش بودند.
این رسم غالب فلسفوی در تبت و کشورهای اسیای جنوب شرقی مانند سریلانکا و برما است.
رسوم فلسفوی بعدی بودایی روانشناسی های مغلق مربوط به پدیده شناسی را ایجاد کردند که 'ابیدرما' نامیده شدند.
"این رسم به چیزیکه در فلسفه هندی ""تغییر معرفت شناسی"" نامیده میشود کمک کرد. "
بیانگرهای مهم مدرنیزم بودایی شامل اناگاریکا دارماپالا (1864–1933) و تغییر عقیده داده امریکایی هنری ستیل اولکات، مدرنیست های چینایی تایگزو (1890–1947) و ین شوان (1906–2005)، زین دانشمند دی تی سوزکی، و جیندین چاپل تبتی (1903–1951) میشود.
انسان شناسی مطالعه علمی انسانیت است که رفتار انسان، بیولوژی انسان، کلتورها و جوامع انسانی، هم در حال و هم در گذشته، بشمول نوع های گذشته انسان را مورد بحث قرار میدهند.
انسان شناسی بیولوژیکی یا فزیکی پیشرفت های بیولوژیکی انسانها را مطالعه میکند.
چندین سازمان کوتاه مدت انسان شناسان از قبل تشکیل شده بودند.
زمانیکه برده گیری در 1848 در فرانسه محو شد، سوسایتی ترک شد.
از آنها، چاپ کتاب پیدایش نوع های چارلیس داروین ظهور همه چیز بود که آنها در مورد اش شروع به مشکوک شدن نموده بودند.
آنجا یک تلاش سریع برای آورردن اس به علوم ساینسی بود.
"تعریف او حالا، ""بطور کُلی، به جزئیات اش، و در ارتباط با طبیعت باقیمانده، مطالعه گروه انسان شده است"". "
او مرکز گفتار عصب انسان را که امروز بنام ساحه بروکا بخاطر او یاد میشود کشف نمود.
دو جلد اخری اش بعد از مرگ او به چاپ رسید.
او تاکید میکند که معلومات مقایسه باید تجربوی بوده و توسط ازمایشات جمع آوری شده باشد.
ویتز در بین نخبگان بریتانیایی تأثیرگذار بود.
نمایندگان از جامعه فرانسه حاضر بودند، درحالیکه از بروکا نبودند.
ادوارد قبلاً به خود یک نخبه خطاب کرد؛ بعداً، یک انسان شناس.
یک استثناء قابل توجه جامعه برلین برای انسان شناسی، علم رفتار حیوانی، و ماقبل تاریخ (1869) بود که توسط رودولف ویرشا اساس گذاری شد، که او بخاطر حملات فحاش اش روی تکاملگرایان مشهور بود.
نظریه پردازان مهم به این سازمان ها تعلق داشتند.
انسان شناسی عملی،‌ کاربرد دانش و تخنیک مرتبط به انسان شناسی برای حل مشکلات مشخص، رسیده؛ بطور مثال، حضور قربانیان دفن شده شاید استفاده باستان شناسان طب عدلی را تحریک نموده تا صحنه اخری را دوباره بوجود بیاورند.
این مخصوصاً در ایالات متحده بارز است، از مباحث باس علیه ایدیولوژی نژاد پرستی قرن 19م، از طریق حمایه مارگاریت مید از مساوات جندر و آزادی جنسی، تا انتقادهای حاضر استبداد و ترویج چندین کلتوری بعد از استعمار.
در بریتانیای کبیر کشورهای منافع المشترک، رسوم بریتانیایی انسان شناسی اجتماعی رو به بارز شدن است.
انسان شناسی کلتوری مطالعه مقایسوی راه های متعدد است که در آنها مردم از دنیای کنار خود درک بدست میاورند، درحالیکه انسان شناسی اجتماعی مطالعه روابط بین افراد و گروه ها است.
بین آنها هیچ تمایز سخت و نرم وجود ندارد، او این دسته ها تا یک درجه قابل ملاحظه‌ی رو هم افتاده هستند.
این پروژه بارها در رشته قوم شناسی جا داده میشود.
مشاهده اشتراک یکی از میتودهای اساسی انسان شناسی اجتماعی و کلتوری است.
مطالعه خویشاوندی و نظم اجتماعی محراق توجه انسان شناسی اجتماعی کلتوری است، یک خویشاوندی یک بشر کُلی است.
قوم شناسی تجربه دست اول و متن اجتماعی را مهم می پندارد.
موسیقی شناسی اقوام در یک طیف وسیع رشته ها ممکن استفاده شود، مانند تدریس، سیاست، انسان شناسی کلتوری وغیره.
انسان شناسی اقتصادی تا حدی خیلی زیاد روی تبادله متمرکز مانده است.
"اول این ساحات بحث مورد نظر اش جوامع ""قبل سرمایه گذاری"" بودند که در معرض کلیشه های انقلابی ""قومی"" قرار داشتند. "
چرا آنهاییکه در توسعه کار میکنند خیلی متوجه به تاریخ و دروس که تاریخ میتواند آرایه نماید نیستند.
در خویشاوندی شما دو نوع خانواده مختلف دارید.
انسان شناسی اغلب اوقات با فمینیستان که از رسوم غیر غربی هستند در ارتباط است، که دیدها و تجارب شان میتواند از فمینیست های سفید اروپا، امریکا و دیگر جاها متفاوت باشد.
"انسان شناسی سیاسی منحیث یک رشته اساساً مرتبط به سیاست ها در جوامع بدون حکومت است بوجود آمد، یک توسعه جدید از دهه 1960 آغاز شد، و تا حالا هم در حال گسترده شدن است: انسان شناس ها بطور فزاینده شروع کردند تا محیط های اجتماعی بیشتر ""پیچیده"" که در آنها حضور دول، کاغذ پرانی ها و بازارها هم به عرصه گزارش های قوم شناسی و تحلیل پدیده‌ی محلی داخل شده را مطالعه کنند. "
دوم، انسان شناس ها آهسته آغاز کردند تا یک نگرانی را با دول و نهادهای شان (و روی روابط بین نهادهای رسمی و غیررسمی) ایجاد کنند.
این بعضی اوقات با انسان شناسی اجتماعی کلتوری دسته بندی میشود، و بعض اوقات بخش از کلتور مادی محسوب میشود.
این همچنان مطالعه تاریخ گروه های قومی گوناگون است که ممکن امروز موجود باشد یا هم نباشد.
"روال هال گوناگون اجتماعی در دنیای غرب و همچنان در جهان سوم (جهان سوم که بطور مکرر محراق توجه انسان شناسان است) توجه ""متخصصین در دیگر کلتورها'"" را به خانه هایشان نزدیک آورده اند. "
این یک رشته بین رشته ای است که چندین روی هم افتادگی با رشته های دیگر دارد بشمول انسان شناسی، علم رفتار حیوانی، ادویه، روانشناسی، ادویه وترنری و حیوان شناسی.
این مطالعه انسان های قدیم است، طوریکه در شواهد فوسیل جنس انسان مانند استخوان های سنگ شدگی و اثرات پا پیدا شده است.
در 1989، یک گروه از دانشمندان اروپایی و امریکایی در رشته انسان شناسی اتحادیه اروپایی انسان شناسان اجتماعی (EASA) را بنیان گذاری کردند که منحیث یک سازمان حرفه ای مهم برای انسان شناسان که در اروپا کار میکنند کار میکند.
این مفهوم است که کلتورها باید با ارزش ها و دیدهای شخص دیگر قضاوت گردیده، مگر باید توسط اصول دید خود شان بطور بی تفاوت بررسی شوند.
فرانز بواس بشکل عام اشتراک ایالات متحده را در جنگ جهانی اول مورد انتقاد قرار داد، او بعد از جنگ او یک آشکارسازی و محکومیت مختصر اشتراک چندین انسان شناس امریکایی را در جاسوسی در مکسیکو تحت پوشش شان منحیث ساینسدانان منتشر کرد.
همزمان، کار دیوید ایچ پرایس در انسان شناسی امریکایی در جریان جنگ سرد داستان های مفصل از تعقیب و خارج کردن چندین انسان شناس از وظایف شان برای عاطفه کمونیست فراهم میسازد.
چندین قطعنامه راجع به محکومیت جنگ در تمام ابعاد اش بشدت در گردهمایی سالانه در اتحادیه انسان شناسان امریکایی (AAA) تصویب شد.
اتحادیه انسان شناسان اجتماعی انگلستان و کشورهای منافع المشترک (ASA) دانش های مشخص را از نظر اخلاقی خطرناک خوانده اند.
یکی از ویژگی های مرکزی این است که انسان شناسی گرایش دارد تا یک شرح جامع مقایسوی پدیده را ارائه نموده و تمایل دارد که خیلی تجربوی باشد.
این روابط پویا، بین اینکه در ساحه چی را میشود مشاهده نمود، برخلاف اینکه با تألیف چندین مشاهدات محلی چی را میتوان مشاهده کرد در هر نوع انسان شناسی بحث اساسی مانده است، چه کلتوری، بیولوژیکی، زبانی یا باستان شناسی باشد.
در جهت بیولوژیکی یا فزیکی، سنجش های انسانی، نمونه های جنتیکی، معلومات راجع به تغذیه ممکن جمع آوری و منحیث مقاله ها یا مونوگراف ها نشر گردند.
بخشبندی های فرعی بیشتر بر اساس انواع وسیله، مانند اولدوان یا موستریان یا لیوالوزیان با باستان شناسان و دیگر انسان شناسان در فهمیدن گرایش های مهم در گذشته انسان کمک میکند.
یک نورم کلتوری عمل قابل قبول را در جامعه کودگذاری میکند؛ این منحیث یک دستورالعمل برای رفتار، لباس، زبان، و سلوک در یک شرایط عمل میکند، که منحیث یک چارچوب برای توقعات در گروه اجتماعی کار میکند.
این شامل اشکال اظهاری مانند هنر، موسیقی، رقض، رسوم، دین، و تکنالوژی های مانند کاربرد وسایل، پختن، پناه‌گاه، و لباس میگردد.
سطح پیچیدگی کلتوری همچنان بعضی اوقات برای تمیز کردن مدنیت ها از جوامع کمتر پیچیده بکار رفته است.
کلتور جمعی به اشکال بگونه انبوه تولید شده و به گونه انبوه رسانده شده کلتور مشتری که در قرن 20م ظهور کردند گفته میشود.
در علوم وسیعتر اجتماعی، دید تیوریکی ماده گرایی کلتوری اعتقاد دارد که کلتور سمبولیک انسان از شرایط مادی زندگی انسان پیدا میشود، طوریکه انسانها برای بقاء فزیکی شرایط را میسازند،‌ و اساس کلتور در اوضاع تکامل یافته بیولوژیکی انسان پیدا میشود.
در این مفهوم، چندین کلتوری باهم زیستن صلح آمیز و احترام متقابل بین کلتورهای متفاوت که ساکن یک سیاره اند را ارزش میدهد.
"در 1986، فلیسوف ادوارد ایس کیسی نوشته بود، ""که خود کلمه کلتور به معنی مکان کاشته شده در انگلیسی وسطی، و همین کلمه به کلمه لاتین کولیر بر میگردد، به معنی ساکن شدن، مراقبت کردن، کاشتن، عبادت کردن، و کلمه کلتس، 'یک فرقه، مخصوصاً مذهبی. '"
"از اینرو یک تفاوت بین ""کلتور"" و ""مدنیت"" معمولاً در این مؤلفین استنباط شده است، حتی زمانیکه چنین بیان نشده باشد. "
این توانایی ها با تکامل مدرن بودن رفتاری در انسانها در حدود 50,000 سال قبل ظاهر شده و فکر میشود که برای انسانها بینظیر است.
ریند راود، که روی کار امبرتور ایکو، پایری بوردو و جفری سی الکساندر به کار ادامه داد، یک مدل تغییر کلتوری پیشنهاد کرد که مدل بر اساس ادعاها و پیشنهادات بوده، که توسط با بسندگی فکری شان قضاوت شده است و تصدیق شده اند یا نشده اند توسط اداره سمبولیک جامعه کلتوری که تحت پرسش است.
جابجایی مجدد کلتوری به معنی دوباره ساختن مفهوم کلتوری جامعه است.
درگیری اجتماعی و پیشرفت تکنولوژی ها میتواند تغییرات را در یک جامعه با تغییر دادن نیروها و تریج مدل های جدید کلتوری، و برانگیختن یا توانا ساختن عمل تولیدی بوجود بیاورد.
شرایط محیطی همچنان شاید شامل فاکتورها گردد.
جنگ یا رقابت روی منابع شاید توسعه تکنالوژیکی یا توانایی های اجتماعی را متأثر سازد.
"بطور مثال، طوریکه چین بازار خود را به تجارت جهانی در اواخر قرن 20م باز کرد زنجیره های رستورانت های غربی و برندهای آشپزی علاقه و کنجکاوی چینایی ها را برانگیخت. """
او استدلال کرد که این ناپختگی از فقدان فهم بوجود میاید،‌ مگر از فقدان جرأت تا مستقلانه فکر نماید.
"ضمناً، هیردر یک شکل جمعی بیلدنگ را پیشنهاد کرد: ""برای هیردر، بیلدنگ کُلیت تجارت بود که یک هویت منسجم، یک حس سرنوشت مشترک را به مردم فراهم ساخت. """
بر اساس این مکتب تفکر، هر گروه قومی یک دیدجهانی متمایز دارد که با دیدهای جهانی گروه های دیگر ناسازگار میباشد.
او پیشنهاد کرد که یک مقایسه علمی تمام جوامع بشری اینرا که دیدهای جهانی متمایز از عناصر اساسی همسان تشکیل شده را نمایان خواهد نمود.
"""یک شیوه مشخص زندگی، چی از مردم، دوره یا یک گروه. """
"به عبارت دیگر، نظریه ""کلتور"" که در اروپا در جریان قرون 18م و 19م بوجود آمد انعکاس دهنده نامساوات در جوامع اروپا بود. "
نظر به این طرز تفکر، یکی میتوانست بعضی از کشورها و ملت ها را در مقایسه با دیگران بیشتر مدنی و بعضی مردم را بیشتر کلتوری در مقایسه با دیگران دسته بندی کند.
دیگر منتقدین قرن 19م، به دنبال روسو، این تفاوت قایل شدن بین کلتور بلند و پایین را قبول نموده است، مگر اصلاح و پیچیدگی کلتور بلند را بحیث پیشرفت های فاسد و غیرطبیعی که طبیعت ذاتی مردم را تخریب و مبهم میسازد دیده است.
در 1870 انسان شناس ادوارد تایلر (1832–1917) این نظریات بلند را در مقابل کلتور پایین قرار داد تا یک نظریه تکامل مذهب را ارائه نماید.
"برای جامعه شناس جورگ سیمل (1858–1918)، کلتور به ""کشت افراد از طریق قدرت اشکال بیرونی است که در طول تاریخ به حالت عینیت درآورده شده اند میباشد. """
کلتور غیرمادی به نظریات غیرفزیکی گفته میشود که افراد در مورد کلتور خود دارند، بشمول ارزش ها، سیستم های باور، اصول، نورم ها، اخلاقیات، زبان، سازمان ها، و نهادها، درحالیکه کلتور مادی شواهد فزیکی یک کلتور در اشیاء و معماری که آنها میسازند یا ساخته اند میباشد.
"جامعه شناسی کلتوری بعد در دنیای گوینده انگلیسی منحیث تولید ""تغییر کلتوری"" دهه 1960 ""بازتولید"" شد، که سبب شیوه های ساختارگرا و بعد مدرن در علوم اجتماعی شد. "
"کلتور"" از آن زمان به بعد یک مفهوم مهم در سراسر رشته های جامعه شناسی شده است، بشمول رشته های قاطعانه علمی مانند طبقه بندی و تحلیل شبکه اجتماعی. "
آنها الگوهای مصرف و تفریح را اینطور میدیدند که توسط روابط تولید تعیین شده است، که سبب شد که آنها روی روابط صنف و سازماندهی تولید تمرکز نمایند.
از آن زمان به بعد این سخت به ستاورت هال نسبت داده میشود، کسیکه جانشین هوگارت منحیث رئیس شد.
این شیوه ها مشمول راه های است که مردم چیزهای مشخص شانرا در یک محیط مشخص انجام میدهد (مانند دیدن تلویزیون یا بیرون غذا خوردن).
"دیدن تلویزیون برای دیدن یک دید عامه در یک وریداد تاریخی نباید منحیث کلتور پنداشته شود مگر اینکه به خود وسیله تلویزیون اشاره میکنیم، که ممکن به لحاظ کلتوری انتخاب شده باشد؛‌ اما، اطفال مکتب بعد از مکتب با دوستان شان تلویزیون میبینند تا با دوستان شان ""سازگار باشند"" یقیناً درست است بخاطریکه هیچ دلیل خوبی برای اشتراک یکی در چنین شیوه وجود ندارد. "
"کلتور"" برای محقق مطالعات کلتوری نه تنها شامل کلتوری بالای مرسوم (کلتور گروه های اجتماعی حاکم) و کلتور مشهور میگردد، بلکه همچنان معانی و شیوه های همه روزه را در بر میگیرد. "
دانشمندان در انگلستان و ایالات متحده امریکا نسخه های تا حدی متفاوت مطالعات کلتوری بعد از دهه 1970 ایجاد کردند.
تمایز بین ابعاد امریکایی و انگلستانی، اما، افول کرده است.
تمرکز اصلی یک شیوه مارکسیست ارتدوکس روی تولید معنی تمرکز مینماید.
دیگر روش های مطالعات کلتوری مانند مطالعات کلتوری فمینیست و پیشرفت های اخیر امریکایی این رشته، خود را از این دید فاصله میدهند.
روانشناسان کلتوری شروع به تلاش کردن به اکتشاف روابط بین احساسات و کلتور، و برای این پاسخ که آیا ذهن انسان از کلتور مستقل است کردند.
در دست دیگر، بعضی محققین کوشش میکند که تفاوت ها بین شخصیت های افراد را در کلتورها جستجو نمایند.
بطور مثال، کسانیکه در یک کلتور با چرتکه رشد کردند با ستایل متمایز استدلال آموزش دیده اند.
اساساً، کنوانسیون هاگ برای محافظت ملکیت کلتوری در صورت درگیری مسلح و کنوانسیون یونسکو برای محافظت تنوع کلتوری سروکار اش با محافظت کلتور است.
تحت قوانین بین المللی، ملل متحد و یونسکو تلاش میکنند تا برای اینها هم اصول ایجاد و هم آنها را اعمال نمایند.
هدف حمله هویت جهت مخالف است، این به همین خاطر است که ملکیت های سمبولیک کلتوری یک هدف اساسی گردیده اند.
یک جشنواره یک حادثه است که بشکل معمول توسط یک جامعه تجلیل شده و روی یک بعد متمایز آن جامعه و مذهب یا کلتورات اش تمرکز میکند.
نزدیک به مذهب و فولکلور،‌ یک اصل مهم زراعتی است.
جشنواره ها اغلب اوقات برای به انجام رساندن مقاصد جمعی مشخص انجام میشود، مخصوصاً با در نظر داشت یادداشت یا تشکر از خدایان، الاهه ها یا مقدسین: به آنها جشنواره پاسداران گفته میشود.
در یونان و روم قدیم، جشنواره های مانند ساتورنالیا با سازماندهی اجتماعی و روال های سیاسی همچنان مذهب خیلی نزدیک در ارتباط بودند.
"در انگلیسی متوسطه، یک ""جشنواره دای"" یک رخصتی مذهبی بود. "
"اصطلاح ""جشن"" هم در سخنرانی عامه سیکولر منحیث یک کلمه مترادف برای هر غذای بزرگ به زحمت تهیه شده بکار برده شده بود. "
مهمترین جشنواره های مذهبی مانند کریسمس، روش هشانه، دیوالی،‌ عیدالفطر و عیدالاضحی بخاطر بخش بندی کردن سال میباشند.
یک نمونه سابق اش جشنواره بوجود آمده توسط فرعون رامسیس سوم از مصر باستان بود که پیروزی خود را در مقابل لیبیایی ها جشن میگرفت.
تعداد بیشمار انواع جشنواره ها در جهان وجود دارد و بسیاری کشورها واقعات مهم یا رواج ها را با فعالیت ها و مناسبات کلتوری مرسوم تجلیل میکنند.
جشنواره های مصر باستان میشد که یا مذهبی یا سیاسی باشد.
جشنواره سید، بطور مثال،‌ که سال سی‌ام حکمرانی فرعون مصری را جشن میگیرد و بعد هر سه سال (یا چهار در یک حالت) بعد از آن تجلیل میشود.
در تقویم عیسوی لیبرالیستی، دو جشن عمده وجود دارد، که بشکل درست اش جشن تولد خدای ما (کریسمس) شناخته میشود و جشن رستأخیز (عید پاک)، مگر عیدهای کوچک به احترام امام حامی محلی در تمام کشورهای که از عیسویت متأثر هستند تجلیل میشود.
جشن های مذهبی بودایی، مانند ایسالا پیراهیرا در سریلانکا و تایلند برگزار میشود.
جشنواره های فلم شامل نمایش چندین فلم متفاوت بوده، و معمولاً بشکل سالانه برگزار میشود.
همچنان جشنواری های مشخص نوشابه وجود دارد، مانند جشن اکتوبر در جرمنی برای بیر.
مصریان باستان بر سیلاب فصلی که از سبب دریای نیل بود اتکاء میکردند، بخاطر یک نوع آبیاری، که برای حاصلات زمین حاصلخیز را آماده میکرد.
جشنواره دری اپاتانیس که منطقه پایین سوبانسیری اروناچی پاردیش زندگی میکنند همه ساله از 4 جولای تا به 7 جولای با دعا کردن برای حاصل فراوان محصول تجلیل میکردند.
رخصتی یک روز است که توسط رواج یا توسط قانون یک طرف گذاشته شده که در این روز فعالیت های عادی،‌ مخصوصاً کاروبار یا کار بشمول مکتب، تعلیق و یا هم کاهش میابد.
سطح که تا آن فعالیت های عادی در یک رخصتی کاهش میابد ممکن مرتبط به قوانین، رسوم، نوع وظیفه که یک شخص دارد یا انتخاب های شخصی باشد.
در بسیار جوامع مدرن، اما، رخصتی ها وظیفه تفریحی را تاحدی زیادی مانند دیگر روز های اخیر هفته یا فعالیت ها را اجراء‌ مینماید.
در بعضی حالات، یک رخصتی ممکن فقط به شکل اسمی رعایت گردد.
کاربرد مدرن از لحاظ جغرافیوی فرق میکند.
بطور مثال، روز شادی در 14 دسمبر تجلیل میگردد، روز جهانی مانند یک دزد دریایی صحبت کن در 19 سپتمبر رعایت میگردد، و روز توهین به مقدسات در 30 سپتمبر برگزار میگردد.
"شاهدان جیحواه بشکل سالانه از ""مرگ عیسی مسیح"" یاد بود بعمل میاورد، مگر دیگر رخصتی ها را با هر اندازه اهمیت مذهبی مانند ایستر، ‌کریسمیس یا سال نو را تجلیل نمی نماید. "
مسلمانان احمدیه ضمناً روز وعده شده‌ی مسیح، روز وعده شده‌ی اصلاح کننده، و روز خلافت را تجلیل مینماید، مگر خلاف باور مشهور،‌ هیچکدام شان رخصتی محسوب نمیگردد.
سیلتیک،‌ نورس، و رخصتی های نیوپاگن نظم چرخه سال را دنبال میکنند.
محققین در علم مطالعه استخوان ها در اثار باستانی بسته های مهارت استخوان شناسی انسان، پیلوپاتولوژی، و باستان شناسی را ترکیب مینمایند و اغلب اوقات متن کلتوری و مرده شوی خانه بقایا را ملاحظه میکنند.
روانشناسی تکاملی مطالعه ساختارهای روانشناسی از یک دید تکاملی مدرن است.
ایکولوژی رفتاری انسان مطالعه سازگاری های رفتاری است (تغذیه، تکثر، رشد شناسی) از دید تکاملی و ایکولوژیک (ایکولوژی رفتاری را ببینید) است.
فوسیل شناسی انسان مطالعه شواهد فوسیل برای تکامل انسان است، که عمدتاً بقایا را از جنس منقرض انسان و نوع های دیگر پستانداران نخست پایه برای تعیین کردن تغییرات مورفولوژیکی و رفتاری در شجره انسان استفاده میکند، همچنان در محیط که تکامل انسان صورت گرفته است.
این بخش که برای بیشتر از یک قرن انسان شناسی فزیکی بود، حتی اسمش نسبتاً جدید است، که بعضی حرفه‌ی ها هنوز این نام را بکار میبرد.
بعضی ویرایشگران، پایین را ببینید، این رشته را حتی از ساینس رسمی عمیقتر برده است.
این سیستم اصلی شد که از طریق آن دانشمندان برای تقریباً بیشتر از 2,000 سال تفکر کردند.
او همچنان در مورد قیافه شناسی نوشته است، یک نظریه که از نوشته های در جسد بقراط مشتق کرده است.
در قرن 19م، انسان شناسان فزیکی فرانسوی، که توسط پاول بروکا (1824-1880) رهبری میشد، روی جمجمه سنجی تمرکز کردند درحالیکه رسم جرمنی، که توسط ردولف ویرشو (1821–1902) رهبری میشد، روی اثر محیط و مرض بر بدن انسان تمرکز میکردند.
او تمرکز را از گونه شناسی نژادی را به مطالعه تکامل انسان تغییر داد، که از دسته بندی بطرف پروسه تکاملی حرکت نمود.
یک نژاد یک گروه بندی انسانها بر اساس خصوصیات مشترک فزیکی یا اجتماعی است که دسته ها عموماً توسط جامعه متمایز دیده میشود.
ساینس مدرن نژاد را یک همسازه اجتماعی میداند، یک هویت که بر اساس اصول ساخته شده توسط جامعه تعیین شده باشد.
ولی باز هم دیگران استدلال میکنند که، بین انسانها، نژاد هیچ اهمیت مرتبط به طبقه بندی ندارد بخاطریکه تمام انسانهای زنده به یک نوع فرعی یعنی هومو ساپینس-ساپینس تعلق دارند.
در افریقای جنوبی، قانون ثبت نفوس 1950 فقط سفید، سیاه، و رنگی را میشناخت که هندی ها بعداً اضافه شد.
اداره احصائیه ایالات متحده روی یک مشاجره اینکه این دسته بندی باید قومیت سفید یا یک نژاد جدا گانه در نظر گرفته شود پیشنهاد کرد که بعد پس کشید تا یک دسته دیگر اضافه کند تا مردم شرق میانه و افریقای شمالی را در احصائیه 2020 ایالات متحده دسته بندی بکنند.
"ایجاد حدود نژادی اغلب اوقات شامل تابع کردن گروه های از نظر نژادی ضعیف تعریف شده میگردد، طوریکه در اصل یک قطره که در ایالات متحده قرن 19م استفاده شد تا کسانیکه هر مقدار که مربوط تبار افریقای میگردد از گروه بندی نژادی غالب که ""سفید"" تعریف شده جدا بسازند. "
"به گفته نسل شناس دیوید ریک، ""درحالیکه نژاد شاید یک همسازه اجتماعی باشد، تفاوت هاییکه در تبار ژنتیکی برای ارتباط دادن به بسیاری از همسازه های نژادی امروزه واقع میشوند واقعی هستند. """
ابعاد دیگر گروه بندی نژادی شامل تاریخ، رسوم، و زبان مشترک میباشد.
فاکتورهای اجتماعی اقتصادی، در ترکیب با دیدهای سابق ولی ثابت نژاد منتج به رنج قابل ملاحظه در گروه های نژادی محروم گردیده است.
نژادپرستی منتج به خیلی نمونه های تراژیدی شده است، بشمول برده داری و قتل عام.
بخاطریکه در بعضی جوامع گروه بندی نژادی با نقشه های طبقه بندی اجتماعی مطابقت نزدیک دارد، برای ساینسدانان اجتماعی مطالعه نامساوات اجتماعی،‌ نژاد میتواند یک متغیر مهم باشد.
بطور مثال، در 2008، جان هارتیگن، جونیور برای یک دید نژادی که اساساً روی کلتور تمرکز میکرد استدلال کرد، مگر دید که ارتباط احتمالی بیولوژی یا ژنتیک را از نظر نمی اندازد.
به این شیوه نظریه نژاد طوریکه ما آنرا امروز میدانیم در جریان پروسه تاریخی اکتشاف و جستجو بوجود آمد که اروپاییان را با گروه های مختلف قاره های متفاوت، و از ایدیولوژی دسته بندی و نوع شناسی در علوم طبیعی پیدا شدند در ارتباط قرار دادند.
یک دسته عقاید مردمی بوجود آمدند که تفاوت به ارث برده را بین گروه های که ویژگی های فکری، رفتاری،‌ و اخلاقی را به میراث میبرد با هم ارتباط میداد.
صنفبندی 1735 کارلوس لینه،‌ مخترع تکسانومی حیوان شناسی، نوع انسان هومو ساپینس را به انواع قاره ای یوروپایوس، اسیاتیکوس، امیرکانوس، و افیر تقسیم کردند، که هر کدام اش یک نوع شوخی داشت: بترتیب، خوش طبع، غمگین، بدخُلق و بلغمی مزاج.
"بلومینباچ همچنان انتقال درجه بندی شده در ظاهر را از یک گروه به گروه پهلو ملاحظه میکرد و پیشنهاد کرد که ""یک نوع بشر این چنین کار را انجام میدهد و خردمندانه به دیگرش میرود، که این نشان میدهد شما نمیتوانید بین شان حدود وضع کنید"". "
بیشتر این هم استدلال شد که بعضی گروه ها ممکن نتیجه ترکیب بین دو جمیعت قبلاً از هم متمایز باشد، مگر مطالعه محتاط ممکن نژادهای اجداد را که با هم یکجا شده تا گروه های مختلط بوجود بیاورند از هم متمایز بسازند.
مطالعات جدید کلتور و رشته تازه کار ژنتیک جمعیت حالت علمی ماهیت گرایی نژادی را بخطر انداخته است، که انسان شناسان نژاد را مجبور کرده اند تا نتایج خود را در مورد منابع تغییر فینوتیپیک تصحیح نمایند.
مطالعات تغییر ژنتیک انسان نشان میدهد که جمیعت های انسانی از نظر جغرافیاوی منزوی نیستند، و تفاوت های ژنتیک آنها خیلی کوچکتر از نوع های فرعی قابل مقایسه هستند.
اندریسن سه دیاگرام فواصل نسبی ژنتیک بین جمیعت ها را نقل نموده است که توسط لویجی کاوالی-سفورزا منحیث درخت فیلوژنتیک نژادهای انسانی (p. 661) نشر شده است.
مارکس، تیمپلیتون، و کاوالی-سفورزا تمام شان به این نتیجه رسیده اند که ژنتیک شواهد نژادهای انسانی را فراهم نمی نماید.
بطور مثال، با در نظر داشت رنگ پوست در اروپا و افریقا،‌ بریس مینویسد: تا به امروز، رنگ پوست با وسایل غیرقابل نفوذ از اروپا طرف جنوب دور قسمت پایانی شرقی مدیترانه و آنطرف نیل تا به افریقا درجه بندی شده است.
"او همچنان استدلال کرد که یکی میتواند اصطلاح نژاد را استفاده کند در صورتیکه بین ""تفاوت های نژاد"" و ""مفهوم نژاد"" تمیز نموده باشد. "
خلاصه، لیوینگستون و دبژانسکی موافقه دارند که تفاوت های ژنتیکی بین انسانها وجود دارند؛ آنها همچنان موافقه دارند که استفاده مفهوم نژاد برای صنفبندی مردم، و اینکه چگونه مفهوم نژاد استفاده گردد، یک موضوع عقیده است.
"طوریکه انسان شناسان لیونارد لیبرمن و فاطمه لیندا جکسن مشاهده نمودند، ""طرح های ناسازگار عدم تجانس هر شرح یک جمیعت را اشتباه کشیده مثل اینکه این از نظر ژنوتیپ یا حتی از نظر فنوتیپیک متجانس بودند"". "
"انسان شناس اواسط قرن 20م ویلیام سی بوید نژاد را چنین تعریف نموده است: ""یک جمیعت که بطور قابل ملاحظه از جمعیت های دیگر با در نظر داشت فریکونسی یک یا بیشتر جین های که دارد تفاوت داشته باشد. "
علاوه بر این، انسان شناس ستیفن مولنار پیشنهاد نموده است که ناسازگاری لایتناهی بشکل اجتناب ناپذیر منجر به تعدد نژادها شده که خود مفهوم را بیکاره میسازد.
جوانا مونتین و نیل ریسک اخطار دادن که درحالیکه بسته های ژنتیکی ممکن یک روز نشان داده شود که با تغییرات فینوتیپیک بین گروه ها مطابقت دارد، چنین فرضیه ها ناتکمیل است طوریکه رابطه جین ها و خواص پیچیده تا حالا به درستی فهمیده نشده است.
"هر کتگوری که شما ایجاد کنید ناتکمیل خواهد بود، مگر این شما را از بکار بردن ان یا حقیقت اینکه این سود دارد منع نمیکند. """
این سه گروه جمیعت را فرض کرد که توسط فواصل طولانی جغرافیاوی (اروپایی، افریقا و آسیایی شرقی) از هم جدا شده بودند.
"انسان شناسان مانند سی لورینگ بریس، فلیسفوان جانتان کاپلن و راسموس وینتر، و نسل شناس جوزیف گراویس، استدلال کردند درحالیکه این یقیناً ممکن است تا تغییرات بیولوژیکی و ژنتیکی پیدا کنیم که تقریباً با گروه بندی که بشکل عادی ""نژادهای قاره ای"" تعریف شده است در مطابقت قرار داشته باشد، این تقریباً برای تمام جمیعت های از نظر جغرافیاوی متمایز صدق میکند. "
ویس و فولرتون تذکر دادند که اگر یکی فقط از ایسلند نمونه بگیرد، مایانس و مواریس، سه دسته متمایز بوجود خواهد آمد و تمام جمیعت های دیگر بشکل کلینیکی بوجود امده از ترکیبات مواد ژنتیکی ماوری، ایسلندیک و مایان تعریف شده میتواند.
علاوه بر این، معلومات جینوم اینکه یکی میخواهد که بخش های فرعی (بطور مثال، تقسیم کننده ها) را یا یک لایتنهای (بطور مثال، لمپرها) را ببیند تضعیف مینماید.
"در کنار مشکلات تجربوی و ادراکی ""نژاد""، به دنبال جنگ دوم جهانی، ساینسدانان تکاملی و اجتماعی شدیداً در مورد اینکه چگونه باورها در مورد نژاد استفاده شده تا تبعیض،‌ اپارتاید، برده داری، و نسل کشی را توجیه نماید معلومات داشتند. "
کرایگ وینتر و فرانسیس کولینس از انتستیتیوت ملی صحت بطور مشترک اعلامیه نقشه برداری جینوم انسان را در 2000 اعلام کرد.
این یک مورد ساینسی نیست.
"انسان شناس ستیفن پالمی استدلال میکرد که نژاد ""یک چیزی در مورد رابطه اجتماعی نیست""؛ یا، به گفته کاتیا جیبل میوراک، ""یک کنایه""، ""یک اختراع انسان معیار کسیکه برای تمایز نه جهانی است نه ثابت مگر هر وقت توانسته تفاوت را مدیریت کند. """
آنجا، هویت نژادی توسط قانون سخت تبار اداره نمیشد، مانند قانون یک قطره که در ایالات متحده بود.
این انواع با هم جفت شده مانند رنگ های طیف،‌ و حتی یک کتگوری متمایز از دیگران تنها نمی ایستد.
نیو جرسی: شرکت پرنتیس هال، 1984.
"در متن اروپایی، طنین تاریخی ""نژاد"" روی ذات طبیعی نژاد تاکید میکند."
"مفهوم پیدایش نژادی روی این مفهوم که انسان ها ممکن است به ""نژادهای"" بیولوژیکی متمایز تقسیم شوند اتکاء میکند، نظریه که عموماً توسط جامعه علمی رد شده است."
در ایالات متحده امریکا بسیاری مردم که خود را امریکایی های افریقایی میدانند بعضی اجداد اروپایی دارند،‌ درحالیکه بسیاری مردم که امریکایی های اروپایی شناخته میشوند بعضی اجداد افریقایی یا سرخپوست دارند.
معیار عضویت در این نژادها در اواخر قرن 19م انشعاب یافت.
"سرخپوستان با یک فیصدی معین ""خون هندی"" (بنام کوانتم خون یاد میشود) تعریف میشوند. "
این قاعده به این معنی بود که کسانیکه نژاد مختلط با اجداد قابل تشخیص افریقایی سیاه تعریف شده بودند.
"اصطلاح ""هسپانیک"" منحیث یک نامتناهی در قرن 20م با ظهور مهاجرت کارگران از کشورهای اسپانیایی زبان امریکای لاتین به ایالات متحده ظهور کرد. "
سه فاکتور، کشور یادگیری علمی، رشته، و سن، در تمیز کردن پاسخ ها یافته شده بود که مهم هستند.
در 2007، ان مورنینگ با بیشتر از 40 بیولوژیست و انسان شناسان امریکایی مصاحبه کرد و روی ذات نژاد اختلاف نظر حایز اهمیت یافت، حتی یک دید وجود نداشت که اکثریت یک گروه باشد.
درحالیکه او میتواند بحث های خوب را برای هر دو طرف ببیند، رد کامل شواهد طرف مقابل معلوم میشود که تا حدی زیادی از تشویق سرچشمه گرفته باشد نه ساینس، اصلاً.
در یک پاسخ قسمی به بیانیه‌ی جیل، پروفیسور انسان شناسی سی لورینگ براس استدلال میکند که دلیل اشخاص غیرروحانی و انسان شناسان بیولوژیکی میتواند اجداد جغرافیوی یک فرد را میشود با حقیقت اینکه ویژگی های بیولوژیکی بشکل کلینیکی در سراسر سیاره توزیع شده است توضیح داد، و آن به معنی مفهوم نژاد شده نمیتواند.
متون انسان شناسی فزیکی استدلال میکند که نژادهای بیولوژیکی تا به دهه 1970 وجود داشت، زمانیکه آنها شروع کردند گفتند نژادها وجود ندارند.
"در فبروری 2001، ویرایشگران ارشیف طب اطفال و ادویه بزرگسالان از "مؤلفین خواستند تا نژاد و قومیت را زمانیکه هیچ دلیل بیولوژیکی، ساینسی، یا اجتماعی منطقی برای انجام دادن چنین کار وجود نداشته باشد یاد نکند. """
مورنینگ (2008) به کتاب های بیولوژی لیسه در جریان دوره 1952–2002 دید و اولاً یک طرح مشابه را یافت که فقط 35% نژاد را مستقیماً در مورد بحث قرار داده که در دوره 1983–92 92% چنین عمل انجام میدادند.
در کُل، مواد پیرامون نژاد از ویژگی های سطحی به ژنتیک و تاریخ تکاملی تغییر کرده است.
"او تذکر میدهد، ""در بهترین حالت، یکی میتواند نتیجه گیری کند که بیولوژیستان و انسان شناسان حالا بطور مساوی در باورهای شان در مورد طبیعت نژاد تقسیم شده به نظر میرسند. """
با 33 محقق خدمات صحت از ساحات متفاوت جغرافیوی در یک مطالعه 2008 مصاحبه شد.
بسیاری جامعه شناسان روی امریکایی های افریقایی تمرکز کردند، که در ان زمان به نام نیگرو یاد میشدند، و ادعا کردند که آنها در مقابل سفیدپوستان حقیر بودند.
در 1910، ژورنال یک مقاله توسط اولیسیس جی ویدرلی (1865-1940) نشر کرد که از تفوق و جدایی نژادها خواستند تا خالص بودن نژادی را حفظ کنند.
در کارش، او ادعا کرد که صنف اجتماعی، سیاست مستعمراتی، و نظام سرمایه داری در مورد دسته بندی های نژادی نظریات را شکل داده است.
در 1978، ویلیام جولیس ویلسن (1935–) استدلال کرد که نژاد و سیستم های دسته بندی نژادی بطور حایز اهمیت در حال افول هستند، و در عوض، صنف اجتماعی بطور دقیقتر چیزی را که جامعه شناسان نژاد فهمیده بودند تعریف مینماید.
ادواردو بونیلا سیلاوا، پروفیسور جامعه شناسی در پوهنتون دوک، اظهار نظر میکند میگوید، من ادعا میکنم که نژادپرستی بیشتر از هر چیزی دیگری موضوع قدرت گروهی است؛ این مربوط به یک گروه نژادی غالب (سفیدان) است که تلاش دارند تا مزایای سیستماتیک شانرا حفظ نماید و اقلیت ها مبارزه میکند تا حالت کنونی نژادی را دگرگون نمایند.
در محیط های کلینیکی، در تشخیص و درمان شرایط طبی بعضی اوقات نژاد در نظر گرفته شده است.
در بین محققین بایومدیکل بحث فعال در مورد معنی و اهمیت نژاد در تحقیق در حال جریان است.
اعضای کمپ دومی اغلب اوقات مباحث خود را پیرامون احتمال بوجود آوردن ادویه شخصی شده بر اساس جینوم متمرکز مینمایند.
آنها استدلال میکنند که بیش از حد تاکید کردن روی کمک ژنتیک به تفاوت های صحت خطرات گوناگون دارد مانند تقویت کردن کلیشه ها، ترویج یا از نظر انداختن کمک فاکتورهای غیرژنتیک به تفاوت های صحت. نژادپرستی
""IC"" به معنی ""کود شناسایی"" است؛ به این موارد همچنان دسته بندی فونیکس میگویند. "
"در بسیاری کشورها، مانند فرانسه، حکومت به گونه قانونی از نگهداری معلومات بر اساس نژاد منع شده است، که اغلب اوقات پولیس را مجبور میکنند اطلاعیه های خواسته به مردم عام صادر کنند که شامل لیبل های مانند ""رنگ پوست تاریک"" وغیره میشود. "
بسیاری پروفایلینگ بالفعل نژادی را نمونه از نژادپرستی بنیادی میخوانند که در اجرای قانون وجود دارد.
"حبس کردن جمعی همچنان، ""شبکه های بزرگتر قوانین، اصول، پالیسی ها، و رسوم که این مجرمین نشانی شده را در داخل یا بیرون زندان. """
یافته های زیاد تحقیق معلوم میشوند که تأثیر نژاد قربانی در تصمیم دستگیری IPV ممکن احتمالاً شامل یک تبعیض نژادی به نفع قربانیان سفید پوست گردد را تایید میکند.
بعضی مطالعات گزارش داده است که نژادها را میتوان با میزان دقت بالا با استفاده از میتودهای معین، مانند میتودهای که توسط جیلس و ایلیوت ایجاد شده اند شناسایی کرد.
"مطالعه نتیجه گیری میکند که ""انتصاب تنوع ژنتیکی در رنگ پوست معمول نیست، و نمیشود که برای مقاصد صنفبندی بکار برده شود. """
انسان شناسی کلتوری یک شاخه انسان شناسی است که روی مطالعه تغییرات کلتوری در بین انسانها متمرکز است.
در رسیدگی به این پرسش، قومیت شناسان در قرن 19م به دو مکتب فکری تقسیم شدند.
"بعضی از آنها که طرفدار ""اکتشاف مستقل"" بودند، مانند لویس هنری مورگان، ضمناً فرض میکرد که تشابهات به معنی این بود که گروه های مختلف از مراحل یکسان تکامل کلتوری عبور نموده اند (همچنان تکامل گرایی اجتماعی کلاسیک را ببینید). "
مورگان، مانند دیگر تکامل گرایان اجتماعی قرن 19م باور داشت که یک پیشرفت کم و بیش منظم از پستانداران اولیه تا به متمدن وجود دارد.
"درحالیکه قومیت شناسان قرن 19م تیوری های ""انتشار"" و ""اکتشاف مستقل"" را متقابلاً از هم جدا و در رقابت میدید، بعضی از قوم شناسان بزودی به یک توافق رسیدند که هر دو پروسه واقع میشوند، و هر دویش میتواند در مشابهت های فرهنگی متقابل در نظر گرفته شوند. "
"بیاس نخست نظریه را در 1887 بیان کرد: ""...مدنیت یک چیز مطلق نیست، مگر... نسبی است، و ... نظریات و مفاهیم ما فقط تا حدی مدنیت ما درست اند. """
نسبی گرایی کلتوری شامل ادعاهای مشخص معرفت شناسی و روش شناسی است.
نسبی گرایی کلتوری تا حدی پاسخ به نژاد پرستی غربی بود.
این درک کلتور انسان شناسان را با دو مشکل روبرو میسازد: نخست، چگونه از محدودیت های ناخودآگاه کلتور خود فرار کنیم، که بشکل اجتناب ناپذیر ادراکات ما عکس العمل های ما را نسبت به دنیا دچار تبعیض میسازد، و دوم، چگونه از یک کلتور ناآشنا مفهوم و معنی بسازیم.
یک میتود این گونه از قوم شناسی است: اساساً، آنها طرفدار زندگی کردن برای یک مدت طولانی با مردمان کلتور دیگر بودند، تا آنها بتوانند زبان محلی را یاد بگیرند و با کلتور دیگر، حد اقل تا حدی، آشنا و سازگار شوند.
روش او تجربوی بود، در مورد کُلیت بخشیدن بیش از حد متردد بود، و از تلاش ها برای ایجاد قوانین جهانی پرهیز کرد.
او باور داشت که هر کلتور باید به جزئیات مطالعه گردد، و استدلال میکرد که کُلیت بخشی های کلتوری متقابل، مانند آنهاییکه در علوم طبیعی است ممکن نبود.
نسل نخست شاگردان اش شامل الفرِد کروبر، روبرت لویس، ادوارد ساپیر، و روث بیندیکت میشود، که همه شان مطالعات مفل غنی از کلتورهای اصیل امریکایی شمالی بوجود آورند.
چاپ کتاب الفرِد کروبر بنام انسان شناسی (1923) نشان دهنده یک نقطه عطف در انسان شناسی امریکایی بود.
این نویسندگان که از روانشناسان تحلیل روانی مانند سیگموند فروید و کارل جونگ متاثر بودند، در جستجو دانستن راه که شخصیت های انفرادی توسط نیروی وسیعتر کلتوری و اجتماعی که در آن رشد نموده بودند شکل داده شده است بودند.
انسان شناسی اقتصادی توسط کارل پولانی متاثر شده و توسط مارشال سالینس بکار برده شده است و جورج دالتون اقتصادهای ستندرد جدید کلاسیکی را به چالش میکشید تا فاکتورهای کلتوری و اجتماعی را در نظر بگیرند.
در مطابقت با زمان، قسمت اعظم از انسان شناسی با جنگ استقلال الجزایز و مخالفت با جنگ ویتنام سیاسی شد؛ مارکسیزم در رشته یک شیوه تیوریکی بطور فزاینده مشهور شد.
در دهه 1980 کتاب های مانند انسان شناسی و رویارویی مستعمراتی ارتباطات انسان شناسی با نامساوات مستعمراتی عمیق ساخت، درحالیکه شهرت عظیم نظریه پردازان مانند انتونیو گرامسکی و میشیل فوکالت موضوع قدرت و تسلط را به محراق توجه کشید.
این تفسیرات بعد باید که به سازنده هایش برگردانده شده باید، و بسندگی آن بحیث ترجمه به یک شکل مکرر آماده شده است، پروسه که بنام حلقه آیین تفسیر کتاب مقدس یاد میشود.
تحلیل کلتوری دیوید شنایدر از خویشاوندی امریکایی بطور همسان تاثیرگزار ثابت شده است.
این میتود در رشته تحقیق انسان شناسان اجتماعی، مخصوصاً برونیسلا مالینوسکی در بریتانیا، شاگردان فرنز بیاس در ایالات متحده، و در تحقیق اخیر شهری پوهنتون علوم اجتماعی شیکاگو بوجود آمد.
والنت کریک، کلیفورنیا: مطبعه التامیرا
برای ایجاد کردن ارتباطات که بالاخره منتج به درک بهتر متن کلتوری شرایط خواهد شد، یک انسان شناس باید به بخش از گروه شدن مشکل نداشته باشد، و رضایت داشته باشد که با اعضای گروه روابط پرمعنی را بوجود بیاورد.
قبل از اینکه مشاهده اشتراک کننده آغاز گرد، یک انسان شناس باید یک موقیعت و یک تمرکز مطالعه را انتخاب نماید.
این به انسان شناس اجازه میدهد تا در جامعه بهتر جاگزین شود.
اکثریت مشاهده اشتراک کننده روی محاوره استوار است.
در بعضی قضایا، قوم شناسان هم به مشاهده ساختاری رجوع میکنند، که در آن مشاهدات یک انسان شناس توسط یک دسته مشخص پرسش های که او میخواهد پاسخ دهد به پیش برده میشود.
این زمانیکه معلومات قوم شناسی روی چند گروه مقایسه میشود یا نیاز است تا این معلومات یک مقصد مشخص را برآورده بسازد، مانند تحقیق برای یک تصمیم پالیسی حکومتی کمک میکند تا میتود مطالعه ستندرد گردد.
قوم شناس کی است این تا حدی زیاد ربط به این دارد که بالاخره او در مورد یک کلتور چه خواهد نوشت، بخاطریکه هر محقق متاثر از دید خودش است.
اما، این روش ها در کُل موفق نبودند، و قوم شناسان مدرن اغلب اوقات انتخاب میکنند تا تجارب شخصی و تبعیض های احتمالی اش را در عوض در نوشته هایش شامل سازد.
قوم شناسی یک نوشته در مورد مردم، در یک محل و زمان مشخص است.
یک قوم شناسی معمولی همچنان شامل معلومات در مورد جغرافیه فزیکی، اقلیم و محل بودوباش میگردد.
شاگردان بیاس مانند الفرِد ایل کروبر، روث بیندیکت و مارگاریت میاد روی فهم کلتور و نسبی گرایی کلتوری او ادامه دادند تا انسان شناسی کلتوری را در ایالات متحده بوجود بیاورند.
امروز انسان شناسان اجتماعی کلتوری با تمام این عناصر سروکار دارند.
"انسان شناسان کلتوری ""امریکایی"" روی شیوه های که مردم دیدهای خود را در مورد خود و دنیای شان بیان میکردند تمرکز کردند، مخصوصاً در اشکال سمبولیک، مانند هنر و افسانه ها. "
داشتن یک همسر بطور مثال،‌ بطور مکرر یک ویژگی جهانی انسان تعریف شده است، درحالیکه مطالعه مقایسوی نشان میدهد که این چنین نیست.
از طریق این میتودولوژی، زمانیکه تاثیر سیستم های جهان را روی جوامع محلی و بین المللی بررسی میکنیم فهم بیشتر میشود بدست آورد.
"بطور مثال، یک قوم نگاری دارای چندین سایت شاید یک ""چیزی"" را دنبال کند، مانند یک جنس مشخص زمانیکه از طریق شبکه های سرمایه داری جهانی انتقال پیدا میکند. "
یک نمونه قوم نگاری دارای چندین سایت کار نانسی سکیپرهوفس روی بازار سیاه بین المللی برای تجارت اعضای بدن انسان است.
تحقیق در مطالعات خویشاوندی اغلب اوقات روی رشته های فرعی متفاوت انسان شناسی میگذرد بشمول انسان شناسی طبی، فمینیستی، و انسان شناسی عامه.
این ماتریکس است که در اکثر حالات اطفال انسان در آن بدنیا میاید، و کلمات نخست اش اغلب اوقات اصطلاحات خویشاوندی میباشد.
تفاوت های واضح بین جوامع در جهت شیوه و ارزش ازدواج وجود دارد که فضای زیاد را برای کار ساحوی انسان شناسی میماند.
شیوه ازدواج بسیاری کلتورها، اما، یک خانم گرفتن است، جاییکه یک خانم با یک مرد ازدواج میکند.
تفاوت های مشابه اساسی وجود دارد جاییکه در مورد عمل تکثر نگرانی وجود دارد.
با بررسی مجدد اصول اساسی خویشاوندی که توسط ادموند لیچ، رودنی نیهام، دیوید شنایدر و دیگران ارائه شده است، ریشه این تغییر را میشود که به دهه 1960 نسبت داد.
این تغییر با ظهور بیشتر فمینیزم موج دوم در اوایل دهه 1970 پیشرفت کرد، که نظریات استبداد مرتبط به ازدواج، آزادی جنسی، و اطاعت خانگی را معرفی نمود.
"در این وقت، ""رقیب فمینیزم جهان سوم"" وجود داشت، یک جنبش که استدلال میکرد مطالعات خویشاوندی نمیتواند در تنهایی روابط جندر را در کشورهای در حال توسعه بررسی کند، و باید به نکات دقیق و ظریف نژادی و اقتصادی احترام صورت بگیرد. "
در جامیکا، ازدواج منحیث یک نهاد اغلب اوقات برای یک سلسله همتاها عوض میشود، طوریکه زنان غریب نمیتوانند در یک محیط از نظر اقتصادی ناپایدار روی کمک های دوامدار مالی اتکاء کند.
طوریکه مادران باردار یک محیط بیولوژیکی را برای جنین فراهم میسازد درحالیکه ارتباطات ژنتیک با طرف سوم میماند، با این تکنالوژی، پرسش خویشاوندی روی تفاوت بین بستگی بیولوژیکی و ژنتیک ظهور کرده است.
طوریکه افراد از طریق تحریک هورمونی و بهره‌برداری تخم که پروسیجرهای بالقوه خطرناک اند در جستجوی امنیت اقتصادی اند موضوعات گردشگری تکثری و کالا کردن جسمی هم وجود دارد.
یک انتقاد این است که از زمان آغاز اش، چارچوب مطالعات خویشاوندی خیلی ساختاری و وابسته به فرمول بود، که روی زبان غلیظ و اصول سختگیرانه اتکاء داشت.
بسیاری از این پیشرفت را میشود نسبت داد به ظهور انسان شناسان که بیرون از محیط علمی کار میکنند و اهمیت فزاینده جهانی شدن در هر دو نهادها و در رشته انسان شناسی.
دو نوع نهاد که در رشته انسان شناسی تعریف شده اند نهادهای کُلی و نهادهای اجتماعی اند.
انسان شناسی نهادها ممکن اتحادیه های کار، تجارت را که از شرکت های کوچک، تا به حکومت، سازمان های طبی،‌ یادگیری، زندان ها، و نهاد های مالی را تحلیل نماید.
انسان شناسان بنیادی ممکن رابطه بین سازمان ها یا رابطه بین سازمان و بخش های دیگر جامعه را مطالعه نماید.
مشخصاً، انسان شناسان ممکن رویدادهای مشخص را در یک نهاد تحلیل، تحقیقات نشانه شناسی را اجراء، یا میکانیزم های که توسط آن دانش و کلتور سازماندهی یا متفرق میشود تحلیل نماید.
این عصر جدید شاید در برگیرنده بسیار پیشرفت های جدید مانند ضبط نمودن میخانیکی باشد.
انسان شناسی کنونی 43(مکمل): S5-17.Schieffelin, Bambi B. 2006.
"ولارد در بررسی ""تغییر دادن کود""، یا روال سیستماتیک متناوب کردن تنوع زبانی در یک محاوره یا حتی در یک سخن، پرسش اساسی که انسان شناسان در مورد روال میپرسد—چرا آنها این را انجام میدهند؟—یک ایدیولوژی غالب زبانی را منعکس مینماید. "
زبان شناسان دیگر در ساحات تماس زبان، تهدید زبان، و 'انگلیسی منحیث یک زبان جهانی'، تحقیق انجام داده است.
کار جویل کویپرس نمای را در برابر جزیره سمبا، اندونیزیا بوجود میاورد.
او احساس میکند که در حقیقت نظریه مرکزی نمونه‌ی یکی از سه مهمترین یافته انسان شناسی زبانی است.
از اینرو، بعد از دو نسل به این زبان ها ممکن دیگر صحبت نگردد.
برای اینکه بهترین شیوه استنادکردن را دنبال کرده باشیم، این سوابق باید واضحاً زیرنویس شده و در یک نوع آرشیف محفوظ نگهداری شود.
احیاء نمودن زبان شیوه آوردن یک زبان دوباره به کاربرد معمول است.
هدف این کورس این است که تا در مورد زبان و کلتور لینیپ به شاگردان بومی و غیربومی آموزش داده شود.
تشویق آنهاییکه از قبل زبان را میداند تا از این زبان استفاده نماید،‌ وسعت دادن قلمرو کاربرد، و افزایش دادن اعتبار کُلی زبان تماماً اجزای احیاء مجدد هستند.
انسان شناسی اجتماعی مطالعه مدل های رفتار در جوامع و کلتورهای انسانی است.
انسان شناسان بریتانیایی و امریکایی بشمول جیلیان تیت و کارین هو کسانیکه وال ستریت را مطالعه نموده اند یک وضاحت متبادل را برای بحران مالی 2007–2010 را به وضاحت های تخنیکی که ریشه در تیوری اقتصادی و سیاسی داشت ارائه کرد.
این پیشرفت توسط مقدمه نسبی گرایی کلتوری فرنز بیاس تقویت شده که استدلال میکرد کلتورها روی نظریات متفاوت در مورد جهان اساس نهاده شده و از اینرو فقط با در نظر داشت ستندردها و ارزش های خودش درست فهمیده میشود.
"در 1906، یک انسان قد کوتاه کونگولیس اوتا بینگا توسط انسان شناس امریکایی مادیسون گرنت در یک قفس در باغ وحش برونکس گذاشته شد و بالایش لیبل زده شده ""رابطه مفقود"" بین اورانگوتان و نژاد سفید — گرنت یک متخصص بهتر کردن نژاد انسان همچنان نویسنده رفتن یک نژاد عالی (1916) است. "
انسان شناسی بطور فزاینده متمایز از تاریخ طبیعی توسعه یافت و در اخر قرن 19م این رشته شروع در شکل جدید اش واضح گردید – در 1935، بطور مثال، این برای تی کی پنیمن ممکن بود تا یک تاریخ از رشته را با عنوان صد سال انسان شناسی بنویسد.
"جوامع غیر اروپایی از اینرو ""فوسیل های زنده"" تکاملی دیده میشد که میتوانست جهت فهمیدن گذشته اروپایی مطالعه گردد. "
اما، طوری که ستک اظهار نظر میکند، تایلر فقط با توضیح کردن و نقشه کشی کردن توزیع عناصر مشخص کلتور کار میکرد، نه با عملکرد بزرگتر، و او در عموم بنظر میرسید که نظریه وکتوریا پیشرفت را فرض میکرد نه نظریه تغییر غیرهدایتی، چندخطی کلتوری که بعد توسط دیگر انسان شناسان پیشنهاد شد.
مطالعات مقایسوی او، مخصوصاً در نسخه های متعدد بوف طلایی، مشابهت ها را در باور و نمادگرایی جهانی تحلیل کرد.
یافته های این ماموریت ستندردهای جدید برای تعریف قوم شناسی بوجود آورد.
دیگر بنیان گذاران فکری شامل دبلیو ایچ ار رایورزس و ای سی هادون میگردند، که گرایش آنها پاراسایکولوژی ویلهم وندت و ادولف باستین، و سیر ای بی تایلر را منعکس میکرد، کسانیکه انسان شناسی را به دنبال اوگوست کومت یک علم مثبت گرا تعریف کرد.
ای ار رادکلیف براون هم یک کار اندیشه آفرین را در 1922 به نشر رساند.
"مشخصاً قضیه رادکلیف برون چنین بود کسیکه اجندای خود را توسط تدریس در پوهنتون های امپراطوری بریتانیا و کشورهای مشترک المنافع به ""انسان شناسی اجتماعی"" وسعت داد. "
او باور داشت که اصطلاحات بومی استفاده شده در معلومات قوم شناس باید به اصطلاحات قانونی انگلیسی بریتانیایی جهت خواننده ترجمه شود.
دیپارتمنت های انسان شناسی در پوهنتون های مختلف تمایل به تمرکز روی بعدهای مختلف این رشته دارند.
مردم هر چندگانگی اشخاص است که در کُل در نظر گرفته شوند.
چهار ایالت – ماسچوستس، ویرجینیا، پینسیلوانیا، و کینتکی – در قضایای عناوین قضایا و روال های قانونی به خود مشترک المنافع میگویند.
در بعضی نقاط جهان، قومشناسی روی مسیرهای مستقل دکتورین تحقیق و مرتبط به تعلیم و تربیه پیش رفته است، که انسان نشاسی کلتوری در ایالات متحده و انسان شناسی اجتماعی در بریتانیای کبیر مسلط شده است.
"اکتشاف قرن 15م امریکا توسط کاشفان اروپایی یک نقش مهم در تشکیل مفاهیم مغرب (دنیای غربی) داشت، مانند مفهوم ""دیگر"". "
"پیشرفت قوم شناسی بطور مثال با انسان شناسی ساختاری کلاودی لیوی ستراوس، منجر به انتقاد مفاهیم پیشرفت خطی شد، شبه مخالفت بین ""جوامع و تاریخ ها"" و ""جوامع بدون تاریخ ها""، که خیلی متکی روی دید محدود تاریخ قضاوت شده است طوریکه توسط رشد جمع شونده تشکیل شده است. "
با این حال، ادعاهای چنین جهانی گرایی کلتوری توسط متفکران اجتماعی قرن 19م و قرن 20م از جمله مارکس، نیچه، فوکالت، دیریدا، التوسر، و دیلیوز مورد انتقاد قرار گرفته است.
یک گروه قومی یا قومیت گروه بندی اشخاص است که خود را با دیگران بر اساس ویژگی های مشترک که آنها را از گروه های دیگر متمایز میسازند مرتبط میدانند مانند یک بسته رسوم عام، اجداد، زبان، تاریخ، جامعه، کلتور، ملت، مذهب، یا سلوک اجتماعی در ساحه سکونت شان.
عضویت یک گروه قومی توسط میراث کلتوری مشترک، اجداد، داستان پیدایش، تاریخ، میهن، زبان، یا لهجه، سیستم های سمبولیک مانند مذهب، افسانه شناسی و تشریفات، غذا، شیوه لباس پوشیدن، هنر، و ظاهر فزیکی تعریف میگردد.
از طریق تغییر زبان، ادغام کلتوری، سازگار شدن و تغییر مذهبی، اشخاص یا گروه ها ممکن در طول زمان از یک گروه قومی به دیگر تغییر نمایند.
چه از طریق تقسیم یا تقلید، تشکیل یک هویت جدا قومی را ایتنوجینیسیس گویند.
"در اوایل انگیسی مدرن تا به اواسط قرن 19م، قومی به معنی لامذهب یا کافر گفته میشد (در جهت ""ملت های"" متفاوت که تا آن زمان در عیسویت اویکمن اشتراک ننموده بودند)، طوریکه سیپتاوجینت از تا ایتنی (""ملت ها"") استفاده میکرد تا کلمه یهودی گویم ملت ها ""ملت ها، غیریهودیان، غیریهودیان را ترجمه نماید. "
در قرن 19م، این اصطلاح به معنی""مخصوص یک نژاد، مردم و یا ملت"" در مراجعت به معنای اصلی یونانی به کار رفت. 
"قومی، a. و ""n. ) با در نظر داشت متن، اصطلاح ملیت ممکن بشکل مترادف با کلمه قومیت یا به شکل مترادف با کلمه شهروندی (در یک دولت قدرتمند) استفاده گرد. "
اینکه آیا قومیت منحیث یک مورد جهانی کلتوری میشود یا نه تا حدی متکی به تعریف است که استفاده میشود.
نظر به گفته توماس هایلند اریکسن، مطالعه قومیت تا به تازگی تحت تسلط دو مبحث متمایز بود.
شیوه سازگار در دست دیگر با قومیت منحیث یک عنصر یگانه ستراتیژی سیاسی برخورد میکند، که منحیث کی منبع برای گروه های زیدخل برای بدست اوردن اهداف دسته دوم، مانند بطور مثال افزایش ثروت، قدرت یا وضع استفاده میگردد.
سازنده گران هویت های ملی و قومی را منحیث محصول قوای تاریخی، اغلب اوقات تازه میبینند، حتی زمانیکه هویت ها کهنه معرفی شوند.
این در متن مباحیث روی چندکلتوری در کشورها وجود دارد، مانند ایالات متحده امریکا و کانادا، که جمیعت های بزرگ مهاجر از خیلی کلتورهای متفاوت، و پسا مستعمراتی در کارابین و آسیای جنوبی دارند.
سوم، تشکیل گروه از انگیزه انحصار قدرت و اوضاع نتیجه میگیرد.
در تاکید ذات سازنده قومیت بارث بیشتر از ویبر پیش رفته است.
او طرفدار مفاهیم انسان شناسی کلتورها مانند چیزهای محدود شده، قومیت مانند پیوستگی های ابتدایی بود، که این را با تمرکز بر خط اتصال بین گروه ها عوض میکرد.
"او با مشاهدات خوان وینسنت که (به کلمات کوهن) ""قومیت... را میشود از نظر سرحد با در نظر داشت نیازهای مشخص تحرک سیاسی باریکتر یا وسیعتر نمود موافق بود. "
گروه های قومی چیزهای اجتماعی معرفی میشد نه بیولوژیکی.
نمونه شیوه های متفاوت شامل ابتدایی گرایی، ماهیت گرایی، چندساله گرایی، سازنده گرایی، مدرن گرایی، و ابزارگرایی میشود.
"""ابتدایی گرایی مبتنی بر ماهیت گرایی"" بیشتر میگوید که حقیقت قیاسی وجود انسان است که قومیت از هر تعامل اجتماعی انسان پیشتاز بوده و با هیچ یک اینها تغییر ننموده است. "
"""ابتدایی گرایی خویشاوندی"" میگوید که جوامع قومی ادامه واحدهای خویشاوندی است که اساساً توسط پیوست های خویشاوندی یا قبیله مشتق شده است جاییکه انتخاب های نشانه های کلتوری (زبان، دین، رسوم) طوری ساخته شده تا این وابستگی بیولوژیکی را نشان دهد. "
"""ابتدایی گرایی گریتز"" که به ویژه توسط انسان شناس کیفورد گریتز حمایت میشود، استدلال میکند که انسانها در کُل یک قدرت بی نهایت را به انسان ابتدایی ""واقیعت ها"" نسبت میدهد مانند وابستگی های خونی، زبان، قلمرو، و تفاوت های کلتوری. "
"سمیت (1999) دو نوع دیگر را از هم متمایز میسازد: ""چندساله گرایی جاری"" که ادعا میکند ملت های مشخص برای زمان خیلی طولانی وجود داشته است و ""چندساله گرایی مکرر"" که روی ظهور تجزیه و ظهور مجدد ملت ها منحیث یک بعد مکرر تاریخ انسان تمرکز میکند. "
این دید میگوید که مفهوم قومیت یک وسیله است که توسط گروه های سیاسی برای دستکاری نمودن منابع مانند ثروت، قدرت، زمین یا مقام در منافع مشخص گروه های شان استفاده میشود.
چندسال گرایی ابزارگرا، درحالیکه قومیت را یک وسیله همه کاره میبیند که گروه های مختلف قومی و حدود زمان را تعریف کرده است، قومیت را یک میکانیزم طبقه بندی اجتماعی توضیح نموده، به معنی اینکه قومیت اساس نظم سلسله مراتب افراد است.
به گفته دونالد نویل، طبقه بندی قومی فقط زمانی ظهور خواهد نمود که یک گروه مشخص قومی با یک گروه دیگر در تماس قرار داده شوند، و فقط زمانیکه این گروه ها دارای مشخصه سطح بالای قوم گرایی، رقابت، و قدرت تفاضلی باشد.
در ادامه تیوری نویل، تا حدی باید قدرت تفاضلی برای ظهور طبقه بندی قومی وجود داشته باشد.
گروه های مختلف قومی باید درحال رقابت برای یک هدف مشترک باشند، مانند قدرت یا نفوذ، یا علاقه مادی، مانند ثروت یا زمین.
میگوید که گروه های قومی فقط تولیدات تعاملات اجتماعی انسان اند، تا حدی برقرار نگهداشته میشود که آنها منحیث ساخت های اجتماعی در جامعه برقرار نگهداشته شوند.
آنها میگوید که قبل از این تجانس قومی منحیث یک فاکتور ایده‌آل یا لازمی در ساختن جوامع گسترده در نظر گرفته نمیشد.
اعضای یک گروه قومی، در کُل، در گذشت زمان ادعاء تداوم کلتوری میکنند، درحالیکه مؤرخین و انسان شناسان قومی استناد کرده اند که بسیاری از ارزش ها، روالها، و نورم ها که به معنی تداوم با گذشته است از اکتشافات نسبتاً تازه اند.
"این بر اساس مفهوم ""کلتور"" استوار است. "
این دید منحیث یک شیوه جهت توجیه کردن بردگی امریکایان افریقایی و نسل کُشی امریکایان بومی در یک جامعه که روی آزادی برای همه بنیان گذاری شده است.
بسیاری از دانشمندان پیشتاز ان زمان طرفدار نظریه تفاوت نژادی بودند و یافتند که اروپایان سفید پوست برتر اند.
در عوض نسبت دادن حالت افراد به حاشیه کشیده شده دارای غیر سفید پوست در ایالات متحده به پایین تر بودن ارثی بیولوژیکی شان، او این را به ناکامی آنها در بخش از کلتور امریکایی شدن نسبت داد.
آنها در تشکیل نژادی در ایالات متحده استدلال میکنند که تیوری قومیت به طور انحصاری روی مدل های مهاجرت نفوس سفید پوست استوار است و تجارب بی نظیر غیر سفیدپوستان را در ایالات متحده را مد نظر گرفته است.
بخش از یک کلتور شدن که خصوصیات مشخص کلتور اصلی را از بین میبرد بخاطر هدف ترکیب شدن در کلتور میزبان برای بعضی گروه ها منحیث پاسخ به علیه نژادپرستی و تبعیض کارا نبود، درحالیکه برای دیگران کارا بود.
"آنها در ظهور ""حکومت های یک قوم یا ملت"" که در آن سرحدات فرضی ملت با (یا به طور ایده‌آل مطابقت داشته) سرحدات حکومت مطابقت داشته است به اوج رسیده است. "
حکومت های یک قوم، اما، بطور مکرر دارای جمیعت های است که از زندگی ملی بخاطر یک دلیل محروم شده اند.
دول دارای چندین قوم میتوانند نتیجه دو رویداد مخالف باشد، یا بوجود آوردن سرحدات تازه دولت در مغایرت با زمین های قبیلوی مرسوم، یا مهاجرت اخیر اقلیت های قومی به یک ملت دارای یک قوم قبلی.
"دول مانند انگلستان، فرانسه و سویس مشمول گروه های متمایز قومی از بدو تشکیل شان بودند و به همین گونه مهاجرت قابل ملاحظه را تجربه نموده اند، که منتج به ""جوامع دارای چندین کلتور"" شدند، مخصوصاً در شهرهای بزرگ. "
درحالیکه این دسته ها بحث شده است که مربوط به حوزه عوام، سیاست میگردد، آنها تا حدی زیادی در حوزه خصوصی، خانواده نگهداشته شده است.
قبل از ویبر (1864–1920)، نژاد و قوم اساساً دو بعد یک چیز پنداشته میشدند.
بر اساس این نظریه، دولت نباید هویت قومی، ملی یا نژادی را تایید ننماید در عوض مساوات سیاسی و حقوقی تمام افراد را تقویت نماید.
زمانیکه مفهوم نژاد به ملیت گرایی نخست توسط نظریه پردازان جرمنی به شمول جوهان گوتفرید ون هردر مرتبط شد، قرن 19م شاهد بوجود آمدن ایدیولوژی سیاسی ملیت گرایی قومی شد.
هر کدام نظریه همه شمول قومی را ترویج دادند که این دول تنها زمین های را اکتساب میکند که همیشه جرمن ها ساکن آن بودند.
استعمار آسیا با تلاش ملی برای استقلال و خودمختاری در سراسر براعظم تا حدی زیادی در قرن 20م به پایان رسید.
یک تعداد کشورهای اروپایی، بشمول فرانسه و سویس، در مورد قومیت جمیعت ساکن شان معلومات جمع آوری نکردند.
در جریان استعمار اروپا، اروپایی ها به امریکای شمالی رسیدند.
قوم شناسی دیجیتل فرصت خیلی زیادی برای دیدن کلتورها و جوامع گوناگون میدهد.
قوم شناسی رابطه‌ای رشته های مطالعه را بیان میکند به عوض مکان ها و پروسه ها در عوض مردم پروسس شده .
هدف جمع آوری معلومات به یک طریقه است که محقق حداقل تبعیض شخص اش را در آن اعمال نماید.
مصاحبه ها اغلب اوقات ضبط شده بعداً‌ رو نویسی میشوند که به مصاحبه اجازه میدهد با نوت گرفتن ناقص نشود، ولی تمام معلومات بعد برای تحلیل کامل موجود میباشد.
باوجود این تلاش های بازتاب پذیری، هیچ محقق نمیتواند کاملاً بدون تبعیض باشد.
از این خبررسانان معمولاً خواسته میشود تا دیگر خبررسانان که از نمایندگی از جامعه میکند را با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره‌ای شناسایی نماید.
2010) پیش فرض های مربوط به هستی شناسی و معرفت شناسی اساسی قومیت شناسی را بررسی کنید.
"محققین منتقد نظریه به ""موضوعات قدرت در روابط مورد تحقیق قرار گرفته محقق و پیوندهای بین دانش و قدرت"" رسیدگی مینمایند. "
یک تصویر در دنیای فزیکی از طریق دید استوار بر تجارب گذشته یک فرد مشخص میتواند شامل شود.
نظریه یک تصویر روی تخیل استوار بوده و مشاهده شده است که توسط اطفال در یک طرز خیلی خودجوش و طبیعی مورد کاربرد قرار گرفته است.
انسان شناسان کلتوری و اجتماعی امروز به تحقیق قوم شناسی ارزش زیادی قایل هستند.
"به قوم شناسی‌ها هم بعضی اوقات ""مطالعه موردی"" گفته میشود. "
کار ساحوی معمولاً شامل صرف یکسال یا بیشتر در جامعه دیگر، زندگی کردن با مردم محلی و یاد گرفتن در مورد شیوه های زندگی آنها میشود.
تجارب بیندیکت با زونی پابلو جنوبی غربی باید که اساس کارساحوی سرشت گر او محسوب گردد.
یک قوم شناسی معمولی تلاش میکند تا جامع باشد و معمولاً دنبال یک طرح کُلی میباشد تا تاریخ مختصر کلتور مورد بحث، یک تحلیل جغرافیه فزیکی یا زمین مسکن گزین شده توسط افراد تحت مطالعه، بشمول اقلیم، و اغلب اوقات چیزیکه انسان شناسان بیولوژیکی مسکن می‌نامند شامل نماید.
خویشاوندی و ساختار اجتماعی معمولاً شامل (درجه بندی سن، گروه های همتا، جندر، اتحادیه های رضامندانه، قبیله‌ها، نصفه ها‌‌، و دیگر موارد که اگر موجود باشد) میشود.
آداب و رسوم، تشریفات، و شواهد دیگر مذهب از خیلی مدت مورد توجه بوده و بعضی اوقات در قومیت شناسی‌ها نقش مرکزی دارد، مخصوصاً زمانیکه به طور عمومی جاییکه انسان شناسان بیننده بتوانند آنها را ببینند اجراء شود.
بطور مثال، اگر در یک گروه از مردم، چشمک زدن یک حرکت جسمی ارتباطی بوده باشد، او تلاش نمود تا نخست تشخیص نماید که چشمک زدن چه معانی میدهد (ممکن چندین معنی داشته باشد).
"گریتز، درحالیکه حال هم یک طرح کُلی قوم شناسی مروج را دنبال مینمود، از آن طرح کُلی بیرون آمد تا در مورد ""شبکه ها"" در عوض ""طرح های کُلی"" کلتور بحث نماید. "
کلتور نوشتن کمک کرد تا تغییرات هم به انسان شناسی و هم به قوم شناسی آورده شود که اغلب اوقات به لحاظ پسامدرن بودن، بازتابنده، ادبی، انحرافی، یا در ذات پساساختاری، تعریف گردند که در این متن کمک کرد تا مخمصه های معرفت شناسی و سیاسی برجسته شود که بسیاری شاغلین آنرا نمایش ها و روال های ترسناک قوم شناسی می‌پنداشت.
با در نظر داشت نکته آخر، کلتور نوشتن محراق توجه برای جستجو در اینکه قوم شناسان چگونه میتوانند کلتورها و جوامع گوناگون را بدون رد نمودن فردیت آن افراد و گروه های که تحت مطالعه هستند را درحال انجام همزمان چنین چیزی بدون گذاردن دعوه به دانش مطلق و صلاحیت واقعگرایانه تعریف نمایند.
چنانکه مقصد قوم شناسی تعریف نمودن و تفسیر نمودن مدل های ارزش ها، رفتارها، باورها، و زبان گروه اشتراک گزار کلتور مشترک و یادگیری شده میباشد، حارث، (1968)، همچنان الگار (1980) اظهار نظر مینماید که قوم شناسی هم یک پروسه و یک نتیجه تحقیق است.
"جامعه شناس سام لدنر در کتاب اش استدلال میکند که دانستن مصرف کنندگان و خواهشات آنها لازم یک تغییر در ""نقطه نظر"" است که فقط میتوان آنرا قوم شناسی فراهم سازد. "
با ارزیابی کردن تجربه کاربر در یک محیط طبیعی، قوم شناسی بینش های را به کاربردهای عملی یک محصول یا خدمات به بار میاورد.
کنفرانس عمل قوم شناسی در صنعت (EPIC) سند این است.
"مونوگراف (1997) جابر ایف گوبریم و جیمز ای هولستین، زبان جدید میتود کیفی، اشکال قوم شناسی را از لحاظ ""گفتار میتودها"" مورد بحث قرار میدهد. "
"اساساً، فاین مدعی است که محققین معمولاً به میزان که ادعا میکنند یا فرض میکنند اخلاقی هستند نیستند — ""و هر وظیفه شامل راه های انجام کارهای است که شاید برای دیگران دانستن اش نامناسب باشد"". "
"او مدعی است که ""توهمات"" برای حفظ یک احترام شغلی لازمی است و تخیلات از عواقب احتمالی بیشتر تند جلوگیری میکند. "
قانون اخلاقیات خاطر نشان میسازد که انسان شناسان بخش از شبکه وسیعتر علمی و سیاسی، همچنان بخش از محیط انسانی و طبیعی اند، که نیاز است در مورد اش بترتیب گزارش داده شود.
محققین موارد نزدیک به تخیل را گرفته و آنرا ادعاهای حقیقت مبدل میسازند.
در حقیقت،‌ یک قوم شناس همیشه بعضی از ابعاد را بخاطر کمبود علم لایتناهی از دست خواهند داد.
مردم بومی، که هم چنان مردم نخست، مردم قدیم، مردم محلی، یا مردم بومی اولیه گفته میشوند، گروه های متمایز کلتوری هستند که مردم اصیل یک محل بوده که توسط یک گروه قومی دیگر در انجا تشکیل مستعمیره شده و ساکن آن محل شدند.
مردم زمانی ""بومی"" تعریف میشوند که آنها دارای رسوم یا دیگر ابعاد یک کلتور اسبق که با یک مذهب مشخص وابستگی داشته باشد.
مردم بومی مداوم شاهد مواجه شدن با خطرات علیه قدرت، سلامت اقتصادی، زبان ها، راه های یادگیری، و دسترسی به منابع که کلتورهای های آنها رویش استوار است بودند.
تخمینات نفوس کُلی جهانی مردم بومی از 250 میلیون تا 600 میلیون میباشد.
به حیث اشاره به یک گروه مردم، اصطلاح بومی نخست اروپایان مربوط استفاده قرار گرفت کسانیکه این اصطلاح را برای تمیز کردن مردم بومی امریکای شمالی و جنوبی از افریقایی های برده بکار می بردند
در دهه 1970، این اصطلاح منحیث یک راه پیوند کردن تجارب، موضوعات، و تلاش های گروه های مردم تحت استعمار در سراسر سرحدات جهانی بکار برده شد.
این وضعیت میتواند حتی در مواردی که تعدادی مردم بومی بیشتر از سایر ساکنین منطقه و یا ولایت باشد، ادامه یابد. ایده ای تعریف کننده اینجا یک تفکیک از تصمیم و پروسهء نظارتی است که حد اقل تا جایی بر جنبه هایی جامعه و حقوق زمین آنها تأثیر دارد.
یک گزارش 2009 ملل متحد که توسط سکرتریت انجمن دایمی موضوعات بومی منتشر شده تذکر می‌نویسد: برای قرون، از زمان استعمار، فتح، یا اشغال آنها، مردم بومی تاریخ های مقاومت، خط اتصال یا همکاری با دول را به ثبت رسانده است،‌ که با این عقیده، عزم زنده ماندن با هویت های متمایز مقتدر شان را نشان داده است.
نویسندگان باستانی این مردم را یا منحیث نیاکان یونانیان، یا منحیث یک گروه قبلی مردم که ساکن یونان قبل از یونان بودند میبینند.
جنگ های صلیبی (1096-1271) روی جاه طلبی یک جنگ مقدس علیه کسانیکه که کلیسا کافر می‌پنداشتند استوار بود.
اما، شورا باور داشت که اگر غیرعیسویان از عیسویت و قانون طبیعی اروپایی اطاعت نکنند فتوحات ممکن 'بطور قانونی' واقع شوند.
در قرون 14م و 15م، مردم بومی جزایر کانری، که بنام گانچنی ها (کسانیکه روی این جزایر از زمان قبل المیلاد زندگی کردند) شناخته میشوند، مورد توجه استعمارگران شد.
در 1402،‌ اسپانیایی ها تلاش های را برای تهاجم و تحت استعمار قرار دادن جزایر را شروع کرد.
مهاجمین تباهی و امراض را به مردم جزایر اوردند، که در نتیجه هویت و کلتور آنها از بین رفت.
"طوریکه توسط روبیرت جی میلر، جاسینتا رورو، لاریسا بیهرندت، و تریسی لیندبرگ تذکر داده شده است، دکتورین با گذشت زمان بوجود آمد ""تا تسلط مردم غیرمسیحی، غیراروپایی و غصب زمین ها و حقوق آنها را توجیه نماید. """
پادشاه اسپانیایی فردیناند و ملکه ایزابیلا کریستوفر کولمبوس را استخدام نمود، کسیکه در 1492 اعزام شد، تا زمین های جدید را تحت تاج اسپانیایی گرفته و مستعمره خود بگرداند.
"الکساندر هر زمین را که کشف کرد به اسپانیه اعطاء کرد بشرط اینکه قبلاً ""توسط عیسوی دیگری تحت مالکیت اش اورده نشده باشد. """
بسیار مفتحین دیگر ظاهراً از این ترسیده بودند، اگر برای شان این گزینه داده میشد، مردم بومی ممکن در حقیقت عیسویت را قبول میکردند، که ممکن بطور قانونی تجاوز بر زمین های آنها و غارت وسایل آنها را اجازه نمیداد.
انگلستان و فرانسه که در 1493 کشورهای کاتولیک بودند کار کردند تا دکتورین اکتشاف را مجدداً تفسیر نماید تا بدرد منافع استعماری خود شان بخورد.
"ادعاهای زمین از طریق ""تشریفات سمبولیک اکتشاف"" اجراء‌ میشدند که برای بتصویر کشیدن ادعاء قانونی زمین ملت استعمارگرا اجراء میشد. "
در 1774 کپیتان جیمز کوک تلاش کرد تا ادعاهای زمین اسپانیایی ها را به تاهیتی با از بین بردن نشان مالکیت آنها بی اعتبار نموده و بعد پیش رفته تا نشانه های انگلیسی مالکیت را جابجا نماید.
این مفهوم نظریه را رسمیت بخشید که میگفت زمین هاییکه طوری استفاده نمی شدند که به روال سیستم های حقوقی اروپایی تصدیق نشده بود به استعمار اروپایی باز میباشد.
طوریکه اصول استعمار در دکتورین جابجا شد و توسط قدرت های بزرگ اروپایی بالایش موافقه صورت گرفت، میتود ادعای زمین های مردم بومی شروع به گسترش سریع نمود.
تخمین دقیق نفوس مجموعی مردم بومی جهان خیلی مشکل است، با درک مشکلات هویت و تغییرات و ناکافی بودن معلومات موجود احصائیوی.
این شامل حداقل 5,000 مردم متمایز از هم در بیشتر از 72 کشور میگردد.
بعضی هایشان هم بخش از جمیعت های دیگر شدند یا هم دچار تغییرات زیاد دیگر شدند.
گروه های قومی خیلی متنوع و بیشمار که خیلی از کشورهای مستقل مدرن افریقایی را تشکیل میدهد، دارنده مردم است که اوضاع، کلتورها و شیوه زندگی دهقانی یا شکار کردن و جمع کردن در کُل به حاشیه رانده شده است و از ساختار مسلط سیاسی و اقتصادی ملت جدا قرار داده شده اند.
تأثیرات استعمار تاریخی و مداوم اروپایی امریکای شمالی و جنوبی روی جوامع بومی در کُل خیلی شدید بوده، که بسیاری مقامات کاهش قابل ملاحظه نفوس را اساساً بخاطر مرض، غارت زمین و خشونت تخمین نموده اند.
طوریکه در 2015 گزارش داده شده است در ایالت های جنوبی اوگزاکا (65.73%) و یوکتان (65.40%)، اکثریت نفوس بومی است.
"توصیفگر ""هندی"" و ""اسکیمو"" در کانادا دیگر کاربرد ندارد. "
خیلی قابل توجه تغییر موضوعات بومی توسعه شمالی کانادا (AANDC)به موضوعات بومی و شمالی کانادا (INAC) در 2015 بود، که بعد در 2017 به خدمات بومی کانادا و روابط تاج بومی و توسعه شمالی کانادا تقسیم شدند.
مردم ملت های نخست 11 پیمان شماره دار در سراسر منطقه که امروز کانادا شناخته میشود بین 1871 و 1921 امضاء کردند، به استثناء بعضی بخش ها در کلمبیای بریتانیایی.
زمین های آزاد گرینلند در سلطنت دنمارک همچنان خانه مردم بومی شناخته شده و اکثر جمیعت اینویت بوده (در حدود 85%) کسانیکه در این ساحه در قرن 13م ساکن شدند، که سبب بیجا شدن مردم بومی دورسیت و گرینلندیک نورس شدند.
در کشورهای که اسپانیایی و پرتگالی صبحت میکنند، استفاده کلمات مانند ایندیوس، پبلوس اندیجناس، امریندوس، پرووس ناتیوس، پووس اندیجناس، و در پیرو، کومونیداس ناتیفس (جوامع بومی) دیده میشد، مخصوصاً در بین جوامع امازونی مانند یورارینا و ماتسیس.
مردمان بومی در تمام منطقه برازیل یافت میشوند، درحالیکه اکثریت شان در قطعات زمین های هندی در بخش شمالی و مرکزی غربی کشور زندگی میکنند.
بخاطر نسل کشی ارمنیایی ها در 1915، حالا بیشتر ارمنیایی ها خارج از میهن اجداد شان زندگی میکنند.
این بحث شامل حال درگیری اسرائیل و فلسطین در دهه 1990 شد، که فلسطینی ها دعوه میکردند حالت بومی یک جمیعت بومی است از قبل موجود بود که توسط اسکان یهودیها بیجا شدند و حالا اقلیت از دولت اسرائیل را تشکیل میدهد.
در روسیه، تعریف مردم بومی با مراجعه به تعداد جمعیت ها (کمتر از 50 000 مردم)، و مد نظر نگرفتن هویت خودی، پیدایش از جمیعت های بومی کسانیکه کشور یا منطقه را با حمله، استعمار یا ایجاد مرزهای دولتی، نهادهای متمایز اجتماعی، اقتصادی و کلتوری موضوع مورد بحث بوده است.
تبتی ها در به تبت بومی هستند.
در هانگ کانگ، ساکنان بومی مناطق جدید در اعلامیه مشترک سینو-بریتیش اینگونه تعریف شده اند مردم که از طریق شجره مذکر از یک شخص که در 1898 بوده است تولد شده اند، البته قبل از کنوانسیون گسترش دادن خاک هانگ کانگ.
چم مردم بومی دولت قبلی چامپا اند که در جریان جنگ های چام و ویتنام توسط ویتنام در جریان نام تین فتح شد.
خامر کروم مردم بومی دلتای میکونگ و سایگون اند که توسط ویتنام از پادشاه کمبودیایی چی چیتای دوم در معامله شهزاده ویتنامی گرفته شد.
این مشکل شامل حال بسیاری از کشورها در منطقه ASEAN میگردد.
مردم بومی میندانوا مردم لوماد و مورو (تاوسوگ، ماگویندانو ماراناو و دیگران) اند کسانیکه در مجمع الجزایر سولو زندگی میکنند.
این گروه ها غالب اوقات در مورد اش گفته میشود ه بومی استرالیایی هستند.
در جریان قرن 20م، بسیاری از این مستعمره های قبلی استقلال بدست آوردند و حکومت های دارای چندین قوم را تحت سلطه محلی شان ایجاد کردند.
بقایای حداقل 25 انسان کوچک، کسانیکه بین 1,000 و 3,000 سال قبل زندگی میکردند، به تازگی در جزایر پالاو در مایکرونیزیا پیدا شدند.
قرار احصائیه 2013، ماوری زیلاند جدید 14.9% جمیعت زیلاند جدید را تشکیل میدهد، که کمتر از نصف (46.5%) تمام ساکنین ماوری، ماوری شناخته شده اند.
بسیاری رهبران ملی ماوری یک پیمان را با بریتانیا امضاء نمودند، پیمان وایتانجی (1840)، که در بعضی از حلقه ها منحیث کلیت جیوپولیتیکی مدرن که زیلاند جدید نامیده میشود را میسازد.
این موضوعات شامل نگهداری های کلتوری و زبانی، حقوق زمین، مالکیت و استفاده منابع طبیعی، خودمختاری و آزادی سیاسی، افول محیطی و تهاجم، فقر، صحت، و تبعیض میگردد.
اوضاع میشود بیشتر پیچیده شود زمانیکه یک تاریخ پیچیده یا بحث برانگیز مهاجرت یا نفوس یک ساحه مشخص، که میتواند سبب بوجود آمدن منازعات در مورد تقدم و مالکیت زمین یا منابع شود موجود باشد.
با وجود تنوع مردم بومی، این شاید قابل توجه باشد اینکه آنها مشکلات و موضوعات مشترک در تعامل با جامعه غالب، یا مهاجم دارند.
استثناات قابل توجه مردم ساخا و کومی اند (دو مردم بومی شمالی روسیه)، که حالا جمهوریت های آزاد خود شان را در روسیه کنترول میکنند، و اینویت کانادا، کسانیکه اکثریت زمین های ناناوت (در 1999 بوجود آمد) را تشکیل میدهند.
رد شدن با شناخت این به اتمام رسید که یک سیستم قانون از قبل موجود بود که توسط مردم میریم بکار گرفته میشد.
که در 11 اکتوبر 2011 بازگردانیده شد.
هندوها و چم ها هر دو شکنجه ها و محدودیت های مذهبی را تحت حکومت فعلی ویتنام بخاطر ایمان شان تجربه نموده اند، که حکومت ویتنام مالکیت چم را غصب و چم ها را از پابندی به باورهای مذهبی شان منع میکردند.
در 2012، پولیس ویتنام در قریه چاو ژیانگ به یک مسجد چم هجوم بردند، جنراتور برق را دزدی و روی دختران چم تجاوز کردند.
در 2012،‌ اندونیزیا تذکر داد که حکومت اندونیزیا از محافظت و ترقی مردم بومی در سراسر جهان حمایت میکند ... اندونیزیا، اما، کاربرد مفهوم مردم بومی را در کشور ... نمی‌شناسد.
ویتنامی ها اصلاً در دور دلتای بحیره احمر متمرکز بودند مگر زمین های جدید مانند چامپا، دلتای میکونگ (از کمبودیا) و ارتقاعات مرکزی را در جریان نام تین غصب کردند.
میزان بیش از حد استمعارگرایان ویتنامی کین که به ارتفاعات مرکزی هجوم بردند بطور قابل ملاحظه دیموگرافیک منطقه را تغییر دادند.
و هیچ از بین بردن یک کلتور توسط دیگری. ”
مردمان بومی اولیه، وحشیان و غیرمتمدن معنی شده اند.
"بعضی از فلیسوفان مانند توماس هابس (1588-1679)، مردمان بومی را فقط ""وحشیان"" محسوب میکرد. "
از آرشیف انترنت در 13 دسمبر 2013 بازیابی شده است.
اعلامیه ملل متحد در مورد حقوق مردم بومی که توسط مجلس عمومی در 2007 روی دست گرفته شد، حقوق مردم بومی را خودمختاری خواند، به معنی چندین حق در مورد مدیریت منابع بشری.
کشیدن روغنیات کلتور هزاران ساله گویچ این را از بین میبرد.
پروژه های توسعه ای مانند اعمار بند برق، خطوط پایپ و استخراج منابع شمار زیاد مردم بومی را بیجا ساخته اند، اغلب اوقات بدون پرداخت غرامت.
این زنان زمانیکه که وسیله امرار معاش شانرا از دست میدادند از نظر اقتصادی متکی به دیگران میشدند.
بطور مثال مردم موندورکو در جنگلات امازون با کمک گرین پیس مخالف تعمیر بند برق تاپاجوس اند.
دو سناریو عمده پیشنهاد شده است، یک گسترش سابق به افریقای جنوبی، و یک پیدایش فردی پراگندگی که از اینجا پیدا میشود، یا یک جدایی سابق موج پراگندگی به طرف شرق و جنوب، که یک موج بطرف بستر کانگو بطرف شرق افریقا حرکت میکند و دیگری به طرف جنوب در کنار ساحل افریقا و بطرف انگولا در سیستم دریای کانگو حرکت میکنند.
کلمه گاو که در بین چندین گروه مدرن محدود دهقان بانتو استفاده میشد پیشنهاد مینماید که اکتساب گاو ممکن از همسایه های صحبت کننده سودانی مرکزی، کولیاکی، و کوشتیک بوده است.
نزدیک به دریای موتیرکیوی، پادشاهان مونوماتاپا کمپلیکس بزرگ زیمبابوی را ساختند، یک مدنیت که از اجداد مردم کالنگا بود.
کلتور سواحیلی که از این تعاملات ظهور کرد نشان دهنده خیلی از نفوذهای عربی و اسلامی که در کلتور مرسوم بانتو دیده نشده بود شد، طوریکه بسیاری از اعضای مردم سواحیلی بانتو عرب افریقایی هم از این تعاملات بروز کردند.
"بعد از جنگ جهانی دوم، دول حزب ملی ان کاربرد را رسماً روی دست گرفتند، درحالیکه حرکت ملی گرا در حال ترقی افریقایی و متحدین لیبرال اش در عوض به اصطلاح ""افریقایی"" رو اوردند، از اینرو ""بانتو"" به پالیسی های اپارتاید نسبت داده میشد. "
"دوباره ارتباط با اپارتاید این اصطلاح را از اعتبار ساقط نمود، و حکومت افریقای جنوبی کلمه از نظر سیاسی خوش نما و از نظر تاریخی فریبنده‌ی ""میهن قومی"" تغییر جهت داد. "
در سواتی ریشه -ntfu است و اسم بنتفو است.
تمام بسک ها گویندگان بسک نیستند.
"بسک ایسان مدرن) و پسوند –(ک)ارا (""راه (انجام دادن چیزی) "") ".
او اسم زبان بسک را انسکویرا ثبت میکند.
درحالیکه انها تا حدی از نظر جنتیکی بخاطر تنها بودن متمایز هستند، بسک ها از نظر رشته Y-DNA و mtDNA شان و از نظر جایگاه دیگر جنتیکی شان نمونه های خوب اروپایی هستند.
اما، مطالعات گروه های انفرادی Y-DNA نشان داده است که روی شجره مذکر مستقیم شان، اکثریت مطلق بسک های مدرن اجداد مشترک با دیگر اروپایی های غربی دارند، بطور مثال تفوق چشمگیر گروه انفرادی R1b-DF27 (70%) هندی های اروپایی.
"با وجود این فریکونسی بالای بسک ها، Y-STR تنوع داخلی R1b-DF27 انجا کمتر است، و منتج به تخمینات عصر امروزه میشود""، به این معنی که این به این منطقه از جای دیگری آورده شده است. "
جمع آوری گروه های فرعی mtDNA و Y-DNA که انجا نمونه گیری شده است با مقایسه با فریکونسی های مدرن اش خیلی تفاوت داشت.
در عوض، در حدود 4500 سال قبل تقریباً تمام میراث Y-DNA از ترکیب های لیبرین از شکارکنندگان و جمع کنندگان میان سنگی و دهقانان عصر حجر جدید توسط رمه دارهای شجره هندی های اروپایی از ساحه وسیع بدون درخت R1b عوض شده بودند، و تمایز جنتیکی بسک نتیجه قرن ها اندازه کم نفوس، تغییر جنتیکی، و رسم ازدواج قبیله ای بوده است.
ماتین جکوبسن از پوهنتون یوپسالا در سویدن مواد جنتیکی هشت اسکلیت عصر حجر را که در مغاره ال پورتالون در اتاپورسا در اسپانیای شمالی یافت شده بودند را تحلیل نمود.
یافته ها در گزارش اکادمی ملی ساینس در ایالات متحده به نشر رسید.
این گروه مختلط همچنان فهمیده شد که اجداد گرجی ها عصر مدرن هستند، مگر درحالیکه بسک ها برای هزاران سال بعد این زمان بصورت نسبی منزوی ماندند، مهاجرت های بعدی به ایبریا منجر به اختلاط های متمایز و اضافی دیگر در تمام گروه های گرجی دیگر شد.
شواهد کافی وجود دارد که فرضیه اینکه در ان زمان و بعد آنها با نوع های دیگر زبان بسک تکلم میکردند را ثابت سازد. (ببینید: زبان اکویتانی)
پادشاهی پمپلونا، یک قلمرو مرکزی بسک، که بعد بنام ناواری شناخته میشد، یک پروسه فیودالی شدن را تجربه کرد و در معرض نفوذ همسایه گان بزرگ اراگونیس، کاستیلیان و فرانسوی شان قرار داشتند.
اینها که توسط جنگ مردمی ناواریس تضعیف شده بودند، اندازه وسیع قلمرو بالاخره قبل از به تیغ بستن ارتش های اسپانیایی سقوط نمود (1512–1524).
به هر حال، بسک ها تا زمان انقلاب فرانسه (1790) و جنگ های کارلیست (1839، 1876) زمانیکه بسک ها از وارث بلافصل کارلوس پنجم و اولادهایش حمایت کردند، از حکومت خودی خود خیلی لذت بردند.
جامعه آزاد (یک مفهوم که در قانون اساسی اسپانیا در 1978 بوجود امد) که بنام اتونومیا ایرکیدوگا یا EAE در بسک و کمونیداد اتونوما واسکا یا CAV در اسپانیایی (در انگلیسی: جامعه آزاد بسک یا BAC) یاد میشود، از سه ولایت اسپانیا، الاوا، بیسکی و جیپوزکوا ساخته شده است.
"به این بعضی اوقات ""کشور بسک"" (یا ایسکودی) توسط نویسندگان و ادارات دولتی فقط با در نظر داشت سه ولایت غربی گفته میشود، مگر همچنان بعضی اوقات منحیث یک اختصار راحت زمانیکه منجر به گیچ شدن در متن نمیشود استفاده میگردد. "
"مشخصاً در کاربرد معمول فرانسوی اصطلاح پیس بسک (کشور بسک)، در نبود محدودیت های دیگر، به تمام کشور بسک (""اوسکال هیریا"" در باسک)، و نه بشکل غیرمعمول به کشور شمالی (یا ""فرانسوی"") باسک مشخصاً اشاره میگردد. "
"به یاد داشته باشید که در متون تاریخی ناواری شاید به یک ساحه وسیع اشاره شود، و ولایت شمالی بسک امروزه در ناواری پایین‌تر شاید همچنان (بخش از) ناواری یاد گردد، درحالیکه اصطلاح ""ناواری بالا"" (نافاروا گارایا در بسک، التا ناوارا در اسپانیایی) همچنان یک شیوه اشاره به خاک جامعه آزاد امروزه میباشد. "
دانش زبان اسپانیایی در قانون اساسی اسپانیا اجباری است (ماده شماره.
دانش زبان بسک، بعد از چندین سال افول در زمان دکتاتوری فرانکو که تحت بازپرسی رسمی بود، بخاطر پالیسی های زبان رسمی دلخواه و حمایت عامه دوباره درحال ظهور است.
فقط اسپانیایی یک زبان رسمی ناواری است، و زبان بسک فقط در مناطق ولایات شمالی، جاییکه بسیاری از گویندگان بسک ناوارای مستقر هستند زبان دوم رسمی میباشد.
اکثر از این جمیعت در نزدیک بایونی-انگلیت-بیاریتز (‌BAB) زندگی میکنند شهر که در باریکه (در بسک این ساحات بایونا، انگلیا و میاریتز اند) اعمار شده است.
بسیاری از اولاده بسک (بسک امریکایی و بسک کانادایی را ببینید) در امریکای شمالی (ایالات متحده؛ کانادا، اساساً‌در ولایات نیوفوندلند و کیوبیک)، امریکای لاتین (در تمام 23 کشور)، افریقای جنوبی، و استرالیا زندگی میکنند.
تخمینات بین 2.5 – 5 میلیون اولاده بسک در چیلی زندگی میکنند پیش بینی کرده است؛ بسک نفوذ بالای اگر قویترین نبوده را روی توسعه کلتوری و اقتصادی کشور داشته است.
این از بخش اعظم ایالات چیهوهوا و دورانگو تشکیل شده بود.
در گواتیمالا، بسیاری از بسک ها در بخش سکاتیپکویز، انتیگ گواتیمالا، جلاپا تا حالا برای شش نسل متمرکز شده بودند، درحالیکه بعضی شان به شهر گواتیمالا مهاجرت کردند.
بامبوکو که موسیقی فولکلور کولمبیایی است ریشه های بسک دارد.
ایلکو، نیوادا، حامی یک جشنواره بسک سالانه است که رقص، غذا و کلتورهای مردم با ملیت های اسپانیایی، فرانسوی و مکسیکویی کسانیکه به نیوادا در اواخر قرن 19م رسیده اند را تجلیل میکند.
بعضی از مزارع بزرگ امریکای شمالی، که تحت این کمک های زمینی مستعمراتی بوجود امدند را میشود در این ساحه یافت.
یک تاریخ از کلتور بسک در چنیو کلیفورنیا وجود دارد.
آنها اکثراً اولاده ساکنین از اسپانیا و مکسیکو هستند.
این جهت هویت بسک که به زبان محلی پیوند خورده فقط به تنهایی وجود ندارد.
همانند دیگر دول اروپایی، یک هویت منطقوی، چه مشتق شده از زبان باشد یا چیزی دیگری، متقابلاً منحصر به فرد با هویت ملی و گسترده‌تر نیست.
من دوستان دارم که در جهت سیاسی این موارد دخیل است ولی من نیستم.
بسک های خیلی کم وجود دارند که با یک زبان صحبت کنند: لزوماً تمام گویندگان بسک در دو طرف سرحد دو زبانه هستند.
زبان بسک یک زبان است که زبان از نظر جنتیکی تنها بوده در مقایسه با دیگر زبان های اروپایی، که تقریباً تمام شان به خانواده گسترده زبان هندو اروپایی تعلق دارد.
اینجا در این متن با ریشه های خانواده مترادف است.
همانند دیگر کلتورها، سرنوشت دیگر اعضای خانواده متکی به سرمایه های خانواده بود: خانواده های بسک های ثروتمند طوری بود که به تمام اطفال خانواده تا حدی رسیدگی میکردند، درحالیکه خانواده های کمتر ثروتمند شاید یک سرمایه میداشت تا به برای یک طفل فراهم سازد.
اکثراً بعد از شروع صنعت گرایی، این سیستم منجر به مهاجرت بسیاری از بسک های دهاتی به اسپانیه، فرانسه، و امریکای شمالی و جنوبی شد.
بعضی از دانشمندان و نظریه پردازان تلاش کرده اند تا این نقاط را با فرض کردن اینکه خویشاوندی شجره پدری نمایانگر یک نوآوری است وفق دهند.
آینها از رژیم فرانکو با یک زبان و کلتور مجدداً‌ احیاء شده ظهور کردند.
این منطقه منبع مبلغانی مانند فرانسیس خاور و مایکل گاریکویتس بود.
لاسیون جانشین فرانسیسکو پادری جونیپرو بود، و از 21 ماموریت فعلی کالیفورنیا در امتداد ساحل 9 را تأسیس کرد.
زمانیکه هینری سوم ناوار به کاتولیک گروید تا پادشاه فرانسه شود، پروتستینزم در حقیقت از جامعه باسکی ناپدید شد.
امروزه، طبق یک نظر سنجی، تنها کمی بیش از 50% باسکیان یک نوع اعتقاد به خداوند دارد، در حالیکه بقیه با بی مذهب ملحد هستند.
بر اساس یک دیدگاه، مسیحیت در طول قرن 4 و5 به کشور باسکی رسید، بر اساس دیدگاه دیگر، تا قرن 12 و 13 میلادی به این کشور نرسید.
“به این معنی، عیسویت” “به زودی” آمد”.
طبق یک روایت او هر هفت سال یک بار بین کوه انبوتو و سایر کوه ها سفر میکرد( داستان ها متفاوت است) وقتی او در انبوتو بود هوا مرطوب بود، وقتی در الونا یا سوپلیگور، یا گوریبا بود خشک بود.
می گویند وقتی در غار های بالای قله های مقدس جمع می شدند، طوفان ایجاد میکردند.
افسانه ها همچنین از جین های بسیار و گسترده ای مانند، جنتیلک (معادل غول ها)، لامیک( معادل پوره)، میروک (سازنده گان حلقه های کرومی یا سنگی، به معنای واقعی کلمه مور)، ایرتکسوک (imps)، سورجینک(جادوی، ماری پادری) و غیره.
“اینجا راننده به نام سان مارتین تیکسی وجود دارد (“”سینت مارتین لیزر (””.”
از سوی دیگر جنتلیک ) ’غول ها’) افراد افسانه ای هستند که ناپدید شدن مردم عصر حجر را توصیف می کنند که در ارتفاعات زندگی می کردند و هیچ دانشی از آهن نداشتند.
برای بیش از یک قرن، محققان به طور گسترده در مورد جایگاه والای زنان باسکی در قوانین حقوقی و همچنین موقیعت آنها به عنوان قاضی، وارث و میانجی در دوران ضد رومی، قرون وسطی و مدرن بحث کرده اند.
ناواری یک قانون برای آزادی دارد، یک ترتیب متضاد که در دوران ارسال دیموکراسی به هسپانیا طراحی شده است ( امیجورا مینتو “ضرورت” دولت سابق خود در دوران دیکتاتوری).
مسائل مربوط به وفاداری و هویت سیاسی، زبانی و فرهنگی در ناور پیچیده تر است.
اکثر مکاتب تحت صلاحیت نظام آموزشی باسکی از باسکی به عنوان رسانه اولیه تدریس استفاده می کنند.
در مقابل، تمایل به آزادی بزرگ و استقلال بیشتر به ویژه در میان ملت گرا های چپگرا باسکی رایج است.
آنها خود را از نظر فرهنگی و به خصوص زبانی جدا از همسایگان خود می دانند.
میگل دو انامونو داستان نویس و فلیسوف مشهور قرن 19نزدهم و 20 بیستم بود
او همچنان اتحادیه تاجران چیلی را برای ترویج جنبش اتحادیه بر اساس آموزه های اجتماعی کلیسای کاتولیک تأسیس کرد.
حضور تاریخی سان در بوتسوانا به ویژه در منطقه تپه جنوبی در شمال بوتسوانا آشکار است.
از دهه 1950 تا 1990، جوامع سان به دلیل برنامه های نوسازی توسط دولت به کشاورزی روی اوردند.
“سان یکی از 14 گروه شناخته شده در ساکنین میباشد” “از نفوس اجداد کلسترونه”” ““;یعنی،”” درین این گروه آنعده افرادی که نسبت مشترک جنیتیکی را داشته باشد، از لحاظ فرهنگی و زبانی با هم وجه مشترک میداشته باشد””.”
نمایندگان مردم سان در سال 2003 ترجیح دادند تا حد امکان از نام های گروهی به جای استفاده از کلمات جمعی استفاده کنند.
من به استفاده بوشمن ادامه دادم و چندین بار توسط صادقان اصلاح عمومی شدم.
در عوض نماینده شورای سن قاطعانه اعلام کرد که آنها یا جامعه سن به هیچ وجه از طریق انتشار کلمه بویسمن )دی برگر) آسیبی نبینند.’ ””
خویشاوندی سان قابل مقایسه با خویشاوندی اسکیومو است، با اصطلاحات مشابه در فرهنگ های اروپایی، اما از قاعده نام و قانون سن نیز استفاده می کند.
کودکان کارکرد اجتماعی دیگری جز بازی ندارند و تفریح برای همه سنین بسیار مهم است.
آنها تصمیمات مهم خانوادگی و گروهی می گیرند و ادعای مالکیت چاه های آب و مناطق معلق دارند.
خشکسالی می تواند ماه ها ادامه داشته باشد و چاله های آب شاید خشک شوند.
در این سوراخ یک ساقه بلند علف وارد می شود.
آغاز بهار سخت ترین فصل است; دوره خشکی گرم پس از زمستان سرد و خشک
زنان میوه، آبجو ، غده، پیاز و سایر نباتات را برای مصرف شان جمع آوری می کنند.
بسته به موقیعت، سن 18 تا 104 گونه از جمله ملخ، سوسک، کرم، بادبادک، پروانه و موریانه مصرف می کند.
این گروه هاپلو زیر گروه های خاصی از گروه های هاپلو A و B هستند که دو شاخه اصلی درخت کروموزوم Y انسان هستند.
متفاوت ترین (قدیمی ترین) گروه هاپلو مایتو کوندریال، L0d، در فرکانس های بالاتر در گروه های سان افریقای جنوبی شناسایی شده است.
سان به ویژه تحت تاثیر اکثریت جمیعت و کشاورزان غیر محلی در زمین هایی است که به طور سنتی توسط مردم سن اشغال شده است.
از دست دادن زمین یکی از عوامل اصلی مشکلاتی است که مردم بوتسوانا با آن روبرو هستند، به ویژه حذف سان از منطقه کلاهاری.
این به سان امتیاز برای بهره مندی از دانش درونی آنها میدهد.
وان دیر پوست در افریقای جنوبی بزرگ شده و زندگی محترمانه ای با فرهنگ های بومی آفریقا داشت.
وان دیر پوست به دلیل شیفتگی همیشگی به “قبیله گم شده” کتابی در مورد این سفر در سال 1958منتشر کرد، تحت عنوان دنیایی گمشده کلاهاری.
نخستین فلم او، شکارچیان، که در سال 1957 پخش شد، شکار زرافه را نشان می دهد.
خواهر او الیزابیت مارشال توماس بر اساس تجربیات خود از زندگی با این افراد در زمانی که فرهنگ آنها هنوز زنده بود، کتاب ها و مقالات زیادی در مورد سان نوشته است.
“این فلم توسط لارنس وان گیلدر برای نیوریاک تایمز مورد بررسی قرار گرفت و گفت که فلم “یک اقدام حمایتی و درخواستی” است.
مجموعه زندگی پستانداران BBC (2003) شامل فلم های ویدیویی از یک سان محلی در صحرای کالاهاری است که دائما در حال شکار کیدو در شرایط سخت بیابان است.
به دلیل شباهت هایشان آثار سان ممکن است، دلایل نقاشی های غار باستانی را روشن کند
کارگردانی این فلم بر عهده جیمی اویس بود، که یک دهه بعد با فلم خدایان باید دیوانه باشند به سان بازگشت که موفق شد جهانی شود
پیمان (1980) از جیمز ای مایکنر، یک کار تخیل تاریخی است که پیرامون افریقای جنوبی متمرکز است.
رومان 1991 نورمان رش بنام جفت گیری نمایانگر اردوگاه باساورا در نزدیک شهر (خیالی) بوتسوانا جاییکه عمل اصلی قرار دارد است.
در 2007، دیوید جیلمن کتاب نفس شیطان را به چاپ رساند.
نامزد شخصیت های اصلی شماره.
مردم جرمنی یک گروه تاریخی بودند که در اروپای مرکزی و اسکاندویا زندگی میکنند.
در بحث های دوره رومان، مردم جرمنی را بعضی اوقات جرمنی یا جرمن های قدیمی یاد میکنند، درحالیکه بسیاری از دانشمندان اصطلاح دومی را مشکل ساز محسوب میکنند، بخاطریکه این هویت جرمن های مدرن را پیشنهاد میکند.
برخلاف، نویسندگان رومی نخست مردم جرمنی را نزدیک راین معرفی کردند در زمانیکه امپراطوری رم دکتورین خود را در منطقه بوجود آورد.
تلاش های روم برای مدغم ساختن ساحه بزرگ بین راین و ایلب در حدود 16 میلادی، به دنبال شکست بزرگ روم در جنگ جنگل توتوبورگ در سال 9 میلادی تمام شد.
در قرن 3م گوث های گوینده زبان جرمنی بر ساحه وسیع بدون درخت پونتیک، بیرون از جرمنی مسلط بودند، و یک سلسله سفرهای بجری را به بالکان و انتولیا تا به قبرس براه انداختند.
انسان شناسی در عوض یک جامعه و اقتصاد پیچیده را در سراسر جرمنی نشان میدهد.
بطور مرسوم، مردم جرمنی طوری دیده میشدند که صاحب قانون بودند که سراسر اش مفاهیم حسد و غرامت خون بود.
مردم باستانی گوینده زبان جرمنی احتمالاً یک رسم عام شعری، ترادف مثلی شعر شریک داشتند، و بعد مردم جرمنی همچنان افسانه های شریک داشتند که از دوره مهاجرت بوجود آمده بود.
حتی زبان که از ان بوجود آمده است، با پیشنهادات پیدایش جرمنی، سلتیک، و لاتین و ایلیرین موضوع بحث است.
بدون در نظر داشت پیدایش زبان اش، این اسم از طریق گویندگان سلتیک به رومی ها انتقال داده شد.
در اخیر دوران قدیم، تنها مردم نزدیک به رین، فرانک ها، و بعضی اوقات المانی، توسط نویسندگان یونانی یا لاتین جرمنی نامیده میشدند.
درحالیکه نویسندگان رومی بطور متداوم مردمان صحبت کننده به زبان سلتیک را نمی کشیدند، یا با مردم جرمنی منحیث اسم مردم رویه نمی کردند، این تعریف جدید، با استفاده از زبان جرمنی منحیث معیار اصلی، جرمنی را منحیث مردم یا ملت با هویت ثابت ملی پیوند خورده به زبان میشناختند.
"بعضی از دانشمندان که اوایل قرون وسطی را مطالعه میکنند حالا روی پرسش اینکه آیا مردم جرمنی خود را منحیث یک کلیت قومی می‌دیدند را تاکید میکنند، درحالیکه دیگران به وجود زبان جرمنی منحیث یک حقیقت تاریخی که میشود برای شناسایی مردم جرمنی بکار برده شود اشاره میکند، بدون در نظر داشت اینکه آیا آنها خود را ""جرمنی"" می‌دیدند یا نه. "
"برای چنین دلایل، گوفارت استدلال میکند که از اصطلاح جرمنی باید تماماً در مقابل ""باربرین"" جلوگیری شود به استثناء جهت زبانی اش، طوریکه مؤرخین مانند والتر پول همچنان گفته است که این صطلاح باید منع شده یا با توضیح نمودن محتاط بکار برده شود. "
در شرح کیزار، واضحترین ویژگی تعریف کننده مردم جرمنی این بود که آنها در شرق رین، برخلاف جهت گاول در طرف غربی زندگی میکردند، یک ملاحظه که او با گفتگوهای تاریخی در نوشته اش انجام داده است.
تاکیتوس بعضی اوقات مطمئین نبود که آیا مردم جرمنی بودند یا نه، و تردید اش را در مورد باستارنای اظهار میداشت، کسی که او میگوید مانند سرماتین ها بنظر میرسید مگر مانند جرمنی صحبت میکرد، در مورد اوسی و کوتینی، و در مورد ایستی، کسانیکه مانند سوبی بوند مگر با یک زبان دیگر صحبت میکرد.
دانوبی بالا منحیث یک سرحد جنوبی استفاده میشد.
این واضح نیست که آیا این جرمنی ها با زبان جرمنی صحبت میکردند، و آنها ممکن در عوض گویندگان سلتیک بودند.
تاکیتوس قبیله های جرمنی را در بستر غربی راین در دوره امپراطوری اولیه، مانند تونگری، نیمتس، یوبی،‌ و باتاوی تذکر میدهد.
او که از این الهام گرفته بود، این سه گروه همچنان در اصطلاحات زبانی مدرن قدیم بعضی اوقات بکار برده شده، در تلاش تشریح نمودن تقسیمات اخیر زبان های جرمنی.)
هیرمینویس یا هیرمیونیس در داخل، شامل سوی، هیرموندوری، چاتی، و نظر به گفته پلینی چیروسی بودند.
"در دست دیگر، تاکیتوس در همان متن نوشت بعضی ها باور دارند که دو گروه وجود دارد که همانند این سه قدیم اند بشمول ""مارسی، گمبریوی، سوی، واندیلی"". "
"سترابو، کسیکه بین ایلب و رین اساساً روی جرمنی تمرکز میکرد، و از پسران مانوس یادآوردی نکرده بود، هم نام های جرمنی که سوین نبودند را در دو گروه دیگر جدا کردند، که مشابهاً معنی سه بخش عمده را داشت: ""قبیله های کوچکتر جرمنی، مانند چیروسی، چاتی، گامباریوی، چاتورایی، و بعدی بحر سیکمبری، چاوبی، بروکتری، سیمبری، کاوچی، کاولچی، کامپسیانی"". "
در دوره زبانی قبل از جرمنی (2500–500 قبل المیلاد) زبان پروتو قریب به یقین گفته میشود که توسط بنیادهای زبانی که حالا هم در صدا شناسی و فرهنگ جرمنی اشکار است متاثر شده بود.
همچنان تاثیر خیلی زیاد در فرهنگ لغات از طرف زبان های سلتیک وجود دارد، مگر قسمت اعظم اش طوری معلوم میگردد که خیلی بعد بوده، با بسیاری کلمات بیگانه که یا قبل یا در جریان تغییر صوت که توسط قانون جرمنی تعریف شده است واقع گردیده بود.
درحالیکه زبان پروتو جرمنی بدون لهجه ها از طریق میتود مقایسوی بازسازی شده است، این تقریباً یقینی است که این زبان یک زبان متحد پروتو نبوده است.
قدیمی ترین کتیبه های طلسمی تاییده شده (شانه ویموس، نوک نیزه اوری ستابو)، که اولاً در دنمارک مدرن متمرکز بود و با سیستم ایلدر فوتارک نوشته شده، به نصف دوم قرن 2م میلادی بر میگردد.
اما، ترکیب کردن حروف صدادار بدون مد پروتو جرمنی، که از کتیبه های طلسمی قرون 4م و 5م میلادی تاییده شده اند، همچنان پیشنهاد میکند که نورس اولیه نمیتوانست یک جانشین لهجه های جرمنی غربی باشد.
"در اواخر قرن 3م میلادی، انشعابات زبانی مانند از دست دادن حرف بدون صدای -z جرمنی غربی از قبل در زنجیره لهجه شمالی غربی ""باقی مانده"" واقع شده بود. "
شمولیت زبان های بورگوندین و وندالیک در گروه جرمنی شرقی، در حالیکه ممکن بود، تا حالا بخاطر تاییدی کمیاب شان در حالت تردید است.
یک جامعه گروه از مردم است که در تعامل متداوم اجتماعی دخیل باشند، یا یک گروه بزرگ اجتماعی است که قلمرو اجتماعی و فضایی یکسانی را به اشتراک میگذارند، که معمولاً تابع قدرت همسان سیاسی و توقعات کلتوری غالب هستند.
جوامع مدل های رفتار را با پنداشتن اعمال یا گفتار معنی منحیث قابل قبول یا غیرقابل قبول بوجود میاورد.
تا حدی که همکار باشد، یک جامعه میتواند اعضایش را قادر به انجام اعمال نماید که در حد انفرادی انجامش ناممکن است؛ هم مزایای فردی و اجتماعی (عامه) از اینرو میشود که متمایز گردند یا هم در بسیاری حالات روی هم افتاده باشند.
این به نوبه خودش از کلمه لاتین سوسایتاس بود، که به نوبه اش از اسم سوسیوس مشتق شده بود (دوست، دوست، متحد؛ صفت ساز از کلمه سوسیالیس) که این اسم برای تعریف یک رابطه یا تعامل بین طرف های که دوستانه یا حداقل باادب بودند بکار برده میشد.
"در دهه 1630، از این برای اشاره به ""مردم که توسط همسایگی یا معاشرت باخبر از اینکه یکجا در یک جامعه منظم زندگی میکنند استفاده میشد"". "
این ساختارها ممکن درجات گوناگون قدرت سیاسی داشته باشد، با در نظر داشت محیط های کلتوری، جغرافیوی، و تاریخی که این جوماع با آنها در رقابت بودند.
جوامع قبیلوی که در آنها تا حدی نمونه های رده اجتماعی و حیثیت وجود دارد.
تکامل کلتوری یک اثر عمیق روی مدل های جامعه داشته است.
شهرها به شهرهای قومی و دولت های چندین قوم تبدیل شدند.
برعکس، اعضای یک جامعه همچنان ممکن اعضای جامعه را که از نورم های جامعه تخلف می‌ورزد را از جامعه پرهیز کنند.
بعضی جوامع به یک فرد یا گروه از مردم که یک عمل شایسته انجام میدهد مقام میدهند.
درحالیکه انسانها انواع گوناگون جوامع را در طول تاریخ تشکیل داده اند، انسان شناسان تمایل دارند جوامع گوناگون را بر اساس میزان دسترسی نابرابر به مزایای مانند منابع، حیثیت، یا قدرت گروه های مختلف در جامعه دسته بندی میکنند.
اما، بعضی از جوامع شکار کننده و جمع آوری کننده در محلات با منابع وافر‌ (مانند مردم تینگیت) در گروه های بزرگ زندگی کرده اند و ساختاری های پیچیده سلسله مراتب مانند ریاست را تشکیل داده اند.
مقام ها در قبیله نسبتاً مساوی اند، و تصامیم با توافق عامه اتخاذ میگردند.
هیچ دفاتر سیاسی وجود نداشت که دارنده قدرت واقعی باشد، و رئیس فقط شخص بانفوذ، یا نوع از مشاور است؛ از اینرو، استحکامات قبیلوی برای عمل جمعی حکومتی نیست.
بخاطریکه عرضه غذا بیشتر قابل اعتبار بود، جوامع چوپانی میتواند جمیعت های بزرگ را حمایت نماید.
بطور مثال، بعضی از مردم کارگران صنایع دستی شدند، وسایل، اسلحه‌ها، و جواهرات، و دیگر موارد ارزشمند می‌ساختند.
این خانواده ها اغلب اوقات از طریق ثروت افزایش یافته قدرت بدست می‌اوردند.
سبزیجات وحشی بریده و سوختانده میشد، و خاکستر اش منحیث کود کیمیاوی استفاده میشد.
آنها ممکن چندین سال بعد به زمین اصلی بر می‌گشتند و این پروسه را دوباره آغاز میکرد.
اندازه جمیعت قریه متکی به اندازه زمین موجود برای زراعت بود؛ از اینرو قریه ها ممکن از 30 نفر تا به 2000 نفر میبود.
جامعه شناسان برای اشاره به تغییرات تکنالوژی که در حدود 8,500 سال قبل اتفاق افتیده بود و منتج به زرع حاصلات و پرورش حیوانات فارمی شده بود از عبارت انقلاب زراعتی کار میگیرند.
میزان های بزرگتر طبقه بندی اجتماعی در جوامع زراعتی بوجود آمد.
اما، طوریکه ذخیره های غذا بهبود یافت و خانم ها نقش کمتر در تهیه غذا برای خانواده داشت، خانم ها بطور فزاینده تابع مردها شدند.
یک سیستم حکمرانها با مقام بالای اجتماعی ظاهر شد.
اکتشاف امریکای شمالی و جنوبی توسط اروپا منحیث یک انگیزه برای توسعه نظام سرمایه داری بود.
این سبب افزایش های دراماتیک در موثریت شد.
این مازاد بزرگتر سبب تمام تغییرات که در بالا در انقلاب اهلی سازی رویش بحث شد تا بیشتر برجسته شود بود.
اما، نامساوات حتی بیشتر از قبل شد.
از نظر جغرافیه، این حداقل پوشش دهنده کشورهای اروپای غربی، امریکای شمالی، و زیلاند جدید است.
یکی از ساحات منفعت اتحادیه اروپا جامعه معلومات است.
بعضی از اتحادیه های علمی، مسلکی، و ساینسی خود را جوامع تعریف میکنند (بطور مثال، جامعه ریاضیکی امریکا، جامعه انجینران سیول امریکا، یا جامعه شاهی).
یک جامعه یک واحد اجتماعی است (یک گروه از موجودات زنده) با مشترکات مانند نورم‌ها، مذهب، ارزشها، رواج ها، یا هویت.
در این جهت این با مفهوم اسکان قدیمی – چه یک دهکده کوچک، قریه، شهرک، یا شهر مترادف بود.
بسیاری از بازسازی های جوامع اجتماعی توسط باستان شناسان متکی به این اصل است که تعامل اجتماعی در گذشته با فاصله اجتماعی مقید شده بود.
هیچ گروه بطور انحصاری یک یا دیگری نیست.
اجتماعی شدن اساساً توسط خانواده متاثر میشود، که از طریق ان اطفال نخست نورم های جامعه را یاد میگیرند.
شاغلین توسعه جامعه باید بدانند که چگونه با افراد کار کنند و چگونه موقیعت های جامعه را در متن بزرگتر نهادهای اجتماعی متاثر سازد.
در چهارراه بین توسعه جامعه و ساختن جامعه یک تعداد پروگرام و سازمان های با وسایل توسعه جامعه وجود دارند.
خالی بودن: فراتر از تلاش های درست کردن، التیام پیدا کردن و تبدیل شدن به مرحله آشوب پیش میرود، زمانیکه تمام مردم قادر به تصدیق مصدوم شدن و شکسته شدن خود شود، که برای انسان ها عادی است.
"سه نوع اساسی تنظیم نمودن جامعه عبارتند از تنظیم نمودن اساسی، ساختن ایتلاف، و ""تنظیم کردن مبتنی بر نهاد جامعه""، (که همچنان بنام ""تنظیم کردن گسترده جامعه""، که یک نمونه اش تنظیم جامعه بر اساس باور، یا تنظیم کردن جامعه بر اساس جماعت است). "
بازیافت شده در: 22 جون 2008.
تنظیم کردن جامعه میتواند روی موارد بیشتر از حل موضوعات مشخص تمرکز نماید.
چنین گروه های میتواند توافق تصمیم گیری را با تمرکز روی صحت عامه جامعه در عوض یک منفعت مشخص گروه تسهیل و ترغیب نماید.
جوامع مبتنی بر هویت: از یک دسته محلی گرفته، کلتور-فرعی، گروه قومی، مذهبی، چندین کلتوری یا تمدن پلورلیستیک، یا کلتورهای جامعه بین الملی امروز.
روابط بین اعضاء در یک جامعه مجازی روی تبادله معلومات در باره موضوعات مشخص متمرکز است.
دانشمندان علوم اجتماعی دانشمندان علوم اجتماعی یا عالمان علوم اجتماعی اند.
علوم اجتماعی عموماً رسوم محلی را از طریق تاریخ، ادبیات، موسیقی، و هنرها با تمرکز روی فهمیدن افراد، رویدادها و عصرهای مشخص مطالعه میکنند.
انسان شناسی (مانند بعضی از رشته های تاریخ) بطور اسان در یکی از این کتگوری ها سازگار نمیشود، و شاخه های مختلف انسان شناسی روی یک یا بیشتر از این حوزه ها متمرکز است.
"کلمه انتروپوس (άνθρωπος) از کلمه یونانی ""انسان"" یا ""شخص"" گرفته شده است. "
این به این معنی است که، درحالیکه انسان شناسان عموماً فقط در بخش های فرعی تخصص میکنند، آنها همیشه ابعاد بیولوژیکی، زبانی، تاریخی، و کلتوری مشکل را در ذهن میداشته باشند.
جستجو برای هالیزم منتج به این شده است که بسیاری از انسان شناسان مردم را به جزئیات مطالعه کنند، با استفاده از معلومات بیوجنتیک، باستان شناسی، و زبانی در کنار مشاهدات مستقیم مرسوم عصری.
باستان شناسی هم میشود که بخش از علوم اجتماعی و هم شاخه از علوم انسانی محسوب گردد.
یک اندازه خوب فلسفه قرن بیستم و قرن بیست ویکم به تحلیل زبان و پرسش اینکه آیا، طوریکه ویتینگستن استدلال میکند،‌ بسیاری از سردرگمی های فلسفوی ما از فرهنگ که ما استفاده میکنم نشأت میگیرد اختصاص داده شده است؛ تیوری ادبی ویژگی های وابسته به علم بدیع، همخوان‌گرا، و مرتب سازی زبان را با دقت بررسی کرده است؛ و زبان شناسان تاریخی پیشرفت زبان را در طول تاریخ مطالعه نموده است.
"این بنام ""سیستم قواعد"" تعریف شده است، منحیث یک ""مفهوم تفسیری"" تا عدالت بدست اید، منحیث یک ""اداره"" تا در بین منفعت های مردم وساطت نماید، و حتی منحیث ""حکم قدرت، که توسط خطر محرومیت حمایت میشود"". "
قوانین سیاست ها است ، بخاطریکه سیاست مداران قوانین را میسازند.
"طوریکه امانیول کانت گفته، ""فلسفه یونان باستان به سه علم تقسیم شده است: فزیک، اخلاقیات، و منطق"".) "
شینتو، داویزم، و دیگر مردم مذاهب طبیعی دارای قوانین اخلاقی نیستند.
سیستم باور به معنی یک مدل منطقی است که مذاهب مخالفت های درونی اش، فقدان شواهد، و اشتباهات نمایان نمی شود.
آینها برای دانستن مخمصه انسان لازمی اند.
مذاهب بدون اساس گذار هندویزم، شینتو، و مذاهب بومی یا مردمی اند.
زمانیکه مذاهب مرسوم در رسیدگی به نگرانی های جدید ناکام میمانند، پس مذاهب جدید ظهور خواهد نمود.
اجراء هنرها همچنان توسط کارکنان در رشته های مرتبط مانند آهنگ نوشتن و فن نمایش و صحنه سازی حمایت میشود.
به این اجراء هنر گفته میشود.
از رقص همچنان برای تشریح میتودهای ارتباطات غیرکلامی (زبان بدن را ببینید) بین انسانها و حیوانات (رقص زنبور، رقص جفت گیری)، و حرکات در اشیای غیرحیه (برگ ها در باد رقص میکنند) استفاده میشود.
در هنر بیزانس و گوثیک در قرون وسطی، تسلط کلیسا روی نمایان کردن حقایق انجیلی در عوض حقایق مادی اصرار میکرد.
یک ویژگی این ستایل این است که رنگ محلی اغلب اوقات توسط یک طرح (یک معادل معاصر کارتون است) تعریف میشود.
این عموماً در برگیرنده ساختن علامات روی سطح با بکار بردن فشار از وسایل و حرکت دادن یک وسیله روی یک سطح میباشد.
اما، زمانیکه در یک جهت هنری استفاده میشود به این معنی استفاده این فعالیت با ترکیب رسم کردن، ترکیب کردن و ملاحظات دیگری زیبایی برای نشان دادن اراده نمایشی و مفهومی شخص شاغل میباشد.
در غرب سیاه به غم و اندوه نسبت داده میشود، مگر دیگر مکان ها شاید سفید این چنین باشد.
"کلمه ""سرخ"" بطور مثال میتواند یک طیف گسترده تغییرات را روی سرخ خالص طیف پوشش دهد. "
این با مکتب کوبیسم شروع شد و در یک جهت سخت نقاشی نمیکند.
در نتیجه، بسیاری سال های نخست بعد از فراغت را با اینکه تصمیم بگیرند در آینده چه کنند، منتج به عاید کم در شروع مسلک شان میشود؛ ضمناً، فارغین پروگرام های مبتنی بر مسلک دخول سریع به بازار کار را تجربه میکنند.
اما، شواهد تجربوی همچنان نشان میدهد که فارغین علوم اجتماعی حالا هم در مقایسه با کارگران بدون تعلیم پسا متوسطه عاید بالاتر کسب میکنند، و رضایت وظیفوی دارند که با همتاهای شان از رشته های دیگر قابل مقایسه است.
منحیث یک فیصدی نوع اسناد که اعطاء شده است، اما، معلوم میشود که علوم انسانی در حال افول است.
وجوه فراهم کردن فدرال نشان دهنده یک فیصدی خیلی کم بودیجه برای علوم انسانی در مقایسه با دیگر رشته ها مانند ساینس، تکنالوژی، انجینری، ریاضیات و طب میباشد.
این درک، که آنها استدلال میکنند، انسان های همفکر را از سابقه های کلتوری مشابه با هم پیوند داده و یک حس تداوم کلتوری را با گذشته فلسفوی فراهم میسازد.
جدا از کاربرد اجتماعی اش، تخیل روایتی یک وسیله مهم در تولید(تکثیر) معنی فهمیده در تاریخ، کلتور و ادبیات است.
پسا کلتورگرایی یک شیوه برای مطالعه انسانی مبتنی برا پرس شهای معنی، عمدی بودن، و نویسندگی را به مشکل کشیده است.
علاوه بر این، تفکر منتقدانه، درحالیکه مسلماً نتیجه آموزش انسانی است، میشود که در متون دیگر کسب گردد.
چنین لذت با شخصی سازی فزاینده تفریح و ویژگی خشنودی ثابت کلتور غربی تفاوت بارز دارد؛ از اینرو پس نیازمندی های جورگن هابرماس برای مد نظر نگرفتن حیثیت اجتماعی و مشکل سازی منطقی بخش های قبلاً مورد پرسش قرار نگرفته لازم برای یک تقلاء که در حوزه عمومی طبقه سوم اجتماعی اتفاق میافتد را پوره میسازد.
با وجود اینکه بسیاری از علوم اجتماعی استدلال های را علیه علوم اجتماعی قرار داده است بعضی در همان علوم خواستار برگشت شان شدند.
خوب است تا تاریخچه فلسفه را بدانیم. ”
"ارتباطات (از کلمه لاتین کمونیکیَر، به معنی ""شریک ساختن"" یا ""در رابطه بودن با کسی"") یک پاسخ مهم به تقسیمات دردناک بین خود و دیگر، شخص و عامه، و فکر درونی و کلمه بیرونی است. """
ترکیب پیام (تشریح بیشتر داخلی یا تخنیکی روی اینکه دقیقاً چه باید اظهار گردد).
منابع سروصدا مانند قوه های طبیعی و در بعضی قضایا فعالیت انسان (هم عمدی و تصادفی) شروع به متاثر ساختن کیفیت علامات خارج شونده از ارسال کننده به یک و یا بیشتر دریافت کنندگان کرد.
تفسیر کردن و مفهوم دادن به پیام فرض شده اصلی.
نمونه های اعمال قصدی یا ارادی، حرکات ارادی مانند تکان دادن دست و چشمک زدن، همچنان اعمال غیرارادی مانند عرق کردن.
همینگونه، متون نوشته شده شامل عناصر غیرکلامی مانند ستایل نوشتن با دست، تنظیم هوایی کلمات و استفاده شکلک ها جهت انتقال احساس میشود.
بعضی از وظایف ارتباطات غیرکلامی در انسانها برای این هستند پیام معنی دار را تکمیل نموده و بتصویر بکشد، تا انرا تقویت نموده تا روی ان تأکید نموده، تا انرا تعویض یا عوض نماید، تا انرا کنترول و تنظیم نماید، و تا انرا رد نماید.
برای داشتن چینل های کُلی غیرکلامی ارتباطات مانند بدن، صورت، صدا، ظاهر، لمس، فاصله، زمانبندی، و دیگر قوه های محیطی باید در جریان تعامل رو به رو دخیل گردند.
"""رفتارهای غیرکلامی ممکن یک سیستم زبان جهانی را تشکیل دهد. """
یادگیری زبان بشکل نورمال شدیداً در زمان طفولیت انسان واقع میشود.
زبان های ساخته شده مانند اسپرانتو، زبان های برنامه نویسی، و فورمالیزم های متعدد ریاضیکی لزوماً با مشخصات که زبان های انسان دارد محدود نشده است.
مشخصات زبان توسط قواعد اداره میشود.
در مخالفت با باور معروف، زبان های اشاروی جهان (بطور مثال، زبان اشاروی امریکایی) ارتباطات لفظی محسوب میشوند بخاطریکه فرهنگ، گرامر، و دیگر ساختارهای زبانی اش تابع تمام صنفبندی های لزومی زبان کلامی است.
ارتباطات از اینرو یک پروسه است که بوسیله ان معنی به یک چیزی منصوب میگردد و در تلاش برای فهم دوطرفه بکار برده میشود.
یک چینل، چیزی که به آن علایم بخاطر انتقال روی دست گرفته میشوند.
یک مقصد، جاییکه پیام میرسد.
اجازه برای مقاصد متخلف وجود ندارد.
اجازه برای متون موقیعتی وجود ندارد.
این اعمال شاید اشکال بسیاری، در یکی از روال های ارتباطات بخود بگیرد.
نحوی (مشخصات علایم و سمبول ها).
با در نظر داشت این ضعف ها، بارنلوند (2008) یک مدل تبادلی ارتباطات را پیشنهاد نموده است.
این طرز فکر دومی ارتباطات، که به ان مدل تشکیل دهنده دید ارتباطی گرا گفته میشود، روی این تمرکز میکند که چگونه یک فرد ارتباط برقرار میکند درحالیکه فاکتورهای شیوه که پیام خوانده خواهد شد تعیین میشود.
فلترهای شخصی ارسال کننده و فلترهای شخصی دریافت کننده شاید با در نظر داشت رسوم متفاوت محلی، کلتوری،‌ یا جندر فرق نماید؛ که ممکن معنی محتوای پیام در نظر گرفته شده را تغییر دهد.
درحالیکه چیزی مانند کتاب های کود توسط مدل معنی میرساند، آنها هیچ جای در این مدل نمایش داده نشده اند، که بسیار مشکلات مفهومی میسازد.
کمپنی های با منابع محدود ممکن انتخاب نماید که فقط با چند مورد این فعالیت ها درگیر شوند، درحالیکه سازمان های بزرگتر ممکن طیف کامل ارتباطات را بکار ببرد.
محیط معلومات مجموعه افراد، سازمان ها، وسیستم های است که معلومات را جمع آوری، پروسس، منتشر،‌ و روی آن عمل میکند.
در ارتباطات میان فردی لفظی دو نوع پیام است که فرستاده میشود: یک پیام محتوا و یک پیام رابطه‌ای.
این مطالعه این است که چگونه افراد تشریح مینماید چه سبب رویدادها و رفتارهای مختلف میگردد.
ارتباطات باز و صادق یک فضا ایجاد می کند که به اعضای خانواده اجازه میدهد تا تفاوت های خود را و همچنان عشق و علاقه خود به یکدیگر ابراز نماید.
تحقیقات تیوری های ایجاد نموده است که تا رفتارهای ارتباطات را بدانند.
این همچنان شامل فقدان نشان دادن دانش مناسب ارتباطات است، که در شخص اتفاق میافتد که کلمات حقوقی، کلمات مختص طب، یا توضیحات یک وضعیت یا محیط که درک اش توسط دریافت کننده ممکن نباشد مبهم یا پیچیده را بکار میبرد.
همینگونه، وسایل بی کیفیت یا تاریخ گذشته، مشخصاً‌ ناکامی مدیریت در معرفی کردن تکنالوژی جدید، همچنان ممکن سبب مشکلات گردد.
مثال های این شامل ساختار سازمانی که واضح نباشد و از اینرو این را گیچ کننده میسازد که با کی ارتباطات داشته باشیم.
این خوب است در عوض این کلمات موارد متبادل را هر زمانی که ممکن باشد استفاده کنیم.
اما، تحقیق در ارتباطات نشان داده است که سردرگمی میتواند زمانیکه تشویق ناکام گردد به تحقیق قانونیت ببخشد.
این زمانی است که ارسال کننده یک فکر یا کلمه را بکار میبرد مگر دریافت کننده معنی متفاوت به ان میدهد.
این به نوبه خودش منتج به تغییر قابل توجه در شیوه ارتباط برقرار کردن نسل های جوانتر و درک موثریت خودشان برای ارتباطات یا پیوند برقرار کردن با دیگران شده است.
ترس اینکه ممکن مورد انتقاد قرار بگیریم – این یک فاکتور مهم است که سبب جلوگیری ارتباطات خوب میشود.
این نه تنها اعتماد شما را تقویت خواهد بخشید بکله همچنان زبان و فرهنگ لغات شما را بهتر میسازد.
روش های خاص همچنان میتواند رابطه را دشوار سازد.
گُنگی زدایی عبارت از تلاش برای پایین آوردن سروصدا و تفسیر های غلط است، زمانیکه ارزش معنایی یک اشاره می تواند در معرض سروصدا، یا در وجود معنای گوناگون قرار گیرد، معنی سازی را مشکل می سازد.
بطور مثال: کلمات، رنگها و سمبول ها در فرهنگ های مختلف معانی مختلف دارند.
درک جوانب فرهنگی ارتباط راجع به داشتن علم در مورد فرهنگ های مختلف بخاطر برقراری ارتباط مؤثرتر با فرهنگ افراد متقابل است.
این شامل صداهای گلو نیز میشود و تمامی اینها شدیدً تحت تاثیر تفاوت های فرهنگی در سراسر سرحدات استند.
مفهوم یاد شده از فرهنگی به فرهنگی فرق می کند چون فضای جایز در کشور ای مختلف است.
مکث، سکوت و تأخیر در پاسخ دادن در جریان یک ارتباط و یا مراوده  بعضی موضوعات شرح دهندهء این مفهوم استند.
در کشورد های مختلف از ژست ها و حالت های یکسانی برای انتقال پیام های گوناگون استفاده می شود.
ریشه های گیاه با باکتریا های ریزوم، قارچها و حشرات داخل خاک ارتباط برقرار می کنند.
آنها در جفت گیری پروازگر های دیگری برای جذب پرازیت ها که به این گیاه ها حمله می کنند را تولید میکنند.
مواد کیمیاوی بیولوژیکی سیستم قارچی را ترغیب به عکس العمل خاصی میکند. درصورتیکه که اگر همان مالیکول های کیمیاوی قسمتی از پیام های زیستی نباشند، باعث عکس العمل سیستم قارچی نمیشوند.
از طریق حس نصاب، باکتریا ها می توانند تراکم سلول ها را حس کرده گستردگی جنی را طبق آن تنطیم می کند.
اطلاعات در یک مفهوم عمومی یافته های پردازش شده، سازمان دهی شده و منظم شده است.
اطلاعات با آمار مرتبط است.
اطلاعات سر وقت از طریق ذخیره سازی یافته ها، و فضا، بوسیله ارتباطات و مخابرات می تواند انتقال یابند.
اطلاعات برای انتقال و تفسیر به اشکال گوناگون کود گذاری شده میتواند (مثلاٌ، اطلاعات امکان دارد در یک سلسله از نشانه ها کود گذاری شوند، یا از طریق یک سگنال انتقال یابند).
تردید با احتمال رویداد تناسب برعکس دارد.
از سوی دیگر، خود لاتین از قبل دارای کلمه īnfōrmātiō به معنای مفهوم یا تفکر بود. اما وسعت تاثیر این به انکشاف کلمه اطلاعات در انگلیسی روشن نیست.
در یونانی مُدرن کلمه Πληροφορία هنور روزمره استفاده میشود و به معنی همان کلمه اطلاعات در انگلیسی است.
اساساٌ این رشته بوسیله اقدامات هری نیکویست و رالف هارتلی در دهه 1920 و کلودی شنون در دهه 1940 پایه گذاری شد.
انتروپی اندازه تردید موجود در اندازه یک متغییر اتفاقی یا نتیجه یک جریان اتفاقی را سنجش میکند.
شاخه های فرعی مهم تیوری اطلاعات، کود گذاری منبع، تیوری پیچیدگی الگوریتمی، تیوری اطلاعات الگوریتمی و امنیت تیوری معلومات را شامل میشود.
در کتاب خود دیوید ب.دونسنبری بیوفیزکدان زیست شناسی حسی این دریافتی ها را نامید.
در عمل، اطلاعات برای داشتن عملکردی برای سیستم معمولاٌ توسط حرکت کننده های ضعیفی منتقل میشوند که باید توسط سیستم های حسی تخصصی شناسایی و توسط دریافتی های انرژی تقویت میشوند.
سلسله نوکلیوتایدها نمونه‌ی است که بیدون ضرورت به ذهن خودآگاه به شکل گیری و تکامل یک سیستم تاثیر می گذارد.
به عبارت دیگر، گفته میشود که معلومات در این قالب چیزی است که نیرومندانه به حیث بازتاب دریافت میشود، اگرچه به آن هدف ساخته نشده است.
که آیا جواب معنی می دهد یا نه بستگی به شخص آگاه دارد.
این معادل معلوماتی تقریباٌ 61 CD-ROM به هر شخص در سال 2007 است.
مدیریت ثبت صدا مطمین می سازد که همبستگی ضبط شده ها تا مدت که ضرورت است حفظ می شود.
بینون دیویس مفهوم چند صورتی معلومات را بر اساس علامات و سیستم های علامت-سگنال شرح میدهد.
پرگمتکس وابسته به هدف ارتباطات است.
به عبارت دیگر، پرگمتکس زبان را با عمل پیوند می دهد.
سمنتیکس علم‌ی معنای اشارات رابطه بین اشارات و رفتار است.
سنتکس بمانند یک بخش، شکل ارتباط را از نظر منطق و سیستم های گرامری اشاره مورد مطالعه قرار می دهد.
او مفهوم قیمت های اطلاعات کلمه نگاری را معرفی می کند و به کوشش اشاره می کند که استفاده کننده یک لغتنامه باید دانستی ها را بیابد و دانستنی ها را بعداً درک کند تا بتواند اطلاعات تولید کند.
مقاصد از طریق پیام هایی بیان می شوند که تجمع ای از اشارات مرتبط را شکل می دهند که از زبانی که توسط نمایه ها در ارتباط قابل فهم است در یک موقعیت ارتباطی، ، گرفته شده است.
مجسم سازی اطلاعات (مختصراً بنام InfoVis) به محاسبات و نمایش دیجیتلی دانستنیها وابسته است و به استفاده کنندگان درتشخیص قالب و تشخیص غیر عادی کمک می کند.
این اصطلاح عموماً در جامعه شناسی و دیگر علوم اجتماعی و در فلسفه و علم الاخلاق نیز استفاده میشود.
در جوامع رو به پیشرف شاید عموماً بستگی به روابط خویشاوندی و ارزش های مشترک باشد، در حالیکه جوامع پیشرفته تر تیوری مختلفی را جمع می کنند در مورد اینکه چه چیزی به معنای یکپارچگی، یاهم بسیج اجتماعی کمک می کند.
دورکیم در (1893) اصطلاحات یکپارچگی مخانیکی و گیاهی را به حیث قسمتی از تیوری خود در مورد پیشرفت جوامع در بینش تقسیم کار در جامعه معرفی کرد.
دیکشنری جامعه شناسی کولنز، 405-6.
تعریف، بسیج اجتماعی عبارت از وابسته بودن افراد به یکدیگر در جامعه توسعه یافته است.
سقراط و ارسطو فیلسوفان اولیه باستان یکپارچگی را به عنوان یک چوکات اخلاق رفتاری بحث می کنند، زیرا برای داشتن یک زندگی خوب باید اعمال و رفتاری را انجام داد که در همرنگی با جامعه باشد.
کاربرد مدرن علم اخلاق بصورت چشم گیری زیر تاثیر مفهوم مقوله ای آمرانه ای امانویل کانت است.
مطالعات حوزه خارجی عملاً وجود نداشت.
نخست به مؤکلین مطالعات منطقه تبدیل شد سپس طرفداران تیوری مدرنایزیشن.
270 میلیون دالر از سال 1953 تا 1966، به 34 دانشگاه برای مطالعات منطقه و زبان کمک شد.
به تعقیب فورد دیگر پروگرام های بزرگ و مهم آمد.
اگرچه، بعضی ها پافشاری داشتند که به مجرد تقرر آنها در محوطه های دانشگاه، مطالعات منطقه ای آغاز به دربرگیری فرمان کار فکری وسیع و عمیق تری نسبت به آنچه توسط سازمان های دولتی پیش بینی شده بود، نمود.
دیگر بشخ های تحقیقاتی میان رشته ای مانند مطالعات زنان، مطالعات جنسیتی، مطالعات ناتوانی، مطالعات هم جنسگرایان ومطالعات قومی (شامل مطالعات آفریقایی آمریکایی، مطالعات آسیایی آمریکایی، مطالعات لاتین، مطالعات شیکانو و مطالعات بومی آمریکایی) بخشی از مطالعات منطقه ای نیستند، اما گاهی اوقات در بحث همراه با آن شامل می شوند..
جمعیت شناسی (از پیشوند یونانی باستان demo- (dēmos) به معنای γράφω "مردم" و graphy- از γράφω به معنای "نگارش، توصیف یا اندازه گیری" ) مطالعه سرشماری جمعیت ها، به خصوص انسان ها است.
جمعیت شناسی مریض نکته اصلی دانستنی ها را برای هر موسسه پزشکی تشکیل می دهد، مانند اطلاعات تماس بیمار و حالت اظطرار و اطلاعات پرونده صحی مریض.
اصطلاح جمعیت شناسی به مطالعه عمومی جمعیت راجع می شود.
متفکران مسیحی در قرون وسطی، وقت زیادی را به درکردن تفکرات کلاسیک در مورد جمعیت شناسی اختصاص دادند.
یکی از نخستین مطالعات جمعیت شناسی در دوره مدرن، ملاحظات طبیعی و سیاسی بر اساس برگه های مرگ و میر (1662) توسط جان گرانت بود که شکل ابتدایی جدول زندگی را دربر میگیرد.
آثار او باعث تاثیر توماس رابرات مالتوس شد، که در پایان قرن 18 نویسندگی می نمود، هراس داشت که در صورت عدم کنترل، رشد جمعیت از رشد تولید غذا پیشی بگیرد و منجر به خشکسالی و فقر روز افزون شود (به فاجعه مالتوس مراجعه کنید).
یک نفوس شماری روش متداول مستقیم دیگری برای جمع آوری یافته های جمعیتی است.
برای برآورد شدن اینکه چه اندازه بیش از حد یا کمتر از آن صورت گرفته است بررسیها پس از سرشماری انجام می شود.
پرسش در مورد خواهر و برادر، والدین و فرزندان مردم روش های غیر مستقیم دیگری در جمعیت شناسی معاصر است.
آنها شامل مودل های مرگ و میر (بشمول جدول زندگی، مودل های گومپرتز، مودل های مخاطرات، مودل های مخاطرات متناسب کوکس، جدول های چندگانه کاهش زندگی، مودل های رابطه برنجی)، زایمان (مودل هرنس، مودل های کویل-تراسل، نسبت های پیشرفت القاح)، (قصد مجرد به ازدواج. میانگین در ازدواج، مودل پیج، ناتوانی (روش سالیون، جدول های زندگی چند حالتی)، پیش بینی جمعیت (مودل لی-کارتر، متریکس لسلی)، و مومنتم (کیفتز).
اندازه سنی مشخص برای القاح، تعداد تولد سالانه زنده در هر 1000 زن در گروه های سنی مشخص (معمولاٌ سنین 15 تا 19، 20-24 سال و غیره.)
توقع از زندگی (یا امید به زندگی)، تعداد سال هایی که یک فرد در یک سن معین می تواند انتظار داشته باشد در سطوح مرگ و میر فعلی زندگی کند.
یک نفوس ثابت، نفوس که هم اندازه ثابت و هم بدون تغییر است (تفاوت بین نرخ خام تولد و نرخ خام مرگ صفر است).
بیاد داشته باشید نرخ خام مرگ و میر همانطور که در بالا تعریف شد و برای کل جمعیت اعمال می شود می تواند تاثیر گمراه کننده ای ایجاد کند.
افرادی که هویت قومی خود را تقییر می دهند یا طبقه بندی قومی آنها در آمارهای دولتی در طول زمان تغییر می کند، ممکن است به عنون مهاجرت یا جابجایی از یک کتگوری فرعی جمعیتی به دسته دیگر گمان شود.
ارقام این بخش آخرین پیش بینی (2004) سازمان ملل از جمعیت جهان را تا سال 2150 نشان می دهد (سرخ=زیاد، نارنجی=متوسط، سبز=کم).
مرگ و میر مطالعه ای علت ها، پیامدها و اندازه گیری پروسس های موثر بر مرگ اعضای جمعیت است.
سروی کنندگان مهاجرت، جابجایی ها را <مهاجرت> نمی دانند مگر اینکه تا حدودی دایمی باشند.
امروزه جمعیت شناسی به طور وسیع دربسیاری از پوهنتون ها در سراسر جهان تدریس می شود و دانشجویان را با آموزش ابتدایی در علوم اجتماعی، آمار یا مطالعات صحی جذب می کند.
روی این ملحوظ، علم اطلاعات را می توان پاسخی به جبرگرایی تکنولوژیکی دانست، باور اینکه تکنالوژی طبق قوانین خود توسعه می یابد، اینکه قدرت خود را درک می کند، که صرفاٌ توسط منابع مادی موجوده و خلاقیت توسعه دهندگان محدود می شوند.
به دسته ای از دانش در رابطه به خلقت، جمع آوری، سازماندهی، ذخیره سازی، بازیابی، تفسیر، انتقال، تبدیل و استفاده از اطلاعات مربوط میشود.
این امر به خصوص در رابطه به مفهومی که توسط A. I. Mikhailov و دیگر نویسندگان شوروی در اواسط دهه 1960 انکشاف داده شد، صدق میکند.
تعاریف مرتبط به اصلیت ابزارهای مورد استفاده برای استخراج اطلاعات معنی دار از یافته ها در قالب پروگرام های آگهی دهی دانشگاهی در حال ابداع هستند.
آنرا میتوان دلیل بر موجودیت های دامنه و ممکن برای توصیف دامنه استفاده شود.
به طور سنتی، آثار آنان با مواد چاپی بوده است، اما این مهارت ها به طور افزایشگرایانه با مواد الکترونیکی، بینایی، صوتی و دیجیتل استفاده می شود.
بصورت بنیادی، در قرن 19-نوزدهم علم معلومات همراه با بسیاری دیگر از رشته های علوم اجتماعی محلق شد.
در 1731، بنجامین فرانکلین شرکت کتابخانه فیلادلفیا را تاسیس کرد، اولین کتابخانه متعلق به گروهی از شهروندان عمومی، که به سرعت از قلمرو کتاب فراتر رفت و به مرکز آزمایش های علمی تبدیل شد و میزبان نمایشگاه های عمومی آزمایش های علمی بود.
ژوزف ماری ژاکارد در 1801، یک سیستم پنج کارت را برای کنترول عملیات دستگاه بافندگی پارچه در فرانسه اختراع کرد.
ریچارد هو تا 1843، مطبوعات دوره ای را انکشاف داد و در سال 1844، سامویل مورس اولین پیام تلگراف عمومی را ارسال کرد.
در 1860 کنگره ای درKarlsruhe Technische Hochschule برگزار شد تا در مورد امکان ایجاد یک نامگذاری سیستماتیک و منطقی برای کیمیا بحث شود.
سال بعدی انجمن سلطنتی، نشر فهرست مقالات خود را در لندن آغاز کرد.
در سال 1895 بسیاری از تاریخ دانان علم اطلاعات با پایه گذاری مؤسسه بین المللی کتاب شناسی (IIB)، از پل اوتل و هانری لافونتن به عنوان پدران علم اطلاعات نام می برند.
مستند شناسان تاکید بر تلفیق سودمندانه تکنالوژی و تخنیک برای بدست آوردن اهداف اجتماعی خاصی داشتند.
اوتلیت و لفونتین تشکیلات ای زیادی مختص به معیارسازی، کتاب شناسی ،انجمن های بین المللی، و متعاقباٌ همکاری های بین المللی پایه گذاری کردند.
این مجموعه دربرگیرنده کاغذ ها و کارت های کاغذی معیاری شده در صندوق های تهیه شده سفارشی بود که بر اساس یک فهرست سلسله مراتبی (که اطلاعات در سراسر جهان را از منابع گوناگون برمیگزیدند) و خدمات بازبینی اطلاعات تجاری (که به در خواست های کتبی با کاپی کردن اطلاعات مربوطه از کارت های فهرست پاسخ می داد) تشکیل میشد.
علاوتاٌ محدودیت های سنتی در سیاست ها کم رنگ تر میشد و بسیاری از دانشمندان علم اطلاعات با برنامه های دیگر پیوستند.
سال 1980 نیز شاهد خلقت تعدادی زیادی از گروه های خاص داوطلب برای پاسخ به این تغییرات بود.
Zhang, B., Semenov, A., Vos, M. و Veijlainen, J. (2014).
هم رسانی از طریق رسانه های اجتماعی خیلی تاثیر گذار شده است که ناشران برای موفق شدن باید "خوب بازی" کنند.
"به همین دلیل است که این شبکه ها به دلیل کارآیی که ارایه می کنند، مورد نظر قرار گرفته اند."
در مورد اختصاص دادن امتیازات و ایجاد محدودیت دسترسی به استفاده کنندگان غیر مجاز چطور؟
این یک رشته و جامعه تمرینی نو تاسیس است که متمرکز بر جمع آوری اصول طراحی و معماری به دورنمای دیجیتل است.
"سیستم های بازبینی اطلاعات خودکار برای کاهش چیزی بنام "" اضافه بار اطلاعات"مورد استفاده قرار میگیرند."
پروسه بازبینی اطلاعات زمانی آغاز میشود که استفاده کننده جستجو رادر سیستم آغاز کند.
در مقابل ،ممکن است چندین شی با جستجو تطابق داشته باشند،شاید با درجه های مختلف ارتباط.
نظر به درخواست ها،اشیای یافته ها ممکن است، بطور مثال، اسناد متنی ،تصاویر،صدا،نقشه های ذهنی یا ویدیوها باشند.
جستجوی اطلاعات مرتبط اما متفاوت با بازیابی اطلاعات (IR) است.
منطق برای ارایه سمنتکس رسمی از نحوه اعمال توابع استدلال به سمبول ها در سیستم KR استفاده میشود.
همچنین این یک باور رایج بود که آفت های طبیعی مانند خشکسالی و سیل، انتقام های الهی هستند که علایم نارضایتی بهشت از فرمانروا را به همراه دارند، روی این سبب اغلباٌ پس از آفت های بزرگ، شورش های به وجود می آید، زیرا مردم این آفت ها را نشانه هایی می دانستند که فرمان بهشت به همرا خود داشته است.
این مفهوم از چند جهت شبیه مفهوم حق الهی پادشاهان اروپایی است؛ گرچه، بر خلاف مفهوم اروپایی، حق بی قید و شرطی برای فرمانروایی قایل نیست.
فرمان بهشت معمولاٌ توسط فیلسوفان و محققان در چین به عنوان راهی برای مختصر ساختن سوء استفاده قدرت توسط حاکم، در سیستمی که چندین سوء استفاده دیگری نیز داشت.
با توجه که این سلسله برای مدت قابل توجهی دوام آورد در یک دوره طولانی 17 نسل که طی آن 31 پادشاه حکومت کرد.
با گذشت زمان، گرچه، سوء استفاده حاکمان از سایر طبقات اجتماعی منجر به ناآرامی و بی ثباتی اجتماعی منجر شد.
آنها دستور بهشت را برای توضیح حق خود برای به دست گرفتن حکومت ایجاد کردند و گمان کردند که یگانه راه برای حفظ این فرمانروایی این است که در دیده گان بهشت بخوبی حکومت کنند.
اگرچه، به خاطر راضی نمودن عده ای از ساکنان، به عده ای از هم نفعان شانگ اجازه دادند تا با رعایت اصول و مقررارت ژو به حکومت پادشاهی خود ادامه دهند.
آنها در کشتی سازی نیز پیشرفته بودند، که یکجا با کشف جهت یابی نجوبی، آنها را به دریانوردان عالی تبدیل کرد.
بیشتر این آثار تفاسیر از پیشرفت و حرکت سیاسی این سلسله است.
آثار آنها اولاٌ بر اهمیت طبقه حاکم، احترام و رابطه آنها با طبقه پایین تاکید داشت.
اداره کننده گانی بودند در این نواحی که از طرف دولت منصوب میشدند، در عوض، باید وفاداری خود را به دولت اصلی داخلی حفظ می کردند.
بلاخره، هنگامی زوال قدرت سلسله ژو، توسط ایالت کین که معتقد بودند حکومت ژو ضعیف و ناعادلانه شده بود ،از بین رفت.
در جریان این اصلاحات، تغییرات اداری ایجاد شد و یک سیستم قانون گرایی ایجاد شد که بیان می کرد قانون بالای هر فرد، عم از حاکمان، برتر است.
تاسیس سلسله هان دوره بزرگی در تاریخ چین بود که با تغییرات چشمگیری ساختار سیاسی کشور ظهور یافت.
هدف اصلی ایجاد عدالت برای انتقال فرمان بهشت از طریق این پنج سلسله و بلاخره به سلسله سونگ بود.
آنها همچنین نسبت به سایر ایالت های چینی که در جنوب در کشمکش به سر میبردند، قلمرو بیشتر در اختیار داشتند.
رفتار بی رحمانه ژو ون و بعداٌ لیانگ مایه شرمساری قابل ملاحظه ای بود و بنابر این فشارهای برای جلوگیری آنها از حاکمیت وجود داشت.
گرچه، کوبلای خان تنها فرمانروای بی پروای بود که بر سلسله یوان ادعای فرمانروایی بهشت می کرد، از آنجایی که او ارتش بزرگی داشت و بخشی از مردم خیتان بود، مانند گذشتگان با همان پیشینه، زیرا آنها رواج ها و فرهنگ یکسان با دشمنان چینی خود نداشتند.
این صرفاٌ از شروع تا ختم سیاست بود و جهدی از جانب امپراطور برای حفظ سلوک شایسته برای بهشت.
حق شورش در هیچ قانون رسمی کود گذاری نشده است.
"از آنجایی که برنده کسی است که تعیین می کند که چه کسی فرمان بهشت را به دست آورده و چه کسی آن را از دست داده است، برخی از محققان چینی آن را نوعی عدالت ویکتوری می دانند که به بهترین وجه در ضرب المثل رایج چینی مشخص می شود: "برنده پادشاه می شود، بازنده یاغی می شود""(چینایی: "成者爲王，敗者爲寇").
گفته میشود که پادشاهی سیلا فرمان بهشت را پذیرفته است، اما سلسله چوسون قدیمی ترین پیشینه را دارد که فرمانروایی بهشت را به یک مفکوره پایدار ایالتی مبدل ساخت.
سلسله های بعدی و متمرکزتر ویتنامی در آسیایی جنوب شرقی کنفوسیوسیزم را بعنوان ایده لوژی ایالتی خود برگزیدند، که باعث ایجاد یک سیستم جزیه دهی در آسیای جنوبی شد که از نظام چین مرکزی در آسیای شرقی الگوبرداری شد.
مدت ها بعد، این نیاز بخاطریکه خاندان امپراطوری جاپان ادعا می کرد که در یک خطی ناگسستنی از الهه خورشید جاپانی، آماتراسو، آمده است، برطرف شد.
حتی پس از بازسازی میجی در سال 1868، زمانی که امپراتور یکبار دیگر توسط بوروکراسی سیاسی احاطه شد، خود پادشاه قدرت بسیار ضعیفی در مقابل الیگارشی میجی داشت.
مطالعات رسانه ای نظم و رشته تحصیلی است که به محتوا، تاریخچه و تاثیرات رسانه های مختلف می پردازد. به ویژه رسانه های جمعی.
در استرالیا برای اولین بار مطالعات رسانه ای به عنوان یک حوزه مطالعه در دانشگان های ویکتوریا در اوایل دهه 1960 و در مدارس متوسطه در اواسط دهه 1960 توسعه یافت.
در دهه 1960 در مدارس متوسطه، یک دوره مطالعات اولیه فلم بخست بعنوان قسمتی از برنامه درسی دوره متوسطه ویکتوریا شروع به تدریس کرد.
از آن زمان به بعد تبدیل به یک جزء قوی از VCE شده است و همچنان می باشد.
مطالعات رسانه ای در ایالت نیو ساوت ولز به نطر نمی رسد در سطح متوسطه تدریس شود.
هارولد اینیس و مارشال مک لوهان به دلیل مشارکت در زمینه های زیست شناسی رسانه ای و اقتصاد سیاسی در قرن 20-بیستم از دانشمندان مشهور کانادایی هستند.
دانشگاه کارلتون و دانشگاه وسترن انتاریو، در سال های 1945 1946، برنامه ها و مکاتب ویژه روزنامه نگاری را بناء کردند.
امروزه، اکثر دانشگاه ها مدارک لسانس را در زمینه مطالعات رسانه و ارتباطات ارایه می دهند و بسیاری از دانشمندان کانادایی فعالانه در این زمینه شرکت می نمایند، در میان آنها: برایان ماسومی (فلسفه، مطالعات فرهنگی)، کیم ساوچوک (مطالعات فرهنگی، مطالعات فمینیستی، مطالعات روند پیری)، کری رنتشلر(تیوری فمینستی) و فرانسوا کورن (ارتباطات سازمانی).
رسانه هر چیری است که سبب فعل و انفعال ما با جهان یا انسان های دیگر باشد.
مک لوهان می گوید که <تخنیک پارچه شدن جوهره تکنالوژی ماشین است> بازسازی کار و انجمن انسانی را شکل داد و <ماهیت تکنالوژی خودکار برعکس است>.
خاصیت همه رسانه ها بدان معناست که <محتوای> هر رسانه ای در ذات خود همیشه رسانه ای دیگری است.
اگر از چراغ برق برای فوتبال شب جمعه یا برای روشن کردن میز استفاده می شود، می توانید استدلال کنید که محتوای چراغ برق همین فعالیت ها است.
تا زمانیکه از چراغ برق با نام برند تجاری استفاده نشود، به عنوان رسانه شناخته نمی شود.
تاثیر رسانه به این دلیل قوی میشود که به آن <محتوای رسانه ای> دیگری داده می شود.
رسانه های داغ در مشارکت ضعیف اند و رسانه های سرد مشارکت بالایی دارند.
دانشگاه ارتباطات چین، که قبلاٌ بعنوان انستیتوت پخش پکن شناخته می شد، که تاریخ آن به 1954 بر می گردد.
تحلیل بوردیو این است که تلویزیون استقلالیت بسیار کمتری از آنچه ما فکر میکنیم ارایه می دهد.
در رشته مطالعات فلم، یکبار دیگر فرانکفورت و برلین هر دو در توسعه دیدگاه های جدید در مورد رسانه تصویر متحرک دست بالا داشتند.
یکی از انتشارات اولیه در این مسیر جدید، نسخه ای است که توسط هلموت کروزر ویرایش شده است، مطالعات ادبیات- مطالعات رسانه (Literaturwissenschaft – Medienwissenschaft)، که خلاصه ای از سیمینار های ارایه شده در جرمنستیتاگ دسلدورفغ 1976 است.
انستیتوب آلمانی برای سیاست رسانه و ارتباطات، که در سال 2005 توسط محقق رسانه ای لوتز هاخمایستر بناء شد، یکی از معدود انستیتوت تحقیقاتی مستقلی است که به مسایل پیرامون سیاست های رسانه و ارتباطات اختصاص دارد.
Medienwissenschaften در حال حاضر یکی از محبوب ترین کورس های تحصیلی در دانشگاه های آلمان است که تعدادی از درخواست دهنده گان به اشتباه تصور می کنند که تحصیل در آن به طور خودکار منجر به ایفای وظیفه در تلویزیون یا رسانه های دیگری می شود.
این یک برنامه تمام ملیتی پنج ساله و یک برنامه دو ساله در رسانه های الکترونیکی پیشکش می نماید.
در حالیکه علوم ارتباطات بر نحوه برقراری ارتباط افراد، خواه با مستقیم یا غیر مستقیم متمرکز است، مطالعات رسانه ای تمایل دارد که ارتباطات را به ارتباطات فقط مستقیم محدود کند.
علوم ارتباطات (یا مشتق آن) را می توان در دانشگاه اراسموس روتردام، دانشگاه رابود، دانشگاه تیلبورگ، دانشگاه آمستردام، دانشگاه گروننجن، دانشگاه تویونته، آکادمی روزولت، دانشگاه اوترخت، دانشگاه VU آمستردام و دانشگاه و مرکز تحقیقاتی ویجننجن مطالعه کرد.
دانشگاه پنجاب لاهور قدیمی ترین دیپارتمنت است.
مطالعات رسانه ای اکنون در سراسر بریتانیا تدریس می شود.
اگرچه، تمرکز چنین برنامه هایی گاهی اوقات رسانه های خاص مانند فلم، انتشار کتاب، بازی های ویدیویی و غیره را محروم میکند.
این تا حدودی سپاسگزاری برای تحصیل پروفیسور سیوا ویدایانتن، یک مؤرخ فرهنگی و دانشور رسانه و همچنان افتتاح کنفرانس پالیسی و اخلاقیات رسانه ورکلین که توسط مدیر اجرائیوی کنای وینچرز و فارغ التحصیل UVA دیوید ورکلین برگزار شده است، است.
مطالعات اساسی رسانه در رادفورد هنوز هم به این معنی است که یک شخصی که بالای ژورنالیزم، پخش، اعلانات یا تولید ویب تمرکز میکند.)
برگسون یک جامعه باز را چیزی که او یک جامعه بسته، یک سیستم بسته قانون، اخلاق یا مذهب میگفت مقایسه کرد.
"سوروس، جورج، "عصر اشتباه پذیری،""امور عامه (2006)."
رژيم حکومت متمرکز در يک قدرت مرکزى دانش را مجبور ساخت تا سیاسی شود که تفکر انتقادی را ناممکن ساخت و زمینه را برای تخریب دانش در کشور های داراى حکومت مطلقه وديکتاتورى مساعد ساخت.
در جامعه بسته، ادعای دانش مشخص و حقیقت نهایی باعث تلاش برای تحمیل یکی از نخسه های حقیقت میشود.
اینکه درک رای دهندگان از واقعیت به آسانی کنترول شده میتواند، مباحثه سیاسی دیموکراتیکی لزوماً زمینه را برای درک بهتر واقعیت مساعد نمی سازد.
هر چند که  پوپر جامعهء باز را نه با نظام دموکراسی و یا سرمایه داری، و نه با اقتصاد آزاد مشخص نکرده است بلکه با قالب ذهنی انتقادی از سوی فردی در رویارویی با گروه هایی اجتماعی دارای هرنوع طرز فکر. 
پوهنتون های تنظیمی عبارت از نهاد های حقوقی اند که از طریق عملی کردن یک مسلک مسؤل خدمت برای منافع عامه هستند.
به عنوان مثال، در انتاریو هیچ کارمند نمیتواند که در یک تجارت اجباری بدون عضویت در پوهنتون تجارت انتاریو کار کند.
برای ویبر، جامعه شناسی عبارت از مطالعه جامعه و رفتار است و بنابر این باید به قلب عمل متقابل نگاه کند.
"این اصطلاح نسبت به فلورین زنانیکی ""پدیده اجتماعی"" بیشتر کاربردی و در برگیرنده است، چون فردیکه یک عمل اجتماعی را انجام میدهد غیرفعال نیست، بلکه فعال و دوباره فعال است."
هنگامیگه پیامد های ثانویه به پایان برسد، این نیز وسیله های بدیل در نظر گرفته میشوند.
اگر یک محصل در پوهنتون خوب فعالیت نکند، آنها میدانند که راه یافتن به پوهنتون حقوق و در نهایت بدست آوردن هدف وکیل بودن مشکل خواهم بود.
رابطه ارزش به گروپ های فرعی دستورات و تقاضا ها تقسیم گردیده است.
این تقاضا ها مشکلات متعددی را مطرح کرده است حتی ظاهر پرستی حقوقی در آزمایش قرار داده شده است.
به اندازه که تعداد زیادی از شرکت های مذهبی وجود دارد که علیه یکدیگر رقابت میکنند، آنها مایل به تخصصی کردن و تهیه نیاز های مشخص بعضی از بخش های مصرف کنندگان مذهبی اند.
این آشکار است که کلیسا های جدی در ایالات متحده معاصر قوی و در حال رشد هستند در حالیکه کلیسا های لیبرال در حال کاهش هستند.
عمل عاطفی (که به عنوان اعمال احساساتی نیز شناخته شده اند): اعمال که به علت احساسات یک نفر برای اظهار احساساتی شخصی انجام میشود.
در یک عمل متقابل کنترول نشده هیچ محدودیت وجود ندارد و در آن عدم بصیرت وجود دارد.
هنگامیکه آرزو های بزرگ برآورده نشوند درینصورت ناآرامی داخلی وجود دارد.
یک مثال معمول آن فرضیه های انتخاب رفتاری و منطقی است.
این شش مفکوره توسط ارسطو شناسایی گردید و هنوز هم موضوع چندین گفتگو است
تیوری های مایکرولوجیکی اقتصاد اعمال یک گروپ از افراد را در نظر میگیرد.
با انجام دادن این، این باعث میگردد تا فراهم کنندگان رقابت کننده باشند و بنابراین در اقتصاد نظم را ایجاد میکند.
تیوری انتخاب منطقی اگرچه بطور فزاینده توسط اقتصاددانان مستعمره گردیده است، این از مفاهیم اقتصاد کوچک متفاوت است.
افعال سنتی: عبارت از افعالی اند که به علت رسم و رواج انجام میشوند، بخاطریکه آنها همیشه به یک روش خاص برای وضعیت های معین انجام میشوند.
عنعنه عبارت از عملی است که در آشنایی قرار دارد.
عادت عبارت از مجموعه از مراحلی تدریجاً آموخته شده و بعضی اوقات بدون آگاهی شعوری است.
نظریه خود آیینه کولی این است که حس خود ما همان طوری که ما دیگران را مشاهده و با آنها تعامل میکنیم و اینکه آنها در مورد افعال ما چه فکر خواهم کرد، توسعه پیدا میکند.
"سرمایه اجتماعی عبارت از ""شبکه های ارتباطات میان مردم که در یک جامعه مشخص زندگی و کار میکنند است و جامعه مذکور را قادر میسازد تا بصورت مؤثر فعالیت کند.""
در نیمه اول قرن 19، دی توکویوایل در مورد زندگی امریکایی مشاهدات داشت که بنظر میرسید سرمایه اجتماعی را خلاصه و تعریف کند.
این جامعه بصورت عمومی ممکن توسط همکاری تمام بخش های آن بهره مند شود، در حالیکه یک فرد مزایای کمک، همدردی و رفاقت همسایه گان خود را در انجمن های خود خواهم یافت.
"به اساس قول ستین (1960:1): ""هزینه نگهداری یک جامعه که تمایز کلتوری و طرح تجارب را تشویق میکند عبارت از قبول کردن مسلم یک اندازه معین بهم ریختگی به هر دو سطح انفرادی و اجتماعی است.""
تمام این انعکاسات در دهه های بعدی در توسعه مفکوره سرمایه اجتماعی سهم قابل ملاحضه داشت.
روبرت دی. پوتنام (1993) پیشنهاد کرد که سرمایه اجتماعی همکاری و ارتباطات حمایوی دوجانبه را در جوامع و ملت ها تسهیل خواهم کرد و بنابراین وسیله های باارزش مبارزه با بسیاری از بی نظمی های اجتماعی میراثی در جوامع عصری مثلاً جرایم باشد.
"مفکوره نن لین در مورد سرمایه اجتماعی دارای یک روش بیشتر انفرادی است: "عبارت از سرمایه گذاری در ارتباطات اجتماعی با برگشت های متوقعه در مارکیت است.""
اصطلاح سرمایه در مقایسه با سایر اشکال سرمایه اقتصادی استفاده شده است زیرا سرمایه اجتماعی دارای مزایای مشابه (اگرچه کمتر قابل اندازه گیری) است.
روبینسن، شمید و سایلز (2002) تعاریف مختلف سرمایه گذاری را مرور کردند و به این نتیجه رسیدند که بسیاری آنها شرایط رسمی یک تعریف را پوره نکردند.
آنها پیشنهاد میکنند که سرمایه اجتماعی باید به عنوان همدردی تعریف شود: هدف همدردی دیگر دارای سرمایه اجتماعی است؛ آنهاییکه برای دیگران همدردی دارند سرمایه اجتماعی را فراهم میسازند.
سرمایه اجتماعی همچنان از تیوری اقتصادی سرمایه داری اجتماعی متمایز استو
"این ""برای مردم وصل شده و همچنان برای تماشاگران ارزش ایجاد میکند.""
"به اساس گفته روبرت دی پوتنام، سرمایه اجتماعی به ""ارتباطات میان افراد-شبکه های اجتماعی و معیار های متقابل و اعتماد که از آنها بوجود می آید اشاره میکند.""
این در سطوح پایین اعتماد در دولت و سطوح پایین اشتراک مدنی دیده میشود.
پتنام همچنان پیشنهاد میکند که یکی از دلایل اصلی کاهش در سرمایه اجتماعی عبارت از ورود زنان به نیروی کار است که با محدودیت های زمانی مرتبط بوده میتواند و مانع دخالت سازمانی مدنی میشود مانند انجمن های والدین-معلمان.
فکویاما پیشنهاد میکند که در حالیکه سرمایه اجتماعی برای پیشرفت مفید است، این همچنان هزینه را بالای اعضای غیرگروپ نیز وضع میکند که دارای پیامد های پلان نشده برای رفاه عمومی است.
این بعد بالای مزایای بدست آمده از تنظیم یک شبکه یک بازیگر چه انفرادی یا جمعی باشد تمرکز میکند.
این بصورت بهتر از طریق اعتماد دیگران و همکاری آنها و هویت که یک فرد در یک شبکه دارد مشخص میشود.
تحقیقات شری برمان و دایلن ریلی و همچنان اقتصاددان شنکر ستیانات، نیکو ویوگتلندر و هانز جوچیم وت انجمن های مدنی را با ظهور جنبش های فاشیست ها مرتبط ساخته است.
پیامد های منفی سرمایه اجتماعی اکثراً با پل ارتباطی روبرو ارتباط دارد.
مرتبط کردن یا پل زدن سرمایه اجتماعی باهم یکجا بصورت مؤثر کار کرده میتواند اگر متوازن باشد یا ممکن علیه یکدیگر کار کند.
تقویت ارتباطات منزوی زمینه را برای تاثیرات مختلف مانند حاشیه نشینی نژادی یا فاصله گیری اجتماعی مساعد ساخته میتواند.
"آلمانی ها به علت نا امیدی و ناکامی دولت ملی و احزاب سیاسی خود را در کلب ها، انجمن های رضاکارانه و سازمان های مسلکی خود انداختند و به این ترتیب در ضعیف ساختن جمهوری وایمار و به قدرت رسیدن هتلر کمک کردند.""
آنها در جمهوری وایمار بسیار به خود متوجه بودند.
روبرت پتنام، در کار بعدی خود همچنان پیشنهاد میکند سرمایه اجتماعی و رشد مرتبط اعتماد مردم عامه با مهاجرت و افزایش تنوع نژادی در جوامع جلوگیری می گردد.
عدم موجودیت تجانس باعث گردیده تا مردم حتی از نزدیکترین گروه ها و ارتباطات خویش بیرون شوند و یک جامعه از هم پاشیده را که برخلاف یک جامعه منسجم است ایجاد کند.
سرمایه بشری، یک منبع شخصی، میتواند از طریق نسل قبلی منسجم شده از طریق سرمایه اجتماعی دسترسی شده میتواند.
اگرچه کولیمن هیچگاه پیری بوردی را واقعاً در بحث خود مطرح نکرده است، این با استدلال بوردی که در تولید مثل در آموزش، جامعه و فرهنگ بیان شده است مطابقت دارد.
بنابراین این یک سطح اجتماعی است، خود آن، که یک فرد را با واقعیت اجتماعی اش که با او آشنا شده است مجهز میسازد.
برای تشریح این، ما فرض میکنیم که یک فرد آرزومند بهتر شدن مقام او در یک جامعه است.
آیا جامعه مدنی یک تیوری کافی است؟
مثال های معمول این است که گروه های جنایتکار گروه های سرمایه اجتماعی را ایجاد میکنند، در حالیکه گروه ها و کلب های باولینگ (بنابراین لقب، مانند پوتنام به کاهش خود افسوس خوردند) پل زدن سرمایه اجتماعی را ایجاد میکنند.
الدریچ همچنان نظریات سرمایه اجتماعی را در اصول اساسی بهبود آفت تطبیق میکند و عوامل را مورد بحث قرار میدهد که یا مانع بهبود میشود و یا هم در بهبود کمک میکند مانند اندازه تخریب، تراکم جمعیت، کیفیت حکومت و کمک.
کسانیکه به اینگونه زندگی میکنند احساس دارند که این های معیار های جامعه هستند و میتوانند بدون تشویش برای کردیت، اطفال آنها زندگی کنند و اگر نیاز باشد صدقه بدست آورند.
"تمام اشکال ""سرمایه" برای مارکس بود که فقط ملکیت سرمایه داران بود و او بالای اساس کار در جامعه سرمایه داری به عنوان یک طبقه ای متشکل از افرادی که مجبور به فروش نیروی کار خود بودند تأکید کرد زیرا آنها برای انجام این سرمایه کافی نداشتند. در غیر آن."
پورتس هدیه یک بورسیه را به یک عضوه عین گروپ نژادی بطور مثال این ذکر میکند.
مرتبط کردن و پل زدن مقیاس های فرعی پیشنهاد شده است که تقریباً توسط بیشتر از 300 مقاله علمی قبول شده است.
اگرچه، هیچ روش کمی تشخیص سطح انسجام وجود ندارد، بلکه یک مجموعه مودل های شبکه اجتماعی که محققان آنرا در جریان چندین دهه برای عملیاتی کردن سرمایه اجتماعی استفاده کرده باشند.
گروه ها دارای عضویت بالاتر (مانند احزاب سیاسی) در اندازه سرمایه نسبت به گروه ها دارای عضویت پتیین تر بیشتر سهم میگیرند، اگرچه بسیاری از گروه ها دارای عضویت پایین تر (مانند جوامع) هنوز هم مهم هستند.
اینکه یک گروه چگونه به جامعه باقی مانده ارتباط دارد نیز سرمایه اجتماعی را متأثر میسازد، مگر به روش مختلف.
شناختن اینکه یک نفر ممکن توانایی تاثیر بالای همدردی دیگران نداشته باشد، اشخاص که در تلاش مربوط بودن هستند ممکن برای افزایش همدردی خود برای دیگران و سازمان ها یا نهاد های که آنها از آن نمایندگی میکنند فعالیت کنند.
نظر به نویسندگان مانند والزر (1992)، الیسندرینی (2002)، نیوتن، ستول و روچون، فولی و ایدواردز (1997) و والترز، این طریق جامعه مدنی است یا دقیق تر، سکتور سوم، که افراد قادر به تاسیس و نگهداری شبکه های ارتباطی هستند.
نه اینکه تنها جامعه مدنی برای تولید منابع سرمایه اجتماعی مستند شده اند، نظر به سکتور سوم لایونز (2001)، سرمایه اجتماعی به هیچ شکل تحت عواملی که باعث می شوند و یا عواملی که رشد سکتور سوم را تحریک می کنند ظاهر نمی شود
"هدف ادغام مجدد آنهاییکه از مزایای سیستم اقتصادی حاشیه نشین گردیده اند در ""جامعه"" است.
الیسندرینی موافق است و میگوید که، ""مخصوصاً در استرالیا، نیولیبرالیزم به عنوان فلسفه عقلانی اقتصادی مجدداً طرحه گردیده و توسط چندین متخصص نظری و مبصرین به علت استفاده که سرمایه اجتماعی را به کار می برند به عنوان خطر به جامعه مشخص گردیده است.""
در انکشاف بین المللی، بن فاین (2001) و جان هاریس (2001) برای قبول کردن نامناسب سرمایه اجتماعی به عنوان یک راه حل احتمالی (توسعه سازمان های جامعه مدنی و مؤسسات مثلاً به عنوان نمایندگان انکشاف) برای نامساوات تولید شده توسط انکشاف اقتصادی نیولیبرال به شدت انتقاد کرده اند.
اگرچه، سطوح بلند سرمایه اجتماعی زمینه را برای حمایت بلندتر برای دیموکراسی مساعد ساخته است.
ارزیابی محتاطانه این عوامل اساسی اکثراً نشان میدهد که زنان به اندازه مردان رای نمیدهند.
سرمایه اجتماعی تعداد زیادی منابع و شبکه های را که دخالت سیاسی را تسهیل میکند فراهم میسازد.
زنان بیشتر احتمال دارد که خود را در روش های سلسله مراتبی کمتر سازماندهی کنند و بر ایجاد اتفاق آراء تمرکز کنند.
بطور مثال، یک شخص که مریض سرطان باشد ممکن معلومات، پیسه، یا حمایت اخلاقی را که او آنرا برای تداوی و بهبود یافتن نیاز دارد بدست آورد.
برعلاوه، سرمایه اجتماعی همسایگی نیز ممکن در مانع شدن نامساوات صحی میان اطفال و کلان سالان کمک کنند.
این ارتباطات و شبکه ها که توسط جمعیت اقلیت نژادی در یک ساحه جغرافیوی جاییکه فیصدی بلند باشندگان مربوط به عین گروه نژادی میشود نگهداری شده باشد ممکن زمینه را برای نتایج بهتر صحی نسبت به آنچه که بر اساس سایر ویژگی‌های فردی و همسایگی توقع میشود منجر شود.
مثلاً، نتایج یک سروی که به دانش آموزان 13-18 ساله در سویدن داده شده اند نشان داده است که سرمایه اجتماعی پایین و اعتماد اجتماعی پایین با میزان بالاتر علائم سایکوسماتیک، درد عضلانی-اسکلتی و افسردگی مرتبط است.
در یک مطالعه، استفاده های مثبت معلوماتی انترنت وابسته با تولید سرمایه اجتماعی یک فرد است و استفاده های منفی اجتماعی وابستگی منفی داشت (سطوح بلند این استفاده های با سطوح پایین سرمایه اجتماعی وابستگی دارد).
به این معنی که افراد میتوانند به اساس منافع و پس منظر های معلوم بصورت انتخابی با دیگران وصل شوند.
این استدلال ادامه میابد، اگرچه برتری شواهد یک ارتباط مثبت را میان سرمایه اجتماعی و انترنت نشان میدهد.
تحقیق کنونی که در سال 2006 اجرا شده است همچنان نشان میدهد که استفاده کنندگان انترنت معمولاً شبکه های وسیع تر نسبت به آنهایی دارند که دسترسی غیر منظیم به انترنت دارند یا به انترنت هیچ دسترسی ندارند.
تحقیق دیگر نشان میدهد که اشخاص جوان انترنت را به عنوان یک وسیله تکمیلی برای ارتباط استفاده میکند به عوض اینکه ارتباط انترنت تماس روبرو را تعویض کند.
آنها بالای کولمن انتقاد کردند کسیکه تنها از والدین موجود در فامیل استفاده میکرد و تاثیر نادیده ابعاد بیشتر از هم جدا مانند والدین اندر و انواع مختلف فامیل های تک-والدینی غفلت کرده بود.
مورگان و سورنسن (1999) کولمن را مستقیماً به علت نداشتن یک میکانیزم واضح برای تشریح اینکه چرا شاگردان مکاتب کاتولیک نسبت به شاگردان مکاتب دولتی در امتحانات معیاری دست آوردی فعالیت خوب میکنند به چالش میکشند.
این دریافت گردیده است که در حالیکه سرمایه اجتماعی میتواند یک تاثیر مثبت در نگهداری یک جامعه فعال دربرگیرنده در مکاتب تنفیذ معیار داشته باشد، این همچنان پیامد های منفی نظارت بیش از حد را نیز آورده میتواند.
این مکاتب یک نوع مختلف سرمایه اجتماعی را بررسی میکند مانند معلومات در مورد فرصت ها در شبکه های اجتماعی توسعه یافته والدین و دیگر بزرگسالان.
مشابهت های این حالت ها این است که والدین با آموزش اطفال خود بیشتر مرتبط بودند.
بدون سرمایه اجتماعی در بخش آموزش، اساتید و والدین که در یادگیری دانش آموزان مسؤلیت دارند، تاثیرات مهم بالای آموزش اکادمیک طفل آنها بالای این عوامل اتکا کرده میتوانند.
"طوری که تیدین و ویهر (2010) بیان میکنند، ""یکی از مهمترین عوامل در توسعه کامیابی دانش آموزان دخالت فعال والدین در آموزش یک طفل است.""
شبکه های حمایوی به عنوان یک شکل سرمایه اجتماعی، برای فعالسازی سرمایه فرهنگی دانش آموزان جدیداً رسیده مهم است.
همبستگی نژادی بویژه در شرایط مهم است که مهاجرین به تازه گی به جامعه میزبان برسند.
حمایت نژادی انگیزه را برای موفقیت اکادمیک فراهم میسازد.
استدلال اصلی او برای طبقه بندی سرمایه اجتماعی به عنوان یک مفکوره جغرافیوی این است که ارتباطات مردم نظر به ساحات که آنها در آن زندگی میکنند شکل بندی و مودل بندی میشود.
در مطالعات او، او به اشتراک کننده گان انفرادی این ساختار ها نظر نمیکند، مگر اینکه این ساختار ها و ارتباطات اجتماعی که از آنها رشد میکنند چگونه در فضا منتشر میشوند.
ساحه دیگری که سرمایه اجتماعی در آن به عنوان یک رشته مطالعه در جغرافیه دیده شده میتواند از طریق تحلیل اشتراک در داوطلبی و حمایت آن برای دولت های مختلف است.
یک ارتباط مهم میان تفریح و سرمایه اجتماعی دیموکراتیک وجود دارد.
در یک مطالعه بعدی، کیسلیف (2020) ارتباط میان خواهش ارتباطات عاشقانه و مجردی را نشان میدهد.
نتایج مشابه در یک مطالعه مقطع عرضی که توسط سرکر در بنگلادیش پیش میرود ظاهر گردید.
ایپو این کار را توسط مقایسه نتایج رفاه کارآفرینان که دسترسی داشتند و آنهاییکه نداشتند انجام داد.
انسجام گروهی (که انسجام گروهی و انسجام اجتماعی نیز نامیده میشود) زمانی بوجود می آید که باند ها اعضای یک گروپ اجتماعی را با یکدیگر و در مجموع با تمام گروه وصل سازد.
انسجام میتواند بیشتر به طور خاص به عنوان تمایل یک گروه به متحد بودن آن در هنگام تلاش برای رسیدن به یک هدف یا برای ارضای نیازهای عاطفی اعضای خود تعریف شود.
ماهیت متحرک آن به چگونگی تغییر تدریجی آن در طول زمان در نیرومندی و شکل آن از زمان تشکیل یک گروه تا زمانی انحلال یک گروه اشاره میکند.
این تعریف را به بیشترین گروه هاییکه توسط تعریف گروه فوق الذکر مشخص شده باشد عمومی کرده میتوانیم.
در یک مطالعه، آنها از اعضای گروه خواستند تا تمام دوستان خوب خود را مشخص کنند و تناسب انتخاب های داخل گروه را با تناسب انتخاب های بیرون از گروه محاسبه کردند.
انسجام گروه مشابه به یک نوع جذابیت به سطح گروه است که نظر به هوگ، به عنوان جذابیت اجتماعی شناخته میشود.
لات و لات (1965) کسیکه به جذابیت بین فردی به عنوان انسجام گروهی اشاره میکند یک مرور وسیع را در مورد ادبیات انجام داده است و دریافت کرده است که مشابهت های انفرادی در پس منظر (مثلاً نژاد، قومیت، وظیفه، عمر)، رفتار ها، ارزش ها و ویژگی های شخصیتی با انسجام گروهی عموماً ارتباط مثبت دارد.
برعلاوه، پس منظر مشابه این را بسیار احتمالی می سازد که اعضاء در مورد موضوعات مختلف بشمول اهداف گروه، میتود های ارتباط و نوع رهبریت دلخواه نظریات مشابه را شریک می سازند.
این معمولاً به علت تنبلی اجتماعی بمیان می آید و یک نظریه است که می گوید که اعضای انفرادی یک گروه در واقعیت کمتر تلاش خواهم کرد، زیرا آنها معتقد اند که اعضای دیگر این تنبلی را جبران خواهم کرد.
بیشترین میتا تحلیل ها (مطالعات که نتایج تعداد زیادی از مطالعات را خلاصه کرده است) نشان داده است که میان انسجام و فعالیت ارتباط وجود دارد.
هنگامیکه به عنوان تعهد وظیفوی تعریف شود، این با فعالیت نیز مرتبط است، گرچه به درجه پایین تر نسبت به انسجام به عنوان جذابیت.
گرچه، بعضی گروه ها نسبت به دیگران ممکن دارای ارتباط انسجام-فعالیت قویتر اند.
بعضی از شواهد وجود دارد که انسجام برای گروه های که نقش های بیشتر متکی به یکدیگر دارند نسبت به گروه های که اعضاء آن متکی به یکدیگر اند ممکن بیشتر مربوط به فعالیت باشد.
برعلاوه، گروه ها با اهداف بلند فعالیت بسیار مؤثر بودند.
اعضاء گروه های منسجم نیز بیشتر خوش بین اند و مشکلات اجتماعی را نسبت به آنهاییکه در گروه های غیر منسجم اند کمتر متحمل میشوند.
این دریافت گردید که معماران و نجاران هنگامیکه آنها در گروه های منسجم کار کردند بیشتر راضی بودند.
یک مطالعه نشان داد که انسجام به عنوان تعهد وظیفه تصمیم گیری گروه را هنگامیکه گروه تحت فشار قرار داشته باشد نسبت به اینکه گروه تحت فشار نباشد بیشتر اصلاح کرده میتواند.
این مطالعه دریافت که تیم ها دارای انسجام پایین و ضرورت بالا نسبت به تیم های دارای انسجام بالا و ضرورت بالا بدتر فعالیت کردند.
تیوری تفکر گروهی پیشنهاد میکند که فشار ها مانع گروه از تفکر انتقادی در مورد تصمیم گیری آن میشود.
دلیل دیگری این است که مردم به گروه ها ارزش میدهند و به این ترتیب بیشتر مایل مطابقت داشتن با فشار ها اند تا روابط خود را حفظ یا بهبود بخشند.
درجه خوش داشتن اعضاء فرض شده بود تا انسجام گروهی را نشان دهد.
به اساس گزارشات موضوعی ایالت شهر های انگلیسی دولتی، پنج ابعاد مختلف انسجام اجتماعی وجود دارد: وضعیت های مواد، روابط غیرفعال، روابط فعال، همبستگی، شمولیت و مساوات.
این نیازمندیهای اساسی زندگی عبارت از بنیاد های یک بافت قوی اجتماعی و شاخص های مهم پیشرفت اجتماعی است.
"بعد سوم به عمل متقابل مثبت، تبادله ها و شبکه ها میان افراد و جوامع، یا ""روابط فعال اجتماعی"" اشاره میکند."
این همچنان شامل حس مردم برای متعلق بودن به یک شهر و توانایی تجارب، هویت ها و ارزش های مشترک میان آنهایی که دارای پیشینه های مختلف اند، است.
به سطح اجتماعی البریکت لارسین انسجام اجتماعی را بع عنوان 'عقیده تعریف میکند که – توسط شهروندان در یک ایالت ملت خاص وجود دارد – که آنها دارای جامعه اخلاقی مشترک باشد تا برای آنها توانایی اعتماد کردن بالای یکدیگر را فراهم می سازد.'
شکل گیری اجتماعی یک مفکوره مارکسیست (مترادف با 'جامعه') است که به مفصل بندی دقیق و تاریخی میان حالت سرمایه داری تولید، نگهداری حالت های قبل از سرمایه داری تولید و شرایط نهادی اقتصاد (ابهام زدایی) اشاره میکند.
در علوم طبیعی، ساختار طبیعی عبارت از ترتیبات اجتماعی نمونه ای در جامعه است که هر دو مبرم و تعیین کننده افعال افراد است میباشد.
"این با ""سیستم اجتماعی"" تفاوت دارد، که به ساختار های والدینی که این ساختار های مختلف در آن جاسازی شده اند، اشاره میکند."
این معیار ها و نمونه های روابط میان نهاد های مختلف جامعه را مشخص میکند.
این همچنان در مطالعه مدرن سازمان ها مهم است، زیرا ساختار یک سازمان ممکن انعطاف پذیری، ظرفیت تغییر وغیره اش را مشخص کند.
به مقیاس میزو، این مربوط به ساختار شبکه های اجتماعی میان افراد یا سازمان ها است.
"طور مثال، جان لیوی مارتین این نظریه را مطرح کرده است که برخی از ساختار های مقیاس بزرگ ویژگی‌های ظهور کننده نهاد های فرهنگی در مقیاس کوچک هستند (مثلاً ""ساختار"" مشابه موردی است که توسط انسان شناس کلاد لیوی-ستراس استفاده شده است) ."
"الیکس دی توکویوایل احتمالاً اولین شخصی بود که اصطلاح ""ساختار اجتماعی"" را استفاده کرد."
یکی از اولین و جامع ترین حساب های ساختار اجتماعی توسط کارل مارکس کسیکه زندگی سیاسی، فرهنگی و مذهبی را با حالت تولید (یک ساختار اقتصادی در زیر قرارگرفته) مربوط ساخت، فراهم گردیده بود.
نقاشی ایمایل درکیم، در مورد تشابهات میان سیستم های بیولوژیکی و اجتماعی که توسط هربرت سپنسر و دیگران مشهور شده بود، نظریه را معرفی کرد که نهاد ها و روش های مختلف اجتماعی یک نقشی را در مطمئن ساختن ادغام وظیفوی جامعه از طریق همانندسازی بخش های مختلف به یک مجموعه یکپارچه و تولید مثل خودی بازی کرده است.
دیگران لیوی-ستراس را در جستجوی نظم منطقی در ساختار های فرهنگی تعقیب میکنند.
تاثیرگذار ترین تلاش ها برای یکجا کردن مفکوره ساختار اجتماعی با اداره عبارت از نظریه تبدیل به ساختمان کردن انتونی گیدنز و نظریه عمل پیری بوردی است.
تحلیل گیدنز درین زمینه، واسازی دوتایی های جکواس دریدا را تحت استدلال جامعه شناسی کلاسیک و انسان شناسی (بویژه تمایلات جهانی ساخت گرایی لیوی ستراس) بدقت متوازن می سازد.
این توسط جکوب ایل مورینو مطالعه شده بود.
جامعه شناسی یک رشته بیولوژی است که هدف آن توضیح دادن رفتار اجتماعی بر حسب تکامل است.
جامعه شناسی رفتار های اجتماعی را مورد بررسی قرار میدهد مانند نمونه های جفت گیری، جنگ های اراضی، شکار حیوانات و جامعه حشرات اجتماعی.
این پیش بینی میکند که حیوانات به روش های عمل خواهند کرد که از نظر انقلاب در طول زمان موفق ثابت شده اند.
رفتار بناء بر این علت به عنوان تلاش برای محافظت جین های یک نفر در جمعیت دیده شده است.
"التمان یک براند جامعه شناسی خود را توسعه داد تا رفتار اجتماعی ریسس مکاکویس را با استفاده از احصاییه مطالعه کند و در سال 1965 به عنوان یک ""جامعه شناس"" در یرکس ریجینل پرایمیت ریسرچ سنتر استخدام شد."
"هنگامیکه اصطلاح تخصصی، ""جامعه شناسی"" در سال 1975 بصورت گسترده شناخته شد زمانیکه ویلسن کتاب جامعه شناسی خود را چاپ کرد: سنتیزس جدید، که جنجال شدید را بمیان آورد."
اگرچه، تاثیر تکامل تدریجی بالای رفتار به زودی بعد از کشف خود تکامل یک موضوع مورد علاقه بیولوجست ها و فیلسوفان بود.
"ایدوارد ایچ هگن در کتاب راهنما روان شناسی تکاملی می نویسد که جامعه شناسی باوجود مناقشات عامه در مورد تطبیقات آن به انسان ها، ""یکی از پیروزی های علمی قرن بیستم است."" ""
"به همین علت این ویژگی ها احتمالاً در محیط که سپشز ها در آن تکامل یافته بودند ""سازگار"" بودند."
به این ترتیب، آنها اکثراً علاقمند رفتار فطری یا ذاتی هستند و در تشریح مشابهت ها به عوض تفاوت ها میان فرهنگ ها.
این محافظت والدینی ممکن فریکونسی جمعیت را افزایش دهد.
E.O. ویلسن استدلال کرد که تکامل نیز ممکن به اساس گروه ها فعالیت کند.
اگر نوع پرستی از نگاه جنتیکی مشخص گردد، درینصورت افراد نوع دوست باید بمنظور زنده ماندن نوع پرستی ویژگی های نوع دوست خود را تولیدمثل کنند، مگر هنگامیکه نوع دوست ها منابع خود را بالای غیر نوع دوست ها به هزینه نوع خود افزایش دهند، نوع دوست های تمایل به مردن دارند و دیگران تمایل به افزایش دارند.
در جامعه شناسی، یک رفتار اجتماعی نخست به عنوان یک فرضیه جامعه شناسی توسط یافتن یک ستراتیژی ثابت تکاملی که با رفتار ملاحضه شده مطابقت دارد تشریح میگردد.
نوع پرستی میان حشرات اجتماعی و چوچه های حیوانات به این گونه تعریف شده است.
بصورت عمومی، ماده های که دارای فرصت های بیشتر حمل هستند ممکن به اولاد ها ارزش کمتر قایل شوند و ممکن فرصت های حمل را برای افزایش مواد غذایی و محافظت از جوره ها ترتیب دهند.
مطالعات رفتار جنتیک انسانی بصورت عمومی دریافت کرده است که ویژگی های رفتاری مانند خلاقیت، توجه به بیرون، تجاوزکاری و درجه هوش دارای درجه بلند وراثت است.
به این ترتیب، FEV بصورت جنتیکی از جنوم موش حذف شده است، موش مذکر فوراً موش های نر دیگر را مورد حمله قرار خواهم داد، درحالیکه شریکان نوع وحشی آن برای آغاز رفتار متجاوز طول بیشتر میکشد.
در جریان جلسه سال 1976 مطالعه گروه جامعه شناسی، قسمیکه توسط اولیکا سیگیرستریل گزارش داده شده است، چومسکی در مورد اهمیت مفهوم جامعه شناسی طبیعت انسان بحث کرد.
ویلسن ادعا کرده است که او هیچگاه قصد نداشت به آنچه که باید باشد، اشاره کند، فقط آنچه را که قضیه است.
تجارت عبارت از فعالیت ساختن زندگی یا بدست آوردن پول توسط تولید کردن یا خرید و فروش محصولات (مانند سامان آلات و خدمات) است.
اگر تجارت قرضدار باشد، کریدیت دهندگان ملکیت های شخصی مالک را بدست آورده میتوانند.
این اصطلاح نیز اکثراً بطور محاوره استفاده میشود (مگر وکلاء مدافع یا مقامات عامه نه) تا به یک شرکت اشاره کند.
یک شرکت شخصی انتفاعی ملکیت سهم دارندگان آن است کسیکه یک هیئت مدیره را برای راهنمایی شرکت و استخدام کارمندان مدیریتی آن استخدام میکند.
یک کوپراتیف از شرکت تفاوت دارد زیرا کوپراتیف اعضاء دارند نه سهم داران و آنها صلاحیت تصمیم گیری را باهم شریک می سازند.
شرکت‌های مسئولیت محدود (LLC)، شراکت های مسئولیت محدود، و دیگر انواع مشخص سازمان ‌های تجاری مالکان یا سهامداران خود در برابر شکست تجاری توسط انجام دادن تجارت تحت یک شخص حقوقی جداگانه با محافظت های قانونی مشخص محافظت می کنند.
اعضاء در صورت انحلال شرکت پرداخت مقادیر معین (معمولاً اسمی) را تضمین میکنند اگر شرکت فاقد توانایی پرداخت دیون شود، مگر در غیرآن، هیچ گونه حقوق اقتصادی نسبت به شرکت ندارند.
این نوع شرکت ممکن بعد ازین در بریتانیا تشکیل نشود، اگرچه هنوز هم مقررات برای موجودیت آنها در قانون وجود دارد.
"به یاد داشته باشید که "" Ltdبعد از نام شرکت بر محدودیت شرکت دلالت میکند و PLC (شرکت سهامی عامه) نشان میدهد که اسهام آن بصوت گسترده نگهداری شده است.""
در یک شرکت محدود شده توسط تضمین، این تضمین کنندگان خواهم بود.
شرکت های خصوصی دارای اسهام تجارتی عامه نیستند و اکثراً دارای محدودیت ها بالای انتقال اسهام میباشند.
شرکت های سرگرمی و رسانه ای عمدتاً از فروش دارایی ذهنی عاید بدست می آورند.
آنها شامل اموال ملموس مانند موترها، بس ها، آلات طبی، شیشه یا هواپیما هستند.
بیشترین فروشگاه ها و شرکت های کتلاگ توزیع کنندگان یا پرچون فروشان هستند.
آنها فایده خود را با فروش اموال و خدمات که مرتبط به ورزش است بدست میاورند.
ساحه مدرن توسط ریاضیدان ایتالیایی لوکا پاسیولی در 1494 بوجود آمد.
علم مالی را همچنان میتوان به عنوان علم مدیریت پول تعریف کرد.
مالکان میتوانند کاروبارهای شانرا خودشان مدیریت کنند، یا مدیران را بگمارند تا چنین کاری را برایش انجام دهد.
مدیریت پروسه تجارت (BPM) یک شیوه جامع مدیریت است که روی تجمع تمام ابعاد یک سازمان با نیازها و خواسته های مشتریان تمرکز مینماید.
بسیاری از تجارت ها از طریق یک سازمان جدا مانند یک شرکت یا یک اتحاد (یا محدودالمسؤلیت یا غیرمحدودالمسؤلیت تشکیل میشوند) فعالیت میکنند.
"اگر عمومی صحبت شود، شریکان در یک شرکت، متحدان محدود در یک اتحاد محدود، و اعضاء در یک کمپنی محدود المسؤلیت از مسؤلیت شخصی قروض و مکلفیت های سازمان محفوظ شده اند، که با این سازمان از نظر حقوقی منحیث یک ""شخص"" جدا تعامل صورت میگیرد."
شرایط همکاری تا حدی توسط توافق همکاری اگر بوجود آمده باشد اداره میگردد، و تا حدی هم توسط قانون قضایی جاییکه همکاری قرار باشد که فعالیت نماید اداره میگردد.
در بعضی از سیستم های مالیه، این ممکن منجر به دو چند مالیه پرداختن گردد، بخاطریکه شرکت در مقابل سود مالیه پرداخت میکند، و بعد زمانیکه شرکت سود اش را روی شریکان مالک تقسیم مینماید، افراد باید سهم خویش را در عاید شان زمانیکه بازگشت های شخص مالیه شانرا تکمیل میکنند باید درج نمایند، که در این نقطه یک لایه دوم مالیه اعمال میگردد.
"""رجوع به عموم کردن"" از طریق یک پروسه که بنام پیشنهاد گشایی اولیه (IPO) یاد میشود به این معنی است که مالکیت بخش از تجارت توسط مردم عام تصاحب خواهد شد."
قانون حمورابی که از 1772 قبل المیلاد است بطور مثال و دارای ماده های است که بین دیگر موضوعات به مصارف بسته بندی و معاملات بین تجاران و دلالان مرتبط است.
قوانین قضایی محلی همچنان شاید جوازهای مخصوص و مالیات را فقط جهت به کار انداختن یک تجارت نیاز داشته باشد.
بسیاری از کشورها با بازارهای سرمایه حداقل یکی دارند.
دیگر ملت های غربی سازمان های تنظیم نمودن قابل مقایسه دارند.
تکثر و پیچیدگی فزاینده قوانین که تجارت ها را اداره میکند سبب تخصص فزاینده در قانون شرکت شده است.
بسیاری از تجارت ها نامها، نشان ها، و تخنیک های نشانه گذاری مشابه دارد که میتواند از علامت تجارتی گذاشتن منفعت ببرد.
اقتصاد علم اجتماعی است که مطالعه میکند چگونه انسانها با ارزشها تعامل میکنند؛ بخصوص، تولید، توزیع، و مصرف کالا و خدمات.
او تصدیق کرد که اقتصاد دانان قبلی مطالعات خود را روی تحلیل ثروت متمرکز نموده اند: چگونه ثروت بوجود آمده است (تولید)، توزیع شده است، و بمصرف رسیده است؛ و ثروت چگونه میتواند رشد کند.
اگر جنگ قابل برد نباشد و یا اگر مصارف پیش بینی شده از فواید کمتر باشد، عوامل تصمیم گیرنده (فرض کنیم که همه منطقی اند) هیچ وقت به جنگ نخواهد رفت (یک تصمیم) مگر در عوض متبادل های دیگر را بررسی خواهند نمود.
"مقررات اقتصاد در طول نوشته های بویشیان شاعر هیسوید و چندین مؤرخ اقتصاد واقع شده است و چندین تاریخ نویس اقتصاد دیگر هیسوید را ""نخستین اقتصاددان"" معرفی نموده است."
"دو گروه، که بعداً به اسم ""طرفدار سیاست موازنه اقتصادی"" و ""فیزیوکرات ها"" یاد میشدند، خیلی بشکل مستقیم توسعه متعاقب این موضوع را متاثر ساخت."
این میگفت که ثروت ملت روی تجمع طلا و نقره اتکاء دارد.
فیزیوکرات ها، یک گروه از متفکرین و نویسندگان فرانسوی قرن 18م، نظریه اقتصاد را منحیث یک جریان دایروی عاید و حاصل بوجود آوردند.
فیزیوکرات ها طرفدار برداشتن جمع آوری هزینه بار اداری مالیه بودند که باید با یگانه مالیه روی عاید صاحبان زمین عوض گردد.
سمیت فواید احتمالی تخصص تقسیم کار،‌ بشمول سودمندی بالای کار و دست آورد تجارت، یا بین شهرک و کشور یا هم در سراسر کشور را مورد بحث قرار داد.
قوه یک نفوس بطور سریع در حال رشد در مقابل مقدار محدود زمین به معنی از بین بردن این بود که به کار برگردیم.
درحالیکه ادم سمیت روی تولید عاید تاکید میکرد، دیوید ریکاردو (1817) روی توزیع عاید در بین صاحبان زمین، کارگران، و سرمایه داران تاکید میکرد.
ریکاردو شخص نخست بود که قاعده منفعت مقایسوی را تذکره داده و ثابت نماید، که نظر به این اصل هر کشور باید در تولید و صادر کردن کالا که آن کشور برای تولید اش مصرف نسبتاً‌ کم نیاز دارد در عوض اتکاء روی تولید خودش تمرکز نماید.
مایل به یک تفاوت متمایز بین دو قاعده بازار اشاره کرد: اختصاص منابع و توزیع عاید.
"سمیت نوشت که ""قیمت واقعی هر چیز ... زحمت و مشکل بدست آوردن اش است""."
"تعریف سیس تا به حالا رسیده است،‌که با تعویض کلمه ""ثروت"" به ""کالا و خدمات"" حفظ شد به این معنی که ثروت شاید شامل اشیای غیرمادی هم گردد."
"برای روبین ، ناکافی بودن حل شد، و تعریف او به ما اجازه میدهد تا ادعا کنیم، که با ضمیر اسان، اقتصاد تعلیم، اقتصاد سلامتی و امنتی، اقتصاد صحت، اقتصاد توزیع و مصرف را منحیث موضوعات معتبر علم اقتصاد هستند."""
درحالیکه از یک نفر بودن دور است، بسیاری از اقتصاد دانان عمومی بعضی از نسخه های تعریف روبینس را قبول خواهند کرد، درحالیکه بعضی ها انتقاد های جدی را در مورد هدف و میتود اقتصاد که از تعریف نشأت میگیرد را مطرح کرده اند.
"اصطلاح ""اقتصاد"" توسط چنین اقتصاددانان نیوکلاسیک مانند الفرید مارشال مشهور شد منحیث یک مترادف مختصر برای ""علم اقتصاد"" و منحیث یک متبادل برای ""اقتصاد سیاسی سابق""."
این از تیوری کار ارزش ها به میراث مانده از اقتصاد کلاسیک نجات یافت به نفع یک تیوری منفعت حاشیوی ارزش روی جهت تقاضا و یک تیوری بیشتر کلی مصارف در جهت عرضه.
یک مثال نزدیک این تیوری مصرف کننده در مورد تقاضای فردی است، که چگونه قیمت ها (منحیث مصارف) و اینکه چگونه عاید مقدار تقاضا شده را متاثر میسازد منزوی کرده است.
اقتصاد عامه مدرن یک اقتصاد نیوکلاسیک را بوجود آورده است مگر بسیاری اصلاحات که تحلیل های سابقه را تکمیل یا کلیت میبخشد، مانند ایکانومتریکس، تیوری بازی، تحلیل ناکامی بازار و رقابت ناکامل،‌و مدل نیوکلاسیک رشد اقتصادی برای تحلیل متحول های متاثر کننده عاید ملی در طویل المدت.
یک مشکل اقتصادی وجود دارد، که موضوع مطالعه توسط علم اقتصاد است، زمانیکه یک تصمیم توسط چندین یا یک بازیگر کنترول کننده منابع گرفته میشود تا بهترین نتایح را تحت شرایط منطقی بدست بیاورد.
کتاب روی عوامل تعیین کننده عاید در کوتاه مدت زمانیکه قیمت بطور نسبی غیرانعطاف پذیر باشد تمرکز کرد.
اقتصاد کینسیان دو جانشین داشت.
این در کُل با پوهنتون کامبریج و کار خوان روبینسن نسبت داده میشود.
بین بیرنانک، رئیس اسبق ذخیره فدرال در بین اقتصاد دانان است که امروز در کُل تحلیل فریدمن در مورد عوامل بحران بزرگ اقتصادی را قبول میکند.
در زمان ساختن تیوری ها، هدف یافتن کسانی است که در نیاز به معلومات ساده بوده، در تخمینات بیشتر دقیق، و در بوجود آوردن تحقیقات از تیوری های قبلی بیشتر مثمر باشد.
مدل های سابق اقتصاد بزرگ روی شکل دهی روابط بین متحول های جمعی تمرکز داشتند، مگر طوریکه معلوم شد روابط تغییر نمود اقتصاد دانان اقتصاد کلان بشمول کینسیانس جدید مدل های خد را در اساسات کوچک تغییر دادند.
بعضی اوقات یک فرضیه اقتصادی فقط کیفی است نه کمی.
اما، رشته اقتصاد تجربوی درحال رشد است، و استفاده زیاد از تجربه های طبیعی میشود.
با این مفهوم، یک فرضیه شاید قبولیت بدست بیاورد، درحالیکه در یک جهت مشکل زا، نه یقینی.
انتقاد مبتنی بر ستندردهای مسلکی و غیربازگشت بودن نتایج منحیث بررسی های دیگر علیه تبعیض، اشتباهات، و کلیت کردن بیش از حد عمل میکند، درحالکیه خیلی تحقیق اقتصاد بخاطر غیربازگشت بودن متهم شده است و ژورنال های معتبر برای نه تسهیل کردن تکثیر از طریق فراهم کردن کود و معلومات مقصر پنداشته شده اند.
در اقتصاد های کاربردی، روش های برنامه ریزی خطی کار میکنند. مدل های ورودی-خروجی بسیار رایج هستند.
این امر متفاوت دراز مدت علم اقتصاد با علوم طبیعی را کاهش داده است زیرا امکان آزمایش مستقیم آنچه را که قبلآ به عنوان محور در نظر گرفته شده است میدهد.
آزمایش های تجربوی مشابهی در اقتصاد عصبی رخ میدهد.
در بازار های کاملآ رقابتی،‌هیچ شرکت کننده ای آنقدر بزرگ نیست که قدرت بازاری برای تعیین قیمت یک محصول همجنس گرا را داشته باشد.
اقتصاد کوچک بازار های فردی را با ساده سازی سیستم اقتصادی مطالعه میکند، با در نظر گرفتن اینکه تحلیل عملکرد بازار ها تأثیر نمیگذارد.
نظریه توازن عمومی بازار های مختلف و رفتار آنها را مطالعه میکند.
انتخاب باید بین اعمال مطلوب و متقابل منحصر به فرد انجام شود.
بخشی از هزینه های تهیه چوب شور این است که نی آرد وجود دارد و نی باقیمانده صبحانه، که به روش دیگری استفاده شود.
مواد مورد استفاده در پروسه تولید عوامل اولیه تولید مانند خدمات نیروی کار، سرمایه(کالا های تولید مستمر مورد استفاده در تولید، مانند کارخانه موجود) و زمین(از جمله منابع طبیعی) هستند.
“اگر محصول بیشتری بدون تغییر معلومات تولید شود، یا به عبارت دیگر میزان”ضایع” کاهش می یابد” موثریت بهبود می یابد.
“به عبارت ساده، یک اقتصاد می تواند تنها دو مورد تولید کند(مانند””اسلحه”” و “”کره””).
این کاهش در ارقام توسط افرادی که مایل به خرج کردن فراتر از PPF هستن، اما توانایی پرداخت بیش از PPF را ندارند (مانند X ) و با شیب منفی منحنی نشان داده میشود.
در یک نقطه شیب منحنی تجارت بین دو جنس را می بندد.
در کنار PPF، جنبه منفی به این معنی است که به طور کلی انتخاب یکی از دیگری بهتر از انجام با چند مورد دیگر است.
یک نقطه در داخل منحنی (مانند A)، ممکن است نشان دهنده ناکارآمدی تولید(استفاده از محصول ضایع) است که در آن محصول یک یا هر دو مورد ممکن است به سمت شمال شرقی به نقطه منحنی حرکت کند.
این مشاهده شده است که سطوح بالاتر تجارت بین مناطق حتی با دسترسی به فناوری یکسان و ترکیبی از نهاده های عامل، از جمله کشور های پُردرآمد رخ میدهد.
در بین هر یک از این سیستم های تولید، ممکن است بخش های مرتبط با تقسیم کار وجود داشته باشد که گروه های کاری مختلف در آن تخصص دارند، یا به طور مشابه انواع تجهیزات سرمایه ای و استعمال های متفاوتی از زمین وجود دارد.
نظریه و مشاهده شرایطی را ایجاد می کند که در آن قیمت های بازار، تخصیص عوامل را بر اساس فایده نسبی محصولات و جنس های ساخته شده تعیین می کند، بنا بر این جنس های کم هزینه (نسبتا) به سمت تولید محصول کم هزینه میروند.
در اقتصاد های کوچک، این بستگی به تعیین قیمت و محصول برای بازار دارد که کاملا رقابتی باشد، از جمله شرط عدم توانایی خریدار یا فروشنده برای تعیین قیمت.
نظریه تقاضا مصرف کننده فرده را توضیح می کند که به طور منطقی بهترین مقدار از هر جنس، درآمد، قیمت، طعم، و غیره را انتخاب می کند.
قانون تقاضا می گوید که به طور کلی قیمت و کمیت تقاضا در بازار رابطه معکوس دارند.
علاوه بر این، کاهش قیمت باعث افزایش قدرت خرید و توانایی خرید را افزایش میدهد(تأثیر درآمد).
عرضه رابطه بین قیمت یک جنس و مقدار موجود برای فروش با آن قیمت است.
عرضه به طور عموم به عنوان یک فعالیت مرتبط با قیمت و مقدار بیان میشود، در صورتی که سایر عوامل تغییر نکند.
همانگونه که در سمت تقاضا، موقیعت عرضه ممکن است تغییر کند، مثلآ از تغییر قیمت یک نهاد تولیدی با کی بهبود تخنیکی.
عطف بازار زمانی اتفاق می افتد که مقدار عرضه شده برابر با مقدار تقاضا باشد، انحراف منحنی عرضه، تقاضا به شکل فوق.
در قیمت بالاتر از ورودی، نسبت به مقدار خواسته شده اضافه تر از مقدار عرضه شده وجود دارد.
واضح ترین انواع شرکت ها، مشارکت ها و سپرده ها هستند.
در بازار های کاملا رقابتی که در نظریه عرضه و تقاضا مورد بررسی قرار می گیرد، تولید کنندگان زیادی وجود دارند که هیچکدام از آنها تاثیر قیمتی قابل توجهی ندارند.
علاوه بر رقابت کامل ساختار های بازار مشترک از جمله رقابت انحصاری انواع مختلف انحصار، و انحصارمورد مطالعه قرار گرفته است.
با توجه به اشکال مختلف آن، راه های مختلفی برای نمایش عدم قطعیت و مدل سازی پاسخ های فعالان اقتصادی به آن وجود دارد.
در اقتصاد رفتاری، از آن برای مدل سازی ستراتیژی های استفاده میشود که عوامل هنگام تعامل با دیگرانی که منافعشان حداقل تا حدودی در تضاد با علایقشان است انتخاب می کنند
استفاده قابل توجهی در خارج از اقتصاد در رشته های مختلف مانند ستراتیژی های هسته ای، اخلاق، علوم سیاسی و زیست شناسی تکاملی دارد.
همچنان قیمت وسایل مالی، ساختار مالی شرکت ها، اثربخشی و ضعف بازار های مالی،‌ بحران های مالی و سیاست ها یا مقررات مرتبط با دولت را تحلیل می کند.
“مشتریان بدون اینکه بدانند ماشین “لیمویی”است یا نی، قیمت را پایین می آورد تا بیبیند که ماشین دست دوم با کیفیت چگونه خواهد بود.”
“هر دو مشکل میتوانند هزینه های بیمه را افزایش دهند و با راندن شرکت مورد نظر از بازار(““بازار های ناقص””)موثریت را کاهش دهند.”
یکپارچه سازی معلومات و بازار های ناقص ممکن است منجر به ناکارآمدی اقتصادی شود، اما امکان بهبود موثریت از طریق راه حل های بازار، قانونی و نظارتی نیز وجود دارد، همانطور که بالا بحث شد.
جنس های عمومی اقلامی هستند که در بازار عادی کمتر عرضه می شود.
به عنوان مثال، آلودگی هوا میتواند ظاهر خارجی منفی ایجاد کند، و آموزش ممکن است ظاهر بیرونی مثبت (جرم کمتر، وغیره ) ایجاد کند.
در بیشتری موارد، برخی از انواع قیمت ها برای مقادیر به جای قیمت ها محاسبه می شوند که مربوط به تغییرات در سمت عرضه در کوتاه مدت است.
نمونه هایی از این گونه چسبناک قیمت در بازار های خاص شامل نرخ دستمزد در بازار کار و نرخ های انحراف از رقابت مناسب در بازار ها است.
اینها شامل درآمد و عاید ملی، میزان بیکاری و تورم و زیر بخش هایی مانند مصرف و هزینه های سرمایه گذاری و اجزای آن است.
این کار نگرانی های طولانی-مدت در مورد تحولات متناقض در مورد همان موضوع را برجسته می کند.
کینر استدلال کرد که تقاضای کل برای کالاها ممکن است در طول بحران اقتصادی ناکافی باشد، که به طور غیرضروری منجر به بیکاری بالا و از دست دادن محصولات بالقوه می شود.
اقتصاد بزرگ جدید کلاسیک، از آنجا که با دیدگاه کینیزیا در مورد دوره تجارت متفاوت است، پاکسازی بازار را با اطلاعات نامناسب ارائه می دهد.
نیروی کار فقط شامل آن دسته از کارگرانی میشود که فعالانه به دنبال شغل هستند.
مدل های کلاسیک بیکاری زمانی بوجود میآیند که دستمزد ها برای کارمندان بسیار بالا باشد که مایل به استخدام کارمندان بیشتری نباشند.
بیکاری ساختاری زیاد ممکن است زمانی رخ دهد که یک اقتصاد در حال گذار صنایع است و کارگران متوجه میشوند که مجموعه مهارت های قبلی آنها دیگر مورد تقاضا نیست.
پول به صورت عموم قابل قبول است، از نظر ارزش، توزیع، پایداری، قابلیت انتقال، انعطاف پذیری در عرضه و طول عمر طولانی نسبتآ پایدار است.
“به قول فرانسس اماسا واکر، اقتصاد دان معروف قرن 19-نزدهم، “” پول چیزی است که پول درآورد”” (“” پول همان چیزیست که پول درمی آورد”” در اصل).”
کارکرد اقتصادی را میتوان در مقابل تبادله (مبادله غیر پولی) قرار داد.
زمانیکه تقاضا مجموعی با کمتر از تولید بالقوه اقتصاد میرسد، شکاف تولیدی ایجاد میشود که در آن برخی از ظرفیت های تولیدی بیکار می ماند.
بطور مثال، معماران بیکار خانه میشود که برای توسعه شاهراه ها گماشته شوند.
اثرات پالیسی مالی با بیرون کردن میشود که محدود گردد.
بعضی اقتصاد دانان فکر میکنند که بیرون کردن همیشه یک موضوع بوده درحالیکه دیگران فکر نمیکنند که یک موضوع بزرگ باشد زمانیکه حاصل تحت فشار قرار داشته باشد.
دومی اش، یک بعد تیوری انتخاب عامه، بطور مشابه رفتارهای سکتور عامه را با اقتصادهای کوچک شکل میدهد، که مشمول تعامل رأی دهندگان علاقمند به خود، سیاست مداران، و بیروکراتها میشود.
این همچنان اندازه و توزیع دست اوردها از تجارت را نگران میسازد.
"این اغلب اوقات گفته شده است که کارلیل به اقتصاد لقب ""ساینس دلتنگ کننده"" را در پاسخ به نوشته های اواخر قرن 18م محترم توماس روبرت مالتوس داده است، کسیکه بشکل دلخراش پیش بینی نموده است طوریکه رشد پیش بینی شده نفوس از میزان افزایش در عرضه غذا تجاوز کرده است این منتج به فقر خواهد شد."
ارتباط نزدیک تیوری اقتصاد و تمرین با سیاست یک تمرکز بحث است که میتواند سبب تخریب و زیر سایه بردن نامتظاهرترین اصول اصلی اقتصاد گردد، و همچنان با اجنداهای مشخص اجتماعی و سیستم های ارزشی اشتباه میشود.
بعضی از ژونال های علمی اقتصادی تلاش های خود را افزایش داده است تا توافق اقتصاد دانان را در مورد موضوعات مشخص پالیسی سنجش نماید به امید اینکه تاثیر روی یک محیط سیاسی بیشتر اگاه.
موضوعات مانند استقلال بانک مرکزی، پالیسی های بانک مرکزی و زبان و بدیع گفتار اداره کنندگان بانک مرکزی در مورد فرضیه های پالیسی های اقتصاد بزرگ (پالیسی پولی و مالی) دولت، محراق بحث و انتقاد اند.
رشته اقتصاد معلومات شامل تحقیق ریاضیکی اقتصادی و همچنان اقتصادهای رفتاری میشود،‌ مشابه مطالعات در روانشناسی رفتاری، و فاکتورهای مخالف فرضیه های نیوکلاسیک موضوع مطالعه کلیدی در بسیاری ساحات اقتصاد است.
"جاسکا احساس قوی داشت که کار مهم در انحصار چند قطبی از طریق مشاهدات غیررسمی انجام شد درحالیکه مدل های رسمی ""ما سابق تشریح شده بودند""."
نمای مهم دیگر تکامل است، که اتحاد و تنوع زندگی را تشریح مینماید.
کارهای او مانند تاریخ حیوانات خاصتاً مهم بود بخاطریکه اینها طبع طبیعی گرا اش را نمایان میکرد، و بعد کارهای بیشتر تجربوی اش که روی نسبت سبب و معول بیولوژیکی و تنوع زندگی تمرکز داشت.
ادویه مخصوصاً توسط دانشمندان اسلامی مطالعه شده بود که با رسوم فلیسفونان یونانی کار میکردند، درحالیکه تاریخ طبیعی روی تفکر ارسطویی، مخصوصاً در باور داشتن به سلسله مراتب ثابت زندگی تمرکز داشت.
تحقیقات توسط جان سوامردام منتج به علاقه جدید در حشره شناسی شد و کمک کرد تا تخنیک های اساسی برای کالبد شکافی و رنگ آمیزی بوجود بیاید.
بعد، در 1838،‌ شلایدن و شوان شروع به ترویج نظریات جهانی کرد که (1) واحد اساسی موجودات زنده حجره است و (2) حجرات انفرادی تمام ویژگی های زندگی را دارد، درحالیکه مخالف نظریه بودند که (3) که تمام حجرات از تقسیم حجرات دیگر بوجود میایند.
کارلوس لینه یک طبقه بندی اولیه را برای دنیای طبیعی در 1735 به نشر رساند (که نسخه های متغییر ان تا حالا در دست است)، و در دهه 1750 نامهای علمی برای تمام انواع خود معرفی کرد.
لمارک به این باور بود که این ویژگی های کسب شده بعد میتواند به اولاد حیوان انتقال پیدا کند، که ان حیوان ان ویژگی را بیشتر توسعه و تکمیل تر خواهد نمود.
"اساس جنتیک مدرن با کار گریگور مندل آغاز شد، کسیکه نوشته خود را ""ویرسوش اوبر فلنزی هایبریدن"" (""تجربه ها روی پیوند زنی نباتات"")،‌ در 1865 ارائه کرد، که اصوال میراث بیولوژیگی را طرح ریزی نموده بود، که اساس جنتیک مدرن محسوب میشود."
تمرکز روی انواع جدید مدل های موجودات زنده مانند ویروس ها و باکتریاها، در کنار اکتشاف ساختار دو رشته‌ی DNA توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در 1953، نشانگر تغییر به عصر جنتیک مالیکولی بود.
بالاخره، پروژه جینوم انسان در 1990 با هدف نقشه کشی جینوم عمومی انسان آغاز شد.
زندگی در زمین با آب شروع شد و در آنجا برای مدت در حدود سه میلیارد سال قبل از مهاجرت به زمین باقی ماند
هسته از یک یا چندین پروتون و یک تعداد نیوترون ها ساخته شده است.
اتوم هر عنصر مشخص مشول یک تعداد پروتون های بی‌نظیر است، که به نام نمبر اتومی عنصر یاد میشود، و مجموع پروتون ها و نیتوترون های یک عنصر را شماره کتله اتومی گویند.
کاربن، بطور مثال، منحیث یک ایزوتوپ ثابت (کاربن-12 و کاربن-13) میتواند بماند و همچنان مانند یک ایزوتوپ رادیواکتیف (کاربن-14)، ایزوتوپ دومی در تاریخ گذاری رادیومتریک (مشخصاً تاریخ گذاری رادیوکاربن) میشود که بکار برده شود تا عمر مواد عضوی را مشخص سازد.
رابطه های ایونی شامل جذب الکتروستاتیک بین ایون های دارای چارج های مخالف، یا بین دو اتوم با چارج های منفی خیلی مخالف میباشد، و اساسی ترین تعامل است که در مرکبات ایونی واقع میشود.
برخلاف رابطه های ایونی، رابطه کوولانت شامل شریک کردن یک جوره الکترون بین اتوم ها میباشد.
یک مثال همه جا حاضر رابطه هایدروجن در بین مالیکول های آب میشود دیده شود.
آب برای زندگی مهم است بخاطریکه یک محلل موثر است، که قادر به حل محلل های مانند سودیم و ایون های کلوراید یا مالیکلول های کوچک دیگر برای تشکیل یک محلول آبی میباشد.
بخاطر رابطه های O-H رابطه های قطبی اند، اتوم اکسیجن یک چارج اندک منفی دارد و دو اتوم هایدروجن چارج اندک مثبت دارد.
آب همچنان چسپناک است بخاطریکه قادر به چسپیدن به سطح هر مالیکلول قطبی یا چارج شده بدون آب میباشد.
غلظت پایین یخ در مقایسه با آب مایع بخاطر تعداد کم مالیکول های آب است که شبکه کریستال ساختار یخ را تشکیل میدهد، که بین مالیکول های آب مقدار فضای خیلی زیادی را میماند.
از اینرو، یک مقدار زیاد انرژی نیاز است تا رابطه های هایدروجن را بشکند تا آب مایع به گاز (یا بخار آب) تبدیل شود.
به استثناء آب،‌تقریباً تمام مالیکول ها که یک موجود زنده را میسازد دارای کاربن میباشد.
بطور مثال،‌ یک اتوم انفرادی کاربن میتواند چهار رابطه های کوولانت رامانند میتان، دو رابطه دوتایی کوولانت مانند کاربن دای اکساید،‌ یا یک رابطه سه تایی کوولانت مانند کاربن مونوکساید (CO) را تشکیل دهد.
یک تیر هایدروکاربن میتواند توسط عناصر دیگر عوض شود مانند اکسیجن (O)، هایدروجن (H)، فاسفورس (P)، و سلفر (P)، که میتواند رفتار کیمیاوی مرکب را تغییر دهد.
زمانیکه دو مونوسکراید مانند گلوکوز و فرکتوز با هم پیوند شوند، ‌آنها میتوانند یک دای سکراید مانند سکروز را بوجود بیاورند.
این چربی ها مرکبات عضوی اند که تا حدی زیاد غیرقطبی و آب‌گریز هستند.
گروپ گلیسرول و فاسفیت یکجا ساحه قطبی و هایدروفولیک (یا سر) مالیکول را تشکیل میدهد درحالیکه اسیدهای چرب ساحه غیرقطبی و آب‌گریز (یا دم) را تشکیل میدهد.
پروتین متنوع ترین نوع مالیکول های بزرگ است که شامل انزایم ها، پروتین ترانسپورتی، مالیکول های بزرگ علامت دهی، انتی بادی ها، و پروتین های ساختاری میشود.
قطبیت و چارج زنجیره های پهلو انحلالیت امینواسیدها را متاثر میسازد.
ساختار اساسی شامل یک زنجیره بی نظیر امینواسیدها میشد که بشکل کولانت توسط رابطه پیپتاید با همدیگر پیوند هستند.
پیچ خوردن صفحات مارپیچ الفا و بیتا به پروتین شکل سه بعدی یا ثالث را میدهد.
پورین ها شامل گوانین (G) و ادنین (A) است درحالیکه پایرمیدین شامل سایتوسین (T)، یوراسیل (U)،‌و تایمین (T) میگردد.
یک غشای حجروی از لایه دولای چربی ساخته شده که شامل کولسترول میگردد که بین فاسفولیپید واقع است تا روان بودن ان را در حال درجه گرما حفظ نماید.
غشای حجروی در پروسه های گوناگون حجروی دخیل است مانند چسپندگی حجره، انرژی قوی برقی، و علامت دهی حجروی و همچنان منحیث سطح ضمیمه شدن برای چندین ساختار خارج حجروی مانند دیوار حجروی،‌گلایکوکلایکس، و سایتوسکیلیتن عمل میکند.
"متن البرت بحث میکند که چگونه ""واحدات ساختمانی حجروی"" جنین های در حال رشد را شکل میدهند."
حجرات نباتات اعضاچه های اضافی دارند که آنها را از حجرات حیوانی متمایز میسازد مانند دیوار حجروی که حجره نباتی را حمایت میکند، کلوروپلاست ها که انرژی شعاع آفتاب را جمع نموده تا قند تولید نماید،‌ و واکیول ها که برای ذخیره و حمایه ساختاری را فراهم نموده و همچنان دذ تکقذ و تجربه نمودن تخم های نبات نقش دارد.
نظر به قانون نخست ترمودینامیک، انرژی حفظ میشود، بطور مثال، نمیتواند یا ایجاد یا از بین برده شود.
در نتیجه، یک موجود زنده برای حفظ وضعیت آنتروپی پایین نیاز به گرفتن انرژی  بطور مداوم دارد.
معمولاً، کتابولیزم سبب آزاد شدن انرژی و انابولیزم سبب به مصرف رسیدن انرژی میگردد.
تمام عکس العمل در یک سلسله اقدامات بایوکیمیاوی صورت میگیرد که بعضی شان عکس العمل های ریدکس هستند.
استیل-کوا به دوران سیتریک اسید داخل شده که در ماتریکس مایتوکاندریا واقع میشود.
فاسفوریلیشن اکسید کننده شامل انتقال زنجیره الکترون میشود، که یک سلسله چهار مرکب پروتون است که الکترون ها را از یک مرکب به دیگر انتقال میدهد، از اینرو از NADH و FADH2 انرژی آزاد مینماید که با فشاردادن پروتون ها (ایون های هایدروجن) در غشای داخلی مایتوکاندریا (کیمیوسموسیس) یکجا میشود، که یک قوه حرکی پروتون را بوجود میاورد.
اگر اکسیجن موجود نبود، پایرویت توسط تنفس حجروی میتابولیز نمیشد مگر پروسه تخمیر را تجربه میکند.
تخمیر NADH را به NAD+ اکسیدایز نموده تا دوباره در گلایکوسیس بکار برده شود.
در عضلات اسکلیتی، محصول اضافی لاکتیک اسید است.
در جریان گلایکوسیس بدون هوا، NDA+ دوباره بوجود میاید زمانیکه جوره از اکسیجن با پایرویت یکجا میشود تا لکتیت بوجود بیاورد.
در جریان بهبودی،‌ زمانیکه اکسیجن در دسترس قرار میگیرد، NDA+ خود را از لکتیت به هایدروجن وصل میسازد تا ATP تشکیل دهد.
در بسیاری قضایا، اکسیجن همچنان منحیث محصول اضافی آزاد میشود.
این به قوه حرکی پروتین مشابه است که در غشای داخلی مایتوکاندریا در تنفسی هوایی بوجود میاید.
در اشاره دهی اوتوکراین، لیگاند حجره کوچک را متاثر میسازد که اینرا آزاد میسازد.
در حجرات دارای هسته حقیقی (بطور مثال،‌ حیوان، نبات، فنجی، و حجرات پروتستا)، دو نوع تقسیم حجروی متمایز وجود دارد: میتوسیس و میوسیس.
بعد از تقسیم حجروی، هر حجره دختری مرحله انترفاز یک دوره جدید را اغاز مینماید.
هر دو این دوران تقسیم حجروی در پروسه تکثر جنسی در یک نقطه از دوران زندگی بکار برده میشود.
برخلاف پروسه های میتوسیس و میوسیس در حجرات دارای هسته حقیقی، تقسیم باینری در حجرات یک حجروی بدون تشکیل دستگاه سپیندل در حجره صورت میگیرد.
میراث مندلین، مشخصاً پروسه است که توسط آن جین ها و خواص از والدین به اولاد انتقال میابد.
نخست ان ویژگی های جنتیکی است، که حالا بنام الل یاد میشود، که مجزا و اشکال متناوب دارند (بطور مثال، بنفش در مقابل سفید یا طویل در مقابل قد کوتاه)،‌که هر کدام از یک یا دو والدین به میراث مانده اند.
مندل تذکر داد که در جریان تشکیل گمیت، الل های هر جین از همدیگر جدا میشوند تا هر گمیت یک الل را برای یک جین انتقال نماید، که توسط قانون جدایی او تذکر داده شده است.
نوکلیتایدها با همدیگر در یک زنجیر توسط رابطه کوولانت بین قند یک نوکلیتاید و فاسفیت نوکلیتاید دیگر پیوند هستند، که منجر به یک ستون فقرات قند-فاسفیت متناوب شده است.
قاعده ها به دو گروپ تقسیم شده اند: پیریمیدین ها و پیورین ها.
DNA بعد از جدا شدن دو رشته همانند سازی میشود.
کروموزوم عبارت از یک ساختار ترتیب شده است که دارای DNA و هیستون ها است.
در پروکریوت ها، DNA در یک جسم دارای شکل غیرمنظم در سایتوپلازم که نوکلویید نامیده میشود، نگهداری میشود.
معلومات جنیتیکی ذخیره شده در DNA جنوتایپ را نشان میدهد درحالیکه فینوتایپ در نتیجه سنتیزس پروتین های که ساختار و انکشاف اورگانیزم ها را کنترول میکند یا به عنوان انزایم ها فعالیت میکند و در راه های مشخص میتابولیکی به عنوان کتلست عمل میکند، بمیان می آید.
تحت کود جنیتیکی، این رشته های mRNA ها سلسله امینو اسید ها را در پروتین ها در یک پروسه که ترانسلیشن نامیده میشود و در رایبوزوم ها واقع میگردد، مشخص میسازد.
ترتیب دهی و تحلیل جینوم ها با استفاده از عملکرد ترتیب دهی DNA و بایوفارمتیک ها برای دسته بندی و تحلیل وظیفه و ساختار تمام جینوم ها انجام شده میتواند.
جینوم های پروکریوت ها کوچک، متراکم و متنوع اند.
چهار پروسه کلیدی وجود دارد که شامل توسعه میشوند: مشخص کردن، تمایز، مارفوجنیسیس و رشد.
حجرات ساقه نامتمایز یا قسماً متمایز شده اند که میتواند به انواع مختلف حجرات متمایز شوند و بصورت نامحدود تکثیر شود تا تعداد بیشتری حجرات ساقه مشابه را تولید کند.
اپاپتوزیس یا مرگ برنامه ریزی شده حجره نیز در جریان مارفوجنیسیس واقع میشود مانند مرگ حجرات میان اعداد در رشد جنین انسان که انگشتان دست و انگشتان پا را آزاد میسازد.
این جن های تولکیت در میان فایلا بسیار محافظت شده اند به این معنی که آنها قدیمی هستند و در گروپ های بیشتر جدا شده حیوانات بسیار مشابه هستند.
جن های هوکس مشخص میکند که بخش های تکراری مانند بسیاری از ستون فقرات مار ها، در یک جنین یا لاروا در حال انکشاف رشد خواهم کرد.
یک جن تولکیت به اشکال مختلف نشان داده شده میتواند، زیرا زمانیکه منقار سایره بزرگ زمینی داروین توسط جن BMP بزرگ شد یا زمانیکه مار ها پاهای خود را به عنوان Distal-less (Dlx) از دست دادند درینصورت جن ها کم ظاهر شدن یا هیچ ظاهر نشدند در تمام جا های که خزنده گان به تشکیل اعضای بدن خود ادامه دادند.
این دیدگاه معتقد است که انکشاف و یا تکامل زمانی رخ میدهد که تغییراتی در فریکونسی هایی الیل در میان مجموعهء از ارگانیزم هایی آمیخته شده وجود داشته باشد.
هنگامیکه نیروی های انتخابی وجود نداشته باشند یا نسبتاً ضعیف باشند، فریکونسی های الیل احتمالاً در هر نسل مؤفق مساویانه بطرف بالا یا پایین در حرکت می باشد بخاطریکه الیل ها مربوط نمونه گیری اشتباه هستند.
جدایی تولیدمثل نیز با انشعاب جنیتیکی افزایش می یابد.
زمانی که یک نسب به دو بخش تقسیم شود، درینصورت در درخت پولی جینیتیک به عنوان گره (یا نیمه) ارائه میگردد.
در یک درخت هر گروپ سپشز ها که توسط یک نام مشخص شده باشد یک تکسان است (مثلاً انسانان، پستانداران نخستین، پستانداران یا فقاریه ها) و یک تکسان که دارای تمام اولاد تکاملی آن باشد بنام کلاد یاد میشود در غیرآن مونوفایلیتیک تکسان شناخته میشود.
یک سپشز یا گروپ که به یک گروپ داخلی ارتباط نزدیک داشته باشد، مگر از نظر فایلوجینیتیک خارج از آن باشد بنام گروپ خارجی یاد میشود، که در درخت به عنوان نقطه مرجع فعالیت ایفای وظیفه میکند.
مبنی بر اساسات پارسیمونی (تیغ اوکام)، درخت دلخواه عبارت از درخت است که دارای کمترین تغییرات تکاملی لازم برای فرض کردن برای همه ویژگی ها در تمام گروپ ها باشد.
به اساس این سیستم، هر سپشز دارای دو نام است یکی برای جینس و دیگری برای سپشز.
بیالوجست ها موجودیت کود جینیتیکی در همه جا را به عنوان شواهد جهانی معمول نسب برای تمام بکتریا ها، ارکیا و ایوکریوت ها در نظر می گیرند.
بعداً، تقریباً 1.7 بیلون سال قبل، اورگانیزم های کثیرالحجروی شروع به پدید شدن کردند که دارای حجرات مختلف بودند که وظایف مخصوص را انجام میداند بودند.
نباتات زمینی بسیار مؤفق بودند که فکر می شود که در رویداد انقراض دیوونین آخر کمک کرده باشند.
در جریان بهبود ازین فاجعه، ارکوسور ها به فراوان ترین فقاریه های زمین مبدل گردیدند؛ یک گروپ ارکسورها داینسور ها بودند که در دوره های جراسیک و کرتاسه تسلط داشتند.
بکتریا در خاک، آب، چشمه های گرم اسیدی، زباله رادیو اکتیف و بایوسفیر عمیق پوست زمین زندگی میکنند.
ارکیا دومین دیگر حجرات پروکاریوتیکی را تشکیل میدهد و در ابتداء به عنوان بکتریا ها طبقه بندی شده بودند و نام ارکی بکتریا (در فرمانرو ارکی بکتریا) یک کلمه که از استفاده خارج شده را بدست آورد.
ارکیا و بکتریا عموماً دارای عین اندازه و شکل هستند، اگرچه تعداد کمی از ارکیا ها اشکال مختلف دارند مانند حجرات هموار و مربع هالوکوادراتم والسبی.
ارکیا نسبت به ایوکاریوت های منابع بیشتر انرژی را استفاده میکنند: این منابع شامل مرکبات عضوی مانند قند ها، امونیا، ایون های فلزی یا حتی گاز هایدروجن است.
اولین ارکیا دیده شده ایکستریموفایل ها بودند که در محیط های شدید مانند چشمه های گرم و جهیل های شور بدون اورگانیزم های دیگر زندگی میکردند.
ارکیا یک بخش مهم زندگی زمین هستند.
ازین جمله پنج کلاد در مجموع به عنوان پروتیست ها شناخته میشوند، که عمدتاً اورگانیزم های ایوکاریوتی مایکروسکوپی اند که نباتات، فنجی یا حیوانات نیستند.
اکثر پروتیست ها وحیدالحجروی هستند که به عنوان ایوکاریوت های مایکروبی نیز شناخته میشوند.
دینوفلاجیلیت ها فوتوسنتیزی هستند و در بحر یافت شده میتوانند جاییکه آنها به عنوان تولید کنندگان اولیه ماده عضوی نقش بازی میکنند.
سیلیاتا عبارت از الویولیت های اند که دارای ساختار های متعددی موی-مانند که بنام سیلیا یاد میشوند اند.
ایکس کاویت ها گروپ از پروتیست های است که تقریباً 1.5 بیلیون سال قبل بعد از منشاء ایوکاریوت ها به متنوع شدن آغاز کرده اند.
سترامینوپایل ها که بیشترین آنها توسط موجودیت مو های لوله ای شکل در طول دو فلاجیل آنها شناخته شده میتوانند که شامل دای اتوم های و الجی نصواری است.
ریزارین ها شامل سه گروپ اصلی اند: سرکو زوئن ها، فورا مینیفیران و رادیولاریان.
الجی شامل چندین کلاد متمایز اند مانند گلاکوفایت ها که الجی های مایکروسکوپی آب شیرین است که ممکن به شکل اجداد اولی وحیدالحجروی Plantae شباهت داشته باشد.
نباتات زمینی (ایمبریوفایت ها) برای اولین بار 450 الی 500 ملیون سال قبل در محیط های اراضی ظاهر گردیدند.
برخلاف، سه کلاد دیگر عبارت از نباتات غیروعایی اند زیرا آنها رگ ندارند.
آنها در ساحاتی یافت میشوند جاییکه آب به آسانی پیدا میشود.
بیشترین نباتات غیروعایی زمینی اند که تعداد کم آن در محیط های آب شیرین زندگی میکنند و هیچ کدام آن در بحر زندگی نمیکنند.
جمنوسپرم ها شامل کونیفرها، سرخس ها، گینکو و جنیوفایت ها شامل اند.
آنها این عمل را از طریق یک پروسه که هیتروترافی جذبی نامیده میشود انجام میدهد درحالیکه آنها اول انزایم های هضمی را ترشح میکند که مالیکول های بزرگ غذایی را قبل از جذب توسط غشای حجروی میده میکنند.
فنجی با دو نسب دیگر، کانو فلاجیلاتا و حیوانات به عنوان اوپیستوکانتس گروپ بندی شده میتواند.
فنجی کثیرالحجروی از طرف دیگر دارای جسم که مایسیلیم نامیده میشود اند که از فایلمینت های لوله ای انفرادی که هایفا نامیده میشوند ساخته شده اند که به جذب مواد غذایی زمینه را مساعد میسازد.
با چند استثنا، حیوانات مواد عضوی را مصرف میکنند، اکسیجن را تنفس میکنند، قدرت حرکت دارند، تولید مثل جنسی کرده میتوانند و از کره میان خالی حجرات رشد، بلاستولا در جریان انکشاف جنینی رشد کرده میتوانند.
حیوانات با در نظرداشت ویژگی های انکشافی آنها به دو گروپ تقسیم شده میتوانند.
در پروتوستوم ها، بلاستوپور باعث تشکیل دهان میشود که بعداً مقعد تشکیل میشود.
جسم بسیاری از حیوانات متناسب است که تناسب آن شعاعی یا دوجانبه است.
بلاخره، حیوانات به اساس نوع و موقعیت ضمایم آنها مانند آنتن ها برای حس کردن محیط یا پنجه برای گرفتن شکار تفکیک شده میتوانند.
اکثریت (~97%) انواع  حیوانات غیرفقاری اند که عبارت از حیوانات اند که نه دارای ستون فقرات اند نه آنها ستون فقرات را انکشاف میدهند (که بصورت عموم استخوان کمر یا مهره های پشت یاد میشود) که از نخستین محور تیر کمر بدست می آید.
تکسا بسیاری از حیوانات غیرفقاری دارای تعداد بیشتر و انواع مختلف سپشز ها نسبت به فایلم فرعی فقاریان اند.
بیشتر از 6,000 نوع ویروس به صورت مفصل تشریح گردیده است.
هنگامیکه داخل یک حجره مصاب شده یا در پروسه مصاب کردن یک حجره نباشند، ویروس ها به شکل ذرات مستقل یا ویرون ها که دارای مواد جینیتیکی (DNA یا RNA)، پوش پروتین که بنام کسپید یاد میشود و در بعضی از موارد بیرون پوش شحمیات وجود دارد.
منشاء ویروس ها در تاریخ تکاملی زندگی واضح نیست: بعضی ها ممکن از پلاسمید ها – توته های DNA که میان حجرات حرکت کرده میتواند تکامل یافته باشند – در حالیکه دیگران ممکن از بکتریا تکامل یافته باشند.
ویروس ها به روش های مختلف پخش شده میتوانند.
نورو ویروس و نوتاویروس که علل معمول امراض ویروسی معده و روده است از راه مدفوع- دهانی که از طریق تماس دست به دهان یا در غذا یا آب منتقل می شوند، انتقال میشوند.
سیستم تنه متشکل از ساقه، برگ ها و گل ها است.
سمت حرکت آب در غشای نیمه قابل نفوذ توسط پوتانسیل آب در غشا مشخص میشود.
تخم های بیشترین نباتات در حالت استراحت یک حالت که فعالیت نورمال تخم در آن متوقف میباشد، اند.
جذب اولین مرحله جوانه زدن است که در آن آب توسط تخم جذب میشود.
این مونومر های از هایدرولیز نشایسته، پروتین و شحمیات که در کوتایلیدون ها یا ایندوسپرم ها ذخیره شده اند بدست آمده میتوانند.
گل های آنها عبارت از اعضای اند که تولیدمثل را معمولاً توسط فراهم ساختن یک میکانیزم برای اتحاد سپرم با تخم تسهیل میکند.
گرده افشانی از یک گل به گل دیگر عبارت از انتقال گرده از انتر یک گل به ستیگمای گل دیگر بالای نبات مختلف در عین سپشز است.
این تغییرات ممکن توسط عوامل جینیتیکی، کیمیاوی یا فزیکی متأثر گردد.
پروتین های گیرنده نور معلومات مانند اینکه روز است یا شب، جریان روز، شدت نور قابل دسترسی و منبع نور را ذخیره میکند.
بسیاری از نباتات گل کننده به علت مرکبات حساس در مقابل نور که نسبت به طول شب، یک پدیده که بنام فوتوپیریودیزم یاد میشود واکنش نشان میدهد در زمان مناسب شگوفه میکنند.
حیوانات به عنوان تنظیم کنند گان یا مطابقت کنندگان طبقه بندی شده میتوانند.
برخلاف، حیوانات مانند ماهی ها و بقه ها مطابقت کنندگان اند زیرا با محیط داخلی خود مطابقت میکنند (مثلاً درجه حرارت بدن) تا با محیط های بیرونی سازگار شوند.
موش ها بطور مثال، به تناسب وزن های خود توانایی مصرف سه برابر بیشتر مواد غذایی نسبت به خرگوش ها دارند زیرا میزان میتابولیکی پایه در فی واحد وزن در موش ها نسبت به خرگوش ها بسیار زیاد است.
اگرچه، روابط در حیوانات که شنا یا پرواز میکنند غیرخطی اند.
در سرعت های پایین پرواز، یک پرنده باید میزان های بلند میتابولیکی را حفظ کند تا در هوا بماند.
بلاخره، حیوانات آب های شیرین دارای مایعات بدن هستند که به آبهای شیرین هایپروسموتیک اند.
اگر یک حیوان مواد غذایی را مصرف میکرد که دارای مقدار بیش از حد انرژی کیمیاوی بود، این بیشترین مقدار انرژی مذکور را به شکل شحمیات برای استفاده آینده و یو یک مقدار انرژی مذکور را به شکل گلایکوجن برای استفاده فوری (مثلاً برای برآورده ساختن نیازمندیهای انرژی) ذخیره خواهم کرد.
برعلاوه جهاز های هضمی آن، حیوانات فقاریه به عنوان بخشی از سیستم های هضمی آنها دارای غدوات کمکی اند مانند جیگر و پانقرانس.
با خروج از معده، مواد غذایی به روده میانه وارد میشوند که قسمت اول روده (یا روده کوچک در پستانداران) و محل اساسی هضم و جذب است.
تبادله گازات در شش ها در میلیون ها کیسه های کوچک صورت میگیرد؛ که در پستانداران و خزندگان این ها بنام الویولی و در پرندگان بنام اتریا یاد میشوند.
این ها وارد شش ها میشوند جاییکه آنها بصورت دوامدار به برانشی های تنگ تر ثانویه و سوم که به لوله های متعدد کوچکتر، برونشیول ها منشعب میشوند.
دو نوع سیستم های دوران خون وجود دارد: باز و بسته.
جریان خون در حیوانات میان دو نوع انساج واقع میگردد: انساج سیستماتیک و اعضای (یا ریوی) تنفسی.
در پرندگان و پستانداران، سیستم های سیستماتیک و ریوی در سلسله باهم وصل هستند.
انقباضات عضلات اسکلیتی عصبی اند زیرا آنها نیاز به ورودی سیناپسی از نیرون های حرکتی دارند.
انقباض تولید شده میتواند به عنوان تکان ناگهانی، افزایش، یا تشنج با در نظرداشت تعداد دفعات پوتانسیل های یک عمل تشریح شود.
میکانیزم های انقباض در تمام سه انساج عضلات مشابه اند.
حیوانات دیگر مانند حلزون ها و نیماتود ها دارای عضلات خط دار مایل اند که دارای باند های فایلمینت های ضخیم و نازک اند که به عوض متقاطع بطور مارپیچ ترتیب شده اند مانند در عضلات اسکلیتی یا قلبی فقاریه ها.
آنها معلومات را در محلات ارتباطات که سینپسیز نامیده میشود ارسال و یا دریافت کرده میتوانند.
حجرات مانند نیورون ها یا حجرات عضلات ممکن با دریافت یک سیگنال از نیورون دیگر تحریک یا مانع گردند.
در فقاریه ها سیستم عصبی متشکل از سیستم عصبی مرکزی (CNS) که شامل مغز و نخاع شوکی است و سیستم عصبی پیرامونی (PNS) است که متشکل از اعصاب است که CNS را با هر بخشی بدن وصل می سازد.
PNS به سه سیستم فرعی جداگانه تقسیم شده است، سوماتیک، آتومونیک و سیستم های عصبی روده ای.
سیستم عصبی خودکار در صورت اضطراری فعال میشود تا انرژی را به حرکت آورد در حالیکه سیستم عصبی پاراسمپاتیک زمانی فعال میشود که اورگانیزم ها در حالت آرام باشند.
اعصاب که مستقیماً از مغز خارج میشوند بنام اعصاب جمجمه یاد میشوند در حالیکه آنهاییکه از نخاع شوکی خارج میشوند بنام اعصاب نخاعی یاد میشوند.
بویژه در انسان ها غدوات بزرگ اندوکراین عبارت از غده تایراید و غدوات ادرینال اند.
هارمون ها میتوانند کمپلکس های امینو اسید، ستیروئید ها، ایکوسانایدز، لیکوترین ها یا پروستاگلندین ها باشند.
آنها گامیت های هپلاید را توسط عملیه میوزیس تولید میکند.
در بسیاری از موارد، طبقه سوم جنین، میزو درم نیز در میان آنها انکشاف میکند.
گاسترولیشن واقع میگردد که به علت آن حرکات مارفوجینیتیکی کتله حجره را به طبقه سوم جنین مبدل می سازد که شامل ایکتو درم، میزو درم و اندو درم است.
تمایز حجروی توسط سیگنال های خارج از حجره مانند عوامل رشد که به حجره های مجاور تبادله شده اند تحت تاثیر قرار دارد که بنام سیگنال مجاور یاد میشود یا به حجرات مجاور در فواصل کمتر که بنام سیگنال پاراکرین یاد میشود.
سیستم معافیتی سازگار یک واکنش مناسب برای هر محرک توسط یادگیری برای شناخت مالیکول های که با آن قبلاً روبرو شده است نشان میدهد.
بکتریا دارای سیستم معافیتی ابتدایی به شکل انزایم ها است که در مقابل مصابیت های ویروسی محافظت میکند.
فقاریه های فک دار بشمول انسانان بشمول توانایی شناختن بهتر پتوجن ها دارای میکانیزم دفاعی بیشتر پیچیده است.
بطور مثال نمونه های ثابت عمل، از نگاه جینیتیکی مشخص و رفتار های تقلید شده اند که بدون یادگیری واقع میگردد.
جامعه اورگانیزم های زنده (بایوتیک) در ارتباط با اجزاء غیرزنده (غیربایوتیک) محیط آنها (مثلاً آب، روشنی، شعاع، درجه حرارات، رطوبت، اتموسفیر، تیزابیت و خااک) بنام ایکوسیستم یاد میشود.
توسط تغذیه از نباتات و از یکدیگر حیوانات در حرکت ماده و انرژی از طریق سیستم نقش مهمی را بازی میکنند.
محیط فزیکی زمین توسط انرژی آفتابی و تاپوگرافی تشکیل میگیرد.
آب و هوا عبارت از درجه حرارت روزمره و فعالیت بارندگی است در حالیکه اقلیم اوسط طویل المدت آب و هوا است که معمولاً در جریان 30 سال اوسط آن گرفته میشود.
در نتیجه، محیط های تر زمینه را برای زندگی گیاهی پرآب مساعد میسازد.
رشد جمعیت در جریان انتروال های کوتاه مدت با استفاده از معادله میزان رشد جمعیت مشخص شده میتواند که میزان های تولد، مرگ و مهاجرت را در نظر می گیرد.
عمل متقابل بیالوژیکی عبارت از تاثیری است که یک جوره ارگانیزم های که در یک جامعه زندگی میکنند بالای یکدیگر دارند.
یک عمل متقابل طویل المدت بنام سیمبایوزیس یا همزیستی یاد میشود.
در هر شبکه غذایی سطوح مختلف خوراکی وجود دارد که پایین ترین سطح آن تولید کنندگان ابتدایی (غذا ساز ها یا اتوتروف) اند مانند نباتات و الجی که انرژی و مواد غیرعضویرا به مرکبات عضوی تبدیل میکنند که بعداً توسط تمام جامعه استفاده شده میتواند.
و آنهاییکه مصرف کنندگان دومی را میخورند عبارت از مصرف کنندگان سومی اند و غیره.
در بعضی از سایکل ها ذخیره ها وجود دارند که یک ماده در آن باقی میماند یا برای مدت طولانی از دیگران جدا میشود.
کلانترین راننده گرم کردن عبارت از انتشار گاز های گلخانه ای است که بیشتر از 90% آن کاربن دای اکساید و میتان اند.
تنوع زیستی بالای وظیفه ایکوسیستم ها تاثیر میگذارد که انواع مختلف خدمات را که مردم بالای آن متکی اند فراهم میسازد.
بصورت عنعنوی، بوتانی نیز شامل مطالعه فنجی ها و الجی ها توسط فنجی شناسان و الجی شناسان گردیده است که با مطالعه این سه گروپ اورگانیزم ها که در داخل ساحه علاقمندی کانگرس بین المللی بوتانیکی باقی میماند.
باغ های فزیکی قرون وسطی که معمولاً با صومعه ها وصل بودند حاوی نباتات بود که دارای ارزش طبی بودند.
این باغ ها مطالعه اکادمیک نباتات را تسهیل کرد.
در جریان دو دهه گذشته قرن 20-بیستم، بوتانیست ها بشمول سلسله جنومیک ها و پروتیومیک ها و DNA بمنظور طبقه بندی بهتر نباتات تخنیک های تحلیل جنیتیک مالیکولی را کشف کرده اند.
"بوتانی مدرن ریشه های خود را دوباره به یونان قدیم میرساند بویژه به تیوفراستس (حدود 371–287 قبل از میلاد) یکی از شاگردان ارسطو کسیکه بسیاری از اساسات آنرا کشف و تشریح کرد و در جامعه علمی به عنوان ""پدر بوتانی"" مشهور است.
دی ماتیریا میدیکا برای بیشتر از 1,500 سال بصورت گسترده خوانده شده است.
در نیمه قرن 16، باغ های بوتانیکی در تعداد از پوهنتون های ایتالیایی یافت شده اند.
آنها رشد بوتانی را به عنوان یک مضمون اکادمیک حمایت کردند.
درین مدت، بوتانی کاملاً تابع طب بود.
بوک سیستم خود را برای طبقه بندی نباتی را ایجاد کرد.
انتخاب و سلسله کرکتر ها ممکن برای در کلید های که اصلاً برای شناسایی (کلید های تشخیصی) طرح گردیده اند مصنوعی باشد یا ممکن بیشتر مربوط آردر طبیعی یا فایلیتیک تکسا در کلید های سناپتیک باشد.
این یک طرح اسم معیاری دو جمله ایی یا دارای دو بخش را ایجاد کرد که اسم اول در آن جینس و اسم دوم سپشز را در جینس مشخص کرد.
افزایش دانش اناتومی، مارفولوژی و دوران حیات نباتی باعث تحقق های گردید که وابستگی های طبیعی بیشتر میان نباتات نسبت به سیستم مصنوعی جنسی لینیوس وجود داشت.
کار کترین ایساو (1898–1997) در مورد اناتومی نباتی هنوز هم بنیاد اصلی بوتانی مدرن است.
مفکوره که ترکیب جوامع نباتی مانند جنگلات برگ پهن معتدل توسط یک پروسه جانشین ایکولوجیکی تغییر میکند توسط هنری چاندلر کولز، ارتور تانسلی و فریدریک کلیمنتس بمیان آمد.
کشف و تشخیص هورمون های نباتی اکسین توسط کینیت وی تیمان در سال 1948 باعث تنظیم رشد نباتات توسط مواد کیمیاوی تطبیق شده بیرونی گردید.
انکشافات قرن 20-بیستم در کیمیا حیاتی نباتی توسط تخنیک های مدرن تحلیل مواد کیمیاوی عضوی مانند طیف بینی، کروماتوگرافی و حرکت ذرات معلق مايع بوسيله نيروى برق صورت گرفته است.
این تکنالوژی ها استفاده بایوتکنالوژیکی تمام نباتات یا کلچر های حجره نباتی را در بایوراکتور ها برای سنتیز آفت کش ها، انتی بیوتیک ها و سایر ادویه جات و همچنان تطبیق عملی محصولات اصلاح شده جینیتیکی که برای ویژگی ها مانند حاصل اصلاح شده طرحه گردیده اند امکان پذیر میسازد.
هدف سیستماتیک های مدرن منعکس ساختن و کشف روابط فایلوجینیتیکی میان نباتات است.
به عنوان یک محصول فرعی فوتوسنتیزیس، نباتات اکسیجن را در اتموسفیر آزاد میکنند زیرا تقریباً تمام موجودات زنده برای انجام دادن تنفس حجروی به گاز نیاز دارند.
از نظر تاریخی، تمام موجودات زنده به عنوان حیوانات یا نباتات طبقه بندی شده بودند و بوتانی مطالعه تمام اورگانیزم که حیوان محسوب نمیشوند را تحت پوشش قرار میداد.
"جدی ترین تعریف ""نبات"" فقط شامل ""نباتات زمینی"" یا ایمبریوفایت ها است، که شامل نباتات تخمی (جمنوسپرم ها بشمول کاج ها و نباتات دارای گل) و سیپتوگام های بدون سپور بشمول سرخس ها، رضن ها، گیاه جگر، نباتات شاخدار و خزه ها است.
مرحله هپلاید جنسی ایمبریوفایت ها که به گمیتوفایت مشهور است، جنین دیپلاید سپوروفایت را در داخل انساج آن برای حد اقل یک بخش از زندگی آن تغذیه میکند حتی در نباتات تخمی که خود گمیتوفایت از سپوروفایت والد تغذیه میکند.
پالیوبوتانست ها نباتات قدیمی را در ریکارد های فوسیل مطالعه میکنند تا در مورد تاریخچه تکاملی نباتات معلومات فراهم سازند.
این چیزی است که ایکولوجیست ها آنرا سطح اول تغذیوی می نامند.
بوتانیست های گیاه هرزه را مطالعه نیز میکنند که یک مشکل قابل توجه در زراعت، و در بیالوژی و کنترول پتوجن های نباتی و ایکوسیستم های طبیعی است.
انرژی نور اخذ شده توسط کلوروفیل a در ابتداء به شکل الیکترون (و بعداً به شکل شیب پروتون) است که برای ساختن مالیکول های ATP و NADPH که انرژی را مؤقتاً ذخیره و انتقال میدهد، استفاده میشود.
برخی از گلوکوز به نشایسته تبدیل میشود که در کلوروپلاست ذخیره میشود.
برخلاف در حیوانات (که کلوروپلاست ندارند)، نباتات و منسوبین ایوکاریوت های آنها تعداد زیادی از نقش های کیمیای حیاتی را محول کرده اند بشمول سنتیز کردن تمام اسید های شحمی و بیشترین امینو اسید های آنها.
نباتات وعایوی زمینی لگنین میسازند که عبارت از یک پولیمیر است که برای تقویه حجرات ثانویه دیوار های زایلم تراکید و رگ ها استفاده میشود تا از فروپاشی آن‌ها در هنگام مکیدن آب توسط یک نبات تحت فشار آب، جلوگیری کند.
دیگران، مانند روغنیات اساسی مانند روغن نعناع صحرایی و روغن لیمو برای خوشبو آنها استفاده میشود مانند چاشنی ها و مصالحه جات (مثلاً کپساسین) و در طبابت به عنوان ادویه جات مثلاً در تریاک از کوکنار.
مثلاً اسپرین تسکین دهنده درد عبارت از اسیتایل ایستر سالی سیلیک اسید است که در اصل از پوست درختان بید جدا میشود و بسیاری از تسکین دهندگان درد تریاک دار مانند هیروئین از تصفیه کیمیاوی مورفین بدست آمده از کوکنار بدست می آید.
امریکایی های بومی نباتات مختلف را به عنوان روش های تداوی امرض برای هزاران سال استفاده کرده اند.
بوره، نشایسته، پنبه، لینین، کنف، بعضی انواع ریسمان، چوب و تخته های ذرات چوب، پاپروس و کاغذ، روغن های نباتی، ویکس و رابر طبیعی عبارت از مثال های مواد اند که دارای ارزش تجاری اند و از انساج نباتی و محصولات ثانوی آنها بدست آمده اند.
محصولات ساخته شده از سلولوز شامل ابریشم مصنوع و سیلوفان، سرش دیوار کاغذی، بایو بیوتانول و باروت پنبه اند.
بعضی از ایکولوجیست ها حتی بالای داده های تجربوی مردم غیر بومی که توسط ایتانوبوتانیست ها جمع آوری گردیده باشند، اتکا میکنند.
نباتات در محیط خود وابسته به عوامل معین خاکی (خاک) و اقلیمی هستند مگر این عوامل را اصلاح کرده هم می توانند.
آنها با همسایه های خود به مقیاس های مختلف فضایی در گروپ ها، جمعیت ها و جوامع که در مجموع رشد گیاهی را تشکیل میدهند، تعامل میکنند.
گریگور مندل قوانین وراثت را توسط مطالعه ویژگی های میراثی مانند اشکال Pisum sativum (نخود) کشف کرد.
با این حال، بعضی از تفاوت های مشخص جینیتیکی میان نباتات و دیگر اورگانیزم ها وجود دارد.
بسیاری از ورایتی های کشت شده گندم در نتیجه کراس های متعدد داخلی و داخلی مشخص میان سپشز های وحشی و دو رگه های آن بمیان آمده اند.
در بسیاری از نباتات زمینی گامیت های مذکر و مؤنث توسط افراد جداگانه تولید میشوند.
تشکیل تیوبر های ساقه در کچالو یکی از مثال ها است.
اپومیکسیز در یک تخم نیز رخ داده میتواند و یک تخم را تولید میکند که دارای جنین باشد که از نگاه جینیتیکی مشابه به والدین باشد.
یک نبات الوپالی پلاید ممکن در نتیجه دورگه سازی میان دو سپشز بمیان آید.
بعضی از نباتات دیگری عقیم پولی پلاید هنوز هم بصورت غیرزوجی یا توسط اپومیکسیز تخم تولیدمثل کرده میتوانند که جمعیت های غیرجنسی افراد یکسان را تولید میکنند.
قاصدک (گل زرد) معمول یک تریپلاید است که تخم های زنده را توسط تخم اپومیکتیکی تولید میکند.
سلسله بعضی از جینوم های نسبتاً کوچک برنج (Oryza sativa) و براچی پودیم دیستاکیان، آنها را بصورت عموم بمنظور دانستن علم وراثت، بیالوژی حجروی و مالیکولی حبوبات، گیاهان و یک مشیمه ها به مودل های مهم سپشز ها مبدل ساخته است.
بشقاب های فیسکومیترالا پالک، نخود، سویابین و سرخس ها معمولاً برای مطالعه بیالوژی حجره نباتی استفاده میشوند.
اظهار جن توسط پروتین های مانع شونده که به ساحات خاموش کننده DNA وصل میشود و مانع ساحه مذکور کود DNA از اظهار شدن میگردد نیز کنترول شده میتواند.
بعضی از تغییرات ایپی جینیتیکی میراثی نشان داده شده اند، در حالیکه دیگران در حجرات نفطه ای مجدداً راه اندازی میشوند.
برخلاف حیوانات، اکثر حجرات نباتی، بویژه آنهاییکه دارای پارنکایما اند، در نهایت متفاوت نیستند و با دادن توانایی برای یک نبات انفرادی جدید برای ایستاد شدن پرقدرت باقی میمانند.
الجی ها یک گروپ پولی فایلتیک است و در بخش های مختلف قرار دارند که بعضی آنها نسبت به دیگران بیشتر نزدیک نباتات اند.
صنف کاروفایت Charophyceae و فرمانرو فرعی نباتات زمینی ایمبریوفایت مشترکاً گروپ مونو فایلیتیک یا کلاد ستریپتوفایتینا را میسازد.
نباتات وعایوی پتریدوفایتیک با زایلم و فولیم واقعی که توسط سپور ها تولیدمثل شده باشد و در گمیتوفایت های آزاد زنده جوانه زده باشد در دوران سیلورین تکامل یافته و در آواخر دوران سیلورین و اوایل دوران دیونین به چندین اجداد متنوع گردیده اند.
گمیتوفایت های کاهش یافته آنها از میگاسپور های نگهداشته شده در داخل اعضاء تولید کننده سپور (میگاسپورنجیا) سپوروفایت یک حالت که به عنوان ایندوسپوری شناخته میشود، توسعه یافته اند.
نباتات تخمی شناخته شده نخستین مربوط آخرین مرحله دیونین فامینین است.
مواد کیمیاوی بدست آمده از هوا، خاک و آب اساس تمام میتابولیزم نباتی را تشکیل میدهد.
هیتروتروف ها بشمول تمام حیوانات، تمام فنجی ها، تمام نباتات کاملاً پرازیتی و بکتریا غیر- فتوسنتز مالیکول های عضوی را که توسط فوتوتروف ها تولید شده اند را میگیرند و آنرا تنفس میکند یا آنرا در ساختن حجرات یا انساج استفاده میکند.
انتقال حجروی فرعی آیون ها، الیکترون ها و مالیکول ها مانند آب و انزایم ها در غشاء حجروی واقع میشود.
مثال های عناصر که نباتات آنرا برای انتقال نیاز دارند عبارت اند از نایتروجن، فاسفورس، پوتاشیم، کلسیم، مگنیزیم و سلفر.
این مرکب در واکنش های گرمی تنه ها و ریشه در مقابل روشنی و جاذبه وساطت میکند.
سایتوکینین طبیعی زیتین در جواری، Zea mays کشف شده است و یک مشتق پیورین ادینین است.
آنها در توسعه جوانه زدن و از بین بردن حالت استراحت در تخم ها، تنظیم قد نبات توسط کنترول طویل شدن ساقه و کنترول گل دخیل اند.
به این دلیل به این اسم یاد شد که اصلاً تصور میشد که این قطع کردن را کنترول میکند.
صنف دیگر فایتوهارمون ها جسمونیتس است که نخست از تیل یاسمن جدا گردید که واکنش های زخم را در نباتات توسط رها سازی اظهار جن های مورد نیاز در واکنش مقاومت اکتسابی سیستماتیک برای حمله پتوجن ها، تنظیم میکند.
نباتات غیروعایوی گیاه جگر، نباتات شاخدار و خزه ها ریشه های وعایوی که در زمین نفوذ میکنند را تولید نمیکند و بیشترین نبات در فوتوسنتیزس اشتراک میکند.
حجرات در هر سیستم قابلیت ایجاد حجرات دیگر و تولید تنه های و ریشه های اضافی هستند.
در صورتیکه یکی از سیستم ها از بین برود، دیگر آنرا اکثراً رشد داده میتواند.
در نباتات وعایوی زایلم و فولیم عبارت از انساج انتقالی هستند که منابع را میان تنه ها و ریشه ها انتقال میدهند.
برگ ها روشنی آفتاب را جمع آوری میکند و فوتوسنتیزس را انجام میدهد.
انجیوسپرم ها عبارت از نباتات تولید کننده تخم اند که گل تولید میکنند و دارای تخم های پوشیده اند.
بعضی نباتات تکثر زوجی دارند، بعضی ها غیرزوجی و بعضی دارای هر دو اند.
طبقه بندی بیالوژیکی یک شکل تکسانومی علمی است.
درحالیکه دانشمندان همیشه در مورد چگونگی طبقه بندی اورگانیزم ها باهم موافق نیستند، فایلوجینیتیک های مالیکولی که سلسله DNA را به عنوان داده ها استفاده میکند بسیاری از تجدید نظر های اخیر را در امتداد خطوط تکاملی هدایت داده است و احتمالاً به این کار ادامه خواهد داد.
نامگذاری اورگانیزم های بوتانیکی در کود بین المللی نامگذری برای الجی ها، فنجی ها و نباتات (ICN) کود گذاری شده است و توسط کانگرس بین المللی بوتانیکی اداره میشود.
نام علمی یک نبات جینس و سپشز آنرا در داخل جینس ارائه میکند که در نتیجه یک نام جهانی برای هر اورگانیزم ایجاد می شود.
ترکیب عبارت از اسم سپشز ها است.
روابط تکاملی و میراثی یک گروپ از اورگانیزم ها بنام تکامل نژادی یا فایلوجینی یاد میشود.
بطور مثال، سپیشز های از نبات پرزکیا شامل درختان یا محوطه های مملو از برگ های که دارای برجستگی بخصوص هستند، میباشد.
قضاوت کردن راجع به روابط بر اساس ویژگی های مشترک میان آنها، نیاز به دقت دارد، چون ممکن است به دلیل داشتن سیر تکامل یکسان که در آن ویژگی های آنها بطور مستقل رشد میکند، با یکدیگر شباهت داشته باشند.
تنها ویژگی های مشتق شده، مانند آرولزهای تولید کننده خار های کاکتوس شواهدی را برای نژاد از اجداد معمول فراهم می سازد.
تفاوت در این جاست که کود ژنیتیکی به عوض اینکه با استفاده از ویژگی های آنعده نباتات که در رشد و تکامل آنها نقش دارد، بطور غیر مستقیم مورد استفاده قرار گیرد، برعکس، این کود به خاطر تعیین ارتباطات که میان نباتات از لحاظ رشد و تکامل وجود دارد، استفاده میگردد.
شواهد ژنیتیکی نشان میدهد که ارتباطات واقعی میان اجسام حیه چندین حجروی از لحاظ رشد و تکامل، طوریکه در دیاگرام آتی نشان داده شده است، وجود داشته است – تعلقات گیاهان با نباتات نسبت به تعلقات آنها با حیوانات بیشتر و عمیق تر میباشد.
انجام تحقیقات در مورد اینکه نمونه های مختلف نباتات چگونه با یکدیگر ارتباط دارند، این فرصت را برای گیاه شناسان فراهم ساخت تا شناخت و آگاهی بهتر در مورد فرآیند رشد و تکامل نباتات حاصل نمایند.
گرچه انسان ها همیشه علاقمندی داشته اند که در مورد تاریخ حیوانات که در چهار اطراف شان زیست می نمودند، آگاهی حاصل نمایند و از دانش شان در مورد نمونه های مشخص حیوانات در جهت اهلی ساختن آنها استنفاده نموده اند، لیکن مطالعه علم حیوان شناسی بطور رسمی از زمان ارسطو آغاز گردید.
علم مدرن زولوجی ریشه در زمان رنانس و اوایل دوره مدرن داشته است، زمانیکه دانشمندانی مانند (Carl Linnaeus, Antonie van leeuwenhoek, Robert Hooke, Chales Darwin, Gregor Mendel و سایر دانشمندان زندگی میکردند.
در کشور فرانسه آثار باستانی مانند نقاشی مغاره ها، حکاکی و مجسمه های متعلق به 15000 سال قبل از میلاد موجود است که بواسطه این آثار حیوانات مختلف چون گاومیش کوهان دار امریکایی، انواع اسپ ها و آهو به تصویر کشیده شده و راجع به هر کدام آنها توضیحات دقیق ارائه گردیده است.
دانش و آگاهی قدیم در مورد حیوانات وحشی ذریعه تصاویر واقعی حیوانات مختلف اعم از حیوانات وحشی و اهلی در نزدیکی شرق، و مصر ارائه گردیده است. روش ها و تخنیکMesopotamia های کشاورزی، شکار حیوانات و ماهیگیری نیز شامل موارد ایست که ذریعه تصاویر و ارائه مثال ها توضیح گردیده است.
ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد حیوانات را به حیث اجسام حیه و پدیده های حیاتی از لحاظ ساختار، چگونگی رشد و تکامل مورد مطالعه قرار داد.
چهار صد سال بعد، گالین یک پزشک رومی حیوانات را به منظور اینکه از لحاظ اناتومی و چگونگی کارکرد و فعالیت اعضای مختلف آنها مورد مطالعه قرار دهد، کالبد شکافی نمود، چون در آن زمان کالبد شکافی جسد انسان ها ممنوع بود.
کاری را که گالین بالای علم اناتومی در اروپا انجام داد، تا قرن 16-شانزدهم میلادی عمدتاً به حیث یک دست آورد ناب بدون اینکه مورد مخالفت قرار گیرد، از ارزش واهمیت خاص برخوردار بود.
علم حیوان شناسی در حالیکه در جریان قرن های 18-هجدهم، 19-نزدهم و 20-بیستم درسیطره مطالعات طبیعت شناسان از طبقه آقایان قرار داشت، بعدها بطور روزافزون به یک رشته علمی حرفوی مبدل گردید.
انکشافات که در این زمینه صورت گرفت و همچنین نتایج حاصله از علوم رویان شناسی و زیست شناسی در 1859 در نشریه مربوط به تیوری داروین پیرامون گزینش طبیعی توحید گردیده و به دسترس عوام قرار گرفت. در این نشریه آقای داروین تیوری رشد و تکامل اجسام عضوی را در یک جایگاه جدید قرار داد، طوریکه مراحل رشد و انکشاف اجسام مذکور را در آن نشریه توضیح داده و نیز شواهد و مدارک مشاهداتی را مبنی بر انجام این کار ارائه نمود.
داروین با توحید نمودن علم مورفولوژی و علم فزیولوژی در قالب یک تیوری بیولوژیکی مشترک تحت نام تیوری رشد وتکامل ارگانیک، مسیر جدیدی را برای این دو رشته علمی تعیین نمود.
شناسایی اجسام حیه و طبقه بندی آنها نظر به ویژگی ها، تفاوت ها و ارتباطات شان، یک ضرورت اولیه محسوب میشد، و این رشته شامل رشته مربوط به تاکسونومست میباشد.
نظریات این دانشمند روی مورفولوژی حیوانات تمرکز داشت.
دسته های مختلف حیوانات و نباتات از آن زمان تا کنون مورد بررسی قرار گرفته است تا از بهبود مطابقت آنها با اصل داروین که یک اصل معمول متعلق به تشکل نمونه ها مطابق به اصل آنها میباشد، اطمینان حاصل گردد.
هومو جینس است و سپینز لقب مشخص، هر دو آنها یکجا شدند و نام سپینز را تشکیل دادند.
سیستم طبقه بندی حیوانات و نباتات که فعلاً مورد استفاده قرار دارد، تکسانومی لینان نامیده می شود.
شناخت ساختار و نحوه فعالیت حجرات یک رکن اساسی و مهم تمام علوم بیولوژیکی میباشد.
این بالای اینکه چگونه اعضا و سیستم های اعضا باهم یکجا در بدن انسان ها و حیوانات کار میکنند تمرکز میکند برعلاوه اینکه آنها چگونه مستقلانه کار میکند.
مطالعات فزیولوژیکی اساساً به دو بخش اعم از فزیولوژی نباتات و فزیولوژی حیوانات تقسیم بندی گردیده است، لیکن بعضی از اصول علم فزیولوژی بدون توجه به اینکه کدام نوع مشخص اجسام حیه را مورد مطالعه دهد، جهان شمول میباشد.
بطورمثال، عموماً شامل آنعده دانشمندان میباشد که آموزش های ویژه را در رابطه به دسته مشخص اجسام حیه مانند علم شناخت جانوران پستاندار، علم پرنده شناسی، علم خزنده شناسی و علم حشره شناسی حاصل نموده اند، لیکن از اجسام مذکور به حیث سیستم های جواب دهی به سوالات در مورد رشد و تکامل آنها استفاده می نمایند.
دانشمندان علم رفتار شناسی از گذشته تا کنون توجه خاص نسبت به رشد و تکامل رفتار ها و شناسایی رفتار ها از لحاظ تیوری انتخاب طبیعی داشته اند.
در حالیکه تحقیق کنندگان از تخنیک های مختص به علم بیولوژی مالیکولی استفاده می نمایند، ادغام یا یکجا سازی تخنیک های مذکور با روش های حاصله از علم وراثت و کیمیای حیاتی یک امر معمول میباشد.
علوم طبقه بندی حیوانات و نباتات از لحاظ بیولوژیکی نمونه های گوناگون اجسام حیه متعلق به زمان گذشته و حال را و نیز چگونگی روابط میان اجسام مذکور را که از زمان گذشته تا کنون وجود داشته است، مورد مطالعه قرار میدهد.
به منظور مطالعه سیر رشد و تکامل ویژگی های حیوانات و نباتات (مانند ویژگی های اناتومیک و ویژگی های مالیکولی آنها) و نیز دسته بندی اجسام حیه (جغرافیه حیاتی) از درختان پولیژنیتیک متعلق به نمونه های از نباتات و تاکسای بلند قامت استفاده می گردد.
علوم طبقه بندی سیستماتیک حیوانات و نباتات از لحاظ بیولوژیکی نمونه های از حیوانات ونباتات را با استفاده از سه شاخه مشخص علوم مذکور دسته بندی می نماید.
بر اساس علوم تجربوی طبقه بندی سیستماتیک حیوانات و نباتات، حیوانات نظربه واحدات تکاملی آنها که شامل نمونه ها و اهمیت آنها در رشد و تکامل شان میباشد، شناسایی و دسته بندی میگردد.
توضیح تنوع زیستی سیاره زمین و اجسام حیه متعلق به آن.
تاکزونومی بخشی از علوم تجربوی طبقه بندی سیتماتیک حیوانات و نباتات میباشد که مسایل مشخص را از (a) الی (d) طوریکه در فوق تذکر گردیده است، مورد مطالعه قرار میدهد.
با آن هم، در عصر حاضر، تمامی این نمونه ها به حیث بدیل یا جانشین یکدیگر تلقی میگردند.
بعضی ها ادعا می نمایند که علوم طبقه بندی سیستماتیک حیوانات و نباتات تنها روابط میان نمونه های از حیوانات و نباتات را که با گذشت زمان به میان می آید، مورد مطالعه قرار میدهد و این روابط می تواند مشابه فیلوژنیتیک های باشد که عمدتاً سلسله مراتب استنباط شده اجسام حیه را تحت مطالعه و بررسی قرار میدهد.
طبقه بندی نباتات یا حیوانات از لحاظ علمی، در ثبت معلومات و گزارش آن به سایر دانشمندان و مردم عوام کمک می نماید.
در علم بیولوژی، نمونه های نباتات یا حیوانات عبارتاز واحد اساسی طبقه بندی یا رده بندی تاکزونومی یک جسم حیه و نیز یک واحد تنوع زیستی میباشد.
علاوه برآن، متخصصین زیست شناسی دوران قدیم (Paleontologist) از تیوری نمونه های مختلف النوع (Chronospecies) استفاده می نمایند، چونکه بررسی پروسه تولید مثل فوسیل ها امکان پذیر نمی باشد.
تمامی نمونه ها (به استثنای ویروس ها) به نام های که از دو سیلاب تشکیل شده باشند، مانند بایونومیل ""binomial"" مسمی میباشد.
بطورمثال، Boa Constrictor یکی از چهار نمونه Genus Boa میباشد که constrictor به حیث لقب نمونه های مذکور مورد استفاده قرار میگیرد.
همچنین، درمیان آنعده اجسام حیه که تنها بصورت غیر جنسی تولید نسل می نمایند، مفهوم نمونه های که تولید نسل می نمایند، تجزیه و تحلیل گردیده و هر نمونه حیوانی یا نباتی که از طریق القای مصنوعی تولیدی میگردد (Clone) بطور بالقوه یک نمونه کوچک به حساب می آید.
نمونه های نباتات و حیوانات از همان زمانیکه ارسطو زیست داشت الی قرن 18م به حیث طبقات ثابت که در یک سلسله مراتب تحت نام سلسله بزرگ اجسام حیه قرار میگرفت، قابل مشاهده بوده است.
این نظریه در قرن 20م میلادی از طریق وراثت و علم مطالعه اجسام حیه و نسبت آنها به محیط زیست، بطور قابل ملاحظه توسعه یافت.
ارنست مایر بیشتر روی جداسازی تولید مثل تأکید داشت، لیکن مطالعه و بررسی این نظریه مانند سایر مفاهیم و نظریه های مربوط به نمونه های از حیوانات و نباتات یک کار دشوار و حتی غیر ممکن میباشد.
این روش به حیث یک روش کلاسیک برای تعیین نمونه های که قبلاً با روش لیونس (Linnaeus) طبق تیوری مربوط به رشد وتکامل نمونه ها استفاده میگردید، مورد استفاده قرار میگرفت.
طبق قاعده فرضی (Rule of Thumb) دانشمندان علم مایکروبیولوژی چنین فرض نموده اند که انواع بکتریا ویا آرکیا که دارای RNA 16S بوده و بیشتر از97 فیصد با یکدیگر شباهت دارند، باید توسط هیبریداسیون DNA-DNA چک و بررسی گردد تا معلوم شود که آیا متعلق به نمونه های یکسان هستند یا خیر.
شباهت های که میان نمونه های مختلف حیوانات و نباتات وجود دارد، بر مبنای رویکردهای مدرن و با استفاده از روش های محاسباتی مورد مقایسه قرار میگیرد.
یک دیتابیس، بارکد سیستم های متعلق به دیتا یا اطلاعات مربوط به اجسام حیه حاوی سلسله بارکد های (DNA) میباشد که این دیتابیس شامل اطلاعات در مورد تعداد 190,000 نوع نمونه های حیوانی و نباتی میباشد.
بطور مثال، در نتیجه یک مطالعه که راجع به گیاهان قارچی انجام شد، ویژگی های نوکلیوتاید که از نمونه های (Cladistic) استفاده می نمایند، مورد بررسی قرار گرفت که در نتیجه آن، نتایج بسیار دقیق را در تشخیص و شناسایی نمونه های که تا اکنون طبق تمامی نظریه ها مطالعه گردیده است، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت.
تا به حال حاضر، سایر دانشمندان این رویکرد را مورد حمایت قرار میدهند، طوریکه انفلاسیون تاکزونومیک را یک نظریه نامناسب پنداشته و نظریه مخالف آن را یک نظریه محافظه کارانه تاکزونومیک تلقی می نمایند و ادعا دارند که این نظریه اساساً برای جداسازی نمونه های حیوانی و نباتی جهت شناخت توده های کوچک نمونه های مذکور یک امر ضروری میباشد، زیرا به نظر آنها، نمونه های مذکور می تواند به حیث نمونه های که در معرض خطر قرار دارند روی لست سرخ (IUCN) گنجانیده شود تا به اساس قانون محافظت نمونه ها، مورد حفاظت قرار گرفته و یک بودجه مشخص برای نگهداری آنها تخصیص داده شود.
هرگاه منظور ساینس دان ها این باشد که یک نام یا عنوان میتواند برای تمامی نمونه های موجود در یک دسته مشخص نباتات یا حیوانات به کار برده شود، در آنصورت جینس را بدون درنظرداشت نام یا اصطلاح مشخص آن به کار میبرند.
هرگاه معلومات بیشتر در این مورد به دسترس قرار گیرد، در آنصورت این فرضیه ممکن است تأیید و یا رد گردد.
هرگاه واحد طبقه بندی گیاهی یا جانوری به اجزای متعدد، اغلباً به اجزای جدید تقسیم بندی گردد، این عملیه جدا سازی طبقات تکسا نامیده می شود.
اصطلاح (Quasispecies) که به معنای شبیه نمونه های حیوانات و نباتات می باشد، بعضی اوقات برای معرفی اجسام که بطور سریع در حال تغییر هستند مانند ویروس ها، استفاده میگردد.
در سپشز های حلقه ای، هنگامیکه اعضای جمعیت های مجاور در یک محدوده دوامدار توزیع در میان همدیگر بصورت موفقانه نسل گیری شود مگر اعضای جمعیت های دورتر این را انجام نمی دهند.
سپشز های حلقه به این ترتیب برای هر مفکوره سپشز که بالای جدایی تولیدمثل تکیه دارد مشکل ایجاد میکند.
تکامل سپشز مربوط یک اقدام جدایی تولیدمثل جریان کاهش یافته جن میشود.
بکتریا ها پلازمیدها را با بکتریا های سپشز دیگر تبادله کرده میتوانند، بشمول بعضی های که در دومین های فایلوجنیتیک متفاوت ظاهراً دور باهم مرتبط اند که تحلیل روابط خود را مشکل ساخته است و مفکوره سپشزهای بکتریایی را ضعیف ساخته است.
انقراض های کتلوی دارای علل مختلف بشمول فعالیت آتشفشانی، تغییر اقلیم و تغییرات در کیمیای بحری و اتموسفیریکی بود و آنها به نوبه خود تاثیرات بزرگ بالای ایکولوژی زمین، اتموسفیر، سطح زمین و آب ها داشت.
بعضی از ناظرین ادعا دارند که میان میل دانستن پروسه های تشکیل سپشز و نیاز شناسایی و کتگوری بندی یک تضاد ذاتی وجود دارد.
یکی از موارد کلاسیک در امریکای شمالی مورد بوم خالدار محافظت شده شمالی است که با بوم خالدار کلفورنیایی محافظت نشده و بوم مسدود شده دورگه میشود؛ که باعث مناقشات حقوقی شده است.
یک شکل با شریک ساختن آن توسط تمام اعضای آن متمایز می شد، جوان ها هر گونه تغییرات را ممکن از والدین خود به میراث ببرند.
او یک نظریه سلسله مراتب طبقه بندی تکسانومی را مبنی بر ویژگی های قابل مشاهده بمیان آورده است و قصد داشت تا روابط طبیعی را منعکس سازد.
جین باپتیست لامارک در فلسفه زولوجیکی سال 1809 خود ترانسمیوتیشن سپشز ها را تشریح کرد و پیشنهاد کرد که یک سپشز به مرور زمان در یک حرکت رادیکالی از تفکر ارسطویی تغییر کرده میتواند.
جینس (که حالت جمع آن جینیرا است) یک درجه تکسانومیکی است که در طبقه بندی بیالوژیکی اورگانیزم های زنده و فوسیل و همچنان ویروس ها استفاده میشود.
مثلاً پانتیرا لیو (شیر) و پانتیرا اونکا (پلنگ) دونوع جینس پانتیرا اند.
یک مثال بوتانیکی Hibiscus arnottianus است که یک سپشز مشخص جینس Hibiscus بومی هواوی است.
"نام های موجود آنهایی هستند که مطابق کود بین المللی نامگذاری زولوجیکی به نشر رسیده اند و به ‌طور دیگری توسط تصمیم‌ های بعدی کمیسیون بین‌المللی نامگذاری زولوجیکی (ICZN) متوقف نشده اند؛ این چنین اولین نام باید بعداً به عنوان نام ""قابل اعتبار"" (مثلاً فعلی یا قبول شده) برای تکسان در سوال انتخاب شود."
در بوتانی، مفاهیم مشابه وجود دارد مگر با لیبل های مختلف.
اگرچه، تعداد زیادی نام ها برای دو یا بیشتر جینیرا مختلف (معمولاً بصورت غیرارادی) تعیین شده اند.
یک نام که به معنی دو مورد مختلف است یک homonym است.
اگرچه، یک جنس در یک فرمانرو میتواند یک نام علمی داشته باشد که به عنوان نام اصلی (یا نام تکسان در درجه دیگر) در یک فرمانرو استفاده میشود که توسط کود مختلف نامگذاری اداره میشود.
بطور مثال، در میان خزند گان (غیر-پرندهگان) که تقریباً دارای 1180 جینیرا است، بیشترین (>300) آن فقط 1 سپشز دارد، ~360 آن میان 2 و 4 سپشز دارد، 260 آن 10-5 سپشز دارد، ~200 آن 11–50 دارد و فقط 27 جینیرا بیشتر از 50 سپشز دارد.
اینکه کدام سپشز ها به یک جنس اختصاص داده شده اند تا حدودی دلخواه است.
چیزی که به یک فامیل ارتباط دارد – یا اگر فامیل تشریح شده باید شناخته شود – توسط تکسانومیست های مسلکی پیشنهاد و مشخص میشود.
اکثر اوقات موافقت دقیق وجود ندارد هر تکسانومیست موقف جداگانه اختیار میکند.
مایکل نویسک (1986) آنها را در عین موقف داخل کرد.
برای تشریح یک صنف قوانین عینی وجود ندارد، مگر برای حیوانات مشهور احتمالاً اتفاق نظر وجود دارد.
در بوتانی، صنف در حال حاضر به ندرت مورد بحث قرار میگیرند.
بصورت غیر رسمی، فایلا به اساس پلان تخصصی عمومی بدن به عنوان گروپ از ارگانیزم ها در نظر گرفته میشود.
بناءً فایلا یکجا شده یا نصف شده میتواند اگر ظاهر گردد که آنها مربوط یکدیگر اند یا خیر.
به اساس تعریف بد و جینسن، یک فایلم توسط مجموعه ویژگی های مشترک تمام نماینده های زنده آن تعریف میشود.
اگرچه، این مبنی بر ویژگی است، تطبیق آن بالای ریکارد فوسیل آسان است.
اگرچه، اثبات اینکه یک فوسیل مربوط گروپ کراون یک فایلم است مشکل است، زیرا این باید یک ویژگی مشخص سیت فرعی گروپ کراون را نشان دهد.
"جدول ذیل سیستم تاثیر کاویلیر سمیت (اگرچه بسیار مخالفت آمیز) را در معادل کردن ""Plantae"" را با Archaeplastida یک گروپ که دارای Viridiplantae و Rhodophyta الجی و بخش های Glaucophyta است تعقیب میکند."
بخش پینوفایتا ممکن برای تمام ظاهرالبذر ها (بشمول سرخس ها، ژنگو ها و جنیوفایت ها) یا فقط برای درختان مخروطی مانند ذیل استفاده شود.
پروتیستا یک تکسان پولی فایلیتیک است که به بیالوجیست های امروزی نسبت به گذشته کمتر قابل قبول است.
کارل لینیوس (1707–1778) تهداب نامگذاری بیالوژیکی عصری را گذاشت که حالا توسط کود های نامگذری در سال 1735 تنظیم شده است.
"در سال 1937 ایدورد چتن اصطلاحات ""پروکاریوت"" و ""ایوکاریوت"" را برای متمایز ساختن این ارگانیزم ها معرفی کرد.
روبرت ویتاکر یک فرمانروا اضافی را برای فنجی ها تشخیص داد.
دو فرمانروا باقی مانده، پروتیستا و مونیرا، شامل کالونی های وحیدالحجروی و ساده حجروی بودند.
در سیستم های دیگر، مانند سیستم پنج فرمانروا لین مارگیول، نباتات تنها شامل نباتات زمینی (ایمبریوفایتا) بود و پروتاکتیستا تعریف وسیع داشت.
پیشرفت های تکنالوژیکی در مایکروسکوپ الیکترونی زمینه جداسازی کرومیستا از فرمانروا نباتات را مساعد ساخت.
بلاخره، بعضی از پروتیست ها که فاقد مایتوکاندریا بودند کشف شدند.
این فرمانروا بزرگ که مخالف فرمانروا بزرگ میتاکریوتا بود، پنج فرمانروا دیگر ایوکاریوت (حیوانات، پروتوزوا، فنجی، نباتات و کرومیستا) را باهم یکجا گروپ بندی کرد.
کاویلر سمیت دیگر اهمیت تقسیم اساسی ایوبکتریا-ارکی بکتریا که توسط وسن و دیگران مطرح و توسط تحقیق اخیر حمایت شده بود، را قبول نداشت.
" کاویلر سمیت شرایط تکسا که باید مونوفایلیتیک باشد (به اصطلاح او ""هالوفایلیتیک"") که باید قابل اعتبار باشد قبول نمی کند."
پیشرفت های مطالعات فایلوجینیتیک کاویلر سمیت را قارد ساخت تا یادآور شود که تمام فایلا که بنظر میرسید ارکی زون ها باشد (یعنی امیتوکاندریت ایوکاریوت های اولی) در حقیقت بصورت ثانوی مایتوکاندریا خود را از دست داده اند معمولاً توسط انتقال آ«ها به اورگانیل های جدید: هایدروجینوزوم ها.
" به اساس اینگونه مطالعات RNA، کارل ووس فکر میکرد که اگرچه زندگی به سه بخش بزرگ تقسیم میشود آنها را به عنوان مودل ""سه فرمانروا عمده"" یا مودل ""urkingdom"" یاد کرد.
ووس پروکریوت ها را (که قبلاً در فرمانروا مونیرا طبقه بندی شده بودند) به دو گروپ تقسیم کرد که بنام ایوبکتریا و ارکی بکتریا یاد می شدند و تاکید کرده که میان این دو گروپ آنقدر تفاوت جینیتیکی موجود است به اندازه که میان این یک گروپ با ایوکاریوت ها وجود دارد.
"آنها عقیده داشتند که فقط گروپ های مونوفایلیتیک باید در طبقه بندی به عنوان درجه های رسمی قبول شوند – در حالیکه این روش در گذشته قابل عملی شدن نبود (که نیاز به ""ده ها فرمانروا ایوکاریوت داشت) – حالا امکان تقسیم کردن ایوکاریوت ها به ""چند گروپ بزرگ که احتمالاً تمام آنها مونوفایلیتیک اند"" وجود دارد."
"این ایوکاریوت ها را به شش ""گروپ بزرگ"" مشابه تقسیم کرده است."
فکر میشود که نباتات با حیوانات و فنجی ها ارتباط بسیار دور دارد.
ده استدلال مخالف شامل این حقیقت است که آنها پرازیت های اجباری داخل حجروی اند که فاقد میتابولیزم اند و توانایی تکثر خارج از حجره میزبان را ندارند.
دو مورد اول آن همه مایکروارگانیزم های پروکاریوت اند یا بیشتر آن اورگانیزم های وحیدالحجروی اند که حجرات آنها هسته پیچیده یا غیرمتصل به غشاء دارند.
هالوفیل ها اورگانیزم های اند که در محیط های بسیار نمکی رشد میکنند و اورگانیزم های هایپرترموفیل عبارت از اورگانیزم های اند که در محیط های بیش از حد گرم رشد میکنند و این ها مثال های ارکیا اند.
سیانوبکتریا و مایکوپلازما ها دو مثال بکتریا اند.
تکامل عبارت از تغییر در ویژگی های میراثی جمعیت های بیالوژیگی در نسل های متوالی.
تکامل زمانی زخ میدهد که پروسه های تکاملی مانند انتخاب طبیعی (بشمول انتخاب جنسی) و تمایل جینیتیکی توسط این انحراف عمل کند که در نتیجه آن ویژگی های مشخص در یک جمعیت بیشتر معمول یا نادر میشوند.
تیوری علمی تکامل توسط انتخاب طبیعی بطور مستقل توسط چارلیس داروین و الفرید روسیل والیس در نیمه قرن 19-نزدهم مطرح شد و در کتاب داروین در مورد منشاء سپشز ها بطور مفصل بیان شده است.
بدین گونه، در نسل های متوالی اعضای یک جمعیت به احتمال زیاد توسط فرزندان والدین با ویژگی های دلخواه که آنها را قادر به زنده ماندن و تولیدمثل در محیط های مربوطه آنها کرده است عوض میشوند.
ریکارد فوسیل شامل پیشرفت گرافیت بایوجنیک اولیه تا فوسیل های کمرنگ میکروبی تا اورگانیزم های فوسیلی کثیرالحجروی اند.
او در تلاش تشریحات پدیده طبیعی به اساس قوانین فزیکی بود که برای تمام اشیای قابل دید یکسان بود و نیاز به موجودیت هیچ کتگوری معین طبیعی یا نظم الهی عالم هستی نداشت.
طبقه بندی بیالوژیکی معرفی شده توسط کارل لینیوس در سال 1735 ماهیت مرتبه ای روابط سپشز ها را بصورت واضح تشخیص کرد، مگر هنوز هم سپشز ها را به اساس پلان الهی ثابت می دانست.
این نظریه ها توسط معتقدین فلسفه طبیعی به عنوان یک تفکر فاقد حمایت تجربوی محکوم گردیده بودند.
"تا حدودی متاثر شده توسط یک مقاله در مورد اصل جمعیت (1798) توسط تامس روبرت مالتس، داروین دریافت که رشد جمعیت ممکن زمینه را برای ""تلاش برای موجودیت"" مساعد سازد که در آن انحرافات دلخواه با از بین رفتن دیگران غالب شدند."
"داروین نظریه ""انتخاب طبیعی"" اش را از 1838 به بعد توسعه داد و ""کتاب بزرگ"" خود را در مورد این موضوع نوشته میکرد هنگامیکه الفرید روسیل والیس نسخه از تقریباً همان نظریه را در سال 1858 برای او فرستاد."
درین مورد، داروین نظریه مؤقتی پین جینیسیز خود را توسعه داد.
برای تشریح چگونگی بوجود آمدن انواع جدید، دی ویریز یک تیوری میوتیشن را توسعه داد باعث بوجود آمدن یک درز مؤقتی میان آنهاییکه تکامل داروینی را قبول کرده بودند و زیست سنج های که طرفدار دی ویریز بودند بمیان آمد.
نشر ساختار DNA توسط جیمز وتسن و فرانسیس کریک با همکاری روسالیند فرانکلن در 1953 یک میکانیزم فزیکی را برای وراثت تشریح کرد.
"در 1973، بیالوجیست تکاملی تیودوسیوس دوبزهانسکی نوشت که "در بیالوژی هیچ چیزی مفهوم ندارد مگر در روشنی تکامل،"" زیرا این روابط آنچه را که در ابتداء حقایق نامرتبط به نظر میرسید در تاریخ طبیعی در جسم منسجم تشریحی دانش آشکار ساخته است که تعداد زیادی حقایق قابل مشاهده در مورد زندگی در این سیاره را تشریح و پیش بینی میکند."
مجموعه مکمل ویژگی های قابل مشاهده که ساختار و رفتار یک اورگانیزم را تشکیل میدهد بنام فینوتایپ یاد میگردد.
بطور مثال، پوست قهوه ای از عمل متقابل میان جنوتایپ و روشنی آفتاب یک شخص بمیان می آید؛ به این ترتیب، قهوه ای شدن پوست به فرزندان مردم انتقال نمی شوند.
DNA یک بایوپولیمیر طویل است که از چهار نوع قاعده تشکیل شده است.
بخش های مالیکول DNA که یک واحد وظیفوی را مشخص میکند بنام جن ها یاد میشوند؛ جن های مختلف دارای سلسله های مختلف قاعده هستند.
اگر سلسله DNA در یک مکان میان افراد تفاوت باشد، اشکال مختلف این سلسله بنام الیل یاد میشوند.
اگرچه، این ارتباط ساده میان یک الیل و یک ویژگی در بعضی از موارد کار میکند، تعداد زیادی از ویژگی ها بیشتر پیچیده اند و توسط ویژگی کمی مکان (جن های تعاملی متعدد) کنترول میشوند.
میتایلیشن DNA که کروماتین، حلقه های خود-نگهدارنده میتابولیکی، خاموش شدن جن توسط مداخله RNA و مطابقت سه بعدی پروتین ها (مانند پرایون ها) را نشانی میکند عبارت از ساحاتی است که سیستم های ایپی جینیتیک وراثت به سطح اورگانیزمیکی کشف شده است.
بطور مثال، وراثت ایکولوژیکی از طریق پروسه ساختن طاقچه توسط فعالیت های منظم و تکراری اورگانیزم ها در محیط آنها تعریف میشود.
باوجود معرفی ثابت انحراف جدید از طریق میوتیشن و جریان جن، بیشترین جینوم های یک سپشز در تمام افراد آن سپشز ها یکسان هستند.
یک بخش قابل توجهی انحراف فینوتایپیکی در جمعیت به علت انحراف جنوتایپ بمیان می آید.
زمانی که یک الیل جدید به نقطه تثبیت برسد انحراف ناپدید میشود – زمانی که این از جمعیت ناپدید میشود یا تمام الیل اجدادی را تعویض کند.
هنگامیکه میوتیشن واقع شود، آنها ممکن محصول یک جن را تغییر دهد یا مانع جن از فعالیت گردد یا هیچ تاثیری نداشته باشد.
کاپی های اضافی جن یک منبع اساسی مواد خام مورد نیاز برای جن های جدید بمنظور تکامل اند.
جن های جدید از یک جن اجدادی تولید شده میتواند زمانیکه یک کاپی دوتایی میوتیت کند و وظیفه جدید را بدست آورد.
نسل جن های جدید نیز میتواند شامل بخش های کوچک چندین جن که در حال دوتایی شدن اند شوند که با این توته ها بعداً دوباره باهم یکجا میشوند تا ترکیبات جدید با وظایف جدید را تشکیل دهند.
ترکیب دوباره و مرتب سازی دوباره فریکونسی های الیل را تغییر نمیدهد مگر در عوض الیل های که با یکدیگر مرتبط اند اولاد های دارای ترکیبات جدید الیل ها اند.
هزینه اول این است که در سپشز دو شکله جنسی فقط یکی از دو جنس ها میتواند حامله شود.
با این حال تولیدمثل جنسی عبارت از وسیله های بیشتر معمول تولیدمثل میان ایوکاریوت ها و اورگانیزم های کثیرالحجروی است.
انتقال جن ها میان سپشز ها شامل تشکیل اورگانیزم های دورگه و انتقال افقی جن است.
انتقال افقی جن ها از بکتریا به ایوکاریوت ها مانند خمیره سکرومایسیز سیریویزی و شپشه لوبیای ایدزوکی کالوسوبروچوس چاینینسیس واقع گردیده است.
ویژگی های مختلف میزان های مختلف زنده ماندن و تولیدمثل (تناسب متفاوت) را ارائه میکند.
در نتیجه، اورگانیزم ها با ویژگی های که به آنها نسبت به رقابت کنندگان آن برتری میدهد به احتمال بیشتر میتوانند ویژگی های خود را به نسل بعدی انتقال دهند نسبت به آنهاییکه که دارای ویژگی‌هایی هستند که مزیتی ایجاد نمی‌کنند.
مفهوم اساسی انتخاب طبیعی عبارت از تناسب تکاملی یک اورگانیزم است.
بطور مثال، اگر یک اورگانیزم بصورت درست زنده مانده بتواند و سریعاً تولیدمثل کند و اولاد اش بسیار کوچک و ضعیف بودند تا زنده بمانند، این اورگانیزم ممکن یک سهم جینیتیکی کمتری را به نسل های بعدی داشته باشد و به این ترتیت ممکن تناسب کمتری داشته باشد.
مثال های ویژگی ها که تناسب را افزایش داده میتواند عبارت از زنده ماندن بهبود یافته و باروری افزایش یافته اند.
اگرچه، حتی اگر سمت انتخاب به این ترتیب معکوس شود، ویژگی های که در گذشته از دست داده شده اند ممکن به شکل یکسان دوباره تکامل نکنند (قانون دولو را مشاهده کنید).
اول آن اتخاب سمتی است، که عبارت از تغییر در ارزش اوسط یک ویژگی به مرور زمان است – مثلاً، اورگانیزم ها به آهستگی قد بلند میشوند.
بلاخره، در ثبات انتخاب در مقابل ارقام ویژگی شدید در هر دو انجام انتخاب وجود دارد که باعث کاهش انحراف در اطراف مقدار اوسط و تنوع کمتر میگردد.
این فهم وسیع طبیعت دانشمندان را قادر میسازند تا نیروی های معین را مشخص کنند که باهم انتخاب طبیعی را تشکیل میدهند.
اگرچه، میزان ترکیب مجدد پایین است (تقریباً دو رویداد در هر کروموزوم در هر نسل).
مجموعه الیل ها که معمولاً در یک گروپ به میراث برده میشود بنام هپلوتایپ یاد میشود.
این حرکت زمانی متوقف میشود که یک الیل در نهایت نصب شود یا توسط ناپدید شدن از جمعیت یا توسط تعویض تمام الیل های دیگر.
تیوری خنثی تکامل مالیکولی پیشنهاد کرد که بیشترین تغییرات تکاملی در نتیجه نصب میوتیشن های خنثی توسط حرکت جنیتیکی بمیان می آید.
اگرچه، یک نخسه تازه و خوبتر حمایت شده این مودل نظریه تقریباً خنثی است که میوتیشن که بصورت مؤثردر یک جمعیت خنثی باشد لزوماً در یک جمعیت بزرگ خنثی نیست.
تعداد افراد در یک جمعیت بسیار مهم نیست، بلکه یک مقرره است که به عنوان اندازه مؤثر جمعیت شناخته میشود.
موجودیت یا عدم موجودیت جریان جن اساساً مسیر تکامل را تغییر میدهد.
این استدلال فشار های مخالف برای از بین بردن احتمال تمایلات داخلی در تکامل برای مدت طولانی استفاده شد تا اینکه عصر مالیکولی باعث علاقه مجدد به تکامل خنثی شد.
بطور مثال، طرف های میوتیشن اکثراً در مودل های استفاده کودون ظاهر میگردد.
طرف های مختلف درج در مقابل حذف در تکسا مختلف باعث تکامل جینوم های اندازه های مختلف شده میتواند.
تفکر معاصر در مورد نقش میوتیشن طرف ها یک نظریه مخالف هلدین و فیشر را منعکس می سازد.
اورگانیزم ها همچنان میتوانند توسط همکاری با یکدیگر، معمولاً توسط کمک کردن به خویشاوندان یا اشتراک در همزیستی سودمند دوجانبه، به انتخاب واکنش نشان دهند.
تحولات عظيم سير تکامل به تکامل اشاره میکند که به سطح سپشز یا بالاتر از آ واقع میشود، بویژه تشکیل سپشز و انقراض؛ در حالیکه تحولات کوچک سیر تکامل به تغییرات کوچک سیر تکاملی در داخل یک سپشز یا جمعیت اشاره میکند، بویژه تغییرات در فریکونسی الیل و توافق.
اگرچه، در تحولات عظیم سیر تکامل، ویژگی های تمام سپشز ها ممکن مهم باشد.
"یک مفکوره غلط معمول این است که تکامل اهداف دارد، پلان های طویل المدت دارد و یا یک میلان فطری برای ""پیشرفت"" دارد، طوریکه در عقاید مانند اورتوجینیسیس و تکامل گرایی بیان گردیده است؛ در حقیقت تکامل هیچ هدف طویل المدت ندارد و در اصل هیچ پیچیدگی بیشتری را تولید نمیکند."
همچنان، اصلاح توافق ممکن به یک ویژگی دلالت کند که برای زنده ماندن یک اورگانیزم مهم باشد.
یک ویژگی توافقی عبارت از یک جنبه نمونه انکشافی اورگانیزم است که امکان اورگانیزم مذکور را برای زنده ماندن و تولیدمثل مساعد میکند و یا آنرا بهبود می بخشد.
مثال های برجسته دیگر عبارت از بکتریا ایسچیریچیا کولی که دارای توانایی استفاده از ستریک اسید به عنوان مواد غذایی در تجربه طویل المدت لابراتواری دارد، فلاووبکتیریم که یک انزایم جدید را تکامل میدهد که این بکتریا ها را اجازه میدهد تا توسط محصولات فرعی تولید نایلون رشد کند و بکتریای خاکی سپینگوبیم که در حال تکامل یک راه کاملاً جدید میتابولیکی است که آفت کش مصنوعی پنتاکلوروفینول را تخریب میکند.
در نتیجه، ساختار ها دارای ارگان هایی مشابه داخلی ممکن در اورگانیزم ها دارای وظایف مختلف باشد.
اگرچه، اینکه تمام اورگانیزم های زنده مربوط به بعضی از رویداد ها میشوند، حتی اعضای بدن که بنظر میرسد که دارای مشابهت کمی یا هیچ ساختاری است، مانند چشم های ارتروپود، ماهی مرکب و فقاریه ها یا اعضای بدن و بال های ارتروپود ها و فقاریه ها مربوط به یک مجموعه معمول جن های مشابه باشد که نصب و وظیفه آنها را کنترول میکند؛ که این بنام هولوجی عمیق یاد میشود.
مثال ها شامل جن های کاذب، باقی مانده های غیرفعال چشم ها در ماهی کور غار نشین، بال های پرندگان که پرواز کرده نمیتوانند، موجودیت استخوان های لگن در نهنگ ها و مار ها و ویژگی های جنسی در اورگانیزم های که از طریق تولیدمثل غیر زوجی تکثر میکنند.
یکی از مثال ها چلپاسه افریقایی هولاسپیس گوینتری است که دارای سر بسیار هموار برای پنهان شدن در شکاف است، همانطور که با نگاه کردن به خویشاوندان نزدیکش می توان دید.
مثال دیگر آن انتخاب انزایم ها از گلایکولوزیس و میتابولیزم زینوبایوتیک است تا به عنوان پروتین های ساختاری که بنام کرستالین ها یاد میشوند فعالیت کنند.
این مطالعات نشان داده است که تکامل انکشاف را برای تولید ساختار های جدید تغییر داده میتواند مانند ساختار های استخوانی جنینی که در حیوانات دیگر به فک توسعه می یابد و در عوض در پستانداران بخش از گوش وسطی را تشکیل میدهد.
این تغییرات در سپشز دوم بعداً به نوبه خود باعث سازگاری های جدید در سپشز اولی میگردد.
بطور مثال، همکاری شدید میان نباتات و فنجی مایکروهیزل وجود دارد که از ریشه خود نمو میکند و با نبات کمک میکند تا مواد غذایی را از خاک جذب کند.
ائتلافات میان اورگانیزم ها عین سپشز نیز تکامل یافته اند.
دراینجا، حجرات سوماتیک به سیگنال های مشخص واکنش نشان میدهد که به آنها راهنمایی میکند که آیا رشد کنند، قسمیکه هستند همانطور باقی بمانند یا بمیرند.
"برای تعریف مفکوره ""سپشز"" راه های متعدد وجود دارد.
باوجود تنوع مفاهیم مختلف سپشز، این مفاهیم مختلف در یکی از سه روش وسیع فلسفی جابجا شده میتواند: نسل گیری در میان هم نژادها، ایکولوجیکی و فایلوجینیتیک.
با وجود استفاده وسیع و طویل المدت آن، BSC مانند دیگران بدون بحث نیست مثلاً این مفاهیم بالای پروکاریوت ها عملی شده نمیتوانند و این بنام مشکل سپشز یاد میشود.
جریان جن ممکن این پروسه را با پخش انواع جدید جنیتیکی به سایر جمعیت ها آهسته سازد.
درین صورت، سپشز های که باهم ارتباط نزدیک دارند بصورت منظم میان هم نسل گیری میشوند، مگر دورگه ها در مقابل آنها انتخاب خواهم شد و سپشز متمایز خواهم ماند.
تشکیل سپشز چندین بار تحت هر دو شرایط کنترول شده لابراتوار (تجارب تشکیل سپشز لابراتوار را مشاهده کنید) و در طبیعت مشاهده شده است.
معمول ترین تشکیل سپشز در حیوانات عبارت از تشکیل سپشز الوپاتریک است که در جمعیت های رخ میدهد که در ابتداء از نظر جغرافیوی جدا شده باشند مثلاً توسط توته-توته شدن زیستگاه ها یا مهاجرت.
حالت دوم تولید سپشز پیری پاتریک سپیسیشن است و این هنگامی واقع میگردد که جمیعت های کوچک ارگانیزم ها در یک محیط جدید جدا شوند.
حالت سوم پاراپاتریک سپیسیشن است.
بصورت عموم این زمانی واقع میشود که یک تغییر جدی در محیط داخل زیستگاه سپشز های والدینی واقع شود.
انتخاب در مقابل نسل گیری با جمعیت والدین حساس در مقابل فلزات در زمان گل کردن نباتات مقاوم در مقابل فلزات یک تغییر تدریجی را تولید کرد که در نهایت باعث جدایی کامل تولید مثل شد.
این شکل نادر است زیرا حتی مقدار کوچک جریان جن ممکن تفاوت های جینیتیکی را میان بخش های یک جمعیت از بین ببرد.
این در حیوانات معمول نیست زیرا دورگه های حیوانات معمولاً عقیم اند.
این به کروموزوم های هر سپشز اجازه میدهد تا جوره های یکسان را در جریان میوزیس تشکیل دهد زیرا کروموزوم های هر والد توسط یک جوره از قبل ارائه گردیده است.
در حقیقت، دو برابر شدن کروموزوم در یک سپشز ممکن علت معمول جدایی تولیدمثل باشد، زیرا نصف تعداد کروموزوم ها در هنگامیکه نسل گیری با اورگانیزم های دو برابر نشده ممکن مطابقت نداشته باشد.
تقریباً سپشز های تمام حیوانات و نباتات که بالای زمین زندگی کرده اند حالا از بین رفته و به نظر می رسد که از بین رفتن سرنوشت نهایی همه سپشز ها باشد.
باوجود انقراض بیشتر از 99 فیصد تمام سپشز ها که یک زمان بالای زمین زندگی میکردند، حدود 1 تریلیون سپشز در حال حاضر در زمین وجود دارد که فقط یک هزارم یک فیصد آن تشریح شده است.
نخستین شواهد مسلم زندگی در زمین حد اقل به 3.5 بیلیون سال قبل بر میگردد، در جریان عصر احجار بعد ازینکه قشر زمین بعد از ذوب شدن اولی Hadean Eon شروع به جامد شدن کرد.
"در جریان تبصره بالای دستاورد های استرالیایی، ستیفن بلیر هیجز نوشت، ""اگر زندگی نسبتاً سریعتر بالای زمین اتفاق می افتید، درینصورت در کاینات معمول می بود.""
تخمین ها در مورد تعداد سپشز های فعلی زمین که از 10 تا 14 میلیون میرسد، که تخمیناً 1.9 میلیون آن نامگذاری شده است و 1.6 میلیون آن تا اکنون در یک دیتابیس مرکزی ثبت شده که باقی مانده حد اقل 80 فیصد تا هنوز تشریح نشده است.
نژاد های معمول ارگانیزم ها در ابتداء از چهار واقعیت ساده در مورد ارگانیزم ها استنباط شده اند: اول، آنها دارای توزیع جغرافیوی اند که توسط توافق موقعیت تشریح شده نمی تواند.
چهارم، ارگانیزم ها با استفاده ازین مشابهت ها به سلسله مراتب گروپ های دارای آشیانه که مشابه شجره فامیل است طبقه بندی شده میتوانند.
این نظریه به اندیشه بر میگردد که مختصراً توسط داروین ذکر شده است، مگر بعداً کنار گذاشته شد.
توسط مقایسه اناتومی های هر دو سپشز های مدرن و از منقرض شده، فوسیل شناسان اجداد سپشز های مذکور را استنباط کرده میتوانند.
درین اواخر، شواهد اجداد معمول از مطالعه مشابهت های کیمیای حیاتی میان ارگانیزم ها بدست آمده است.
حجرات ایوکاریوت ها میان 1.6 و 2.7 بیلیون سال قبل ظاهر گردید.
غرق شدن دیگر ارگانیزم های مانند سیانوبکتریا باعث تشکیل کلوروپلاست ها الجی ها و نباتات گردید.
در جنوری 2016، ساینس دان ها گزارش دادند که حدود 800 میلیون سال قبل یک تغییر کوچک جینیتیکی در یک مالیکول واحد که بنام GK-PID یاد میشود ممکن ارگانیزم ها را قادر به تبدیل شدن از یک ارگانیزم یک حجروی به چندین حجروی کرده باشند.
محرک های مختلف برای انفجار کمبرین پیشنهاد شده اند بشمول تجمع اکسیجن به علت فوتوسنتیزیس در اتموسفیر.
انتخاب مصنوعی عبارت از انتخاب ارادی ویژگی ها در یک جمعیت ارگانیزم ها است.
پروتین ها دارای خواص ارزشمند توسط دوره های تکراری میوتیشن و انتخاب (مثلاً انزایم هاو انتی بادی های جدید اصلاح شده) در یک پروسه که بنام تکامل هدایت شده یاد میشود، تکامل یافته اند.
نسل گیری با جمعیت های مختلف این ماهی کور بعضی از ماهی ها را با چشم های فعال تولید کردند، زیرا میوتیشن های مختلف در جمعیت های جدا شده واقع شده بودند که در غار های مختلف تکامل یافته بودند.
بسیاری از امراض انسانی یک پدیده ساکن نیست مگر دارای قابلیت تکامل اند.
این ممکن است که ما با پایان زندگی مؤثر تعداد بیشتر از انتی بیوتیک ها روبرو هستیم و پیش بینیی تکامل و قابلیت تکامل پتوجن های ما و ستراتیژی های اختراع برای آهسته کردن یا جلوگیری نیاز به دانش عمیق تر به نیروی های پیچیده تکامل در سطح مالیکولی دارد.
او ستراتیژی های تکامل را برای حل مسایل پیچیده انجینیری استفاده کرده است.
در بعضی از کشور ها بویژه در ایالات متحده، این تنش ها بین ساینس و مذهب منجر به مناقشه خلق-تکامل کنونی شده است یک منازعه مذهبی که بالای سیاست و آموزش عامه تمرکز دارد.
تصمیم The Scopes Trial در سال 1925 باعث شد که این مضمون در کتاب های درسی بیالوژی ثانویه امریکایی برای یک نسل بسیار نادر شود، مگر بعداً به تدریج دوباره معرفی گردید و با تصمیم اپیرسن وی ارکنسن در سال 1968 از لحاظ قانونی محفوظ گردید.
انتخاب طبیعی عبارت از زنده ماندن و تولیدمثل متاوت افراد به دلیل تفاوت ها در فینوتایپ است.
تغییرات در تمام جمعیت های ارگانیزم ها وجود دارد.
محیط یک جینوم شامل بیالوژی مالیکولی در حجره، حجرات دیگر، افراد دیگر، جمعیت های، سپشز ها و همچنان محیط غیرزنده است.
انتخاب طبیعی اساس بیالوژی مدرن است.
مفکوره انتخاب طبیعی اصلاً در عدم موجودیت تیوری معتبر وراثت توسعه یافت؛ در زمان نوشتن داروین، ساینس تیوری های مدرن وراثت را توسعه نداده بود.
استدلال های کلاسیک در قرن 18 توسط پیری لیوس ماپرتیوس و دیگران بشمول پدرکلان داروین، ایرسموس داروین مجدداً معرفی گردید.
مؤفقیت این تیوری سطح آگاهی مقیاس بزرگ زمان جیولوجیکی را بالا برد و این نظریه را قابل قبول ساخت که تغییرات کوچک و واقعاً غیرقابل مشاهده در نسل های متوالی میتواند پیامد های را در مقیاس تفاوت ها میان سپشز ها تولید کند.
"او در جریان نوشتن ""کتاب کلان"" خود بود تا تحقیق خود را ارائه کند هنگامیکه طبیعت شناس الفرید روسیل والیس بطور مستقل این اصل را درک کرد و آنرا در یک مقاله که او آنرا به داروین فرستاده بود تا آنرا به چارلیس لیل روان کند تشریح کرد."
در چاپ 3-سوم سال 1861 داروین تصدیق کرد که دیگران – مانند ویلیم چارلیس در 1813، و پتریک ماتیو در 1831 – نظریات مشابه را پیشنهاد کرده بودند، مگر نه آنها را توسعه دادند و نه هم آنها را در انتشارات علمی برجسته ارائه کردند.
در یک نامه به چارلیس لیل در سپتمبر سال 1860، داروین برای استفاده از اصطلاح ""انتخاب طبیعی"" پشیمان شد، و به اصطلاح ""حفاظت طبیعی"" ترجیح داد."
"اگرچه، انتخاب طبیعی به عنوان یک میکانیزم بحث برانگیز باقی ماند، بخاطریکه تا یک حدی به این دلیل که برای سلسله ویژگی های مشاهده شده یک موجود زنده بسیار ضعیف تلقی میشد و تا یک حدی به این دلیل که حتی حمایت کنندگان تکامل آنرا به علت ماهیت ""راهنمایی نشده"" و غیر پیشرفتی آن آنرا رد کردند، یک پاسخ که به عنوان تنها مهم ترین مانع برای پذیرش نظریه شناخته شده است."
با ادغام تکامل با قوانین وراثت مندل در اوایل قرن 20م که بنام سنتیزیس عصری یاد میشود، ساینس دان ها بصورت عموم انتخاب طبیعی را قبول کردند.
" J. B. S. هالدین مفکوره ""هزینه"" انتخاب طبیعی را معرفی کرد."
"اگرچه، انتخاب طبیعی در مفهوم که تغییرات در فینوتایپ میتواند دارای مزیت تولیدمثل باشد بدون در نظرداشت اینکه این ویژگی ارثی است یا خیر ""کور"" است."
اگر ویژگی ها که به این افراد مزیت تولیدمثل میدهد نیز ارثی باشد که از والدین به اولاد انتقال شده باد درینصورت تولیدمثل متفاوت وجود خواهم داشت که یک قسمت کمی بیشتر خرگوش های تیز یا الجی مؤثر در نسل بعدی است.
این هدف را ظاهر می سازد، مگر در انتخاب طبیعی انتخاب عمدی وجود ندارد.
این برای پروانه های رنگ تاریک فرصت خوبی زنده ماندن را فراهم می سازد تا اولاد دارای رنگ تاریک را تولید کنند و فقط در پنجاه سال از اولین پروانه تاریک گرفته شده، تقریباً تمام پروانه ها در صنعت مانچستر دارای رنگ تاریک بودند.
اگر یک ارگانیزم نسبت به دیگر سپشز های آن عمر نصف داشته باشد، مگر دو برابر تعداد فرزندانی که تا بزرگسالی زنده می‌مانند، داشته باشد، جن های آن در جمعیت بالغ نسل بعدی بیشتر معمول می‌شود.
"یک تمایز باید میان مفکوره "بقای انسب"" و بهبود در تناسب"" وجود داشته باشد.""
"هالدین این پروسه را ""جانشینی"" نامید و در بیالوژی بیشتر به ""نصب"" معمول است."
احتمال یک میوتیشن مفید که در بعضی اعضای یک جمعیت واقع میشود مربوط تعداد مجموعی تکرار تغییر مذکور است.
"درین تجربه، بهبود در تناسب"" مربوط تعداد تکرار های یک تغییر مشخص برای ظاهر شدن یک تغییر جدید که توانایی رشد در ساحات بعدی با غظلت بالا ادویه باشد، داشته باشد."
"تجربه تکامل طویل المدت E. coli ریچارد لینسکی یکی از مثال های توافق در یک محیط رقابتی (""بهبود در تناسب"") در جریان ""بقای انسب"") است."
انتخاب غیر معمول در گسیخته نیز در جریان دوره های انتقال فعالیت میکند هنگامیکه حالت فعلی مطلوب فرعی باشد، مگر ویژگی ها را در بیشتر از یک سمت تغییر میدهد.
بعضی از بیالوجیست ها فقط دو نوع را می شناسند: انتخاب قابلیت زیستن (یا زنده ماندن) و انتخاب باروری (یا حاصلخیزی یا تولیدمثل) که برای افزایش میزان تولیدمثل با توجه به بقا عمل میکند.
در انتخاب خویشاوند و منازعه داخل جینوم، انتخاب سطح جن یک تشریح خوبتری پروسه در زیر قرار گرفتن را فراهم می سازد.
انتخاب ایکولوژکی عبارت از انتخاب طبیعی از طریق وسیله های مختلف بدون انتخاب جنیسی مانند انتخاب خویشاوند، رقابت و کودک کشی است.
اگرچه، در بعضی از سپشز ها، انتخاب جوره عمدتاً توسط نر ها صورت میگیرد مثلاً در بعضی از ماهی های فامیل Syngnathidae.
از زمان کشف پنسیلین در 1928 بدینسو، انتی بیوتیک ها برای مبارزه با امراض بکتریایی استفاده شده اند.
تغییر جنیتیکی نتیجه میوتیشن ها، ترکیباب مجدد جینیتیکی و تغییرات در کاریوتایپ (تعداد، شکل، اندازه و ترتیب داخلی کروموزوم ها) است.
اگرچه، تعداد زیادی میوتیشن ها در DNA غیر کودگذاری شده دارای تاثیرات مضر است.
تغییرات در این ها اغلب دارای تاثیرات بزرگ بالای فینوتایپ افراد است زیرا آنها وظیفه بسیاری از جن های دیگر را تنظیم میکند.
زمانی که اینگونه میوتیشن های در تناسب های بلند رخ دهند، انتخاب طبیعی به نفع این فینوتایپ ها است و ویژگی جدید در جمعیت پخش میشود.
اگرچه، این شایسته مفهومی است که یک سپشز که دورگه ها در مقابل آن انتخاب شده باشند، مخالف تکامل جدایی تولیدمثل باشد، یک مشکل است که توسط داروین شناخته شده است.
فینوتایپ توسط ترکیب جینیتیکی (جنوتایپ) یک ارگانیزم و محیط که در ارگانیزم مذکور در آن زندگی میکند مشخص میشود.
یکی از مثال های آن انتی جن های نوع ABO خون در انسان ها است که سه الیل در آن فینوتایپ را اداره میکند.
این پروسه تا زمانی نصب الیل ادامه می یابد و تمام جمعیت فینوتایپ مناسب را باهم شریک سازند.
باثبات کردن انتخاب ویژگی های وظیفوی جینیتیکی مانند جن های کودگذاری پروتین یا سلسله های تنظیم کننده را در طول زمان توسط فشار انتخابی در مقابل متغییر های مضر حفظ میکند.
بعضی از اشکال انتخاب متوازن کردن باعث نصب نمی گردند، مگر یک الیل را در فریکونسی های متوسط در یک جمعیت نگه میدارد.
مراقبت تغییر الیل از طریق انتخاب از گسیخته یا متنوع کننده نیز واقع شده میتواند که به نفع جنوتایپ های است که در هر سمت از اوسط حرکت میکند (مخالف غالبیت بیش از حد) و باعث توزیع دو وجهی ارقام ویژگی شده میتواند.
اگرچه، بعد از یک زمان بدون میوتیشن های جدید، تغییر جینیتیکی درین ساحات به علت حرکت جینیتیک از بین میرود.
نتیجه دقیق این دو پروسه مربوط هر دو میزان که این میوتیشن های جدید در آن واقع میگردد و نیروی انتخاب طبیعی میشود که تابع اندازه نامطلوبیت ثابت شد میوتیشن است.
احتمال اینکه اینگونه تغییر میان دو الیل واقع میشود ارتباط معکوس با فاصله میان آنها دارد.
یک جارو انتخابی قوی باعث ایجاد یک ساحه جینوم میگردد که در آن هپلوتایپ مثبت انتخاب شده (الیل و همسایه های آن) فقط آنهایی هستند که در جمعیت وجود دارد.
انتخاب پس زمینه برعکس یک جارو انتخابی است.
"به گفته فیلسوف دانیل دینیت، ""نظریه خطرناک داروین"" در مورد تکامل توسط انتخاب طبیعی ""تیزاب جهانی،"" که به هیچ رگ یا ظرف محدود مانده نمی تواند، زیرا بزودی لیک میشود و به اطراف خود راه پیدا میکند."
این شرایط عبارت اند از: قابلیت وراثت، تغییر نوع و رقابت برای منابع محدود.
تفسیر هربرت سپنسر و طرفدار علم اصلاح نژاد انسان فرانسیس گالتن از انتخاب طبیعی به عنوان یک لزوماً پیشرفت کننده که باعث پیشرفت های پیشنهاد شده در هوش و تمدن گردید، توجیهی برای استعمار، علم اصلاح نژادی انسان و داروینزم اجتماعی گردید.
"نظریه نژادی به عنوان اساس ایالت ما دستاورد های زیادی درین زمینه داشته است.""
برجسته ترین مثال سایکولوژی تکاملی که در جریان کار های ابتدایی نوم چومسکی و بعداً توسط ستیفن پنکر پیشرفت قابل ملاحضه کرد عبارت از فرضیه است که مغز انسان برای دانستن قوانین گرامری لسان طبیعی با آن توافق کرده است.
"او مشاهده کرد که ارگانیزم ها (نبات نخود) ویژگی ها را از طریق "واحد های وراثت" مجزا به ارث می برند."
ساختار و وظیفه جن، تغییر و توزیع در شرایط حجره، اورگانیزم (مثلا غالب) و در شرایط یک جمعیت مورد مطالعه قرار میگیرد.
پروسه های جینیتیکی یکجا با محیط یک ارگانیزم و تجارت کار میکند تا بالای انکشاف و رفتار تاثیر کند که معمولاً به عنوان طبیعت در مقابل پرورش یاد می شود.
علم مدرن وراثت در تلاش دانستن این پروسه است که با کار اگستینین فرایر گریگور مندل در نیمه قرن 19-نزدهم آغاز گردید.
قانون دوم او مشابه به چیزی است که مندل آنرا به نشر رسانده است.
یک تیوری مشهور در جریان قرن 19-نزدهم و تاکید شده توسط چارلیس داروین در سال 1859 در مورد منشاء سپشز ها، آمیختن وراثت بود: یک نظریه که افراد ویژگی ها را از والدین خود به ارث می برند.
"او در مقاله خود ""Versuche über Pflanzenhybriden"" (""تجارب در مورد دورگه سازی نباتات"")، که در 1865 به نتورفورسینچر ویرین (جامعه برای تحقیق در طبیعت) در برن، مندل نمونه های وراثی چندین ویژگی را در نباتات نخود کشف کرد و آنرا از نگاه ریاضیکی تشریح کرد."
"ویلیم بتیسون، یک طرفدار کار مندل، کلمه جینیتیکس را در سال 1905 (صفت جینیتیک از کلمه یونانی جینیسیز مشتق شده است – γένεσις "منشاء"، که قبل از اسم واقع میشود و برای اولین بار در مفهوم بیالوژیکی در سال 1860 استفاده شده است) ابداع کرد.
در 11 سال بعدی او کشف کرد که زنان فقط کروموزوم X دارند و مردان دارای هر دو کروموزوم X و Y اند.
جیمز وتسن و فرانسیس کریک ساختار DNA را با استفاده از بلورنگارى X-ray کار روسالیند فرانکلن و میورایس ویلکنز که نشان دادند که DNA دارای ساختار ستاره ای (یعنی به شکل مارپیچ) است، در سال 1953 مشخص کردند.
این ساختار همچنان یک میتود ساده را برای تکرار پیشنهاد کرد: اگر رشته ها از هم جدا باشند، رشته های جدید شریک برای هر یکی آنها به اساس سلسله رشته سابقه ساخته شده میتواند.
در سالهای بعدی ساینس دان ها تلاش کردند تا بدانند که DNA چگونه پروسه تشکیل پروتین را کنترول میکنند.
با درک مالیکولی جدیداً کشف شده وراثت تحقیقات متعدد بمیان آمدند.
یکی از پیشرفت های مهم به پایان رسیدن زنجیر سلسه DNA در سال 1977 توسط فریدریک سنگر بود.
در تجارب او که مطالعه ویژگی رنگ گل بود، مندل دریافت که گل های هر نبات نخود ارغوانی یا سفید بودند – مگر هیچگاه در میان این دو رنگ نبودند.
تعدادی زیادی از سپشز ها بشمول انسانان دارای اینگونه وراثت اند.
هنگامیکه ارگانیزم ها در یک جن هیتروزایگوس باشند، اغلب یک الیل غالب نامیده میشود و کیفیت های آن بالای فینوتایپ ارگانیزم غالب میشوند در حالیکه الیل دیگر مغلوب نامیده میشود بخاطریکه کیفیت های آن کاهش می یابند و مشاهده نمی شوند.
"اکثراً سمبول ""+"" برای نشانی کردن الیل معمولی، غیر میوتیشن کننده برای یک جن استفاده می شود."
یکی از دیاگرام های معمول که برای پیشبینی نتایج نسل گیری دو جنس استفاده میگردد، مربع Punnett میباشد.
بعضی از جن ها عملیه دسته بندی را بطور مستقل انجام نمی دهند که این خود نشان دهنده رابطه جنیتیکی آنها میباشد و در مبحث بعدی روی آن بحث میگردد.
یک جن دیگر کنترول می نماید که آیا گل ها دارای رنگ هستند و یا سفید میباشند.
بسیاری از ویژگی های جن ها شامل ویژگی های حقیقی آنها نمی باشد مانند (گل های ارغوان و گل های سفید) بلکه دارای ویژگی های ثابت (مانند قد و قامت انسان و رنگ جلد) میباشند.
اینکه جن های یک جسم حیه تا چه حد و اندازه در تشکیل یک ویژگی جن دیگر کمک می نماید، قابلیت موروثیت آن جسم نامیده می شود.
شامل یک دسته نیوکلوتاید ها میباشد که چهار نوع DNA آن به نام های ادینین، سیتوزین، گوانین و تیمین وجود دارد.
ویروس ها بدون میزبان تولید نسل نمی نمایند و بسیاری از پروسه های ژنیتیکی بالای آنها اثر گذار نمی باشد، پس به این دلیل اجسام حیه به حساب نمی آیند.
این ساختار – DNA – عبارت از مبنای جسمی یا فزیکی برای توارث میباشد: الگو برداری از DNA باعث می شود که معلومات ژنیتیکی به دو نسخه یکسان حاصل گردد که این کار از طریق جدا سازی مرکبات DNA و استفاده از مرکبات مذکور به حیث یک قالب برای مخلوط سازی یک نمونه جدید، صورت گرفته میتواند.
مرکبات DNA بیشتر اوقات نهایت طویل میباشد، بطور مثال طویل ترین کروموزوم انسانی از لحاظ حدوداً دارای 247 میلیون جوره میباشد.
اکثر اوقات در هسته حجرات پیدا می شود، لیکن DNA آقای (Ruth Sager) در قسمت کشف ژن های غیر کروموزومی که در خارج از هسته پیدا می شود، کمک و همکاری نمود.
در حالیکه اجسام حیه haploid تنها دارای یک کاپی از هر کروموزوم میباشد، تعداد زیادی از حیوانات و نباتات از نوع diploid میباشند که هر دو نوع کروموزوم را دارا میباشند واز اینرو دارای دو کاپی از هر ژن میباشند.
در انسان ها و تعداد زیادی از حیوانات، کروموزوم –Y- دارای ژن میباشد که در رشد و تکامل ویژگی های جنسی مردانه کمک می نماید.
این پروسه که (Mitosis) نامیده می شود، عبارت از ساده ترین شکل تولیدمثل بوده و مبنای تکثر غیر جنسی محسوب میگردد.
اورگانیزم های ایوکاریوت بیشتر اوقات جهت به دنیا آوردن جنین که در تشکل آن مواد جینیتیکی موروثی حاصله از والدین مختلف شامل میباشد، از عملیه تکثر جنسی استفاده می نمایند.
بعضی از باکتری ها می توانند با یکدیگر آمیخته شده و در نتیجه یک ذره کوچک DNA به یک نوع باکتری دیگر مبدل سازند.
به این طریق ژن های جدید که از آمیختگی با یکدیگر بوجود می آیند، می توانند در یک جنین تولید کننده یک جوزه همنوع، جا بگیرند.
در جریان عبور از این مرحله، کروموزوم ها بخش های مختلف –DNA- را با یکدیگر تبادله می نمایند و در نتیجه ژن های –Alleles- را میان کروموزوم ها بطور مؤثر مخلوط می سازند.
عملیه عبور از این مرحله بشکل سیتولوژیک برای اولین بار توسط هریت کریگتن و باربارا مک کلنتاک در سال 1931 میلادی انجام شد.
احتمال عبور از این مرحله تا یک مسافت طولانی و مقدار کافی وجود دارد که میتواند در روند وراثت جن ها به کمک یکدیگر شان بطور مٰوثر واقع گردد.
دسته مشخص از امینواسید ها باعث بوجود آوردن یک ساختار مخصوص سه بعدی برای پروتین گردیده و ساختار های سه بعدی دیگر پروتین متعلق به نوع فعالیت آنها میباشد.
پروتین دارای ساختار متحرک میباشد؛ هیموگلوبین پروتین زمانیکه در تسهیل روند جذب، حمل و نقل و آزاد سازی مالیکول های آکسیجن در خون حیوان پستاندار کمک می کند، نسبتاً یک شکل مختلف را به خود میگیرد.
بطور مثال،‌ کمخونی داسی شکل یک بیماری جنتیکی انسانی است که در نتیجه تفاوت یک ماده ای در ساحه کودگذاری بخش β-globin هیموگلوبین بمیان می آید، که باعث تغییر یک امینو اسید میشود که خواص فزیکی هیموگلوبین را تغییر می دهد.
بعضی از زنجیره های DNA به RNA تحریر شده مگر در به تولیدات پروتینتبدیل نمیشوند– مانند مالیکول های RNA بنام RNA بدون کودگذاری یاد میشود.
یک مثال جالب رنگ آمیزی پوش پشک چشم آبی سیامی میباشد.
مگر این پروتین های تولید کننده موء سیاه در مقابل حرارت حساس اند (بطور مثال یک جهش داشته که سبب حساسیت در مقابل گرما شده) و در محیط های با گرمای بالا خواص کیمیاوی اش تغییر نموده، در تولید پگمنت موء تیره در ساحات که پشک گرمای بالان بدن دارد بازمیماند.
بعد از سقوط امپراطوری روم غربی، دانش مفاهیم یونانی جهان در اروپای غربی در جریان اوایل قرون (400 تا به 1000 میلادی) قرون وسطی دچار تضعیف شدن شد، مگر در دنیای اسلام در جریان عصر طلایی اسلام حفظ شد.
ساینس مدرن معمولاً به سه شاخه بزرگ علوم طبیعی تقسیم شده است (بطور مثال، بیولوژی، کیمیا، و فزیک)، که در مفهوم گسترده طبیعت را مطالعه میکند؛ علوم اجتماعی (بطور مثال، اقتصاد،‌ روانشناسی، و جامعه شناسی)،‌ که افراد و جوامع را مطالعه میکند؛ و علوم رسمی (بطور مثال منطق،‌ ریاضیات، کمپیوتر ساینس تیوریکی)،‌ که سروکارش با سمبول های است که توسط اصول اداره میگردد.
دانش جدید در ساینس توسط تحقیق ساینس دانان پیشرفت میکند ساینسدانان که توسط کنجکاوی در مورد جهان و علاقه حل مشکلات تشویق میشوند.
مشخصاً، این نوع دانش بود که مردم میتوانست با یکدیگر شریک و تفهیم نمایند.
اگرچه، هیچ تمایز آگاهانه ثابت بین دانش و چنین چیزهای بوجود نیامد، که در هر جامعه، و انواع دیگر دانش اجتماعی، مانند افسانه شناسی و سیستم های حقوقی درست است.
آنها حتی یک تقویم رسمی بوجود آوردند که دارنده دوازده ماه است، هر ماه سی روز، و پنج روز در اخیر سال.
برای این دلیل، این استدلال شده است که این مردان نخستین فلیسوفان در یک جهت سخت بودند،‌ و همچنان نخستین کسانی بودند که واضحاً طبیعت و عقیده را با هم متمایز مینمود.
برخلاف، تلاش برای بکار بردن دانش طبیعت برای تقلید طبیعت (صنعت یا تکنالوژی، یونانی تیکنی) یک علاقه بیشتر مناسب برای کارگران طبقه پایین اجتماعی بود.
تیوری اتوم ها توسط فلیسوف یونانی لوسیپوس و شاگرد اش دیموکریتوس بوجود آمد.
میتود سقراط طوری که در دیالوگ های افلاطون به ثبت رسیده است یک میتود از بین بردن فرضیه منطقی است: فرضیه های بهتر با از بین فرضیه های که در مخالفت با فرضیه های بهتر قرار دارد بشکل تدریجی از بین میرود.
سقراط نوع سابق مطالعه فزیک را مورد انتقاد قرار داده گفته خیلی تفکری بوده و دچار نقد خودی میباشد.
ارسطو بعد یک پروگرام سیستماتیک فلسفه تلولوژیک بوجود آورد: حرکت و تغییر به حقیقت پیوستن پوتانسیل های موجود در آشیا، نظر به اینکه چه نوع آشیا اند معرفی شده اند.
سقراط همچنان اصرار داشت که فلسفه باید برای ملاحظه کردن پرسش عملی بهترین راه زندگی انسان بکار برد شود (یک مطالعه که ارسطو به اخلاقیات و فلسفه سیاسی تقسیم نمود).
مدل اریستارکوس بشکل گسترده رد شد بخاطر باور چنین بود که قوانین فزیک را نقض میکند.
جان فیلوپنوس یک دانشمند بیزانس در دهه 500 دروس فزیک ارسطو را تحت پرسش قرار داده به نقض های آن اشاره کرد.
چهار عامل ارسطو توصیه میکرد که چرا باید پرسش در چهار شیوه پاسخ داده شود تا موارد بشکل ساینسی تشریح گردند.
اما، متون اصلی ارسطو بالاخره در اروپای غربی از دست رفت، و فقط یک متن توسط افلاطون بشگل گسترده شناخته میشد، تایموس، که یگانه دیالوگ افلاطونی بود، و یکی از محدود کارهای اصلی فلسفه کلاسیک طبیعی بود، که به خوانندگان لاتین در اوایل قرون وسطی فراهم بود.
بسیاری از ترجمه های سیریانی توسط گروه های مانند نستوریها و مونو فزیت ها انجام میشد.
"p. 465: ""فقط زمانیکه تاثیر ابن حیثم روی نوشته های عمومی فزیک قرون وسطی بشکل جدید بررسی شد میتواند استدلال شارم را که ابن حیثم بنیان گذار حقیق فزیک مدرن بود بررسی شود.
کانون ابن سینا یکی از مهمترین نشریات در طبابت محسوب میشود و هر دو اش به کاربرد طب ازمایشی خیلی کمک کرده است، که در آن استفاده از آزمایشات برای حمایت استدلال هایش صورت گرفته است.
بر علاوه این، ترجمه متون کلاسیک یونان از عربی و یونانی به لاتین آغاز شد تا ، که سبب ارائه یک سطح بالای بحث علمی در اروپای غربی شد.
نخسه های خطی کتاب الحازن اوپتیکس همچنان قبل از 1240 در اروپا تکثیر شد، طوریکه با ادغام کردن اش در ویتولا پریسپیکتیوا به ثبت رسیده است.
این موج متون قدیمی سبب رینسانس قرن 12م شد و سبب رونق اعتقادات کلیسای کاتولیک و ارسطو گرایی که در اروپای غربی شیوه تعلیم قرون وسطی شناخته میشد شد، که یک مرکز جغرافیاوی جدید ساینس شد.
یک مدل دید که بعد بنام چشم انداز یاد میشد هنرمندان دوره رینسانس را مطالعه و مورد کاربرد قرار داد.
این روی یک قضیه استوار بود که دوره های مداری سیاره ها در زمانیکه جسم کروی شان از مرکز حرکت دور هستند طویل تر هستند که او یافت با مدل بطلیموس مطابقت نداشت.
او یافت که تمام نور از یک نقطه منظره در یک نقطه در عقب کره شیشه‌ی تصویر برداری شده بود.
کیپلر میتافزیک ارسطو را رد ننمود و کار او را جستجو برای هماهنگی کره ها توصیف نمود.
"گالیله استدلال های پاپ را بکار برد و آنرا به صدای ساده لوح در ""دیالوگ مرتبط به دو سیستم عمده دنیا"" گذاشت که شهری هشتم را نقض کرد. "
دکارت روی تفکر فردی تمرکز کرد و استدلال میکرد که ریاضیات در عوض هندسه باید برای مطالعه طبیعت بکار برده شود.
"این دانش جدید طوری شروع شد که ""قوانین طبیعت"" را تشریح مینمود. "
در ستایل فرانسیس بیکن، لیبنیز فرض میکرد که انواع مختلف آشیا در مطابقت با همان قوانین یکسان طبیعت کار، بدون هیچ عامل خاص رسمی یا نهایی برای هر نوع این مورد کار میکند.
"به گفته بیکن، هدف اصلی و قانونی ساینس ارائه کردن اختراعات و ثروت های زندگی بشر است، و او دانشمندان را از دنبال کردن نظریات روحانی و فلسفوی غیرقابل لمس دلسرد میکرد، که او باور داشت این نظریات فراتر از ""دود حدس ماهرانه، والا، و خوشنود کننده"" به خوشحالی انسان کمتر کمک نموده است. "
پیشرفت مهم دیگر، رواج علم در میان جمعیتی بود که به طور  فزاینده با سواد بودند.
فلیسوفان روشنفکر یک تاریخچه کوچک از پیشینان ساینسی – اصول گالیله،‌ بویل، و نیوتن – را منحیث رهنما و تضمین کننده کاربردهایش در مورد مفهوم فردی طبیعت و قانون طبیعی در هر رشته فزیکی و اجتماعی روز انتخاب کرد.
"هیوم و دیگر متفکرین روشنفکر سکاتلندی یک ""ساینس مرد"" را ایجاد کردند که از منظر تاریخی توسط کارکردهای نویسندگان مانند جیمز برنت، آدام فیرگوسن،‌ جان میلر،‌ و ویلیام روبرتسن نشان داده شده بود، که اینها تمام شان یک مطالعه علمی را اینکه چگونه در کلتورهای اولیه انسان ها رفتار میکردند ترکیب نمود البته با یک آگاهی قوی قوت های تعیین کننده نوین‌گری. "
هر دو جان هیرشیل و ویلیام ویویل میتودولوژی را سیستماتیک نمود: و اخری کلمه ساینسدان را ابداع کرد.
" گریگور مندل مقاله اش را بطور جداگانه ارائه کرد ""ویروسک یوبر فلانزیهایبرایدن"" (""آزمایشات روی جفت سازی نبات"")، در 1865 که اصول میراث بیولوژیکی را طرح ریزی کرد که منحیث بنیاد جنتیک عصری محسوب میشود. "
پدیده که تخریب اتوم را اجازه میدهد در دهه اخیر قرن 19م کشف شد: اکتشاف اشعه های X اکتشاف رادیواکتیف بودن را الهام بخشید.
برعلاوه، کاربرد وسیع نوآوری تکنالوژیکی که توسط نبردهایی این دهه تحریک میشد منجر به انقلاب ها در ترانسپورت (موترها و طیاره ها)، ایجاد کردن ICBMs،‌ رقابت فضایی، و رقابت هستوی شد.
زمینه تشعشعی مایکرو موج های کیهانی در 1964 منجر به رد شدن تیوری حالت ثابت کاینات در مقابل تیوری بیگ بانگ جورجس لیمایتر شد.
استفاده گسترده دوران های متناوب در ربع اخیر قرن 20م یکجا با ماهواره های ارتباطات منتج به انقلاب در تکنالوژی معلوماتی و ظهور انترنت جهانی و محاسبه موبایل بشمول موبایل های هوشمند شد.
هر دو هم علوم طبیعی و هم اجتماعی علوم تجربوی هستند، طوریکه دانش شان روی مشاهدات تجربوی استوار است و قادر به امتحان کردن جهت اعتبار شان توسط کارکردهای محققین دیگر در شرایط یکسان است.
بطور مثال، علم فزیکی میشود که به رشته های فرعی مانند فزیک، کیمیا، نجوم شناسی و دانش زمین تقسیم گردد.
هنوز هم، نظریات، حدس ها، و پیش فرض های فلسفی، که اغلب اوقات نادیده گرفته شده در علوم طبیعی مهم هستند.
این شامل ریاضیات،‌ تیوری سیستم ها، و کمپیوتر ساینس تیوریکی میشود.
علوم رسمی از اینرو رشته های پیشینی هستند و به همین دلیل آنها یک ساینس را تشکیل میدهد.
انجینری به خودی خودش بسیار از ساحات را پوشش میدهد، که هر کدام بر ساحه مشخص از ریاضیات، ساینس، و انواع درخواست ها تأکیید دارند.
“اوپاسخ داد” آقا، موارد استفاده نوزاد چی است؟””.”
این توضیحات جدید برای پیشبینی های اشتباه استفاده میشوند که می توانند با تجربه یا مشاهده آزمایش شوند.
این امر تا حدودی از طریق مشاهده پدیده های طبیعی انجام میشود، اما همچنین از طریق تجربه تلاش برای مناسب ساختن پدیده های طبیعی برای نظم در شرایط کنترل شده(در علوم مشاهدوی مانند نجوم یا زمین شناسی، مشاهده پیشبینی ممکن است کنترل شود. تجربه).
اگر فرضیه در آزمایش باقی بماند، ممکن است در چارچوب نظریه عملی یک استدلال منطقی، یک مدل خودسازگار یا چارچوبی برای توضیح رفتار برخی پدیده های طبیعی پذیرقته شود.
در این رگ، مانند فرضیه ها بر اساس بسیاری از اصول علمی مشابه ساخته میشوند.
این را میتوان با طراحی دقیق آزمایشی، شفافیت، و نتایج آزمایش و همچنان یک فرآیند بررسی کامل برای مشاهده نتایج بدست آورد.
احصاییه، شاخه ای از ریاضیات، برای خلاصه کردن و تجزیه و تحلیل استفاده میشود، که به دانشمندان اجازه میدهد اعتبار و تنوع نتایج آزمایش ها خود را ارزیابی کند.
این را میتوان با ضد واقیعت متمایز کرد، این نظر که موفقیت ساینس به دقت در مورد اجسام غیر قابل دید مانند الکترون ها بستگی ندارد
در فلسفه ساینس مکاتب مختلفی فکری وجود دارد.
این امر ضروری است بخاطریکه تعداد پیشبینی هایی که این نظریه ها را انجام میدهند بی نهایت است،‌ به این معنی که نمیتوان آنها را از روی مقدار محدود شواهد تنها با استفاده از منطق قیاسی شناخت.
استقلال انتقادی رویکرد متناقض قرن 20م به علم است، که اولین بار توسط فیلسوف اتریشی-برتانیایی کارل پاپر تعریف شده است.
پوپر جایگزینی اثبات پذیری را با ابطال پذیری را به عنوان نقطه عطف نظریات علمی و جایگزین استقرا با ابطال را به عنوان روش تجربوی پیشنهاد کرد.
روش دیگر، وسیله گرایی، بر استفاده از نظریه ها به عنوان وسیله ای برای تفسیر و پیشبینی رویداد ها تاکید دارد.
نزدیک به وسیله تجربه سازنده است، که از رویش معیار اصلی موفقیت یک نظریه علمی این است که آیا انچه در مورد اشیأ قابل دید گفته میشود درست است یا خیر.
هر تمثیل سوالات خاص، اهداف و تفاسیر خود را دارد.
یعنی انتخاب تمثیل جدید بر اساس مشاهدات است، البته این مشاهدات در پس زمینه تمثیل قدیمی صورت میگیرد.
اصل سخن این است که باید بین توضیحات طبیعی و غیر طبیعی تمایز شود و علم باید از نظر روش شناختی به توضیحات طبیعی محدود شود.
یعنی، هیچ نطریه ای را نمیتوان سختگیرانه در نظر گرفت زیرا علم مفهوم فالیبیلیزم را میپذیرد.
دانش علمی جدید به ندرت باعث ایجاد تغییرات گسترده در دانش ما میشود.
دانش در ساینس در بخش های مختلف ساینس از طرف محققان مختلف از تجارب مختلف از طریق ترکیب تدریجی اطلاعات بدست میآید; بیشتر شبیه یک صعود است تا خیز.
“فلیسوف بیری ستراود می افزاید، اگرچه بهترین تعریف برای””دانش”” شکاک بودن و داشتن احتمال نادرست بودن با درست بودن سازگار است.”
این امر به ویژه در بسیار از بخش های میکروسکوپی علم (مانند روانشناسی، کیهان شناسی)صادق است.
از آن زمان به بعد تعداد مجلات فعال به طور پیوسته افزایش یافته است.
اگرچه مجلات به 39 زبان هستند، 91 فیصد از مقالات فهرست شده به زبان انگلیسی منتشر شده اند.
مجلات علمی عبارت از دانشمند جدید، ساینس و وای و ساینس امریکایی نیاز های خوانندگان گسترده تر را برآورده میکنند و خلاصه های غیر فنی از حوزه های تحقیقاتی محبوب، از جمله یافته ها و پیشرفت های قابل توجهی در بعضی زمینه های تحقیقاتی را ارائه می دهند.
انواع مختلف اعلانات تجارتی، از اعتیاد به مواد مخدرتا کلاهبرداری ممکن است در این دسته بندی ها قرارگیرند.
بسیاری از دانشمندان در بخش های مختلف اقتصاد مانند اکادیمیا، صنعت دولت و سازمان های سازمان های غیرانتفاعی فعالیت می کنند.
“بطور مثال، کریستن لاد (1847-1930) توانست وارد برنامه دوکتورا شود’’”کریستن لاد”” ; “” کیتی”” لاد شرایط مورد نیاز را در سال 1882 تکمیل کرد، اما مدرک خود را تنها در سال 1926 دریافت کرد، پس از حرفه ای که شامل جبر منطق (نگاه کنید به جدول حقیقت)، بینایی رنگ و روانشناسی بود.
در اواخر قرن 20م، استخدام فعال زنان و حذف تبعیض های نهادی بر اساس جنسیت تعداد دانشمندان زن را به شدت افزایش داد، اما تفاوت های جنسیتی زیادی در برخی زمینه ها وجود دارد در اوایل قرن 21م پیشبینی از نیم از زیست شناسان جدید زن بودند، در حالیکه 80 فیصد از دوکتورای فزیک به مردان داده می شد.
عضویت ممکن است برای همه آزاد باشد، ممکن است نیاز به داشتن برخی از مدارک علمی داشته باشد، یا ممکن است افتخاری باشد که از طریق انتخابات اعطا میشود.
بنأ بر این سیاست علمی که به تمام ساحه موضوعاتی می پردازد که علوم طبیعی را دربر میگیرد.
نمونه های برجسته تاریخی عبارتند از دیوار بزرگ چین، که در طول دو هزار سال از طریق حمایت دولتی چندین سلسله تکمیل شد، و کانال بزرگ رودخانه یانگزی، شاهکاری عظیم از انجینیری هایدرولیک آغاز شد توسط سونشو آو(孫叔敖در قرن7م.
این نوع از پروسه ها که توسط دولت ها، شرکت ها یا بنیاد ها اداره میشوند، بودیجه کمتر را اختصاص میدهند.
نسبت بودیجه دولت در برخی صنایع بیشتر است و بر تحقیقات در علوم اجتماعی وعلوم انسانی تسلط دارد.
بسیاری از عوامل میتوانند به عنوان جنبه های سیاسی شدن علم عمل کنند مانند ضد روشنفکری پوپولیستی، تهدیدات تصور شده برای باور های مذهبی، ذهنیت گرایی، پست مدرن و ترس منافع تجاری.
تجربه عبار از پروسه است که برای حمایت یا رد کردن یک فرضیه انجام میشود.
آزمایشات میتوانند نمرات آزمون را افزایش دهند و به دانش آموز کمک کند تا درگیر و علاقمندتر به مطالبی باشد که می آموزد، مخصوصا وقتی که در طول زمان مورد استفاده قرار میگیرد.
آزمایش ها معمولاً شامل کنترول هایی هستند که برای به حداقل رساندن تأثیرات متغییر های غیر از متغیر مستقل طراحی شدند.
محققان همچنان ازآزمایش نظریه های موجود یا فرضیه های جدید برای حمایت یا رد کردن آنها استفاده میکنند.
اگر آزمایشی با دقت انجام شود، نتایج معمولا این فرضیه را تائید یا در میکنند.
در طبابت و علوم اجتماعی، شیوع تحقیقات تجربوی در رشته های مختلف بسیار متفاوت است.
یک مطالعه واحد معمولا شامل تکرار آزمایش نمیشود، اما مطالعات جداگانه ممکن است از طریق مرور سیستماتیک و میتا انالیسس جمع شوند.
ممکن است از این طریق سرانجام به حقیقتی که موجب خشنودی دل میشود و به تدریج و احتیاط به آن انجامی برسیم که اطمینان را آشکار میسازد در صورتیکه از طریق انتقاد و احتیاط ما میتوانیم، آن حقیقت را بدست بیآوریم که اختلاف دارد، و مسائل مشکوک را حل میسازد.
“در این پروسه بررسی انتقادی، مرد نباید فراموش کند که به عقاید ذهنی گرایش دارد ــــ از طریق “”تعصبات”” و “”نرمی”” ـــ و بنابر این باید نسبت به روش خود برای ساختن فرضیه ها انتقادی باشد
بیکن میتودی را میخواست که بر مشاهدات یا آزمایش های تکرار شدنی تکیه کند.
بطور مثال، گالیلیو گیلیلی(1564-1642) زمان را با دقت اندازگیری کرد و آزمایش کرد تا اندازگیری ها و نتایج دقیقی در مورد سرعت یک جسم در حال سقوط انجام دهد.
در بعضی از رشته ها (مانند روانشناسی یا علوم سیاسی)”آزمایش واقعی” طریقه از تحقیقات اجتماعی است که در آن دو نوع تغییرات وجود دارد.
یک مثال خوب میتواند آزمایش مواد مخدر باشد.
نتایج حاصل از نمونه های تکراری اغلب میتواند اوسط باشد، یا اگر یک از نسخه به وضوح با نتایج نمونه های دیگر متناسب باشد، میتوان آن را به عنوان نتیجه یک خطای آزمایشی رد کرد(بعضی از مراحل پروسه آزمایش ممکن به اشتباه انجام شده باشد (برای این نمونه باقیمانده است).
یک کنترول منفی نتیجه منفی دارد.
"اغلب اوقات ارزش کنترول منفی منحیث یک ارزش ""پیشینه"" در نظر گرفته میشود که باید از نتایج نمونه تست منفی گردد. "
به شاگردان ممکن یک نمونه مایع با مقدار نامعلوم (به شاگردان) پروتین داده شود.
شاگردان چندین نمونه کنترول مثبت ساخته میتوانند که در برگیرنده محلول های گوناگون ستندرد پروتین باشد.
عیار یک عیار رنگ سنجی است که در آن یک سپکتروفتومتر میتواند مقدار پروتین نمونه ها را با تشخیص دادن یک کمپلیکس رنگ آمیزی شده که توسط تعامل مالیکول های پروتین و مالیکول های رنگ خشک بوجود آمده اند سنجش نماید.
در این صورت، آزمایش با بوجود آوردن دو یا بیشتر گروپ های نمونه که از نظر احتمالاتی معادل باشند آغاز میگردد، که به این معنی است که سنجش های مختصات باید بین گروه ها یکسان بوده و اگر برخورد یکسان صورت بگیرد گروه باید عکس العمل مشابه را نشان دهد.
یکبار که گروه های معادل بوجود آمد، آزمایش کننده تلاش میکند که تا با آنها یکسان برخورد نماید به استثناء‌ یک متحول که او میخواهد جدا نماید.
این یقینی میسازد که هر اثر روی رضاکار بخاطر نوع خود برخورد است و یک پاسخ به دانش نیست که او تحت درمان قرار دارد.
این فرضیه دلایل پیشنهاد مینماید تا یک پدیده را توضیح داده، یا نتایج یک عمل را پیش بینی نماید.
فرضیه هیچ این است که هیچ توضیح یا قدرت پیش بینی کننده پدیده از طریق استدلال که در حال بررسی است وجود ندارد.
تا درجه ممکن، آنها تلاش میکنند که برای سیستم معلومات را به یک طریقه جمع آوری نماید که کارکرد تمام متحولین مشخص گردد، و اینکه اثرات تغییر در متغییرهای معین تقریباً ثابت میماند تا اثرات متغییرهای دیگر در نظر گرفته شوند.
معمولاً، اما، یک رابطه بین این متغییرها وجود میداشته باشد، که اعتبار ازمایشات طبیعی را در رابطه به این که اگر ازمایشات کنترول شده اجراء‌ میشدند نتیجه گیری چه خواهد بود کاهش میدهد.
"بطور مثال، در نجوم شناسی زمانیکه فرضیه ""ستاره ها ابرهای سقوط کرده هایدروجن اند"" امتحان میگردد این واضحاً ناممکن است تا با یک ابر عظیم هایدروجن شروع کنیم، و بعد ازمایش انتظار یک چند میلیارد سال را که یک ستاره تشکیل دهد را انجام دهیم. "
برای این دلیل،‌ ازمایشات ساحوی طوری دیده میشوند که نسبت به ازمایشات لابراتور اعتبار بالای بیرونی دارد.
در این شرایط، مطالعات مشاهداتی ارزش دارد بخاطریکه اغلب اوقات فرضیه های پیشنهاد میکند که میشود با ازمایشات تصادفی یا با جمع کردن داده تازه امتحان گردد.
برعلاوه، مطالعات مشاهداتی (بطور مثال، در سیستم های بیولوژیکی یا اجتماعی) اغلب اوقات شامل متغییرهای است که محدود کردن یا کنترول کردن اش سخت است.
بدون یک مادل احصائیوی که یک تصادف واقعی را نشان میدهد،‌ تحلیل احصائیوی روی مدل فردی اتکاء دارد.
بطور مثال، مطالعات مربوط به علم همه‌گیری شناسی سرطان کالن بطور متداوم روابط مفید در مصرف گلپی نشان میدهد، درحالیکه ازمایشات هیچ منفعت نیافته است.
برای هر ازمایش تصادفی؛ توقع تغییر نسبی از جانب وسیله وجود دارد، البته، مگر تصادفی بودن تصدیق مینماید که گروه های ازمایشی ارزش های وسیله دارد که نزدیک است، آن هم بخاطر قضیه حد مرکزی نامساوات مارکوف.
برای اینکه از شرایط جلوگیری کنیم که از موثریت ازمایش میکاهد، داکتران که ازمایشات طبی انجام میدهند—بطور مثال تصدیق اداره غذا و دارو ایالات متحده—کوورییت های که میشود تشخیص گردد را مقدار سنجی و را بصورت تصادفی در میاورند.
این همچنان از نظر جنتیکی غیراخلاقی (و اغلب اوقات غیرقانوی) است تا ازمایشات تصادفی روی اثرات درمان های خطرناک یا ناقص انجام دهیم، مانند اثرات خوردن ارسنیک روی صحت انسان.
یک لابراتوار فزیک ممکن شامل یک شتاب دهنده ذرات یا اتاق خلاء باشد، درحالیکه یک لابراتوار فلزکاری ممکن دارنده دستگاه برای درست کردن فلزات یا برای امتحان کردن مقاومت اش باشد.
ساینسدانان در رشته های دیگر شاید از انواع دیگر لابراتوارها استفاده نماید.
با وجود مفهوم اساسی اینکه لب به ساحه ماهرین محدود شده است، اصطلاح لابراتوار بشکل گسترده برای ورکشاپ ها مانند لیوینگ لب، فب لب، یا فضای هکر جاییکه مردم برای مشکلات اجتماعی شان یا برای ساختن نمونه ها،‌ یکجا کار کردن، یا شریک ساختن منابع بکار برده میشود.
این لابراتوار زمانی ساخته شد که فیثاغورث در مورد صدا و لرزه تار ازمایش را انجام داد.
یک لابراتورا زیر زمینی کیمیاوی قرن 16م بشکل تصادفی در سال 2002 کشف شد.
خطرات لابراتور ممکن شامل زهریات؛ موارد عفونی، سوختنی، انفجاری، یا مواد رادیواکتیف؛ ماشینری در حال حرکت؛ درجات خیلی بالای گرما؛ لیزرها، ساحات قوی مقناطیسی و ولتاژ بالا گردد.
اداره سلامت شغلی و صحت (OSHA) در ایالات متحده، که خصوصیات بی نظیر محل کار لابراتوار را میشناسد، یک ستندرد را برای در معرض قرار گیری کاری در مقابل مواد کیمیاوی خطرناک و لابراتوارها ساخته است.
در مشخص ساختن پلان درست حفظ الصحه کیمیاوی برای یک تجارت یا لابراتوار مشخص، این مهم است تا نیازمندی های ستندرد،‌ ارزیابی سلامت کنونی، صحت و روال های محیطی و ارزیابی های خطرات را بدانیم.
"علاوه بر این، مرور جهت سوم همچنان بکار برده میشود تا یک ""دید بیرونی"" بیطرف را ارائه نماید که یک دید تازه را به ساحات و مشکلات که شاید درست مد نظر گرفته نشده یا هم بخاطر عادت نادیده گرفته شده را ارائه مینماید. "
آموزش برای سلامت فعالیت جاری لابراتوار حیاتی است.
بطور مثال، یک گروه تحقیق یک تقسیم اوقات دارد جاییکه آنها روی موضوعات مورد علاقه خود شان یک روز در هفته تحقیق انجام میدهند، مگر در روزهای باقیمانده آنها روی پروژه که برایشان داده شده کار میکنند.
یک یابنده یک کارمند لابراتوار است کسیکه مسول این است، تا بر اساس یک علامت بی نظیر که از نشان هر کارمند بیرون میشود بداند همین اکنون هر کارمند لابراتوار کجا است.
از طریق مطالعات قوم شناسی،‌ یک یافته این است که در بین کارمندان، هر صنف (محققین، اداره کنندگان...) یک درجه متفاوت حقوق دارد که از هر لابراتوار فرق میکند.
با دیدن به تعاملات متفاوت در بین کارمندان، ما میتوانیم جایگاه اجتماعی آنها را تشخیص دهیم.
خوب یک نتیجه این سلسله مراتب اجتماعی این است که یابنده معلومات سطوح مختلف را بر اساس عضو پرسونل و حقوق اش افشاء میسازد.
سلسله مراتب اجتماعی همچنان به طرز تفکر در مورد تکنالوژی ها هم مرتبط است.
بطور مثال، یک کارمند پذیرش شاید یک نشان را موثر ببیند،‌ چرا که این کمک خواهد کرد تا در جریان روز کارمندان را بتوانیم به راحتی پیدا کنیم.
اعضای پرسونل زمانیکه مدل های حقوق، مسولیت، احترام،‌ سلسله مراتب رسمی و غیررسمی و بیشتر تغییر میکند احساس شرمندگی و ناراحتی میکنند.
"""طبیعت به مفهوم گسترده ا، دنیا یا جهان طبیعی،‌ فزیکی،‌ و مادی میباشد. """
درحالیکه انسانها بخش از طبیعت هستند، فعالیت انسان اغلب اوقات منحیث یک کتگوری جداگانه از دیگر پدیده های طبیعی دانسته میشود.
مفهوم طبیعت در کُل،‌ جهان فزیکی، یکی از چندین وسعت های مفهوم اصلی است؛ این با یک کاربرد مشخص هسته‌ی کلمه φύσις توسط فلیسوفان قبل از سقراط (درحالیکه این کلمه در آنزمان یک بعد دینامیک است،‌ مخصوصاً برای هیراکلیت) شروع شد،‌ و از آن زمان به بعد بشکل تدریجی اعتبار بدست آورده است.
اما، یک دید حیاتی طبیعت،‌ که به دید قبل از سقراط نزدیک بود،‌ همزمان مجدداً‌ تولد شد،‌ مخصوصاً بعد از چاریس داروین.
"اغلب اوقات معنی ""محیط طبیعی"" یا ""صحرا"" آن در نظر گرفته میشود – حیوانات وحشی، سنگها، جنگل، و در کُل آن چیزهای که بشکل اساسی با مداخله انسان تغییر نموده اند،‌ یا چیزیکه با وجود مداخله انسانی موجود میباشد. "
ویژگی های محیطی والا اش دو ساحه بزرگ قطبی اند، دو زون نسبتاً باریک معتدل، و یک ساحه وسیع گرمسیر تا نیمه حاره استوایی میباشند.
باقی اش از براعظم و جزایر که اکثریت اش زمین بدون ساکن در نیمکره شمالی است تشکیل شده است.
بخش داخلی اش فعال میماند، با یک لایه ضخیم پلاستیک مانتل و یک هسته پُر از آهن میباشد که ساحه مقناطیسی را بوجود میاورد.
سنگ ها نخست یا توسط ته نشین شدن روی سطح یا نفوذ روی سنگ زیرین نصب میگردد.
بیرون آمدن گاز و فعالیت آتش فشانی اتموسفیر ابتدایی را ساخته است.
براعظم ها ساخته شد،‌ بعد شکست و مجدداً‌ طوریکه سطح زمین در طول صدها میلیون سال تغییر شکل داد ساخته شدند، و بعضاً‌ با هم یکجا میشدند تا یک سوپربراعظم تشکیل دهند.
در دوران نیوپراوتوروزایک دمای گرمتربیشتر زمین را در یخچالها و یخ پوشانده بود.
آخرین انقراض دسته جمعی حدود 66 میلیون سال پیش رخ داد، زمانیکه برخورد شهاب سنگ ممکن است باعث ناپدید شدن دایناسور های غیرپرنده و سایر ریشه های بزرگ شده باشد، اما حیوانات کوچکی مانند پستانداران را نجات داد.
آخرین ظهور زندگی بشر و توسعه کشاورزی و تمدن بیشتر به انسانها این اجازه را داد که سریعتر نسبت به زندگی قبلی بر روی زمین تأثیر بگذارد و بر طبیعت و کمیت موجودات زنده دیگر و همچنان آب و هوای جهانی تاثیر بگذارد.
لایه نازک از گاز ها که زمین را میپوشاند توسط جاذبه نگهداشته میشود.
لایه اوزون نقش مهمی در کاهش میزان اشعه فرابنفش (UV) که به سطح میرسد ایفأ میکند.
هوای زمین تقریبا در قسمت پایین اتموسفیر واقع میشود، و برای تقسیم کردن گرمایش به شکل سیستم محرک کار میکند.
همچنان، بدون توزیع دوباره انرژی گرمایی توسط جریان های اقیانوسی و، مناطق استوایی بسیار گرمتر و مناطق قطبی بسیار سرد خواهد بود.
پوشش نباتی سطحی وابسته به تغییرات فصلی آب و هوا است، و تغییرات ناگهانی که فقط چند سال طول میکشد میتواند تأثیر چشمگیری داشته باشد، هم بر روی پوشش گیاهی و هم بر حیواناتی که برای غذا خود به رشد آن بستگی دارد.
بر اساس سوابق تاریخی، زمین در گذشته فهمیده میشود که تغییرات شدید آب وهوا از جمله عصر یخبندان شده است.
در اینجا تعدادی از مناطق وجود دارد، که از اقلیم استوایی در قسمت های شمالی و جنوب مرتبط به اقلیم قطبی میباشد.
این نوردهی متناوب با چرخش زمین در مدار خود تغییر میکند.
آب 71 فیصد از سطح زمین را پوشانده است.
بنام های مناطق کوچکتر اقیانوس ها دریاها، خلیج ها و نام های دیگر نامیده میشود
مشخص نیست که جهیل های تیتان از رودخانه ها تغذیه میشوند یا خیر، اگر چه سطح تیتان توسط بستر رودخانه های متعدد ساخته شده است.
حوض گسترده ای از آب های ساخته شده توسط انسان به عنوان حوضچه ها طبقه بندی می شوند، از جمله باغ های آبی دیزاین شده برای تزیینات زیبایی شناختی، حوضچه های ماهی دیزاین شده برای پرورش ماهی تجاری، و حوضچه های خورشیدی دیزاین شده برای ذخیره انرژی حرارتی.
رودخانه های کوچک را میتوان به نام های همچنان نامید، از جمله جریان، شاخابه، نهر، رودچه و جویبار. هیچ قاعده مجموعی وجود ندارد که تعریف کند چه چیزی را میتوان رود خانه نامید.
ساختار و ترکیب توسط عوامل محیطی مختلفی که با هم مرتبط هستند تعیین میشوند.
به مفکوره مرکزی ایکوسیستم این نظر است که موجودات زنده با هر عنصر دیگری در محیط محلی خود تعامل دارند.
همچنان زندگی را میتوان وضیعت ویژگی های موجودات زنده نیز نامید.
با این حال، هر تعریفی از زندگی همه این ویژگی ها را ضروری نمیداند.
از گسترده ترین نقطه نظر جیوفیزیولوژیکی، بایوسفیر یک سیستم بین المللی ایکولوژیکی است، که تمام موجودات زنده و روابط شان را یکجا میسازد به شمول لیتوسفیر(سنگ ها)هایدروسفیر(آب) واتموسفیر(هوا)همراه با تعامل شان یکجا.
تا کنون بیش از 2 میلیون نوع حیوانات و نباتات شناسایی شده است، و تعداد واقعی انواع موجود بین چند میلیون تا 50 میلیون تخمین زده شده است.
انواع که قادر به رقابت با محیط در حال تغییر و سایر اشکال نیستند منقرض شده اند.
هنگامیکه که انواع اساسی حیات نبات از طریق پروسه فوتوسنتز رشد بگیرد، انرژی افتاب برای بمیان اوردن همینگونه شرایط جمع میشود که شکل های پیچیده اجازه میدهد.
مایکرواورگانیزم ها موجودات یک-حجروی هستند که عموما مایکروسکوپی هستند، و کوچکتر از آنچه چشم انسان میتواند بیبیند.
تولید مثل آنها هم سریع و هم زیاد است.
از آن زمان، مشخص شد که نبات همانطور که در ابتدا تعریف شد شامل چندین گروه غیر مرتبط بود، و قارچ ها و چندین گروه از جلبک ها به سلطنت های جدید منتقل شدند.
در میان روش های متعدد طبقه بندی نباتات، فلورا های منطقه ای است که بسته به هدف مطالعه، میتواند شامل فلورا فوسیل، بقایای حیات نباتات از دوران قبل نیز باشد.
“برخی از انواع “نباتات بومی” در واقع قرن ها پیش توسط افرادی که از منطقه یا براعظم به منطقه ای دیگر مهاجرت کرده اند، معرفی شده اند و جز نباتات بومی یا طبیعی محلی میشوند که با آن معرفی شده اند.”
حیوانات به عنوان یک دسته دارای چندین ویژگی هستند که بطور مجموعی آنها از سایر موجودات زنده متمایز می کند.
آنها همچنان بدلیل نداشتن دیوار های حجروی نباتات، جلبک ها و قارچ ها متمایز میشوند.
معمولا یک اتاق هاضمه داخلی نیز وجود دارد.
یک مطالعه در سال 2020 که در طبیعت (نیچر) منتشر شد نشان داد که جرم انسان زا(مواد ساخت بشر)از همه زیست موجود های زنده روی زمین بیشتر است و پلاستیک به تنهایی از جرم همه جانوران خشکی و دریایی بیشتر است.
با وجود این پیشرفت، به هر حال، سرنوشت تمدن بشری همچنان با تغییرات محیطی مرتبط است.
انسانها برای از بین بردن بسیاری از نبابات و حیوانات نقش داشته اند وتقریبا 1میلیون نوع در معرض خطر از بین بردن طی چند دهه قرار دارند.
این امر قیمت گذاری بازار منابع طبیعی را تحریف میکند و در عین حال منجر به سرمایه گذاری کم در دارایی های طبیعی ما میشود.
دولت ها جلوی این اثرات خارجی ها اقتصادی را نگرفته است.
بعضی از فعالیت ها، مانند شکار و ماهیگیری، هم برای کسب معاش و هم برای اوقات فرافت، معمولا توسط افراد مختلف استفاده میشود.
اینکه طبیعت توسط هنر، عکاسی، شعر و دیگر ادبیات به تصویر کشیده شده و تجلیل شده است، نشان دهنده قدرتی است که بسیاری از مردم طبیعت و زیبایی را با آن مرتبط میکند.
طبیعت و جنگل در تاریخ جهان در دوران های مختلف موضوعات مهم است.
گرچه شگفتی های طبیعی در سرود مذهبی و کتاب وظیفه مورد تجلیل قرار میگیرد، تصویر های بیابان در هنر در دهه1800 م، به ویژه در آثار جنبش رومانتیک زیاد عام شد.
“به همین دلیل بصورت عموم بنیادی ترین علم “فزیک” است-نامی که هنوز به این معنی است که “مطالعه طبیعت” است.”
اکنون اعتقاد بر این است که اجزای دیده شده کایینات از تمام وزن فقط 4.9 فیصد آنرا میسازد.
بنظر میرسد رفتار ماده و انرژی در سراسر جهان قابل مشاهده از قوانین فزیکی کاملا تعریف شده پیروی میکند.
هیچ سرحد جدا ای بین اتموسفیر زمین و فضا وجود ندارد، زیرا اتموسفیر به تدریج با افزایش ارتقا ضعیف میشود.
همچنان مقدار گاز، پلاسما و غبار، و شهاب های کوچک وجود دارد.
اگر چه زمین تنها جسم موجود در منظومه شمسی است که از حیات پیشتبانی میکند، شواهد پیشنهاد میدهد که در گذشته های دور سیاره مریخ دارای اجسام آب مایع روی سطح بوده است.
اگر اصلا در مریخ زندگی وجود داشته باشد، به احتمال زیاد در زیر زمین جایی که آب مایع هنوز می تواند وجود داشته باشد، قرار دارد
مشاهده کسب فعال اطلاعات از یک منبع اولیه است.
استفاده از اندازه گیری توسعه به خاطر بمیان آمده است تا از طرف افراد مختلف در مکان های مختلف مشاهدات که صورت گرفته است را ثبت و مقایسه کند.
در اندازه گیری تعداد ستندرد یکی شده که مساوی به مشاهده است که محاسبه شده است.
وسایل ساینسی بوجود آمد تا به توانایی های انسانی در مشاهده کردن کمک نماید، مانند میزان وزن کردن، ساعات،‌ تلسکوپ، مایکروسکوپ، ترمومترها،‌ کمره‌ها، و ضبط کننده ها، و همچنان تا به رویدادهای غیرقابل مشاهده را به اشکال تبدیل نماید توسط حواس انسان قابل دید باشد،‌ مانند رنگ های نشان دهنده، ولت مترها، سپیکترومترها، کمره های اشعه ماوراءبنفش، اوسیلوسکوپ، انترفیرومتر، تابش سنج های گایگر، و دریافت کنندگان مخابره.
بطور مثال، بشکل نارمل ممکن نیست که فشار هوا را در یک تایر موتر با بیرون کشیدن هوا چک نموده و تغییر دهیم.
بطور مثال، در پارادوکس دوقلو یک ان با سرعت نور به یک سفر میرود و به خانه جوانتر از دوم اش که در خانه بود برمیگردد.
"میخانیک کوانتم: در میخانیک کوانتم که با رفتار اشیای بسیار کوچک سروکار دارد این ممکن نیست که یک سیستم را بدون تغییر دادن سیستم مشاهده کنیم و ""مشاهده کننده"" باید بخش از سیستم که قرار است مشاهده گردد محسوب شود. "
درک انسان با یک پروسه پیچیده و ناخودآگاه برداشت واقع میشود که در آن جزئیات مشخص داده دخولی حسی ملاحظه و بیاد آورده شده و باقی اش از یاد میرود.
"بعد زمانیکه رویدادها بیاد اورده شوند، خلاهای حافظه ممکن شاید توسط داده ""پذیرفتنی"" که ذهن میسازد تا حدی که با مدل سازگار باشد پُر میسازد؛ این بنام حافظه بازسازی شونده یاد میشود. "
در روانشناسی، این بنام تبعیض تائیدی یاد میشود.
بطور مثال، اجازه بده فرض کنیم که یک مشاهده کننده یک پدر یا مادر را میبیند که طفل خود را میزند؛ و در نتیجه شاید ملاحظه نماید که چنین عمل خوب یا بد بوده است.
"تحقیق ""کار خلاق و سیستماتیک است انجام میشود تا ذخیره دانش افزایش یابد"". "
برای امتحان کردن اعتبار وسایل، پروسیجرها، یا تجارب، تحقیق شاید عناصر پروژه های قبلی یا در کُل پروژه را تکرار مینماید.
این مواد دارای خاصیت اصلی اند.
در کار ازمایشی، معمولاً مشمول مشاهده مستقیم یا غیرمستقیم موضوع(ات) تحت تحقیق در لابراتوار یا در ساحه، اسناد میتودولوژی،‌ نتایج،‌ و نتیجه گیری یک ازمایش یا مجموعه ازمایشات، یا یک تفسیر جدید نتایج قبلی میگردد.
درجه اصلیت تحقیق در جمله معیارات مهم برای مقاله که باید در ژورنال های علمی نشر گردد میباشد و معمولاً با بررسی همتای مسلکی بوجود میاید.
این تحقیق برای توضیح طبعیت و خصوصیات جهان معلومات ساینسی و تیوری ها را ارائه مینماید.
تحقیق علمی میشود که به دسته بندی های فرعی تقسیم شود نظر به بخش های علمی و کاربرد اش.
دانشمندان علوم اجتماعی معمولاً در جستجوی پاسخ مطلق درست برای یک پرسش نیستند، بلکه در عوض،‌ موضوعات و جزئیات پیرامون انرا بررسی میکنند.
مؤرخین از منابع اولیه و دیگر شواهد برای بررسی سیستماتیک یک موضوع، و بعد همچنان در نوشتن تاریخ ها بشکل شرح های گذشته استفاده میکنند.
تحقیق باید که با پیوند دادن اهمیت ان با دانش از قبل موجود در مورد موضوع توجیه گردد.
عموماً،‌ یک فرضیه برای پیش بینی های بکار میرود که میشود با مشاهده کردن نتایج یک ازمایش امتحان گردد.
این زبان محتاط بکار میرود بخاطریکه محققین میدانند که فرضیه متبادل همچنان شاید با مشاهدات در تطابق باشد.
طوریکه دقت مشاهده با مرور زمان بهبود میابد،‌ فرضیه دیگر شاید یک پیش بینی دقیق را ارائه ندهد.
"تحقیق هنری توسط مکتب رقص و سرکس استکهلم طور ذیل (Dans och Cirkushögskolan, DOCH) تعریف شده است، – ""تحقیق هنری یعنی با هدف بدست آوردن دانش در رشته های هنری یا برای رشته های هنری بررسی و امتحان انجام دهیم. "
هدف تحقیق هنری این است که دانش و درک را با ارائه هنرها بهبود ببخشیم.
"به گفته هنرمند اکان توپال، در تحقیق هنری، ""ممکن بیشتر از رشته های دیگر، از غریزه منحیث یک میتود شناسایی یک سلسله وسیع و جدید مدولاسیون های نامتوقعه و سازنده استفاده میشود"". "
تحقیق پیشینه شاید شامل، بطور مثال تحقیق جغرافیوی و پروسیجری گردد.
مرور ادبیات نقصانات و کاستی های تحقیق قبلی را شناسایی نموده که این تحقیق را توجیه مینماید.
پرسش تحقیق ممکن با پرسش فرضیه موازی باشد.
محقق(ین) بعد داده را از طریق میتودهای گوناگون احصائیوی را تحلیل و تفسیر نموده که در تحقیق تجربوی دخیل میشوند.
"اما، بعضی از محققین طرفدار شیوه برعکس هستند: با بیان نمودن یافته ها و بحث در مورد آنها ""بالا"" کردن آنها برای شناسایی مشکل تحقیق که در یافته ها و مرور تحقیقات قبلی ظاهر میشود آغاز میگردد. "
تحقیق کیفی اغلب اوقات منحیث یک میتود تحقیق اکتشافی بحیث اساس فرضیه تحقیقات کمی بعدی بکار برده میشود.
تحقیق کمی با حالت فلسفوی و تیوریکی مثبت گرایی پیوند خورده است.
تحقیق کمی با امتحان کردن فرضیه ها مشتق شده از تیوری یا قادر باشد تا اندازه پدیده مورد علاقه را تخمین نماید سروکار دارد.
اگر هدف این باشد که از اشتراک کنندگان تا یک جمیعت بزرگتر کلیت برداری کنیم، محققین نمونه گیری احتمالات را برای انتخاب اشتراک کنندگان بکار میبرد.
معلومات دست دوم معلومات است که از قبل موجود است،‌ مانند معلومات احصائیوی،‌ که میشود برای تحقیق مجدداً استفاده گردد.
این میتود فواید دارد که کاربرد یک میتود نمیتواند انرا ارائه نماید.
تحقیق غیرتجربوی یک متبادل مطلق برای تحقیق تجربوی نیست بخاطریکه آنها میشود با هم یکجا برای تقویت شیوه تحقیق بکار برده شوند.
مدیریت اخلاقیات تحقیق در کشورهای مختلف فرق میکند و یک شیوه تماماً قبول شده جهانی که به این چگونه باید رسیدگی شود وجود ندارد.
بدون در نظر داشت شیوه، کاربرد تیوری اخلاقی در موضوعات مشخص بحث برانگیز به اسم اخلاقیات کاربردی یاد میشود و اخلاقیات تحقیق منحیث یک نوع اخلاقیات کاربردی میتواند محسوب شود بخاطریکه تیوری اخلاقی در سناریوهای تحقیق دنیای واقعی بکار برده میشود.
اخلاقیات تحقیق منحیث یک مفهوم بیشتر در تحقیق طبی پیشرفته است، که قانون قابل توجه اش اعلامیه 1964 هلیسنگی است.
فراتحقیق با تشخیص تبعیض، کاستی های میتودولوژیکی، و دیگر اشتباهات و بی ظرفیتی ها سروکار دارد.
دانشمندان حاشیه‌ی چالش های محرومیت و زبان گرایی را در تحقیق و چاپ علمی تجربه میکنند.
برای سیاست های مقایسوی،‌ کشورهای غربی در مطالعات یک کشوری کمتر از شان نمایندگی صورت میگیرد، با تمرکز بیشتر روی اروپای غربی، کانادا، استرالیا، و زیلاند جدید.
مطالعات با دید باریک میتواند سبب کمبود تعمیم پذیری گردد به این معنی که نتایج ممکن در جمیعت ها و ساحات دیگر قابل کاربرد نباشد.
معمولاً، پروسه مرور توسط همتا شامل متخصصین در همان رشته است که ویرایش گران با آنها مشوره نموده تا یک مروز کار علمی تولید شده توسط یک همکار شان از یک نقطه نظر بیطرف و بدون تبعیض ارائه شود، و این معمولاً‌ بدون کدام هزینه صورت میگیرد.
بطور مثال، بسیاری از جوامع بومی فکر میکنند که دسترسی به معلومات مشخص سازگار با گروپ باید توسط روابط تعیین گردد.
سیستم با تغییر رشته بطور گسترده فرق میکند و همیشه در حال تغییر است چه اگر این تغییر آهسته باشد.
این انواع تحقیق را میتوان در دیتابیس ها بطور واضح برای تیزس ها و پایان نامه ها یافت.
نوع نشریات که منحیث کمک به دانش یا تحقیق قبول میشوند بین رشته ها از چاپ تا به فارمت الکترونیکی فرق میکند.
مدل های تجارتی در محیط الکترونیکی فرق میکنند.
بسیار ازمحققان ارشد (مانند رهبران گروه) مقدار قابل توجهی از زمان خود را صرف درخواست کمک هزینه برای بودیجه های تحقیقاتی می کنند.
میتود علمی یک میتود تجربوی است برای کسب دانش است که با حداقل از قرن 17م (با متخصصان برجسته در قرون گذشته) پیشرفت علم را مشخص کرده است.
اینها اصول میتود علمی هستند، زیرا با یک تعداد مراحل خاص قابل اجرا در همه شرکتها علمی متفاوت هستند.
فرضیه حدس و گمان است که براساس دانش بدست آمده در حال جستجوی پاسخ به سوال است.
به هر صورت، در بیان فورمولی میتود مشکلاتی وجود دارند.
“اصطلاح “میتود علمی” در قرن 19-نزدهم، زمانی که توسعه نهادی مهمی علم رخ میداد و اصطلاحاتی که مرز های روشنی بین علم و غیر علم ایحاد میکردند، مانند” دانشمند” و “شبیه علم” پدیدار شد، آشکار شد”.
گوش 2003، و تاو 2010 مخالف است با ادعای فییربیند، حل کنند های مسئله و محققان باید در حین تحقیق با منابع خود محتاط باشند.
فلیسوف ها رابرت نولا و هوارد سانگی در سال2007 در کتاب نظریه های روش علمی گفتند که بحث در مورد روش علمی ادامه دارد و استدلال کردند که فایرابندک، علی رغم عنوان علیه روش، قواعد خاصی، از روش را پذیرفت و سعی کرد آن قواعد را با  میتودولوژی متا توجیه کند.
جامعترین عنصر در روش علمی آزمایش است
روش علمی با این ادعا ها مقابله میکند که وحی، جزم سیاسی یا مذهبی، توسل به سنت، باور های رایج، عقل سلیم یا نظریه های رایج تنها ابزار ممکن برای اثبات حقیقت هستند.
از قرن 16 م به بعد، آزمایش توسط فرانسیس بیکن حمایت شد و توسط جایمبتیستا دیلا پوترا، جوهانس کیپلر، و گلیلیو گللی انجام شد.
مانند سایر ساحات تحقیق، علم (از طریق روش علمی) میتواند بردانش قبلی بنا شود و درک پیچیده تری از موضوعات مورد مطالعه خوددر طول زمان ایجاد کند.
“این مدل را میتوان به عنوان زیربنای انقلابی عملی دانست.:”””
یک حدس ممکن است این باشد که یک دارو جدید بیماری را در برخی از افراد آن جمیعت درمان میکند، مانند یک آزمایش کلینیکی اشیأ مخدره.
این پیش بینی توقع نتایج آزمایش را دارد.
تفاوت بین مورد انتظار و واقعی نشان مدهد که کام فرضیه اطلاعات حاصل از ازمایش را بهتر توضیح میدهد.
بسته به پیچیدگی آزمایش، ممکن است برای جمع آوری شواهد کافی برای پاسخگویی مطمئن به سوال یا ایجاد پاسخ های دیگر برای سوالات بسیار خاص، برای پاسخ به یک سوال گسترده تر، تکرار جواب مورد نیاز باشد.
“الگو های DNA اشعاع-X توسط فلورانس بل در تیسس دوکتورای خود (1939) شبیه”عکس 51 “، اما این تحقیق با وقایع جنگ جهانی دوم متوقف شد.”
“جون 1952 – واتسون موفق به گرفتن تصاویر اشعاع-X از TMV شد که یک الگوی انکسار منطبق با تبدیل یک مارپیچ را نشان میداد.:”””
این پیشبینی یک ساختار ریاضیکی بود و کاملا مستقل از مسئله بیلوژیکی در دست بود.
“ DNA یک مارپیچ نیست.”””
بطور مثال ، تعداد رشته ها در ستون فقرات مارپیچ(کریک به 2 رشته مشکوک بود، اما به واتسون هشدار داد که آن با جدیت بیشتری بررسی کند)، مکان جفت های پایه داخل ستون فقرات یا خارج از ستون فقرات) و غیره.
“ اما ویلکینز تنها پس از خروج فرانکلین موافقت میکند که این کار را انجام دهد.:”””
او و کریک سپس مدل خود را با استفاده از این اطلاعات همراه با اطلاعات شناخته شده قبلی در مورد ترکیب DNA، به ویژه قوانین چارگف برای جفت شدن پایه، تولید کردند.
برای نتایج قابل توجه یا غافلگیر کننده، دانشمندان دیگر نیز ممکن است سعی کنند تا نتایج را برای خودشان تکرارکنند، به خصوص اگر این نتایج برای کار خودشان مهم باشد.
بررسی همتایان صحت نتایج را تایید نمکند، فقط به خاطریکه به نظر بازبین، آزمایش ها خود صحیح بوند(براساس توضیحات ارایه شده توسط آزمایشگر).
این عناصر روش شناختی و سازمان دهی رویه ها بیشتر از علوم تجربوی برای علوم تجربوی میشوند
عناصر فوق معمولا در نظام آموزشی به عنوان” روش علمی” تدریس میشود.
بطور مثال، زمانیکه انشتین نظریه های نسبیت خاص و عام را توسعه داد، به هیچ وجه اصل نیوتن را رد نکرد.
اندازه گیری منظم، جمع اوری محتاط یا شمارش مقدار مرتبط اکثرا فرق بین ساینس ساختگی، مانند کیمیاگری، و ساینس، مانند کیمیا یا بیولوژی است.
تردید را نیز می توان با در نظر گرفتن عدم قطعیت های جدا کمیت های اساسی مورد استفاده محاسبه کرد.
“تعریف عملیاتی یک چیز معمولا بر مقایسه با استانداردها وابسته است: تعریف عملیاتی “”کتله”” در نهایت بر استفاده از یک مصنوع وابسته است، مانند یک کیلوگرم پلاتین-ایریدیم خاص که در لابراتوار در فرانسه نگهداری می شود”
کمیت‌های علمی معمولا با واحدهای اندازگیری مشخص می‌شوند که بعداً می‌توان آن‌ها را بر حسب واحدهای فزیکی متعارف در هنگام ارتباط کار توصیف کرد.
هزاران سال اندازه گیری از ستاره شناسان کلدانی، هندی، ایرانی، یونانی، عربی و اروپایی طول کشید تا حرکت سیاره زمین به طور کامل ثبت شود.
تفاوت آشکار بین نظریه نیوتنی و مشاهده برای ارائه عطاردی یکی از چیز هایی بود که به عنوان اولین آزمایش احتمالی آلبرت انشتین برای نظریه فرضیه نسبی عام او رخ داد.
دانشمندان آزادند تا از هر منبعی که دارند - خلاقیت خود، نظریات از زمینه‌های دیگر، پیشبینی بایسیان،استدلال قیاسی، استنتاجی و غیره-برای تصور توضیحات احتمالی برای یک پدیده تحت مطالعه استفاده کنند..
دانشمندان معمولا از این اصطلاحات برای اشاره به نظریه ای استفاده می کنند که از حقایق شناخته شده پیروی می کند، اما با این وجود نسبتاً ساده و قابل رسیدگی است.
ضروری است که نتیجه آزمایش چنین پیش بینی در حال حاضر ناشناخته باشد.
اگر پیش‌بینی‌ها با مشاهده یا تجربه قابل دسترسی نباشند، فرضیه هنوز قابل امتحان نیست و بنابراین تا آن حد به معنای دقیق غیرعلمی باقی میماند.
این نشان می دهد که الگوی DNA اکسری به شکل x خواهد بود.
گاهی اوقات تجربه ها در مقایسه با یک آزمایش حیاتی به اشتباه انجام می شوند یا خیلی خوب دیزاین نمی شوند.
این تخنیک از تفاوت بین نمونه‌ها، مشاهدات یا جمعیت‌های متعدد در شرایط مختلف استفاده می‌کند تا ببیند چه چیزی متفاوت است یا چه چیزی ثابت میامند.
تحلیل عامل یکی از تخنیک های کشف عامل مهم در یک اثر است.
حتی گرفتن هواپیما از نیویورک به پاریس آزمایشی است که فرضیه های آیرودینامیکی مورد استفاده برای ساخت هواپیما را آزمایش می کند.
فرانکلین بلافاصله خالزده مربوط به محتوای آب را مشاهده کرد.
شکست در ایجاد یک فرضیه جالب ممکن است دانشمند را به معرفی-مجدد موضوع مورد بررسی سوق دهد.
دانشمندان دیگر ممکن است تحقیقات خود را شروع کنند و درهر مرحله وارد این پروسه شوند.
مهم این است که نتایج تجربوی و نظری باید توسط دیگران در جامعه علمی بازتولید شود.
هر چه یک توضیح در انجام پیشبینی‌ها بهتر باشد، میتواند مکرر مفیدتر باشد، و احتمال بیشتری دارد که به توضیح مجموعه ای از شواهد بهتر از جایگرین هایش ادامه بدهد.
مدل علمی از نظر میزان آزمایش تجربوی و مدت زمان و پذیرش آنها در جامعه علمی متفاوت است
اگر چنین نشانه پیدا شود، ممکن است نظریه جدیدی پیشنهاد شود، یا (به طور معمول) مشخص شود که اصلاحات در نظریه قبلی برای توضیح شواهد جدید کافی است.
بطور مثال، قوانین نیوتن هزاران سال مشاهدات علمی سیارات را تقریباً به طور کامل توضیح داد
از آنجایی که نظریه‌های جدید ممکن است وسیعتر از آنچه قبل از آنها بود، و بنابراین قادر به تشریح بیشتر از نظریه‌ های قبلی باشند، نظریه‌های جانشین ممکن است بتوانند با توضیح مجموعه بزرگتری از مشاهدات نسبت به نظریه های قبلی آنها باشد، استاندارد بالاتری را همرا با توضیحات برآورده کنید.
“هنگامیکه که یک سیستم ساختاری کامل و بسته از نظرات متشکل از جزئیات و روابط بسیار شکل گرفت، در برابر هر چیزی که با آن در تضاد باشد مقاومت متداوم ارائه می دهد””.”
موفقیت های آن می توانند بدرخشند اما زود گذر هستند.
“روش پیشینی - که انطباق را به شکلی کمتر وحشیانه ترویج میکند، اما نظرات را به عنوان چیزی شبیه به سلیقه ها تقویت می کند، که در گفتگو و مقایسه دیدگاه ها از نظر “آنچه با عقل موافق است”.
آن مقصدی است به همان اندازه دور، یا نزدیک، به عنوان حقیقت برای شما یا من یا جامعه محدود داده شده.
پیرس مشخص کردن را از اختطاف متمایز می کند که بر اساس آزمون ها، نسبت صدق در فرضیه را استنتاج می کند.
اکثراً حتی یک ذهن کاملاً-آماده هم اشتباه حدس می زند.
“پیرس، چارلز اس. (1902)، برنامه کارنگی، بهMS L75.329330، از مسوده D خاطرات 27 بیبینید: ""در نتیجه، کشف به سادگی به معنای تسریع حادثه است که دیر یا زود رخ می دهد، اگر ما مشکل نمیداشتیم. خود ما کشف میکردیم.”
“در نتیجه، رفتار آدم ربایی، که عمدتاً یک مسئله ابتذالی است و اولین سؤال ابتکاری است، باید با ملاحظات اقتصادی اداره شود.”””
فرضیه، که نا امن است، باید مفاهیم عملی داشته باشد که حداقل راه را برای آزمون های ذهنی هموار کند و در علم، خود را به آزمون های علمی برساند.
“انیشتین، آلبرت (1936، 1956) ممکن است کسی بگوید “راز ابدی جهان قابل درک بودن آن است.
این مفروضات از طبیعت گرایی روش شناختی، اساسی را تشکیل می دهند که علم می تواند بر آن استوار شود.
مشاهدات او از عمل به علم اساسا جامعه شناختی است و از چگونگی کاربرد علم در زمان های دیگر و در فرهنگ های دیگر صحبت نمیکند.
او فصل 1 را با بحث در مورد اجسام گولجی و رد اولیه آنها به عنوان مصنوع تخنیکی رنگ آمیزی، و بحث براهه و کپلر که آفتاب برآمد را مشاهده می کنند و با وجود همان پدیده فزیولوژیکی یک طلوع “متفاوت”” را مشاهده می کنند، باز می کند.
در اصل، او می گوید که برای هر روش یا میتود خاصی از علم، می توان یک رویداد تاریخی را یافت که نقض آن به پیشرفت علم کمک کرده است.
نقدهای پسا مدرنگرا علم خود موضوع مناقشات شدید بوده است
مدل ها، هم در علوم و هم در ریاضیات، باید از نظر درونی سازگار باشند و همچنین باید ابطال پذیر باشند (قابلیت رد کردن).
بطور مثال، مفهوم فنی زمان از علم سرچشمه میگیرد و کمبود زمان مشخصه موضوع ریاضی بود.
مقاله یوجین ویگنر، تاثیر غیر منطقی ریاضیات در علوم طبیعی، روایت بسیار محبوب این موضوع از فزیکدان برنده جایزه نوبل است.
لاکاتوش در براهین و ابطالات، چندین قاعده اساسی برای یافتن برهان و مثالهای متضاد برای حدسها ارائه کرد.
این ممکن است توضیح دهد که چرا دانشمندان معمولا اظهار می کنند که خوش شانس بوده اند.
Mahwah, NJ: Lawrence Erlbaum Associates.
“این همان چیزی است که نسیم نیکلاس طالب آن را “”ضد-شکنندگی”” می‌نامد؛ در حالی که برخی از سیستم‌های تحقیق در برابر خطای انسانی، سوگیری انسانی و تصادفی شکننده هستند، روش علمی بیش از آن مقاوم یا سخت است – در واقع سودمند است. از بسیاری جهت ها (این است ضد-شکنندگی).”
این نتایج غیرمنتظره باعث می‌شود محققان تلاش کنند تا آنچه را که فکر میکنند اشتباه در رفتار شان است اصلاح کنند.
نظریه علمی توضیح جنبه ای از جهان طبیعی و گیتی است که بارها و بارها مطابق با روش ها علمی، با استفاده از پروتوکول های پذیرفته شده، مشاهده، اندازه گیری و ارزیابی نتایج آزمایش و تأیید شده است.
نظریه علمی تثبیت شده در برابر بررسی دقیق مقاومت کرده و دانش علمی را تجسم می بخشد.
“استیون جی گولد نوشت که “”...واقعیت‌ها و نظریه‌ها چیزهای متفاوتی هستند، نه در درجه افزایش اطمینان.
معنای اصطلاح نظریه علمی (معمولا برای اختصار به نظریه تعلق می گیرد) که در رشته های علوم به کار می رود به طور قابل توجهی با کاربرد عامیانه رایج نظریه متفاوت است.
در گفتار روزمره، نظریه می تواند متضمن توضیحی باشد که بیانگر یک حدس غیرمستند و گمانه زنی است، در حالی که در علم توضیحی را توصیف می کند که آزمایش شده و به طور گسترده ای به عنوان معتبر پذیرفته شده است.
برخی از نظریه‌ها آنقدر تثبیت شده‌اند که بعید به نظرمیرسد که هیچگاه بطور اساسی تغییر کنند (به عنوان مثال، نظریه‌های علمی مانند تکامل، نظریه هلیومرکزی، نظریه سلولی، نظریه تکتونیک صفحه، نظریه میکروب بیماری، و غیره).
نظریه های علمی قابل آزمایش هستند و پیش بینی های قابل جعل می کنند.
ویژگی تعیین کننده همه دانش های علمی، از جمله نظریه ها، توانایی انجام پیشبینی های ابطال پذیر یا آزمایش پذیر است.
به جای یک پایه واحد، توسط بسیاری از رشته های مستقل شواهد به خوبی-حمایت می شود.
“نظریه تکامل بیولوژیکی بیش از ""فقط یک نظریه"" است”.
این شواهدی موافق یا مخالف این فرضیه را ارائه میدهد.
این میتواند سال ها طول بکشد، زیرا جمع آوری شواهد کافی میتواند دشوار یا پیچیده باشد.
قوت شواهد توسط جامعه علمی ارزیابی میشود و مهمترین آزمایش ها توسط چندین گروه مستقل تکرار شده اند.
در کیمیا، تیوری های اسید-باز بسیاری وجود دارد که توضیحات بسیار متفاوتی از ماهیت اساسی ترکیبات اسیدی و بازی ارائه میدهد، اما آنها برای پیشبینی رفتار کیمیاوی آنها بسیار مفید هستند.
نیازی به پذیرش یک نظریه برای بررسی همه پیشبینی های اصلی آن نیست، اگر قبلا توسط شواهد به اندازه کافی قوی تأیید شده باشد.
راه حل ممکن است به تغییرات جز ای یا عمده در نظریه نیاز داشته باشد یا اگر توضیح رضایت بخشی در چارچوب موجود تئوری یافت شود، به هیچ وجه نیاز ندارند.
اگر به نظر میرسد که اصلاحات در نظریه یا سایر توضیحات برای توضیح نتایج جدید کافی نباشد، ممکن است نیاز به یک نظریه جدید باشد.
این به این دلیل است که هنوز بهترین توضیح موجود برای بسیاری از پدیده های دیگر است، همانطور که توسط قدرت پیشبینی آن در زمینه های دیگر تأیید میشود.
پس از تغییرات، نظریه پذیرفته شده پدیده های بیشتری را توضیح می دهد و قدرت پیش بینی بیشتری خواهد داشت(اگر اینطور نبود، تغییرات اتخاد نمی شد); این توضیح جدید سپس برای جایگزینی یا اصلاح بییشتر خواهد شد.
به عنوان مثال برق و مقناطیس اکنون دو جنبه از یک پدیده هستند که به آن الکترومقناطیس میگویند.
این با کشف همجوشی هسته ای، منبع اصلی انرژی خورشید، حل شد.
با حذف اتر درخشان از نسبیت خاص، انیشتاین بیان کرد که اتساع زمانی و انقباض طول اندازگیری شده در یک جسم در حرکت نسبی، اینرشل است - یعنی جسم سرعت ثابتی را نشان می‌دهد که سرعت با جهت است، وقتی توسط یک ناظر آن اندازه گیری می‌شود.
انشتاین سعی کرد اصل انعطاف پذیزی را به همه چاچوب های مرجع، اعم از غیر فعال یا سرعت تعمیم دهد.
حتا انرژی بدون وزن با “انحنا دادن” سطح هندسی “فضا-زمان 4D“ حرکت جاذبه را روی اجسام محلی اعمال میکند.
اما، قوانین علمی شرح های تشریحی این هستند که طبیعت تحت شرایط معین چگونه رفتار خواهد نمود.
یک تصور اشتباه عام این است که تیوری های علمی نظریه های ابتدائیه هستند که بالاخره به قوانین علمی زمانیکه داده و شواهد کافی جمع آوری شده باشد تبدیل میشود.
هر دو تیوری و قوانین ممکن احتمالاً توسط شواهد خنثی کننده اشتباه کشیده شود.
ساده ترین منطق یک مثال زبان رسمی است.
پدیده که توسط تیوری ها تشریح شده است، اگر بشکل مستقیم توسط حواس (بطور مثال، اتوم ها و رادیوویف ها) مشاهده نگردد،‌ منحیث مفاهیم تیوریکی محسوب میشوند.
"عبارت ""دید دریافت شده تیوریها"" برای تعریف این شیوه بکار برده میشود. "
یکی میتواند زبان را برای تعریف مدل بکار ببرد؛ اما، تیوری یک مدل است (یا یک مجموعه از مدل های مشابه)، نه توضیح یک مدل.
مدل پارامترها بطور مثال، قانون جاذبه نیوتن، تشخیص مینماید ه چگونه موقیعت ها و سرعت ها با زمان تغییر میکنند.
"کلمه ""سیمانتیک"" به شیوه اشاره میکند که یک مدل جهان واقعی را نشان میدهد. "
"روال انجینری یک تمایز بین ""مدل های ریاضیکی"" و ""مدل های فزیکی"" بوجود میاورد؛ هزینه ساختن یک مدل فزیکی میشود با نخست ساختن یک مدل ریاضیکی با استفاده از سافتویر های کمپیوتر مانند وسیله طراحی کمکی کمپیوتر حداقل گردد. "
فرضیه های معین برای استدلال های تجربوی (بطور مثال فرضیه اینکه واقیعت وجود دارد) لازمی اند.
این ممکن به اندازه مشاهده اینکه یک تیوری پیش بینی های دقیق انجام میدهد ساده باشد،‌ که سند است که هر فرضیه در آغاز ساخته شده تحت شرایط امتحان شده یا درست یا تقریباً درست است.
زمانیکه فرضیه معتبر باشد، تیوری پیش بینی های دقیق انجام میدهد، و زمانیکه فرضیه معتبر نباشد، پیش بینی های دقیق انجام نمیدهد.
"دیکشنری انگلیسی اکسفورد (OED) یک ویکشنری انلاین منبع لاتین اش را ازیومری (""قبول کردن، خود گرفتن، فرزندی گرفتن، غصب کردن"") نشان میدهد، که یک حرف ارتباطی اد (""به، بطرف، در"") است، و سومری (گرفتن) است. "
"این اصطلاح اساساً در متون مذهبی بکار برده شد مانند در ""دریافتن در بهشت""، مخصوصاً ""پذیرش مریم باکره به بهشت، با جسم که از فساد محفوظ است""، (1297 میلادی) مگر این همچنان برای اشاره به ""همکاری گرفتن"" یا ""به همکاری گرفتن"" بکار برده میشد. "
تائیدی ها باید فقط زمانی حساب شود که اگر نتیجه پیش بینی های خطرناک باشد؛ این باید گفته شود، اگر با پرسش در مورد تیوری روشنفکر نباشد، ما باید توقع یک رویداد که با تیوری ناسازگار بود را میکردیم—یک رویداد که ممکن تیوری را رد مینمود.
یک تیوری که توسط هیچ رویداد قابل تصور رد شدنی نباشد غیرعلمی میباشد.
بعضی از تیوری های اصلی قابل امتحان نمودن، زمانی پی برده شود که اشتباه است، هنوز هم شاید—بطور مثال با معرفی کردن بعضی از فرضیه یا فرض کردن کمکی پوست هاک (بعد از حقیقت) ، یا با تفسیر کردن تیوری بعد از حقیقت به چنین یک شیوه که از رد شدن فرار میکند توسط طرفداران اش معتبر شمرده شود.
"پوپر نتیجه گیری کرد که این بیانیه ها با گفتن اینکه معیار اساسی برای جایگاه علمی یک تیوری ""اشتباه کشیدن اش""، ""رد شدن اش""، و ""امتحان شدن اش"" است. "
"چندین فلیسوف و مورخ ساینس، اما، استدلال نموده اند که تعریف تیوری پوپر منحیث یک مجموعه بیانیه های قابل رد شدن نادرست است بخاطریکه طوریکه فلیپ کیچر اشاره نموده است اگر یکی یک روش سخت پوپری ""تیوری"" را روی دست بگیرید، مشاهدات اورانوس زمانیکه نخست در 1781 مشاهده شد میخانیک کیهانی نیوتن را ممکن ""اشتباه میکشید"". "
"باروری: ""یک تیوری عالی علمی، مانند اینکه نیوتن ساحات جدید تحقیق را باز میکند.... "
در هر زمان،‌ پرسش های بیشتر را به نسبت انکه جواب داده مطرح میکند.
مانند تعریف های دیگری تیوریها، بشمول اینکه پوپر کیچر این را واضح میسازد که یک تیوری باید در برگیرنده بیانیه های باشد که نتایج مشاهداتی داشته باشد.
این شاید روی کاغذ منحیث سیستم اصول نگاشته شود، و این به هر اندازه که تیوری واقعی باشد به همان اندازه وقتی در چنین شرایط باشد میتواند تکمیل باشد.
"ابعاد مشخص ریاضیکی تیوری کلاسیک الکترومقناطیسی اینطور اصطلاح بندی شده است ""قوانین الکترومقاطیسی بودن"" که سطح شواهد ثابت و قابل تکثیر که آنها را حمایت میکند را انعکاس میدهد. "
یک نمونه مورد دوم اش ممکن قوه عمل تشعشع باشد.
ساینسدان یک شخص است کسیکه تحقیق علمی را بخاطر پیشرفت دانش در یکی از بخش های مورد علاقه انجام میدهد.
ساینسدانان عصرهای مختلف (و قبل از آنها، فلیسوفان طبیعی، ریاضیدانان، تاریخ نویسان طبیعی، خداشناسان طبیعی، انجینران،‌ و دیگران که به پیشرفت ساینس کمک کرده اند) جایگاه های بشکل گسترده متفاوت در جامعه داشته اند، و نورم های اجتماعی، ارزش های اخلاقی،‌ و ارزش های معرفتی که به ساینس دانان نسبت داده میشود—و توقع اش از آنها میرود—هم به مرور زمان تغییر نموده است.
بسیاری از ساینسدانان اولیه از عصر طلایی اسلام بحرالعلوم محسوب میشوند،‌ تا حدی بخاطر کمبود تطابق با رشته های عصری علمی.
پیشنهادات با وسایل خالص منطقی رسیده از لحاظ واقیعت کاملاً خالی هستند.
دکارت نه تنها که پیشتاز در هندسه تحلیلی بود بلکه یک تیوری میخانیک را بوجود آورد و در مورد پیدایش حرکات و درک حیوانات توسعه داد.
او یک شکل دهی مفصل میخانیک کلاسیک را ایجاد و نور و نورشناسی را مورد بررسی قرار داد.
او کشف کرد که یک چارج بکار برده شده روی ستون فقرات یک بقه میتواند در تمام بدن اش تشنجات عضلاتی بوجود بیاورد.
لازارو سپالانزانی یکی از تاثیر گذارترین چهره ها در فزیولوژی تجربوی و علوم طبیعی است.
با این حال، هیچ پروسه رسمی برای اینکه چی کسی دانشمند است و چی کسی نیست وجود ندارد.
کمتر از نیمی از پاسخ دهندگان میخواستند شغلی را در محیط علمی دنبال کنند و بخش کوچکی از آنها امیدوار بودند در صنعت، دولت و یک محیط غیر انتفاعی کار کنند.
انها کنجکاوی شدیدی در مورد واقیعت از خود نشان میدهند.
برخی از دانشمندان تمایل دارند که دانش علمی را به نفع سلامت مردم،ملت ها،جهان،طبیعت یا صنایع (دانشمندان اکادمیک و دانشمندان صنعتی) بکار گیرند.
اینها شامل کیهان شناسی و زیست شناسی، به ویژه زیست شناسی مالیکولی و پروژه ژنوم انسان است.
این شکل شامل دو برابر تعداد مردان نسبت به زنان بود.
پدیده های مرتبط شامل انفجار های ابرنواخت، انفجار پرتو گاما، اختروش ها، بلازار ها، تپ اخترها و تشعشعات پس زمینه مایکرویف کیهانی هستند.
نجوم یکی از قدیمی ترین علوم طبیعی است.
در گذشته، نجوم شامل رشته های متنوعی مانند نجوم، جهت یابی آسمانی، نجوم رصدی و ایجاد تقویم می شد.
نجوم رصدی بر کسب اطلاعات از رصد اجرام نجومی متمرکز است.
این دو زمینه مکمل یکدیگر هستند.
“بر اساس تعریف های دقیق دیکشنری “”علم نجوم” “به” مطالعه اجسام و مواد خارج از جو زمین و خواص فزیکی و کیمیاوی آنها “اشاره دارد”، درحالیکه “استروفزیک” به شاخه ای از نجوم اشاره دارد که با “رفتار، خواص فزیکی و پروسه متحرک اجرام و پدیده های آسمانی.”
برخی از رشته ها، مانند نجوم به جای استروفزیک، صرفا نجوم هستند.
از این مشاهدات، نظریات اولیه در مورد حرکت سیارات شکل گرفت و ماهیت خورشید، ماه و زمین در جهان به صورت فلسفی مورد بررسی فرار گرفت.
یکی از پیشرفت های اولیه مهم، آغاز نجوم ریاضی و علمی بود که در میان بابلی ها آغاز شد، که پایه های سنت نجومی بعدی را که در بسیاری ازتمدن های دیگر توسعه یافتند، پایه گذاری کردند.
نجوم شناسی یونانی از شروع دارای مشخصه جستجوی توضیح مطنقی، فزیکی برای پدیده آسمانی بود.
هیپارکس همچنان کتلاک کامل از 1020 ستاره ها ایجاد کرد؛ و بیشتر صورت های فلکی نیمکره شمالی از ستاره شناسی یونانی سرچشمه می گیرند.
گیورگ وان پیورباک (1423-1461) و رگیومونتانوس (1436-1476) کمک کرد تا پیشرفت ستاره شناسی مورد اساسی برای بوجود اوردن مدل کوپرنیک دهه ها بعد باشد که این مدل وابسته به مرکز خورشید بود.
در سال 964، کهکشان اندرومیدا، بزرگترین کهکشان در گروپ محلی، توسط ستاره شناس فارسی زبان مسلمان ، عبدالرحمن صوفی در کتاب ستارگان ثابت اش تعریف شد.
در آن زمان ستاره شناسان نام های عربی متعددی را معرفی کردند که اکنون برای هر یک از ستاره ها استفاده می شود.
محمود کتی، مورخ سونگهای، بارش شهابی را در اگست سال 1583 مستند سازی و ثبت کرد.
کپلر اولین کسی بود که سیستم را اختراع کرد که جزئیات حرکت سیارات به دور آفتاب را به تفصیل توضیح کرد.
ستاره شناس انگلیسی جان فلمستید بیش از 3000 ستاره را فهرست نویسی کرد. فهرست های گسترده تر از ستاره ها توسط نیکولاس لویس دی لاسایلی بوجود امدند.
این کار توسط جوزف-لوئیس لاگرانج و پیر سیمون لاپلاس بیشتر بهبود بخشیده شد و اجازه داد که کتله های سیارات و قمرها از انحرافات شان تخمین زده شود.
ثابت شده است که ستارگان مانند آفتاب زمین هستند، اما با طیف وسیع گرما، کتله ها و اندازه ها.
ستاره شناسی تیوریکی منجر به گمانه‌زنی‌هایی در مورد وجود اجرام مانند سیاه‌چاله‌ها و ستاره‌های نیوترونی شد که برای توضیح پدیده‌های مشاهده ‌شده مانند اخترنما ها، تپ‌اخترها، بلازارها و کهکشان‌های رادیویی استفاده شده‌ اند.
ستاره شناسی مشاهداتی ممکن است بر اساس ناحیه مربوط به نقاط الکترومقناطیسی که مشاهدات بر روی آن انجام شده است طبقه بندی شود.
گرچه برخی از امواج رادیویی مستقیماً توسط اجرام نجومی، محصول گسیل حرارتی، خارج می‌شوند، اما بیشتر تابش رادیویی که مشاهده می‌شود، نتیجه تابش سنکروترون است که هنگام چرخش الکترون‌ها به دور میدان‌های مقناطیسی ایجاد می‌شود.
مشاهدات مکتشف سروی کننده کمتر از سرخ دارای دامنه وسیع (WISE) به ویژه در پرده برداری از پیش ستاره های کهکشانی متعدد و گروه های ستاره ای میزبان آنها موثر بوده است.
تصاویر مشاهدات در اصل با دست ترسیم می شدند.
ستاره شناسی فرابنفش برای مطالعه تابش گرمایی و خطوط تابش طیفی از ستارگان آبی داغ (ستارگان OB)که در این باند موج بسیار درخشان هستند، مناسب ترین گزینه است.
شعاع های گاما ممکن است مستقیماً توسط ماهواره‌هایی مانند دیدگاه های شعاع گامای کامپتون یا توسط تلسکوپ‌ های تخصصی به نام تلسکوپ‌ های جوی چرنکوف مشاهده شوند.
ستاره شناسی موج جاذبه یک رشته نوظهور از ستاره شناسی است که از تشخیص کنندگان امواج جاذبه برای جمع آوری داده های مشاهداتی در مورد اجرام عظیم دور استفاده می کند.
از نظر تاریخی، آگاهی دقیق از موقعیت خورشید، ماه، سیارات و ستارگان در جهت یابی آسمانی (استفاده از اجرام سماوی برای هدایت هوانوردی) و در ساخت تقویم ضروری بوده است.
اندازه‌گیری اختلاف دید ستارگان نزدیک یک نقطه اغاز اساسی در زینه فاصله کیهانی ارائه می‌کند که برای اندازه‌گیری مقیاس کاینات استفاده می‌شود.
مدل‌های تحلیلی یک مرحله برای ارائه بینش گسترده‌تر به قلب آنچه در حال وقوع است بهتر است.
مشاهده یک پدیده پیش‌بینی‌شده توسط یک مدل به ستاره شناسان اجازه می‌دهد تا از بین چندین مدل متناوب یا متضاد به عنوان بهترین مدل که قادر به توضیح پدیده‌ها هستند انتخاب کنند.
در برخی موارد، حجم زیادی از داده های متناقض در طول زمان ممکن است منجر به انقراض کامل یک مدل شود.
بخاطری که فزیک نجومی موضوع بسیار گسترده ای است، فزیک دانان نجومی معمولاً بسیاری از رشته های فزیک از جمله میخانیک، الکترومقناطیس، میخانیک احصائیوی، ترمودینامیک، میخانیک کوانتمی، نسبیت، فزیک هسته ای و ذرات، و فزیک اتومی و مالیکولی را به کار می گیرند.
کلمه "کیمیای نجومی" را می توان هم برای منظومه شمسی و هم برای محیط بین ستاره ای به کار برد."
اصطلاح اگزوبیولوژی مشابه است.
مشاهدات ساختار در مقیاس بزرگ جهان، شاخه ای که به کیهان شناسی فیزیکی معروف است، درک عمیقی از شکل گیری و تکامل کیهان ارائه کرده است.
ساختار سلسله مراتب‌ی ماده از تغییرات جزئی در کتله عظیم فضا شروع به شکل گیری کرد.
تجمعات جاذبه‌ی در رشته ها دسته بندی میشوند و فضاهای خالی در جاهای باز می‌گذارند.
رشته های مختلف فزیک برای مطالعه جهان بسیار مهم است.
در نهایت، مورد دوم برای درک ساختار با مقیاس بزرگ کاینات مهم است.
همانطور که از نامش پیداست، یک کهکشان بیضوی شکل مقطعی یا عبوری یک بیضوی را دارد.
کهکشان های بیضوی بیشتر در هسته دسته های کهکشانی یافت می شوند و ممکن است از ترکیب کهکشان های بزرگ ایجاد گردیده باشند.
کهکشان های مارپیچی معمولا توسط حلقه نوری از ستاره های قدیمی احاطه شده اند.
تقریباً یک چهارم تمام کهکشان ها نامنظم هستند و اشکال عجیب این کهکشان ها ممکن است نتیجه تعامل جاذبوی باشد.
کهکشان رادیویی یک کهکشان فعال است که در بخش رادیویی طیف بسیار درخشان است و ستون‌ها یا لوب‌های گازی عظیمی از خود خارج میکند.
ساختار با مقیاس بزرگ کیهان توسط گروه ها و دسته های از کهکشان ها نشان داده شده است.
در مرکز کهکشان راه شیری هسته، یک برآمدگی میله‌ی شکل است که تصور می‌شود سوراخ سیاه با کتله بیشتر از کلته افتاب در مرکز آن باشد.
این دایره توسط حلقه کروی از ستارگان قدیمی‌تر و جمعیت دوم و همچنین غلظت‌های نسبتاً متراکم ستارگان به نام دست های کروی احاطه شده است.
اینها به عنوان یک هسته فشرده پیش ستاره ای یا سحابی های تاریک شروع می شوند که متمرکز شده و از بین می روند (در حجم هایی که با طول جینس تعیین می شود) و پیش ستاره های فشرده را تشکیل می دهند.
این دسته ها به تدریج پراگنده می شوند و ستارگان به جمعیت کهکشان راه شیری یکجا می شوند.
7-18 تشکیل ستاره در مناطق متراکم غبار و گاز رخ می دهد که به عنوان ابرهای مالیکولی غول پیکر شناخته می شوند.
تقریباً تمام عناصر سنگین‌ تر از هایدروجن و هلیوم در هسته ستارگان ایجاد شده‌ اند.
با گذشت زمان، این سوخت هایدروجنی به طور کامل به هلیوم تبدیل می شود و ستاره شروع به تکامل می کند.
پرتاب لایه های بیرونی یک ابر سیاره ای را تشکیل می دهد.
این یک نوسان 11 ساله در عدد لکه خورشیدی است.
آفتاب همچنین دستخوش تغییرات دوره ای در درخشندگی شده است که می تواند تأثیر قابل توجهی بر روی زمین داشته باشد.
بالای این لایه ناحیه نازکی قرار دارد که به کروموسفیر معروف است.
ناحیه تابش در بالای هسته قرار دارد، جایی که پلازما ریزش انرژی را با استفاده از تشعشع انتقال می دهد.
باد خورشیدی ذرات پلازما همیشه از آفتاب به بیرون جریان می یابد تا زمان که در بیرونی ترین حد منظومه شمسی به هلیوپوز می رسد.
این سیارات 4.6 میلیارد سال پیش در دایره پیش سیاره ای که آفتاب قبلی را احاطه کرده بود تشکیل شدند.
سیارات در طی یک دوره بمباران شدید به پاک کردن یا بیرون راندن مواد باقیمانده ادامه دادند، که گودال های متعدد ایجاد شده توسط سنگ اسمانی روی مهتاب گواه ان است.
این پروسه می تواند یک هسته سنگی یا فلزی را تشکیل دهد که توسط یک گوشته و یک پوسته بیرونی احاطه شده است.
برخی از سیارات و مهتاب ها گرمای کافی جمع میکنند تا فرایندهای جیولوژیکی مانند شرایط اتش فشانی و تکتونیکی را به پیش ببرد.
احصائیه نجومی کاربرد احصائیه در فزیک نجومی برای تجزیه و تحلیل حجم وسیعی از اطلاعات مشاهداتی فزیک نجومی است.
کوسموکیمیا مطالعه مواد کیمیاوی موجود در منظومه شمسی، از جمله منشاء عناصر و تغییرات در نسبت ایزوتوپ ها میباشد.
انجمن های ستاره شناسی در سرتاسر جهان قرار دارند و تعداد زیادی از آنها برنامه‌هایی برای کمک به اعضای خود در راه‌اندازی و تکمیل برنامه‌های مشاهداتی از جمله برنامه‌هایی برای مشاهده همه اجرام موجود در مسیر (110 جرم) یا دسته های هرشل 400 نقاط دیدنی در آسمان شب دارند.
اکثر افراد غیرمسلکی در طول موج های قابل رویت کار می کنند، اما اقلیت کوچکی با طول موج های خارج از طیف قابل رویت ازمایشات را انجام میدهند.
یک تعداد از ستاره شناسان غیرمسلکی از تلسکوپ های خانگی یا تلسکوپ های رادیویی استفاده می کنند که در ابتدا برای تحقیقات ستاره شناسی ساخته شده بودند اما اکنون در دسترس افراد غیرمسلکی هستند (مانند تلسکوپ One-Mile).
پاسخ به اینها ممکن است نیازمند ساخت ابزارهای جدید زمینی و فضایی و احتمالاً پیشرفت‌های جدید در فزیک نظری و تجربی باشد.
درک عمیق تری از پیدایش و شکل گیری ستارگان و سیارات نیاز است.
اگر چنین است، توضیح پارادوکس فیرمی چیست؟
اصلیت و ماهیت ماده تاریک و انرژی تاریک چیست؟
اولین کهکشان ها چگونه تشکیل شدند؟
استروبیولوژی که قبلاً به نام اگزوبیولوژی شناخته می شد، یک رشته علمی میان رشته ای است که پیدایش، تکامل اولیه، پخش و آینده زندگی را در جهان مطالعه میکند.
پیدایش و تکامل اولیه حیات؛ بخش جدایی ناپذیر از رشته استروبیولوژی است.
بایوکیمیستری ممکن است اندک پس از انفجار بزرگ، 13.8 میلیارد سال پیش، در دوران قابل سکونت زمانی که کاینات تنها 10 تا 17 میلیون سال سن داشته است، آغاز شده باشد.
با این حال، زمین تنها مکانی در جهان است که انسان ها می دانند دارای حیات است.
اصطلاح اگزوبیولوژی توسط جاشوا لدربرگ، زیست شناس مالیکولی و برنده جایزه نوبل بوجود آمد.
"اصطلاح بیگانه شناسی اکنون در یک مفهوم تخصصی تر به معنی ""زیست شناسی مبتنی بر کیمیای خارجی"" است، چه منشأ فرازمینی یا زمینی (احتمالاً مصنوعی) داشته باشد."
اگرچه زمانی خارج از جریان اصلی تحقیق علمی در نظر گرفته می شد، استروبیولوژی به یک رشته رسمی مطالعه تبدیل شده است.
در سال 1959، ناسا اولین پروژه اگزوبیولوژی خود را تأمین مالی کرد و در سال 1960، ناسا یک برنامه اگزوبیولوژی را تأسیس کرد که اکنون یکی از چهار عنصر اصلی برنامه استروبیولوژی فعلی ناسا است.
پیشرفت‌ها در زمینه‌های زیست‌شناسی استروبیولوژی، ستاره شناسی مشاهداتی و کشف انواع زیادی از اکستروموفیل‌ها با قابلیت فوق‌العاده برای رشد در خشن‌ترین محیط‌های روی زمین، منجر به این گمانه‌زنی شده است که احتمالاً ممکن است حیات در بسیاری از اجرام فرازمینی در کاینات در حال رشد.
ماموریت هایی که به طور خاص برای جستجوی حیات فعلی در مریخ طراحی شده بودند، برنامه وایکینگ و کاوشگر بیگل 2 بودند.
در اواخر سال 2008، فرودگر فونیکس، محیط زیست را برای سکونت سیاره های گذشته و حال حیات میکروبی در مریخ بررسی کرد و در مورد تاریخچه آب در آنجا تحقیق کرد.
در نوامبر 2011، ناسا ماموریت آزمایشگاه علمی مریخ را حامل مریخ نورد کنجکاوی پرتاب کرد که در آگوست 2012 در دهانه گیل بر روی مریخ فرود آمد.
یکی از آنها این فرضیه آگاهانه است که اکثریت نزدیک به اتفاق شکل گیری حیات در کهکشان ما بر اساس کیمیاهای کاربن هستند، همانطور که همه اشکال حیات روی زمین هستند.
این واقعیت که اتوم های کاربن به راحتی به اتوم های کاربن دیگر پیوند می خورند، امکان ساخت مالیکول های بسیار طولانی و پیچیده را فراهم می کند.
فرضیه سوم تمرکز بر سیاراتی است که به دور ستاره‌های خورشید مانند می‌ چرخند تا احتمال قابلیت اسکان سیاره‌ای افزایش یابد.
به این منظور، تعدادی ابزار طراحی شده برای شناسایی سیارات فراخورشیدی به اندازه زمین در نظر گرفته شده است که مهمترین آنها برنامه های سیاره یاب زمینی ناسا(TPF) و برنامه داروین ESA است که هر دو لغو شده اند.
دریک در ابتدا این معادله را صرفاً به عنوان یک دستور کار برای بحث در کنفرانس بانک سبز فورمول بندی کرد، اما برخی از کاربردهای این فورمول به معنای واقعی کلمه و مربوط به استدلال های ساده یا شبه علمی بود.
کشف اکسترموفیل ها، ارگانیزم هایی که قادر به زنده ماندن در محیط های شدید هستند، به یک عنصر اصلی تحقیقاتی برای استروبیولوجیست ها تبدیل شد، زیرا آنها برای درک چهار حوزه در محدودیت های حیات در بافت سیاره ای مهم هستند: پتانسیل پانسپرمی، آلودگی به جلو به دلیل اکتشافات انسانی. ، استعمار سیاره ها توسط انسان ها و اکتشاف حیات فرازمینی منقرض شدند.
حتی تصور میشد که حیات در اعماق اقیانوس ‌ها، جایی که نور خورشید نمیتواند به آن برسد، غذای خود را یا از مصرف ریزه‌های آلی که از آب های سطحی می ‌بارید یا از خوردن حیواناتی که می ‌باریدند، به دست می اورد.
این ترکیب کیمیاوی با آشکار ساختن این نکته که حیات نیازی به وابسته بودن به خورشید ندارد، تحول در مطالعه استروبیولوژی و بیولوژی ایجاد کرد. برای اینکه وجود داشته باشد فقط به آب و مقدار ریزش انرژی نیاز دارد.
ده موجود زنده مقاوم برای پروژه LIFE، توسط امیر الکساندر دینوکوکوس رادیودورانس، باسیلوس سوبتیلیس، خمیر ساکارومایسس سرویزیه، دانه های آرابیدوپسیس تالیانا ("شاهی گوش-موش") و همچنین حیوان بی مهرگان تاردیگراد انتخاب شدند.
مهتاب مشتری، یوروپا، و مهتاب زحل، انسلادوس، به دلیل اقیانوس‌های آب زیرسطحی که در آن گرمایش رادیوژنیک و امکان وجود آب مایع را فراهم می‌کند، اکنون محتمل‌ترین مکان‌ها برای حیات فرازمینی موجود در منظومه شمسی هستند.
دود و غبار کیهانی که در کیهان نفوذ می کند حاوی ترکیبات عضوی پیچیده ای است ("جامدات عضوی بی‌شکل با ساختار مخلوط معطر-چربی دار") که می توانند به طور طبیعی و به سرعت توسط ستارگان ایجاد شوند."
به نظر می رسد که PAH ها اندک پس از انفجار بزرگ شکل گرفته اند، در سراسر کاینات گسترده شده اند و با ستاره ها و سیارات فراخورشیدی جدید مرتبط هستند.
نجوم شناسی تجربوی منابع موجود در خاک های سیاره ای را با استفاده از مواد فضایی واقعی در شهاب سنگ ها بررسی می کند.
در بزرگترین مقیاس، کوزم ایکولوژی به زندگی در جهان در زمان‌های کیهانی می‌پردازد.
تخصص ها شامل کوزمو کیمیستری، بیوکیمیستری، و جیوکیمیستری عضوی میگردد.
برخی از مناطق روی زمین، مانند پیلبارا در استرالیای غربی و دره‌های خشک مک‌مردو انترکتیکا، نیز از نظر جیولوژیکی مشابه مناطق در مریخ محسوب میشوند، و به این ترتیب، ممکن است بتوانند سرنخ‌هایی در مورد چگونگی جستجوی حیات گذشته در مریخ ارائه کنند.
در واقع، به نظر میرسد احتمال دارد که کوچکترین واحدات حیات در هر جا با کوچکترین واحدات حیات زمین در جزئیات نه شاید در عموم مشابه باشد.
تنها دو اتوم طبیعی، کاربن و سیلیکان، به عنوان ستون فقرات مالیکول هایی به اندازه کافی بزرگ برای حمل اطلاعات بیولوژیکی شناخته شده اند.
چهار محتمل ترین کاندید برای حیات در منظومه شمسی سیاره مریخ، مهتاب جوویان یوروپا و مهتاب های زحل تیتان و انسلادوس هستند.
در درجات پایین حرارت و فشار کم مریخ، آب مایع احتمالاً بسیار شور است.
در 11 دسمبر 2013، ناسا گزارش داد که "مواد معدنی گِل مانند" (مخصوصاً فیلوسیلیکات ها)، که اغلب با مواد عضوی مرتبط هستند، در قشر پوشیده از یخ اروپا شناسایی شده است.
برخی از دانشمندان فکر می کنند که این هایدروکاربن های مایع ممکن است جای آب را در سلول های زنده متفاوت از سلول های روی زمین بگیرند.
هیچ پروسه های فزیکی شناخته شده ای در سیاره وجود ندارد که بتواند باعث حضور آن شود.
یاماتو 000593 بزرگترین شهاب سنگ از مریخ در 2000 روز زمین یافت شد.
در 5 مارچ 2011، ریچارد بی. هوور، دانشمند مرکز پروازهای فضایی مارشال، در مورد یافتن فوسیل های کوچک به اصطلاح مشابه سیانوباکتریا ها در شهاب سنگ های کاربنی CI1 در ژورنال غیرمعمول کیهان شناسی حدس زد، داستان که به طور گسترده توسط رسانه های معمولی گزارش شده است.
نشان پرکلرات ها در سراسر نظام شمسی بخصوص در مریخ پیدا شده است.
شیوه های تشخیص پیشرفته و افزایش زمان بررسی بدون شک نظام های سیاره ای زیادی را کشف و احتمالاٌ تعدادی بیشتر شان مشابه ما خواهد بود.
هدف اصلی کشف ارگانیزم های است که توان زنده ماندن در شرایط سفر فضایی و نگهداری ظرفیت تکثیر را دارند.
این واکنش های پرتنش نیز به آن ها اجازه خواهد داد در شرایط فضایی سخت زنده بمانند، اگرچه تکامل نیز محدودیت هایی را برای استفاده شان بعنوان مثال برای زندگی فرازمینی بوجود می آورد.
شکل گیری تخم اجازه می دهد تا در محیط های شدید زنده بماند حالانکه هنوز رشد سلولی را می تواند از سر بگیرد.
دو نشست کننده یکسان بودند، به این خاطر آزمایش یکسان در دو نقطه سطح مریخ انجام شد. وایکنگ 1 در نزدیکی خط استوا و وایکنگ 2 در شمال.
در ستاره شناسی، انقراض جذب و پراکندگی تابش الکترو مقناطیسی توسط غبار و گاز بین یک شی نجومی الکترون فشان و ناظر.
ستارگانی که در نزدیکی سطح کهکشان راه شیری و در چند هزار پارسیک زمین قرار دارند، انقراض در حلقه بینایی فرکانسی ها (سیستم فوتو متری) شان تقریباٌ 1.8 مگنیتود در هر کیلوپارسک است.
به دلیل پراکندگی نور از گرد و غبار و غیره موضوعات در محیط میان ستاره ای سرخ شدن اتفاق می افتد.
در بیشتر سیستم های فوتومتری، فیلترها (حلقه های عبور) استفاده می شود که خوانش مگنیتود روشنایی ممکن است پهنا و درطوبت میان عوامل زمینی در نظر بگیرد.
واضیحاٌ، انقراض میان ستاره ای در طول موج های کوتاه بسیار قوی است، که عموماٌ بوسیله روش های طیف سنجی بررسی شد.
میزان انقراض می تواند به طور چشم گیری بالاتر این در مسیر های مشخصی باشد.
در نتیجه، انتقال به آمار های ستاره ای هنگام محاسبه فواصل کیهانی، از فاصله نزدیک (فلتر یا حلقه عبود عبور Ks کاملاٌ استندرد است) می تواند مفید باشد، جایی که تغییرات و میزان انقراض در طور چشم گیری کمتر است، و نسبت های یکسان با: R(Ks): 0.49±0.02 and 0.528±0.015 به ترتیب توسط گروه های مستقل یافت شد.
برای اولین بار این خصوصیت در دهه 1960 دیده شد، اما منشاء آن هنوز به خوبی شناخته نشده است.
در SMC، تغییرات شدیدتر بدون 2175 Å، و انقراض بسیار قوی دور UV در نوار ستاره ساز و انقراض ماوراء بنفش نسبتاٌ معمولی در بال ساکن تر دیده می شود.
درهر دو LMS و SMC که مشابه به منحنی های موجود در کهکسان راه شیری هستند و در کهکشان راه شیری که بیشتر شبیه منحنی های موجود در سوپرشل LMC2 LMC و در نوار SMC هستند یافتن منحنی های انقراض، تفسیر جدیدی را بوجود آورده اند.
این انقراض دارای سه جزء اصلی است: پراکندگی رایلی توسط مالیکول های هوا، پراکندگی توسط ذرات و جذب مالیکول.
این چنین انقراض در اوج خود کمترین و در نزدیکی افق بالاترین مقدار را دارا است.
معادله ای Drake در مورد موجودیت زندگی عاقل در جای دیگری از کاینات گمانه زنی میکند.
شامل تحقیق حیات فرازمینی فعلی و تاریخی، و تحقیق محدودتر برای حیات هوشمندانه ای فرازمینی است.
در طول سالها، داستان های علمی تخیلی مفکوره های علمی را به اشتراک گذاشته شد، طیف وسیعی از احتمالات را تصور می کرد و بر علایق و دیدگاه عام در مورد حیات فرازمینی تاثیر گذاشت.
وجود حیات طبق این استدلال که توسط دانشمندانی مانند کارل سیگان و استیوان هاوکینگ و همچنین شخصیت های برجسته ای مانند وینستون چرچیل ارایه شده است، در جایی دیگری غیر از زمین بعید است.
زندگی به طور مستقل ممکن است در بسیاری از نقاط در سراسر کاینات بوجود آمده باشد.
میکانیزم برای از بین بردن تعارض، حفظ همکاری و حفظ عملکرد در هر سطح از ارگانیزم ها وجود دارد.
زندگی با آمونیا (به جای آب) بحیث یک گزینه پیشنهاد شده است، اگر چه این محلل نسبت به آب کمتر مناسب به نظر می رسد.
حدود 95 فیصد ماده زنده تنها از شش عنصر کاربن، هادروجن، نایتروجن، آکسیجن، فافورس و گوگرد ساخته شده است.
اتم کاربن توانایی منحصر به فرد ایجاد چهار رابطه کیمیاوی قوی با اتم های دیگر بشمول اتم های دیگری کاربن را دارد.
طبق استراتیژی 2015 بیولوژی نجومی ناسا، "زندگی در جهان های دیگر به احتمال زیاد دارای میکروب ها است، و هر سسیستم پیچیده زندگی در جای دیگر احتمالاٌ منشاء آن حیات میکروبی بوده و بر اساس آن پدید آمده است."
"ریک کولویل" یکی از اعضای تیم رصد خانه ای کاربن عمیق از دانشگاه ایالتی اوریگان، به BBC گفت: ""من فکر می کنم احتمالاٌ منطقی است که فرض کنیم زیر سطحی ای سیارات دیگر و قمرهای آن ها زیست پذیر هستند، به خصوص که ما اینجا. زمین را دیده ایم که موجودات زنده می توانند دور از نور آفتاب با استفاده از انرژی که مستقیماٌ از صخره های اعماق زیر زمین تامین می شود، کار کنند""."
فرضیه پانسپرمیا پیشنهاد می کند که حیات در دیگر نقاط نظام شمسی ممکن است منشاء مشترک داشته باشد.
احیاء شدن آن به شکل مدرن در قرن 19هم مجدداٌ توسط دانشمند مانند جونز جیکوب برزلیوس (1834)، کلوین (1871)، هرمان فرون هلمهرلتز (1879) و کمی بعد توسط سوانته آرنیوس (1903) صورت گرفت.
در سال 1878 یکی از تحقیقات علمی اولیه در مورد این موضوع در یک مقاله علمی آمریکایی بعنوان "آیا ماه مسکونی است؟" ظاهر شد.
مناطق حاره ای و تحت فشار در داخل ماه ممکن است همچنان حاوی آب مایع باشند.
نشانه های وجود دارد که مریخ گذاشته ای گرم تر و مرطوب تر داشته است: بستر کرانه های خشک شده، کلاهک های یخی قطبی، آتشفان ها و مواد معدنی که در حضور آب تشکیل می شوند، همگی پیدا شده اند.
بخار می تواند توسط آتشفشان های یخی یا با تصعید یخ نزدیک سطح (تبدیل جامد به گاز) تولید شده باشد.
همچان این امکان دارد که اروپا بتواند از ماکروفونه شناگر با استفاده از اکسیجن ایجاد شده توسط سایه کیهانی که یخ سطح آن را تحت تاثیر قرار می دهد، پشتیبانی کند.
در 11 دسمبر 2013، ناسا گزارش داد که "مواد معدنی رس مانند" (مخصوصاٌ فایلوسیلیکات ها) که معمولاٌ با مواد ارگانیک همراه هستند، در قشر یخی اروپا شناسایی شده است.
برخی ادعا می کنند که شواهدی را شناسایی کرده اند که نشان می دهد حیات میکروبی در مریخ وجود داشته است.
در 1996، یک گزارش بحث برانگیز بیان کرد که ساختارهایی مانند نانوباکتریا ها در شهاب سنگی به نام ALH84001 که از سنگ ای پرتاب شده از مریخ شکل گرفته بود ،کشف شد.
مقامات ناسا به زودی ناسا را از ادعاهای دانشمندان دور کردند و خود استوکر از اظهارات اولیه خود عقب نشینی کرد.
برای ارزیابی قابلیت سکونت گذشته و حال در مریخ با استفاده از ابرازهای مختلف علمی طراحی شده است.
اگرچه، پیش از استفاده از چنین روش های طیف سنجی برای تجزیه و تحلیل سیارات فراآفتابی، در توانایی یافتن و تشخیص نور از جریان های سنگی کوچک تر در نزدیکی ستاره هایشان پیشرفت های چشم گیر حتمی است.
در اگست 2011، یافته های ناسا، بر اساس مطالعات شهاب سنگ های یافت شده در زمین، نشان می دهد که اجزای DNAو RNA (ادنین، گوانین و مالیکول های همراه با آرگانیک) که بلاک های سازنده حیات آن گونه که ما می شناسیم، ممکن است به صورت فرازمینی در فضای بیرونی شکل گرفته باشند.
برای اولین بار در جهان در اگست 2012، ستاره شناسان دانشگاه کوپنهاگن شناسایی یک مالیکول قند خاص، گلیکول الدیهاید، را در یک منظومه ستاره ای دور گزارش کردند.
تلسکوپ فضایی کپلر نیز چند هزار سیاره نامزد را شناسایی کرده است که حدود 11 درصد از آنها ممکن است بطور اشتباه مثبت باشند.
عظیم ترین سیاره لست شده در چشم انداز آرشیف ناسا،DENIS-P J082303.1-491201 b است، حدود 29 برابر حجم مشتری، اگرچه طبق اکثر تعاریف از یک سیاره، این سیاره آنقدر عظیم است که نمی تواند یک سیاره باشد شاید درعوض سیاره کوچک قهوه ای باشد.
یکی از نشانه هایی که یک سیاره احتمالاٌ از قبل قابلیت زندگی را دارا است، وجود فضا با مقادیر چشم گیری اکسیجن است، زیرا این گاز بسیار واکنش پذیر است و معمولاٌ بدون دوباره پرکردن پی در پی مدت زیادی دوام نخواهد آورد.
حتی اگر فرض شود که یک ستاره از این میلیارد ها ستاره تنها دارای حیات باشد، حدود 6.25 میلیارد منظومه سیاره ای حامی حیات درجهان قابل مشاهده وجود خواهد داشت.
اولین ادعای ثبت شده در مورد حیات انسان فرازمینی در متون مقدس باستانی جینیزم پیدا میشود.
نویسندگان مسلمان قرون وسطایی مانند فخرالدین رازی و محمد الباقر بر اساس قرآن از تکثر کیهانی پشتیبانی کردند.
هنگامی که مشخص شد که زمین تنها یک سیاره در میان اجرام بی شماری در جهان است، تیوری حیات فرازمینی در جامعه علمی به یک عنوان تبدیل شد.
احتمال وجود فرازمینی ها همچنان به عنوان یک حدس و گمان گسترده باقی مانده است، زیرا اکتشافات علمی سرعت می گیرد.
مفکوره ای حیات در مریخ، نویسنده بریتانیایی H. G. Wells را وادار ساخت که در سال 1897 رمان <جنگ جهان ها> را بنویسد که در آن از یورش موجودات فضایی مریخ که از خشک شدن سیاره فرار می کردند، قصه میکند.
"اعتقاد به موجودات فرازمینی همچنان در دانش کاذب، تیوری های توطیه و فولکلور رایج، به ویژه "منطقه 51"" و افسانه ها ابراز می شود."
وارد و براونلی معتقد ای تغییر در سیارات دیگر هستند که مبنی بر ویژگی های اساسی زمینی (مانند DNA و کاربن) نیست.
او گفت: "اگر موجودات فضایی از ما دیدن کنند، همانند زمانی خواهد بود که کولمبیایی ها در آمریکا ساکن شدند، که برای امریکایی های خوب تمام نشد."
COSPAR همچنین دستورالعمل هایی برای حفاظت از سیاره پیشکش مینماید.
همچنین با توجه به پاسخ، "هیچ اطلاعات موثقی که بیانگر پنهان ماندن هرگونه شواهدی از چشم مردم باشد" وجود ندارد.
بالا: منابع نوری با درخشش های مختلف.
دنباله دار بورلی، رنگ ها روشنایی خود را در حدود سه برابر با درخشش نشان می دهند (درست).
مقیاس لوگاریتمی است و به گونه ای تعریف شده است که هر مرحله یک کمیت روشنایی را با ضریب ریشه پنجم 100 یا تقریباٌ 2.512 تغییر می دهد.
ستاره شناسان از دو تعریف متفاوت از درخشش استفاده می کنند: درخشش ظاهری و درخشش مطلق.
درخشش مطلق، درخشندگی ذاتی برون شده از یک جسم را توصیف می کند و تعریف شده است که برابر به درخشش ظاهری است که اگر جسم در فاصله معینی از زمین قرار می گرفت، 10 پارسک برای ستارها.
انکشاف تلسکوپ نشان داد که این اندازه های بزرگ خیالی بودند – ستارگان از طریق تلسکوپ بسیار کوچک تر به نظر میرسند.
هر چه مقدار منفی تر باشد، شی روشن تر است.
(لیست درخشان ترین ستاره ها را ببینید) ستارگانی که درخشش آنها بین 1.5 تا 2.5 است درخشش دوم نامیده می شوند. حدود 20 ستاره درخشان تر از 1.5 وجود دارد که ستاره های درخشش اول هستند.
درخشش مطلق برای اجرام نظام شمسی معمولاً بنابر فاصله AU1 ذکر می شود.
ساده ترین شکل تکنالوژی توسعه و استفاده از ابزارهای ساده است.
به توسعه اقتصادهای پیشرفته تر (از جمله اقتصاد جهانی امروزی) کمک کرده و امکان بوجود آوردن لذت وقت فراغت را فراهم کرده است.
بطور مثال می توان به ظهور مفهوم موثریت از نگاه بهره وری انسانی و چالش های اخلاق زیستی اشاره کرد.
"معنای این اصطلاح در شروع قرن 20م تغییر کرد، وقتیکه دانشمندان علوم اجتماعی امریکایی، با تورشتاین وبلن، مفکوره هایی را از مفهوم آلمانی Technik به "تکنالوژی"ترجمه کردند.
" رید بین، جامعه شناس امریکایی در 1937، نوشت: "تکنالوژی دربرگیرنده تمام آلات، ماشینها، ظروف، سلاح ها، ابزارها، مسکن، لباس، وسایل ارتباطی و حمل و نقل و مهارت هایی است که توسط آنها تولید و استفاده می کنیم."
اخیراً محققان "تکنیک" را از فیلسوفان اروپایی قرض گرفته اند تا معنای تکنالوژی را به اشکال مختلف توسعه دهند، مانند کار فوکو در مورد تکنالوژی های خود (تکنیک های de soi)."
"اختراع چیزهای مفید یا برای حل مشکلات""و" یک ماشین، قطعه از تجهیزات، روش، و غیره،."
این اصطلاح معمولاٌ برای اشاره به رشته ای مشخصی از تکنالوژی یا برای اشاره به تکنالوژی پیشرفته یا فقط لوازم الکترونیکی مصرفی بعنوان سر جمع آن استفاده می شود.
با چنین استفاده، تکنالوژی به ابزارها و ماشین هایی اطلاق می شود که ممکن است برای حل مشکلات دنیای واقعی استفاده شوند.
دبلیو برایان آرتور، تکنالوژی را بطور وسیع بعنوان "وسیله ای برای تحقق یک هدف انسانی" تعریف می کند.
"وقتی با اصطلاح دیگری مانند""تکنالوژی طبی" یا "تکنالوژی فضایی" ترکیب می شود، به وضعیت دانش و ابزارهای رشته ای مربوطه اشاره میکند.
برعلاوه، قسمی که شناخته شده است تکنالوژی استفاده از ریاضیات، علوم و هنرها به نفع زندگی است.
انجنیری هدفمندانه محور اساسی طراحی و ساخت ابزارها و سیستم ها برای بهره برداری از پدیده طبیعی برای ابزارهای عملی انسانی است، معمولاٌ (اما نه همیشه) با استفاده از نتایج و تکنیک های علم.
بطور مثال، ممکن علم با استفاده از ابزارها و دانش موجود، جریان الکترون ها را در هادی های الکتریکی مورد مطالعه قرار دهد.
روابط دقیق بین علم و تکنالوژی، به خصوص، توسط دانشمندان، مؤرخان و سیاست مداران در اواخر قرن 20م مورد بحث قرار گرفته است، تا حدی به این دلیل که این بحث می تواند بودجه ای علوم اساسی و عملی را شکل دهد.
انسان های اولیه از نوع انسان های که قبلاٌ دوپا بودند، با حجم مغزی تقریباٌ یک سوم انسان های امروزی تکامل یافت.
اختراع تبرهای سنگی صیقل شده پیشرفت عظیمی به پاکسازی جنگل در مقیاس وسیع برای ایجاد مزارع بود.
اولین استفاده شناخته شده از نیروی بادی، کشتی مسافرتی است. اولین رکورد یک کشتی بعنوان مسافرت مربوط به یک قایق است که قدامت آن به هزاره 8-هشتم از میلاد می رسد.
به گفته باستان شناسان، چرخ در حدود 4000 سال قبل از میلاد احتمالاٌ به طور مستقل و تقریباٌ همزمان در بین النهرین (در عراق کنونی)، قفقاز شمالی (فرهنگ مایکوپ) و اروپای مرکزی اختراع شد.
اخیراٌ قدیمی ترین چرخه چوبی شناخته شده در دنیا در آبهای مردابی لیوبلیانا اسلوانیا پیدا شد.
سومریان قدیم از چرخ سفالگری استفاده می کردند و شاید آن را اختراع کرده باشند.
اولین گادی های دو چرخه از تراووا گرفته شده و اولین باراز آن در بین النهرین و ایران در حدود 3000 سال قبل از میلاد استفاده شد.
یک تب حمام تقریباٌ همانند تب حمام مدرن در کاخ کنوسوس پیدا شد.
نخستین لوله کشی فاضلاب در روم، کلواکا کاسیما بود. ساخت آن در قرن ششم قبل از میلاد آغاز شد و هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد.
تکنالوژی قرون وسطی شاهد استفاده از ماشین های ساده (مانند اهرم، پیچ و چرخ) بود که برای تشکیل ابزارهای پیچیده تر مانند چرخ دستی، آسیاب های بادی و ساعت ها ترکیب شدند و یک سیستمی از دانشگاه ها مفکوره ها و روش های علمی را توسعه و انکشاف داد.
انقلاب صنعتی که در قرن 18هم در انگلستان آغاز شد، دوره ای از اکتشافات بزرگ تکنالوژی بود، مشخصاٌ در زمینه های زراعت، تولید، معدن،متالورژی، و حمل و نقل، مشتق شده از کشف نیروی بخار و کارایی گسترده ای سیستم فابریکه.
افزایش تکنالوژی باعث ساخت آسمان خراشها و مناطق وسیع شهری شده است که ساکنان آن برای حمل و نقل و مواد غذایی خود به موتورها متکی هستند.
قرن 20م انبوهی از خلاقیت ها را به ارمغان آورد.
تکنالوژی اطلاعات بعداٌ سبب ظهور انترنت در دهه 1980 شد که عصر اطلاعات فعلی را بوجود آورد.
تکنیک های مغلق تولیدی ساختمانی و سازمان ها برای ساخت و نگهداری برخی از تکنالوژی های جدیدتر و مورد نیاز دارند و تمام صنایع برای حمایت و توسعه نسل های بعدی ابزارهای های پیچیده تر وجود آمده اند.
Transhumanists عموماٌ بر این باور اند که هدف تکنالوژی غلبه بر موانع است و آنچه ما معمولاٌ به عنوان وضعیت انسانی از آن یاد میکنیم، خود مانع دیگری است که باید از آن عبور شود.
آنها اظهار می کنند که نتیجه حتمی الوقوع ای جامعه ای که بیش از حد تکنالوژیکی باشد این است که به قیمت آزادی و سلامت روانی تمام میشود.
او امید دارد جوهر تکنالوژی را به گونه ای آشکار کند که "به هیچ وجه ما را به جبر پرحماقت برای پیشبرد کورکورانه تکنالوژی یا هر چیزی معادل آن ، که ناچار علیه آن انقلاب کنیم " محدود کند.
برخی از تند ترین انتقادات از تکنالوژی در آثار کلاسیک ادبی دیستوپیایی مانند: جهان شجاع جدید ای آلدوس هاکسلی، پرتقال ساعت دار ای انتونی برگس و نوزده هشتاد و چهار اثر جورج اورول یافت می شود.
"نیل پستمن، منتقد فرهنگی فقید، جوامع استفاده کننده از ابزار را از جوامع استفاده از تکنالوژی را جوامعی "تکنوپل ها"نامید، تفکیک میکند، جوامعی که تحت سلطه مفکوره پیشرفت های تکنالوژِی و علمی در راستای حذف یا آسیب رسانی به دیگر شیوه ها، ارزش های فرهنگی و جهان بینی هستند."
نیکولاس کمپریدیس همچنین در مورد خطرات تکنالوژی جدید مانند انجنیری جنیتیک، نانوتکنالوژی، زیست شناسی مصنوعی و رباتیک نوشته است.
یکی دیگر از منتقدان برجسته تکنالوژِی هوبرت دریفوس است که کتاب هایی مانند آنچه کمپیوترها هنوز نمی توانند انجام دهند را در انترنت نشر کرده است.
جارد برنشتاین، عضو ارشد مرکز اولویت های بودجه و سیاست، در مقاله اش، این مفکوره را که ماشین های خودکار و به طور گسترده تر پیشرفت های تکنالوژی، عملی به مشکل کنونی رو به رشد بازار کار کمک کرده اند، را زیر سوال می برد.
او برای دفاع از نظر خود از دو استدلال اصلی استفاده می کند.
"در واقع ماشین های خودکار مشاغل تکراری را تهدید می کند، اما در مشاغل سطح بالاتر همچنان ضروری استند، چونکه آنها مکمله تکنالوژِی و مشاغل دستی هستند که جایگزین آن با ماشین آلات سخت و "" نیازمند قضاوت انعطاف پذیر و عقل سلیم"" است."
"تکنالوژی معمولاٌ بسیار محدود در نظر گرفته می شود؛ به گفته هیوز،" تکنالوژی پروسه ایِ خلاقانه است ای نبوغ انسان است""."
آنها معمولاٌ تصور می کردند که تکنالوژی به راحتی قابل کنترل است و این فرضیه باید به طور کامل زیر سوال قرار گیرد.
Solutionism مفکوره ای است که هر مسئله اجتماعی را می توان به کمک تکنالوژی و به ویژه به لطف انترنت حل کرد.
بنجامین آرو کوهن وگوین اوتنگر نیز در مورد اثرات چند ظرفیتی تکنالوژِی بحث کردند.
استفاده از تکنالوژِی ساده، ویژه گی سایر گونه های جانوری نیز به غیر از انسان می باشد.
توانایی ساخت و استفاده از ابزار زمانی یکی از ویژگی های بارز جنس هومو در نظر گرفته می شد.
در 2005، ری کورزول ای آینده گرا پیش بینی کرد که آینده تکنالوژی عملاٌ متشکل از "انقلاب GNR" جنیتیک، نانوتکنالوژی و رباتیک است که رباتیک مهم ترین آن سه است.
انسان ها قبلاٌ برخی از اولین گام ها را برای دستیابی به انقلاب GNR برداشته است.
برخی به این عقیده اند که آینده رباتیک شامل "هوش غیر بیولوژیکی فراتر از انسان" خواهد بود.
این آینده مشابهت های زیادی با مفهوم برنامه ریزی شده باطل شده دارد، اگرچه، باطل شدن برنامه ریزی شده به عنوان یک "استراتیژی شوم تجاری" دیده می شود.
جنیتیک نیز مورد بررسی قرار گرفته است و انسان ها انجنیری جنیتیک را تا حدی درک کرده اند.
بعضی دیگر فکر میکنند که انجنیری جنیتیک برای مقاوم کردن یا مصونیت کامل انسان در برابر بعضی بیماری ها استفاده می شود.
آینده گرایان به این عقیده اند که تکنالوژِی نانو روبات به انسان اجازه می دهد تا ماده را در مقیاس مالیکولی و اتومی دستکاری کند.
"در این راستا، که باطل شده است، "موتور" به یک ماشین نظامی اشاره میکند، یعنی یک ابزار مکانیکی که در جنگ استفاده می شود (مثلاٌ فلاخن)."
شش ماشین ساده کلاسیک در خاور نزدیک باستانی شناخته شده بودند.
میکانیزم اهرمی برای اولین بار حدود 5000 سال پیش در خاور نزدیک ظاهر شد، جایی که از آن در یک مقیاس ساده تعادلی و برای جابجایی اجسام بزرگ در تکنالوژی مصر باستان استفاده می شد.
پیچ، از آخرین ماشین های ساده ای که اختراع شد، برای اولین بار در دوره ای نیو-آسوریان (609-911) قبل از میلاد در بین النهرین دیده شد.
به حیث یکی از مقامات فرعون، جوسر، احتمالاٌ در حدود 2630-2611 قبل از میلاد، هرم جوسر (هرم پله ای) در سقارا در مصر را طراحی و نظارت کرد.
اجداد کوشی در عصر مفرغ بین سالهای 3700 الی 3250 قبل از میلاد اسپیوها را ساختند. بلومرها و کوره های بلند نیز در قرن 7م قبل از میلاد در کوش ساخته شدند.
تعدادی از اختراعات ارشمیدس و همچنین مکانیزم Antikythera لازم به دانش پیچیده ای در مورد چرخ دنده های متفاوت یا چرخ های اپی سییکلیک است، دو اصل کلیدی در تیوری ماشین که به طراحی قطار انقلاب صنعتی کمک کرد و هنوز هم امروزه به طور گسترده در زمینه های مختلف مانند روباتیک و انجنیری خودکار استفاده می شود.
چرخ بافندگی نیز شکل پیشرفته تر از جنی بافندگی بود که در قرن 18-هجدهم در اوایل انقلاب صنعتی یک پیشرفت کلیدی بود.
او چهار موسیقی دان خودکار را توصیف کرد، مانند درمرهایی که توسط یک دستگاه درم قابل برنامه ریزی است، جایی که می توان آنها را برای نواختن ریتم های مختلف و الگوهای درم مختلف برنامه ریزی خواهد شد.
درکنار این حرفه ها، دانشگاه ها اهمیت عملی زیادی برای تکنالوژی نداشتند.
ساخت کانال یک کار انجنیری مهم در مراحل اولیه انقلاب صنعتی بود.
او همچنان یک انجنیر میخانیک توانا و یک فزیکدان برجسته بود.
سامیتون نیز در موتور بخار نیوکامن پیشرفت های میخانیکی انجام داد.
سامویل مورلند، ریاضیدان و مخترع که روی پمپ ها کار می کرد، یادداشت هایی را در دفتر قوانین واکسهال درباره طرح پمپ بخار بجای گذاشت، که توماس آن را خوند.
تاجر آهن، تومای نیوکامن، که اولین موتور بخار پیستونی تجاری را در سال 1712 ساخت، هیچ آموزش علمی از خود بجای نگذاشته است.
این خلاقیت ها هزینه آهن را کاهش داد و راه آهن های اسب و پل های آهنی را عملی ساخت.
با انکشاف موتور بخار فشار بالا، نسبت قدرت به وزن موتورهای بخار، قایق های بخار و لوکموتیوهای کاربردی را ممکن ساخت.
انقلاب صنعتی تقاضایی برای ماشین آلات با قطعیات فلزی ایجاد کرد که منجر به انکشاف چندین ماشین ابزار شد.
تخنیک های ماشینکاری دقیق در نیمه اول قرن 19-نوزدهم توسعه یافت.
"سرشماری ایالات متحده در سال 1850 شغل "انجنیر"را برای اولین بار به تعداد 2000 یاد کرد."
در 1890، 6000 انجنیر در رشته های ساختمان، معدن، میخانیک و برق وجود داشت.
اساس گذاری انجنیری برق در دهه 1800 شامل آزمایش های الساندرو ولتا، مایکل فارادی، گورگ اوم و دیگران و اختراع تلگراف الکتریکی در سال 1816 و موتور الکتریکی در سال 1872 بود.
انجنیری هوانوردی با ساخت پروسه طراحی طیاره سروکار دارد درحالیکه انجنیری هوافضا اصطلاح مدرن تری است که با گنجانیدن طراحی فضاپیما دامنه این رشته را وسعت می بخشد.
از نظر تاریخی، انجنیری نیروی دریایی و انجنیری معدن شاخه های بزرگی بودند.
در نتیجه، بسیاری از انجنیریان در تمامی رشته ها به یادگیری مطالب جدید دامه می دهند.
بطور عموم، ساخت یک محصول موفق فنی تنها کافی نیست، بلکه باید ضروریات بیشتری را نیز برآورده کند.
جنریش التشولر، پس از جمع آوری آمار در مورد تعداد زیادی از پتنت ها، پیشنهاد کرد که مصالحه در قلب طرح ها انجنیری "سطح پایین" قرار دارد، در حالیکه در سطح بالاتر، بهترین طراحی طرح ای است که تناقض اصلی را که باعث ایجاد مشکل میشود، از بین ببرد."
آزمایش تضمین می کند که تولیدات چناچه انتظار میرفت انجام میشود.
علاوه بر اپلیکیشن های کاربردی تجاری معمولی، تعدادی برنامه کاربردی کمپیوتری (تکنالوژی های مختص به کمپیوتر) به طور خاص برای انجنیری وجود دارد.
انجنیرها را قادر می سازد تا نمونه های 3-بعدی، نقشه های 2-بعدی و دیاگرام طرح های خود را ایجاد کنند.
دسترسی و توزیع همه این اطلاعات به طور عمومی با استفاده از سافت ویر مدیریت آمار های تولید مدیریت می شود.
انجنیری بنا به ماهیت خود با جامعه، فرهنگ و رفتار انسانی ارتباط متقابل دارد.
پروژه های انجنیری میتوانند مورد بحث و مناقشه قرار گیرند.
انجنیری تحریک کننده مهمی اختراعات و توسعه انسانی است.
بسیاری از مسایل منفی اقتصادی و سیاسی وجود دارد که می تواند باعث ایجاد آن شود و همچنین مسایل اخلاقی.
دانشمندان همچنین ممکن است مجبور به انجام وظایف انجنیری مانند طراحی دستگاه های آزمایشی یا ساخت نمونه های اولیه باشند.
نخست، معولاٌ به ساحات می پردازد که در آن ها فزیک یا کیمیا اساسی به خوبی درک شده است، اما خود مسایل بسیار پیچیده تر از آن هستند که به روشی دقیق حل شوند.
نخست درک را معادل یک اصل ریاضی می داند در حالی که بعداٌ متغیرهای درگیر را اندازه گیری می کند و تکنالوژی ایجاد می کند.
یک فزیکدان معمولاٌ به آموزش های اضافی و مرتبط ضرورت دارد.
یک نمونه ای از این استفاده از تقرب های عددی معادلات ناویر-استوکس برای توصیف جریان آیرودینامیکی روی هواپیما یا استفاده از روش عنصر محدود برای محاسبه تنش ها در اجزای پیچیده است.
انجنیران بر اختراعات و خلاقیت تاکید دارند.
از آنجاییکه یک طرح باید واقع گرایانه و کاربردی باشد، باید آمار های هندسی، ابعاد و ویژگی های آن تعریف شده باشد.
از اینرو آنها ریاضیات، فزیک، کیمیا، زیست شناسی و میخانیک را مطالعه کردند.
دواهای مدرن با استفاده از ارگان های مصنوعی قادرند چندین عملکرد بدن را تغییر دهد و از طریق دستگاه های مصنوعی مانند کاشت های ذهنی وضربان ساز به طور چشم گیری عملکرد بدن انسان را تغییر دهد.
هردو زمینه راه حل هایی برای مشکلات دنیای واقعی پیشکش می دهند.
"مدیریت انجنیری یا" انجنیری مدیریت" یک رشته تخصصی مدیریت است که با عملکرد انجنیری یا بخش صنعت انجنیری مرتبط است.
انجنیران متخصص در مدیریت تغییر باید دانش عمیقی از استفاده اصول و روش های روانشناسی صنعتی و سازمانی داشته باشند.
هوش مصنوعی (AI) هوشی است که توسط ماشین ها نشان داده می شود، برخلاف هوش طبیعی که توسط انسان ها یا حیوانات نشان داده میشود.
تحقیقات هوش مصنوعی بسیاری از بیشن های متخلفی را در طول عمر خود امتحان کرده و کنار گذاشته است، از جمله شبیه سازی مغز، نمونه سازی حل مسئله انسانی، منطق رسمی، پایگاه آمار های بزرگ دانش و تقلید از رفتار حیوانات.
مقاصد مرسوم تحقیقات هوش مصنوعی شامل دلیل آوردن، بازنمایی دانش، برنامه ریزی، یادگیری، پردازش زبان طبیعی، ادراک و توانایی حرکت و دستکاری اشیاء است.
هوش مصنوعی همچنین از علوم کمپیوتر، روانشناسی، زبان شناسی، فلسفه و بسیاری از زمینه های دیگر استفاده می کند.
"مطالعه استدالال میخانیکی یا" رسمی" با فیلسوفان و ریاضیدانان در دوران باستان آغاز شد."
پایان نامه کلیسای تورنیگ، همراه با اکتشافات همزمان در نیوروبیولوژی، نظریه اطلاعات و سایبرنتیک، محققان را به بررسی امکان ساخت مغز الکترونیکی سوق داد.
شرکت کنندگان آلن نیول (CMU)، هربرت سایمون (CMU)، جان مک کارتی (MIT)، ماروین مینسکی (MIT) و آرتور سامویل (IBM) بنیانگذاران و رهبران تحقیقات (AI) شدند.
بنیانگذاران "AI" نسبت به آینده خوشبین نبودند: هربرت سایمون پیش بینی کرد: "ماشین ها در ظرف بیست سال آینده قادر خواهند بود هر کاری را که یک انسان می تواند انجام دهند".
پیشرفت در 1974 آهسته شد، در پاسخ به انتقاد سر جیمز لایت هیل و فشار مداوم کنگره ایالات متحده بر تامین مالی پروژه های کارآمد تر، دولت های ایالات متحده و بریتانیا تحقیقات اکتشافی در هوش مصنوعی را قطع کردند.
تا سال 1985، بازار هوش مصنوعی بالای یک میلیارد دلار رسیده بود.
رایانه های سریع تر، پیشرفت های الگوریتمی، و دسترسی به مقادر زیادی از دیتاها، پیشرفت هایی را در یادگیری و فهم ماشینی فراهم کردند. روش های یادگیری عمیق دیتا در حدود سال 2012 شروع به غلبه بر معیارهای دقت کردند.
تحقیقات AI به رشته های فرعی رقابتی تقسیم می شود که معمولاٌ نتوانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
این تحقیق در سه مؤسسه متمرکز بود: دانشگاه کارنیگی ملون، استفورد، و MIT، و همانطور که در زیر توضیح داده شد، هریک سبک تحقیق خود را توسعه دادند.
آنها کار خود را به چند نام یا میکردند: به عنوان مثال. تجسم یافته، واقع شده، مبتنی بر رفتار یا پیشرفت.
زبان ریاضی مشترک سطح بالایی از همکاری را با رشته های اساسی تر (مانند ریاضیات، اقتصاد یا تحقیقات عملیاتی) اجازه می دهد.
امروزه نتایج آزمایش ها معمولاٌ به شدت قابل اندازه گیری هستند و گاهی اوقات (با مشکل) قابل تکثیر هستند.
ثابت شد که این لوگاریتم ها برای حل مسایل استدلالی بزرگ کافی نیستند، چون آنها یک "انفجار ترکیبی" را تجربه کردند: با بزرگ تر شدن مشکلات، به شکل سریع کندتر شدند.
در میان چیزهایی که یک پایگاه دانش عام جامع دربر میگیرد موارد زیر است: اشیاء، ملکیت ها ، رده بندی ها و روابط بین اشیاء. وضعیت ها ، رویدادها، حالات و زمان؛ علت ها و عوارض؛ دانش در مورد دانش (آنچه ما در مورد آنچه دیگران می دانند، می دانیم) و بسیاری از حوزه های دیگر که کمتر مورد تحقیق قرار گرفته اند.
به عنوان مثال، اگر پرنده ای به صحبت بیاید، مردم معمولاٌ حیوانی به اندازه مشت را تصور می کنند که آواز می خواند و پرواز می کند.
تقریباٌ هیچ چیز طوریکه که منطق انتزاعی ایجاب می کند، به سادگی درست یا نادرست نیست.
پروژه های تحقیقاتی که تلاش می کنند یک پایگاه دانش کامل از دانش عام (مثلاٌ Cyc) ایجاد کنند، به حجم عظیمی از انجینری هستی شناختی پرزحمت نیاز دارند – آنها یک مفهوم پیچیده در یک زمان را باید با دست، ساخته باشند.
"آنها به یک طریقه برای تجسم آینده نیاز دارند – نمایشی از وضعیت جهان و قادر به پیش بینی در مورد اینکه چگونه اعمالشان آن را تغییر می دهد – و قادر به انتخاب هایی از انتخاب های موجود هستند که سودمندی (یا ""ارزش")" آنرا به حداکثر می رساند)."
این امر به عاملی نیاز دارد که نه تنها بتواند محیط خود را ارزیابی کند و پیش بینی کند، بلکه پیش بینی های خود را نیز ارزیابی کند و بر اساس ارزیابی خود عادت کند.
طبقه بندی برای تعیین چیزی به کدام گروه تعلق دارد استفاده می شود و پس از اینکه یک برنامه نمونه هایی از چیزها را از چندین گروه مشاهده کرد، اتفاق می افتد.
تیوری یادگیری محاسباتی می تواند یادگیرندگان را با پیچیدگی محاسباتی، پیچیده گی نمونه (چه مقدار دیتا نیاز است) یا دیگر چشم دید خوش بینانه ارزیابی کند.
"بسیاری از رویکردهای کنونی از فریکانسی های همزمان کلمه برای ساختن نمایش های نحوی ای متن کار میگیرند."
روش های آماری مدرن NLP می توانند همه این استراتیژی ها را با سایر استراتیژی ها ترکیب کنند و معمولاٌ به دقت قابل قبولی در سطح صفحه یا پراگراف دست می یابند.
یک ربات متحرک مدرن، هنگامی دادن یک محیط کوچک، متعادل و قابل مشاهده به آن، به راحتی می تواند موقعیت خود را تعیین و محیط خود را ترسیم کند. اگرچه، محیط های پرحرارت، مانند (در آندوسکوپی) فضای داخلی بدن تنفسی مریض، چالش بزرگ تری را می سازند.
بطور مثال، بعضی از دستیاران مجازی طوری برنامه ریزی شده اند که به صورت مکالمه صحبت کنند یا حتی شوخی کنند. این باعث می شود که آنها نسبت به پویایی عاطفی عکس العمل انسانی حساس تر به نظر آیند یا عکس العمل انسان و کمپیوتر را سهولت ببخشد.
آیا رفتار هوشمندانه با استفاده از اصول ساده و ظریف (مانند منطق یا خوش بینی) توصیف شده میتواند؟
یا از لوگاریتم هایی استفاده می کنیم که فقط می توانند یک راه حل "معقول" به ما بدهند (مثلاٌ روش های احتمالی) اما ممکن است قربانی همان نوع اشتباهات غیر قابل کشفی شویم که شهود انسان مرتکب می شود؟
"استوارت راسل و پیتر نوریک بررسی می کنند که اکثر محققان AI""در مورد فرضیه قوی AI توجه چندانی نمی کنند – تا زمانیکه که برنامه کار می کند، برای آنها اهمیتی ندارد که شما آن را شبیه سازی هوش یا هوش وافعی بنامید."
بنابرین، هوش جدید می تواند به طور تصاعدی افزایش یابد و بطور چشمگیری از انسان پیشی بگیرد.
رابطه بین ماشین اتومات و اشتغال پیچیده است.
برآوردهای خطر شخصی بسیار متفاوت است؛ بطور مثال، مایکل آزورن و کارل بندیکت فری تخمین می زنند که 47 درصد مشاغل ایالات متحده در معرض "خطر بالا" ماشین اتومات بالقوه هستند، در حالیکه گزارش OECD تنها 9 درصد از مشاغل ایالات متخده را به عنوان مشاغل با خطر بالا "طبقه بندی می کند. "
در درازمدت، دانشمندان پیشنهاد کرده اند که خوشبینی عملکرد را ادامه دهند و در عین حال خطرات امنیتی احتمالی ناشی از قناوری های جدید را به حداقل برسانند.
فیلسوف نیک بوستروم در کتاب Superintelligence استدلالی ارایه می دهد که هوش مصنوعی تهدیدی برای بشریت خواهد بود.
بوستروم همچنین بر دشواری انتقال کامل ارزش های بشریت به یک هوش مصنوعی پیشرفته تاکید می کند.
استوارت ج راسل، محقق هوش مصنوعی، در کتاب خود سازگار با انسان، برخی از نگرانی های بوستروم را بازتاب می دهد و همچنین نگرشی را برای توسعه ماشین های سودمند با تمرکز بر عدم قطعیت و احترام به انسان، که احتمالاٌ شامل یادگیری تقویتی معکوس است، پیشنهاد می کند.
نظر کارشناسان در زمینه هوش مصنوعی متفاوت است، با بخش های قابل توجهی که هم نگران هستند و هم نگران خظر ناشی از هوش مصنوعی با قابلیت فوق انسانی.
مارک زکربرگ، مدیر عامل فیس بوک باورمند است که هوش مصنوعی "خیلی از چیزهای مثبت" را باز میکند، مانند علاج مریضی و افزایش مصئونیت موترهای اتومات.
ماسک همچنین به شرکت های توسعه دهند هوش مصنوعی مانند DeepMind و Vicarious کمک مالی می کند تا "فقط مراقب آنچه که در مورد هوش مصنوعی می گذرد" باشد.
تحقیقات در این زمینه شامل اخلاق ماشینی، عوامل اخلاقی مصنوعی، هوش مصنوعی دوستانه و بحث در مورد ایجاد چارچوب حقوق بشر نیر در حال مذاکره است.
زمان آن فرا رسیده است که حداقل به برخی از ماشین ها بُعد اخلاقی اضافه شود.
تحقیق در اخلاق ماشینی برای کاهش نگرانی ها در مورد سیستم های خودمتخار کلیدی است – می توان استدلال کرد که مفهوم ماشین های خودمختار بدون چنین بُعدی، ریشه همه ترس های مربوط به هوش ماشین است.
انسان ها نباید تصور کنند که ماشین ها یا ربات ها با ما رفتار خوبی دارند، زیرا هیچ دلیل پیش بینی وجود ندارد که باور کنیم با سیستم اخلاقی ما که همراه با زیست شناسی خاص ما تکامل یافته است (که هوش مصنوعی از آن استفاده نمیکند) همدردی می کنند.
یک پیشنهاد برای مقابله با این موضوع این است که اطمینان حاصل شود که اولین هوش مصنوعی کاملا هوشمند "هوش مصنوعی دوستانه" است و می تواند هوش های مصنوعی توسعه یافته را کنترول کند.
فکر میکنم این نگرانی ناشی از یک خطای اساسی در عدم تفکیک ای پیشرفت های واقعی اخیر در جنبه ای خاص از هوش مصنوعی و عظمت و پیچیدگی ایجاد هوش ارادی حساس است."
مقررات برای تشویق هوش مصنوعی و مدیریت خطر های همراه ضروری در نظر گرفته میشود.
استعاره رایج در این آثار با فرانکشتاین مری شلی آغاز شد، جایی که خلقت انسانی به تهدیدی برای اربابانش تبدیل میشود.
آیزاک آسیموف سه قانون رباتیک را در کتاب ها و داستان های بسیاری معرفی کرد که مهمترین آنها در مجموعه "Multivac" درباره کمپیوتر ای هوشمند به همین نام بود.
در دهه 1980، مجموعه ربات های سکسی اثر هنرمند Hajime Sorayama در جاپان نقاشی و منتشر شد که شکل واقعی انسان ارگانیک را با پوست های فلزی و ماهیچه ای زنده به تصوی می کشید و بعداٌ کتاب "Gynoids" که توسط فلم سازان از جمله جورج لوکاس و یا تحت تاثیر آن استفاده شد یا تحت تاثیر خلاقیت های دیگر قرار گرفت."
بایوتکنالوژی ساحه وسیعی از زیست شناسی است که دربرگیرنده ای استفاده از سیستم های زنده و موجودات زنده برای توسعه یا تولید محصولات می شود.
انجمن کیمیاوی امریکا بایوتکنالوژی را بعنوان استفاده از موجودات، سیستم ها پروسه بیولوژیکی توسط صنایع مختلف برای یادگیری علم حیات و بهبود ارزش مواد و ارگانیزم های مانند دواها، محصول زراعتی و گدام تعریف می کند.
بایو انجنیرینگ کاربرد اصول انجنیری و علوم طبیعی در بافت ها، سلول ها مالیکول ها است.
از طریق بایوتکنالوژی اولیه، زارعین اولیه بهترین محصولات را که بالاترین محصول را داشتند انتخاب و پرورش دادند تا غذای کافی برای حمایت از جمعیت روبه رشد تولید کنند.
این پروسه ها تخمیر اولیه ای آبجو را نیز دربر میگیرد.
در این پروسه کاربوهایدریت های موجود در دانه ها به الکول هایی مانند ایتانول تجزیه می شوند.
اگرچه پروسه تخمیر تا زمان کار لویی پاستور در سال 1857 بطور کامل درک نشده بود، اما هنوز اولین استفاده از بایوتکنالوژی برای تبدیل یک منبع غذایی به شکل دیگری است.
این گزارش ها به نظریه انتخاب طبیعی داروین کمک کردند.
در1928، الکساندر فملینگ قالب Penicillium را کشف کرد.
MOSFET (ترانزستور اثر میدانی فلز – اکسید- نمیه هادی) توسط محمد ام. آتالا و داون کاهنگ در سال 1959 اختراع شد.
اولین BioFET ترانزستور اثر میدانی ای حساس به آیون (ISFET) بود که توسط پیت برگولد در سال 1970 اختراع شد.
در اواسط دهه 1980، BioFET های دیگری از جمله حسگر گاز (GASFET) FET، حسگر فشار (PRESSFET) FET، ترانزستور اثر میدانی کیمیاوی (ChemFET)، مرجع (REFET) ISFET ، با آنزایم اصلاح شده (ENFET) FET توسعه یافتند. و اصلاح شده از نظر مصونیت FET (IMFET).
انتظار می رود افزایش تقاضا برای سوخت های زیستی خبر خوبی برای بخش بایوتکنالوژی باشد، زیرا وزارت انرژی تخمین می زند مصرف ایتانول می تواند مصرف سوخت حاصل از نفت ایالات متحده را تا سال 2030 تا 30 فیصد کاهش دهد.
TCE: انجنیری کیمیاوی، (816)، 26-31
مثال دیگر طراحی گیاهان ترانسجنیک برای رشد در محیط های خاص در حضور (یا عدم حضور) مواد کیمیای است.
از سوی دیگر، برخی از کاربردهای بایوتکنالوژی سبز شامل میکرو ارگانیزم ها برای تمیز کردن و کاهش ضایعات می شود.
و همچنین توسعه هورمون ها، سلول های بنیادی، آنتی بادی ها، siRNA و آزمایش های تشخیصی.
یکی از کاربردها ایجاد تخم های تقویت شده است که در برابر شرایط محیطی شدید مناطق خشک مقاومت می کنند که به نوآوری، ایجاد تخنیک های کشاورزی و مدیریت منابع مربوط می شود.
هدف فارمکوژنومیکس توسعه ابزارهای مناطقی برای خوشبینی درمان دارویی، با توجه به جینوتایپ مریضان، برای اطمینان از حداکثر اثربخشی با حداقل عوارض جانبی است.
بایوتکنالوژی مدرن می تواند برای تولید داروهای موجود نسبتاٌ آسان و ارزان استفاده شود.
ازمایش جنیتیک امکان تشخیص جنیتیکی آسیب پذیری ها در برابر بیماری های ارثی را فراهم می کند و همچنین می تواند برای تعیین اصل و نسب کودک (مادر و پدر جنتیکی) یا بطور کلی اصل و نسب یک فرد مورد استفاده قرار گیرد.
بیشتر اوقات، ازمایش برای یافتن تغییرات مرتبط با بینظمی ارثی استفاده می شود.
شرکت های بایوتکنالوژی می توانند با بهبود تغذیه و دوام زارعین شهری به امنیت عذایی آینده کمک کنند.
10 فیصد از زمین های زراعتی جهان در سال 2010 با محصولات تراجنسی کاشته شد.
این تکنیک ها امکان معرفی صفات جدید محصول و همچنین کنترول بسیار بیشتر بر ساختار جنیتیکی غذا را نسبت به روش هایی مانند اصلاح انتخابی و اصلاح جهش فراهم کرده است.
اینها برای مقاومت در برابر پاتوجن ها و علف کش ها و تاریخچه های بهتر مواد مغذی انجنیری شده اند.
با این وجود، احتمال کمتری نسبت به دانشمندان برای افراد جامعه وجود دارد که غذاهای دستکاری شده جنتیکی را مصون بدانند.
اگرچه، مخالفان به دلایل مختلفی از محصولات تغییر یافته جنیتیکی به نوبه خود اعتراض کرده اند، ازجمله نگرانی های زیست محیطی، اینکه آیا غذای تولید شده از محصولات تراجنسی مصون است، آیا محصولات تراجنسی برای رفع نیازهای غذایی جهان مورد نیاز است یا خیر، و نگرانی های اقتصادی ناشی از این واقعیت که این ارگانیزم ها در معرض خطر به قانون مالیکیت فکری قرار دارند.
تفاوت هایی در مقررات GMO بین کشورها وجود دارد که برخی از بارزترین تفاوت ها بین ایالات متحده و اروپا رخ می دهد.
اتحادیه اروپا بین تایید برای کشت در اتحادیه اروپا و تایید برای واردات و پروسس تفاوت قایل میشود.
هر درخواست موفق معمولاٌ به مدت پنج سال تامین می شود و سپس باید به صورت رقابتی تمدید شود.
شبیه سازی پروسس ارگانیزم های منفرد با DNA یکسان یا تقریباٌ یکسان، به روش طبیعی یا مصنوعی است.
این در طیف گسترده ای از آزمایش های بیولوژیکی و کاربردهای عملی از انگشت نگاری جنیتیکی تا تولید پوتین در مقیاس بزرگ استفاده میشود.
در ابتدا، DNA مورد نظر باید جدا شود تا قطعه DNA با اندازه مناسب فراهم شود.
پس از بستن، وکتور با درج مورد نظر به سلول ها ترنسفکت می شود.
یک تخنیک مفید کشت بافت که برای شبیه سازی سلسله های متفاوت رده های سلولی استفاده میشود، دربرگیرنده ای استفاده از حلقه های شبیه سازی (سلیندر) است.
به این پروسه "کلون سازی تحقیقاتی" یا "کلون سازی درمانی" نیز گفته می شود.
شبیه سازی درمانی با ایجاد سلول های بنیادی جنینی به امید درمان بیماری هایی مانند دیابت و آلزایمر به دست می آید.
دلیل استفاده از SCNT برای شبیه سازی این است که سلول سوماتیک را می توان به آسانی در لابراتوار حاصل و کشت میشود.
تخمک به هسته سلول سوماتیک واکنش نشان می دهد، چنانچه که به هسته سلول اسپرم واکنش نشان می دهد.
سلول های سوماتیک را می توان بلافاصله مورد استفاده قرار داد یا در لابراتوار برای استفاده دفعه بعد ذخیره کرد.
این یک جنین تک سلولی ایجاد می کند.
جنین هایی که با موفقیت ایجاد شده اند سپس در گیرنده های جانشین، مانند گاو یا گوسفند در مورد حیوانات مزرعه قرار می گیرند.
مزیت دیگر این است که در SCNT به عنوان راه حلی برای شبیه سازی گونه های در خطر انقراض که در آستانه انقراض هستند دیده می شود.
تنها سه تا از این جنین ها تا زمان پیدایش و تنها یکی تا بزرگسالی زنده ماند.
اگرچه، تا سال 2014، محققان نرخ موفقیت شبیه سازی را بین هفت الی هشت از ده گزارش کردند و در سال 2016، گزارش شد که یک شرکت کریایی Sooam Biotech روزانه 500 جنین شبیه سازی شده تولید می کرد.
تولید مثل غیر جنسی یک پدیده طبیعی در بسیاری از گونه ها از جمله بیشتر نباتات و برخی حشرات است.
بطور مثال، برخی از زارعین اروپایی انگور نشان دهنده کلون هایی هستند که برای بیش از دو هزار سال تکثیر شده اند.
بسیاری از درختان، درختچه ها، انگورها، سرخس ها و سایر نباتات چند ساله علفی به طور طبیعی گروه های غیرجنسی را تشیکل می دهند.
در نباتات، پارتنوژنسز به معنای رشد جنین از یک سلول تخم القاح نشده است و یکی از پروسه های جزئی آپومیکسیس است.
چنین گروه های کاملاٌ یکسان نیستند زیرا سلول های سوماتیک ممکن است حاوی جهش در DNA هسته خود باشند.
تقسیم جنین مصنوعی یا دوقلوزایی جنین، تخنیکی که دو قلوهای تک تخمکی را از یک جنین ایجاد می کند، مانند سایر روش های شبیه سازی در نظر گفته نمی شود.
جنین دالی با گرفتن سلول و قرار دادن آن در تخمک گوسفند ایجاد شد.
در مؤسسه روزلین در اسکاتلند توسط دانشمندان بریتانیوی سر آیان ولموت و کیت کمپبل شبیه سازی شد. هنگامیکه او شش ساله بود در آنجا زندگی کرد از زمان تولدش در 1996 تا زمان مرگش در 2003.
دالی از نظر عمومی اهمیت داشت زیرا این تلاش نشان داد که مواد جنیتیکی از یک سلول بالغ خاص که برای بیان تنها مجموعه ای فرعی از جن های آن طراحی شده است، می تواند برای رشد یک ارگانیزم کاملاٌ جدید دوباره طراحی شود.
اولین شبیه سازی پستانداران (که منجر به گوسفند دالی شد) نسبت موفقیت 29 جنین در هر 277 تخم القاح شده داشت که در بدو تولد سه بره تولید کرد که یکی از آنها زنده بود.
قابل ذکر است، اگرچه اولین گروه بقه بودند، اما هنوز هیچ بقه ای شبیه سازی شده از یک سلول اهدا کننده هسته بالغ سوماتیک تولید نشده است.
اگرچه، دیگر محققان، از جمله آیان ولموت که رهبری تیمی را که موفق به شبیه سازی دالی شد، استدلال می کنند که مرگ زودهنگام دالی به دلیل عفونت تنفسی با مشکلات پروسه شبیه سازی غیر مرتبط بود.
دانشمندان شوروی چایلاخیان، وپرنسف، سویریدووا و نیکیتین موش "ماشا" را شبیه سازی کردند."
بیشتر شبیه تشکیل مصنوعی دوقلوها است.
سگ: اسناپی، یک سگ شکاری نر افغان اولین سگ شبیه سازی شده بود (2005).
گومیش آبی: سامروپا اولین گومیش آبی شبیه سازی شده بود.
شتر: (2009) انجاز، اولین شتر شبیه سازی شده است.
بز: (2001) دانشمندان دانشگاه Northwest A&F اولین بزی را که از سلول ماده بالغ استفاده می کرد با موفقیت شبیه سازی کردند.
در سال 2017 در چین انجام شد و در جنوری 2018 گزارش شد.
فرت سیاه پا: (2020) در سال 2020، تیمی از دانشمندان جنس ماده ای به نام ویلا را شبیه سازی کردند که در اواسط دهه 1980 در گذشت و هیچ نسل زنده ای بر جای نگذاشت.
این به مفهوم طبیعی و زایمان دوقلوهای همسان اشاره نمی کند.
در حال حاضر، دانشمندان قصدی برای شبیه سازی افراد ندارند و معتقدند نتایج آنها باید بحث گسترده تری را در مورد قوانین و مقرراتی که جهان برای تنظیم شبیه سازی به آن نیاز دارد، ایجاد کند.
درحالیکه که بسیاری از این دیدگاه ها منشاء مذهبی دارند، پرسش هایی که از طریق شبیه سازی ایجاد می شود با دیدگاه های سیکولار نیز روبرو است.
مخالفان شبیه سازی نگرانی هایی دارند مبنی بر اینکه تکنالوژی هنوز به اندازه کافی توسعه نیافته است که مصون باشد و ممکن است که مستعد سوء استفاده باشد (که منجر به تولید انسان هایی می شود که اندام ها و بافت ها از آنها برداشت می شود) و همچنین نگرانی هایی در مورد نحوه ادغام افراد شبیه سازی شده در خانواده ها و با جامعه بسیار کلان دارند.
"به این"شبیه سازی حفاظتی"نیز گفته می شود."
این موفقیت ها امیدواری بود که تکنیک های مشابه (با استفاده از مادران جایگزین گونه های دیگر) ممکن برای شبیه سازی گونه های منقرض شده مورد استفاده قرار گیرد.
در سال 2002، جنیتیک دانان موزیم استرالیا اعلام کردند که DNA تیلاسین (ببر تاسمانی) را که در آن زمان برای حدود 65 سال منقرض شده بود، با استفاده از واکنش زنجیره ای پلیمر تکثیر کردند.
در سال 2003، برای اولین بار، یک حیوان منقرض شده، بز کوهی پیرنه که در بالا ذکر شد، در مرکز تحقیقات و تکنالوژِی غذایی آراگون، با استفاده از هسته سلولی منجمد حفظ شده نمونه های پوست از سال 2001 و سلول های تخم بز خانگی شبیه سازی شد.
"""Когда вернутся мамонты"" ("زمانی که ماموت ها برمی گردند"")، 5 فبروری 2015 (بازیابی شده در 6 سپتمبر )2015 مشکل دیگر بقای ماموت بازسازی شده است: نشخوار کنندگان به همزیستی با مایکروبایوتای خاص در معده برای هضم خود متکی هستند."
به همین خاطر، برخی فرض کردن که او سریعتر از سایر حیوانات طبیعی پیر شده است، زیرا او در سن شش سالگی برای یک گوسفند نسبتاٌ زود مرده است.
اگرچه، از دست دادن اوایل حامله گی و تلفات نوزادی با شبیه سازی بیشتر از حامله گی طبیعی یا کمک قابلیت تکثیر (IVF) است.
مفهوم شبیه سازی، به ویژه شبیه سازی انسان، طیف گسترده ای از آثار علمی تخیلی را به نمایش گذاشته است.
بسیار از آثار آفرینش مصنوعی انسان را با روشی برای رشد سلول ها از بافت یا نمونه DNA به تصویر می کشند. تکثیر ممکن ذاتی باشد یا از طریق رشد آهسته جنین انسان در رحم مصنوعی صورت گیرد.
فیلم های علمی تخیلی مانند متریکس و جنگ ستارگان: قسمت دوم – جنگ شبیه ساخته شده ها صحنه هایی از پرورش جنین های انسان در مقیاس صنعتی در تانک های میخانیکی را به نمایش گذاشته اند.
نمبر A توسط کرایل چرچل برای تلویزیون در یک محصول مشترک بین BBC و HBO Films اقتباس شد.
او همیشه در مورد عشق مادرش شک داشت که هیچ شباهتی به او نداشت و نه سال قبل فوت کرده بود.
در رمان ایرا لوین 1976 پسران برازیلی و اقتباس سینمایی آن در سال 1978، جوزف منگله از شبیه سازی برای ساختن کپی هایی از ادولف هیتلر استفاده می کند.
"در Doctor Who، یک نژاد بیگانه از موجودات زره پوش و جنگجو به نام Sontarans در سال 1973 در سریال "The Time Warrior"معرفی شد."
مفهوم سربازان شبیه سازی شده که برای جنگ پرورش داده می شوند، در "دختر دکتر" (2008)، زمانیکه از DNA داکتربرای خلق یک جنگجوی زن به نام جنی استفاده می شود، دوباره مورد بررسی قرار گرفت.
رمان کازوئو ایشی گورو، هرگز رهایم نکن، محصول 2005 وفیلم اقتباسی 2010، در یک تاریخ متناوب هستند که در آن انسان های شبیه سازی شده تنها با هدف اهدای اعضای بدن به انسان هایی که بطور طبیعی متولد شده اند خلق می شوند، علرغم این واقعیت که آنها کاملاٌ باهوش و خودآگاه هستند.
در رمان آینده نگر کلود اتلس و فیم بعدی، یکی از خطوط داستانی بر روی یک کلون ساختگی انجنیری جنیتیگی به نام Sonmi-451 تمرکز می کند، یکی از میلیون ها نفری که در یک "مخزن رحمی" مصنوعی بزرگ شده اند، که قرار است از زمان تولد خدمت کند."
در فیلم ما، در نقطعه ای قبل از دهه 1980، دولت ایالات متحده از هر شهروند ایالات متحده شبیه سازی می کند تا از آنها برای کنترل هم نوعان اصلی خود، شبیه به گودیگک های وودو، استفاده کند.
در روزگار کنونی، کلون ها حمله غافلگیرانه ای را آغاز می کنند و موفق می شوند یک نسل کشی دسته جمعی از همتایان ناآگاه خود را انجام دهند .
جن ها در یک گونه، در بین گونه ها (ایجاد موجودات تراجنسی شده) و حتی از مرز پادشاهی ها هم بگذرد.
انجنیران جنیتیک باید جنی را که می خواهند وارد ارگانیزم میزبان کنند، جدا کرده و آن را با سایر عناصر جنیتیکی، از جمله یک منطقه محرک و پایان دهنده و معمولاٌ یک نشانگر قابل انتخاب، ترکیب کنند.
هربرت بویر و استنلی کوهن اولین ارگانیزم اصلاح شده جنیتیکی را در 1973 ساختند، یک باکتریا مقاوم و انتی بیوتیک کانامایسین.
اولین حیوان اصلاح شده جنیتیکی که تجاری شد، گلو فیش (2003) بود و اولین حیوان اصلاح شده جنیتیکی که برای استفاده غذایی تایید شد، ماهی قزل آلا کشت آبی در سال 2015 بود.
فنجی ها با اهداف مشابهی انجنیری شده اند.
پیشنهادهایی برای حذف جن های زهرآگین از ویروس ها برای ساخت واکسین وجود دارد.
اکثر آنها برای تحمل علف کش یا مقاومت به حشرات انجنیری شده اند.
حیوانات بطور کلی تغییر شکل بسیار سخت دارند و بیشتر شان هنوز در مرحله تحقیق هستند.
گدام با هدف بهبود صفات مهم اقتصادی مانند سرعت رشد، کیفیت گوشت، ترکیب شیر، مقاومت به مریضی و بقا اصلاح می شود.
اگرچه جن درمانی انسانی هنوز نسبتاٌ جدید است، اما برای درمان بینظمی جنیتیکی مانند نقص مصونیت شدید ترکیب شده، و کوری مادرزادی لیبر استفاده میشود.
نگرانی های دیگر عبارتند از عینیت و سخت گیری مقامات نظارتی، آلودگی مواد غذایی غیر اصلاح شده جنیتیکی، کنترول عرضه مواد غذایی، ثبت اختراع زندگی و استفاده از حقوق مالکیت معنوی.
کشورها برای مقابله با این نگرانی ها اقدامات نظارتی را اتخاذ کرده اند.
"تعریف گسترده ای از انجنیری جنیتیک نیز شامل پرورش انتخابی و سایر ابزارهای انتخاب مصنوعی می شود.""
بطور مثال، محصول دانه تریتیکاله بطور کامل در یک آزمایشگاه در سال 1930 با استفاده از تخنیک های مختلف برای تغییر جینوم آن توسعه یافت.
"بایوتکنالوژی مدرت بیشتر بعنوان ""در تخنیک های نوکلیویک اسید لابراتواری، از جمله دیوکسیرایبونوکلویک اسید (DNA) و تزریق مستقیم نوکلویک اسید به سلول ها یا اورگانیل ها، یا ادغام سلول های فراتر از خانواده طبقه بندی تعریف میشود."""
تعریف ها بیشتر بر پروسه دقت دارند تا محصول، به این معنی که ممکن است GMOS و غیر GMO با چنوتایپ ها و فنوتایپ های بسیار مشابه وجود داشته باشد.
همچنان با توسعه پروسه های جدید مشکلاتی را بوجود می آورد.
انجنیران جنیتیک باید جنی را که می خواهند وارد ارگانیسم میزبان کنند جدا کنند.
سپس این جن با سایر عناصر جنیتیکی، از جمله یک منطقه پروموتر و پایان دهنده و یک نشانگر قابل انتخاب ترکیب می شود.
DNA عموماٌ با استفاده از تزریق کوچک به سلول های حیوانی وارد می شود، جایی که می تواند آن را از طریق پوشش هسته سلول به طور مستقیم به هسته یا طریق استفاده از ناقل های ویروسی تزریق کرد.
در نباتات این امر از طریق کشت بافت انجام می شود.
بطور سنتی مواد جنیتیکی جدید بطور تصادفی در جنوم میزبان قرار می گرفت.
چهار فامیل هسته های انجنیری شده وجود دارد: هسته میگانو، هسته های روی انگشت، هسته های موثر فعال کننده رونویسی (TALENs) و سیستم CAS9- رهنمایی RNA (اقتباس شده از CRISPR).
در 1972 پاول برگ اولین مالیکولDNA نوترکیب را با ترکیب DNA یک ویروس شادی با ویروس لامبدا ایجام کرد.
باکتریا هایی که با موفقیت پلاسمید را ترکیب کرده بودند توانستند در حضور کانامایسین زنده بمانند.
در 1974 رودولف یانیش یک موش تراجنسی شده را با وارد کردن DNA خارجی به جنین اش ساخت و آن را به اولین حیوان تراجنسیتی شده جهان مبدل ساخت.
موش هایی با جن های حذف شده (به اصطلاح موش ناک اوت) در سال 1989 ساخته شدند.
اولین نبات انجنیری جنیتیکی شده در 1983 توسط مایکل دبلیو.بیوان، ریچارد ب. فلاویل و مری-دل شیلتون ساخته شد.
در سال 2000، ویتامین A غنی شده برنج طلایی اولین نبات بود که با افزایش ارزش غذایی انکشاف داده شد.
در سال 1982 انسولین تولید شده توسط باکتریا، و با مارک هومولین برای انتشار توسط سازمان غذا و داروو تایید شد.
در سال 1994 Calgene اولین مجوز تجاری غذایی را برای انتشار بادنجان رومی های اصلاح شده ای جنیتکی بدست اورد.
در سال 2010 دانشمندان در انستیتوت J. Craig Venter اعلام کرد که اولین جینوم مصنوعی باکتریایی را ساخته اند.
در سال 2003 در بازار ایالات متحده عرضه شد.
جن ها و دیگر معلومات های جنیتکی را میتوان از محدوده ای وسیع راگانیزم به پلاسمید اضافه کرد. و بخاطر ذخیره سازی و اصلاح سازی در بکتریا قرار داد.
تعدادی زیاد از پلاسمید های سفارشی باعث میشود تا DNA های دستکاری شده از باکتریا به طور نسبتاٌ آسان استخراج شود.
دانشمندان میتوانند به آسانی جن ها را درداخل بکتریا ترکیب و دستکاری نمایند برای ایجاد پروتئین های جدید یا مختلط و تاثیر انرا روی سیستم های مالیلولی مختلف نیر مشاهده کنند.
باکتریا برای مدت طولانی در تولید مواد غذایی مورد استفاده قرار گرفته اند.و مرحله های خاصی را براین کار با مقیاس های صنعتی ایجاد و انتخاب کرده اند.
بیشتر باکتریا‌های تولید کننده غذا، باکتریای لکتیک اسید است. که اکثر تحقیقات در زمینه انجنیری جنتیکی باکتریاهای تولید کننده غذا در همین جا انجام می‌شود.
اکثریت آن‌ها در ایالات متحده تولید می‌شود. و باوجود اینکه مقرارتی برای تولید آن در اروپا اجازه داده می‌شود، با وجود آن هم از سال 2015 به دینسو هیچ محصول غذایی اقتباس شده اس باکتریایی وجود ندارد.
پس از برداشتن باکتریا‌ها، پروتین‌ها از آن‌ها خالص سازی می‌شوند.
بدست آوردن بسیاری از این پروتین‌ها به روش طبیعی مشکل و غیر ممکن می‌باشد، ولی احتمال بیماری‌زایی آن کمتر می‌باشد و این باعث محفوظ بودن ان‌ها می‌شود.
علاوه بر استفاده در امور طبی، در سوخت زیستی نیز استفاده می‌شود.
ایده‌ها شامل تغییر باکتریا، از بین بردن باکتریاهای مضر در روده، و یا استفاده از باکتریا ها برای جایگزینی یا افزایش عیوب آنزیم ها و یا هم پروتین های میباشد.
توانمند سازی باکتریا ها برای تشکیل یک محل میتواند که یک راه حل طولانی مدت را فراحم کند، همچنان می‌تواند نگرانی‌های ایمینی را بالا ببرد زیرا عکسالعمل بین انسان‌ها و باکتریاها نسبت به داروهای قدیمی ناشناخته‌تر استند.
باکتریا ها بیشتر از یک قرن در زراعت استفاده شده‌اند.
با پیشرفت انجنیری جنتیکی، این باکتریاها برای افزایش و توسعه میزان موثریت در میزبان دستکاری شده‌اند.
سویه‌های باکتریاهای میله مانند با هسته‌ سازی آب به کریستال‌های یخ باعث ایجاد شبنم در اطراف خود می‌شوند.
سایر کاربردهای باکتریاهای اصلاح شده جنتیکی شامل پاک سازی زیستی است، که در آن از باکتریاها برای تبدیل آلوده کنند‌ها به شکل کمتر زهری استفاده می‌شود.
در دهه 1980، هنرمند جان دیویس و بوید جنتیک دان، نماد ((Germanic symbol زنانگی را به کد باینری و سپس به یک DNA متوالی تبدیل کردند که سپس به طور کلی در اشرشیا بیان شد.
محققان می‌توانند از این برای کنترل عوامل مختلف از جمله مکانی هدف، درج اندازه و مدت زمان بیان جن استفاده کنند
هرچند عمدتا در مراحل آزمایشی است، با استفاده از جن درمانی برای جاگزینی جن های معیوب، موفقیت های بدست آمده است.
از سال 2018 تعداد قابل توجه کارآزمایی بالینی از جمله درمان هموفیلی، گلیوبلاستوما، بیماری گرانولوماتوز مزمن، فیبروز کیستیک و سرطان‌های مختلف انجام شده است.
ویروس های هرپس سیمپلکس ناقل های امیدوار کننده می‌سازند که ظرفیت حمل بیش از 30 کیلوبایت دارند و بیان طولانی مدت را اریه می‌کند اگرچی در تحویل جن ها نسبت به سایر ناقل ها موثریت کمتری دارند.
سایر ویروس های که به عنوان ناقل استفاده شده‌اند عبارتند از ویروس های الفا، ویروس های فلاوی، ویروس های سرخک، یروس های رابدو ، ویروس های نیوکاسل، ویروس های آبله، و ویروس های پیکورنا.
این امر بر عفونت ویروس ها تاثیر نمی‌گذارد، یک پاسخ مصونیت طبیعی را فر میخواند که هیچ چانسی وجود ندارد که آنها عملکرد بیماری زای خودرا بازیابند، که می‌توانند با برخی از واکسین‌های دیگر رخ دهد.
موثرترین واکسین علیه توبرکلوز، واکسین باسیلوس کالمته-گوئرین(BCG) که تنها محفظت نسبی را فراهم می‌کند.
سایر واکسین های مبتنی بر ناقل قبلا تایید شده‌اند و بسیاری دیگر در حال توسعه استند.
در سال 2004، محققان گزارش دادند که یک ویروس جنتیکی اصلاح شده از رفتار خودخواهانه حجره‌های سرطانی سو استفاده می‌کند، ممکن است راهی جایگزین برای کشتن تومورها باشد.
این ویروس برای مبارزه با بیماری سبز شدن مرکبات به درخت ستروس تزریق شد که از سال 2005 تولید مالته 70 درصد کاهش داده بود.
ویروس های جنتیکی اصلاح شده که حیوانات هدف را از طریق پیشگیری از القاح غیر حاصل خیز می‌کنند، در لابراتوار و همچنین سایر ویروس های که مرحله رشد حیوان را هدف قرار می‌دهند ایجاد شده‌اند.
اصلاح جنتیکی ویروس میکسوما برای حفظ خرگوش های وحشی اروپایی در شبه جزیره ایبری و کمک به تنظیم آنها در آسترالیا پیشنهاد شده است.
با انجنیری ممکن است باکتریاوفاژهای پروتین های اصلاح شده را بروی سطح آنها مشخص و در الگوهای خاص باهم متصل کرد(یک تکنیک بنام نمایش فاژ).
برای کاربردهای صنعتی مخمرها مزایای باکتریایی بودن یک ارگانیسم یک حجره ای را که با تغییرات پروتینی پیشرفته موجود در یوکاریوت ها ترکیب می‌کند، به راحتی قابل دستکاری و رشد است.
یکی موثریت تخمیر مالولاکیتیک را افزایش می‌دهد، در حالی که دیگری از تولید ترکیبات خطرناک ایتایل کاربامیت در طول تخمیر جلوگیری می‌کند.
برخلاف باکتریاها و ویروس ها، آن ها این برتری را دارند که حشرات را به تنهایی از طریق تماس آلوده کنند، اگرچی از نظر کارایی با حشره کش های کیمیایی رقابت می‌کنند.
یک هدف جذاب برای کنترل بیولوژیکی، پشه ها ناقلان طیف وسیعی از بیماری های کشنده، از جمله ملاریا، تب زرد و تب دنگی استند.
استراتژی دیگر، اضافه کردن پروتین به فنجی هایی است که مانع انتقال ملاریا می‌شوند یا پلاسمودیم را با طور کامل حذف می‌کنند.
بسیاری از نباتات پلوریپوتنت هستند، به این معنا که یک حجره از یک نبات بالغ می‌تواند برداشته شود و تحت شرایط مناسب می تواند به نبات جدید تبدیل شود.
پیشرفت های عظیمی در کاشت نسج و می‌کانیسم هایی حجره‌ای گیاه برای طیف وسیع از نباتات از سیستم های توسعه یافته در تنباکو منشاء گرفته است.
یکی دیگر از ارگانیسم های نمونه اصلی مرتبط به انجنیری جنتیک، Arabidopsis thaliana است.
در تحقیقات، نباتات برای کمک به کشف عملکرد جن های خاص انجنیری میشوند.
برخلاف جهش زایی، انجنیری جنتیکی امکان حذف هدفمند را بدون ایجاد بینظمی در سایر جن های موجود در ارگانیزم فراهم می‌کند.
استراتیژي های دیگر شامل اتصال جن به یک پروموتر قوی و دیدن اینکه چی اتفاقی می‌افتد در صورت نمایش بیش از حد آن، تمرکز نمایش جن ها در مکان های محتلف یا در مراحل مختلف رشد.
اولین گیاه زینتی اصلاح شده ای جنتیکی تغییر رنگ یافته را تجاری کردند.
از دیگر گیاهان زینتی اصلاح شده جنتیکی می‌توان به گل داوودی و گل اطلسی اشاره کرد.
ویروس نقطه حلقه ای پاپایا در قرن بیستم درختان پایا را در هاوایی ویران کرد تا به گیاهان تغییر یافته جنیتیکی پاپایا مقاومت ناشی ازپاتوجن داده شد.
هدف نسل دوم محصولات، بهبود کیفیت، اغلب با تغییر مشخصات مواد مغذی بود.
محصولات آمیخته توسط بهبود برداشت از طریق کاهش فشار حشرات، افزایش ارزش غذایی و تحمل تنش های غیر زیستی مختلف کمک می‌کند.
اکثر محصولات تغییر جنیتیکی شده ‌اند تا به علف کُش های انتخابی، معممولا یک گلایفوسیت یا گلفوسینات، مقاوم باشد.
عده ای کمی از جن ها برای کود گذاری حشره کُش پروتین های نباتی استفاده می کنند.
کمتر از یک فیصد محصولات تغییر یافته جنیتیکی حاوی صفات دیگری شامل ایجاد مقاومت در برابر ویروس، به تاخیر انداختند پیری و تغییر ترکیب گیاهان بودند.
گیاهان و حجره های گیاهی برای تولید بیوداروها در بیوراکتورها، پروسه بنام فارمینگ انجنیری جنتیکی شده‌اند.
بسیاری از داروها همچنین حاوی ترکیبات گیاهی هستند و مسیرهای که منجر به تولید آن ها می‌شوند از نظر جنتیکی تغییر یافته یا به گونه‌های گیاهی دیگر منتقل شده‌اند تا حجم بیشتری تولید کنند.
آنها همچنین خطر کمتری برای آلوده شدن دارند.
تولید، حمل و نقل و مدیریت واکسین‌ها پرهزینه است، بنابراین داشتن سیستم که بتواند آن ها را به صورت محلی تولید کند، امکان دسترسی بیشتر به مناطقی فقیرتر و در حال توسعه را فراهم می‌کند.
ذخیره شده در گیاهان هزینه طولانی مدت را کاهش می‌دهد زیرا آنها بدون نیاز به سردخانه پاشیده شده میتواند، نیازی به خالص سازی ندارند و پایداری طولانی مدت دارند.
از سال 2018، تنها سه حیوان دستکاری شده جنتیکی که همه در ایالات متحده بوده، تایید شده‌اند.
کانادا: امواج مغزی اولین پستانداران تغییر یافته جنیتیکی با تزریق DNA ویروسی به جنین و سپس کاشت جنین در رحم تولید شده‌اند.
انکشاف سیستم ویرایش جین (CRISPR-Cas9) منحیث یک روش ارزان و سریع برای اصلاح مستقیم حجره های زاینده، که به طور موثر مدت زمان مورد نیاز برای رشد پستانداران اصلاح شده جنتیکی ره به نصف کاهش می‌دهد.
موش های اصلاح شده جنتیکی رایج ترین پستاندار مورد استفاده در تحقیقات زیست پزشکی بوده‌اند، زیرا ارزان استند و دستکاری آنها آسان است.
در سال 2009 دانشمندان اعلام کردند که اولین بار با موفقیت یک جن را به یک گونه‌ ای اولی (مارموست ها) منتقل کردند.
نمایش مداوم در گوسفند، خوک، موش صحرایی و سایر حیوانات انجام شده است.
انتی ترپسین-الفا-1 انسانی پروتین دیگر است که از بزها تولید میشود و در تداوی انسانان دارای این کمبود استفاده میشود.
شش های خوک از خوک های اصلاح شده از نگاه جینیتیکی برای پیوند در انسانان در نظر گرفته شده اند.
حیوانات از نگاه جینیتیکی طوری اصلاح شده اند که سریعتر رشد کنند، صحتمند باشند و در مقابل امراض مقاوم باشند.
یک خوک GM که بنام Enviropig یاد میشود با قابلیت هضم نبات فاسفورس بصورت مؤثرتر نسبت به خوک های معمول ساخته شد.
این بصورت بالقوه برای مادران مفید بوده میتواند که شیر مادر تولید کرده نمی تواند مگر میخواهند که اولاد های خود را به عوض شیر خشک از شیر مادر تغذیه کند.
پیشنهادات وجود دارد که اینجینیری جینیتیکی برای برگرداندن حیوانات از انقراض استفاده شده میتواند.
این برای تداوی اختلالات جینیتیکی مانند کمبود ایمنی شدید ترکیبی و نابینایی مادر زادی لیبر استفاده شده است.
تداوی جین جرملین باعث هرگونه تغییر ارثی که در جامعه علمی نگرانی ها را ایجاد کرده است میشود.
آبزی پروری صنعت در حال رشد است که در حال حاضر نصف از ماهی های مصرف شده جهان را فراهم می سازد.
چندین گروپ گورخرماهی را توسعه میدهند تا آلودگی را توسط وصل کردن پروتین های فلورسینت به جین های فعال شده توسط موجودیت آلوده کننده ها کشف کند.
این اصلاً توسط یکی از گروپ ها برای کشف آلودگی توسعه یافته بود، مگر اکنون بخشی از تجارت ماهی های زینتی است و اولین حیوان جینیتیکی اصلاح شده است که در دسترس مردم عام قرار گرفت هنگامیکه در سال 2003 برای فروش در ایالات متحده آمریکا معرفی شد.
گورخرماهی ها مادل اورگانیزم ها برای پروسه های توسعوی، اصلاح، علم وراثت، رفتار، میکانیزم های مرض و آزمون زهریت اند.
ماهی GM با ترویج کنندگان که با تولید بیش از حد هورمون های رشد برای استفاده در صنعت آبزی پروری بمنظور افزایش سرعت انکشاف و کاهش بالقوه فشار ماهیگیری بالای انواع وحشی بمیان آمده است.
این تاییدی مقرراتی را در سال 2015 بدست آورد، اولین غذای GMO غیرنباتی که تجاری شد.
دروسوفیلا یا مگس میوه برای مطالعه جنتیک و وراثت، انکشاف جنین، آموزش، رفتار و پیری استفاده شده است.
پشه های مقاوم در مقابل ملاریا در لابراتوار توسط داخل کردن یک جن که انکشاف پرازیت ملاریا را کاهش میدهد و بعداً اندونوکلیوز خانگی را برای پخش سریع جن مذکور در جمعیت نر (که به عنوان محرک جن شناخته میشود) استفاده میکند، توسعه یافته اند.
روش دیگر استفاده از تخنیک حشره عقیم است که بوسیله آن نر های که از نگاه جنیتیکی عقیم تولید شده اند با نر های زنده مقایسه کنند تا تعداد جمعیت را کاهش دهد.
این روش مشابه به تخنیک عقیم آزمون شده بالای پشه ها است که به نر ها یک جن که مانع تمام ماده ها تولد شده به رسیدن بلوغ میشود، انتقال میشود.
درین صورت یک نژاد کرم غوزه پنبه که توسط شعاع عقیم شده بود از نظر جنیتیکی تولید شد تا پروتین فلورسینت سرخ را نشان دهد و نظارت را برای محققان آسان سازد.
همچنان پوتانسیل استفاده از ماشین تولید ابریشم برای ساختن پروتین های دیگر ارزشمند نیز وجود دارد.
یک مرغ GM که ادویه کانوما تولید میکند یک انزایم که یک حالت نادر را تداوی میکند، تخم آن تاییدی مقررات ایالات متحده را در 2015 بدست آورد.
پیشنهادات استفاده از انجینیری جینیتیکی برای کنترول بقه های بزرگ نیشکر در استرالیا وجود دارد.
تولید نیماتود های ترانس جینیک پایدار نیز نسبتاً آسان است و این یکجا با RNAi عبارت از ابزار های اساسی استفاده شده در مطالعه جن های آنها است.
نیماتود های ترانس جنیک برای مطالعه ویروس ها، زهر شناسی، امراض و کشف آلوده کنندگان محیط زیستی استفاده شده است.
کرم های هموار قابلیت تولیدمجدد خود را از یک حجره واحد دارد.
کرم موی دار که انیلید بحری است اصلاح شده است.
توسعه یک چارچوب مقرراتی به ارتباط نگرانی انجینیری جنیتیکی در سال 1975 در اسیلومار، کلفورنیا آغاز گردید.
یک پیمان بین المللی انتقال، اداره و استفاده از ارگانیزم های اصلاح شده جنیتیکی را نظارت میکند.
تعداد زیادی از تجارب نیز به مجوز گروپ مقرراتی ملی یا قانون نیاز دارد.
یک سیستم تقریباً جهانی برای ارزیابی خطرات نسبتی مرتبط با GMO ها و سایر عوامل برای کارمندان لابراتوار و جامعه وجود دارد.
کشور های مختلف برای تشریح سطوح از نامگذاری مختلف استفاده میکنند و برای چیزی که در هر سطح انجام شده میتواند شرایط مختلف داشته میتوانند.
بطور مثال، یک نبات که برای استفاده مواد غذایی در نظر گرفته نشده است بصورت عمومی توسط ادارات مسؤل ایمنی مواد غذایی بررسی نمی شود.
تعداد زیادی از کشور ها که کشت GMO را اجازه نمیدهند به تحقیقات که از GMO ها استفاده میکنند، اجازه میدهند.
درحالیکه تعداد کمی GMOها برای کشت در اتحادیه اروپا تائید شده اند یک تعداد GMOها برای واردات و پروسیس تائید شده اند.
پالیسی ایالات متحده بالای این پروسه به اندازه سایر کشورها تمرکز نمیکند، خطرات قابل تائید عملی را مشاهده میکند و از مفهوم معادل سازی اساسی استفاده می کند.
یکی از موضوعات کلیدی در مورد تنظیم کنندگان این است که آیا محصولات GM باید لیبل شوند.
این منازعه شامل مصرف کنندگان، تولید کنندگان، شرکت های بایوتکنالوژی، تنظیم کنندگان دولتی، سازمان های غیردولتی و ساینسدان ها اند.
بیشترین نگرانی ها در مورد صحت و تاثیرات محیط زیستی GMOها اند.
با این وجود، احتمال کمتری نسبت به دانشمندان برای افراد جامعه وجود دارد که غذاهای دستکاری شده جنتیکی را مصون بدانند.
جریان جن میان نباتات GM و نباتات سازگار با استفاده افزایش یافته گیاه کش های طیف گسترده، میتواند خطر مقاومت جمعیت های گیاه هرزه که در مقابل گیاه کش مقاوم اند را افزایش دهد.
برای مطرح کردن بعضی ازین نگرانی ها بعضی از GMO ها با ویژگی ها توسعه یافته اند تا در کنترول پخش آنها کمک کند.
سایر نگرانی های محیطی و اگرانومیکی شامل کاهش در تنوع زیستی، افزایش در آفت های ثانویه (آفات غیر-نشانی شده) و تکامل آفات حشرات مقاوم اند.
تاثیر نباتات Bt بالای ارگانیزم های غیرنشانی شده مفید بعد ازینکه مقاله سال 1999 پیشنهاد کرد که آنها برای پروانه های ملکه زهری بوده میتوانند به یک موضوع عامه تبدیل شد.
با قابلیت اینجینیری جنیتکی انسانان که حالا ممکن است بعضی از نگرانی های اخلاقی وجود دارد که این تکنالوژی باید چقدر پیش برود یا که باید اصلاً استفاده شود.
اکتوبر سال 2006 دقت پروسه تنظیمی، ادغام کنترول عرضه مواد غذایی در شرکت ها که GMOها را تولید و بفروش میرساند، مبالغه در مورد مزایای اصلاح جنیتیکی، یا نگرانی ها در مورد استفاده گیاه کش های با گلایفوسیت ها
GMOها در ایمنی مواد غذایی به عنوان اعتماد مردم عامه وارد صحنه شد که به ترس های اخیر غذا مانند مرض مغزی سپونجی فورم گاو و سایر شایعات که شامل مقررات دولتی محصولات در اروپا است، پایین بود.
انجینیری جنیتیکی که به نام اصلاح جنیتیکی یا دست کاری جنیتیکی نیز یاد میشود عبارت دست کاری مستقیم در جینس یک ارگانیزم با استفاده از بایوتکنالوژی است.
یک ساختار معمولاً ایجاد میگردد و برای داخل کردن این DNA دی ارگانیزم میزبان استفاده میشود.
DNA جدید بصورت تصادفی داخل شده میتواند یا برای یک بخش مشخص جینوم مورد هدف قرار میگیرد.
رودلف جنسیچ اولین حیوان GM را تولید کرد هنگامیکه او DNA خارجی را در یک موش در سال 1974 داخل کرد.
مواد غذایی اصلاح شده از نگاه جنیتیکی از 1994 بدینسو با پخش بادنجان رومی فلاور ساور بفروش میرسد.
در 2016 ماهی های آزاد اصلاح شده با هورمون رشد فروخته شدند.
با از بین بردن جن های مسؤل شرایط معین، ایجاد مودل حیوانی ارگانیزم های امراض انسانی ممکن است.
افزایش نباتات اصلاح شده جنیتیکی تجارتی در کشور های مختلف سود اقتصادی بیشتری را به دهاقین فراهم ساخته است، مگر همچنان منبع بسیاری از مخالفت های دربرگیرنده این تکنالوژی بوده است.
جریان جن، تاثیر بالای اورگانیزم های غیرنشانی شده، کنترول عرضه مواد غذایی و حقوق دارایی های ذهنی نیز به عنوان موضوعات پوتانسیل ظهور کرده است.
این بسیار سریعتر است و برای داخل کردن جن های از هر ارگانیزم (حتی از دومین های مختلف) استفاده شده میتواند و مانع اضافه شدن جن های غیردلخواه دیگر میشود.
ادویه جات، واکسین ها و سایر محصولات از ارگانیزم انجینیری شده برای تولید آنها حاصل شده اند.
بیالوژی ترکیبی یکی از رشته های عملی در حال ظهور است که اینجنیری جنیتیکی را توسط معرفی مواد سنتیز شده مصنوعی در یک ارگانیزم یک گام جلو می برد.
اگر مواد جنیتیکی از یک سپشز دیگر به میزبان اضافه شود، ارگانیزم بوجود آمده بنام ترانس جنیک یاد میشود.
در سال 1973 هربرت بوایر و ستانلی کوهن اولین ارگانیزم ترانس جنیک را توسط داخل کردن جن های مقاوم در مقابل انتی بیوتیک در پلازمید یک ایسچیریچیا کولی بکتریم ایجاد کرد.
در سال 1976 جنینتیک، اولین شرکت اینجنیری جنیتیکی توسط هربرت بوایر و روبرت سوانسن تأسیس شد و یک سال بعد این شرکت یک پروتین انسانی (سوماتاستین) را درE.coli تولید کرد.
انسولین تولید شده توسط بکتریا برای پخش تسط اداره مواد غذایی و ادویه (FDA) در سال 1982 تائید شد.
جمهوری خلق چین اولین کشور بود که نباتات ترانس جنیک را تجارتی کرد و در سال 1992 یک تنباکو مقاوم در مقابل ویروس را معرفی کرد.
در سال 1995، کچالو Bt بعد از تائیدی FDA توسط اداره حفاظت محیط زیست ایمن تائید شد و آنرا به اولین آفت کش تولید کننده محصول تائید شده در ایالات متحده مبدل کرد.
جدا سازی های جنیتکی برای مشخص جن های بالقوه و آزمون های بیشتر که بعداً برای شناسایی بهترین کاندید ها استفاده میشود، انجام شده میتواند.
این بخش ها از طریق الکتروفوزیس جل استخراج شده میتوانند.
هنگامیکه جن جدا شده با یک پلازمید وصل شود بعداً آن به یک بکتریم داخل میشود.
این ها شامل ساحه یک ترویج کننده و به پایان رساننده است که ترانسکریپشن را آغاز و به پایان میرساند.
این توانایی در بکتریا های دیگر از طریق فشار (مثلاً شوک های حرارتی یا الیکتریکی) شامل شده میتواند که قابلیت نفوذ پذییری غشای حجروی به DNA را افزایش میدهد؛ DNA جذب شده میتواند یا با جینوم مدغم شود و یا به عنوان یک DNA کروموزمی اضافی باقی بماند.
در نباتات DNA اکثراً با استفاده از تغییر شکل به وساطت اگروبکتیریم داخل میشود و از سلسله اگروبکتیریم T-DNA استفاده میشود که دخول طبیعی مواد جنیتکی را به حجرات نباتی ممکن می سازد.
در نباتات این از طریق استفاده کشت انساج انجام می شود.
نشان کننده های انتخابی برای تمایز حجرات تغییر شکل یافته از حجرات غیر تغییر شکل یافته استفاده میشوند.
این آزمون ها همچناان موقعیت کروموزومی و تعداد کاپی جن داخل شده را تائید کرده میتواند.
مواد جدید جنیتیکی بصورت تصادفی در جنوم میزبان یا نشانی شده در یک موقعیت مشخص داخل شده میتواند.
فریکونسی نشانی کردن جن از طریق ایدیت جنوم بیشتر بهیود یافته میتواند.
TALEN و CRISPR دو موارد معمول دارای بیشترین استفاده اند و هر کدام آن مزایای خاص خود دارد.
GMO های بیشترین تجارتی شده عبارت از نباتات مقاوم در مقابل حشرات یا گیاه کش ها اند.
هایبرودوما های موش، حجرات که برای ایجاد انتی بادی های مونوکلونال باهم یکجا شده اند از طریق انجینیری جنتیکی برای ایجاد انتی بادی های مونوکلونال انسانی سازگار شده اند.
انجینیری جنیتیکی همچنان برای ایجاد مودل های امراض انسانی استفاده میشوند.
تداوی های بالقوه در مقابل این مودل های موش آزمایش شده میتوانند.
در سال 2015 یک ویروس برای داخل کردن یک جن صحتمند به حجرات پوست یک بچه که از یک مرض نادر پوست، epidermolysis bullosa، رنج می برد استفاده شد تا رشد کند و بعداً پوست صحتمند در 80 فیصد جسم بچه مذکور که به مرض مبتلا بود پیوند گردید.
همچنان بعضی از نگرانی ها وجود دارد که تکنالوژی نه تنها برای معالجه استفاده شده میتواند، بلکه برای بهبود، اصلاح یا تغییر یک شکل، توافق پذیری، ذکاوت، کرکتر یا رفتار یک انسان نیز استفاده شده میتواند.
او گفت که دختران دوگانه ای، لولو و نانا، یک چند هفته قبل تولد شده اند.
در حال حاضر، اصلاح جرم لاین در 40 کشور ممنوع است.
بکتریا ارزان اند، به آسانی رشد میکنند، تولید غیرجنسی دارند، به سرعت تکثیر میکنند، نسبتاً آسان تغییر شکل میکنند و در -80 °C بطور نامحدود ذخیره شده میتوانند.
این تاثیر بالای فینوتایپ یک ارگانیزم بوده میتواند که یک جن در آن بیان گردیده یا اینکه این با جن های دیگر چه تعامل میکند.
در یک حذف ساده یک کاپی جن دلخواه برای غیر فعال کردن این تغییر کرده است.
این به تجربه کننده اجازه میدهد تا نواقص ناشی توسط این میوتیشن را تحلیل کند و به این ترتیب نقش جن های مشخص را تعیین کند.
"ساده ترین و اولین روش استفاده شده عبارت از ""سکن الانین"" است که هر موقعیت در آن به نوبه خود به امینو اسید غیرفعال الانین میوتیشن میکند."
این پروسه بیشتر مشابه به انجینیری حذف کردن است به استثنای اینکه این ساختار برای افزایش وظیفه جن طرح شده است، معمولاً توسط فراهم ساختن کاپی های اضافی جن یا خیلی اوقات تحریک سنتیزس پروتین.
یکی از روش های انجام این کار عبارت از تعویض کردن جن نوع وحشی با یک جن 'تلفیقی' است که عبارت از همجواری جن نوع وحشی با یک عنصر گزارش دهنده مانند پروتین سبز فلورسنت (GFP) است که تجسم آسان محصولات اصلاح جنیتیکی را فراهم میسازد.
هدف مطالعات بیان کشف این است که پروتین های خاص کجا و چه وقت تولید شده اند.
بعضی از جن ها در بکتریا خوب کار نمیکند، بناءً خمیرمایه، حجرات حشرات یا حجرات پستانداران نیز استفاده شده میتواند.
میکروب های معین اصلاح شده جنیتیکی در استخراج کان های زنده و معالجه زنده به علت توانایی آنها در استخراج فلزات قوی از محیط آنها و ترکیب آنها با مرکبات که به آسانی قابل کشف اند نیز استفاده شده میتواند.
نباتات مقاوم در مقابل فنجی ها و ویروس ها نیز توسعه یافته اند یا در حال توسعه اند.
در 2016 ماهی های آزاد از نظر جنیتیکی با هورمون های رشد اصلاح شده اند تا زودتر به بلوغ نورمال برسند.
سویابین و کنولا از نظر جنیتیکی اصلاح شده اند تا تیل بیشتر صحی را تولید کنند.
انتقال جن از طریق حاملین ویروس به عنوان وسیله های کنترول سپشز های هجوم کننده و همچنان واکسین حیوانات تهدید شده از مرض پیشنهاد شده اند.
موارد تطبیق انجینیری جنیتیکی در محافظت عمدتاً تیوریکی بوده و هنوز عملی نشده است.
جلسه اسیلومر مجموعه از رهنمود های داوطلبانه را در مورد استفاده تکنالوژی مجدداً ترکیب شده پیشنهاد کرد.
یکصدو پنجاه و هفت کشور عضو پروتوکول هستند و بسیاری دیگر از ان منحیث نقطه مأخذ برای قوانین خود شان استفاده میکنند.
بسیاری از کشورهای که کشت GMO را اجازه نمیدهند به تحقیق هم اجازه نمیدهند.
ایملی ماردین، خطرات و قوانین: پالیسی قانونی ایالات متحده در مورد زراعت و غذاهای از نظر جنتیک اصلاح شده، 44 B.C.L. Rev. 733 (2003) درخلاف اتحادیه اروپا سخت ترین قوانین GMO را در جهان دارد.
یکی از موضوعات کلیدی در مورد تنظیم کنندگان این است که آیا محصولات GM باید لیبل شوند.
این مخالفت ها سبب محاکمات، منازعات جهانی تجارتی، و تظاهرات شده، و در بعضی از کشورها سبب قوانین محدود کننده روی محصولات تجارتی شده است.
درحالیکه شک ها بوجود آمده اند، از نظر اقتصادی بسیاری از مطالعات یافته اند که رشد محصولات GM برای دهقانان مفید است.
بسیاری از اثرات محیطی در مورد محصولات GM ممکن سالهای زیادی در بر بگیرد تا دانسته شوند و همچنان در شیوه های مرسوم زراعت اشکار هستند.
فلم های کمی به بینندگان در مورد انجینری جنتیک آگاهی رسانی نموده است، البته به استثاء فلم بچه ها از برازیل در 1978 و فلم جوراسیک پارک در 1993، که هر دو این فلم از درس،‌ نمایش، و یک کلیپ فلم ساینسی استفاده نموده است.
نانوتکنالوژی، که همچنان به نانوتیک اختصار شده است، استفاده از ماده در مقیاس اتومی، مالیکولی، و سوپرمالیکولی برای مقاصد صنعتی است.
تعریف حقیقت را انعکاس میدهد که اثرات میخانیکی کوانتم در این مقیاس حوزه کوانتم مهم هستند،‌ و از اینرو تعریف از یک هدف تکنالوژیکی مشخص به دسته تحقیق تغییر کرد که این دسته شامل تمام انواع تحقیق و تکنالوژی های است که با خصوصیات خاص ماده که تحت اندازه حد معین واقع میشود سروکار دارد.
تحقیق و کاربردهای مرتبط بطور مساوی متنوع هستند، که از فزیک دستگاه مرسوم گرفته تا به شیوه های جدید که مبتنی بر تنظیم خودی مالیکولی، از بوجود آوردن مواد جدید با ابعاد با مقیاس نانو تا به کنترول ماده در یک مقیاس اتومی است.
"اصطلاح ""نانوتکنالوژی"" بار نخست توسط نوریو تانیگوچی در 1974 بکار برده شد، درحالیکه بطور گسترده شناخته نشده بود. "
ظهور نانوتکنالوژی منحیث یک رشته در دهه 1980 از طریق تقارب کار تیوریکی و عام درکسلر واقع شد، که برای نانوتکنالوژی یک چارچوب مفهومی ساخته و انرا مشهور نمود، و پیشرفت های تجربوی دید بالا که سبب جلب توجه گسترده به دورنمای کنترول اتومی در ماده شد.
توسعه دهندگان مایکروسکوپ جیرد بینینگ و هینریک روهرر در لابراتوار تحقیقی زوریخ IBM در سال 1986 یک جایزه نوبل فزیک را دریافت کردند.
در اوایل به C60 نانوتکنالوژی گفته میشد؛ این اصطلاح کار متعاقب با نانوتیوب های (بعضی اوقات بنام تیوب های گرافین یا تیوب های بوکی یاد میشود) مرتبط به کاربن بکار گرفته شد که اپلیکشین های احتمالی را برای دستگاه ها و موارد الکترونیکی به مقیاس نانو پیشنهاد میکرد.
دهه ها بعد، تکنالوژی مولتی-گیت سنجش دستگاه های ترانزیستور نیمه هادی اکساید فلزی فیلد-ایفیکت (MOSFET) را تا به مقیاس سطوح نانو کوچکتر از 20 نانومتر طول دروازه قادر ساخت، که با FinFET (ترانزیستور فین فیلد-ایفیکت) ، یک MOSFET دو دروزاه‌ی، سه بعدی، نن-پلینر آغاز شد.
اختلافات پیرامون تعریفات و کاربردهای احتمالی نانوتکنالوژی ها بوجود امد که مثال خوب اش گزارش جامعه شاهی در مورد نانوتکنالوژی است.
این محصولات به کاربردهای گسترده مواد در مقیاس نانو محدود اند و در بر گیرنده کنترول اتومی ماده نمیشود.
این بر تکنالوژی گیت-ال-اروند (GAA) FinFET استوار بود.
این کار و مفاهیم که بیشتر توسعه یافته بود را پوشش میداد.
حد پایینی با اندازه اتوم ها (هایدورجن کوچکترین اتوم ها را دارد، که تقریباً یک چهارم قطر حرکی یک نانومتر را دارد) تعیین میشود بخاطریکه نانوتکنالوژی باید دستگاه هایش را از اتوم ها و مالیکول ها بسازد.
برای اینکه مقیاس را در متن دیگری بگذاریم، اندازه مقایسوی یک نانومتر با متر همانند مقایسه یک مرمر با زمین است.
در شیوه از بالا به پایین، مواد و دستگاه ها و مواد از اجزای مالیکولی ساخته شده اند که خود را از لحاظ کیمیاوی با اصول شناخت مالیکولی بسته بندی میکنند.
یک مثال افزایش در ساحه سطحی تا نسبت حجم است که مختصات میخانیکی، حرارتی و کتلستی مواد را تغییر میدهد.
فعالیت کتلستی مواد با مقیاس نانو همچنان دریچه خطرات احتمالی را با تعامل به مواد بیولوژیکی باز میکند.
مفهوم شناخت مالیکولی مخصوصاً مهم است: مالیکول ها طوری طرح ریزی شده میتوانند که یک پیکربندی یا نظم دهی مشخص بخاطر قوه های داخل مالیکلولی غیر کوولانت بهتر دانسته میشود.
چنین شیوه های از پایین به بالا باید قادر به تولید دستگاه های موازی و خیلی از میتودهای از بالا به پایین ارزانتر باشد، مگر طوریکه اندازه و پیچیدگی بسته بندی مورد نظر افزایش میابد بطور احتمالی درهم شکسته شود.
تولید کردن در متن نانوسیستم های تولیدی مرتبط به تکنالوژی های معمول نیست و باید بطور واضح از آنهاییکه در تولید مواد با مقیاس نانو استفاده میگردند مانند تیوب های به مقیاس نانو و ذرات به مقیاس نانو کاربن متمایز گردند.
این امید است که پیشرفت ها در نانوتکنالوژی تولید آنها را با وسایل دیگر ممکن خواهد ساخت، ممکن با استفاده از اصول بایومتریک.
در کُل این بسیار سخت است که دستگاه ها را در مقیاس اتومی بسته بندی نماییم، طوریکه کسی باید اتوم ها را روی اتوم های با اندازه و ضخامت مقایسوی قرار دهند.
این منجر به تبادله نامه ها در 2003 در نشریه اخبار کیمیاوی انجینری شد.
آنها حداقل سه دستگاه متمایز مالیکولی ساختند که حرکت اش از دیسکتاپ با ولتاژ در حال تغییر کنترول میگردد: یک نانوتیوب نانومتر، یک فعال کننده مالیکولی، و یک نوسانگر ارامش نانو الکترو میخانیکی.
مواد با مقیاس نانو با انتقال سریع ایون همچنان به نانوایونیکس و نانو الکترونیکس ارتباط دارد.
مواد با مقیاس نانو مانند ستون های با مقیاس نانو بعضی اوقات در سلول های خورشیدی که با هزینه سلول های خورشیدی سلیکان در رقابت است استفاده میشود.
بطور عموم، بسته بندی خودی مالیکولی در جستجوی بکار بردن کیمیای سوپرمالیکولی، و مخصوصاً شناخت مالیکولی است، تا سبب شود اجزاء دارای یک مالیکول بطور خودکار خود را به سازگاری های مفید تنظیم نمایند.
هارد درایف های بزرگ مبتنی بر مقاومت مقناطیسی که از قبل در بازار هستند با این شرح سازگار اند، طوریکه تخنیک های ذخیره لایه اتومی (ALD) با آن سازگار هستند.
پایه های استوار بر ایون میتواند بشکل مستقیم مواد را حذف نماید، یا حتی مواد را ذخیره نماید البته زمانیکه گازهای متشکله جسم جدید همزمان علاوه گردند.
این بعد میشود که منحیث اجزاء یک مالیکول انفرادی در دستگاه نانوالکتریک استفاده گردد.
نانوتکنالوژی مالیکولی یک شیوه پیشنهاده شده است که شامل دستکاری کردن مالیکول های انفرادی به شکل دقیقاً کنترول شده و قطعی میباشد.
امیدها وجود دارد اینکه روبات های مقیاس نانو در طبابت بکار برده شود.
بخاطر ذات متمایز (بطور مثال اتومی) ماده و احتمال رشد سریع، این مرحله بحیث اساس یک انقلاب دیگر صنعتی محسوب میگردد.
با کاهش در ابعاد، افزایش در نسبت سطح به حجم مشاهده شده است.
درحالیکه از نظر مفهومی با مایکروسکوپ هم‌کانون سکن نمودن که توسط ماروین مینسکی در 1961 بوجود آمد و مایکروسکوپ سکن کردن صوتی (SAM) که توسط کالوین کوات و همکاران اش در دهه 1970 بوجود امد مشابه است، مایکروسکوپ های سکن کردن کاوش جدید وضوح خیلی بالای دارد، بخاطریکه آنها توسط طول موج، صوت، و نور محدود نمی شوند.
اما، این حالا هم یک پروسه بطی است بخاطر سرعت پایین سکن کردن مایکروسکوپ.
تخنیک های دیگر نانوتکنالوژیکی شامل آنهایی است که برای ساخت نانوتیوب ها و نانوسیم ها استفاده میشود، آنهایی که در ساخت اجسام نیمه هادی مانند چاپ سنگی عمیق فرابنفش، چاپ سنگی پایه الکترون، ماشینکاری پایه ایون متمرکز، چاپ سنگی مهرزدن به مقیاس نانو، ذخیره کردن لایه اتومی، ذخیره بخار مالیکولی بکار برده میشود، و همچنان شامل تخنیک های بسته بندی خودی مانند انهای که دی-بلاک کوپولیمر ها را استفاده می کنند.
استفاده مایکروسکوپ کاوش سکن کردن یک تخنیک مهم هم برای ترکیب و تعیین مشخصات مواد به مقیاس نانو است.
با استفاده بطور مثال شیوه سکن کردن ویژگی محور، اتوم ها و مالیکول ها میشود روی یک سطح با تخنیک های استفاده مایکروسکوپ کاوش سکن کردن حرکت نماید.
این تخنیک ها شامل ترکیب کیمیاوی، بسته بندی خودی، و بسته بندی موقیعتی میباشد.
محققین در لابراتوارهای تلیفون بیل مانند جان ار ارتور.
MBE به دانشمندان اجازه میدهد تا لایه های بطور خودکار دقیق اتوم را بسازد،‌ در جریان این عمل ساختارهای پیچیده بسازد.
از بنداژهای با ذرات به مقیاس نانو نقره برای التیام سریع موارد پاره شده استفاده میگردد.
نانوتکنالوژی ممکن قابلیت ارزان ساختن و آسان ساختن کاربردهای طبی را جهت استفاده در مکان های مانند دفتر داکتر یا در خانه را داشته باشد.
پلاتینیم در حال حاضر منحیث کتلست ماشین دیزل در این ماشین ها استفاده میگردد.
کتلست اکسدیشن هایدروکاربن ها و کاربن مونوکسایدها را اکسدایز نموده تا کاربن دای اکساید و آب تشکیل دهد.
کمپنی دنمارکی اینوویشن‌فوندین ‌15 میلیون DKK را در جستجو برای کتلست های متبادل با استفاده از نانوتکنالوژی سرمایه گذاری نموده است.
اگر ساحه سطحی کتلست که در معرض دودهای خارج شونده قرار دارد بیشتر گردد، موثریت کتلست افزایش میابد.
از اینرو، ساخت این ذرات به مقیاس نانو موثریت کتلست ماشین دیزل که بوجود میاید را افزایش خواهد داد—که به نوبه خود منتج به دودهای خارج شونده پاک شده—و مصارف را کاهش خواهد داد.
در زمان طراحی کردن تخته بندی، محققین تلاش میکنند تا ویژگی های به مقیاس نانو محیط مایکروکنترولر را تقلید نموده تا متمایز بودن انرا به یک رشته مناسب هدایت دهد.
TSMC تولید یک پروسه 7 نانومتری را در 2017 آغاز کرد، و سامسونگ تولید پروسه 5 نانومتری را در 2018 آغاز نمود.
برای این دلایل، بعضی از گروه ها طرفدار این هستند که نانوتکنالوژی باید توسط حکومت ها تنظیم گردد.
بعضی از تولیدات ذرات به مقیاس نانو ممکن نتایج غیرمتوقعه داشته باشد.
تنفس ذرات و فایبرهای به مقیاس نانو هوایی ممکن منجر به امراض ریوی گردد، مانند بیماری تورم انساج لیفی.
یک مطالعه مهم چاپ شده در این اواخر در طبیعت نانوتکنالوژی پیشنهاد میکند که بعضی از اشکال نانوتیوب ها – شاید یک مثال خوب برای انقلاب نانوتکنالوژی باشد – اگر به اندازه کافی تنفس گردد ممکن مانند پنبه کوهی خطرناک باشد.
داویس (2008) یک نقشه راه تنظیم کننده را پیشنهاد کرد که اقدامات را توضیح میداد که چگونه با این مشکلات کنار بیایم.
در نتیجه بعضی از دانشمندان خواستار کاربرد سختگیرانه اصل احتیاطی، با تصدیق بتأخیر افتیده بازار، علامت گذاری و نیازهای توسعه اطلاعات سلامتی اضافی در پیوند به اشکال مشخص نانوتکنالوژی شده اند.
انرژی هستوی انرژی است که دربر گیرنده تعاملات هستوی هسته اتومی میباشد.
هی، پیری کوری و ماری کوری شروع به تحقیق پدیده کردند.
بعضی از این انواع تشعشعات میتواند از ماده معمولی بگذرد، و تمام شان میتواند با مقادیر بزرگ خطرناک باشد.
بتدریج این دانسته شد که تشعشع که تسط خرابی رادیواکتیف تولید شده بود تشعشع تبدیل شدن به ایون کردن بود، و اینکه مقادیر خیلی کم که بتواند بسوزاند میتواند دربر گیرنده خطر طولانی مدت گردد.
طوریکه اتوم بیشتر دانسته میشد، ذات رادیواکتیف بودن بیشتر واضح میگردد.
خرابی الفا زمانی است که یک هسته یک ذره الفا را خارج میسازد، که دو پروتون و دو نیوترون است، که این ذره معادل هسته هیلیوم میباشد.
این نوع تشعشع خطرناک ترین و سخت ترین است تشعشع است تا مسدود گردد.
تعداد اوسط نیوترون هاییکه که از یک هسته خارج میشود که هسته دیگر را میشکافد بنام k یاد میشود. ارزشهای k بالاتر از 1 به این معنی است که تعامل شکافتن نیوترون های بیشتر را خارج میسازد تا جذب نماید، و از اینرو بنام تعامل زنجیره‌ی خودکفا یاد میشود.
اگر برای انجام تعامل زنجیره‌ی خرابی های نزدیک کافی وجود داشته باشد، گفته میشود که کتله بطور حیاتی تحریک میشود، و انتشار انرژی رشد سریع و غیرقابل کنترول خواهد داشت، که معمولاً منجر به انفجار میگردد.
در جریان پروژه، راکتورهای نخست شکاف کننده همچنان ساخته شدند، درحالیکه آنها از ابتداء برای ساخت اسلحه بودند و برق تولید نمیکرد.
اما، اگر کتله فقط زمانی خودکفا باشد که نیوترون های بتأخیر افتیده شامل شوند، بعد تعامل میشود که، بطور مثال، با بکار بردن یا دور انداختن جاذب های نیوترون کنترول گردد.
زمانیکه هسته بدست آمده سبکتر از هسته آهن باشد، بطور معمول انرژی خارج میشود؛ زمانیکه هسته از هسته آهن سنگین‌تر باشد، بطور معمول انرژی جذب میگردد.
وجود به وفرت عناصر باقیمانده، از نکل تا یورانیم و فراتر از آن، بخاطر ترکیب هستوی سوپرنوا، پروسه-R میباشد.
بمب های هایدروجنی قدرت مخرب عظیم اش را از شکاف کردن بدست میاورد، مگر انرژی اش نمیشود که کنترول گردد.
اما، هر دو این دستگاه ها در از دست دادن خالص انرژی فعالیت میکند.
شکاف کردن هستوی در ابتداء فقط در مراحل اول در جریان جنگ جهانی اول دنبال میشد، زمانیکه ساینسدانان در پروژه منهاتن (که توسط ادوارد تیلر رهبری میشد) آنرا منحیث یک میتود ساختن بمب بررسی کردند.
حتی دستگاه های کوچک اتمی میتوانند با انفجار، آتش و تشعشع یک شهر را ویران کند.
چنین یک اسلحه باید یک با بیشتر کتله های شکافتنی تحت سطح خودکفا را داشته باشد که برای بکار گیری ثابت باشد، بعد برای انفجار خودکفا بودن (ساختن کتله خودکفا) را انجام دهد.
یک ایزوتوپ یورانیوم، بطور مثال یورانیوم-235، بطور طبیعی پیدا شده و به اندازه کافی ناپایدار است، مگر همیشه با ایزوتوپ بیشتر ثابت یورانیوم-238 یافت میگردد.
بطور متبادل، عنصر پلوتونیم دارنده ایزوتوپ است که به اندازه کافی برای استفاده در این پروسه ناپایدار است.
"آنها نخستین اسلحه هستوی را در یک امتحان با نام کودگذاری شده ""تثلیث""، نزدیک به الاموگوردو، نیومکسیکو، در 16 جولای 1945 منفجر کردند. "
بخاطر خرابی و تلفات بی سابقه از یک اسلحه، حکومت جاپان بزودی تسلیم شد، که جنگ جهانی دوم را به پایان رساند.
فقط چهار سال بعد، در 29 اگست 1949، اتحاد شوروی نخستین اسلحه شکافتنی اش را منفجر ساخت.
اسلحه رادیولوژیکی یک نوع اسلحه اتمی است که جهت پخش مواد خطرناک هستوی در ساحات دشمن بکار میرود.
درحالیکه این سلاح توسط ارتش های مرسوم نابکار محسوب میشد، چنین اسلحه در مورد تروریزم هستوی نگرانی های را بوجود آورده است.
پیمان آزمایش کردن هستوی تحت زمین را اجازه داد.
بعد از امضاء کردن پیمان ممنوعیت فراگیر امتحان کردن در 1996 (که از 2011 به بعد نافذ نبوده است.)، تمام این دول وعده سپردند که امتحان کردن هستوی را خاتمه ببخشد.
در جریان جنگ سرد، قدرت های مخالف توپخانه های بزرگ هستوی داشتند، که برای کشتن صدها میلیون نفر کافی بود.
درحال حاضر انرژی هستوی تقریباً 15.7% برق جهان (در 2004) را تولید میکند و برای حرکت دادن محموله های هوایی، شکننده های یخ و کشتی های تحت البحری (در حال حاضر در بعضی بخش ها اقتصاد و ترس ها مانع استفاده انرژی هستوی در کشتی های انتقالاتی شده است) استفاده میگردد.
تصویربردارهای طبی و اکسری از کوبالت-60 یا دیگر منابع اکسری استفاده میکنند.
هر دو اش دارنده یک منبع کم 241Am است که سبب جریان ثابت میگردد.
کاربرد دیگر در کنترول حشرات تخنیک حشره عقیم است، که در آن حشره های مذکر توسط تشعشع عقیم میشوند و بعد رها میشوند، پس آنها فرزند نخواهد داشت، تا جمیعت شان کاهش یابد.
منابع تشعشع که استفاده میشود شامل منابع اشعه رادیوایزوتوپ گاما، تولیدکنندگان اکسری و شتاب دهندگان الکترون میباشند.
با این وضع اینها روی موارد غیرغذایی استفاده میگردد، مانند سخت افزار طبی، پلاستیک ها، تیوب های برای خطوط پایپ گاز، لوله های آب اتش نشانی برای گرمایش سطح، زرورق های کوچک برای بسته بندی غذا، اجزای موترها، سیم ها و کیبل ها (انزوا)، تایرها، و حتی سنگ های قیمتی.
موجودات کوچک زنده دیگر نمیتوانند تکثر کنند و فعالیت های مخرب یا بیماری زا اش را ادامه دهد.
نباتات نمیتوانند پروسه طبیعی پخته شدن یا سن کردن را ادامه دهند.
تخصص پروسس کردن غذا با تشعشع ایون کردن حقیقت است که غلظت انرژی در یک انتقال اتومی بسیار بالا است، این میتواند مالیکول ها را جدا نموده و سبب تحریک پروسه ایون نمودن (از اینرو نام) گردد که این نتیجه فقط توسط حرارت دادن نمیشود حاصل گردد.
اما، استفاده اصطلاح، پاستوریزه نمودن سرد، برای توضیح کردن غذاهای غیرتشعشع شده بحث برانگیز است، بخاطریکه پاستویزه کردن و غیرتشعشع دو پروسه کاملاً متفاوت است، درحالیکه نتایج مورد نظر اخری میتواند در قضایای مشابه یکسان باشد.
ماری کیوری از یک کمخونی الپاستیک که نتیجه در معرض قرار گرفتن با میزان بالا بود فوت کرد.
تقریباً نصف مرگ های هیروشیما و ناگاساکی دو یا پنج سال بعد از در معرض قرار گرفتن تشعشع بود.
ذوب شدن هستوی به خطر بیشتر جدی انتشار مواد هستوی به محیط اطراف گفته میشود.
راکتورهای نظامی که قضایای مشابه را تجربه کردند ویندسکیل در انگلستان و SL-1 در ایالات متحده بود.
موضوع دیگر تحقیق انتقال بشریت این است که چگونه بشریت را از خطرات موجود مانند جنگ هستوی یا تصادف شهاب سنگ محافظت نماییم.
این فرضیه سبب زمینه سازی فکری برای فلیسوف بریتانیایی مکس مورد شد تا شروع به بیان کردن اصول تبدیل انسانیت منحیث یک فلسفه آینده گرا در 1990 نماید، و سبب شد که یک مکتب فکری در کلیفورنیا تنظیم شود که از آن زمان تا به جنبش جهانی تبدیل انسانیت رشد نموده است.
در گفتار، دکارت تصور یک ادویه جدید را مینمود که میتوانست هم جاویدانگی فزیکی و هم ذهن های قویتر ارائه نماید.
سنت لیون شاید برای اثر فرانکستین دخترش ماری شیلی الهام بخش بود.
مشخصاً، او به توسعه علم اصلاح نژاد، رشد جنین بیرون رحم (ساختن یک زندگی پایدار در محیط مصنوعی)،‌ و همچنان به کاربردهای جنتیک برای بهتر شدن ویژگی های انسان مانند صحت و ذکاوت علاقمند بود.
این نظریات از ان زمان نماهای معمول تبدیل شدن بشریت است.
"در بخش مواد و مرد بیانیه، نوبورو کاوازوی پیشنهاد میکند که: بعد از چندین دهه، با رشد سریع تکنالوژی ارتباطی، هرکس یک در گوش خود یک ""دریافت کننده موج عصب"" خواهد داشت، که تمام معلومات راجع به اینکه شخص دیگر در مورد او چه فکر میکند و برعکس مسقیم انتقال خواهد داد. "
"در 1966،‌ FM-2030 (که قبلاً ایف ایم اسفندیاری بود)، یک اینده نگر که فکر میکرد که مفاهیم جدید انسان در مکتب در شهر نیویارک، شروع به شناسایی مردم کرد که تکنالوژی ها، شیوه زندگی، و دیدهای جهانی بعد از بشریت را منحیث ""فرا انسان"" میبیند. "
FM-2030 و Vita-More زون شروع به یکجا شدن اشخاص طرفدار فرا انسانیت در لاس انجلس شد، که شامل شاگردان از کورس های FM-2030 و بینندگان از تولیدات هنری Vita-More میشد.
یک نگرانی مشخص دسترسی مساوی انسان ها به تکنالوژی بهبود بخشیدن انسانیت در سراسر دسته های اجتماعی و سرحدات است.
این منجر به این شد که اتحادیه جهانی فرا انسان گرا سازمان پیشتاز فرا انسانیت گرا گردد.
اتحادیه فرا انسان گراء مورمون در 2006 بنیانگذاری شد.
"فرا انسان گرایی روی دید تکامل یافته اصرار میورزد، که بعضی اوقات شامل ساخت انواع حیوانات خیلی هوشیار با شیوه بهتر کردن شناختی میگردد (بطور مثال نشاط بخشیدن بیولوژیکی)، مگر منحیث هدف نهایی تکامل اشتراکی به آینده ""پسا انسان"" تمکین مینماید."
"درحالیکه چنین یک ""پسا انسان گرایی کلتوری"" شاید برای تفکر کردن دوباره در مورد روابط بین انسانها و ماشین های پیشرفته و پیچیده منابع را فراهم نماید، فرا انسان گرایی و پسا انسان گرایی های مشابه در این دید مفاهیم ""موضوع خودمختار آزاد"" را رها نمیکند، مگر ""حقوق ویژه"" خود را به حوزه پسا انسان توسعه میبخشد."
اما، پیشرفت های دیگر استدلال میکند که پسا انسان گرایی چه در نوع فلسفوی یا فعال گرا باشد، مقادیر که از نگرانی های در مورد عدالت اجتماعی تغییر نماید، از اصلاح نهادهای انسانی و از روشنفکری آشفتگی ها، بطرف علایق نارسیسیستی برای تفوق بدن انسان در جستجوی راه های ظریف وجود.
بسیاری از فرا انسان گراها احتمال ها تکنالوژی ها و نوآوری های سیستم های اجتماعی آینده برای بهتر شدن کیفیت زندگی انسان را بررسی میکند، درحالیکه درحال جستجوی میکند تا حقیقت مادی شرایط انسان مساوات سیاسی و حقوقی را که وعده نموده با از بین بردن موانع ذهنی و فزیکی مادر زادی پوره نماید.
بعضی از تیوری پردازان مانند ری کورزاویل فکر میکند که سرعت نوآوری تکنالوژیکی در حال شدت گرفتن است و 50 سال آینده نه تنها شاید ارائه کننده پیشرفت های رادیکال تکنالوژیکی باشد بلکه یک شگفتی تکنالوژیکی که شاید بطور بنیادی ذات انسان را دستخوش تغییر نماید.
بطور مثال، بوستروم بطور مفصل در مورد خطرات موجود سلامتی آینده بشریت نوشته است که شامل خطرات میشود که توسط تکنالوژی های در حال ظهور بوجود میاید.
برای مقابله با این، هاوکینگ روی طرح کردن خودی جینوم انسان یا بهبود بخشیدن فزیکی (بطور مثال، ارتباط دهنده مغز-کمپیوتر) اصرار میکند تا ذکاوت انسان بهبود یافته و خشونت کاهش یابد، که بدون این او فکر میکند مدنیت انسانی خیلی سخت خواهد بود تا در سیستم بطور فزاینده ناپایدار بقاء نماید، که این خود منجر به سقوط اجتماعی خواهد شد.
این مفکرین استدلال میکنند که قابلیت بحث کردن به یک شیوه مبتنی بر اشتباه کشیدن یک حد پایینی را بوجود میاورد که اختیاری نیست که در ان برای یک فرد صحبت کردن برای خود به یک طریقه که متکی به فرضیه های بیرونی نباشد ممکن میگردد.
"در مطابقت با این، بسیاری از طرفداران مشهور فرا انسان گرا، مانند دان اجین، به منتقدین فرا انسان گرایی، در جهت راست و چپ سیاسی بطور مشترک ""محافظه کاران بیولوژیکی"" یا ""پیشرفت گریزان بیولوژیکی"" میگفتند، که اصطلاح دومی به حرکت اجتماعی ضد صنعت گرایی قرن 19م اشاره میکند که این حرکت مخالف تعویض کردن کارهای دستی انسان توسط ماشین ها بود. "
سناریوی مشابه زمانی اتفاق میافتد که مردم کاشت های عصبی داشته باشند که به آنها یک برتری در محل کار و در عرصه های تعلیمی میدهد.
جاویدانه ماندن، یک ایدیولوژی اخلاقی استوار بر عقیده گسترش دادن افراطی زندگی و جاویدانگی تکنالوژیکی ناممکن و مطلوب، و طرفداری تحقیق و توسعه جهت تضمین به حقیقت پیوستن آن است.
ریاضیات (از یونان:) شامل مطالعه چنین موضوعات مانند کمیت (تیوری اعداد)، ساختار (الجبر)، فضا (هندسه)، و تغییر(تحلیل) میشود.
زمانیکه ساختارهای ریاضیکی مدل های خوب پدیده های حقیق گردند، استدلال نمودن ریاضیکی میشود که برای ارائه نمودن بینش یا پیش بینی ها در مورد طبیعت بکار برده شود.
تحقیق که برای حل مشکلات ریاضیکی نیاز بود میتواند سالها حتی قرنها جستجوی جاری را در بر بگیرد.
ریاضیات تا زمان رینسانس، زمانیکه نوآوری های ریاضیکی در تعامل با اکتشافات علمی منجر به افزایش سریع در میزان کشف ریاضیکی که تا به امروز ادامه دارد شد، با یک سرعت نسبتاً آهسته توسعه یافت.
طوریکه با نشان های روی استخوان ثابت شده است، در ضمن شناختن اینکه چگونه اشیای فزیکی را محاسبه کنیم، مردم قبل التاریخ ممکن همچنان این را میدانستند که چگونه مقادیر غیرقابل لمس مانند زمان—روزها، فصول، یا سالها را بشمارند.
با آغاز شدن در قرن 6م قبل المیلاد با فیثاغورث، با ریاضیدان یونانی یونانیان باستانی یک مطالعه سیستماتیک ریاضیات را منحیث یک موضوع در وصف خود اش شروع کرد.
عالیترین ریاضیدان زمان قدیم اغلب اوقات گفته میشود که ارشیمدس (c. 287–212 قبل المیلاد) از سراکوز بوده است.
سیستم حسابی هندی-عربی و قواعد کاربرد عملیه هایش، که در تمام جهان استفاده میگردد، در جریان هزارسال نخست میلادی در هند تکامل یافت و از طریق ریاضیات اسلامی به جهان غرب انتقال یافت.
دست آورد قابل توجه ریاضیات اسلام بوجود آوردن الجبر بود.
در جریان اوایل عصر مدرن، ریاضیات در اروپای غربی با سرعت تند توسعه یافت.
ممکن ریاضیدان درجه نخست قرن 19م ریاضیدان جرمنی کارل فریدریک گاوس بود کسیکه با رشته های الجبر، تحلیل، هندسه دیفرانسیل، تیوری ماتریکس، تیوری اعداد، و احصائیه کمک های بیشماری کرد.
اکتشافات ریاضیکی تا به امروز در حال جریان اند.
"مشخصاً، ماترماتیک نیخنی به معنی ""هنر ریاضیکی"" بود. "
در انگلیسی، اسم ریاضیات فعل مفرد را میگیرد.
"اما، ارسطو همچنان تذکر داد که تمرکز تنها روی کمیت ممکن ساینس مانند فزیک را از ریاضیات متمایز نسازد؛ در دید او، برداشت و مطالعه کمیت منحیث یک ویژگی ""در فکر جدا"" از نمونه های واقعی ریاضیات را از دیگران جدا ساخته است. "
یک ویژگی عجیب شهودگرایی این است که بعضی نظریات ریاضیکی که نظر به تعریفات دیگر معتبر است را رد مینماید.
"هاسکیل کوری ""ریاضیات را علم سیستم های رسمی تعریف"" کرد. "
"پوپر همچنان تذکر داد که ""من باید یقیناً یک سیستم را تجربوی یا علمی قبول کنم فقط زمانی که توانایی امتحان شدن توسط تجربه را داشته باشد. """
غریزه و تجربه کردن همچنان در ساخت حدس های هم ریاضی و هم علوم (دیگر) نقش دارد.
بطور مثال، فزیکدان ریچارد فینمن ایجاد میخانیک کوانتم را با استفاده از ترکیب از استدلال ریاضیکی و بینش فزیکی و تیوری امروز حلقه کشف کرد، یک تیوری در حال توسعه که تلاش میکند چهار قوه بنیادی طبیعت را متحد نموده، و حالا هم در حال الهام بخشیدن به ریاضیات است.
یک تمایز اغلب اوقات بین ریاضیات خالص و ریاضیات کاربردی بوجود میاید.
مانند بسیاری از ساحات مطالعه، رشد سریع دانش در عصر علمی منجر به تخصص شده است: در حال حاضر صدها رشته تخصص در ریاضیات وجود دارد و اخرین دسته بندی موضوعات ریاضی به 46 صفحه میرسد.
بسیاری از ریاضیدانان در مورد ظرافت ریاضیات، ظریف طبیعی ذاتی و زیبایی داخلی ریاضیات صحبت میکنند.
جی ایچ هاردی در یک عذرخواهی ریاضیدان این باور را اظهار داشت که این ملاحظات ظریف طبعی خود شان برای توجیه مطالعه ریاضیات خالص کافی است.
یک قضیه که منحیث شاخص ماده توسط این ویژگی ها نمایش داده شده جایزه است.
ایولر (1707–1783) مسول بسیاری از نشانه گذاری هاییکه امروز استفاده میشود است.
برخلاف زبان طبیعی، جاییکه مردم غالب اوقات یک کلمه (مانند گاو) را با ماده فزیکی که این به آن نسبت دارد مساوی می پندارد، سمبول های ریاضیکی غیرقابل لمس هستند، و هیچ تشابه فزیکی ندارند.
زبان ریاضیکی همچنان شامل بسیار اصطلاحات تخنیکی است مانند هومیوفورمیزم و انتگربل است که هیچ معنی بیرون از ریاضیات ندارند.
"ریاضیدانان به این دقت و منطق زبان ""نازک‌بینی"" میگویند. "
این برای اجتناب از قضیه های اشتباه است، که استوار بر غریزه های جایزالخطاء بوده، که بسیاری از نمونه های ان در تاریخ این مضمون واقع شده است.
تصور غلط از نازک‌بینی سبب بسیاری از تصورات معمول ریاضیات میباشد.
در دست دیگر، کمک کننده های برهان کمک میکند تمام جزئیات که در یک برهان دست نوشته نمیشود ارائه گردد را تائید میکند، و برای برهان های طولانی اطمینان درست بودن را فراهم میکند مانند قضیه فیت-تامسون.
برعلاوه این نگرانی های عمده، همچنان بخش های فرعی مختص به اکتشاف پیوندها از قلب ریاضیات به بخش های دیگر وجود دارد: به منطق، به تیوری سیت (اساسات)، به ریاضیات ازمایشی علوم گوناگون (ریاضیات کاربردی)،‌ و به تازگی به مطالعه دقیق عدم قطعیت.
بعضی اختلافات در مورد اساسات ریاضی تا به امروز وجود دارد.
با چنین حال، این جای قضیه های ناکامل بودن گودیل است که (بصورت غیررسمی) از اش برداشت میشود که هر سیستم موثر رسمی که شامل حساب اولیه میگردد، اگر صدا (به معنی اینکه تمام قضایا که میتواند ثابت شود درست اند)، لزوماً ناتکمیل باشد (به معنی اینکه قضایای درست وجود دارد که در ان سیستم نمیشود ثابت گردد).
منطق مدرن به تیوری بازگشت، تیوری مدل، و تیوری برهان تقسیم شده است، و بطور نزدیک با کمپیوتر ساینس، و همچنان تیوری کتگوری پیوند خورده است.
تیوری محاسبه محدودیت های بسیاری از تیوری مدل کمپیوتر بشمول مدل بسیار مشهور—ماشین تورین را بررسی میکند.
"ملاحظات اعداد طبیعی همچنان منتج به اعداد لایتناهی میگردد که مفهوم ""ابدیت"" را رسمیت میبخشد. "
از اینرو یکی میتواند گروپ ها، حلقه ها، رشته ها، و دیگر سیستم های غیرقابل لمس را مطالعه نماید؛ یکجا چنین مطالعات (برای ساختارها که توسط عملیه های الجبری تعریف شده اند) حوزه الجبر انتزاعی را تشکیل میدهد.
مثلثات شاخه از ریاضیات است که روابط بین جوانب و زوایای مثلث ها و با کاربردهای مثلثاتی سروکار دارد.
هندسه متمایز و محدب برای این بوجود آمد تا مشکلات در تیوری اعداد و تحلیل کاربردی را حل نماید مگر در حال حاضر بخاطر با دید کاربرد در بهینه سازی و کمپیوتر ساینس مطالعه میگردد.
گروپ های لای بخاطر مطالعه فضاء،‌ ساختار، و تغییر بکار برده میشود.
کاربردها این جا منحیث مفهوم مرکز ی توضیح دهنده کمیت در حال تغییر ظهور میکند.
یکی از جمله بسیار کاربردهای تحلیل کاربردی میخانیک کوانتم است.
"متخصصین احصائیه (که منحیث بخش از پروژه تحقیق کار میکنند) با نمونه گیری تصادفی و با آزمایشات تصادفی ""اطلاعات بوجود میاورد که مفهوم دارد""؛ طرح یک نمونه یا آزمایش احصائیوی تحلیل اطلاعات (قبل از اینکه اطلاعات موجود گردند) را مشخص میسازد. "
تحلیل عددی میتودها برای مشکلات در تحلیل را با استفاده از تحلیل کاربردی و تیوری تقریبی مطالعه میکند؛ تحلیل عددی شامل مطالعه تقریبی و گسسته سازی بطور گسترده با توجه خاص به اشتباهات تکراری میشود.
مدال چیرن در سال 2010 معرفی شد تا درست آوردهای مدام عمر را تقدیر نماید.
این لیست شهرت زیادی را در بین ریاضیدانان بدست آورد، و حداقل نه عدد از مشکلات تا حالا حل شده است.
ارزش پای برای بار نخست توسط او محاسبه شد.
"کسیکه اصطلاح ""ریاضیات"" را بوجود اورد فیثاغورث بود، و با کسیکه مطالعه ریاضی بخاطر خودش آغاز شد. "
بخاطر یک منازعه سیاسی، جامعه عیسوی الکساندریا او را، با فرض اینکه او دخیل بود، با رقصاندن او بطور عریان و پوست کردن او توسط قشر سخت حلزون (بعضی ها میگویند با کاشی بام) مجازات کرد.
بودیجه برای ترجمه متون ساینسی در زبان های دیگر در ساحات خلیفه های مشخص در حال جریان بود، و این طوری شد که دانشمندان معین در کارهای که آنها ترجمه مینمودند متخصص شدند و بعد حمایت بیشتر را برای ادامه دادن به توسعه دادن علوم دیگر دریافتند.
یک ویژگی قابل توجه بسیاری از دانشمندان که تحت حکمرانی اسلام در زمانه های قرون وسطی کار میکردند این بود که آنها اغلب اوقات بحرالعلوم بودند.
در جریان این دوره انتقال از یک کلتور اساساً فیودالی و کلیسایی به یک کلتور عمدتاً سکولر، بسیاری از ریاضیدانان قابل توجه شغل های دیگری داشتند: لوکا پیسیولی (بنیانگذار حسابداری)؛ نیکولو فونتانا تارتاگلیا (انجینر قابل توجه و مسول کتابخانه)؛ جیرولامو کاردانو (بنیانگذار اولیه احتمالات و توسعه بینومی)؛ روبرت ریکورد (فزیکدان) و فرانسویس ویته (حقوقدان).
پوهنتون های بریتانیایی این دوره شیوه مشابه به پوهنتون های جرمنی و ایتالیایی را روی دست گرفت، مگر اینکه آنها ازادی ها و خودمختاری داشتند تغییرات آنجا با عصر روشنفکری آغاز شدند، اثرات مشابه که به همبولت هم الهام بخشید.
شاگردان میتوانستند در سیمینارها و لابراتوار ها تحقیق انجام دهند و شروع به ساختن تیزس های دوره دوکتورا با محتوای بیشتر علمی نمودند.
ریاضیدانان و ریاضیدانان کاربردی دو مسلک STEM (ساینس، تکنالوژی، انجینری، و ریاضیات) محسوب میشود.
متخصصین احصائیه همچنان به پرسش های مالی رسیدگی میکنند، بشمول سطح کمک های مزد که برای ارائه یک عاید مشخص تقاعد لازم است و شیوه که یک کمپنی باید منابع خود را برای حداکثر کردن عاید روی سرمایه گذاری در وجود خطر احتمالی سرمایه گذاری نماید.
سیستم خط میخی اعداد مصری، مانند اعداد رومی های اخیر، از نشانه های چوب خط برای شمردن باقی مانده است.
سیستم های اولیه اعداد که شامل نشانه گذاری موقیعتی میگردد اعشاری نبودند، شامل سیستم شصتی (قاعده 60) برای اعداد بابلی، و سیستم بیستی (قاعده 20) که اعداد مایا را تعریف میکرد میشود.
قبل از کار ایوکلید در حدود 300 قبل المیلاد، مطالعات یونانی در ریاضیات روی هم با باورهای فلسفوی و عرفانی افتاده بود.
یونان قدیم تا دوره هیلینیستیک فاقد یک سمبول برای صفر بود، و آنها از سه سیت سمبول ها منحیث ارقام استفاده میکردند: یک سیت برای موقیعت واحدات،‌ یک سیت برای مکان دهها، و یک سیت برای صدها.
محاسبه عددی تقسیم طولانی آنها مشابه بود، و محاسبه عددی جذر مربع رقم-به-رقم، که بطور معروف تا به قرن 20م استفاده میشد،‌ برای ارشمیدس آشنا بود (کسیکه ممکن آنرا کشف نموده باشد).
چینایی های قدیم مطالعات حساب را از زمان سلسله شانگ تا به سلسله تانگ، از اعداد اساسی تا به الجبر پیشرفته را توسعه دادند.
برای جای صدها، آنها بعد سمبول های جای واحدات را دوباره استفاده میکرد، و همین قسم پیش میرفتند.
چینایی های قدیم نخستین کسانی بودند که بطور معنی دار، اعداد منفی را کشف، دانسته و بکار بردند.
اسقف معاصر سیراک سیویروس سیبوخت (650 AD) گفته است، هندی ها دارای یک میتود محاسبه است که هیچ کلمات آنرا به اندازه کافی توصیف نموده نمیتوانند.
عرب ها همچنان این میتود جدید را اموختند و آنرا حساب نامیدند.
رونق الجبر در دنیای اسلام قرون وسطی و همچنان در رینسانس اروپا،‌ یک رشد بیش از حد ساده سازی بزرگ محاسبه از طریق نشانه گذاری کسری بود.
اصطلاحات حسابی باید با در نظر داشت ترتیب عملیه های مورد نظر بررسی گردد.
بطور مثال، کمپیوترهای دیجیتلی میتوانند مدار بندی اضافه شدنی را مجدداً بکار برده و مدارهای اضافی را برای اجرای تفریق حفظ نمایند، با بکار گیری میتود مکمله دو برای نشان دادن معکوس های جمعی، که در سخت افزار (نفی) اجراء اش خیلی ساده است.
ضرب همچنان دو عدد را به یک عدد، حاصل در میاورد.
اگر اعداد طوری تصور گردند که در یک خط قرار دارند و با عدد بزرگتر از 1 ضرب میگردند، بطور مثال ایکس، مشابه با دور کردن هر چیز از متحدالشکلی 0 است به یک شیوه که خود عدد 1 به جاییکه وسعت میابد جاییکه ایکس قرار دارد.
هر مقسوم تقسیم شده بر صفر تعریف نشده است.
قضیه اساسی حساب نخست توسط کارل فریدریک گاوس ثابت شد.
"نشانه گذاری موقیعتی (همچنان بنام ""نشانه گذاری ارزش موقیعت""شناخته میشود) به نمایش دادن رمزگذاری اعداد با استفاده از یک سمبول برای ترتیبات میزان (بطور مثال، ""مکان یکها""، ""مکان دهها""، ""مکان صدها"")، و با یک نقطه منبع اصلی، استفاده از همین سمبول ها برای نمایش دادن کسور (بطور مثال، ""مکان دهها""، ""مکان صدها"") گفته میشود. "
استفاده 0 منحیث جاگیرنده و از اینرو استفاده نشانه گذاری موقیعتی نخست در متن جاین بعنوان لوکاویباگا،‌که به 458 AD برمیگردد ثابت شده است،‌ و این فقط در قرن 13م بود که این مفاهیم که از طریق دانش جهان عرب انتقال یافت به اروپا از طریق فیبونوچی با استفاده از سیستم عددی هندی-عربی معرفی شدند.
نتیجه با اضافه کردن مکرر ارقام انفرادی از هر عدد که مکان مشابه را اشغال میکند و از راست به چپ پیش میرود محاسبه میشود.
اخرین رقم سمت راست ارزش مکان کنونی است،‌ و نتیجه جمع کردن متعاقب ارقام به سمت چپ با ارزش رقم دوم (از چپ) افزایش میابد، که همیشه یک (اگر صفر نباشد) است.
یک جدول ضرب با ده ردیف و ده ستون نتایج هر جوره ارقام را لیست مینماید.
تخنیک های مشابه برای منفی و تقسیم وجود دارند.
در اصطلاحات ریاضیکی، این ویژگی بنام خاتمه تعریف شده، و لیست قبلی بنام تعریف شده است.
مجموع در ستون پنس 25 است.
این عملیه با استفاده از ارزش های ستون شیلینگ ها، با مرحله اضافی جمع کردن ارزش که از ستون پنس به جلو انتقال شد تکرار میگردد.
"یک جزوه معمولی که تا به 150 صفحه داشت میتوانست مضرب ها را جدول بندی نماید ""از یک تا به ده هزار با قیمت های گوناگون از یک پنی تا به یک پوند دارد"". "
به این مطالعه بعضی اوقات الگوریتم میگویند.
همچنان، حساب توسط دانشمندان اسلامی برای تدریس کاربرد قواعد مرتبط و ذکات و ارث بکار برده میشد.
جمع (که معمولاً توسط علامه جمع نشان داده میشود) یکی از چهار عملیه اساسی حساب است، سه عملیه دیگر تفریق، ضرب و تقسیم است.
در الجبر، بخش دیگر از ریاضیات، جمع همچنان میشود روی اشیای غیرقابل لمس اجراء شود،‌ مانند وکتورها، ماتریکس ها، فضای فرعی و گروپ های فرعی.
"با استفاده از پسوند جیرنودایف –nd در ""addend"" چیزیکه باید جمع گردد. "
"""جمع"" و ""سمند"" از اسم لاتین ""سوما"" بالاترین بالا و فعل مرتبط ""سوماری"" مشتق شده است. "
اصطلاحات اواخر انگلیسی قرون وسطی ""adden"" و adding"" ""توسط چاسر معروف شدند. "
منحیث یک مثال، آیا باید عبارت a + b + c طوری تعریف گردد که معنی اش (a + b) + c یاa + (b + c) باشد؟
بعضی از حیوانات حتی یک توانایی محدود جمع کردن را نشان میدهند مانند پستان داران اولیه.
"با تجربه اضافی، اطفال اموختند که تا با استفاد از قابلیت جایگزینی جمع با شمردن ت ابه اعداد بزرگ زودتر جمع کنند، در این صورت، با سه شروع میشود و پیش میرود به شمارش ""چهار، پنج. """
صفر: بخاطریکه صفر هویت جمعی است، جمع کردن صفر بیهوده است.
یک دو کسر اعشاری را روی هم با نقطه اعشاری در همان مکان همردیف مینماید.
اگر اعداد مضاعف سرعت های دورانی دو محور باشند، آنها میشود که با دیفرانسیل جمع شوند.
این از میکانیزم انتقال شراکت جاذبه استفاده کرد.
برای تفریق کردن، اجراء کننده باید از ماشین حساب مکمل پاسکال که نیازمند مراحل به اندازه جمع بود کار میگرفت.
هر دو دروازه XOR و AND ساده هستند تا دانسته شوند در مطق دیجیتلی که اجازه درک کردن دوره های اضافه کننده مکمل را میدهد که به نوبه اش ممکن به عملیه های منطقی بیشتر پیجیده یکجا گردد.
بسیاری از اجراء‌ها در حقیقت ترکیب از این سه طرح اخیر میباشد.
یک وفور حسابی غیرمتوقعه یک عامل عام خطاهای پروگرام است.
اگر لغوی حساب کنیم، تعریف فوق یک کاربرد قضیه بازگشت روی سیت تا اندازه‌ی تنظیم شده N2 است.
اگر یا a یا b صفر باشد، با این مانند یک عنصر عینیت برخورد نمایید.
اینجا، گروپ فرعی توسط اعداد طبیعی تشکیل شده است و گروپ، گروپ فرعی اعداد صحیح است.
ارتباط برقرار کردن و ارتباط دادن جمع حقیقی فوری است؛ تعریف کردن عدد حقیقی 0 که سیت اعداد گویای منفی باشد، این به اسانی مشاهده میگردد که عنصر عینیت جمعی است.
یکی باید ثابت نماید که این عملیه خوب تعریف شده است، و با ترتیبات کو-کوچی سروکار دارد.
"سیت مدولا 2 اعداد حقیقی فقط دو عنصر دارد؛ عملیه جمع که به آن میماند در منطق بولیان به نام عملیه ""انحصاری"" یا یاد میشود. "
این دو تعاریف متفاوت جمع اعداد طبیعی به لایتناهی را میدهد.
حتی تعاریف بیشتر ضرب در مقایسه با جمع وجود دارد.
در حقیقت، اگر دو عدد منفی نانو a و b دارای اندازه مختلف ترتیب باشد، در اینصورت حاصل جمع آنها مساوی به حداکثر آنها است.
این شامل نظریه جمع کردن یک عدد انفرادی میگردد، که در خودش، و جمع خالی، که صفر است.
ادغام یک نوع ""جمع کردن"" روی یک تسلسل است،‌ یا دقیقاً و در عموم روی یک گوناگونی قابل تمایز بود.
ترکیب های قمری مخصوصاً‌ مفید است در متون که جمع کردن مستقیم بعضی از قواعد ساده سازی را نقض میکند، مانند ترکیب کردن ستراتیژی ها تیوری یا اصل توزیع حالت ها در میخانیک کوانتم.
تقسیم یکی از چهار عملیه اساسی حساب است، طریقه که در آن اعداد با هم ترکیب میشوند تا اعداد جدید بوجود بیاورند.
در آنهاییکه که تقسیم ایوکلیدین (با باقیمانده) تعریف شده به نام حوزه های ایوکلیدین یاد میشود و شامل حلقه های چند فورمولی در یک نامعلوم (که ضرب و جمع را روی کی فورمول دارای یک متغییر تعریف مینماید) میباشد.
علامه تقسیم هم برای نشان دادن خود عملیه تقسیم بکار برده میشود، بطور مثال یک نشان روی یک کلید ماشین حساب.
توزیع چندین اشیا در یک زمان در هر دوره شریک ساختن به هر قسمت منتج به نظریه چنکینگ میگردد یک نوع تقسیم که یکی چندین بار مضرب های ضریب را از خود قاسم تفریق مینماید.
یک شخص میتواند از جدول لوگاریتم برای تقسیم کردن دو عدد،‌ البته با استفاده از منفی کردن دو عدد لوگاریتم و بعد جستجو کردن ضد لوگاریتم نتیجه میتواند استفاده نماید.
بعضی از زبان های برنامه نویسی، مانند C تقسیم عدد صحیح را در مانند قضیه 5 در بالا بکار میبرد، تا در اینصورت پاسخ یک عدد صحیح باشد.
بطور مشابه، تقسیم راست روی b توسط یک (نوشته شده) حل y به معادله است.
نمونه ها شامل الجبر ماتریکس و الجبر چهارمقداری میشود.
داخل نمودن چنین یک عبارت به بسیاری از ماشین حساب ها یک پیام خطا تولید مینماید.
بخاطریکه این تعویض بزرگتر این دو عدد را کاهش میدهد، تکرار این پروسه جوره های کوچکتر اعداد مسلسل را وقتیکه دو عدد مساوی گردند میدهد.
حقیقت اینکه GCD همیشه میشود با این شیوه تشریح گردد بنام عنصر عینیت بیزوت یاد میگردد.
در این بهبودیابی، الگوریتم هیچ وقت مراحل بیشتر را از پنج مرتبه تعداد ارقام (قاعده 10) عدد صحیح کوچکتر نیاز ندارد.
الگوریتم یوکلیدین بسیار کاربردهای تیوریکی و عملی دارد.
الگوریتم یوکلیدین ممکن برای حل معادلات دیوفانتین استفاده گردد، مانند یافتن اعداد که چندین اختلاف را نظر به قضیه باقیمانده حل مینماید، تا کسرهای متداوم بوجود بیاید، و تا برای اعداد واقعی تخمینات گویای دقیق پیدا شود.
بزرگترین قاسم مشترک اغلب اوقات gcd(a, b) یا بطور ساده (a, b) یاد میشود، درحالیکه نشانه گذاری دومی مجهول است،‌ که همچنان برای مفاهیم مانند حلقه در اعداد گویا، که پیوند نزدیک با GCD دارد.
بطور مثال، نه 6 و نه 35 یک عدد اولیه اند، بخاطریکه هر دوی آنها دو ضریب اولیه دارد: 6 = 2 × 3 و 35 = 5 × 7.
تقسیم بندی اعداد گویای بزرگ باور میشود که یک مشکل خیلی سخت محاسبوی باشد، و امنیت بسیاری از پروتوکول های رمزنگاری روی غیرقابل پیش بینی بودن آن استوار است.
سیت تمام ترکیب های رشته‌ی گویا ‌الف و ب درحقیقت مشابه ست مضرب های ج (م ج جاییکه م یک عدد گویا است) است.
به عبارت دیگر، مضرب های عدد کوچک rk−1 از عدد بزرگتر rk−2 تفریق میشود تا زمانیکه باقیمانده rk کمتر از rk−1 باشد.
از اینرو، باقیمانده اولیه r0 را تقسیم ث مینماید، بخاطریکه r0 = a − q0b = mc − q0nc = (m − q0n)c.
ما نخست تلاش میکنیم که مستطیل را با استفاده از b-by-b تنظیم بندی مربع تنظیم نماییم؛ اما، این باقیمانده r0-by-b مستطیل را تنظیم نشده میماند، جاییکه r0 < b تلاش میکند تا مستطیل باقیمانده را با تنظیم مربع r0-by-r0 نظم دهد.
قضیه که تعریف تقسیم ایوکلیدین را برجسته میسازد تضمین مینماید که چنین یک فاکتور و باقیمانده همیشه موجود بوده و از هم متفاوت اند.
در اخر حلقه تکرار، متغییر b دارنده باقیمانده rk است، درحالیکه متغییر a دارنده عدد قبلی rk−1 است.
ریاضیدان و مورخ بی لی وان دیر ورادن پیشنهاد میکند که کتاب هفتم از یک متن در مورد تیوری اعداد که توسط ریاضیدان مکتب فیثاغورث نوشته شده است مشتق شده است.
قرنها بعد، الگوریتم ایوکلید بشکل مستقل هم در هند و هم در چین کشف شد،‌ اساساً جهت حل معادلات دیوفانتین که در نجوم شناسی و ساخت تقویم های دقیق ظهور کرد کشف شد.
الگوریتم ایوکلیدین نخست بشکل عددی تشریح شد و در اروپا در چاپ دوم کتاب باخت بنام Problèmes plaisants et délectables (مشکلات دلپذیر و لذت بخش، 1624) به شهرت رسید.
در قرن 19م میلادی، الگوریتم ایوکلیدین منتج به توسعه سیستم اعداد جدید شد، مانند اعداد گویای گاوسین و اسینستین.
پیتر گوستاف لیجون دیریکلیت معلوم میشود نخستین کسی بود که الگوریتم ایوکلیدین را بحیث اساس بسیاری از تیوری اعداد تشریح کرد.
بطور مثال، دیدیکایند نخستین کسی بود که قضیه دو-مربع فیرمت را ثبوت کرد البته با استفاده از تقسیم بندی اعداد گویای گاوسیان.
کاربردهای دیگر الگوریتم ایوکلید در قرن 19م میلادی بوجود آمدند.
چندین الگوریتم رابطه اعداد گویای جدید بوجود آمدند، مانند الگوریتم هیله من فیرگوسن و ار دبلیو فورکید (1979) و الگوریتم LLL.
بازیکنان در برداشتن مضرب م قسمت کوچکتر از بزرگتر به نوبت عمل میکنند.
با اجازه دادن به یو تا روی تمام اعداد گویای ممکن تغییر نماید، یک بسته لایتناهی حل ها میشود که از یک حل بوجود بیاید (x1, y1).
در این بخش، نتیجه هر عملیه ریاضیکی (جمع، تفریق، ضرب، تقسیم) مدولا 13 کاهش یافته است؛ مضرب های 13 تا زمانی جمع یا تفریق میگردند تا وقتیکه نتیجه به حد 0–12 برسد.
حالا فرض کنید که نتیجه دارنده تمام ارزش ها ان تا M − 1 میباشد.
برای توضیح کردن، احتمال یک فاکتور 1، 2، 3، یا 4 تقریباً 41.5%، 17.0%، 9.3%، و بترتیب 5.9% میباشد.
یک شیوه ناکارآمد برای پیدا نمودن GCD دو عدد طبیعی الف و ب این است که تمام قاسم های مشترک اش محاسبه شود؛ GCD بعد بزرگترین قاسم مشترک میگردد.
طوریکه در فوق تذکر داده شد GCD مساوی به فاکتورهای اولیه که بین اعداد الف و ب مشترک است میباشد. میتودهای موجود تقسیم بندی اولیه همچنان ناکارآمد هستند؛ بسیاری از سیستم های امروزه نوشتن رمز حتی روی آن ناکارآمد بودن اتکاء میکند.
الگوریتم GCD لیمر از همان قاعده عمومی استفاده میکند مانند الگوریتم باینری جهت سرعت بخشیدن محاسبه GCD در قاعده های اختیاری اعداد.
الگوریتم ایوکلیدین میشود که برای حل معادلات رشته‌ی دیوفانتین و مشکلات قضیه باقیمانده چینایی برای چند فورمولی بکار برده شود؛ تجزیه متداوم موارد چندفورمولی همچنان میشود که تعریف گردند.
هر حوزه ایوکلیدین یک حوزه بی نظیر تقسیم بندی (UFD) است، درحالیکه برعکس اش درست نیست.
حوزه ایوکلیدین یک حوزه ایده‌آل اساسی (PID) است، یک حوزه گویا که در آن هر مورد ایده‌آل یک ایده‌آل اساسی است.
صورت ها و مخارج کسر همچنان در کسر که معمول نیست استفاده شده است، بشمول کسرهای پیچیده، و اعداد صحیح مختلط.
این اصطلاح اولاً برای تمایز این نوت کسر باز کسر شصتی در نجوم شناسی استفاده شد.
این در کتاب زمنیه های هنر قرن 17م میلادی تشریح شد.
حاصل یک کسر و متقابل اش 1 است، از اینرو متقابل معکوس ضرب پذیر یک کسر است.
باقیمانده صورت قسمت کسری میگردد.
بخاطریکه 5×17 (= 85) بیشتر است از 4×18 (= 72)، نتیجه مقایسه کردن عبارت است.
از انجاییکه یک سوم یک ربع یک دوازدهم میگردد، دو سوم یک مربع دو دوازدهم میگردد.
بعضی اوقات یک تکرار لایتناهی اعشار نیاز است تا به همان دقت برسیم.
مصریان از کسور مصری قبل المیلاد استفاده کردند.
میتود آنها پاسخ میتودهای عصری را میدهد.
یک عبارت مدرین کسور که بنام بناراسی یاد میشود ظاهراً معلوم میشود که در هند در کار اریبابتا، براهم گوپتا، و بهاسکارا بوجود آمده باشد
"در ریاضیات، حساب قدر مطلق یک سیستم حساب برای اعداد گویا است که در آن اعداد ""روی هم می‌پیچند"" زمانیکه به یک قیمت معین میرسد، بنام قدر مطلق یاد میشود. "
یک کاربرد خیلی عملی محاسبه کردن مجموع مقابله‌ی در سریال نمبرهای عنصر عینیت است.
RSA و دیفی-هیلمن از بتوان رساندن قدر مطلق استفاده میکند.
این توسط موثر ترین اجراء کردن بزرگترین قاسم مشترک پولینومی، الجبر دقیق رشته‌ی و الگوریتم قاعده گروبنر روی اعداد گویا و اعداد حقیقی بکار برده میشود.
عملیه مدولا، طوریکه در بسیاری از زبان های برنامه نویسی و ماشین حساب ها اجراء میشود، یک کاربرد حساب قدر مطلق است که اغلب اوقات در این متن استفاده میگردد.
میتود خارج ساختن نه ها یک چک سریع محاسبات حسابی اعشاری که توسط دست انجام شده باشند را ارائه میکند.
یک سیستم خطی تجانس میشود که در وقت پولینومی با یک شکل از بین بردن گاوسیان حل شود، برای جزئیات قضیه تجانس خطی را ببینید.
ضرب نمودن اعداد گویا (شامل اعداد منفی)، اعداد حقیقی (کسرها) و اعداد واقعی توسط یک اصل کُلی تعریف اساسی تعریف شده اند.
حاصل دو سنجش یک سنجش نوع جدید است.
عملیه برعکس ضرب تقسیم است.
تقسیم یک عدد بجز 0 خودش مساوی به 1 است.
این کاربرد ضمنی ضرب میتواند سبب مجهولیت در موارد ذیل شود زمانیکه متغییرهای متراکم طوری واقع شود که با نام متغییر دیگر یکسان براید، زمانیکه اسم یک متغییر در جلو قوس ها با اسم کسر اشتباه گردد، یا در تعیین کردن درست ترتیب عملیه ها.
"اعداد که عموماً ضرب میشوند بنام ""ضریب"" یاد میشوند. "
طوریکه نتیجه ضرب متکی به ترتیب کسرها نیست، فاصله بین ضریب و مضرب فقط در یک حد بسیاری ابتدائی و در بعضی از الگوریتم های ضرب اهمیت دارد، مانند ضرب طولانی.
نتیجه یک ضرب حاصل نامیده میشود.
خط کش به اعداد اجازه داد تا به زودی با سه مکان صحیح بودن ضرب گردند.
تیوری عمومی با تحلیل بعدی ارائه میشود.
اعداد مختلط یک ترتیب ندارند.
اینجا ما عینیت 1 داریم، طوریکه با گروپ های تحت جمع مخالف است جاییکه عنصر عینیت 0 میباشد.
برای دیدن این، سیت متریک های مربع معکوس یک بعد داده شده را روی یک بخش مشخص در نظر بگیرید.
حقیقت دیگر که ملزوم توجه است این است که اعداد گویا تحت ضرب یک گروپ نیستند—حتی اگر ما صفر را خارج نماییم.
"در ریاضیات، یک فیصدی (از لاتین پرسنتوم ""توسط صد"") یک عدد یا نسبت است که منحیث یک کسر 100 بیان میگردد. "
محاسبه با این کسرها معادل فیصدی های محاسبوی بود.
هر زمانیکه در مورد یک فیصدی ارتباط نظر مینماید، این مهم است مشخص نمایید که این به چه (بطور مثال، مجموع چند است که با 100% مطابقت دارد.) ربط دارد.
زمانیکه در مورد یک بالا رفتن 10% یا پایین رفتن 10% در کمیت صحبت میکنیم، تفسیر معمولی این است که این با قیمت اولیه آن کمیت مرتبط است.
اشتباه همسان بین مفاهیم مختلف فیصد(ی) و نکات فیصدی میتواند احتمالاً زمانیکه ژورنالیستان در مورد نتایج انتخابات صحبت میکنند، بطور مثال، نشان دادن هم نتایج جدید و هم تفاوت ها با فیصدی های نتایج قبلی یک سوء تفاهم بزرگ ایجاد نماید.
اصطلاح به کلمه لاتین پرسنتم نسبت داده شده است.
گرامر و ستایل اغلب اوقات منجر به هدایت متفاوت میشود اینکه چگونه باید فیصدی ها نوشته شوند.
"زمانیکه میزان های سود خیلی پایین باشد، عدد 0 اضافه میگردد اگر میزان سود کمتر از 1% باشد، بطور مثال"" %ذخیره خزانه""، نه"" %ذخیره خزانه"".) "
همچنان، فیصدی برد یک تیم، کسر مسابقات که یک باشگاه برده است، همچنان منحیث یک نسبت اعشاری نشان داده میشود؛ یک تیم که فیصدی برد اش .500 باشد 50% از مسابقات اش را برده است.
تفریق همچنان از قوانین قابل پیش بینی در مورد عملیه های مرتبط،‌ مانند جمع و ضرب پیروی میکند.
اجراء تفریق روی اعداد طبیعی یکی از ساده ترین عملیه های حسابی است.
بطور رسمی، عدد که منفی میگردد بنام مفروق یاد میشود، درحالیکه که از آن تفریق میگردد بنام مفروق منه یاد میشود.
"سبترکشن"" یک کلمه انگلیسی است که از فعل لاتین سبتراهیری مشتق شده است، که به نوبه اش یک کلمه مرکب سب ""بمعنی تحت"" و تراهیری به ""معنی کش کردن"" میباشد. "
از موقیعت 3، هیچ قدم نمی بردارد به چپ تا به 3 بماند، از اینرو.
برای نشان دادن چنین یک عملیه‌ی، به خط باید ادامه داده شود.
رقم پیشتاز ""1"" نتیجه بعد دور انداخته میشود.
در جای ده، 0 کمتر از 1 است، از اینرو 0 با 10 افزایش میابد، و تفاوت 1، که 9 است، در پایین بجای ده نوشته میشود.
تفریق بعد به مکان صدها میرود،‌ جاییکه 6 کمتر از 5 نیست، از اینرو تفاوت در پایین بجای نتیجه صد نوشته میشود.
در عوض این رقم صدهای مفروق را با یک افزایش میدهد.
پاسخ 1 است، و در پایین در جای صدهای نتیجه نوشته میشود.
این قضیه نخست توسط فایری دی فیرمیت در 1637 در حاشیه نقل ارتیمیتیکا حدس زده شد، جاییکه او استدلال کرد که او شواهد داشت که بری جایگزینی در حاشیه خیلی بزرگ بودند.
قضیه پنج رنگ، که یک مدرک کوتاه ابتدائیه دارد، تذکر میدهد که پنج رنگ برای رنگ آمیزی یک نقشه کافی است و این قضیه در قرن 19م به ثبوت رسید؛ اما، ثابت کردن اینکه چهار رنگ کافی است بنظر میرسد که خیلی سخت باشد
این نخستین قضیه مهم است که با استفاده از کمپیوتر ثابت شد.
برعلاوه این، هر نقشه که بشکل احتمالی یک نمونه مخالف باشد باید یک قسمت داشته باشد که مانند این نقشه 1,936 بنظر برسد.
این برای اولین بار در 1908 توسط ستینیتز و تیتزه بوجود آمد.
یک تنوت وی با ساحه محدود عناصر کیو یک عدد محدود نقاط منطقی دارد، همچنان نقاط روی هر ساحه محدود با عناصر که دارنده ساحه qk باشد را دارد.
این قضیه که اولاً توسط هینری پیون کیر حدس زده شد، با فضای سروکار دارد که مانند فضای سه بعدی معمولی بنظر میرسد مگر متوصل است، اندازه اش محدود است، و فاقد هر نوع سرحد است (یک 3-گوناگونی بسته).
بعد از نزدیک به یک قرن تلاش توسط ریاضیدانان، جورجی پیریلمان یک مدرک در مورد گمانه زنی را در سه صفحه ارائه کرد که در 2003 و 2002 در arXiv موجود بود.
پیریلمن این بخش از مدرک را تکمیل کرد.
بطور آگاهانه، این میپرسد آیا اینکه هر مشکل که حل اش به سرعت توسط کمپیوتر تائید میگردد همچنان میشود که به آسانی توسط کمپیوتر حل گردد؛ بطور گسترده حدس زده شده است که جواب نه است.
این ثابت نشده است که کدام یک اشتباه است،‌ مگر بطور گسترده باور میشود که حدس نخست درست است و دوم اش اشتباه است.
بطور مثال، حدس کولاتز، که مربوط است به اینکه آیا ترتیب های معین اعداد گویا از بین میروند یا نه، برای تمام گویا ها تا به 1.2 × 1012 (بیشتر از یک تریلیون) امتحان شده است.
آن ثبوت ها میتواند انواع گوناگون داشته باشد، مانند تائید نتایج آن یا پیوندهای قوی داخلی به نتایج.
"یک میتود ثبوت، زمانی قابل کاربرد است که فقط یک تعداد محدود قضایا که منتج به مثال های مخالف میگردد موجود باشد، بنام ""قوه خشن"" یاد میشود:‌ در این شیوه، تمام قضایای ممکن در نظر گرفته شده و نشان داده شده اند که مثال هال مخالف نمیدهد. "
فرضیه پیوستگی، که تلاش میکند یک دسته عناصر سیت های مشخص نامحدود را تصدیق نماید، بالاخره نشان داده شد که از تیوری اصول سیت زیرمیلو-فراینکیل خودمختار است.
یک تعداد کم نظریه پردازن شک دارند که فرضیه ریمن درست باشد.
نقشه منطق یک نقشه برداری پولینومی است، اغلب اوقات منحیث یک مثال ارکیتپیکل اینکه چگونه رفتار های بی نظم میتواند از معادلات دینامیکی ساده غیرخطی ظهور نماید استناد شده است.
کیپلر ثابت ساخت که این حد نسبت است اعداد مسلسل فیبنوچی است.
برای دو دلیل این ارائه کردن ممکن عامل مشکلات گردد.
بطور مثال، دو نمایش 0.999... و 1 در یک مفهوم معادل همدیگر اند که آنها عدد مشابه را ارائه مینماید.
با استفاده از کمپیوتر و سوپرکمپیوتر، بعضی از ثابت های ریاضیکی، بشمول π، e و جذر مربع 2، با بیشتر از یکصد میلیارد رقم محاسبه شده است.
بعضی از ثابت ها از نوع معمول خیلی زیاد متفاوت است که یک علامت گذاری جدید کشف شده است تا آنها را بشکل مناسب ارائه نماید.
بعضی اوقات، سمبول نشان دهنده یک ثابت یک کلمه کامل میباشد.
0 (صفر) یک عدد، و رقم حسابی که برای نشان دادن این عدد در اعداد بکار میرود است.
نامها برای عدد 0 در انگلیسی شامل زیرو، نات (nought) (انگلستان)، نات (naught) (ایالات متحده؛)، نیل (nil)، و—در متون که حداقل یک رقم مجاور این را از کلمه O— او (oh) یا او (o) میباشد.
برای مفهوم ساده کمبود،‌ کلمات هیچ (nothing) و هیچ یک (none) بطور اغلب استفاده میگردد.
این بطور اغلب در متن شماره تلیفون او (oh) نامیده میشود.
سمبول nfr، بمعنی زیبا، همچنان برای نشان دادن سطح اولیه نقاشی مقبره ها و اهرام بکار برده شده بود، و فواصل در ارتباط به خط اساسی منحیث تحت یا بالای این خط سنجش میشد.
صفر مهم بابیلونی در حقیقت یک صفر حقیقی نبود بخاطریکه تنها استفاده نمیشد، نه هم در اخیر یک عدد استفاده میشد.
در 150 AD، بطلیموس که از هیپاکروس و بابلونی ها متاثر شده بود، از یک سمبول برای صفر در کار روی نجوم شناسی ریاضیکی به نام سینتاکسیس ماتیماتیشا کار میگرفت، که همچنان بنام المجیست یاد میشد.
"این کاربرد در AD525 در یک جدول معادل بکار برده شد که بوسیله نولا یا هیچ توسط دیونیسیوس اگزیگوس، در کنار اعداد رومی ترجمه شده بود. "
لوکاویباگا، یک متن جاین در مورد کیهان شناسی که از ترجمه سانسکریت قرون وسطی از پراکریت اصلی تخریب نشده باقی مانده بود، که بطور عمدی به AD 458 (عصر ساکا 380) نسبت داده شده است، از یک سیستم قیمت ارزش اعشاری بشمول صفر استفاده میکند.
در 813، الخوارزمی از اعداد هندی در جدول های ستاره شناسی اش استفاده کرد.
این کتاب بعداً در قرن 12م تحت عنوان الگوریتمی دی نومیرو ایندورم به لاتین ترجمه شد.
من مطالعه خود را بطور عمیق دنبال کردم و بده و بستان مباحثه را یاد گرفتم.
من تلاش کرده ام تا این کتاب را بطور کامل به اندازه که میدانم، با تقسیم کردن به پانزده فصل کمپوز نمایم.
نه رقم هندی عبارتند از: 9 8 7 6 5 4 3 2 1.
254–255 شامل 0 منحیث یک عدد طبیعی میباشد، که در آنصورت یگانه عدد طبیعی است که مثبت نیست.
منحیث یک قیمت یا یک عدد، صفر مانند رقم صفر نیست، که در سیستم های اعداد با نشانه گذاری موقیعتی بکار میرود.
عدد 0 ممکن یک عدد طبیعی محسوب گردد یا نگردد، مگر یک عدد گویا است، و از اینرو یک عدد منطقی و حقیقی (همچنان یک عدد الجبری و یک عدد مرکب) است.
این نمیتواند اولیه باشد بخاطریکه یک ضریب عدد لایتناهی دارد، و نمیتواند مرکب باشد بخاطریکه منحیث یک حاصل اعداد اولیه (طوریکه 0 باید همیشه یکی از ضریب ها باشد) نمیشود ارائه گردد.
این قواعد در مورد هر عدد ایکس مرکب صدق میکند، مگر اینکه طوری دیگری ذکر شده باشد.
کار صفر مهم، که به سیت خالی علاوه گردد،‌ سیت خالی را منحیث یک قیمت برمیگرداند، که به آن عناصر 0 را منصوب مینماید.
در الجبر انتزاعی، 0 عموماً بخاطر معنی گرفتن یک عنصر صفر بکار برده میشود،‌ که یک عنصر خنثی در جمع (اگر روی ساختار تحت ملاحظه) است و عناصر ضرب را (اگر تعریف شده باشد) جذب مینماید.
برای بعضی کمیت ها، سطح صفر بطور طبیعی از تمام سطوح دیگر متمایز میگردد، درحالیکه برای دیگران تا حدی بشکل اختیاری انتخاب میگردد.
این نشان داده شده است که یک بسته از چهار نیوترون ممکن به قدر کافی ثابت باشد که در ذات خودش یک اتوم محسوب گردد.
بطور مثال، عناصر یک صف طوری شماره گذاری شده است که در C از 0 شروع میشود، تا باشد که برای صف n واحدات ترتیب شاخص های صف از 0 شروع میشود تا.
در دیتابیس ها، این برای یک بخش ممکن است که قیمت نداشته باشد.
برای بخش های متن نه خالی است و نه حلقه خالی است.
هر محاسبه بشمول قیمت صفر نتیجه صفر را بوجود میاورد.
در فورموله یک، اگر قهرمان حاکم جهان بعد از موفقیت اش در سال بعدی در مدافع عنوان قهرمانی رقابت نکند،‌ 0 به یکی از رانندگان تیم که قهرمان حاکم با او قهرمانی را برد داده میشود.
نویسندگان در اصل هیچ تمایز در شکل بین O و 0 را ایجاد نکردند؛ بعضی از مدل ها حتی یک کلید جدا برای رقم 0 نداشت.
رقم 0 با یک نقطه در مرکز معلوم میشود که منحیث یک گزینه برای نمایش های IBM 3270 پیدا شد با بعضی فونت های کمپیوترهای مدرن مانند اندیل مونو ادامه داشته است،‌ و در بعضی از سیستم های ریزرف خطوط هوایی همچنان بکار میرود.
1 (یک، که همچنین واحد گفته میشود، و اتحاد) یک عدد و یک رقم عددی است که برای نمایش این عدد در اعداد بکار میرود.
کاربردهای نشانه جاییکه صفر نه مثبت نه منفی دانسته میشود، 1 نخستنی و کوچکترین عدد گویا مثبت است.
اگر تمام نباشد اکثر خصوصیات 1 از این میشود دریافت گردد.
اگر در اینصورت عدد گویا بعد از صفر باشد.
این به اروپا از طریق مغرب و اندالوسیا در قرون وسطی از طریق نوشته های علمی که عربی نوشته بود انتقال یافت.
ستایل های که خط منبسط به طرف بالا را روی رقم 1 استفاده نمیکرد معمولاً از خط افقی در جهت عمودی رقم 7 هم استفاده نمیکند.
در تعریف، 1 مقدار، قیمت مطلقه، یا نورم یک واحد عدد مرکب،‌ واحد وکتور، و یک واحد ماتریکس (بیشتر یک ماتریکس عینیت نامیده میشود) میباشد.
در تیوری کتگوری، 1 بعضی اوقات برای معنی رساندن یک جسم خاتمه دهنده یک کتگوری بکار میرود.
بخاطریکه تابع نمایی قاعده 1 (1x) همیشه مساوی به 1 میشود، برعکس اش موجود نیست (که اگر موجود میبود ممکن لوگاریتم با قاعده 1 نامیده میشد).
همینگونه، وکتورها اغلب اوقات به واحدات وکتور نارمل میشوند (بطور مثال، وکتورهای مقدار یک)، بخاطریکه این اغلب اوقات مختصات دلخواه دارد.
این همچنان در ترتیب فیبنوچی (0 ماقبل عدد آغازین) عدد اول و دوم است و عدد نخست در بسیاری از ترتیب های ریاضیکی دیگر است.
به هر حال، الجبر انتازعی میتواند رشته با یک عنصر در نظر گرفته که نه یگانه و یک سیت میباشد.
یک کود باینری تسلسل 1 و 0 است که در کمپیوترها برای نمایش دادن هر نوع اطلاعات بکار میرود.
+1 چارج برقی پوزیترون ها و پروتون ها است.
فلیسوف نوین فیثاغورثی نیکوماکوس از گیراسا تصدیق کرد که یک عدد نیست، مگر منبع عدد است.
ما شماره یک هستیم یک آهنگ 2014 از اطفال برنامه تلویزیونی شهرتنبل است که منحیث یک الگوی رفتاری به شهرت رسید.
در اتحایه فوتبال (فوتبال) شماره 1 اغلب اوقات به دروازه بان داده میشود.
1 پایین‌ترین شماره است که اجازه داده شده است تا توسط بازیکنان در لیگ ملی هاکی (NHL) بکار گرفته شود؛ لیگ استفاده 00 و 0 را در اواخر دهه 1990 (بالاترین شماره که اجازه داده شده بود 98 بود) منع قرار داد.
هر ترتیب تصادفی ارقام شامل تسلسل های طویل دلخواه است که در قضیه لایتناهی شادی،‌ بشکل غیرتصادفی ظاهر میشود.
"دوم، بخاطریکه هیچ عدد غیرجبری نمی شود با قطب نما یا لبه راست بوجود آمده نمیتواند، این ممکن نیست که یک ""دایره مربع گردد"". "
ستاره شناس هندی اریاباتا یک قیمت 3.1416 را در اریباتیا اش (499 AD) بکار برد.
ستاره شناس فارسی جمشید الکاشی 9 رقم شصتی بوجود آورد، که تقریباً معادل به ارقام اعشاری 16 معادل بود، در 1424 با استفاده از یک چندضلعی با اطراف 3×228، که منحیث ریکارد جهانی برای 180 سال باقی ماند.
این از اتکاء روی سلسله های لایتناهی جلوگیری میکند.
طوریکه توسط سلامین و برینت اصلاح شد، به این همچنان الگوریتم برینت-سلامین میگویند.
این در جهت مخالف با سلسله لایتناهی و الگوریتم های تکراری قرار دارد، که تمام ارقام نزدیک را تا که نتیجه پایانی بدست آید حفظ مینماید..
چنین به کمک های سپردن به حافظه را یادافزاها گویند.
ارقام نشانه های بزرگ چوبی ضمیمه شده به سقف گنبد مانند میباشد.
"یک رقم عددی یک سمبول انفرادی است که به تنهایی (مانند ""2"") یا در یک ترکیب (مانند ""25"") استفاده میگردد، تا اعداد را در یک سیستم اعداد موقیعتی نشان میدهد. "
یک سیستم اعداد موقیعتی یک رقم بی نظیر برای هر عدد گویا از صفر تا به، مگر نه بشمول، تا به منبع اصلی سیستم اعداد دارد.
اعداد اصلی خیلی مشابه به اعداد مدرن بودند، حتی تا به علامت حجاری شده که برای نشان دادن ارقام بکار میرفت.
مایاها از یک سمبول قشر برای نشان دادن صفر کار میگرفت.
سیستم اعداد تایلندی مشابه به سیستم اعداد هندی-عربی است به استثناء سمبول های که برای نشان دادن ارقام استفاده میشد.
آنها هر دو سیستم های با قاعده 3 هستند.
چندین نویسنده در 300 سال اخیر یک وسیله نشانه گذاری موقیعتی را تذکر داده است که مساوی یک نمایش داده اعشاری تصحیح شده است.
بطور مثال،‌ 1111 (یکهزار، یکصد و یازده) واحد ریپ است.
در کنار حساب کردن ده انگشتان، بعضی از کلتورها بندها را یعنی فضای بین انگشتان، انگشتان دست و همچنان انگشتان پا را حساب میکردند.
کلتورهای عصر حجر، بشمول گروپ های بومی امریکایی، از چوب خط ها برای قمار زدن، خدمات شخصی، و کالا تجارتی کار میگرفتند.
نشانه های گِلی که در حدود 3500 قبل المیلاد آغاز شد بصورت تدریجی توسط یک تعداد نشانه های که توسط یک قلم فولادی در زوایای مختلف روی تخته های گِلی (که اصلاً کانتینرهای نشانه ها بود) مهر زده میشد تعویض شدند و بعد از مهر زدن با حرارت دادن پخته میشدند.
نشانه های عدد خط میخی مشابه نشانه های دایروی عدد بودند که این نشانه ها جانشین اش شد و نشانه گذاری های قیمت نشانه جمعی نشانه های دایروی عدد را حفظ کردند.
اعداد شصتی یک سیستم منبع اعداد ترکیبی بود که قاعده 10 متناوب و قاعده 6 را در یک تسلسل خط میخی میخ ها و ششروون ها حفظ کرد.
اعداد بینظیر ارتش و اندازه های برنج روی منحیث ترکیبات بی نظیر این چوب خط ها ظاهر میشدند.
چوب خط های مرسوم سخت است ضرب و تقسیم شوند.
یهودیان شروع به یک سیستم مشابه (اعداد یهودی) کردند، با نمونه های سابق که از 100 قبل المیلاد به نام سکه ها شناخته میشد.
مایای امریکای مرکزی یک سیستم مرکب قاعده 18 و 20 را بکار میبرد، که بطور احتمالی از اولمیک به میراث مانده بود، بشمول ویژگی های پیشرفته مانند چنین یک نشانه گذاری موقیعتی و صفر.
دانش رمزگذاری گره ها و رنگ ها توسط فاتحین اسپانیایی در قرن 16م سرکوب شد، و زنده نماند درحالیکه دستگاه های ساده مانند کویپو ضبط کردن حالا هم در ساحه اندیان مورد کاربرد قرار میگیرد.
صفر برای بار نخست در هند در قرن 7م میلادی توسط براهماگوپتا بکار گرفته شد.
ریاضیدانان عربی سیستم را توسعه دادند تا کسرهای اعشاری را شامل آن سازند، و محمد ابن موسی الخوارزمی یک کار مهم در مورد این در قرن 9م نوشت.
سیستم باینری (قاعده 2)، در قرن 17م توسط گوت فرید لیبینز پخش شد.
برای متغییرهای که معادله باید حل شود همچنان بنام نامعلوم ها یاد میشود، و قیمت های نامعلوم ها مساوات را برآورده میسازد بنام راه حل های معادله یاد میشود.
یک معادله شرطی برای قیمت های معین متغییرها فقط زمانی درست است.
اغلب اوقات طرف راست یک معادله صفر در نظر گرفته میشود.
یک معادله با یک میزان که در آن وزن ها گذاشته میشوند مشابه است.
این نظریه آغازین هندسه الجبری که یک ساحه مهم ریاضیات است میباشد.
برای حل کردن معادلات از هر فامیلی، یکی از تخنیک های الگوریتمی یا هندسه‌ی که از الجبر خطی یا تحلیل ریاضیکی سرچشمه میگیرد استفاده میکند.
در عموم این معادلات سخت هستند؛ یکی اغلب اوقات جستجو میکند تا فقط حضور و یا نبود یک راه حل را جستجو نماید، و اگر موجود باشد، تا تعداد راه حل ها را بشمارد.
در وضاحت x، y و z کمیت های متفاوت (در این صورت اعداد حقیقی) که منحیث وزن های دایروی نشان داده شده اند، و از هر x، y، و z هر کدام یک وزن متفاوت دارد.
از اینرو، معادله R مشخص ناشده معادله عمومی برای دایره است.
پروسه یافتن راه حل ها، یا، در صورت پارامترها، نشان دادن نامعلوم ها از لحاظ پارامترها، بنام حل معادله یاد میشود.
ضرب کردن یا تقسیم کردن هر دو جهت یک معادله روی یک کمیت غیر-صفر.
یک معادله الجبری اگر فقط دارنده یک متغییر باشد یک متغیره میباشد.
در ریاضیات، تیوری سیستم های خطی اساس و بخش بنیادی الجبر خطی میباشد که الجبر خطی موضوع است که در بسیاری از بخش های ریاضیات مدرن بکار گرفته میشود.
این فرمالیزم به یکی اجازه میدهد تا موقیعت ها و مختصات تمرکزات یک مخروطی را تعیین نماید.
این نظر، که توسط دکارت طرح ریزی شده است، نوع هندسه که توسط ریاضیدانان یونان باستان متصور بود را غنی و تصحیح نمود.
یک معادله نمایی دیوفانتاین یک معادله است که برای توان های قیمت های معادله میتواند نامعلوم باشد.
هندسه الجبری مدرن بیشتر روی تخنیک های بیشتر انتزاعی الجبر انتزاعی استوار است، مخصوصاً الجبر تعاملی با زبان و مشکلات هندسه.
یک نقطه سطح مسطح مربوط به یک قوس الجبری است اگر مختصات اش یک معادله پولینومی مشخص را برآورده سازد.
در ریاضیات خالص، معادلات دیفرانسیل از چندین منظر متفاوت مطالعه میگردد، که بیشتر نگران راه حل های آن باشد — ست تابع های که معادله را برآورده میسازد
معادلات اختلاف خطی که حاوی راه حل هایی هستند که میتوان آنها را در یک ضریب جمع و ضرب کرد، به خوبی تعریف درک میشوند، و راه حل های دقیقاً مرتبط به دست می آیند.
POEها را میتوان برای توصیف پدیده های مختلف مانند صدا، گرما، الکترواستاتیک، الکترودینامیک، جریان سیال، قابلیت ارتجاعی، و مکانیک کوانتومی استفاده کرد.
یک راه حل تابع نسبت دهی برای مقدار های مجهول است که مساوات را در معادله واقعی میسازد.
مجموع تمام جواب های یک معادله، مجموع جواب های آن است.
وابسته به شرایط میباشد، برای یافتن هر راه حل به یک جواب معادله نیاز باشد(پیدا کردن یک راه حل منفرد کافی است)، همه راه حل ها، یا راه حلی که ویژه گی های دیگر را برآورده کند، مانند همانطور که مربوط به یک فاصله معین است.
در این مورد، نمیتوان راه ها را لیست کرد.
انواع معادلات بسیار بزرگ هستند، و میتود ها همینطور.
این ممکن است به دلیل عدم دانش ریاضی باشد; برخی از مشکلات تنها پس از قرن ها تلاش حل شد.
پولینوم ها در بسیاری از بخش های ریاضیات وعلوم ظاهر میشوند.
بیشتر از نوسینده گان این دو کلمه را قابل تبادله به کار میبرند.
بطور رسمی، نام پولینوم P است، نه P(x) به زمانی برمیگردد که تشخیص بین پولینوم و تابع مرتبط مشخص نبود.
اگر چه، میتوان ز آن در هر دامنه ای که جمع و ضرب تعریف شده است (یعنی هر دایره ای ) استفاده کرد.
به پولینوم های درجه کوچک نام های خاصی داده شده است.
پولینومی 0، همانیکه در نظر گرفته میشود که هیچ نوع اصطلاح ندارد، بنام پولینومی صفر یاد میشود.
از آنجا که درجه ای پولینوم غیر-صفر بالاترین درجه هر جمله است، این پولینوم دارای دو درجه است.
پولینوم ها را میتوان بر اساس تعداد عبارت های دارای پیوست ها غیرصفر طبقه بندی کرد، بنا بر این پولینوم عبارت را یک اصطلاحی را بنام پولینوم یک اصطلاحی یاد میکند، یک پولینوم دو اصطلاحی را بنام پولینوم دو اصطلاحی یاد میکند، و پولینوم سه اصطلاحی را بنام پولینوم سه اصطلاحی مثلثی مینامند.
وقتی نوبت به تعریف یک تابع میرسد، دامنه چندان محدود نیست.
چند پولینومی غیر متمرکز را چند پولینوم غیر متغییر، چند پولینوم را بیش از یک چند جمله ای غیر متمرکز مینامند.
در مورد اعداد مرکب، عوامل برگشت ناپذیر خطی هستند.
اگر درجه بالاتر از یک باشد، گراف هیچ علامتی نشان نمیدهد.
در الجبر ابتدایی، میتود های مانند فورمول های درجه دوم برای حل تمام معادلات چند اصطلاحی درجه یک و درجه دوم در یک متغییر آموزش داده میشود.
اگر چه، الگوریتم های تشخیص جذر را میتوان برای یافتن تخمین های عددی جذر هر درجه از بیان اصطلاحی استفاده کرد.
از قرن 16م، فورمول های مشابه (با استفاده از جذر های مکعبی علاوه بر جذر های مربع)، اما بسیار پیچیده تر برای معادلات درجه سوم و چهارم شناخته شده اند(به معادلات مکعب و معادلات کوارتیک مراجعه کنید).
در 1830، Évariste Galois ثابت کرد که اکثرا معادلات بیش از چهار درجه را نمیتوان با رادیکال ها حل کرد و نشان داد که برای هر معادله میتوان تصمیم گرفت که آیا با رادیکال ها قابل حل است یا خیر.
با این حال، فورمول های معادله قابل حل 5 و 6 درجه منتشر شده است (به معادلات تابع کمی و جنسیت مراجعه کنید).
الگوریتم های بسیار موثر اجازه میدهد تا بیش از 1000 معادله چند اصطلاحی درجه بالا را به راحتی (در یک کمپیوتر) حل کنید ( به الگوریتم جذر-یابی مراجعه کنید).
برای مجموعه از چندین اصطلاحی مجهول، الگوریتم های وجود دارد که تعیین میکنند آیا حل های مرکب محدودی دارند یا خیر، واگر این تعداد محدود است، برای محاسبه جواب هاست.
معادله چند اصطلاحی ای که در آن فقط به هایی که اعداد صحیح هستند علاقمند است معادله دیوفانتین نامیده میشود.
ضریب ها ممکن است به عنوان اعداد واقعی برای کار های ارزشمند واقعی در نظر گرفته شوند.
این قیاس توضیح میدهد که چرا ترکیبات خطی چند اصطلاحی نامیده میشوند.
"در مورد ضریب ها در یک دایره"،‌ "نا-پایدار" باید با ""نا-پایدار یا غیر مفرد"" جایگزین شود (هر دو تعریف در مورد ضرایب در قضیه کوفیفینتس موافق هستند).
هنگامیکه ضمیه ها به اعداد صحیح، اعداد منطقی یا یک میدان متناهی مربوط میشوند، الگوریتم های برای فکتورگیری چند اصطلاحی های بدون تغییر و محاسبه به چند اصطلاحی بدون تغییر وجود دارد( به چند اصطلاحی سازی فکتورسازی مراجعه کنید).
ماتریکس یا چند اصطلاحی مشخصات اپریتور خطی حاوی اطلاعات در باره اپریتور ایجنوالوس است.
به هر حال، یادداشت زیبا و کاربرد که امروزه استفاده می کنیم در اوآیل قرن 15م به وجود آمدند.
"اینٰ""مربع را کامل میکند""، سمت چپ را به یک مربع کامل تبدیل میکند. "
قضیه دیکارتس' بیان میکند که برای هر یک از چهار دایره بوسه (مشترکا تانژانت)، شعاع ها آنها با یک معادله درجه دوم خاص مطابقت دارد.
ریاضیدانان بابلی در حدود 400 سال قبل از میلاد و ریاضیدانان چینایی در حدود 200 سال قبل از میلاد از میتود های هندسی تحلیلی برای حل معادلات درجه دوم با جذر های مثبت استفاده کردند.
یوکلید، ریاضیدان یونانی، یک میتود هندسی بسیار باز را در واحد 300 قبل از میلاد تولید کرد.
الخوارزمی یک راه حل کامل را برای یک معادله چهار ضلعی ارائه میدهد، با پذیرش یک یا دو پاسخ عددی برای هر معادله چهار ضلعی، در حالیکه ثبوت های هندسی را در این پروسه ارایه میدهد.
ابوکامل شجاع بن اسلم(مصر، قرن 10م) به ویژه اولین کسی بود که از اعداد غیرمنطقی (اغلب به صورت جذر مربع، جذر مکعبی، یا جذر درجه دوم) به عنوان راه حل معادلات درجه دوم یا علاوه بر ضمایم استفاده کرد.
راه حل او عمدتاً بر اساس کار الخوارزمی بود.
با این حاال، گاهی اوقات فورمول چهارگانه به دلیل خطای دوره ای شروع به از دست دادن دقت میکند، در که حالیکه میتود دیشبینی شده به تکامل خود ادامه میدهد.
میتودی برای شمارش اعداد بنام پروستافیز وجود داشت که مسیر های کوتاه تری را در اطراف عملیات زمان مانند ضرب و قدرت یابی و جذر یابی آرایه میدهد.
الگوریتم های کمپیوتری برای یافتن راه حل ها بخش مهم از اجبر خطی عدد هستند و نقش مهم در انجینیری، فزیک، کیمیا، علوم کمپیوتر و اقتصاد دارند.
برای حل یک دامنه انتگرال مانند دایره ای از اعداد، یا در ساختار های الجبری دیگر نظریه های دیگری ایجاد شده است، به معادلات خطی در مورد دایره مراجعه کنید.
این اجازه میدهد تا تمام زبان ها و نظریه های فضا برداری (یا به صورت عمومی، مدل ها) قابل تحمل باشند.
چنین سیستم به عنوان یک سیستم تعریف نشده شناخته میشود.
سیستم دوم یک راه حل خاص دارد، یعنی تقاطع دو خط.
هر یک از این دو معادله یک راه حل مشترک دارند.
سیستمی از معادلات که سمت-چپ آن بطور خطی مستقل است همیشه ثابت است.
این یک سیستم معادله با مساوات و معادله و مساوات مجهول تولید میکند.
نوع 3: به یک ردیف مضرب سکالر دیگری اضافه کنید.
به عنوان مثال، سیستم های با ساینمتریک خاص مثبت متقارن با تجزیه چالسکی میتواند دو برابر سریعتر حل شود.
رویکرد کاملاً متفاوتی اغلب برای سیستم های بسیار بزرگ اتخاذ میشود که در غیر این صورت زمان یا حافظه بیشتری را میگیرد.
این راه را برای دسته ای از میتود های تکراری هموار میکند.
در ریاضیات، یک سلسله، عمدتاً یکی پس از دیگری برای یک کمیت شروع به عملیه جمع کردن مقدار های غیرمحدود را تشریح میکند.
علاوه بر تطبیق پذیری آنها در ریاضیات، سلسله لایی تنهایی در سایر رشته های کمی مانند فزیک، کمپیوتر ساینس، احصاییه و امور مالی نیز بطور گسترده استفاده میشود.
پارادوکس اکایلس از زینو و لاک پشت این مشخصه ضد روال معمول مجموع لایتناهی را توضیح میکند: اکایلس به دنبال یک سنگ پشت میدود،‌ مگر زمانیکه در ابتدای مسابقه او به موقیعت سنگ پشت میرسد، سنگ پشت به موقیعت دوم رسیده است؛ وقتیکه او به این موقیعت دوم میرسد، سنگ پشت در موقیعت سوم است، و همین قسم پیش میرود.
این استدلال ثابت نمیکند که مجموع برابر با 2 است (اگرچه اینطور است)،اما ثابت میکند که این مجموع بزرگتر از 2 است.
امتحانات برای تقارب متحد شامل M-تست ویرستراس، تست تقرب اتحاد ابیل، تست دینی، و معیار کاوچی میشود.
تقارت روی سیت های فرعی داخل صفحه تقارب بسته و محدود (که متراکم است) شده متحده است: این باید گفته شود، که این روی سیت های متراکم بشکل متحد همگرا است.
سلسله هیلبرت-پوینکاری سلسله برق رسمی است که برای مطالعه الجبر درجه بندی شده استفاده میشود.
در قرن 17م، جیمز گریگوری روی یک سیستم اعشاری جدید از سلسله های لایی تنهایی کار کرد و چندین سلسله از میکلورین را منتشر کرد.
کاچی (1821) بر امتحان های سخت وحدت تاکید میکند; وی خاطر نشان کرد در صورت ترکیب این دو سلسله، تولید آنها ضروری نیست و با آن کشف ستاندرد های موثر آغاز میشود.
میتود تجمیع تابعی از محدود کردن سیت های متنوع به یک زیر مجموعه است که مفهوم کلاسیک متقابل را با دقت گسرش میدهد.
محققان هندی حداقل برای قرن 12م از فورمول فکتوریل استفاده میکردند.
در زبان های تابعیِ، تعاریف تکراری اغلب به طور مستقیم برای توصیف وظایف تکراری بکار میروند.
تطبیق های دیگر(مانند سافتویر های کمپیوتر مانند پروگرام های صفحه اکسل) اکثراً ارزشت های بزرگ را مدیریت میکند.
در مقایسه با پیکوویر، سوپرفکتوریل هاپیپفکتوریل نسبتاً کند رشد میکند.
به طور نسبی، چنین راه حل های ساده ای برای واقیعت وجود ندارد; هیچ ترکیب محدودی از اعداد، محصولات، توان ها، توابع اضافی یا لوگاریتم برای توصیف کافی نخواهد بود; اما میتوان با استفاده از ابزارهایی مانند مطلق و محدودیت ها از محاسبات فورمول های عمومی را یافت کرد.
ادغام هایی که تا اینجا بحث کردیم توابع انتقالی هستند، اما فعالیت گاما نیز از ادغام توابع الجبری ناشی می شود.
با درنظر گرفتن محدودیت ها، برخی از محصولات منطقی با تعداد لایی تنهایی فکتور را میتوان با عملکرد گاما نیز ارزیابی کرد.
تاریخچه آن، به ویژه در مقاله ای توسط فیلیف جی دیوس که در سال 1963 جایزه چووینیت را برای او به ارمغان آورد، نشان دهنده بسیاری از پیشرفت های بزرگ در ریاضیات از قرن 18م است.
بجای پیدا کردن ثبوت برای هر فورمول، ارزش دارد که یک میتود عمومی برای شناسایی فعالیت گاما داشته باشیم.
به هر صورت، به نظر نمیرسد که فعالیت گاما با هیچ معادله مساوات ساده ای مطابقت داشته باشد.
قضیه بوهر-مولرپ مفید است زیرا اثبات یک اصلاح کننده لوگاریتمی برای فورمول های مختلف مورد استفاده برای تعریف فعالیت گاما نستباً آسان است.
هنگامیکه کمپیوتر های الکترونیکی برای تولید جداول در دهه 1950 در دسترس قرار گرفتند، جداول گسترده زیادی برای عملکرد گاما پیچیده برای پاسخگویی به تقاضا منتشر شد، از جمله جدول دقیق از 12 رقم اعشار در ایالات متحده سازامان ملی ستندرد ها.
در ساینس، یک فورمول راه کوتاه برای بیان اطلاعات به صورت نمادین است، مانند فورمول ریاضی یا فورمول کیمیاوی.
در ریاضیات، یک فورمول معمولاً به شناسایی اشاره دارد که یک عبارت ریاضی را با گزاره ای دیگر، مهمتر از همه با قضایای ریاضی برابر میکنند.
این قراداد، اگر چه در یک فورمول نسبتاً ساده اهمیت کمتری دارد، به این معنی است که ریاضیدانان میتوانند به سرعت فورمول های را که بزرگتر و مغلق تر است، مدیریت کنند.
بطور مثال، H2O یک فورمول کیمیاوی است برای آب است که مشخص میکند هر مالیکول از دو اتوم هایدروجن(H) و یک اتوم (O) اکسیجن تشکیل شده است.
در فورمول های تجربوی ، این نسبت با عنصر کلیدی و سپس تعداد اتوم های عناصر دیگر در ترکیب-به عنوان نسبت عنصر کلیدی-شروع میشود.
اگر چه، برخی از انواع ترکیبات غیر علمی را نمیتوان به صورت فورمول های تجربوی که فقط شامل اعداد کامل هستند نوشت.
انواع مختلفی از این فورمول ها، از جمله فومول های مالیکولی و فورمول های متراکم وجود دارد.
توابع اساساً برای تصور کردن این بودند که چگونه یک کمیت متفاوت به کمیت دیگری بستگی دارد.
"این تعریف از""گراف" به یک جفت اشاره دارد. "
هنگامیکه یک دامنه و یک همدامنه ترکیبی از اعداد واقعی هستند، هر یک از این جفت ها ممکن است به عنوان مختصات کارتیسین یک نقطه در یک صفحه در نظر گرفته شود.
گاهی اوقات، میتوان آن را با عملکرد شناسایی کرد، اما تفسیر معمول از عملکرد را به عنوان یک پروسه پنهان میکند.
یک نقشه میتواند هر سیت ای را به عنوان همدامنه خود داشته باشد، اگرچه، در برخی زمینه ها، به ویژه در کتاب های قدیمی، تابع همدامنه معمولاً سیت از اعداد اصلی یا مختلط است.
مثال رایج دیگر عملکرد خطا است.
سلسله برق را میتوان در ان زمینه برای تعریف وظایف استفاده کرد در جایی که یکجا با هم کار میکند.
سپس، میتوان از زنجیره قدرت برای گسترش دامنه عملکرد استفاده کرد.
این قسمت ممکن است نموداری ایجاد کند که نشان دهنده تابع(بخش) باشد.
این فکتورگیری متعارف است.
در آن زمان، فقط توابع مقدار واقعی یک متغییر واقعی در نظر گرفته میشد و همه توابع صاف مفروض می شد.
در حال حاضر توابع در تمام زمینه های ریاضیات استفاده میشود.
بنا بر این توابع مثلثاتی یک مثلث با توابع مثلث ها تعریف میشوند، جایی که توابع مثلثاتی یکنواخت هستند.
استفاده از مفهوم وظایف چند-ارزشی هنگام در نظر گرفتن توابع مرکب، به ویژه وظایف تحلیلی، واضح است.
این نوع تابع مقدار اصلی تابع نامیده میشود.
تابع برنامه نویسی نمونه برنامه نویسی است که شامل ایجاد برنامه هایی با استفاده از روال های فرعی است که مانند توابع ریاضی رفتار می کنند.
"به جز در اصطلاحات زبان کمپیوتر تکنالوژی، "تابع" به معنی ریاضی معمول در علوم کمپیوتر است.
اصطلاحات توسط قانون های خاصی اداره میشوند، (د-معادله، تفریق و تبدیل) ، که اصل نظریه هستند و ممکن است به عنوان قانون های محاسبه تعبیر شوند.
نیکولاس چکیت از فورم نمایی یادداشت در قرن 15م استفاده کرد و پس از آن هینریکوس گرامیتس و مایکل ستیفیل در قرن 16م استفاده کردند.
به این ترتیب آنها چند جمله ای مینوسند، به طور مثال، همچون.
نتیجه همیشه یک عدد واقعی مثبت است و هویت ها و ویژه گی های نشان داده شده برای کامل بودن بالا با این تعاریف برای مصرف کننده اصلی مطابقت دارند.
این تابع معادل جذر معمولی رادیکاندی های واقعی مثبت است.
این نقطه شروع نظریه ریاضی نیمه هادی ها است.
ما دوباره میتوانیم سیت N را با عدد اصلی n جایگزین کنیم تا Vn بدست بیاوریم، اگر چه بدون انتخاب یک مجموعه سیت خاص با عدد اصلی n، فقط تا یکرختی تعریف میشود.
نیکولاس بورباکی، عناصر ریاضیات، تیوری سیت ها، سپرینگ-ورلاگ، 2004، III. 3§. 5.
تکرار کردن تیتراشن باعث عمل دیگری میشود، و به همین ترتیب مفهومی بنام هایپرپریشن.
در تنظیمات ترتیب شده، توابع نمایی رابطه ای را مدل میکنند که یک تغییر ثابت در متغییر مستقل به همان تغییر متناسب در متغییر وابسته(آن، فیصدی افزایش یا کاهش) میدهد.
خاصیت این فعالیت منجر به رشد اضطراری یا تخریب اضطراری میشود.
بطور مشابه، ترکیب توابع(تحلیلی) همیشه در آن است.
سپس میتوان زنجیره ای از تغییرات ایجاد کرد که با هم ترکیب میشوند، عبارتند از.
این یادداشت دیگر پسوند یادداشت نامیده میشود.
دسته مجموعی هایی که به عنوان ریختی ها عمل میکنند، دسته نمونه اولیه هستند.
بطور مثال، دسیبل (dB) واحدی است که به عنوان لوگاریتم برای بیان نسبت ها، بیشتر برای قدرت و طول سیگنال استفاده میشود(فشار صدا کی مثال عام است).
آنها به توضیح نسبت فرکانس وقفه های موسیقی کمک میکنند، در فومول هایی ظاهر میشوند که اعداد اصلی یا عوامل نزدیک را می شمارند، مدل های خاصی را در فزیک روانی اطلاع میدهند، و میتوانند در محاسبات قانونی کمک کنند.
عدد بعدی 4 است همانیکه تعداد 1430 اعداد است.
قبل از اختراع ناپیر، تخنیک های دیگر مشابه، مانند استفاده از پروتز یا میز های رشد وجود داشت که بطور گسترده توسط جوست بیرگ در حدود سال 1600 توسعه یافت.
صحبت در مورد یک ارجاع نزدیک به نیاز به اعداد بیشتر در لوگاریتم عمومی، است و ارشمیدس از آن به عنوان "ترتیب اعداد" یاد میکند.
این نوع میتود ها بنام پروستافیریسیس یاد میشود.
بطور مثال، هر حجره پوست جانورشناسی یک کاپی تقریبی از بعدی، است که با یک عامل ثابت مقیاس بندی شده است.
لوگاریتم همچنان به خود-شباهت وابستگی دارد.
این برای ضایع کمیت از داست دادن سطوح ولتاژ در انتقال سیگنال های برقی ، برای توضیح سطوح توان صدا ها در صدا شناسی و جذب نور در زمینه های طیف سنجی نورشناسی استفاده میشود.
سرکه معمولاً pH 3 دارد.
اگر چه، "این" "قانون" نسبت به اکثر مدل های آخر، مانند قانون قدرت ستیونز، کمتر واقع بینانه است.) "
هنگامیکه لوگاریتم یک متغییر تصادفی دارای توزیع نورمال است، به آن متغییر میگویند که توزیع لوگاریتم نورمال داشته باشد.
برای چنین مدل، عملکرد احتمال به حداقل یک پارامتر بستگی دارد که باید تخمین زده شود.
بطور مشابه، الگوریتم پسوند ادغام لیست را به نصف تقسیم میکند و یک لیست تصادفی راه با مرتب سازی ابتدا قبل از ترکیب نتایج مرتب میکند.
توضیح کننده لیپونوف از لوگاریتم برای اندازه گیری میزان اختلال در سیستم دینامیکی استفاده می کنند.
مثلث سرپینسکی (تصویر) را میتوان با سه ماکت پوشاند که هر کدام نصف اضلاع طول اصلی را دارند.
مثال دیگر لوگاریتم p-adic، تابع معکوس نمایی p-adic است.
انجام توضیحات را میتوان به صورت موثر انجام داد، اما اعتقاد بر این است مه محاسبه لوگاریتم های جداگانه در برخی گروپ ها بسیار سخت است.
جذر مربع منفی اعداد را میتوان در قالب اعداد مرکب مورد بحث قرار داد.
در هند باستان، دانش جنبه های نظری و کاربردی جذر های مربع و مربع حداقل به قدمت سیلبا سوتراس بود، که قدمت آن به حدود800-500 قبل از میلاد میرسد(احتمالاً بسیار زود).
حرف jīm شبیه شکل جذر مربع فعلی است.
این یک مفهوم مهم از انحراف ستاندرد را تعریف میکند که در نظریه احتمال و احصایه استفاده میشود.
اکثر ماشین حساب های جیبی دارای یک کلید جذر مربع هستند.
پیچیدگی زمان برای محاسبه یک جذر مربع n با ضرب دو عدد n رقمی مساوی است.
مشکلات هیلبریت در ریاضیات دو یا سه مشکل است که در سال 1900 توسط ریاضیدان آلمانی دیوید هیلبریت منتشر شد.
مانند مشکلات دیگر، مانند 5م، کارشناسان به طور مرسوم بر یک تفسیر واحد توافق کرده اند و برای تفسیر پذیرفته شده راه حلی آرائه میدهند، اما مشکلات حل نشده نزدیک به هم وجود دارد.
دو مشکل وجود دارد که نه تنها حل نشده است بلکه ممکن است واقعاً با استندرد های مدرن حل نشود.
بیست-ویک مشکل دیگر نیز قابل توجهی قرار گرفته است، و در پایان قرن بستم کار بر روی این مشکلات از اهمیت بیشتری برخوردار بود.
هیلبریت 12 سال زندگی کرد بعد از اینکه کورت گودیل نظریه خود را منتشر کرد، مگر قسمی آشکار نمیشود که به کار گودیل کدام پاسخ رسمی نوشته کرده باشد.
هیلبریت از نظر او که هر مسئله ریاضی باید حل شود، این اجازه را میدهد که راه حل اثباتی برای غیر ممکن بودن مسئله واقعی باشد.
اولین مورد توسط برنارد دوارک اثبات شد; دو اثبات اول کاملاً متفاوت از طریق هم شناسی ℓ-adic ارائه شده، توسط الکساندر گروتندیک.
اگر چه، پیشبینی های ویل در زمینه خود، مانند یک مشکل هیلبریت بود، و ویل هرگز آنها را به عنوان برنامه ای برای تمام ریاضیات نخواست.
Erdős معمولاً جوایز نقدی ارایه میدهد; اندازه پاداش بستگی به اندازه مشکل دارد.
حداقل در رسانه های جریان اصلی، انالوگ واقیعت قرن 21م هیلبرایت فهرست از هفت مسئله میلانیم پرایز پرابلیمز است که توسط انستیتیوت ریاضیات کلای در طول دهه 2000 انتخاب شده است.
نظریه ریمن بخاطر ظاهر شدن اش روی لیست مشکلات هیلبرت، لیست سمال، لیست مشکلات جایزه هزارساله، و حتی گمانه‌زنی های ویل، در چهره هندسه‌ی اش قابل توجه است.
1931، 1936 3م با در نظر گرفتن دو چند وجهی با حجم مساوی، آیا همیشه میتوان اولین را به قطعات چند وجهی بسیار محدودی قطع کرد که میتواند برای تولید بار دوم یکجا شود؟
-12 قضیه کرونکر-ویبر به میدان هر تعداد از اعداد منطقی در ابیلیان گسترش می یابد
1959 15 اساس دقیق برای شوبرت
1927 18م (الف) آیا چند وجهی وجود دارد که فقط کاشی کاری نامساوی در سه بعدی بپذیرد.؟(ب) متراکم ترین بسته بندی کره چیست؟
اعداد یک موضوع ریاضیکی است که برای شمردن، اندازه گیری و علامت استفاده میشود.
"در سطح جهانی، اعداد فردی را میتوان با نماد های نشان داد که اعداد نامیده میشود; بطور مثال ""5"" عددی است که نشان دهنده عدد پنج است. "
محاسبات با اعداد با عملیه های ریاضی از جمله جمع، تفریق، ضرب تقسیم، و نما توضیح انجام میشود.
جیلسدورف، توماس ای، اساسات ریاضیات کلتوری:‌ با قضایای موردی در اوتومیس و اینکاها، جان ویلی و پسران،‌ 24 فبروری 2012. ریستوو، ایس ریاضیات در جامعه و تاریخ، سپرینجر ساینس و رسانه تجارتی، 30 نومبر 1992.
در طول قرن 19م، ریاضیدانان شروع به ایجاد انتزاعات مختلف کردند که ویژگی های منحصر به فرد اعداد را به اشتراک می گداشتند و میتوان انرا به عنوان گسترش مفهوم تلقی کرد.
سیستم حسابداری مفهموم از قیمت مکانی فضایی ندارد (مثل نماد اعشاری مدرن) که نمایش آنرا از اعداد بزرگ محدود میکند.
براهماگوپتا Brāhmasphuṭasiddhānta نخستین کتاب است که صفر را به عنوان یک عدد ذکر کرده است، بنابر این معمولاً براهماگوپتا اولین کسی است که مفهوم صفر را تدوین کرده است.
در همین راستا، Pāṇini(قرن 5م قبل از میلاد) از محرک صفر (صفر) در اشتادهاییی استفاده کرد که اولین نمونه گرامر الجبری بود زبان سانسکریت است (همچنان نگاه کنید به پانگلا).
در سال 130پس از میلاد، بطلیموس، تحت تأثیر بقراط و بابلی ها، اگر از الفبای یونانی استفاده نمیکرد، از نمادی در سیستم اعداد جنسیتی برای 0 (دایره کوچک با یک نوار دراز) استفاده کرد.
مرجع قبلی دیوفانتوس توسط ریاضیدان هندی براهماگوپتا درسال 628 در Brāhmasphuṭasiddhānta به صراحت مورد بحث قرار گرفت، که از اعداد منفی برای تولید منفی فورمول درجه دوم فورم عمومی استفاده کرد که امروزه مورد استفاده قرار میگیرد.
در همزمان، چینایی ها از اعداد منفی را با کشیدن یک خط راست در سمت راست تر ین رقم غیر صفر عدد مثبت مربوطه نشان میدادند.
ریاضیدانان کلاسیکی یونانی و هندی به عنوان بخشی از مطالعه عمومی نظریه اعداد،‌ مطالعاتی در مورد نظریه اعداد حقیقی انجام دادند.
مفهوم کسر اعشاری ارتباط نزدیک با نماد ارزش مکانی اعشاری دارد، به نظر میرسد این دو در کنار هم توسعه یافته است.
با هر حال پیتاگورس به مطلقیت اعداد باور داشت، و نمیتوانست بود شماره های غیر منطقی را قبول کند.
در قرن 17م، ریاضیدانان عموماً از کسر های اعشار با نشانگذاری مدرن استفاده می کردند.
در 1872، انتشار تیوری کارل وییستراس (از طرف شاگردان او ای کوساک)، ایوارد هاین، جورج کانتور، و ریچارد دیدکیند بمیآن آورده شد.
ویرستراس، کانتور، و هین تیوری های خود را روی سلسله لایتناهی اساس گذاشتند، درحالیکه دیدیکیند تیوری خود را روی یک بریدگی (سکینت) استوار دید در سیستم تمام اعداد منطقی، که آنها را به دو گروپ که دارای ویژگی خاص مشخص بودند.
بنا بر این لازم بود مجموعه وسیعی از اعداد الجبری (همه راه حل های معادله پولینومی) را در نظر بیگیریم.
ارسطو مفهموم مرسومی غربی از لایی تنهایی ریاضی را تعریف کرد.
اما پیشرفت بزرگ بعدی در تیوری توسط جورج کانتور انجام شد; در سال 1895 او کتابی را در مورد نظریه جدید خود منتشر کرد، از جمله،‌اعداد انتقالی را معرفی کرد و فرضیه تداوم را مطرح کرد.
"یک نسخه هندسی مدرن از لایی تنهایی توسط پروژه هندسه آرایه شده است، همانیکه یک "" نقطه ایده ال لایی تنهایی""، را برای هر جهت معرفی میکند. "
نظریه نمایش گرافیکی اعداد مرکب در رساله های الجبری والس دی در سال 1685 ظاهر شد.
در 240 BC، اراتوستینس از سایف اراتوستینس استفاده کرد تا بتواند بزودی از اعداد های طبیعی جدا بسازد.
نتایج دیگر در مورد توزیع اعداد اولیه شامل ثبوت یولر است که مجموع متقابل های اعداد اولیه انشعاب میابد، و حدس گولدبک که استدلال میکرد که هر عدد جفت به اندازه بزرگ حال جمع دو عدد اولیه است.
به طور مرسوم، سلسله اعداد طبیعی از 1 آغاز میشود(0 حتا برای یونانی باستان عددی در نظر گرفته نمی شد.)
بر این اساس در سیتسم 10، عدد سمت راست عدد طبیعی دارای ارزش مکانی 1 است و هر عدد دیگر دارای ارزش مکانی ده برابر ارزش مکانی عدد سمت راست آن است.
اعداد منفی معمولاً با علامت منفی نوشته میشود(علامه منفی).
اینجا حرفZ می آید.
کسر میتواند بزرگتر، کوچکتر، و مساوی با 1 باشد همچنان میتواند مثبت، و منفی، و 0 باشد.
پرگراف ذیل اساسا تمرکز میکند بالای اعداد مثبت واقعی.
بنا بر این، بطور مثال، یک نیم 0.5 است، یک پنجم 0.2 است، یک ده 0.1 است، و یک پنجم 0.02 است.
نه تنها این مثال های مهم بلکه تقریباً تمام اعداد واقعی غیر منطقی هستند و بنا بر این هیچ نمونه تکراری وجود ندارد و به همین خاطر اعداد وابسته به دهه مربوطه را ندارد.
از آنجایی که حتی رقم دوم پس از یک دهه نیز حفظ نشده است، اعداد زیر قابل توجل نیستند.
بطور مثال، 0.999…، 1.0، 1.00، 1.000، …، همه نشان دهنده عدد طبیعی 1 هستند.
بالاخره، اگر تمام ارقام در اعداد 0 باشد، عدد 0 است، و اگر تمام ارقام در یک عدد تمام نشدنی حلقه 9 باشند، شما میتوانید 9 را از سمت راست مکان اعشاری دور انداخته و یک را به حلقه نه ها به طرف چپ مکان اعشاری اضافه کنید.
بنا بر این اعداد حقیقی سیت فرعی اعداد مرکب هستند.
بنیانگذار قضیه الجبر تاکید بر این میکند که شماره های مرکب ساحه بسته الجبری را میسازد، به این معنی که هر ضریب مرکب پولینومی ریشه ای دارد در اعداد مرکب.
اعداد طبیعی برای بیشتر از 2000 سال بصورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفته ومنتج به پرسش های زیادی شده است که تنها به تعدادی از آنها پاسخ داده شده است.
به اعداد حقیقی که اعداد منطقی نیستند اعداد غیر منطقی میگوند.
اعداد محاسبه پذیز برای همه عملیات های عادی ریاضی، از جمله محاسبه ریشه های چند پولینومی، پایدار هستند و بنابر این یک بخش واقعا متصل را ایجاد میکند که حاوی اعداد الجبری اصلی است.
یکی از دلایل این است که هیچ الگوریتم برای ازمایش دو عدد مساوی محسابوی وجود ندارد.
سیستم اعدادی که نتایج آن به چه مبنایی برای اعداد استفاده میشود بستگی دارد: هر اساس ای ممکن است، اما اساس عدد اصلی بهترین ویژه گی های ریاضی را ارايه میکند.
اولی سیت را ترتیب میکند، و بعدی آن را اندازه میگیرد.
این ستندرد اساس اعداد مرکب هواپیما کارتیزین را میسازد، که هواپیما پیجیده نامیده میشود.
اعداد مرکب به اندازه مطلق یک دایره واحد را تشکیل میدهد.
در رنگ کردن دامنه ابعاد محصول با رنگ و روشنایی نشان داده میشود.
در پایان کار بالای پولینومی عمومی راه را برای قضیه الجبر بنیادی باز کرد، همانیکه نشان میدهد که همراه با اعداد مرکب، برای هر معادله یک درجه ای یا بالاتر راه حل وجود دارد.
یادداشت ویسل در جریان اکادمی کوپنهاگن آشکار شد اما به شکل وسیع قابل توجه قرار نگرفت.
بعدا در تیوری عمومی نوسیندگان کلاسیک شامل میباشد ریچارد دیدکیند، اوتو هولدر، فیلیکس کلین، هنری پوینکار، هیرمن شوارز، کارل وییرستراس و غیره.
استفاده اعداد تخیلی تا به کارکرد لیون هارد ایولر (1707–1783) و کارل فریدریک گاوس (1777–1855) بشکل گسترده قبول نشده بود.
اعداد گویا کوچکترین گروپ و کوچکترین حلقه دارنده اعداد طبیعی را تشکیل میدهد.
این نمونه تمام اشیاء با چنین ساختار الجبری میباشد.
انواع اطلاعات تخمین زنی عدد گویا با طول ثابت (یا سیت های فرعی) در چندین زبان برنامه نویسی (مانند Algol68، C، Java، Delphi، وغیره) انت یا گویا معنی میشود.
این مختصات قابل ثابت شدن اعداد منطقی و سیستم های اعداد موقیعتی میباشد، و منحیث تعاریف در ریاضیات استفاده نشده است.
بخاطریکه مثلث متساوی الساقین است، a = b).
بخاطریکه c جفت است، تقسیم c بر 2 حاصل اش یک عدد گویا میگردد.
تعویض کردن 4y2 برای c2 در معادله اول (c2 = 2b2) به ما 4y2= 2b2 میدهد.
بخاطریکه b2 جفت است، b باید مساوی باشد.
به هر حال این فرضیه اینکه آنها هیچ ضریب مشترک ندارد را رد نمود.
هیپاسوس، اما، برای تلاش هایش تشویق نشد: نظر به یک افسانه، او زمان که در بحر بود اکتشاف خود را انجام داد، و متعاقباً توسط فیثاغورثیان اش به کشتی انداخته شد ...”برای اینکه یک عنصر را در جهان بوجود آورد که ...دوکتورین اینکه تمام پدیده ها در جهان میشود به اعداد تام و نسبت هایش تبدیل شود را رد کرد. “
بطور مثال، یک بخش خط را در نظر بگیرید: این بخش نصف شده میتواند، ان نصف اش باز هم نصف میشود، ان یک نصف باز هم نصف میشود، و همین گونه پیش میرود.
این فقط چیزی بود که زینو در تلاش ثابت کردن اش بود.
در اذهان یونانی ها، رد نمودن اعتبار یک دید لزوماً دید دیگر را اعتبار نمی بخشید، و از اینرو تحقیقات بیشتر باید که انجام میشد.
یک انداره ...یک عدد نبود مگر نمایندگی از اجسام مانند بخش های خط، زوایا، ساحات، حجم ها، و وقت کی میتوانست طوریکه ما خواهد گفتیم بصورت متداوم تغییر میتوانست.
بخاطریکه هیچ قیمت های کمی به اندازه ها منصوب نشده است، از اینرو اکسودوس قادر بود تا هر دو نسبت های قابل مقایسه و غیرقابل مقایسه را با تعریف یک نسبت از لحاظ اندازه، و تناسب منحیث یک برابری بین دو نسبت در نظر بگیرد.
غیرقابل مقایسه بودن با عناصر ایوکلید کتاب X، پیشنهاد 9 سروکار داشت.
در حقیقت، در بسیاری قضایا مفاهیم الجبری به شرایط هندسه‌ی اصلاح شدند.
درک کردن اینکه بعضی مفاهیم در تیوری موجود در مخالفت با حقیقت بود نیازمند یک بررسی کامل و جامع اصول و فرضیه های که اساس ان تیوری را تشکیل میداد بود.
"اما،‌ مورخ کارل بنیامین بویر مینویسد که چنین استدلال ها بصورت درست توسط شواهد حمایه نشده و غیرمحتمل است که درست باشد"". "
ریاضیدانان مانند براهماگوپتا (در 628 AD) و باسکارا اول (در 629 AD) کارکردهای در این ساحه انجام دادند طوریکه ریاضیدانان متعاقب آنها انجام داد.
سال 1872 شاهد چاپ نشریات تیوری های کارل ویرستراس (توسط شاگرد اش ارنست کوساک)، ادوارد هین (ژورنال کریل،‌ 74)، جورج کانتور (انالین، 5)، و ریچارد دیدیکیند بود.
ویرستراس، کانتور، و هین تیوری های خود را روی سلسله لایتناهی اساس گذاشتند، درحالیکه دیدیکیند تیوری خود را روی یک بریدگی (سکینت) استوار دید در سیستم تمام اعداد منطقی، که آنها را به دو گروپ که دارای ویژگی خاص مشخص بودند.
دیریکلیت همچنان به تیوری عمومی اضافه کرد، طوریکه همکاری کنندگان بیشمار این کار را با کاربردهای این موضوع کرد.
این استدلال میکند که هر عدد گویا یک تقسیم بندی منحصر به فرد در اعداد اولیه دارد.
برای نشان دادن این، فرض کنید که ما عدد گویا n را بر m (جاییکه m صفر نباشد) تقسیم میکنیم.
اگر 0 واقع نشود، بعد الگوریتم میتواند به بسیاری از مراحل 1 m بدون استفاده هر باقیمانده بیش از یکبار پیش رود.
"در ریاضیات، اعداد طبیعی آنهایی هستند که برای شمارش (مانند این مثال، ""شش سکه روی میز است"") و ترتیب (مانند این مثال، ""این سومین شهر بزرگ در کشور است"") بکار میرود. "
این زنجیره های پسوندها اعداد طبیعی را از نظر کانونی در سیستم های اعداد دیگر جاسازی (تعریف) مینمایند.
نخستین پیشرفت عمده در نظریه استفاده ارقام برای نشان دادن اعداد بود.
